کانال محمد امین مروتی
1.73K subscribers
1.97K photos
1.66K videos
142 files
2.91K links
Download Telegram
گفتار فلسفی


جماعت گرایی یا "کمونیتارینیسم"

محمدامین مروتی


جماعت گرایی یا "کمونیتارینیسم" در دهة 1990 تحت تاثیر آراء جان رالز، به وجود آمد. نام های برجستة این نحله عبارتند از: مایکل سندل (زاده ۱۹۵۳ )، مایکل والرز (متولد 1935)، چارلز تیلور (زاده 1931) و الساندر مک اینتایر (زاده ۱۹۲۹).

رالز در کتاب "عدالت به مثابة انصاف"، عدالت را اصل محوریِ اخلاق فضیلت گرای خود قرار می دهد. جان رالز لیبرالی بود که در صدد تعدیل لیبرالیسم و گنجاندن نظریة عدالت در دل آن بود. او به اصطلاح یک "لیبرتارین" بود. محور نظریه پردازی های لیبرال، اصالت فرد است در حالی که محور نظریات عدالت محور و برابری خواه -و در صدر آن ها کمونیسم و سوسیالیسم- اصالت دادن به جامعه است.
سوسیالیست ها منافع جمعی را بر منافع فردی ترجیح می دادند و از این مسیر عملاً به استبداد می رسیدند. لیبرال ها هم منافع فردی را بر منافع اجتماعی اولویت می دادند و می گفتند اگر هر کس به دنبال سود خودش باشد، همه از آن منتفع می شوند و دولت باید راه را برای رقابت آزاد آحاد مردم باز کند و خود یک طرف ماجرا نباشد و به نفع هیچ گروهی و طبقه ای وارد معرکه نشود.
شکل تعدیل شدۀ لیبرالیسم، در اندیشة موسوم به "دولت رفاه" تجلی پیدا کرد که نمونة موفق آن سوسیال دموکراسی های اروپایی مثل سوئد و دانمارک و نروژ هستند. آن ها با بستن مالیات های مضاعف به ثروت های بالا، به مقوله ی "تامین اجتماعی" جهتِ تامین حداقل نیاز های بهداشتی و آموزشی و معیشتی برای تمام آحاد جامعه توجه می کنند.

آزادی به مثابه پیش شرط انصاف:
برای رالز، آزادی، پیش شرطِ عدالت و انصاف است. نظر رالز آن‌ است‌ که‌ آزادی‌ انتخاب‌ دقیقاً‌ برای‌ یافتن‌ امور ارزشمند زندگی‌ و تجدید نظر اعتقادات‌ ارزشی‌ ما لازم‌ است.
زندگی‌ هیچکس‌ با هدایت‌ از بیرون‌ و مطابق‌ ارزشهای‌ تحمیلی، بهتر نمی‌شود. زندگی‌ من‌ فقط‌ وقتی‌ بهتر می‌شود که‌ خود من‌ از درون‌ و مطابق‌ با باورهای‌ ارزشی‌ خود آن‌ را هدایت‌ نمایم. چرا باید فکرکنیم دولت، خیر مردم را بهتر تشخیص می دهد در حالی که تجربة تاریخی خلاف آن را ثابت می کند. در واقع هیچکس صلاح خود را بهتر از خود او نمی داند.

اصول جماعت گرایی:
مبنای حرکت جماعت گرایی این است که از طرفی انسان همان موجود اجتماعی است که ارسطو می گوید و هم دارای همان حقوق فردی ای است که کانت بدان باور دارد و هر دو وجه باید مورد توجه باشد. لیبرال ها به وجه اجتماعی و سوسیالیست ها به وجه فردی انسان کم توجهند.

