دهه چهل استاديوم امجديه. زن بي حجاب با زن باحجاب كنار هم و بدون مشكل ،،
بِه مناسبت دربي پنج شنبه ،،
♦️هركسي گفت ما فرهنگش رو نداريم ، ما شرايط حضور زنان در استاديوم و امادگي شرايط ورود بِه زنان براي ديدن فوتبال نداريم ،!!
يا عمدًا در حال گمراه كردن شما و منحرف كردن ذهن جوانان در جامعه هست ،
يا سهوا و عمدًا دارد درس هاي حكومت اسلامي بِه شما القا ميكند و از خودشون هست ،،،
بِه مناسبت دربي پنج شنبه ،،
♦️هركسي گفت ما فرهنگش رو نداريم ، ما شرايط حضور زنان در استاديوم و امادگي شرايط ورود بِه زنان براي ديدن فوتبال نداريم ،!!
يا عمدًا در حال گمراه كردن شما و منحرف كردن ذهن جوانان در جامعه هست ،
يا سهوا و عمدًا دارد درس هاي حكومت اسلامي بِه شما القا ميكند و از خودشون هست ،،،
#شعر_گنج_عفت به مناسبت کشف حجاب رضا شاه از پروین اعتصامی
پروین اعتصامی شعر گنج عفت «زن در ایران»بر اساس بخشی از سخنان رضا شاه، 17 دیماه 1314 روز کشف حجاب؛
♦️پروین اعتصامی شعر گنج عفت «زن در ایران» را سروده است و اگر دقت کنید شروع این سروده با بخشی از سخنان رضا شاه آغاز می شود.
زن در ایران، پیـش از این
گویی که ایرانی نبود
پیــــشهاش جز تیرهروزی و پریشــــــانی نبود
زندگی و مــــرگش اندر کنج عزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گــــر زان که زندانی نبود
کس چو زن، انـــدر سیاهی قرنها منـــزل نکرد
کس چو زن، در معبــد سالوس قــربانی نبود
در عدالتخانـــــهی انصاف، زن شاهـــد نداشت
در دبستان فضیـــلت، زن دبستـــــــانی نبود،،
خسروا، دست تـــــوانای تــــو، آسان کــــرد کار
ورنـــــــه در این کـــار سخت امیــد آسانی نبود
شه نمیشد گردر این گمگشتـــه کشتیناخدای
ســــــاحلی پیـــــدا از این دریــای طوفانی نبود
بایـــد این انـــوار را پروین بـــــه چشم عقــل دید
مهــــــر رخشان را نشایـــــد گفت نــورانی نبود
« پروین اعتصامی»
پروین اعتصامی شعر گنج عفت «زن در ایران»بر اساس بخشی از سخنان رضا شاه، 17 دیماه 1314 روز کشف حجاب؛
♦️پروین اعتصامی شعر گنج عفت «زن در ایران» را سروده است و اگر دقت کنید شروع این سروده با بخشی از سخنان رضا شاه آغاز می شود.
زن در ایران، پیـش از این
گویی که ایرانی نبود
پیــــشهاش جز تیرهروزی و پریشــــــانی نبود
زندگی و مــــرگش اندر کنج عزلت میگذشت
زن چه بود آن روزها، گــــر زان که زندانی نبود
کس چو زن، انـــدر سیاهی قرنها منـــزل نکرد
کس چو زن، در معبــد سالوس قــربانی نبود
در عدالتخانـــــهی انصاف، زن شاهـــد نداشت
در دبستان فضیـــلت، زن دبستـــــــانی نبود،،
خسروا، دست تـــــوانای تــــو، آسان کــــرد کار
ورنـــــــه در این کـــار سخت امیــد آسانی نبود
شه نمیشد گردر این گمگشتـــه کشتیناخدای
ســــــاحلی پیـــــدا از این دریــای طوفانی نبود
بایـــد این انـــوار را پروین بـــــه چشم عقــل دید
مهــــــر رخشان را نشایـــــد گفت نــورانی نبود
« پروین اعتصامی»
دقّت كرديد طرح هاي سودمندي كه بعد از شورش ٥٧ توسط اخوندا انجام شده ، طرح هاي زمان شاه هست كه قرار بُود در اَيران بِه بهترين شكلش انجام بشه !!
