Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
منتظر كدامين #مهدى هستيد؟
داستان امام زمان در مذهب شيعه
#قسمت_سوم
شيعيان چند مهدى دارند؟
https://telegram.me/joinchat/As5Azz1Qdgei1tKR5VztMA
داستان امام زمان در مذهب شيعه
#قسمت_سوم
شيعيان چند مهدى دارند؟
https://telegram.me/joinchat/As5Azz1Qdgei1tKR5VztMA
🔥1
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
💠 اثبات #تحريف_قرآن
#تحريف_قرآن از ديد علماى شيعه
#قسمت_اول
جابر بن یزید جعفی معتقد به #تحریف_قرآن بوده و روایاتی مبنی بر تحریف قرآن نقل کرده:
متن عربى:
علي بن إبراهيم ، عن يعقوب بن يزيد ، عن ابن أبي عمير ، عن أبي الربيع القزاز ، عن جابر ، عن أبي جعفر عليه السلام قال :
قلت له : لم سمي أمير المؤمنين ؟ قال : الله سماه وهكذا أنزل في كتابه " وإذ أخذ ربك من بني آدم من ظهورهم ذريتهم وأشهدهم على أنفسهم ألست بربكم " وأن محمدا رسولي وأن عليا أمير المؤمنين .
ترجمه:
جابر نقل میکند که به امام ابی جعفر گفتم: چرا به امیر المومنین میگویند امیر المومنین؟
گفت: الله نام گذاری کرده و اینطور در کتابش نازل کرده است: وإذ أخذ ربك من بني آدم من ظهورهم ذريتهم وأشهدهم على أنفسهم ألست بربكم " وأن محمدا رسولي وأن عليا أمير المؤمنين
📚منبع:
کتاب الکافی جلد 1 صفحه 412 چاپ دارالکتب الاسلامیه طهران
این آیه 171 سوره اعراف هست و عبارت وأن عليا أمير المؤمنين در این آیه وجود ندارد که نشان بر این هست که #قرآن #تحریف شده و این تکه از این آیه افتاده است.
☝🏾️همچنین جابر روایات دیگری نیز در مورد تحریف قرآن دارد
متن عربى :
علي بن إبراهيم ، عن أحمد بن محمد البرقي ، عن أبيه ، عن محمد بن سنان عن عمار بن مروان ، عن منخل ، عن جابر عن أبي جعفر عليه السلام قال : نزل جبرئيل عليه السلام بهذه الآية على محمد صلى الله عليه وآله هكذا : " بئسما اشتروا به أنفسهم أن يكفروا بما أنزل الله في علي بغيا
ترجمه:
جابر میگوید که امام ابی جعفر گفت: جبرئیل بر محمد این آیه را اینگونه نازل کرد :
" بئسما اشتروا به أنفسهم أن يكفروا بما أنزل الله في علي بغيا
📚منبع :
کتاب الکافی جلد 1 صفحه 417 چاپ دارالکتب الاسلامیه طهران
👈 خب این آیه ی 90 سوره بقره هستش که عبارت فی علی در اون وجود نداره و این روایت هم ناظر بر تحریف قران هست.
متن عربى:
وبهذا الاسناد ، عن محمد بن سنان ، عن عمار بن مروان ، عن منخل ، عن جابر ، قال : نزل جبرئيل عليه السلام بهذه الآية على محمد هكذا : " وإن كنتم في ريب مما نزلنا على عبدنا في علي فأتوا بسورة من مثله
ترجمه :
جابر میگوید که جبرئیل ایت آیه را اینگونه بر محمد نازل کرد: وإن كنتم في ريب مما نزلنا على عبدنا في علي فأتوا بسورة من مثله
📚منبع :
کتاب الکافی جلد 1 صفحه 417 چاپ دارالکتب الاسلامیه طهران
👈این آیه هم در #قران عبارت فی #علی ندارد و این باز #تحریف_قرآن هست که میگوید این عبارت فی علی حذف شده.
#تحريف_قرآن از ديد علماى شيعه
#قسمت_اول
جابر بن یزید جعفی معتقد به #تحریف_قرآن بوده و روایاتی مبنی بر تحریف قرآن نقل کرده:
متن عربى:
علي بن إبراهيم ، عن يعقوب بن يزيد ، عن ابن أبي عمير ، عن أبي الربيع القزاز ، عن جابر ، عن أبي جعفر عليه السلام قال :
قلت له : لم سمي أمير المؤمنين ؟ قال : الله سماه وهكذا أنزل في كتابه " وإذ أخذ ربك من بني آدم من ظهورهم ذريتهم وأشهدهم على أنفسهم ألست بربكم " وأن محمدا رسولي وأن عليا أمير المؤمنين .