محور مخالفت جماعت گرایان یا "کمونیتارین" ها با لیبرال ها و سوسیالیست ها، هم نفی اصالت فرد و هم نفی اصالت اکثریت و اصالت جماعت است. به نظر کمونیتارین ها، لیبرالیسم، تصویری اتمیستی و ذره گرایانه از هویت انسان دارد. انسان ها هم حقوق فردی دارند و هم حقوق اجتماعی. هم مانند همة انسان ها، حقوق مشترک لیبرالی با سایرین دارند و هم حقّ شبیه دیگران نبودن را دارند و این دومی را لیبرالیسم نادیده می گیرد.
جماعت گرایان -مانند ارسطو- انسان را به عنوان موجودی اجتماعی تعریف می کنند که در انفراد و انزوا، معنی مُحَصّلی ندارد. مفهوم انسان در ارتباط با دیگری شکل می گیرد.
اما این به معنای ترجیح منافع اکثریت جامعه بر اقلیت ها نیست. برغم نظریه سوسیالیست ها، جامعه (society)یک کل یکپارچه و همگن نیست و از جماعت ها (community) و گروه های مختلف با منافع متفاوت تشکیل شده. این تکثر جماعت ها باید به رسمیت شناخته شود تا کار به استبدادِ اکثریت و بدتر از آن استبداد یک حزب و گروه به نام جامعه و به نام اکثریت نرسد. جماعت گرایان به عکس سوسیالیست ها، تمرکز گرا و دولت محور نیستند بلکه کاملا پلورالیست اند و چندفرهنگ گرایی را تایید می کنند.
از آن طرف، برغم نظریة لیبرالی، دولت یک موجود بی طرف و فراطبقاتی نیست. همچنین ارزش های لیبرالی، لزوما جهانشمول نیستند. اصالت جماعت، راه سومی است بین اصالت دادن به جامعة سوسیالیسم و اصالت دادن به فرد لیبرالیسم.
اعلامیة جهانی حقوق بشر به تکثرِ سنت ها و فرهنگ ها بی توجه است. حقوق بشر باید با مفهوم و منافع جماعت ها هم انطباق یابد. برغم استفاده ای که اهل استبداد می خواهند از این آرا به سودِ توجیه استبدادهای قومی و دینی خود بجویند، جماعت گرایی آن چنان که والرز می گوید به معنی نفی ارزش های عام و جهانشمولی مانند آزادی، برابری و تکثر گرایی نیست، بلکه افزودن ارزش های "خاص" و جماعت گرایانه و چند فرهنگی به ارزش های "عام" است.

البته کمونیتارین ها در بین خود نیز اختلافاتی دارند که در هفته بعد بدان می پردازیم.
یادمان باشد:

گاهی ردِّ مهمل، دوبرابرِ تولیدِ آن، انرژی می‌برد.
میگفت تو زندان وقتی میخوان بگن فلانی خیلی خوبه میگن میشه باهاش ابد کشید...

با یکی وارد رابطه بشید که مطمئن باشید "میشه باهاش ابد کشید."

@jamemodern
لبخند شما پشت فرمان به روی هموطن تان، ممکن است یک خیابان بالاتر اثر بگذارد و مانع یک جرو بحث پشت ترافیک بشود.
عجله نکردن شما در پله برقی مترو و هل ندادن یکدیگر، شاید در واگن مترو باعث آرامش روانی بیشتری برای دیگران بشود.
دست گذاشتن روی شانه ی همکارتان و شنیدنِ او ، شاید روزنه ی امید به کسی باشد که فکر می کند هیچ کس او را دوست ندارد...

شاید هم خریدن جوراب از دست فروشی در کنار خیابان اجاره ی خانه اش را کامل کند...


با همین کارهای ساده به خود یاد آوری می کنیم که "ما انسانیم" و به دیگران هم می گوییم "فراموش نمی کنم که تو هم انسانی"!
اگر می خواهیم وطن مان حال بهتری پیدا کند، راهی جز این نداریم...

✍️حسین جمالی پور


https://t.me/philosophy_thinking
کتاب "ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران"نوشته فریدون آدمیت، در نخستین جلد خود به بررسی زمینه‌های فکری، ایدئولوژیک و تاریخی نهضت مشروطه ایران می‌پردازد. این کتاب به ویژه بر مباحث فلسفی و سیاسی تأثیرگذار بر جنبش مشروطیت تمرکز دارد.