طرح خطوط مترو تهران در سال ١٣٥٥ در چند خطوط توسط فرانسوي ها ساخته شد و در شورش ننگين متوقف شد و نامش رو بلند پروازي و ولخرجي شاه ناميدن و جالبه بعدا حكومت نالايق اخوندي ساخت مترو رو با شركت چيني قرارداد ساختش رو اجرا كردن
#ننگ_بر_ملا_مجاهد
طرح خطوط مترو تهران در سال ١٣٥٥ در چند خطوط توسط فرانسوي ها ساخته شد و در شورش ننگين متوقف شد و نامش رو بلند پروازي و ولخرجي شاه ناميدن و جالبه بعدا حكومت نالايق اخوندي ساخت مترو رو با شركت چيني قرارداد ساختش رو اجرا كردن
#ننگ_بر_ملا_مجاهد
اَيران ، مثل يك ادم مهم و سالمنده است كه ضربه بِه سرش خورده و خاطرات خود را بِه شكل گزينشي و تكه پاره بِه ياد مي اره ،،،، اَيران قبل از اسلام ، دانشگاهي داشت بنام #گُندي_شاپور( جندي شاپور) در خوزستان امروزي ، بعد از حمله تازيان تخريب و اثاري ازش نماند و كتابها و همه بناي ان را تازيان نابود كردن ، تا اينكه در زمان شاه فقيد احيا گشت و بِه يكي از بزرگترين دانشگاهاي كشور تبدل شد ، در سال ١٣٦٠ بِعد از كشته شدن چمران ، چًون أساسًا معني ندارد در كشور ايدولوژي اخوندي ما هم مثل اروپاي ها دانشگاهي داشته باشيم كه اسم و رسمش قديمي باشد تا همه دنيا بشناسند ، نام دانشگاه رو بِه شهيد چمران تغير كُرد ، اين جمله شاه در تيتر روزنامه صرفا مربوط به ان دوران ساخت دانشگاه نيست بلكه فراموشي سنت ماست كه تاريخ خَود فراموش و پيوستگي در گسستها دارد ،،، يگانه چيزي كه ما در ان تداوم داريم #فراموشكاري_هست
♦️نام دانشگاهايمان رو از ابوريحان بيروني و جندي شاپور بِه علامه طباطبايي و شهيد چمران تغير ميديم
♦️نام دانشگاهايمان رو از ابوريحان بيروني و جندي شاپور بِه علامه طباطبايي و شهيد چمران تغير ميديم
سيمين دانشور ، همسر جلال ال احمد توده ايي كمونيست ،
♦️اين نسل ضد ايراني چنان بلايي سر اَيران و ايراني اوردن كه بمب أتم در ژاپن نياورد
همين زنيكه ارزوش طبق گفته خودش صيغه شدن با خميني دجّال بوده
#ننگ_بر_ملا_مجاهد_توده
♦️اين نسل ضد ايراني چنان بلايي سر اَيران و ايراني اوردن كه بمب أتم در ژاپن نياورد
همين زنيكه ارزوش طبق گفته خودش صيغه شدن با خميني دجّال بوده
#ننگ_بر_ملا_مجاهد_توده
ميرزا كوچيك خان خائن
✅عكس سمت راست ؛ روزنامه اَيي بِه زبان روسي نوشته با حروف درشت ؛ اَيران سرخ ( كراسني اَيران )٢٧ ژوئن ١٩٢٠
✅عكس سمت چپ ؛
انتصاب (رفيق سعداله ) از طرف جمهوري شوروي گيلان ( كه بجاي نام اَيران بِه روي ان گذاشته بودن بِه رياست ميرزا كوچيك خان )
نااگاهي از تاريخ باعث شده مردم دلير گيلان از خود نپرسند ، اين قهرمان خوشتيپ و دلاور گيلك بِا چه چيزي مبارزه ميكرد ؟
مبارزه با دولت مركزي اَيران براي منافع شوروي كمونيستي ايا خدمت ميشود يا خيانت؟؟؟؟
✅عكس سمت راست ؛ روزنامه اَيي بِه زبان روسي نوشته با حروف درشت ؛ اَيران سرخ ( كراسني اَيران )٢٧ ژوئن ١٩٢٠
✅عكس سمت چپ ؛
انتصاب (رفيق سعداله ) از طرف جمهوري شوروي گيلان ( كه بجاي نام اَيران بِه روي ان گذاشته بودن بِه رياست ميرزا كوچيك خان )
نااگاهي از تاريخ باعث شده مردم دلير گيلان از خود نپرسند ، اين قهرمان خوشتيپ و دلاور گيلك بِا چه چيزي مبارزه ميكرد ؟
مبارزه با دولت مركزي اَيران براي منافع شوروي كمونيستي ايا خدمت ميشود يا خيانت؟؟؟؟
گزارشي در مجلات خارجي در مورد فعاليتهاي هسته ايي شاه ، البته بدون تحريم و دعوا و برجام و تهديد ،،،
♦️حال بنگريد نيروگاه اتمي بوشهر كه شاه بِا فرانسوي ها قراداد بسته بُود در مدت كوتاه تحويل بدهند بِه رياست خلعتبري كه بِه جرم هسته ايي بودن توسط دستور خميني دجّال اعدام شد. با حال روز شرايط نيروگاه بوشهر با قراداد روسها و زمان و پول ها كه از منافع ملي مردم بِه جيب دولت كرميلين رفت و بعد از ٤٠ سال چه بدبختي سر مردم از همه نظر اورده
#چهل_سال_خفتو_خواري
♦️حال بنگريد نيروگاه اتمي بوشهر كه شاه بِا فرانسوي ها قراداد بسته بُود در مدت كوتاه تحويل بدهند بِه رياست خلعتبري كه بِه جرم هسته ايي بودن توسط دستور خميني دجّال اعدام شد. با حال روز شرايط نيروگاه بوشهر با قراداد روسها و زمان و پول ها كه از منافع ملي مردم بِه جيب دولت كرميلين رفت و بعد از ٤٠ سال چه بدبختي سر مردم از همه نظر اورده
