برای موفقیت لازم نیست
کل مسیر رو تا آخر بتونی بینی ...
همین که چند متر جلوتر
رو بتونی ببینی و جلو بری کافیه...
تو پای به راه بنه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت.
@newmanagement
کل مسیر رو تا آخر بتونی بینی ...
همین که چند متر جلوتر
رو بتونی ببینی و جلو بری کافیه...
تو پای به راه بنه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت.
@newmanagement
آدم ها بازی کردن را دوست دارند!
این انتخاب توست که هم بازیشان باشی، یا اسباب بازیشان...!
.......................
@newmanagement
این انتخاب توست که هم بازیشان باشی، یا اسباب بازیشان...!
.......................
@newmanagement
پاسخ و واكنش شما در برابر دشواریها، بیش از هر كار دیگری در زندگی، در زقم زدن سرنوشت، كامیابی و شكستتان تعیین كننده خواهد بود.
#آنتونی_رابینز
@newmanagement
#آنتونی_رابینز
@newmanagement
نه دست داره نه پا اما يچى داره به اسم اراده قوى و توى پرا المپيك شركت کرده
🏆 @newmanagement
🏆 @newmanagement
🏆 @newmanagement
🏆 @newmanagement
بزرگترین مشکل ما ایرانی ها اینه که در مورد چیزهایی که نمیدونیم به جای تحقیق و تفکر، بحث می کنیم…
#پروفسور_سمیعی
@newmanagement
#پروفسور_سمیعی
@newmanagement
اگر تاکنون خواستهاید بدانید که دنیای بازاریابی تا چه اندازه گسترده و پراکنده است، سعی کنید فقط لیستی از انواع بازاریابی برای خودتان ایجاد کنید. خیلی راحت و ساده با انواع بازاریابی موتورهای جستجو، بازاریابی ایمیلی، بازاریابی محصول، بازاریابی ویروسی شروع میشود و یکباره از 100 مورد میگذرد.
این مطلب که الهام گرفته از صحبت با یکی از دوستانم است، درنهایت تبدیل به لیستی شده که در ادامه میبینید و البته هنوز تکمیلنشده و برای تکمیل شدن نیاز به تلاش و بست و توسعه بسیار زیادی دارد. برای اینکه تا حدودی این لیست را قابل مدیریت کنم، سعی کردم تنها به عباراتی اشارهکنم که به کلمه “بازاریابی” ختم میشدند. بنابراین مجبور به حذف مواردی از قبیل تبلیغات، برندسازی، روابط عمومی، بستهبندی و بسیار دیگر از حوزههای وابسته به آن شدم.
1- بازاریابی رابطهای(affiliate marketing): پرداخت به یک رابط یا آشنا برای هدایت ترافیک/مشتری به وبسایت/کسبوکار شما
2- بازاریابی چالاک(agile marketing): استفاده از مجموعهای از روشهای توسعه در دپارتمان بازاریابی
3- بازاریابی الگوریتمی(algorithmic marketing):استفاده از الگوریتمهای نرمافزاری برای اجرای بازاریابی نیمهخودکار
4- بازاریابی غافلگیرانه(ambush marketing): استفاده از فرصت یک رویداد بزرگ بدون صرف هزینه برای حمایت از آن رویداد
5- بازاریابی تحلیلی(analytical marketing): مدلها و روشهای کمی بازاریابی
6- بازاریابی پیشبین(anticipation marketing): شکلی از بازاریابی که پیش از عرضه و معرفی یک محصول شکل میگیرد.
7- بازاریابی مقالهای(article marketing): نگارش مقالات (بهصورت آفلاین یا آنلاین) برای ترویج یک کسبوکار
8- بازاریابی صنعتی(B2B marketing): بازاریابی باهدف دیگر کسبوکارها
9- بازاریابی مصرفی(B2C marketing): بازاریابی باهدف مصرفکنندگان
10- بازاریابی فرد(B2P marketing): بازاریابی باهدف یک فرد خاص از جمعیت مصرفکنندگان
11- بازاریابی رفتاری(behavioral marketing): هدف گرفتن پیشنهادها و تبلیغات بر اساس رفتار کاربر
12- بازاریابی کلاهسیاه(blackhat marketing): عموماً مورداستفاده در سئو و رتبهبندی نتایج موتورهای جستجو، تحت تأثیر قرار دادن نتایج موتورهای جستجو از طریق روشهای غیراخلاقی

13- بازاریابی برند(brand marketing): توسعه برند که اغلب در برابر بازاریابی مستقیم قرار میگیرد.
14- بازاریابی مرکز تماس(call center marketing):بازاریابی تلفنی و از راه دور و رسیدگی به تماس دریافتی از طرف مشتریان فعلی و بالقوه
15- بازاریابی دانشگاه(campus marketing): بازاریابی باهدف دانشجویان یا از طریق آنها
16- بازاریابی کاتالوگ(catalogue marketing): بازاریابی از طریق کاتالوگهایی که از طریق پست توزیع میشوند.
17- بازاریابی سببی(cause marketing): کسبوکارها با همکاری با مجموعه غیرانتفاعی برای کسب منافع دو طرف اقدام به بازاریابی میکنند.
18- بازاریابی با افراد مشهور(celebrity marketing):استفاده از ستارگان مشهور و شناختهشده بهعنوان سخنران جهت تائید یا اعلام رضایت
19- بازاریابی کانال(channel marketing): بازاریابی ترویج و ترفیع از طریق عمدهفروشان، توزیعکنندگان، فروشندگان مجدد
20- بازاریابی حلقه بسته(Closed-Loop Marketing):اندازهگیری نرخ بازگشت سرمایه از دوره عمر بازاریابی به فروشها
21- بازاریابی ابری(cloud marketing): استفاده از اپلیکیشن های نرمافزار بهعنوان یک سرویس برای بازاریابی
22- بازاریابی تعاونی(cooperative marketing):شرکتها یک محصول یا خدمت یا برند را که بهصورت مشترک توسعه دادهاند بازاریابی میکنند.
23- بازاریابی اجتماعی(communal marketing): درگیر کردن عموم مردم در توسعه یک کمپین بازاریابی
24- بازاریابی جامعه(community marketing): بازاریابی از طریق ایجاد یک اجتماع آنلاین
25- بازاریابی محاسباتی(computational marketing):معادل بازاریابی مهندسی مالی
26- بازاریابی متمرکز(Concentrated marketing):زمانی که پیام شما باهدف رسیدن به تنها یک بازار کوچک منتشر میشود.
27- بازاریابی محتوا(content marketing): تهیه محتوای مفید و سرگرمکننده برای مخاطبین
28- بازاریابی متنی(contextual marketing): ارائه پیامها/پیشنهادهای مرتبط و بهینه
29- بازاریابی بحثبرانگیز(controversial marketing):جلبتوجه از طریق ایجاد بحث و یا تضاد
30- بازاریابی محاوره(conversational marketing):وارد شدن فعالانه در گفتگویی دوطرفه با مشتریان

31- بازاریابی نرخ تبدیل(conversion (rate) marketing): بهینهسازی نرخ تبدیل درفروش و بازاریابی آنلاین
32- بازاریابی محتوای تبدیل(conversion content marketing): ترکیبی از بازاریابی محتوا و بازاریابی نرخ تبدیل
33- بازاریابی شرکتهای بزرگ(corporate mark
@newmanagement
این مطلب که الهام گرفته از صحبت با یکی از دوستانم است، درنهایت تبدیل به لیستی شده که در ادامه میبینید و البته هنوز تکمیلنشده و برای تکمیل شدن نیاز به تلاش و بست و توسعه بسیار زیادی دارد. برای اینکه تا حدودی این لیست را قابل مدیریت کنم، سعی کردم تنها به عباراتی اشارهکنم که به کلمه “بازاریابی” ختم میشدند. بنابراین مجبور به حذف مواردی از قبیل تبلیغات، برندسازی، روابط عمومی، بستهبندی و بسیار دیگر از حوزههای وابسته به آن شدم.