مقدمه و زمینه تاریخی

آدمیت در ابتدای کتاب به وضعیت ایران در دوران قاجار اشاره می‌کند. ایران در این دوره تحت سلطه مطلقه شاهان قاجار قرار داشت و فساد، استبداد، و بی‌کفایتی در رده‌های بالای حکومتی به شدت مشهود بود. اقتصاد ایران در این دوران در وضعیت بحرانی بود و دولت نمی‌توانست نیازهای مردم را تأمین کند. در این وضعیت، حرکت‌های فکری و فرهنگی در سطح جامعه آغاز شد که پایه‌گذار جنبش‌های سیاسی مانند نهضت مشروطه بودند.

جایگاه ایدئولوژی در نهضت مشروطه

آدمیت تأکید می‌کند که نهضت مشروطه تنها یک حرکت سیاسی نبود بلکه یک حرکت فکری و ایدئولوژیک نیز بود. این جنبش تحت تأثیر اندیشه‌های غربی، به‌ویژه اندیشه‌های لیبرالی و دموکراتیک قرار داشت. در عین حال، این اندیشه‌ها در ترکیب با شرایط اجتماعی و سیاسی ایران، به شکل خاصی ظهور کردند. مشروطه‌خواهان به دنبال ایجاد نظامی دموکراتیک بودند که در آن حکومت تحت نظارت قانون قرار گیرد.

تأثیر فلسفه غربی

آدمیت نقش فلسفه و اندیشه‌های غربی را در رشد و شکل‌گیری نهضت مشروطه برجسته می‌کند. مفاهیمی چون حقوق بشر، دموکراسی، و قانون‌گرایی از غرب به ایران وارد شد و در میان روشنفکران ایرانی مورد استقبال قرار گرفت. این تأثیرات، به‌ویژه از طریق ترجمه آثار فلاسفه و نویسندگان غربی مانند جان استوارت میل، ژان ژاک روسو و مونتسکیو، به ایرانیان معرفی شد.

نقش روحانیت در نهضت مشروطه

یکی از نکات مهم کتاب، بررسی نقش روحانیت در نهضت مشروطه است. روحانیون در ابتدا مخالف بسیاری از تحولات اجتماعی و سیاسی بودند، اما با گذشت زمان و به‌ویژه در جریان جنگ‌های ایران و روسیه و سپس انقلاب مشروطه، بسیاری از روحانیون به جنبش مشروطه پیوستند. روحانیون به‌ویژه در دفاع از حقوق ملت و مقابله با استبداد شاهنشاهی نقش مهمی ایفا کردند.

جنبش‌های پیش‌ساز مشروطیت

آدمیت به بررسی جنبش‌های فکری و اجتماعی پیش از انقلاب مشروطه، مانند نهضت ترجمه، جنبش‌های اصلاح‌طلبانه، و اندیشه‌های رهایی‌بخش در میان روشنفکران ایرانی می‌پردازد. این جنبش‌ها و افکار پیش‌گام به‌طور غیرمستقیم مسیر مشروطه را هموار کردند.

تأثیر مشروطه بر ساختار سیاسی ایران

در این بخش، نویسنده به تحلیل چگونگی شکل‌گیری نهادهای قانونی و سیاسی جدید در ایران پس از مشروطه پرداخته است. مشروطه‌خواهان به دنبال محدود کردن قدرت شاه و ایجاد یک نظام پارلمانی بودند. آنها خواستار ایجاد قانونی بودند که از سلطنت مستبدانه جلوگیری کند و حق مردم را در حکومت‌داری تأمین نماید.

مبارزه با استبداد

یکی از اهداف اصلی نهضت مشروطه مقابله با استبداد سلطنت قاجار بود. در این راستا، مشروطه‌خواهان با تکیه بر اصول دموکراتیک و حقوقی، خواهان برقراری آزادی‌های فردی و سیاسی در ایران شدند. نهضت مشروطه، به‌ویژه در اوایل، با مشکلات و مقاومت‌های زیادی از سوی دستگاه سلطنت و برخی نیروهای مذهبی و اجتماعی روبه‌رو بود.