#چهل_سال_خفتو_خواري
كتابچه ايي و بريده روزنامه سال ١٣٥٧ بِعد از شورش ارتجاع سرخ و سياه. توسط دزدان ضد ايراني اخوندي در حوزه علميه نوشته شده با مضنون ( انرژي اتمي شاه ) خيانت بِه مردم و اَيران ميدانند!!!؟؟
٤٠ سال خيانت بِه مردم و ميلياردها أرز بِه روس ها دادن و شعار هاي تو خالي و تهديدها و باج هاي بيشمار دادن رژيم اخوندي در قبال همين نيروگاه اتمي اسمش رو عزت و شرف نام نهادند
✅كتاب ٤٠ سال عزت اتمي رو هم چاپ كنيد اگر شرف داريد. قضاوت بِه خَرد مردم
٤٠ سال خيانت بِه مردم و ميلياردها أرز بِه روس ها دادن و شعار هاي تو خالي و تهديدها و باج هاي بيشمار دادن رژيم اخوندي در قبال همين نيروگاه اتمي اسمش رو عزت و شرف نام نهادند
✅كتاب ٤٠ سال عزت اتمي رو هم چاپ كنيد اگر شرف داريد. قضاوت بِه خَرد مردم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتگوي خمینی دروغگو دجّال ببنيد به چه شیوه سر خبرنگار مصری حسين هيگل کلاه می گذارد
(از آخوند دروغگو تر و شیاد تر موجودی نیست)
اسلام واقعي رو حتي پيامبر هم پياده نكرده و ما ميخواهيم اسلام واقعي رو پياده بشه (( خميني ))
✅باقي خدعه و نيرنگ اين شياد رو خودتون گوش كنيد
(از آخوند دروغگو تر و شیاد تر موجودی نیست)
اسلام واقعي رو حتي پيامبر هم پياده نكرده و ما ميخواهيم اسلام واقعي رو پياده بشه (( خميني ))
✅باقي خدعه و نيرنگ اين شياد رو خودتون گوش كنيد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
✅گزارشي كه خمینی دجّال با کندی و کارتر تماس برقرار کرده بُود و حمايتش از فروش نفت بِه دولت كارتر در قبال حمايت از شورشيان ٥٧
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#مستند_انقلاب_۵۷_از_شایعه_تا_واقعیت
این مستند نگاهی دارد به شایعات و دروغهايي که از سال های پیش از شورش ٥٧ تا پس از انقلاب بین عموم مردم ایران رایج بوده.
اما آیا این اخبار و باورها صحت دارند؟
✅دروغ ها در مورد جشن ٢٥٠٠ ساله
✅اتش زدن سينما ركس توسط مذهبيون و چريكها
✅درگيري ها و دروغ ها در مورد كشتار ميدان ژاله
✅از خودكشي جهان پهلوان تختي و صمد بهرنگي و مُردن علي شريعتي و سقط شدن پسر خميني (( مصطفي خميني )) چند چهره اون زمان تا دروغ هايي كه بِه نظام شاهنشاهي ربط دادن يك مشت چريك و چروك و اخونداي دجّال
♦️و ديگر رويدادهاي ان دوران شوم رو با سند و روايت هاي خود مذهبيون ببنيد تا متوجه بشيم چه كردن يك مشت ارتجاع سرخ و سياه در نابودي اَيران و ايراني دست داشتند
♦️ننگ بر شما سران شورشي كه باعث نابودي اَيران شديد
#پخش_كنيد_لطفا تا جوانان بدونند چه كساني و احزابي كه الان هم دارند شانتاژ ميكنند باعث روز سياهشون شدن و اگاه بشن از انديشه شوم اين احزاب ضد ايراني
این مستند نگاهی دارد به شایعات و دروغهايي که از سال های پیش از شورش ٥٧ تا پس از انقلاب بین عموم مردم ایران رایج بوده.
اما آیا این اخبار و باورها صحت دارند؟
✅دروغ ها در مورد جشن ٢٥٠٠ ساله
✅اتش زدن سينما ركس توسط مذهبيون و چريكها
✅درگيري ها و دروغ ها در مورد كشتار ميدان ژاله
✅از خودكشي جهان پهلوان تختي و صمد بهرنگي و مُردن علي شريعتي و سقط شدن پسر خميني (( مصطفي خميني )) چند چهره اون زمان تا دروغ هايي كه بِه نظام شاهنشاهي ربط دادن يك مشت چريك و چروك و اخونداي دجّال
♦️و ديگر رويدادهاي ان دوران شوم رو با سند و روايت هاي خود مذهبيون ببنيد تا متوجه بشيم چه كردن يك مشت ارتجاع سرخ و سياه در نابودي اَيران و ايراني دست داشتند
♦️ننگ بر شما سران شورشي كه باعث نابودي اَيران شديد
#پخش_كنيد_لطفا تا جوانان بدونند چه كساني و احزابي كه الان هم دارند شانتاژ ميكنند باعث روز سياهشون شدن و اگاه بشن از انديشه شوم اين احزاب ضد ايراني
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکم دادگاه صادر شد
صدور احکام ظالمانه قرون وسطایی برای امضا کنندگان #بیانیه_١٤ مبنی بر «استعفای علی خامنه ای و گذار از رژیم جمهوری اسلامی» :۷۲ سال حبس
شعبه ۴ بیدادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی منصوری حکم بدوی اعضاء بیانیه ۱۴ که خواهان استعفای رهبر و گذار از نظام جمهوری اسلامی شده بودند را صادر کرده و آنها را مجموعا به ۷۲ سال حبس محکوم کرده است!