1- بازاریابی رابطهای(affiliate marketing): پرداخت به یک رابط یا آشنا برای هدایت ترافیک/مشتری به وبسایت/کسبوکار شما
2- بازاریابی چالاک(agile marketing): استفاده از مجموعهای از روشهای توسعه در دپارتمان بازاریابی
3- بازاریابی الگوریتمی(algorithmic marketing):استفاده از الگوریتمهای نرمافزاری برای اجرای بازاریابی نیمهخودکار
4- بازاریابی غافلگیرانه(ambush marketing): استفاده از فرصت یک رویداد بزرگ بدون صرف هزینه برای حمایت از آن رویداد
5- بازاریابی تحلیلی(analytical marketing): مدلها و روشهای کمی بازاریابی
6- بازاریابی پیشبین(anticipation marketing): شکلی از بازاریابی که پیش از عرضه و معرفی یک محصول شکل میگیرد.
7- بازاریابی مقالهای(article marketing): نگارش مقالات (بهصورت آفلاین یا آنلاین) برای ترویج یک کسبوکار
8- بازاریابی صنعتی(B2B marketing): بازاریابی باهدف دیگر کسبوکارها
9- بازاریابی مصرفی(B2C marketing): بازاریابی باهدف مصرفکنندگان
10- بازاریابی فرد(B2P marketing): بازاریابی باهدف یک فرد خاص از جمعیت مصرفکنندگان
11- بازاریابی رفتاری(behavioral marketing): هدف گرفتن پیشنهادها و تبلیغات بر اساس رفتار کاربر
12- بازاریابی کلاهسیاه(blackhat marketing): عموماً مورداستفاده در سئو و رتبهبندی نتایج موتورهای جستجو، تحت تأثیر قرار دادن نتایج موتورهای جستجو از طریق روشهای غیراخلاقی

13- بازاریابی برند(brand marketing): توسعه برند که اغلب در برابر بازاریابی مستقیم قرار میگیرد.
14- بازاریابی مرکز تماس(call center marketing):بازاریابی تلفنی و از راه دور و رسیدگی به تماس دریافتی از طرف مشتریان فعلی و بالقوه
15- بازاریابی دانشگاه(campus marketing): بازاریابی باهدف دانشجویان یا از طریق آنها
16- بازاریابی کاتالوگ(catalogue marketing): بازاریابی از طریق کاتالوگهایی که از طریق پست توزیع میشوند.
17- بازاریابی سببی(cause marketing): کسبوکارها با همکاری با مجموعه غیرانتفاعی برای کسب منافع دو طرف اقدام به بازاریابی میکنند.
18- بازاریابی با افراد مشهور(celebrity marketing):استفاده از ستارگان مشهور و شناختهشده بهعنوان سخنران جهت تائید یا اعلام رضایت
19- بازاریابی کانال(channel marketing): بازاریابی ترویج و ترفیع از طریق عمدهفروشان، توزیعکنندگان، فروشندگان مجدد
20- بازاریابی حلقه بسته(Closed-Loop Marketing):اندازهگیری نرخ بازگشت سرمایه از دوره عمر بازاریابی به فروشها
21- بازاریابی ابری(cloud marketing): استفاده از اپلیکیشن های نرمافزار بهعنوان یک سرویس برای بازاریابی
22- بازاریابی تعاونی(cooperative marketing):شرکتها یک محصول یا خدمت یا برند را که بهصورت مشترک توسعه دادهاند بازاریابی میکنند.
23- بازاریابی اجتماعی(communal marketing): درگیر کردن عموم مردم در توسعه یک کمپین بازاریابی
24- بازاریابی جامعه(community marketing): بازاریابی از طریق ایجاد یک اجتماع آنلاین
25- بازاریابی محاسباتی(computational marketing):معادل بازاریابی مهندسی مالی
26- بازاریابی متمرکز(Concentrated marketing):زمانی که پیام شما باهدف رسیدن به تنها یک بازار کوچک منتشر میشود.
27- بازاریابی محتوا(content marketing): تهیه محتوای مفید و سرگرمکننده برای مخاطبین
28- بازاریابی متنی(contextual marketing): ارائه پیامها/پیشنهادهای مرتبط و بهینه
29- بازاریابی بحثبرانگیز(controversial marketing):جلبتوجه از طریق ایجاد بحث و یا تضاد
30- بازاریابی محاوره(conversational marketing):وارد شدن فعالانه در گفتگویی دوطرفه با مشتریان

31- بازاریابی نرخ تبدیل(conversion (rate) marketing): بهینهسازی نرخ تبدیل درفروش و بازاریابی آنلاین
32- بازاریابی محتوای تبدیل(conversion content marketing): ترکیبی از بازاریابی محتوا و بازاریابی نرخ تبدیل
33- بازاریابی شرکتهای بزرگ(corporate mark
@newmanagement
eting): بازاریابی در سطح شرکتهای بزرگ و استانداردهای مربوط به آنها خصوصاً در شرکتهای چند محصولی
34- بازاریابی پرداخت به ازاء هر عمل(CPA marketing):نوعی از بازاریابی که در آن به افراد به ازاء ترغیب مخاطبین به انجام کاری مانند پر کردن یک فرم پرداختی صورتی میگیرد.
35- بازاریابی متقابل(cross-marketing): همکاری در بازاریابی، ارائه چند محصول در قالب یک محصول، ترویج چند محصول در کنار هم، اعطاء لیسانس و …
36- بازاریابی فرهنگی(culture marketing): محتوای برند، فصل مشترک فرهنگ و بازاریابی
37- بازاریابی داده ها-وب-( data (web) marketing):استفاده از اطلاعات بهعنوان یک کانال بازاریابی
38- بازاریابی کانال داده(database marketing): استفاده از پایگاههای داده، از قبیل سیستمهای مدیریت روابط مشتری برای هدایت برنامههای بازاریابی
39- بازاریابی اطلاعات محور(data-driven marketing): استفاده از اطلاعات، خصوصاً تحلیلها، برای هدایت تصمیمهای بازاریابی
40- بازاریابی دیجیتال(digital marketing): بازاریابی از طریق کانالهای دیجیتال، خصوصاً اینترنت
41- بازاریابی مستقیم(direct marketing): بازاریابی مستقیم باهدف مخاطب، بدون استفاده از تلویزیون، رادیو و تبلیغات چاپی
42- بازاریابی پاسخ مستقیم(direct response marketing): بازاریابی مستقیم که بهگونهای طراحیشده باشد که در لحظه پاسخی از مخاطب دریافت کند.
43- بازاریابی مخرب(disruptive marketing): بکار بردن نوآوری مخرب برای ایجاد بازارهای جدید
44- بازاریابی تنوع(diversity marketing): بازاریابی باهدف گروههای فرهنگی مختلف
45- بازاریابی دربهدر(door-to-door marketing):مراجعه فروشندگان به خانهها و در زدن و معرفی محصول
46- بازاریابی قطرهای(drip marketing): ارسال پیامهای از قبل برنامهریزیشده به مشتریان بالقوه بر اساس یک برنامه زمانی
این مطلب ادامه دارد . . .