نقش روشنفکران و شخصیت‌های برجسته

آدمیت در این بخش به تحلیل نقش روشنفکران و شخصیت‌های برجسته مانند ملکم خان، میرزا آقاخان کرمانی، و عبدالرحیم طالبوف در شکل‌گیری و هدایت نهضت مشروطه می‌پردازد. این شخصیت‌ها با اندیشه‌های نوسازی‌طلبانه و غرب‌گرایانه خود، تلاش کردند تا ایران را از دیکتاتوری قاجار رها سازند.

مشروطه و بحران‌ها

آدمیت در این فصل به بررسی بحران‌هایی که در پی پیروزی مشروطه در ایران پدید آمد، می‌پردازد. برخی از این بحران‌ها عبارت بودند از: اختلافات درون‌سازمانی میان مشروطه‌خواهان، فشارهای خارجی از سوی روسیه و بریتانیا، و ناتوانی در تحقق آرمان‌های دموکراتیک. این مشکلات باعث شد که مشروطه‌خواهان در رسیدن به اهداف خود با چالش‌های جدی روبه‌رو شوند.

نتیجه گیری
آدمیت در انتهای جلد اول کتاب به این نکته می‌پردازد که نهضت مشروطه ایران، با وجود تمامی مشکلات و شکست‌های موقت، به‌عنوان یک نقطه عطف در تاریخ ایران باقی ماند. این جنبش ایدئولوژیک موجب شد که مردم ایران به اندیشه‌های آزادی‌خواهی و دموکراتیک آشنا شوند و در آینده، این ایده‌ها همچنان در جوامع ایرانی ادامه یابد.

کتاب ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران فریدون آدمیت یکی از آثار مهم و تحلیلی در زمینه تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران است که نهضت مشروطه را از منظر ایدئولوژیک و فکری بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که این نهضت تنها یک حرکت سیاسی نبود بلکه یک جنبش فکری بزرگ بود که تاثیرات عمیقی بر آینده ایران گذاشت.
@Beheshteketab
ایدئولوژی_نهضت_مشروطیت_ایران_از_فریدون_آدمیت_جلد_اول.pdf
10.4 MB
ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران
نوشته‌ی : فریدون آدمیت
جلد نخستین
@Beheshteketab
مجلس_اول_و_بحران_آزادی_جلد_دوم_ایدئولوژی_نهضت_مشروطیت_ایران_از_فریدون.pdf
8.1 MB
ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران
نوشته‌ی: فریدون آدمیت
جلد دوم: محلس اول و بحران آزادی
@Beheshteketab
خودشناسی و سبک زندگی


صلح کل

محمدامین مروتی

صلح درون پیش شرط صلح برون است. مادامی که انسان با خودش در صلح نباشد، به طریق اولی نمی تواند با دیگری در صلح باشد:
گَرنه نَفْس از اَنْدَرون راهَت زدی
رَهْ‌َزنان را بر تو دستی کِی بُدی؟ (دفتر سوم)
اما این صلح درونی، چه ویژگی هایی دارد؟ صلح درون یک حال و کیفیت است که انسان واجد آن، نوعی آرامش، طمانینه، سکینه قلبی، خرسندی و بهجت درونی، تامل و تانی و نوعی وجدان راحت را حس و تجربه می کند. وقتی چنین تجربه ای حاصل شد، این حس معطوف به بیرون می شود و نوعی شفقت و مهر نسبت به دیگران در خود حس می کند. یعنی صلح درون به صلح برون پیوند می یابد و بهشتی در درون سالک برپا می شود:
من که صلحم دائماً با این پدر
این جهان چون جنّت استم در نظر

5 دی 1403
یادمان باشد:

و عادتِ زمانه همین است که هیچ چیز بر یک قاعده بِنمانَد و تغییر به همه چیزها راه یابد.(تاریخ_بیهقی)
#انوری


انوری در طنز، دستی توانا داشت؛ این رباعی طنزآمیز ایشان در مفهوم "نکوهش بی‌توجّهی حاکمان جورپیشه به مردم و نشنیدن صدای آنان" و همینطور عمر جاودانه و طولانی مسؤلان نیز خواندنی است:

ای خواجه! رسیده است بلندیت به جایی
کز اهلِ سماوات به گوشِ تو رسد صوت


گر عمر تو چون قدّ تو باشد به درازی
تو زنده بمانی و بمیرد مَلک‌الموت




کانال ادبی ویر


@vir486
این قافله ی عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش ار پیاله را که شب میگذرد

https://t.me/ostad_amirkani
🖊مروری بر مواضع اولیه چریک های فدایی خلق در پنجاهمین سالگرد واقعه سیاهکل

📚روشنفکری و تروریسم

📥محمد برزویی

🖇اگر از کنار معدود چهره های تئوریک و محدود کوشش های نظرورزانه سنت چپ در ایران بگذریم، باقی ماترک این جریان در طول مدت عمر نه چندان طولانی خود، مرده ریگ عملگرایی است که در ادبیات باورمندان به این نحله به «مبارزه» ترجمه شده است. فهم و درک این جریان از اندیشه جهانی چپ، فاقد غنای تئوریک بوده و عمده آن مبتنی بر ترجمه نه چندان دقیق از آثار نه چندان عمیق مارکسیسم بوده که این فهم، متوجه ریشه ها و خاستگاه و پیشینه فلسفه نبوده و مارکسیسم را به صورت انتزاعی و بی پیوند با سنت فلسفی در اروپا دربرگرفته است.

🖇به عنوان نمونه، فهم کل جریان چپ در ایران از هگل، معطوف به نقدها و نظرات مارکسیست ها از این فیلسوف تاثیرگذار بر اندیشه مارکسیسم بوده و در سیاقی دیگر، چپ در ایران از مارکس به هگل می رسد و نه از هگل به مارکس و این مشت نمونه خروار، به خوبی نشانگر سیر ناصوابی است که طی شده است. از منظر یک ناظر بیرونی، آن چه که میراث باقیمانده سنت چپ در ایران، عاید نسل های پس از خود گردیده، مجموعه ای دراماتیک از تعقیب و گریز، مبارزه و مقابله، شکنجه و زندان و مرگ و اعدام است که سویه رادیکالیسم آن، پررنگ تر از هر جنبه دیگر آن می باشد. این عمومات، اصل بوده و استثنا آن را می توان در فعالیت های نظری «تقی ارانی» در قالب مجله دنیا، ترجمه ایرج اسکندری از کتاب کاپیتال مارکس، مکتوبات احسان طبری و معدود دیگر از این نوع فعالیت ها است که در مقایسه با فعالیت های عملگرایانه چپ، بسیار ناچیز، اقل و اندک است.

🖇در عبور از این وضعیت نحیف و لاغر تئوریک، بازار جزوه نویسی با رویکرد استراتژیک و با هدف تحلیل وضعیت جامعه ایران و انشعاب مسیر مبارزه، ساختار حاکمیت سیاسی و شیوه مبارزه بسیار داغ بوده که اوج این جزوه نگاری ها، در نیمه دوم دهه چهل و نیمه نخست دهه پنجاه می باشد. از «مبارزه مسلحانه-هم استراتژی هم تاکتیک» مسعود احمدزاده، تا «ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقاء» امیر پرویز پویان، «وقایع سی ساله اخیر» بیژن جزنی و «جمع بندی سه ساله» حمید اشرف و «شورش یا انقلاب» مصطفی شعاعیان تا جزوه تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق(فرقه رجوی) گونه ها و مثال هایی از این شیوه جزوه نویسی با رویکرد مسائل استراتژیک در میان سنت چپ در ایران است.