ترجمه:
جابر نقل میکند که به امام ابی جعفر گفتم: چرا به امیر المومنین میگویند امیر المومنین؟
گفت: الله نام گذاری کرده و اینطور در کتابش نازل کرده است: وإذ أخذ ربك من بني آدم من ظهورهم ذريتهم وأشهدهم على أنفسهم ألست بربكم " وأن محمدا رسولي وأن عليا أمير المؤمنين
📚منبع:
کتاب الکافی جلد 1 صفحه 412 چاپ دارالکتب الاسلامیه طهران
این آیه 171 سوره اعراف هست و عبارت وأن عليا أمير المؤمنين در این آیه وجود ندارد که نشان بر این هست که #قرآن #تحریف شده و این تکه از این آیه افتاده است.
☝🏾️همچنین جابر روایات دیگری نیز در مورد تحریف قرآن دارد
متن عربى :
علي بن إبراهيم ، عن أحمد بن محمد البرقي ، عن أبيه ، عن محمد بن سنان عن عمار بن مروان ، عن منخل ، عن جابر عن أبي جعفر عليه السلام قال : نزل جبرئيل عليه السلام بهذه الآية على محمد صلى الله عليه وآله هكذا : " بئسما اشتروا به أنفسهم أن يكفروا بما أنزل الله في علي بغيا
ترجمه:
جابر میگوید که امام ابی جعفر گفت: جبرئیل بر محمد این آیه را اینگونه نازل کرد :
" بئسما اشتروا به أنفسهم أن يكفروا بما أنزل الله في علي بغيا
📚منبع :
کتاب الکافی جلد 1 صفحه 417 چاپ دارالکتب الاسلامیه طهران
👈 خب این آیه ی 90 سوره بقره هستش که عبارت فی علی در اون وجود نداره و این روایت هم ناظر بر تحریف قران هست.
متن عربى:
وبهذا الاسناد ، عن محمد بن سنان ، عن عمار بن مروان ، عن منخل ، عن جابر ، قال : نزل جبرئيل عليه السلام بهذه الآية على محمد هكذا : " وإن كنتم في ريب مما نزلنا على عبدنا في علي فأتوا بسورة من مثله
ترجمه :
جابر میگوید که جبرئیل ایت آیه را اینگونه بر محمد نازل کرد: وإن كنتم في ريب مما نزلنا على عبدنا في علي فأتوا بسورة من مثله
📚منبع :
کتاب الکافی جلد 1 صفحه 417 چاپ دارالکتب الاسلامیه طهران
👈این آیه هم در #قران عبارت فی #علی ندارد و این باز #تحریف_قرآن هست که میگوید این عبارت فی علی حذف شده.
🔥3🤬1
اسكن كتاب كافى براى اثبات مطلب بالا
اين جلد چاپ خانه منشورات فجر بیروت هست.
https://telegram.me/joinchat/As5Azz1Qdgei1tKR5VztMA
اين جلد چاپ خانه منشورات فجر بیروت هست.
https://telegram.me/joinchat/As5Azz1Qdgei1tKR5VztMA
🔥2
اثبات متن بالا
اين هم اسكن صفحه مورد نظر كه روايت شماره ٢٥ در ان علامت گذارى شده.
https://telegram.me/joinchat/As5Azz1Qdgei1tKR5VztMA
اين هم اسكن صفحه مورد نظر كه روايت شماره ٢٥ در ان علامت گذارى شده.
https://telegram.me/joinchat/As5Azz1Qdgei1tKR5VztMA
🔥2
اثبات متن بالا
اين هم اسكن صفحه مورد نظر كه روايت شماره ٢٦ در ان علامت گذارى شده.
https://telegram.me/joinchat/As5Azz1Qdgei1tKR5VztMA
اين هم اسكن صفحه مورد نظر كه روايت شماره ٢٦ در ان علامت گذارى شده.
https://telegram.me/joinchat/As5Azz1Qdgei1tKR5VztMA
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
💠 نحوه كشته شدن #علي_بن_ابى_طالب و دروغ #شيعيان
#قسمت_اول
#شيعيان در مورد ضربت خوردن #على در بالاى منابر داستانها را اينگونه اغاز ميكنند :
باری آنروز که حضرت از خانه بیرون میرفته است و میخ در به لباس پاره پوره حضرت گیر میکند و حضرت با زبان میخی به میخ میگوید میخ جان مرا رها کن که میخواهم بروم #شهید شوم، و میخ به #حضرت میگوید حضرت جان من بیخیال، و مرغابی ها که معلوم نیست وسط اون بیابون مرغابی از کجا آمده بود، با حضرت گفتند وک وک، کوک کوک، یعنی نرو ابن ملجم میکشتت، و حضرت برگشت به آنها با زبان مرغابی ها گفت، کوک وک کوک وک یعنی شما تو این کارا دخالت نکنید ما امامها خودمون میدونیم چیکار کنیم.
منبع:
(منتهی الآمال پوشینه یکم برگ 207)
#امام_على بعد از ضربه خوردن حضرت فرياد زد ” فزت و رب الكعبه” يعني به خداي كعبه رستگار شدم !!
#شیعیان معمولاً به همین قصه ها علاقه دارند و به تاریخ علاقه چندانی نشان نمیدهند.