34- بازاریابی پرداخت به ازاء هر عمل(CPA marketing):نوعی از بازاریابی که در آن به افراد به ازاء ترغیب مخاطبین به انجام کاری مانند پر کردن یک فرم پرداختی صورتی میگیرد.
35- بازاریابی متقابل(cross-marketing): همکاری در بازاریابی، ارائه چند محصول در قالب یک محصول، ترویج چند محصول در کنار هم، اعطاء لیسانس و …
36- بازاریابی فرهنگی(culture marketing): محتوای برند، فصل مشترک فرهنگ و بازاریابی
37- بازاریابی داده ها-وب-( data (web) marketing):استفاده از اطلاعات بهعنوان یک کانال بازاریابی
38- بازاریابی کانال داده(database marketing): استفاده از پایگاههای داده، از قبیل سیستمهای مدیریت روابط مشتری برای هدایت برنامههای بازاریابی
39- بازاریابی اطلاعات محور(data-driven marketing): استفاده از اطلاعات، خصوصاً تحلیلها، برای هدایت تصمیمهای بازاریابی
40- بازاریابی دیجیتال(digital marketing): بازاریابی از طریق کانالهای دیجیتال، خصوصاً اینترنت
41- بازاریابی مستقیم(direct marketing): بازاریابی مستقیم باهدف مخاطب، بدون استفاده از تلویزیون، رادیو و تبلیغات چاپی
42- بازاریابی پاسخ مستقیم(direct response marketing): بازاریابی مستقیم که بهگونهای طراحیشده باشد که در لحظه پاسخی از مخاطب دریافت کند.
43- بازاریابی مخرب(disruptive marketing): بکار بردن نوآوری مخرب برای ایجاد بازارهای جدید
44- بازاریابی تنوع(diversity marketing): بازاریابی باهدف گروههای فرهنگی مختلف
45- بازاریابی دربهدر(door-to-door marketing):مراجعه فروشندگان به خانهها و در زدن و معرفی محصول
46- بازاریابی قطرهای(drip marketing): ارسال پیامهای از قبل برنامهریزیشده به مشتریان بالقوه بر اساس یک برنامه زمانی
این مطلب ادامه دارد . . .
47- بازاریابی ایمیلی(email marketing): ارسال ایمیل به مشتریان بالقوه یا از طریق فهرستهای کرایه شده یا بر اساس فهرستهای تهیهشده از طریق اجازه گرفتن از افراد
48- بازاریابی کارآفرینانه(entrepreneurial marketing): بازاریابی در استارت آپ ها و سرمایهگذاریهای جدید، اغلب به روش چریکی
49- بازاریابی اخلاقی(ethical marketing): اخلاقیات بازاریابی برای مسئولیتپذیر بودن ازلحاظ اخلاقی و اجتماعی
50- بازاریابی رویداد(event marketing): برگزار کردن رویدادها از قبیل نمایشگاهها، کنفرانسها و سمینارها و …
51- بازاریابی اعزامی(expeditionary marketing):ایجاد بازارهای جدید پیش از رقبا
52- بازاریابی تجربی(experiential marketing): فعال کردن تعاملات حسی با برندها
53- بازاریابی فیسبوک(Facebook marketing): بازاریابی در محیط فیسبوک و از طریق فیسبوک
54- بازاریابی جغرافیایی(geomarketing): هدفگیری جغرافیایی برای تاکتیکهای بازاریابی از قبیل قیمت و تبلیغات و …
55- بازاریابی جهانی(global marketing): بازاریابی محصولات و شرکتها در سراسر جهان با ساختار و استراتژیهای جهانی
56- بازاریابی مردمی(grassroots marketing): در این نوع از بازاریابی بجای تولید یک محتوا یا پیام برای مردم و امید به پذیرش آن توسط مردم، بر گروه کوچکی از مردم تمرکز میکنیم و امیدواریم که مردم پیام شمارا بین گروههای بزرگتری از مردم گسترش دهند.
57- بازاریابی سبز(green marketing): ترویج صریح محصولاتی که دوستدار محیطزیست هستند.
58- بازاریابی چریکی(guerilla marketing): بازاریابی کمهزینه و بسیار تأثیرگذار خصوصاً در حوزه کارآفرینی.
59- بازاریابی افقی(horizontal marketing): پیام مشابه در بین گروهها و صنایع مختلف، در تضاد با بازاریابی عمودی
60- بازاریابی جاذبهای(inbound marketing): جذب مشتریان از طریق محتوا، بجای استفاده از انواع تبلیغات و تماسهای یکباره و هماهنگ نشده.
61- بازاریابی صنعتی(industrial marketing): بازاریابی محصولات و خدمات بین شرکتها و بنگاهها خصوصاً تولیدکنندگان و شرکتهای بسیار بزرگ.
62- بازاریابی تأثیرگذار(نفوذ)( influence(r) marketing): تمرکز بر متقاعد کردن چند فرد تأثیرگذار در یک بازار.
63- بازاریابی از طریق اطلاعات(informational marketing): فراهم آوردن محتوای آموزشی و مفید برای تغذیه مخاطب از قبیل بازاریابی محتوایی.
64- بازاریابی در قالب بازی(in-game marketing):تبلیغات و بازاریابی در قابل بازیهای کامپیوتری و درزمانی که این بازیها در جریان هستند.

65- بازاریابی درون فروشگاهی(in-store marketing):روشهای بازاریابی و ترویجی در محل فروشگاه خرده فروشگاهی.
66- بازاریابی یکپارچه(integrated marketing):هماهنگی و ترکیب چندین ابزار، کانال و رویکرد بازاریابی.
67- بازاریابی اینتراکتیو(interactive marketing): تعامل بین بازاریابان و مشتریان و مخاطبان، عمدتاً بهصورت آنلاین.
68- بازاریابی اینترنتی(Internet marketing): هممعنا با بازاریابی آنلاین و بازاریابی در سطح وبسایت.
69- بازاریابی داخلی(internal marketing): بازاریابی باهدف کارکنان خودمان بهمنظور همگامسازی تجربیات مشتری.
70- بازاریابی بینالمللی(international marketing):بازاریابی در سطح دریاها و مرزهای بینالمللی، دقیقاً همانند بازاریابی جهانی.
71- بازاریابی کلمات کلیدی(keyword marketing):جستجو و بهینهسازی کلمات در موتورهای جستجو.
72- بازاریابی سمت چپ مغز(left-brain marketing):تقریباً معادل بازاریابی تحلیلی.
73- بازاریابی محلی(local marketing): تبلیغات و روشهای ترویجی باهدف حمایت و پشتیبانی از فروشگاههای خردهفروشی محلی.
74- بازاریابی کلمات طولانی و بلند-دم بلند هممعنی شده است-( Long Tail marketing): بازاریابی باهدف برخی از گروهها و بخشهای تخصصی بازار که منجر به تشکیل گروههای بزرگی میشود.
75- بازاریابی وفاداری(loyalty marketing): تمرکز بر رشد و نگهداشت مشتریان فعلی، مثلاً برنامههای ارائه پاداش.
76- بازاریابی موبایلی(mobile marketing): نوعی بازاریابی که پیامهای آن از طریق ابزارهایی مانند گوشیهای هوشمند انتقال پیدا میکند.
77- بازاریابی چند کاناله(multichannel marketing):استفاده از چند کانال برای دسترسی پیدا کردن به مشتریان.
78- بازاریابی چند فرهنگی(multicultural marketing):تعقیب و پیگیری مخاطبین قومی از طریق محصولات، تبلیغات و تجربیات.
79- بازاریابی چند سطحی(multi-level marketing):بازاریابی با بهکارگیری دیگران که هر یک از این افراد دیگری را در زیرمجموعه خود بکار میگیرند.