هاشم خواستار: ۱۶ سال زندان
محمد نوریزاد ۱۵ سال زندان
عبدالرسول مرتضوی: ۲۶ سال زندان
محمدحسین سپهری: ۶ سال زندان
فاطمه سپهری: ۶ سال زندان
مرتضی قاسمی: ۱ سال زندان
چه اعتماد بنفسی داره ج. اسلامی!!!
#ننگ_بر_ملا_مجاهد
صدور احکام ظالمانه قرون وسطایی برای امضا کنندگان #بیانیه_١٤ مبنی بر «استعفای علی خامنه ای و گذار از رژیم جمهوری اسلامی» :۷۲ سال حبس
شعبه ۴ بیدادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی منصوری حکم بدوی اعضاء بیانیه ۱۴ که خواهان استعفای رهبر و گذار از نظام جمهوری اسلامی شده بودند را صادر کرده و آنها را مجموعا به ۷۲ سال حبس محکوم کرده است!
هاشم خواستار: ۱۶ سال زندان
محمد نوریزاد ۱۵ سال زندان
عبدالرسول مرتضوی: ۲۶ سال زندان
محمدحسین سپهری: ۶ سال زندان
فاطمه سپهری: ۶ سال زندان
مرتضی قاسمی: ۱ سال زندان
چه اعتماد بنفسی داره ج. اسلامی!!!
#ننگ_بر_ملا_مجاهد
Forwarded from حزب پانایرانیست ≠
چرا سپهبد اویسی ایران را ترک کرد؟
نوشته سرور منوچهر یزدی
۱۵ بهمن ۱٣٩٨
بخش ۱ از ٢
سالگردی دیگر از انقلاب اسلامی رسید.
انقلابی که هر سال با گذشت زمان بخشی از اسرار نهان اش برملا گشته و پوست می اندازد و تقریباً اسکلت این بنا عریان شده و اهل سیاست می دانند که مولود انقلاب ثمره پیوند کدام جریانها بود و چگونه از بطن مادر گیتی زاییده شد. حتی می دانند که از چه پستانی تغذیه نمود و در چه گهواره ای و با کدامین پرستارانی مراقبت گردید و به بلوغ رسید و چهل ساله شد. اما اهل نظر بر سر عامل یا عوامل این پیوند اختلاف نظر دارند که البته امری طبیعی است و در جهان سیاست آن هم در مشرق زمین دهان ها دروازه ندارند و تنها گذشت زمانه است که روایت های عامیانه را از فیلتر اسناد و مدارک می گذراند و به زیور مستندات می آراید.
در سالگرد انقلاب، رسم ناپسندی رایج شده که رسانه ای دولتی هر قدر می توانند دروغ می گویند و حکومت سابق را با بی رحمی و بی انصافی زیر ضربات تازیانه تحریف قرارمی دهند. اگر از آمار زندانیان سیاسی، شکنجه و اعدامها، فساد دربار و نوکری آمریکا که ناراستی اش برملا شده بگذریم، اتهام دیکتاتوری شاه و کشتار بی گناهان از تبلیغاتی است که به ضد خودش تبدیل شده و حتی عوام الناس نیز پس از چهل سال دریافته اند که این اتهامات فقط مصرف داخلی دارد و بس.
اما من که در روزهای انقلاب در کانون حوادث قرار داشتم و از نزدیک با نگرانی روند وقایع را مشاهده می کردم نمی توانم در برابر تاریخ مهر بر زبان و قفل بر دهان زنم و حقایق را مکتوم بدارم. گرچه در کتاب کالبد شکافی روشنفکران دهه چهل و پنجاه به اسراری در حد اقتضای سال های ۱٣٨۰ اشاره کرده ام ولی احساس می کنم هنوز بار تکلیف بیشتری بر دوش دارم تا بر اوراق تاریخ معاصر بیفزایم.
برای رد اتهام سفاکی شاه به بیان خاطره ای می پردازم تا ثبت در تاریخ گردد.
از سال ۱٣۵۴ تا ۱٣۵٧ ایران سخت ترین دوران حیات سیاسی اش را می گذرانید زیرا شاهنشاه درگیر جنگ نرم با شرکت های نفتی بود و آثار تهدیدات دولت های ذینفع در سازمان دهی گروهها و احزاب زیرزمینی و مسلح قابل رویت بود و آشکارا اقدامات شوم پیوند ارتجاع سرخ و سیاه موجودیت نظام و کشور را به مبارزه طلبیده بود و میرفت که شورش ها و اعتراضات سازمان داده شده رنگ انقلاب به خود گیرد.