آیا مایلید بدانید آن شخصی كه در حال سجده در مسجد ضربت خورد چگونه و در كجا ضربت خورد ؟؟
سري به #كتب_تاريخى ميزنيم و اين واقعه را پى ميگيريم !
” يعقوبي در تاريخ يعقوبي جلد دوم صفحه ١٣٨ مينويسد :
اما #عبدالرحمن_ابن_ملجم بر در مسجد ايستاد و #على در تاريكي صبحدم بيرون امد پس مرغابيانى كه در خانه بودند در پى او رفتند و بر جامه اش اويختند، پس گفتند: صوائح تتبعها نوائح “فرياد كنندگاني كه نوحه گرانى در پى انهاست”
و سر خود را از دريچه مسجد داخل كرد، ابن ملجم شمشيرى بر سرش نواخت ، پس افتاد و فرياد زد بگيريدش .
” تاريخ بلعمي جلد چهارم و در صفحه ٦٧٤ خود اورده كه :
و چون #علي_عليه_السلام از در مزگت (مسجد) اندر امد و اين ملجم علي را بيافت ، شمشير بزد و شمشير بر پهلوي #على اندر امد و گروهي گفتند بر سرش نشست و او را به دو نيم كرد، و على بر مردم بانك بزد كه بگيريدش .
” طبري در تاريخ معروف در جلد ششم صفحه 2684
شرح واقعه را چنين مينويسد:
و شمشيرهاي خود را برگرفتند و بر دري كه على از ان خارج ميشد نشستند و چون بيامد شبيب ضربتى به قصد او رها كرد كه به بازوي در يا طاق خورد . ابن ملجم ضربتى به پيشانى او زد، وردان فرارى بشد و به درون خانه خود شد …
#قسمت_اول
#شيعيان در مورد ضربت خوردن #على در بالاى منابر داستانها را اينگونه اغاز ميكنند :
باری آنروز که حضرت از خانه بیرون میرفته است و میخ در به لباس پاره پوره حضرت گیر میکند و حضرت با زبان میخی به میخ میگوید میخ جان مرا رها کن که میخواهم بروم #شهید شوم، و میخ به #حضرت میگوید حضرت جان من بیخیال، و مرغابی ها که معلوم نیست وسط اون بیابون مرغابی از کجا آمده بود، با حضرت گفتند وک وک، کوک کوک، یعنی نرو ابن ملجم میکشتت، و حضرت برگشت به آنها با زبان مرغابی ها گفت، کوک وک کوک وک یعنی شما تو این کارا دخالت نکنید ما امامها خودمون میدونیم چیکار کنیم.
منبع:
(منتهی الآمال پوشینه یکم برگ 207)
#امام_على بعد از ضربه خوردن حضرت فرياد زد ” فزت و رب الكعبه” يعني به خداي كعبه رستگار شدم !!
#شیعیان معمولاً به همین قصه ها علاقه دارند و به تاریخ علاقه چندانی نشان نمیدهند.
آیا مایلید بدانید آن شخصی كه در حال سجده در مسجد ضربت خورد چگونه و در كجا ضربت خورد ؟؟
سري به #كتب_تاريخى ميزنيم و اين واقعه را پى ميگيريم !
” يعقوبي در تاريخ يعقوبي جلد دوم صفحه ١٣٨ مينويسد :
اما #عبدالرحمن_ابن_ملجم بر در مسجد ايستاد و #على در تاريكي صبحدم بيرون امد پس مرغابيانى كه در خانه بودند در پى او رفتند و بر جامه اش اويختند، پس گفتند: صوائح تتبعها نوائح “فرياد كنندگاني كه نوحه گرانى در پى انهاست”
و سر خود را از دريچه مسجد داخل كرد، ابن ملجم شمشيرى بر سرش نواخت ، پس افتاد و فرياد زد بگيريدش .
” تاريخ بلعمي جلد چهارم و در صفحه ٦٧٤ خود اورده كه :
و چون #علي_عليه_السلام از در مزگت (مسجد) اندر امد و اين ملجم علي را بيافت ، شمشير بزد و شمشير بر پهلوي #على اندر امد و گروهي گفتند بر سرش نشست و او را به دو نيم كرد، و على بر مردم بانك بزد كه بگيريدش .
” طبري در تاريخ معروف در جلد ششم صفحه 2684
شرح واقعه را چنين مينويسد:
و شمشيرهاي خود را برگرفتند و بر دري كه على از ان خارج ميشد نشستند و چون بيامد شبيب ضربتى به قصد او رها كرد كه به بازوي در يا طاق خورد . ابن ملجم ضربتى به پيشانى او زد، وردان فرارى بشد و به درون خانه خود شد …
👍3🔥1
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
💠 نحوه كشته شدن #علي_ابن_ابيطالب و دروغ شيعيان
#قسمت_دوم
” #طبقات_واقدي در جلد سوم صفحه ٢٩ چنين مي اورد كه:
#ابن_ملجم و شبيب ابن بجزه برخاستند و شمشيرهاى خود گرفتند و امدند بر دري كه علي از انجا خارج ميشد نشستند ..