80- بازاریابی عصبی(neuromarketing): اشتراک بین مغز و علوم شناختی و بازاریابی.

81- بازاریابی رسانههای جدید(new media marketing): اساساً هممعنی با بازاریابی آنلاین.
82- بازاریابی از طریق خبر
48- بازاریابی کارآفرینانه(entrepreneurial marketing): بازاریابی در استارت آپ ها و سرمایهگذاریهای جدید، اغلب به روش چریکی
49- بازاریابی اخلاقی(ethical marketing): اخلاقیات بازاریابی برای مسئولیتپذیر بودن ازلحاظ اخلاقی و اجتماعی
50- بازاریابی رویداد(event marketing): برگزار کردن رویدادها از قبیل نمایشگاهها، کنفرانسها و سمینارها و …
51- بازاریابی اعزامی(expeditionary marketing):ایجاد بازارهای جدید پیش از رقبا
52- بازاریابی تجربی(experiential marketing): فعال کردن تعاملات حسی با برندها
53- بازاریابی فیسبوک(Facebook marketing): بازاریابی در محیط فیسبوک و از طریق فیسبوک
54- بازاریابی جغرافیایی(geomarketing): هدفگیری جغرافیایی برای تاکتیکهای بازاریابی از قبیل قیمت و تبلیغات و …
55- بازاریابی جهانی(global marketing): بازاریابی محصولات و شرکتها در سراسر جهان با ساختار و استراتژیهای جهانی
56- بازاریابی مردمی(grassroots marketing): در این نوع از بازاریابی بجای تولید یک محتوا یا پیام برای مردم و امید به پذیرش آن توسط مردم، بر گروه کوچکی از مردم تمرکز میکنیم و امیدواریم که مردم پیام شمارا بین گروههای بزرگتری از مردم گسترش دهند.
57- بازاریابی سبز(green marketing): ترویج صریح محصولاتی که دوستدار محیطزیست هستند.
58- بازاریابی چریکی(guerilla marketing): بازاریابی کمهزینه و بسیار تأثیرگذار خصوصاً در حوزه کارآفرینی.
59- بازاریابی افقی(horizontal marketing): پیام مشابه در بین گروهها و صنایع مختلف، در تضاد با بازاریابی عمودی
60- بازاریابی جاذبهای(inbound marketing): جذب مشتریان از طریق محتوا، بجای استفاده از انواع تبلیغات و تماسهای یکباره و هماهنگ نشده.
61- بازاریابی صنعتی(industrial marketing): بازاریابی محصولات و خدمات بین شرکتها و بنگاهها خصوصاً تولیدکنندگان و شرکتهای بسیار بزرگ.
62- بازاریابی تأثیرگذار(نفوذ)( influence(r) marketing): تمرکز بر متقاعد کردن چند فرد تأثیرگذار در یک بازار.
63- بازاریابی از طریق اطلاعات(informational marketing): فراهم آوردن محتوای آموزشی و مفید برای تغذیه مخاطب از قبیل بازاریابی محتوایی.
64- بازاریابی در قالب بازی(in-game marketing):تبلیغات و بازاریابی در قابل بازیهای کامپیوتری و درزمانی که این بازیها در جریان هستند.

65- بازاریابی درون فروشگاهی(in-store marketing):روشهای بازاریابی و ترویجی در محل فروشگاه خرده فروشگاهی.
66- بازاریابی یکپارچه(integrated marketing):هماهنگی و ترکیب چندین ابزار، کانال و رویکرد بازاریابی.
67- بازاریابی اینتراکتیو(interactive marketing): تعامل بین بازاریابان و مشتریان و مخاطبان، عمدتاً بهصورت آنلاین.
68- بازاریابی اینترنتی(Internet marketing): هممعنا با بازاریابی آنلاین و بازاریابی در سطح وبسایت.
69- بازاریابی داخلی(internal marketing): بازاریابی باهدف کارکنان خودمان بهمنظور همگامسازی تجربیات مشتری.
70- بازاریابی بینالمللی(international marketing):بازاریابی در سطح دریاها و مرزهای بینالمللی، دقیقاً همانند بازاریابی جهانی.
71- بازاریابی کلمات کلیدی(keyword marketing):جستجو و بهینهسازی کلمات در موتورهای جستجو.
72- بازاریابی سمت چپ مغز(left-brain marketing):تقریباً معادل بازاریابی تحلیلی.
73- بازاریابی محلی(local marketing): تبلیغات و روشهای ترویجی باهدف حمایت و پشتیبانی از فروشگاههای خردهفروشی محلی.
74- بازاریابی کلمات طولانی و بلند-دم بلند هممعنی شده است-( Long Tail marketing): بازاریابی باهدف برخی از گروهها و بخشهای تخصصی بازار که منجر به تشکیل گروههای بزرگی میشود.
75- بازاریابی وفاداری(loyalty marketing): تمرکز بر رشد و نگهداشت مشتریان فعلی، مثلاً برنامههای ارائه پاداش.
76- بازاریابی موبایلی(mobile marketing): نوعی بازاریابی که پیامهای آن از طریق ابزارهایی مانند گوشیهای هوشمند انتقال پیدا میکند.
77- بازاریابی چند کاناله(multichannel marketing):استفاده از چند کانال برای دسترسی پیدا کردن به مشتریان.
78- بازاریابی چند فرهنگی(multicultural marketing):تعقیب و پیگیری مخاطبین قومی از طریق محصولات، تبلیغات و تجربیات.
79- بازاریابی چند سطحی(multi-level marketing):بازاریابی با بهکارگیری دیگران که هر یک از این افراد دیگری را در زیرمجموعه خود بکار میگیرند.
80- بازاریابی عصبی(neuromarketing): اشتراک بین مغز و علوم شناختی و بازاریابی.

81- بازاریابی رسانههای جدید(new media marketing): اساساً هممعنی با بازاریابی آنلاین.
82- بازاریابی از طریق خبر
نامه(newsletter marketing): تحویل دادن منظم روزنامه یا خبرنامه به مخاطبین هدف از طریق ایمیل یا بهصورت چاپی.
83- بازاریابی جاویژه(niche marketing): هدف قرار دادن بخشهای بسیار ویژه و خاص از مخاطبین.
84- بازاریابی غیر سنتی(non-traditional marketing): روشهای خارج از نرم عادی، مثلاً بازاریابی چریکی، شیرینکاریهای تبلیغاتی
85- بازاریابی آفلاین(offline marketing): تمام فعالیتهای بازاریابی که بهصورت آنلاین انجام نمیگیرد، بازاریابی سنتی.
86- بازاریابی فردبهفرد- یکبهیک(one-to-one marketing): بازاریابی باهدف تکتک مصرفکنندگان: شناسایی، تمایز، تعامل، شخصیسازی.
87- بازاریابی آنلاین(online marketing): بازاریابی بهصورت آنلاین، همانند اینترنت یا بازاریابی از طریق وبسایت.
88- بازاریابی برونگرا(outbound marketing): برقراری تماس و ارتباط با مشتریان بالقوه از طریق تبلیغات، تماسهای بدون هماهنگی قبلی، کرایه کردن لیست افراد تماس، مقابل بازاریابی ربایشی.
89- بازاریابی در فضای باز(outdoor marketing): مثالها: تبلیغات طراحیشده برای نصب بر روی دستگیره در، تبلیغات بر روی بدنه ماشینها، بیلبوردهای تبلیغاتی، بالنهای تبلیغاتی.
