💻 MIZAN | میزان 💻
🔴به این خطبه عقد گوش کنین علیرضا سپاهی از معترضین دی ماه در زندان با مهشاد کشانی در سایه اعدام و پشت میلههای زندان ازدواج کرده بود که خود به پنج سال حبس محکوم شده است. حمله قلبی علیرضا سپاهی اجرای حکم را مدتی به تعویق انداخت، اما جنایتکارانی که جان جوانان…
🔴در تاریخِ حقارت و حرامزادگی اخوند رافضی بنویسید
جوانی را برای اعدام بردن و سکته کرد،
بردن بیمارستان زنده کردن که دوباره بکشن،
فردای سقوط به فكر التماس هم نباشید.
@mizangorup
جوانی را برای اعدام بردن و سکته کرد،
بردن بیمارستان زنده کردن که دوباره بکشن،
فردای سقوط به فكر التماس هم نباشید.
@mizangorup
💔1.76K👍315❤53😁24😢24🕊18👌10🔥9
چه اثری از خودش تو تاریخ گذاشت این دختر ... عشق براش مرزی نداره ...
برای #مهشاد_کشانی که عشق را فراتر از واژهها معنا کرد...
❤️
@mizangorup
برای #مهشاد_کشانی که عشق را فراتر از واژهها معنا کرد...
❤️
@mizangorup
2❤3.22K💔533🕊65😢45😁26👍15🫡12🔥8
🔴تا وقتی چیزی هنوز میتونه تغییر کنه، پایان هنوز آخرین کلمه رو نگفته. برای همین، هر چیزی که هنوز میتونه شکل عوض کنه، برای یک رژیم تمامیتخواه خطرناکه. عشق؛ چون دو نفر رو به چیزی تبدیل میکنه که قبل از هم وجود نداشت: ما. جوانی؛ چون هنوز هیچکس نمیدونه این آدم، ده سال دیگه کیه. آزادی؛ چون یک تصمیم میتونه تمام چیزی رو که از قبل نوشته شده، خراب کنه. مسئلهٔ چنین رژیمی فقط کشتن نیست. مسئله، تمام کردنِ آدمهاست؛ قبل از اینکه فرصت کنن به چیزی تبدیل بشن که قدرت براشون ننوشته.
علیرضا سپاهی و مهشاد فقط با مرگ روبهرو نشدن؛ با چیزی روبهرو شدن که از مرگ هم بزرگتره: دزدیدهشدنِ ترتیب زندگی. هنوز فرصت نکرده باشی چیزی رو از دست بدی، اما مجازاتِ از دستدادنش رو بهت داده باشن. هنوز زندگی نکرده باشی که بفهمی از زندگی چی میخوای، اما مجبور شده باشی با پایانش روبهرو بشی. هنوز «بعدش» شروع نشده باشه، اما «دیگه بعدی وجود نداره» رو بهت تحمیل کرده باشن. زندگی فقط مجموعهای از اتفاقها نیست؛ فاصلهایه که بین اونها داری تا از یکی به دیگری تبدیل بشی. و وقتی اون فاصله رو ازت میگیرن، فقط آیندهت رو نگرفتن. فرصتِ تبدیلشدن به آدمی که میتونستی بشی رو گرفتن.
رژیم با مرگ کار میکنه؛ اما آدمها با یادآوری. رژیم میتونه بدن رو از بین ببره؛ اما نمیتونه تعیین کنه یک انسان، بعد از مرگش، در ذهن کسی چه معنایی داشته باشه. رژیم میخواد یه اسم رو به «متهم» تقلیل بده. عشق، اون اسم رو دوباره به یک انسان برمیگردونه. برای پرونده، علیرضا یه «محکوم» بود. برای مهشاد، مردی بود که قرار بود باهاش زندگی کنه. و این دوتا تعریف، با طناب عوض نمیشن. رژیم تونست پایان علیرضا رو بنویسه؛ اما نتونست آخرین کلمه دربارهٔ علیرضا باشه. چون آخرین کلمهٔ زندگی یه آدم، همیشه چیزی نیست که قاتلش دربارهش مینویسه؛ گاهی چیزیه که کسی که دوستش داشته، بعد از مرگش هنوز ازش به یاد میاره. و برای همینه که مهشاد مهمه. نه بهعنوان زنی که مردی رو از دست داده؛ بهعنوان کسی که هنوز میتونه علیرضا رو از «پرونده» پس بگیره و به «انسان» برگردونه.
@mizangorup
علیرضا سپاهی و مهشاد فقط با مرگ روبهرو نشدن؛ با چیزی روبهرو شدن که از مرگ هم بزرگتره: دزدیدهشدنِ ترتیب زندگی. هنوز فرصت نکرده باشی چیزی رو از دست بدی، اما مجازاتِ از دستدادنش رو بهت داده باشن. هنوز زندگی نکرده باشی که بفهمی از زندگی چی میخوای، اما مجبور شده باشی با پایانش روبهرو بشی. هنوز «بعدش» شروع نشده باشه، اما «دیگه بعدی وجود نداره» رو بهت تحمیل کرده باشن. زندگی فقط مجموعهای از اتفاقها نیست؛ فاصلهایه که بین اونها داری تا از یکی به دیگری تبدیل بشی. و وقتی اون فاصله رو ازت میگیرن، فقط آیندهت رو نگرفتن. فرصتِ تبدیلشدن به آدمی که میتونستی بشی رو گرفتن.
رژیم با مرگ کار میکنه؛ اما آدمها با یادآوری. رژیم میتونه بدن رو از بین ببره؛ اما نمیتونه تعیین کنه یک انسان، بعد از مرگش، در ذهن کسی چه معنایی داشته باشه. رژیم میخواد یه اسم رو به «متهم» تقلیل بده. عشق، اون اسم رو دوباره به یک انسان برمیگردونه. برای پرونده، علیرضا یه «محکوم» بود. برای مهشاد، مردی بود که قرار بود باهاش زندگی کنه. و این دوتا تعریف، با طناب عوض نمیشن. رژیم تونست پایان علیرضا رو بنویسه؛ اما نتونست آخرین کلمه دربارهٔ علیرضا باشه. چون آخرین کلمهٔ زندگی یه آدم، همیشه چیزی نیست که قاتلش دربارهش مینویسه؛ گاهی چیزیه که کسی که دوستش داشته، بعد از مرگش هنوز ازش به یاد میاره. و برای همینه که مهشاد مهمه. نه بهعنوان زنی که مردی رو از دست داده؛ بهعنوان کسی که هنوز میتونه علیرضا رو از «پرونده» پس بگیره و به «انسان» برگردونه.
@mizangorup
❤408💔86👍19🔥4😁3😢2