و #على همينكه از در بيرون امد بانگ ميزد اى مردم نماز نماز و همه روز چنين ميكرد و بر دستش تازيانه اي بود كه مردم را بيدار ميكرد ،در اين هنگام ان دو مرد جلو مي ايند و از كسى كه خود حضور داشته شنيدم كه بناگاه برق شمشيرها ديدم و شنيدم كسي ميگويد حكم فقط ازان خداست نه براي تو اى على، و هر دو شمشير با هم فرود امد و شمشير ابن ملجم بر #فرق_على نشست و چنان انرا شكافت كه تا مغز و نصف پيشاني نفوذ كرد ولى شمشير شبيب به طاق برخورد.
” الكامل فى التاريخ از ابن اثير كه گرايشات شديد شيعى دارد در جلد پنجم صفحه ٢٠٠٠-٢٠٠١ در اينمورد چنين مينويسد :
اينان در برابر پيشگاهى كه #على از ان براي نماز بيرون مي امد فر نشستند ، چون #على بيرون امد فرياد بزد اي مرد نماز نماز و بدستش تازيانه اى بود ، شبيب او را با شمشير بزد ولي شمشير او به طاق گير كرد ولي #ابن_ملجم شمشيرش را بر فرق على فرود اورد و فرياد زد فرمانروايى ازان خداست نه تو على و نه يارانت.
” #ابن_خلدون در تاريخ العبر در جلد اول ص ٦٣٧ درباره اين حادثه چنين ميگويد :
ابن ملجم با شبيب و وردان وارد مسجد شد و در برابر ان در كه #على از ان به نماز مي امد نشستند ، چون على از در درامد و مردم را به نماز فراخواند ، شبيب شمشير خود بالا برد ولى بر طاق در برخورد در اين حين ابن ملجم با شمشير بر پيشانى على زد و فرياد زد الحكم لله لا لك يا علي و لا لاصحابك …
همين داستان در #مروج_الذهب_مسعودى در جلد اول صفحات ٧٧١-٧٧٢ نيز امده است.
همانطور كه خوانديد و ميبينيد #روحانيون_شيعه داستان را بطور كاملا تخيلى و احساساتي براي مردم بيان ميكنند و با افزودن دروغهاى شاخدار به اين داستان، انرا به يكى فيلمهاى تخيلى هاليود تبديل ميكنند .
انچه حاصل اين تجسس تاريخي است اين است كه نه علي در حين سجده ضربت خورده و نه “فزت و رب الكعبه” اى در كار بوده، و در تمامي اين كتب فرياد #على براى بدام انداختن ضارب بگوش رسيده نه چيز ديگرى و اين تفاوت بخاطر نارضايتى و تنفر مردم از خليفه بى تدبير و ناكارامدى بودند كه در زمان 5 سال خلافتش مردم زيادى را بيهوده به كشتن داد و اخر سر هم خودش قربانى اين بى كفايتيش شد.
در اينجا از صفحات برخى كتب نامبرده در متن بالا عكس هائى اورده ايم براى اثبات صحت گفته هايمان اسكن كتب مى اوريم.
#قسمت_دوم
” #طبقات_واقدي در جلد سوم صفحه ٢٩ چنين مي اورد كه:
#ابن_ملجم و شبيب ابن بجزه برخاستند و شمشيرهاى خود گرفتند و امدند بر دري كه علي از انجا خارج ميشد نشستند ..
و #على همينكه از در بيرون امد بانگ ميزد اى مردم نماز نماز و همه روز چنين ميكرد و بر دستش تازيانه اي بود كه مردم را بيدار ميكرد ،در اين هنگام ان دو مرد جلو مي ايند و از كسى كه خود حضور داشته شنيدم كه بناگاه برق شمشيرها ديدم و شنيدم كسي ميگويد حكم فقط ازان خداست نه براي تو اى على، و هر دو شمشير با هم فرود امد و شمشير ابن ملجم بر #فرق_على نشست و چنان انرا شكافت كه تا مغز و نصف پيشاني نفوذ كرد ولى شمشير شبيب به طاق برخورد.
” الكامل فى التاريخ از ابن اثير كه گرايشات شديد شيعى دارد در جلد پنجم صفحه ٢٠٠٠-٢٠٠١ در اينمورد چنين مينويسد :
اينان در برابر پيشگاهى كه #على از ان براي نماز بيرون مي امد فر نشستند ، چون #على بيرون امد فرياد بزد اي مرد نماز نماز و بدستش تازيانه اى بود ، شبيب او را با شمشير بزد ولي شمشير او به طاق گير كرد ولي #ابن_ملجم شمشيرش را بر فرق على فرود اورد و فرياد زد فرمانروايى ازان خداست نه تو على و نه يارانت.
