آيا نقاط قوت شما واقعاً نقاط قوت هستند؟
در زمان جنگ دوم جهاني در روسيه ايدهاي به ذهن فرماندهان روسي براي نابود كردن تانكهاي آلماني رسيده بود به اين شكل كه به بدن سگهاي آموزش ديده مواد منفجره ميبستند كه زير تانكهاي آلماني بروند و در زمان قرار گرفتن سگ زير تانك چاشني عمل كرده و تانك منفجر شود. در ظاهر امر ايده خيلي خوب و عالي به نظر ميرسيد اما در ميدان واقعي جنگ، سگها به جاي تانكهاي آلماني به زير تانكهاي روسي رفتند و آنها را منفجر كردند!
فكر مي كنيد چرا؟ به اين دليل كه تانك هاي آلماني بنزيني شده بودند ولي تانكهاي روسي گازوئيلي بودند و سگها هم با تانك هاي روسي گازوئيلي آموزش ديده بودند. نقطه قوت سگها حس شامه آنها بود به همين دليل آنها طبق آموزشي كه ديده بودند تانكهاي گازوئيلي روسي را هدف قرار ميدادند.
💵شرح حكايت:
برخي از سازمانها و شركتها، ويژگيهايي را نقاط قوت خود ميدانند كه در واقع در مقايسه با شرايط محيطي و رقبا يا نقطه قوت نيستند يا برعكس نقطه ضعف به حساب ميآيند. اما اين سازمانها به دليل نداشتن تفكر استراتژيك و بيتوجهي به آن، عباراتي دهان پركن را به عنوان نقاط قوت خود جار ميزنند و به آنها عمل ميكنند كه موجب تضعيف يا نابودي سازمان ميشوند.
در زمان جنگ دوم جهاني در روسيه ايدهاي به ذهن فرماندهان روسي براي نابود كردن تانكهاي آلماني رسيده بود به اين شكل كه به بدن سگهاي آموزش ديده مواد منفجره ميبستند كه زير تانكهاي آلماني بروند و در زمان قرار گرفتن سگ زير تانك چاشني عمل كرده و تانك منفجر شود. در ظاهر امر ايده خيلي خوب و عالي به نظر ميرسيد اما در ميدان واقعي جنگ، سگها به جاي تانكهاي آلماني به زير تانكهاي روسي رفتند و آنها را منفجر كردند!
فكر مي كنيد چرا؟ به اين دليل كه تانك هاي آلماني بنزيني شده بودند ولي تانكهاي روسي گازوئيلي بودند و سگها هم با تانك هاي روسي گازوئيلي آموزش ديده بودند. نقطه قوت سگها حس شامه آنها بود به همين دليل آنها طبق آموزشي كه ديده بودند تانكهاي گازوئيلي روسي را هدف قرار ميدادند.
💵شرح حكايت:
برخي از سازمانها و شركتها، ويژگيهايي را نقاط قوت خود ميدانند كه در واقع در مقايسه با شرايط محيطي و رقبا يا نقطه قوت نيستند يا برعكس نقطه ضعف به حساب ميآيند. اما اين سازمانها به دليل نداشتن تفكر استراتژيك و بيتوجهي به آن، عباراتي دهان پركن را به عنوان نقاط قوت خود جار ميزنند و به آنها عمل ميكنند كه موجب تضعيف يا نابودي سازمان ميشوند.
🌰قانـــون دانــــه🌰
نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد پانـــصد ســـيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»
اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:
«اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»
از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:
- بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.
- بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني.
- بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي.
- بايد با صد نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني.
وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم.
قوانين طبيعت را بايد درک کرد و از آنها درس گرفت.
در يک کلام:
✨افراد موفق هر چه بيشتر شکست مي خورند، دانه هاي بيشتري مي کارند...✨
نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد پانـــصد ســـيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»
اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:
«اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»
از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:
- بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.
- بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني.
- بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي.
- بايد با صد نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني.
وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم.
قوانين طبيعت را بايد درک کرد و از آنها درس گرفت.
در يک کلام:
✨افراد موفق هر چه بيشتر شکست مي خورند، دانه هاي بيشتري مي کارند...✨
اصول مديريت ژاپني
1) هدف
2) تغيير ذهنيات مديران
3) مواد ارزان قيمت
4) ترغيب كاركنان به توليد
5) رهبري در سازمانها نه رياست
6) از بين رفتن ترس
7)ربط واحدها با همديگر نه انجام امور توسط هر بخش در يك مسير مجزا
8) شعار بيمحتوا ندادن
9)عدم توجه به آمار، ارقام و كميت
10) احساس غرور و لذت از كار
11) خود اصلاحي
12) كمك گرفتن از همه همكاران
13)بازرسي كلي، دور و هميشگي
14)همكاري خواستن از افراد در گرفتن تصميمات
1) هدف
2) تغيير ذهنيات مديران
3) مواد ارزان قيمت
4) ترغيب كاركنان به توليد
5) رهبري در سازمانها نه رياست
6) از بين رفتن ترس
7)ربط واحدها با همديگر نه انجام امور توسط هر بخش در يك مسير مجزا
8) شعار بيمحتوا ندادن
9)عدم توجه به آمار، ارقام و كميت
10) احساس غرور و لذت از كار
11) خود اصلاحي
12) كمك گرفتن از همه همكاران
13)بازرسي كلي، دور و هميشگي
14)همكاري خواستن از افراد در گرفتن تصميمات
⭕️از مدیر موفقی پرسیدم: راز موفقیت شما چه بوده است؟ گفت؟ دو کلمه است. گفتم: آن چیست؟ پاسخ داد: تصمیم های درست. گفتم: شما چگونه تصمیم های درست گرفتید؟
گفت: پاسخ یک کلمه است! گفتم: آن چیست؟ جواب داد: تجربه. پرسیدم: و شما چگونه تجربه اندوزی کردید؟ گفت: پاسخ دو کلمه است!
گفتم: آن چیست؟ پاسخ داد: تصمیم های اشتباه !
https://telegram.me/newmanagement
گفت: پاسخ یک کلمه است! گفتم: آن چیست؟ جواب داد: تجربه. پرسیدم: و شما چگونه تجربه اندوزی کردید؟ گفت: پاسخ دو کلمه است!
گفتم: آن چیست؟ پاسخ داد: تصمیم های اشتباه !
https://telegram.me/newmanagement
