وقتی گلی شکوفه نمیدهد، گل را عوض نمیکنند، بلکه شرایط رشدش را فراهم میسازند.
@newmanagement
@newmanagement
۲۱ مورد در ایجاد ارزش در کالا يا خدمات:
۱- محل فروش با دکور مناسب؛
۲- فروشنده آموزش دیده و مناسب؛
۳- بستهبندی مناسب؛
۴- کیفیت مناسب محصول؛
۵- قیمتگذاری صحیح؛
۶- خدمات پس از فروش؛
۷- تعویض و مرجوع کالا؛
۸- مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)
۹- ضمانت کالا و گارانتی؛
۱۰- حضور کالا در اینترنت و فضای مجازی؛
۱۱- راهنما و دستورالعمل استفاده از محصول؛
۱۲- اعمال تخفیف در بستههای فروش؛
۱۳- بهروز بودن و طبق مد بودن کالا نسبت به کشور محل عرضه؛
۱۴- نحوه ارائه کیفیت و قیمت با توجه به ارزش کالا (ارزیدن کالا)
۱۵- ارائه فاکتور، ضمانتنامه و کاتالوگ محصولات؛
۱۶- تعدد و قابل دسترس بودن شعبات؛
۱۷- یکسان بودن عملکرد شعبات از همه نظر؛
۱۸- داشتن واحد صدای مشتری (VOC)
۱۹- داشتن واحد بازاریابی به شیوه پارتیزانی؛
۲۰- تبلیغات محیطی مداوم؛
۲۱- اعمال چابکی و انعطاف در ارائه محصول؛
https://telegram.me/newmanagement
۱- محل فروش با دکور مناسب؛
۲- فروشنده آموزش دیده و مناسب؛
۳- بستهبندی مناسب؛
۴- کیفیت مناسب محصول؛
۵- قیمتگذاری صحیح؛
۶- خدمات پس از فروش؛
۷- تعویض و مرجوع کالا؛
۸- مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)
۹- ضمانت کالا و گارانتی؛
۱۰- حضور کالا در اینترنت و فضای مجازی؛
۱۱- راهنما و دستورالعمل استفاده از محصول؛
۱۲- اعمال تخفیف در بستههای فروش؛
۱۳- بهروز بودن و طبق مد بودن کالا نسبت به کشور محل عرضه؛
۱۴- نحوه ارائه کیفیت و قیمت با توجه به ارزش کالا (ارزیدن کالا)
۱۵- ارائه فاکتور، ضمانتنامه و کاتالوگ محصولات؛
۱۶- تعدد و قابل دسترس بودن شعبات؛
۱۷- یکسان بودن عملکرد شعبات از همه نظر؛
۱۸- داشتن واحد صدای مشتری (VOC)
۱۹- داشتن واحد بازاریابی به شیوه پارتیزانی؛
۲۰- تبلیغات محیطی مداوم؛
۲۱- اعمال چابکی و انعطاف در ارائه محصول؛
https://telegram.me/newmanagement
۱۰ نشانه مدیران غیر ناب
(مدیرانی که انگیزه کارکنان را از بین می برند...)
@newmanagement
۱. ارتباطات نامناسب
از دلایلی که باعث می شود کارکنان توجهی به صحبتهای مدیران نداشته باشند این است که مدیران آینده سازمان را تنها برای خود میخواهند.
رهبران ناب وسعت دید بیشتری دارند و چشم انداز سازمان را با کارکنان به اشتراک می گذارند.
۲. ساختن تیم هایی که در واقع تیم نیستند...
ایجاد همکاری در گروه ها مسئله مهمی است اما قبل از آن باید به اطمینان حاصل کرد که کارکنان تمایل به ترک گروه را ندارند و در واقع انگیزه کافی برای شرکت در فعالیتها را دارند. به طور کلی حصول اطمینان از این موضوع راه اثربخشی برای ایجاد همکاری و دستیابی به اهداف است.
۳. عدم توجه به آموزش
طبق آمار سال ۲۰۱۱، ۵۵ درصد از کارگران آمریکا باید مهارت های خود را افزایش دهند اما تنها ۲۱ درصد آنها برنامه آموزشی مناسب برای افزایش مهارتهایشان دارند. آموزش اهرم مهمی جهت افزایش نرخ بهبود در سازمان هاست.