” #ابن_خلدون در تاريخ العبر در جلد اول ص ٦٣٧ درباره اين حادثه چنين ميگويد :
ابن ملجم با شبيب و وردان وارد مسجد شد و در برابر ان در كه #على از ان به نماز مي امد نشستند ، چون على از در درامد و مردم را به نماز فراخواند ، شبيب شمشير خود بالا برد ولى بر طاق در برخورد در اين حين ابن ملجم با شمشير بر پيشانى على زد و فرياد زد الحكم لله لا لك يا علي و لا لاصحابك …
همين داستان در #مروج_الذهب_مسعودى در جلد اول صفحات ٧٧١-٧٧٢ نيز امده است.
همانطور كه خوانديد و ميبينيد #روحانيون_شيعه داستان را بطور كاملا تخيلى و احساساتي براي مردم بيان ميكنند و با افزودن دروغهاى شاخدار به اين داستان، انرا به يكى فيلمهاى تخيلى هاليود تبديل ميكنند .
انچه حاصل اين تجسس تاريخي است اين است كه نه علي در حين سجده ضربت خورده و نه “فزت و رب الكعبه” اى در كار بوده، و در تمامي اين كتب فرياد #على براى بدام انداختن ضارب بگوش رسيده نه چيز ديگرى و اين تفاوت بخاطر نارضايتى و تنفر مردم از خليفه بى تدبير و ناكارامدى بودند كه در زمان 5 سال خلافتش مردم زيادى را بيهوده به كشتن داد و اخر سر هم خودش قربانى اين بى كفايتيش شد.
در اينجا از صفحات برخى كتب نامبرده در متن بالا عكس هائى اورده ايم براى اثبات صحت گفته هايمان اسكن كتب مى اوريم.
👍3🔥1
Forwarded from نقدى بر اسلام
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببينيد سرمايه هاى مملكت ما در حلقوم چه جانورانى ريخته ميشود
آنوقت در ايران هزاران خانواده داريم كه نان شب ندارند بخورند
اين هم ثمره حكومت نايبان مهدى موهوم، كه ايران را اشغال كرده اند.
تف به شرفتان
آنوقت در ايران هزاران خانواده داريم كه نان شب ندارند بخورند
اين هم ثمره حكومت نايبان مهدى موهوم، كه ايران را اشغال كرده اند.
تف به شرفتان
🤮5🔥1
توهين على به زنى كه برادر و پدرش به دست على كشته شده بودند
اين همان اخلاق حسنه اسلامى است كه آخوندها از آن تعريف ميكنند
اين قاتل بى ادب همان #على است كه او را اسوه مردانگى معرفى ميكنند
اين همان اخلاق حسنه اسلامى است كه آخوندها از آن تعريف ميكنند
اين قاتل بى ادب همان #على است كه او را اسوه مردانگى معرفى ميكنند
🤮6🔥1👌1
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
💠 نحوه كشتن ابن ملجم و دروغ شاخدار #شيعيان !
#قسمت_اول
قتل #ابن_ملجم هم از دیگر داستانهایی است که شیعیان معمولا برای علی میگویند، ببینید نویسنده #شیعه زیر در مورد این قتل چه گفته است:
شیعیان همه میدانند که مولا علی (ع) هنگامی که در بستر شهادت قرار داشتند وقتی برایش شیر آوردند فرمودند:
آیا برای اسیر خود ( ابن ملجم ضارب آن حضرت ) نیزغذا برده اند و توصیه می فرمودند که نه تنها بد رفتاری با او نشود حتی گرسنه یا تشنه هم نماند و باز فرمودند: که اگر زنده بمانم خود میدانم با او چگونه رفتارکنم واگر زنده نمانم شما اجازه دارید فقط یک ضربه همان گونه که او زده است بزنید و نکند او را مثله کنید یا شکنجه نمائید. این برخورد امام علی، یک برخورد ارزش اسلامی است یعنی ارزشی است نه حکومتی و سیاسی.(١)
توجه داشته باشید که بر اساس نوشته بالا، علی نمیدانسته است که خواهد مرد و یا زنده خواهد ماند، این برای شیعیان نیمه دیوانهح باید دلیلی باشد بر اینکه او غیب گو نبوده است و بسیاری از چیزها را نمیدانسته است، از جمله اینکه نمیدانسته است بر اثر این ضربه خواهد مرد یا نخواهد مرد.
ابن ملجم آن ملعون که دوزاری اش نیافتاده بود اسلام یک حرکت مافیایی بوده است و رهبران این گروه خونخوار مافیایی بعد از مرگ پدرخوانده خود به جان یکدیگر افتاده اند و اساسا همه ماجرا همین بوده است، و فکر میکرد واقعا #اسلام برای برابری و برادری آمده است و از این رو همچون سایر خوارج دموکرات به این معتقد بود که خلیفه باید از میان تمامی مردمان چه عجم و چه عرب انتخاب شود و شایسته ترین فرد برای خلافت باشد و #علی و #معاویه را افرادی میدانست که میخواستند عدالت را زیر پا گذاشته و بر سر حکومت بایکدیگر جنگ قدرت کنند، او در هنگامی که به علی حمله میبرد فریاد زد «حکمیت از آن خدا است نه تو ای علی» ، زیرا معتقد بود علی نیز همچون #سید_علی_خامنه ای مردم را خر گیر آورده و خود را حاکم از طرف #خدا میخواند، او بر علی شمشیر میکشد آن شمشیر را بر سر نسبتاً مبارک آن امام همام میکوبد. امام هم برمیگردد و میگوید حالت خوبه ؟ خسته نباشی ملجم جان.