90- بازاریابی خارج از خانه(out-of-home marketing): بازاریابی باهدف افراد حاضر در محیطهای باز، معادل بازاریابی محیطی
91- بازاریابی عملکرد(performance marketing):همانند بازاریابی رابطهای است با این تفاوت که تنها در صورت نهایی شدن فروش و بر اساس معیارها یا نرخ مشخصی از بازگشت سرمایه برای صاحب کسبوکار هزینهای دارد.
92- بازاریابی اجازهای(permission marketing): القاء کردن به مخاطب مبنی بر تمایل به دریافت پیام از طرف شما.
93- بازاریابی شخصی(personalized marketing):همانند بازاریابی نفربهنفر شامل شخصیسازی محصولات میشود.
این مطلب ادامه دارد . . .
83- بازاریابی جاویژه(niche marketing): هدف قرار دادن بخشهای بسیار ویژه و خاص از مخاطبین.
84- بازاریابی غیر سنتی(non-traditional marketing): روشهای خارج از نرم عادی، مثلاً بازاریابی چریکی، شیرینکاریهای تبلیغاتی
85- بازاریابی آفلاین(offline marketing): تمام فعالیتهای بازاریابی که بهصورت آنلاین انجام نمیگیرد، بازاریابی سنتی.
86- بازاریابی فردبهفرد- یکبهیک(one-to-one marketing): بازاریابی باهدف تکتک مصرفکنندگان: شناسایی، تمایز، تعامل، شخصیسازی.
87- بازاریابی آنلاین(online marketing): بازاریابی بهصورت آنلاین، همانند اینترنت یا بازاریابی از طریق وبسایت.
88- بازاریابی برونگرا(outbound marketing): برقراری تماس و ارتباط با مشتریان بالقوه از طریق تبلیغات، تماسهای بدون هماهنگی قبلی، کرایه کردن لیست افراد تماس، مقابل بازاریابی ربایشی.
89- بازاریابی در فضای باز(outdoor marketing): مثالها: تبلیغات طراحیشده برای نصب بر روی دستگیره در، تبلیغات بر روی بدنه ماشینها، بیلبوردهای تبلیغاتی، بالنهای تبلیغاتی.
90- بازاریابی خارج از خانه(out-of-home marketing): بازاریابی باهدف افراد حاضر در محیطهای باز، معادل بازاریابی محیطی
91- بازاریابی عملکرد(performance marketing):همانند بازاریابی رابطهای است با این تفاوت که تنها در صورت نهایی شدن فروش و بر اساس معیارها یا نرخ مشخصی از بازگشت سرمایه برای صاحب کسبوکار هزینهای دارد.
92- بازاریابی اجازهای(permission marketing): القاء کردن به مخاطب مبنی بر تمایل به دریافت پیام از طرف شما.
93- بازاریابی شخصی(personalized marketing):همانند بازاریابی نفربهنفر شامل شخصیسازی محصولات میشود.
این مطلب ادامه دارد . . .
94- بازاریابی اقناعی(persuasion marketing): که از معماری اقناع برای بازاریابی اینترنتی تأثیرگذار گرفتهشده است.
95- بازاریابی در نقطه فروش(point-of-sale marketing): تبلیغات و بازاریابی به مشتریان در نقطه خرید و پرداخت وجه در داخل یک فروشگاه.
96- بازاریابی پس از کلیک(post-click marketing):تجربه مشتری یا کاربر پس کلیک بر یک تبلیغ یا ایمیل، مثلاً ورود به یک صفحه ورود.
97- بازاریابی کلیکی(PPC marketing): بازاریابی پرداخت به ازاء هر کلیک در موتورهای جستجو، شبکههای تبلیغات و شبکههای اجتماعی.
98- بازاریابی محصول(product marketing): بازاریابی یک محصول خاص در مقابل بازاریابی محصولات یک شرکت.
99- بازاریابی تبلیغاتی(promotional marketing):بهطورکلی اگر صحبت کنیم، شامل تمامی انواع مختلف بازاریابی بهمنظور جذب مشتری میشود.
100- بازاریابی نزدیکی(proximity marketing): توزیع بدون سیم(آفلاین) محلی تبلیغات مرتبط با یک محل برای افراد متقاضی که سختافزار لازم برای این کار را در اختیار داشته باشند.

101- بازاریابی کششی(pull marketing): فرستادن پیام به سمت مخاطبین موردنظر، معادل و مشابه با بازاریابی ربایشی.
102- بازاریابی هل دادنی- فشاری -(push marketing):مشتریان یا مخاطبین بالقوه پیامهای بازاریابی را از شما به سمت خود میکشند که معادل بازاریابی برونگرا قرار میگیرد.
103- بازاریابی در زمان واقعی (real-time marketing):سرعت بخشیدن به فرایند بازاریابی در عصر سرعت
104- بازاریابی ارجاعی(referral marketing): تشویق و پاداش دادن به مشتریان فعلی برای جذب مشتریان جدید.
105- بازاریابی رابطه(relationship marketing): تأکید بر ساخت و ایجاد روابط دوسویه بلندمدت با مشتریان.
106- بازاریابی مجدد(remarketing): معنای امروزی: تبلیغات رفتار محور.
107- بازاریابی پاسخ(reply marketing): پاسخ دادن به تکتک کاربران نهایی از طریق پیامهای شخصیسازیشده.
108- بازاریابی معکوس(reverse marketing): در این نوع از بازاریابی بجای اینکه شرکت به دنبال به دست آوردن مشتری باشد، مشتری در پی به دست آوردن محصولات و خدمات یک شرکت است.
109- بازاریابی علمی(scientific marketing): استفاده از آزمایشهای تحلیلی / روشهای آماری در بازاریابی.
110- بازاریابی موتورهای جستجو(search (engine) marketing): ترویج و ترفیع پرداختی و ارگانیک از طریق سایتهای گوگل، یاهو، بینگ و …
111- خود بازاریابی(self-marketing): بازاریابی خودتان که از آن تحت عنوان بازاریابی شخصی هم نامبرده میشود.
112- بازاریابی خدمات(services marketing):رویکردهایی برای فروش خدمات بجای محصولات.
113- بازاریابی سایه(shadow marketing): بازاریابی غیرمنتظره که اغلب خارج از کنترل دپارتمان بازاریابی انجام میشود.
114- بازاریابان خریداران(shopper marketing): درک چگونگی انجام شدن خرید توسط مصرفکنندگان در کانالها و شکلهای مختلف بازاریابی.
115- بازاریابی اجتماعی(social marketing): تغییر رفتار مردم برای کسب نتیجه بهتر، با بازاریابی شبکههای اجتماعی متفاوت است.
116- بازاریابی شبکههای اجتماعی(social media marketing): ایجاد تعامل با مشتریان بالقوه در کانالهای شبکههای اجتماعی.
117- بازاریابی ورزشی(sports marketing): استفاده از رویدادهای ورزشی، تیمهای ورزشی و قهرمانان برای ترویج و ترفیع محصولات و خدمات.
118- بازاریابی خفا یا پنهان(stealth marketing):روشهای بازاریابی مخفیانه باهدف مردم و مخاطبین.
119- بازاریابی خیابانی(street marketing): بازاریابی غیرمتعارف در مکان عمومی بهمنظور برقراری تعامل با مشتریان بالقوه.
120- بازاریابی فنی و تکنیکی(technical marketing):بازاریابی با عمق فنی به مخاطبان فنی.
121- بازاریابی تلفنی(telemarketing): برقراری تماس تلفنی بر روی تلفن مردم بر اساس یک متن از پیش تعیینشده بدون هماهنگی قبلی، یعنی دریافتکننده تماس انتظار تماس از طرف شمارا ندارد.