در یکی از روزهای پر تنش دی ماه ۱٣۵٧ که ایران زیر ضربات انقلاب می لرزید و حکومت نظامی بدلیل دخالت پادشاه قادر به اعمال قانون نبود من و دوست از دست رفته ام شادروان سرلشگر جباری نماینده مردم کازرون در مجلس شورای ملی در سرسرای مجلس درباره اوضاع کشور بحث می کردیم. سرلشگر جباری که در رادمردی و میهن پرستی یگانه زمان بود از سپهبد اویسی فرماندار حکومت نظامی انتقاد داشت که چرا قانون را اجرا نمی کند و معترضان قادرند شهر را به آتش بکشند و در ادامه این گفتگوی دو نفره به پای تلفن رفت و شماره مستقیم تیمسار اویسی را گرفت. از لحن کلام متوجه شدم که روابط بسیار نزدیک و صمیمانه ای دارند. تیمسار جباری پس از یک سلام و احوال پرسی کوتاه با صدای بلند تیمسار اویسی را مورد خطاب و عتاب قرار داد. لحظه ای بعد تیمسار جباری سکوت کرد و سپس خداحافظی نمود و گوشی را گذارد. با تعجب پرسیدم: تیمسار چه شد؟ گفت: هیچی، نگذاشت حرف بزنم و از من خواست فردا بروم به دیدارش.
تیمسار جباری اصرار داشت که من هم همراه ایشان به دیدار اویسی برویم. قبول کردم و روز بعد ساعت ده صبح در اتاق انتظار اویسی بودیم. سرگردی که رئیس دفتر و آجودان اویسی بود حضور ما را تلفنی اطلاع داد و لحظاتی بعد ما وارد دفتر فرمانده نیروی زمینی کشور و فرماندار حکومت نظامی شدیم. استقبال گرم و مؤدبانه اویسی ما را آرام کرد و بلافاصله و بدون مقدمه خطاب به تیمسار جباری گفت:
ادامه دارد ...
@paniranist_org
نوشته سرور منوچهر یزدی
۱۵ بهمن ۱٣٩٨
بخش ۱ از ٢
سالگردی دیگر از انقلاب اسلامی رسید.
انقلابی که هر سال با گذشت زمان بخشی از اسرار نهان اش برملا گشته و پوست می اندازد و تقریباً اسکلت این بنا عریان شده و اهل سیاست می دانند که مولود انقلاب ثمره پیوند کدام جریانها بود و چگونه از بطن مادر گیتی زاییده شد. حتی می دانند که از چه پستانی تغذیه نمود و در چه گهواره ای و با کدامین پرستارانی مراقبت گردید و به بلوغ رسید و چهل ساله شد. اما اهل نظر بر سر عامل یا عوامل این پیوند اختلاف نظر دارند که البته امری طبیعی است و در جهان سیاست آن هم در مشرق زمین دهان ها دروازه ندارند و تنها گذشت زمانه است که روایت های عامیانه را از فیلتر اسناد و مدارک می گذراند و به زیور مستندات می آراید.
در سالگرد انقلاب، رسم ناپسندی رایج شده که رسانه ای دولتی هر قدر می توانند دروغ می گویند و حکومت سابق را با بی رحمی و بی انصافی زیر ضربات تازیانه تحریف قرارمی دهند. اگر از آمار زندانیان سیاسی، شکنجه و اعدامها، فساد دربار و نوکری آمریکا که ناراستی اش برملا شده بگذریم، اتهام دیکتاتوری شاه و کشتار بی گناهان از تبلیغاتی است که به ضد خودش تبدیل شده و حتی عوام الناس نیز پس از چهل سال دریافته اند که این اتهامات فقط مصرف داخلی دارد و بس.
اما من که در روزهای انقلاب در کانون حوادث قرار داشتم و از نزدیک با نگرانی روند وقایع را مشاهده می کردم نمی توانم در برابر تاریخ مهر بر زبان و قفل بر دهان زنم و حقایق را مکتوم بدارم. گرچه در کتاب کالبد شکافی روشنفکران دهه چهل و پنجاه به اسراری در حد اقتضای سال های ۱٣٨۰ اشاره کرده ام ولی احساس می کنم هنوز بار تکلیف بیشتری بر دوش دارم تا بر اوراق تاریخ معاصر بیفزایم.
برای رد اتهام سفاکی شاه به بیان خاطره ای می پردازم تا ثبت در تاریخ گردد.
از سال ۱٣۵۴ تا ۱٣۵٧ ایران سخت ترین دوران حیات سیاسی اش را می گذرانید زیرا شاهنشاه درگیر جنگ نرم با شرکت های نفتی بود و آثار تهدیدات دولت های ذینفع در سازمان دهی گروهها و احزاب زیرزمینی و مسلح قابل رویت بود و آشکارا اقدامات شوم پیوند ارتجاع سرخ و سیاه موجودیت نظام و کشور را به مبارزه طلبیده بود و میرفت که شورش ها و اعتراضات سازمان داده شده رنگ انقلاب به خود گیرد.