#شیعیان معمولاً به همین قصه ها علاقه دارند و به تاریخ علاقه چندانی نشان نمیدهند، آیا مایلید بدانید آن شخصی که قرار بود با یک ضربت کشته شود و مبادا شکنجه شود چه بلایی سرش آمد؟ از معتبر ترین کتابهای تاریخی اسلام پاسخ را بیابید:
وقتی خواستند #ابن_ملجم لعنت الله علیه را بکشند عبدالله بن جعفر گفت «بگذارید من دل خودم را خنک کنم» و دست و پاهای او را ببرید و میخی را سرخ کرد و به چشم او کشید ابن ملم گفت «منزه است خدایی که انسان را آفرید تو چشمان خودت را بسائیده سرب سرمه میکنی» پس از آن او را گرفتند و در حصیر پیچیدند و نفت مالیدند و آتش در آن زدند و بسوختند.
عمران بن حطان رقاشی درباره ابن ملجم و ستایش او درباره ضربی که زد ضمن شعری دراز چنین میگوید «چه ضربتی بود از مردی پرهیزکار که میخواست بوسیله آن رضایت خداوند را جلب کند هروقت او را بیاد می آورم پندارم که کفه عمل او بنزد خدا از همه مردم سنگینتر است». (٢)
💠ابن سعد واقدى تاریخ نویس بزرگ اسلام نوشت:
بعد از دفن (علی)، #حسن_بن_علی به سوی عبدالرحمن بن ملجم رفت و او را از زندان خارج کرد تا وی را بکشد. پس مردم جمع شدند، او (حسن) بدن او را به نفت آغشته کرد، و گفت که او را آتش بزنیم. #عبدالله_بن_جعفر و #حسین_بن_علی و #محمد_بن_حنیفه گفتند اجازه دهید تا دل خود را از او خنک کنیم، پس عبدالله بن جعفر دست او را و پاهای او را قطع کرد. او (ابن ملجم) شکوه نکرد.
سپس میخ داغ به چشان او کشید، و او شکوه نکرد. سپس گفت تو چشمان خودت را بسائیده سرب سرمه میکنی، سپس گفت اقرا باسم ربك الذی خلق خلق الانسان من علق و تا آخر سوره را خواند، سپس چشمان او پر از اشک شد، دستور دادند زبان او را قطع کنند، پس او شکوه کرد (ضجه زد)، پس به او گفتند ای دشمن خدا وقتی دست و پایت را میبریدیم ضجه نزدی، اکنون چه شده است که وقتی میخواهیم زبانت را ببریم ضجه میزنی؟ گفت من ضجه میزنم زیرا من از این دنیا متنفرم، پس زبان او را بریدند و او را درون نمدی پیچیده و سوزاندند. (٣)
#قسمت_اول
قتل #ابن_ملجم هم از دیگر داستانهایی است که شیعیان معمولا برای علی میگویند، ببینید نویسنده #شیعه زیر در مورد این قتل چه گفته است:
شیعیان همه میدانند که مولا علی (ع) هنگامی که در بستر شهادت قرار داشتند وقتی برایش شیر آوردند فرمودند:
آیا برای اسیر خود ( ابن ملجم ضارب آن حضرت ) نیزغذا برده اند و توصیه می فرمودند که نه تنها بد رفتاری با او نشود حتی گرسنه یا تشنه هم نماند و باز فرمودند: که اگر زنده بمانم خود میدانم با او چگونه رفتارکنم واگر زنده نمانم شما اجازه دارید فقط یک ضربه همان گونه که او زده است بزنید و نکند او را مثله کنید یا شکنجه نمائید. این برخورد امام علی، یک برخورد ارزش اسلامی است یعنی ارزشی است نه حکومتی و سیاسی.(١)
توجه داشته باشید که بر اساس نوشته بالا، علی نمیدانسته است که خواهد مرد و یا زنده خواهد ماند، این برای شیعیان نیمه دیوانهح باید دلیلی باشد بر اینکه او غیب گو نبوده است و بسیاری از چیزها را نمیدانسته است، از جمله اینکه نمیدانسته است بر اثر این ضربه خواهد مرد یا نخواهد مرد.