122- بازاریابی آزمون محور(test-driven marketing):آزمودن ایدههای بازاریابی بهصورت سیستماتیک و البته تکراری.
123- بازاریابی رهبری فکری(Thought leadership marketing): جا انداختن یک شرکت یا بنگاه بهعنوان رهبر فکری در بازار مربوطه.
124- بازاریابی زمان(time marketing): تحقیق در رابطه با زمان مناسب برای معرفی و ترویج و ترفیع محصولات در بازار.
125- بازاریابی بسته دستمالکاغذی(tissue-pack marketing): که خواستگاه آن در ژاپن بوده و مردم پیام خود را بر روی بستههای دستمالکاغذی درج میکنند و با دادن آن بهصورت رایگان به مخاطبین پیام را بهراحتی به دست مخاطب خود میرسانند.
126- بازاریابی نمایشگاههای تجاری(trade show marketing): زیرمجموعهای از بازاریابی رویداد، نمایشگاه و ترویج و ترفیع محصولات در نمایشگاههای تجاری.
127- بازاریابی سنتی(tradi
95- بازاریابی در نقطه فروش(point-of-sale marketing): تبلیغات و بازاریابی به مشتریان در نقطه خرید و پرداخت وجه در داخل یک فروشگاه.
96- بازاریابی پس از کلیک(post-click marketing):تجربه مشتری یا کاربر پس کلیک بر یک تبلیغ یا ایمیل، مثلاً ورود به یک صفحه ورود.
97- بازاریابی کلیکی(PPC marketing): بازاریابی پرداخت به ازاء هر کلیک در موتورهای جستجو، شبکههای تبلیغات و شبکههای اجتماعی.
98- بازاریابی محصول(product marketing): بازاریابی یک محصول خاص در مقابل بازاریابی محصولات یک شرکت.
99- بازاریابی تبلیغاتی(promotional marketing):بهطورکلی اگر صحبت کنیم، شامل تمامی انواع مختلف بازاریابی بهمنظور جذب مشتری میشود.
100- بازاریابی نزدیکی(proximity marketing): توزیع بدون سیم(آفلاین) محلی تبلیغات مرتبط با یک محل برای افراد متقاضی که سختافزار لازم برای این کار را در اختیار داشته باشند.

101- بازاریابی کششی(pull marketing): فرستادن پیام به سمت مخاطبین موردنظر، معادل و مشابه با بازاریابی ربایشی.
102- بازاریابی هل دادنی- فشاری -(push marketing):مشتریان یا مخاطبین بالقوه پیامهای بازاریابی را از شما به سمت خود میکشند که معادل بازاریابی برونگرا قرار میگیرد.
103- بازاریابی در زمان واقعی (real-time marketing):سرعت بخشیدن به فرایند بازاریابی در عصر سرعت
104- بازاریابی ارجاعی(referral marketing): تشویق و پاداش دادن به مشتریان فعلی برای جذب مشتریان جدید.
105- بازاریابی رابطه(relationship marketing): تأکید بر ساخت و ایجاد روابط دوسویه بلندمدت با مشتریان.
106- بازاریابی مجدد(remarketing): معنای امروزی: تبلیغات رفتار محور.
107- بازاریابی پاسخ(reply marketing): پاسخ دادن به تکتک کاربران نهایی از طریق پیامهای شخصیسازیشده.
108- بازاریابی معکوس(reverse marketing): در این نوع از بازاریابی بجای اینکه شرکت به دنبال به دست آوردن مشتری باشد، مشتری در پی به دست آوردن محصولات و خدمات یک شرکت است.
109- بازاریابی علمی(scientific marketing): استفاده از آزمایشهای تحلیلی / روشهای آماری در بازاریابی.
110- بازاریابی موتورهای جستجو(search (engine) marketing): ترویج و ترفیع پرداختی و ارگانیک از طریق سایتهای گوگل، یاهو، بینگ و …
111- خود بازاریابی(self-marketing): بازاریابی خودتان که از آن تحت عنوان بازاریابی شخصی هم نامبرده میشود.
112- بازاریابی خدمات(services marketing):رویکردهایی برای فروش خدمات بجای محصولات.
113- بازاریابی سایه(shadow marketing): بازاریابی غیرمنتظره که اغلب خارج از کنترل دپارتمان بازاریابی انجام میشود.
114- بازاریابان خریداران(shopper marketing): درک چگونگی انجام شدن خرید توسط مصرفکنندگان در کانالها و شکلهای مختلف بازاریابی.
115- بازاریابی اجتماعی(social marketing): تغییر رفتار مردم برای کسب نتیجه بهتر، با بازاریابی شبکههای اجتماعی متفاوت است.
116- بازاریابی شبکههای اجتماعی(social media marketing): ایجاد تعامل با مشتریان بالقوه در کانالهای شبکههای اجتماعی.
117- بازاریابی ورزشی(sports marketing): استفاده از رویدادهای ورزشی، تیمهای ورزشی و قهرمانان برای ترویج و ترفیع محصولات و خدمات.
118- بازاریابی خفا یا پنهان(stealth marketing):روشهای بازاریابی مخفیانه باهدف مردم و مخاطبین.
119- بازاریابی خیابانی(street marketing): بازاریابی غیرمتعارف در مکان عمومی بهمنظور برقراری تعامل با مشتریان بالقوه.
120- بازاریابی فنی و تکنیکی(technical marketing):بازاریابی با عمق فنی به مخاطبان فنی.
121- بازاریابی تلفنی(telemarketing): برقراری تماس تلفنی بر روی تلفن مردم بر اساس یک متن از پیش تعیینشده بدون هماهنگی قبلی، یعنی دریافتکننده تماس انتظار تماس از طرف شمارا ندارد.
122- بازاریابی آزمون محور(test-driven marketing):آزمودن ایدههای بازاریابی بهصورت سیستماتیک و البته تکراری.
123- بازاریابی رهبری فکری(Thought leadership marketing): جا انداختن یک شرکت یا بنگاه بهعنوان رهبر فکری در بازار مربوطه.
124- بازاریابی زمان(time marketing): تحقیق در رابطه با زمان مناسب برای معرفی و ترویج و ترفیع محصولات در بازار.
125- بازاریابی بسته دستمالکاغذی(tissue-pack marketing): که خواستگاه آن در ژاپن بوده و مردم پیام خود را بر روی بستههای دستمالکاغذی درج میکنند و با دادن آن بهصورت رایگان به مخاطبین پیام را بهراحتی به دست مخاطب خود میرسانند.
126- بازاریابی نمایشگاههای تجاری(trade show marketing): زیرمجموعهای از بازاریابی رویداد، نمایشگاه و ترویج و ترفیع محصولات در نمایشگاههای تجاری.
127- بازاریابی سنتی(tradi
tional marketing): روشها و کانالهای بازاریابی پیش از ظهور اینترنت.
128- بازاریابی پنهان(undercover marketing): زمانی که مصرفکنندگان از اینکه بهطور مخفیانه تحت روشها و فنهای بازاریابی قرارگرفتهاند اطلاعی ندارند.

129- بازاریابی تولیدشده توسط کاربر(user-generated marketing): نوعی از بازاریابی که توسط مصرفکنندگان ایجادشده است، بازاریابی همگانی.
130- بازاریابی عمودی(vertical marketing): تهیه یکراه حل بهصورت متفاوت برای صنایع متفاوت.
131- بازاریابی ویدئویی(video marketing): استفاده از کلیپهای ویدئویی در بازاریابی آنلاین و همچنین استفاده از سایتهایی مانند یوتیوب و آپارات.