در یکی از روزهای پر تنش دی ماه ۱٣۵٧ که ایران زیر ضربات انقلاب می لرزید و حکومت نظامی بدلیل دخالت پادشاه قادر به اعمال قانون نبود من و دوست از دست رفته ام شادروان سرلشگر جباری نماینده مردم کازرون در مجلس شورای ملی در سرسرای مجلس درباره اوضاع کشور بحث می کردیم. سرلشگر جباری که در رادمردی و میهن پرستی یگانه زمان بود از سپهبد اویسی فرماندار حکومت نظامی انتقاد داشت که چرا قانون را اجرا نمی کند و معترضان قادرند شهر را به آتش بکشند و در ادامه این گفتگوی دو نفره به پای تلفن رفت و شماره مستقیم تیمسار اویسی را گرفت. از لحن کلام متوجه شدم که روابط بسیار نزدیک و صمیمانه ای دارند. تیمسار جباری پس از یک سلام و احوال پرسی کوتاه با صدای بلند تیمسار اویسی را مورد خطاب و عتاب قرار داد. لحظه ای بعد تیمسار جباری سکوت کرد و سپس خداحافظی نمود و گوشی را گذارد. با تعجب پرسیدم: تیمسار چه شد؟ گفت: هیچی، نگذاشت حرف بزنم و از من خواست فردا بروم به دیدارش.
تیمسار جباری اصرار داشت که من هم همراه ایشان به دیدار اویسی برویم. قبول کردم و روز بعد ساعت ده صبح در اتاق انتظار اویسی بودیم. سرگردی که رئیس دفتر و آجودان اویسی بود حضور ما را تلفنی اطلاع داد و لحظاتی بعد ما وارد دفتر فرمانده نیروی زمینی کشور و فرماندار حکومت نظامی شدیم. استقبال گرم و مؤدبانه اویسی ما را آرام کرد و بلافاصله و بدون مقدمه خطاب به تیمسار جباری گفت:
ادامه دارد ...
@paniranist_org
Forwarded from حزب پانایرانیست ≠
چرا سپهبد اویسی ایران را ترک کرد؟
نوشته سرور منوچهر یزدی
۱۵ بهمن ۱٣٩٨
بخش ٢ از ٢
عباس (اسم کوچک جباری) تو نمیدانی من در چه مخمصه ای گرفتار شدم.
قانون و شرافت نظامی ام حکم می کند که در مقام فرماندار نظامی مانع هر گونه اجتماعتی بشوم حتی با قوه قهریه ولی (با اشاره به عکس شاهنشاه) اعلیحضرت اجازه نمی دهند که ما کارمان را بکنیم.
اویسی با نگرانی و عصبانیت از حوادث کشور سخن می گفت و به توطئه بیگانگان اشاره میکرد که ناگهان صدای تلفن قرمز رنگ بغل دست ایشان بلند شد و بلافاصله سپهبد اویسی از جا برخاست و هنگام برداشتن گوشی با اشاره دست ما را به خروج از اطاق هدایت کرد. ما در دفتر ایشان منتظر ماندیم که دقایقی بعد آجودان ایشان ما را به دفتر اویسی راهنمایی نمود. به محض ورود ما، قبل از آن که بنشینیم تیمسار اویسی خطاب به سرلشگر جباری گفت: بفرمایید، اعیحضرت جواب من و شما را با هم دادند ... اعلیحضرت می فرمایند چرا دیشب در سرچشمه سه نفر کشته و زخمی شدند؟ مگر من دستور ندادم که از فشنگ مشقی استفاده کنید. مگر من دستور ندادم که تا افراد نظامی مورد حمله قرار نگرفتند شلیک نکنند و اگر مجبور شدند از پا هدف قرار بگیرند که منجر به فوت نشوند؟ اویسی ادامه داد اعلیحضرت اجازه نمی دهند که ما قانون را اجرا کنیم. ایشان از کشتار منزجرند و مرا مورد سرزنش قرار می دهند و من اکنون از ایشان اجازه شرفیابی گرفتم تا گزارش وقایع را بدهم. اعلیحضرت فرموند فردا ساعت ٧ صبح در کاخ باشم.
آن گاه اویسی در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود گفت قلب رئوف شاهنشاه دشمنان کشور را جسور کرده و کار کردن در این شرایط مقدور نیست و من فردا میروم یا اختیارات تام می گیرم و یا استعفا میدهم.
اویسی با لحنی غم انگیز گفت: عباس اگر جلوی این تروریستها را نگیریم می آیند توی همین دفتر و فرمانده نیروی زمینی را به گلوله می بندند. من فردا از اعلیحضرت اجازه می گیرم که مانند یک نظامی در برابر شورشیان بجنگم و یا در صورت مخالفت کشور را ترک میکنم ولی بدان با اطلاعاتی که ما داریم اگر شاهنشاه اجازه برخورد ندهند همه چیز تمام خواهد شد.