ابن ملجم آن ملعون که دوزاری اش نیافتاده بود اسلام یک حرکت مافیایی بوده است و رهبران این گروه خونخوار مافیایی بعد از مرگ پدرخوانده خود به جان یکدیگر افتاده اند و اساسا همه ماجرا همین بوده است، و فکر میکرد واقعا #اسلام برای برابری و برادری آمده است و از این رو همچون سایر خوارج دموکرات به این معتقد بود که خلیفه باید از میان تمامی مردمان چه عجم و چه عرب انتخاب شود و شایسته ترین فرد برای خلافت باشد و #علی و #معاویه را افرادی میدانست که میخواستند عدالت را زیر پا گذاشته و بر سر حکومت بایکدیگر جنگ قدرت کنند، او در هنگامی که به علی حمله میبرد فریاد زد «حکمیت از آن خدا است نه تو ای علی» ، زیرا معتقد بود علی نیز همچون #سید_علی_خامنه ای مردم را خر گیر آورده و خود را حاکم از طرف #خدا میخواند، او بر علی شمشیر میکشد آن شمشیر را بر سر نسبتاً مبارک آن امام همام میکوبد. امام هم برمیگردد و میگوید حالت خوبه ؟ خسته نباشی ملجم جان.
#شیعیان معمولاً به همین قصه ها علاقه دارند و به تاریخ علاقه چندانی نشان نمیدهند، آیا مایلید بدانید آن شخصی که قرار بود با یک ضربت کشته شود و مبادا شکنجه شود چه بلایی سرش آمد؟ از معتبر ترین کتابهای تاریخی اسلام پاسخ را بیابید:
وقتی خواستند #ابن_ملجم لعنت الله علیه را بکشند عبدالله بن جعفر گفت «بگذارید من دل خودم را خنک کنم» و دست و پاهای او را ببرید و میخی را سرخ کرد و به چشم او کشید ابن ملم گفت «منزه است خدایی که انسان را آفرید تو چشمان خودت را بسائیده سرب سرمه میکنی» پس از آن او را گرفتند و در حصیر پیچیدند و نفت مالیدند و آتش در آن زدند و بسوختند.
عمران بن حطان رقاشی درباره ابن ملجم و ستایش او درباره ضربی که زد ضمن شعری دراز چنین میگوید «چه ضربتی بود از مردی پرهیزکار که میخواست بوسیله آن رضایت خداوند را جلب کند هروقت او را بیاد می آورم پندارم که کفه عمل او بنزد خدا از همه مردم سنگینتر است». (٢)
💠ابن سعد واقدى تاریخ نویس بزرگ اسلام نوشت:
بعد از دفن (علی)، #حسن_بن_علی به سوی عبدالرحمن بن ملجم رفت و او را از زندان خارج کرد تا وی را بکشد. پس مردم جمع شدند، او (حسن) بدن او را به نفت آغشته کرد، و گفت که او را آتش بزنیم. #عبدالله_بن_جعفر و #حسین_بن_علی و #محمد_بن_حنیفه گفتند اجازه دهید تا دل خود را از او خنک کنیم، پس عبدالله بن جعفر دست او را و پاهای او را قطع کرد. او (ابن ملجم) شکوه نکرد.
سپس میخ داغ به چشان او کشید، و او شکوه نکرد. سپس گفت تو چشمان خودت را بسائیده سرب سرمه میکنی، سپس گفت اقرا باسم ربك الذی خلق خلق الانسان من علق و تا آخر سوره را خواند، سپس چشمان او پر از اشک شد، دستور دادند زبان او را قطع کنند، پس او شکوه کرد (ضجه زد)، پس به او گفتند ای دشمن خدا وقتی دست و پایت را میبریدیم ضجه نزدی، اکنون چه شده است که وقتی میخواهیم زبانت را ببریم ضجه میزنی؟ گفت من ضجه میزنم زیرا من از این دنیا متنفرم، پس زبان او را بریدند و او را درون نمدی پیچیده و سوزاندند. (٣)
🔥4🤮2👍1
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
💠 نحوه كشتن ابن ملجم و دروغ شاخدا #شيعيان !
#قسمت_دوم
در كتاب الأمامة و السياسة نوشته ابن قتيبه امده :
پس از شهادت #علی، #حسن_بن_علی به سوی عبدالرحمن بن ملجم رفت، او را از زندان خارج کرد تا قصاص نماید. در این هنگام مردم جمع شدند ، بدن او را به نفت آغشته کردند و گفتند او را آتش بزنیم.
عبدالله بن جعفر، حسین بن علی و محمد بن حنفیه گفتند اجازه دهید تا دل خود را از او خنک کنیم .
#عبدالله_بن_جعفر دست و پاهایش را قطع کرد، او شکوه نکرد، میخ داغ به چشمان او کشید، باز گلایه نکرد و گفت : تو چشمان مرا به سرب سرمه می کنی و پس از آن سوره : اقرا باسم ربک الذی خلق * خلق الانسان من علق را تا آخر خواند، چشمانش پر از اشک شد. دستور دادند زبان او را قطع کنند، او ضجه زد.
به او گفتند : ای دشمن خدا وقتی دست و پایت را می بریدیم ناله ای نکردی اما اکنون چه شده است که ضجه می زنی ؟
گفت : من اهل ناله کردن نیستم، الان ناله می کنم زیرا دوست ندارم در دنیا باشم و نتوانم ذکر #خدا بگویم.