132- بازاریابی ویروسی(viral marketing): استفاده از شبکههای اجتماعی موجود بهمنظور توسعه یک ایده بازاریابی.
133- بازاریابی انتظار(wait marketing): برقراری ارتباط و رساندن پیام به مخاطب در هر نقطه و زمانی که وی آمادگی پذیرش پیام شمارا داشته و البته در انتظار برای چیزی است.
134- بازاریابی وبسایت(web marketing): بازاریابی در سطح سایتهای اینترنتی، مشابه با بازاریابی آنلاین.
135- بازاریابی دهانبهدهان(word-of-mouth marketing): زمانی که مشتریان خوشحال و راضی پیام بازاریابی شمارا به دیگران انتقال میدهند.
136- بازاریابی جوانان(youth marketing): بازاریابی از طریق هدف قرار دادن مخاطبین جوان و اغلب از طریق کانالهای نوظهور.
https://telegram.me/newmanagement
128- بازاریابی پنهان(undercover marketing): زمانی که مصرفکنندگان از اینکه بهطور مخفیانه تحت روشها و فنهای بازاریابی قرارگرفتهاند اطلاعی ندارند.

129- بازاریابی تولیدشده توسط کاربر(user-generated marketing): نوعی از بازاریابی که توسط مصرفکنندگان ایجادشده است، بازاریابی همگانی.
130- بازاریابی عمودی(vertical marketing): تهیه یکراه حل بهصورت متفاوت برای صنایع متفاوت.
131- بازاریابی ویدئویی(video marketing): استفاده از کلیپهای ویدئویی در بازاریابی آنلاین و همچنین استفاده از سایتهایی مانند یوتیوب و آپارات.
132- بازاریابی ویروسی(viral marketing): استفاده از شبکههای اجتماعی موجود بهمنظور توسعه یک ایده بازاریابی.
133- بازاریابی انتظار(wait marketing): برقراری ارتباط و رساندن پیام به مخاطب در هر نقطه و زمانی که وی آمادگی پذیرش پیام شمارا داشته و البته در انتظار برای چیزی است.
134- بازاریابی وبسایت(web marketing): بازاریابی در سطح سایتهای اینترنتی، مشابه با بازاریابی آنلاین.
135- بازاریابی دهانبهدهان(word-of-mouth marketing): زمانی که مشتریان خوشحال و راضی پیام بازاریابی شمارا به دیگران انتقال میدهند.
136- بازاریابی جوانان(youth marketing): بازاریابی از طریق هدف قرار دادن مخاطبین جوان و اغلب از طریق کانالهای نوظهور.
https://telegram.me/newmanagement
#🎲 شانس چیست؟
چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی "شانس" می آورند در حالی که سايرين هميشه "بدشانس" هستند؟
کليد خوش شانسی يا بدشانسی آن ها در افکار و کردارشان نهفته است.
فرصت های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگيريد. افراد خوش شانس مرتبا با چنين فرصت هايی برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه.
افراد بدشانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند و اين فشار عصبی، توانايی آن ها در توجه به فرصت های غير منتظره را مختل می کند.
در نتيجه، آنها فرصت های غير منتظره را به خاطر تمرکز بيش از حد بر ساير امور از دست می دهند.
افراد خوش شانس آدم های راحت تر و بازتری هستند. در نتيجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آن هستند می بينند.
⭕️ تحقيقات من در مجموع نشان داد که آدم های خوش اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ايجاد می کنند:
1⃣ آن ها در ايجاد و يافتن فرصت های مناسب مهارت دارند.
2⃣ به قوه شهود گوش می سپارند و براساس آن تصميم های مثبت می گيرند.
3⃣ به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاق نيکی برای آن ها رضايت بخش است.
4⃣ نگرش انعطاف پذير آن ها، بدبياری را به خوش اقبالی بدل می کند.
https://telegram.me/newmanagement
چرا برخی مردم بی وقفه در زندگی "شانس" می آورند در حالی که سايرين هميشه "بدشانس" هستند؟
کليد خوش شانسی يا بدشانسی آن ها در افکار و کردارشان نهفته است.
فرصت های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگيريد. افراد خوش شانس مرتبا با چنين فرصت هايی برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه.
افراد بدشانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند و اين فشار عصبی، توانايی آن ها در توجه به فرصت های غير منتظره را مختل می کند.
در نتيجه، آنها فرصت های غير منتظره را به خاطر تمرکز بيش از حد بر ساير امور از دست می دهند.
افراد خوش شانس آدم های راحت تر و بازتری هستند. در نتيجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آن هستند می بينند.
⭕️ تحقيقات من در مجموع نشان داد که آدم های خوش اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ايجاد می کنند:
1⃣ آن ها در ايجاد و يافتن فرصت های مناسب مهارت دارند.
2⃣ به قوه شهود گوش می سپارند و براساس آن تصميم های مثبت می گيرند.
3⃣ به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاق نيکی برای آن ها رضايت بخش است.
4⃣ نگرش انعطاف پذير آن ها، بدبياری را به خوش اقبالی بدل می کند.
https://telegram.me/newmanagement
سبکهاي متفاوت رهبري در سازمانها
@newmanagement
1- رهبري اقتدارگرايانه (Autocratic Leadership): در سازمانهايي که دچار بحران جدي شدهاند و نياز به تصميمگيريهاي سريع دارند و فرآيندهاي کاري روتين و غيرتخصصي است، اجرا ميشود. براي سازمانهاي نظامي اين سبک رهبري مناسب است و مزايايي مانند سرعت در تصميمگيري و قدرت بلامنازع در رهبري را به همراه دارد.
2- رهبري بوروکراتيک (Leadership Bureaucratic): براي سازمانهايي که کارهاي دقيق و علمي و نا ايمن انجام ميدهند و لزوم توجه به قوانين و دستورالعملها براي انجام درست و ايمني جدي است، بسيار مناسب است. مزاياي اين روش رهبري سازماني بالا بردن ايمني و کمکردن ريسک ناشي از کارکردهاي تعيين نشده است.
3- رهبري کاريزماتيک (Charismatic Leadership): براي سازمانهايي که از بيتفاوتي و عدم احساس مسووليت کارکنان ناراضي هستند انتخاب اين سبک رهبري ميتواند مفيد باشد که با شور و انرژي خود سازمان را به حرکت درميآورند. اين سبک از رهبري براي سازمانهايي که به تغييرات دروني نياز دارند، مناسب است و رهبري در اين سبک بايد با الگو قرار دادن خود سايرين را به عملکردهاي فوقالعاده مجاب کند.
4- رهبري مشارکتي (Participative Leadership): در سازمانهايي که نوآوري و خلاقيت رمز موفقيت و نياز به مشارکت کارکنان مهمترين عامل در ماندگاري سازمان است اين سبک از رهبري مناسب است. اين نوع رهبري براي شرايط غيربحراني بسيار موثر است و در شرايط بحراني که نياز به سرعت در تصميمگيري دارد پاسخ معکوس ميدهد. براي سازمانهايي که تمرکز بر بهبودهاي عملياتي و بهبود محصول يا ارائه بهتر خدمت دارند، نيز مناسب است و از معايب آن طولاني شدن تصميمگيريها و مشخص نشدن برخي از ناکارآمديهاي فردي است.
5- رهبري عدم مداخله ( Laissez - Faire Leadership): براي سازمانهايي که نياز به روشهاي خود مديريتي دارند و مديريت زمان اهميت زيادي دارد مورد استفاده قرار ميگيرد. براي کارهايي که نياز به هدايت نداشته و اطمينان داريم که کارها با حداقل خطا انجام ميگيرد مناسب است و اگر دانش مناسب در بين کارکنان نباشد ريسک زياندهي آن بالا است.