اویسی دل پری داشت و خیلی حرف زد و در پایان گفت فردا بیا پیش من تا نتیجه دیدار با شاهنشاه را برایت بگویم.
اگر رفتنی شدم تو هم آماده باش با هم می رویم. تیمسار جباری گفت: فردا خدمت میرسم ولی برای خروج از کشور آمادگی ندارم.
روز بعد سرلشگر جباری تنها به دیدار اویسی شتافت و ظهر برگشت و یک سره به خانه من آمد. چشمان جباری مملو از اشک بود و حال درستی نداشت و مدتی بغض اجازه نمیداد سخن بگوید. چای آوردم گفت آب خنک بده و پس از نوشیدن آب توانست با سختی ولی آرام حرف بزند. او گفت: به دیدار اویسی رفتم او عزم خروج از کشور را دارد مرا بغل کرد و گریست و خداحافظی کرد.
پرسیدم از دیدارش با شاهنشاه چه گفت؟ پاسخ داد: تیمسار اویسی راس ساعت ٧ صبح وارد کاخ نیاوران میشود و می بیند شاهنشاه کنار استخر قدم میزنند و تا اویسی را می بینند با اشاره دست اورا فرا می خواند و در حالی که قدم میزند از اویسی سوال می کنند:
خوب بگو ببینم. سهبد اویسی می گوید: شاهنشاها، می دانید پدرم غلام شاهنشاه فقید رضاشاه بود و من نیز غلام شما هستم (با اشاره بنام غلامعلی). اجازه می خواهم موافقت بفرمایید ما قانون حکومت نظامی را اجرا کنیم، من تضمین می کنم که سر و صداها را بخوابانم.
شاه با تغیر می گوید: به چه قیمتی؟ آیا میدانی ممکن است صدها نفر کشته شوند؟ اویسی پاسخ میدهد: شاهنشاها، ممکن است هزاران نفر کشته شوند ولی آرامش و تاج ودتخت کشور را باز می گردانم و آن گاه شما دستور بفرمایید مرا به اتهام کشتار مردم بازداشت و محاکمه و اعدام کنند. شاه لحظاتی سکوت میکند و سپس خطاب به اویسی می گوید:
شما خسته شده اید. بهتر است بروید استراحت کنید. من تاج و تختی که سیل خون حفظ اش کند نمی خواهم. من پادشاه هستم نه یک دیکتاتور خونریز.
اویسی با سلام نظامی ادامه میدهد: پس چاکر را مرخص فرمایید و به آقای هویدا امر بفرمایید پاسپورت مرا بدهند. اویسی دست پادشاه را می بوسد و کاخ را با اندوه بی پایان ترک میکند.
سپهبد اویسی چند روز بعد در ۱۴ دی ماه ۱٣۵٧ خاک وطن را ترک گفت و همان گونه که پیش بینی کرده بود انقلابیون به هیچ فرماندهی رحم نکردند و بهترین افسران کشور را در پشت بام مدرسه رفاه به خاک و خون کشیدند و سایر امیران را به دکتر ابراهیم یزدی و خلخالی سپردند که آنان نیز از هیچ نا مردی دریغ نورزیدند و شگفتا که این کشتارها هم چنان ادامه دارد تا چرخ انقلاب بچرخد.
پایان
@paniranist_org
نوشته سرور منوچهر یزدی
۱۵ بهمن ۱٣٩٨
بخش ٢ از ٢
عباس (اسم کوچک جباری) تو نمیدانی من در چه مخمصه ای گرفتار شدم.
قانون و شرافت نظامی ام حکم می کند که در مقام فرماندار نظامی مانع هر گونه اجتماعتی بشوم حتی با قوه قهریه ولی (با اشاره به عکس شاهنشاه) اعلیحضرت اجازه نمی دهند که ما کارمان را بکنیم.
اویسی با نگرانی و عصبانیت از حوادث کشور سخن می گفت و به توطئه بیگانگان اشاره میکرد که ناگهان صدای تلفن قرمز رنگ بغل دست ایشان بلند شد و بلافاصله سپهبد اویسی از جا برخاست و هنگام برداشتن گوشی با اشاره دست ما را به خروج از اطاق هدایت کرد. ما در دفتر ایشان منتظر ماندیم که دقایقی بعد آجودان ایشان ما را به دفتر اویسی راهنمایی نمود. به محض ورود ما، قبل از آن که بنشینیم تیمسار اویسی خطاب به سرلشگر جباری گفت: بفرمایید، اعیحضرت جواب من و شما را با هم دادند ... اعلیحضرت می فرمایند چرا دیشب در سرچشمه سه نفر کشته و زخمی شدند؟ مگر من دستور ندادم که از فشنگ مشقی استفاده کنید. مگر من دستور ندادم که تا افراد نظامی مورد حمله قرار نگرفتند شلیک نکنند و اگر مجبور شدند از پا هدف قرار بگیرند که منجر به فوت نشوند؟ اویسی ادامه داد اعلیحضرت اجازه نمی دهند که ما قانون را اجرا کنیم. ایشان از کشتار منزجرند و مرا مورد سرزنش قرار می دهند و من اکنون از ایشان اجازه شرفیابی گرفتم تا گزارش وقایع را بدهم. اعلیحضرت فرموند فردا ساعت ٧ صبح در کاخ باشم.