سرانجام زبانش را بریدند و او را درون نمدی پیچیده و سوزاندند.(٤)
عز الدين ابن اثير در جلد سوم كتاب اسد الغابه در صفحه ٦١٨ همين داستان را دقيقا اورده .(٥)
ابن خلدون در دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب ج 2 ص 647 چاپ دار الفکر بیروت نيز همين مطلب را نوشته.
شيخ مفيد در كتاب الارشاد در اينباره نوشته :
#امام_حسن نشست و دستور داد ابن ملجم را بیاورند ، پس او را آوردند.
امام به او فرمود : ای دشمن خدا ، علی را کشتی و تباهی را در دین بزرگ کردی ، پس دستور داد گردنش را زدند. ام هیثم دختر اسود نخعی خواست که جسدش را به وی دهند ، و کار #سوزاندنش را به او واگذارند ،جنازه را تحویل او دادند و ام هیثم جسدش را به وسیله #آتش سوزاند.(٦)
و ابن شهر آشوب و دیگران روایت کرده اند که استخوانهای پلید ابن ملجم را در گودالی انداخته بودند و پیوسته مردم کوفه از آن مغاک بانک ناله و فریاد میشنیدند، و حکایت اخبار آنراهب از عذاب ابن ملجم در دار دنیا بقی کردن مرغی بدن او را در چهار مرتبه و پس او را پاره پاره نمودن و بلعیدن و پیوسته اینکار را با او نمودند و بر روی سنگی در میان دریا مشهور و در کتب معتبره مسطور است.
#قسمت_دوم
در كتاب الأمامة و السياسة نوشته ابن قتيبه امده :
پس از شهادت #علی، #حسن_بن_علی به سوی عبدالرحمن بن ملجم رفت، او را از زندان خارج کرد تا قصاص نماید. در این هنگام مردم جمع شدند ، بدن او را به نفت آغشته کردند و گفتند او را آتش بزنیم.
عبدالله بن جعفر، حسین بن علی و محمد بن حنفیه گفتند اجازه دهید تا دل خود را از او خنک کنیم .
#عبدالله_بن_جعفر دست و پاهایش را قطع کرد، او شکوه نکرد، میخ داغ به چشمان او کشید، باز گلایه نکرد و گفت : تو چشمان مرا به سرب سرمه می کنی و پس از آن سوره : اقرا باسم ربک الذی خلق * خلق الانسان من علق را تا آخر خواند، چشمانش پر از اشک شد. دستور دادند زبان او را قطع کنند، او ضجه زد.
به او گفتند : ای دشمن خدا وقتی دست و پایت را می بریدیم ناله ای نکردی اما اکنون چه شده است که ضجه می زنی ؟
گفت : من اهل ناله کردن نیستم، الان ناله می کنم زیرا دوست ندارم در دنیا باشم و نتوانم ذکر #خدا بگویم.
سرانجام زبانش را بریدند و او را درون نمدی پیچیده و سوزاندند.(٤)
عز الدين ابن اثير در جلد سوم كتاب اسد الغابه در صفحه ٦١٨ همين داستان را دقيقا اورده .(٥)
ابن خلدون در دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب ج 2 ص 647 چاپ دار الفکر بیروت نيز همين مطلب را نوشته.
شيخ مفيد در كتاب الارشاد در اينباره نوشته :
#امام_حسن نشست و دستور داد ابن ملجم را بیاورند ، پس او را آوردند.
امام به او فرمود : ای دشمن خدا ، علی را کشتی و تباهی را در دین بزرگ کردی ، پس دستور داد گردنش را زدند. ام هیثم دختر اسود نخعی خواست که جسدش را به وی دهند ، و کار #سوزاندنش را به او واگذارند ،جنازه را تحویل او دادند و ام هیثم جسدش را به وسیله #آتش سوزاند.(٦)
و ابن شهر آشوب و دیگران روایت کرده اند که استخوانهای پلید ابن ملجم را در گودالی انداخته بودند و پیوسته مردم کوفه از آن مغاک بانک ناله و فریاد میشنیدند، و حکایت اخبار آنراهب از عذاب ابن ملجم در دار دنیا بقی کردن مرغی بدن او را در چهار مرتبه و پس او را پاره پاره نمودن و بلعیدن و پیوسته اینکار را با او نمودند و بر روی سنگی در میان دریا مشهور و در کتب معتبره مسطور است.
👍3🔥1
تصوير از كتاب الأمامة و السياسة نوشته ابن قتيبه
براى اثبات ادعاى متن درباره ابن ملجم
https://telegram.me/joinchat/As5Azz1Qdgei1tKR5VztMA
براى اثبات ادعاى متن درباره ابن ملجم
https://telegram.me/joinchat/As5Azz1Qdgei1tKR5VztMA
🔥2
تصوير از كتاب الأمامة و السياسة ص ١٨١ نوشته ابن قتيبه
براى اثبات ادعاى متن درباره ابن ملجم
https://telegram.me/joinchat/As5Azz1Qdgei1tKR5VztMA
براى اثبات ادعاى متن درباره ابن ملجم
https://telegram.me/joinchat/As5Azz1Qdgei1tKR5VztMA
🔥2