6- رهبري مردم محور (People - oriented Leadership ): اين سبک رهبري براي توسعه کارهاي تيمي است و با توجه به اينکه رهبري سازمان نگاه يکساني به کارکنان دارد تيمهاي مقتدر و قوي در آن تشکيل ميشود. نقطه ضعف بزرگ اين نوع سبک رهبري فراموشي مسووليتهاي فردي است و باعث ميشود قابليتهاي فردي کارکنان ناديده گرفته شود.
7- رهبري خدمتگزار (Servant Leadership): اين سبک رهبري براي سازمانهاي آموزشي يا خدماتي مانند بيمارستان، دانشگاه بسيار مناسب است و معمولا رهبري سازمان به شاخصهاي فرهنگي و ارزشي بسيار پايبند است و تعهد بهکار، صداقت، راستگويي و همدلي از ارزشهاي مطرح در اين نوع رهبري است. در اين سبک بهرغم کندي تصميمگيري ايجاد فرهنگ ارزشي و خدمت در سازمان از نکات مثبت آن است.
8- رهبري وظيفهگرا (Task - Oriented Leadership): اين سبک از رهبري توجه وسيعي برکنترل کار، وظايف و دستورالعملها دارد و معمولا بهدليل عدم توجه به مشکلات کارکنان نارضايتي در بين آنها گسترش مييابد.
9- رهبري تعاملي(Transactional Leadership): اين نوع سبک رهبري مناسب با سازمانهايي است که کارها را به شکل پروژهاي انجام ميدهند و براي سازمانهاي دانش محور که نياز به نوآوري و خلاقيت دارند، مناسب نيست.
10- رهبري تحولي (Transformational Leadership): اين سبک رهبري با تعيين چشمانداز و اهداف روشن و مکالمه آن در سازمان سعي در جذب مشارکت کارکنان ميکند. اين مهم با درک درستي از تحولات پيراموني و شيوههاي ايجاد انگيزه امکان مييابد و رهبري با هوش عاطفي خود توانمنديهاي جديدي نسبت به قبل براي سازمان ايجاد ميکند. از نقاط ضعف اين سبک تاييد رهبري از سوي تمامي ردههاي سازماني است و درصورتيکه زيرساختهاي تغيير را ايجاد نکند امکان موفقيت بسيار کاهش مي يابد.
https://telegram.me/newmanagement
@newmanagement
1- رهبري اقتدارگرايانه (Autocratic Leadership): در سازمانهايي که دچار بحران جدي شدهاند و نياز به تصميمگيريهاي سريع دارند و فرآيندهاي کاري روتين و غيرتخصصي است، اجرا ميشود. براي سازمانهاي نظامي اين سبک رهبري مناسب است و مزايايي مانند سرعت در تصميمگيري و قدرت بلامنازع در رهبري را به همراه دارد.
2- رهبري بوروکراتيک (Leadership Bureaucratic): براي سازمانهايي که کارهاي دقيق و علمي و نا ايمن انجام ميدهند و لزوم توجه به قوانين و دستورالعملها براي انجام درست و ايمني جدي است، بسيار مناسب است. مزاياي اين روش رهبري سازماني بالا بردن ايمني و کمکردن ريسک ناشي از کارکردهاي تعيين نشده است.
3- رهبري کاريزماتيک (Charismatic Leadership): براي سازمانهايي که از بيتفاوتي و عدم احساس مسووليت کارکنان ناراضي هستند انتخاب اين سبک رهبري ميتواند مفيد باشد که با شور و انرژي خود سازمان را به حرکت درميآورند. اين سبک از رهبري براي سازمانهايي که به تغييرات دروني نياز دارند، مناسب است و رهبري در اين سبک بايد با الگو قرار دادن خود سايرين را به عملکردهاي فوقالعاده مجاب کند.
4- رهبري مشارکتي (Participative Leadership): در سازمانهايي که نوآوري و خلاقيت رمز موفقيت و نياز به مشارکت کارکنان مهمترين عامل در ماندگاري سازمان است اين سبک از رهبري مناسب است. اين نوع رهبري براي شرايط غيربحراني بسيار موثر است و در شرايط بحراني که نياز به سرعت در تصميمگيري دارد پاسخ معکوس ميدهد. براي سازمانهايي که تمرکز بر بهبودهاي عملياتي و بهبود محصول يا ارائه بهتر خدمت دارند، نيز مناسب است و از معايب آن طولاني شدن تصميمگيريها و مشخص نشدن برخي از ناکارآمديهاي فردي است.
5- رهبري عدم مداخله ( Laissez - Faire Leadership): براي سازمانهايي که نياز به روشهاي خود مديريتي دارند و مديريت زمان اهميت زيادي دارد مورد استفاده قرار ميگيرد. براي کارهايي که نياز به هدايت نداشته و اطمينان داريم که کارها با حداقل خطا انجام ميگيرد مناسب است و اگر دانش مناسب در بين کارکنان نباشد ريسک زياندهي آن بالا است.
6- رهبري مردم محور (People - oriented Leadership ): اين سبک رهبري براي توسعه کارهاي تيمي است و با توجه به اينکه رهبري سازمان نگاه يکساني به کارکنان دارد تيمهاي مقتدر و قوي در آن تشکيل ميشود. نقطه ضعف بزرگ اين نوع سبک رهبري فراموشي مسووليتهاي فردي است و باعث ميشود قابليتهاي فردي کارکنان ناديده گرفته شود.
7- رهبري خدمتگزار (Servant Leadership): اين سبک رهبري براي سازمانهاي آموزشي يا خدماتي مانند بيمارستان، دانشگاه بسيار مناسب است و معمولا رهبري سازمان به شاخصهاي فرهنگي و ارزشي بسيار پايبند است و تعهد بهکار، صداقت، راستگويي و همدلي از ارزشهاي مطرح در اين نوع رهبري است. در اين سبک بهرغم کندي تصميمگيري ايجاد فرهنگ ارزشي و خدمت در سازمان از نکات مثبت آن است.
8- رهبري وظيفهگرا (Task - Oriented Leadership): اين سبک از رهبري توجه وسيعي برکنترل کار، وظايف و دستورالعملها دارد و معمولا بهدليل عدم توجه به مشکلات کارکنان نارضايتي در بين آنها گسترش مييابد.
9- رهبري تعاملي(Transactional Leadership): اين نوع سبک رهبري مناسب با سازمانهايي است که کارها را به شکل پروژهاي انجام ميدهند و براي سازمانهاي دانش محور که نياز به نوآوري و خلاقيت دارند، مناسب نيست.
10- رهبري تحولي (Transformational Leadership): اين سبک رهبري با تعيين چشمانداز و اهداف روشن و مکالمه آن در سازمان سعي در جذب مشارکت کارکنان ميکند. اين مهم با درک درستي از تحولات پيراموني و شيوههاي ايجاد انگيزه امکان مييابد و رهبري با هوش عاطفي خود توانمنديهاي جديدي نسبت به قبل براي سازمان ايجاد ميکند. از نقاط ضعف اين سبک تاييد رهبري از سوي تمامي ردههاي سازماني است و درصورتيکه زيرساختهاي تغيير را ايجاد نکند امکان موفقيت بسيار کاهش مي يابد.
https://telegram.me/newmanagement
⭕️ بسیاری از مشکلات را نباید حل کرد، بلکه باید منحل کرد، چون زاییدۀ ذهن ماست. همیشه با افکار زیبایت زندگی کن، چون زندگی فقط با فکرهای تو زیبا می شود.
@newmanagement
@newmanagement