آن گاه اویسی در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود گفت قلب رئوف شاهنشاه دشمنان کشور را جسور کرده و کار کردن در این شرایط مقدور نیست و من فردا میروم یا اختیارات تام می گیرم و یا استعفا میدهم.
اویسی با لحنی غم انگیز گفت: عباس اگر جلوی این تروریستها را نگیریم می آیند توی همین دفتر و فرمانده نیروی زمینی را به گلوله می بندند. من فردا از اعلیحضرت اجازه می گیرم که مانند یک نظامی در برابر شورشیان بجنگم و یا در صورت مخالفت کشور را ترک میکنم ولی بدان با اطلاعاتی که ما داریم اگر شاهنشاه اجازه برخورد ندهند همه چیز تمام خواهد شد.
اویسی دل پری داشت و خیلی حرف زد و در پایان گفت فردا بیا پیش من تا نتیجه دیدار با شاهنشاه را برایت بگویم.
اگر رفتنی شدم تو هم آماده باش با هم می رویم. تیمسار جباری گفت: فردا خدمت میرسم ولی برای خروج از کشور آمادگی ندارم.
روز بعد سرلشگر جباری تنها به دیدار اویسی شتافت و ظهر برگشت و یک سره به خانه من آمد. چشمان جباری مملو از اشک بود و حال درستی نداشت و مدتی بغض اجازه نمیداد سخن بگوید. چای آوردم گفت آب خنک بده و پس از نوشیدن آب توانست با سختی ولی آرام حرف بزند. او گفت: به دیدار اویسی رفتم او عزم خروج از کشور را دارد مرا بغل کرد و گریست و خداحافظی کرد.
پرسیدم از دیدارش با شاهنشاه چه گفت؟ پاسخ داد: تیمسار اویسی راس ساعت ٧ صبح وارد کاخ نیاوران میشود و می بیند شاهنشاه کنار استخر قدم میزنند و تا اویسی را می بینند با اشاره دست اورا فرا می خواند و در حالی که قدم میزند از اویسی سوال می کنند:
خوب بگو ببینم. سهبد اویسی می گوید: شاهنشاها، می دانید پدرم غلام شاهنشاه فقید رضاشاه بود و من نیز غلام شما هستم (با اشاره بنام غلامعلی). اجازه می خواهم موافقت بفرمایید ما قانون حکومت نظامی را اجرا کنیم، من تضمین می کنم که سر و صداها را بخوابانم.
شاه با تغیر می گوید: به چه قیمتی؟ آیا میدانی ممکن است صدها نفر کشته شوند؟ اویسی پاسخ میدهد: شاهنشاها، ممکن است هزاران نفر کشته شوند ولی آرامش و تاج ودتخت کشور را باز می گردانم و آن گاه شما دستور بفرمایید مرا به اتهام کشتار مردم بازداشت و محاکمه و اعدام کنند. شاه لحظاتی سکوت میکند و سپس خطاب به اویسی می گوید:
شما خسته شده اید. بهتر است بروید استراحت کنید. من تاج و تختی که سیل خون حفظ اش کند نمی خواهم. من پادشاه هستم نه یک دیکتاتور خونریز.
اویسی با سلام نظامی ادامه میدهد: پس چاکر را مرخص فرمایید و به آقای هویدا امر بفرمایید پاسپورت مرا بدهند. اویسی دست پادشاه را می بوسد و کاخ را با اندوه بی پایان ترک میکند.
سپهبد اویسی چند روز بعد در ۱۴ دی ماه ۱٣۵٧ خاک وطن را ترک گفت و همان گونه که پیش بینی کرده بود انقلابیون به هیچ فرماندهی رحم نکردند و بهترین افسران کشور را در پشت بام مدرسه رفاه به خاک و خون کشیدند و سایر امیران را به دکتر ابراهیم یزدی و خلخالی سپردند که آنان نیز از هیچ نا مردی دریغ نورزیدند و شگفتا که این کشتارها هم چنان ادامه دارد تا چرخ انقلاب بچرخد.
پایان
@paniranist_org
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴مصاحبه با برادر شاه فقيد ، شاهپور غلامرضا پهلوی با آقای محمد رضا شاهید كه در سال ٢٠١٤ ميلادي انجام شده 2014
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آخوند و ملا چگونه تولید و راهي اَيران شد توسط انگل ستان !!؟؟
در اين كليپ بِه ويروس بسيار خطرناك #اخوند_كرونا اشنا ميشويم
✅نابودي اين ويروس و انگل رو خواهانيم
در اين كليپ بِه ويروس بسيار خطرناك #اخوند_كرونا اشنا ميشويم
✅نابودي اين ويروس و انگل رو خواهانيم