🖇البته در بررسی رویکرد و مشی حزب توده می توان به مواردی برخورد که نشان از سبقه پررنگ تر تئوریک در ساختار این حزب کلاسیک چپ دارد و نشانگر توجه رهبران این حزب به اهمیت و ضرورت درک تئوریک از مارکسیسم بوده که از جمله می توان به ترجمه کاپیتال مارکس توسط ایرج اسکندری از سران حزب توده، و ترجمه مانیفست در اردیبهشت ماه 1324 در بنگاه آذر وابسته به حزب توده که نام مترجم در آن به اختصار ن-ش درج گردید و بعدها مشخص شد که این اختصار، همان عبدالحسین نوشین است و ترجمه «اصول کمونیسم» انگلس به قلم عبدالحسین نوشین و «مزد، بها، سود» توسط همین مترجم و به قلم کارل مارکس اشاره کرد.

🖇به این فهرست می توان به ترجمه برگزیده آثار لنین، هجدهم برومر لوئی بناپارت اثر مارکس توسط محمد پورهرمزان از اعضای مرکزیت حزب توده اشاره کرد که به سال 1354 در لایپزیک آلمان شرقی چاپ و منتشر گردید. مجموع این مطالب، روشنگر نکته ای است و آن اینکه سنت چپ در ایران در بدو امر، بهره چندانی از مارکسیسم به مثابه یک مکتب نظری و فکری نداشته و آن چه که امروز از آن بجای مانده، بیش از آن که ارزش تئوریک داشته باشد، واجد حیث تاریخی و عملی است که روایتگر مقطعی از تاریخ پرفراز و نشیب معاصر این مرز و بوم است. در این جستار و در آستانه پنجاهمین سالگرد واقعه سیاهکل، به مطالعه موردی تجربه چریک-های فدایی خلق در حوزه نظری و با نگاه اجمالی به واقعه سیاهکل می پردازیم.

🔹متن کامل این مقاله را می‌توانید در شماره شانزدهم سیاست‌نامه مطالعه کنید.
آیه هفته: اطاعت کورکورانه

وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا‏: ‏و مي‌گويند : پروردگارا ! ما از سران و بزرگان خود پيروي كرده‌ايم و آنان ما را از راه به در برده‌اند و گمراه كرده‌اند. (أحزاب آیه 67)‏
کلام هفته: تداوم ستم

لیس خورِ کفشِ ظالمان، به پهنای زبانِ کفش‌لیس‌هاست و قدرتِ ظلم آنها با طاقتِ تحملِ مظلومان برآورده می‌شود. (احمد شاملو)
شعر هفته:خیرخواهی

خیر کن با خلق، بهر ایزدت
یا برای راحت جان خودت (مولوی)
داستانک:حکمرانی خوب

ذوالنون مصری پادشائی را گفت: شنیده‌ام فلان عامل را که فرستادهٔ بفلان ولایت، بر رعیت درازدستی می‌کند و ظلم روا می‌دارد.
گفت: روزی سزای او بدهم.
گفت: بلی روزی سزای او بدهی که مال از رعیت تمام سِتَده باشد پس به زجر و مُصادره از وی بازسِتانی و در خزینه نَهی، درویش و رعیت را چه سود دارد؟
پادشاه خجل گشت و دفع مَضِرت عامل بفرمود در حال.
سرِ گرگ باید هم اوّل بُرید
نه چون گوسفندانِ مردم دَرید (سعدی / رساله‌ی نصیحه‌الملوک)
1
طنز هفته: دست پُر

با پدر خداحافظی گرمی کردم و برای کار به دیار غربت رفتم و قرار شد بعد از دو سال برگردم کم کم به وقت بازگشتم نزدیک می شد که یکی از دوستانم خبری از پدر و مادر برایم آورد که چند روز پیش دزدی الاغ پدرم را دزدیده و پدر نگران حال الاغ بوده.
از قضا دزد برای خرید میوه و سبزیجات به بازار رفته و بار سنگینی بر روی الاغ می گذارد و خودش در شلوغی بازار مشغول بقیه خرید می شود.
اما خر که راه منزل پدر را می دانسته به جلو درب منزل آمده و با مشکل وارد خانه می شود. پدرم نیز مادرم را صدا می زند که بیا و ببین پسرت دو ساله رفته چیزی برای ما نفرستاده اما الاغ دو روز رفته و با دست پر برگشته!( محمود بیضاوی)