۴. جلوگیری از پیشرفت کارکنان
برخی از کارکنان دوست دارند که شغلشان برایشان فضای رشد ایجاد کند و در صورتی که از شغلشان راضی نباشند انگیزه خود را دست می دهند. رهبران باید ایده های کارکنان خود را دنبال کند.
۵. قانون گذاری با ترس
مدیرانی که قانون های کنترلی زیادی دارند و فضای ترس و نگرانی در سازمان خود حاکم میکنند، نتیجه معکوس می گیرند، زیرا ایجاد فضای ترس باعث جلوکیری خلق ایده ها میگردد و باعث می شود که با مشکلات صادقانه برخورد نشود. علاوه بر این تعداد کمی از کارکنانی که حق انتخاب داشته
باشند، چنین شرایطی را تحمل می کنند.
۶. عدم توجه به توسعه توانمندی های کارکنان
مدیرانی که توجه ای به پیشرفت پرسنل خود ندارند و همه پیشرفت ها را برای خود می خواهند، در واقع سرمایه گذاری طولانی مدت برای دستیابی به موفقیت خود ندارند.
۷. یاد نگرفتن از اشتباهات و عدم توجه به بهبود
ترکیب غرور و خود برتر بینی، رهبران ضعیفی را می سازد و نتایج مناسبی را برایشان ایجاد نمی کند. آنها از اشتباهاتشان یاد نمیگیرند و مرتب اشتباهاتشان را تکرار می کنند.
۸. عمل نکردن به حرف های خود..
حرف و عمل آنها با هم یکی نیست و این موضوع باعث می شود که اعتماد افراد به آنها کم شود.
۹.کمبود داده ها
اکثر مدیران تصمیماتی می گیرند که نتایج ضعیفی را در بردارد. تصمیماتی که با شواهد و دلایل محکم و با پشتوانه داده ها گرفته می شوند، سودآوری زیادی ایجاد می کنند. سازمانهای ناب به صورت سختگیرانه کارکنان خود را جهت تصمیم گیری بر پایه داده ها، دانش و فرآیندهای استاندارد توانمند می کنند.
۱۰. همیشه در شرایط اضطراری هستند..
رهبران ناب، شرایط و برنامه ها را قبل از اجرا ارزیابی می کنند.
https://t.me/newmanagement
(مدیرانی که انگیزه کارکنان را از بین می برند...)
@newmanagement
۱. ارتباطات نامناسب
از دلایلی که باعث می شود کارکنان توجهی به صحبتهای مدیران نداشته باشند این است که مدیران آینده سازمان را تنها برای خود میخواهند.
رهبران ناب وسعت دید بیشتری دارند و چشم انداز سازمان را با کارکنان به اشتراک می گذارند.
۲. ساختن تیم هایی که در واقع تیم نیستند...
ایجاد همکاری در گروه ها مسئله مهمی است اما قبل از آن باید به اطمینان حاصل کرد که کارکنان تمایل به ترک گروه را ندارند و در واقع انگیزه کافی برای شرکت در فعالیتها را دارند. به طور کلی حصول اطمینان از این موضوع راه اثربخشی برای ایجاد همکاری و دستیابی به اهداف است.
۳. عدم توجه به آموزش
طبق آمار سال ۲۰۱۱، ۵۵ درصد از کارگران آمریکا باید مهارت های خود را افزایش دهند اما تنها ۲۱ درصد آنها برنامه آموزشی مناسب برای افزایش مهارتهایشان دارند. آموزش اهرم مهمی جهت افزایش نرخ بهبود در سازمان هاست.
۴. جلوگیری از پیشرفت کارکنان
برخی از کارکنان دوست دارند که شغلشان برایشان فضای رشد ایجاد کند و در صورتی که از شغلشان راضی نباشند انگیزه خود را دست می دهند. رهبران باید ایده های کارکنان خود را دنبال کند.
۵. قانون گذاری با ترس
مدیرانی که قانون های کنترلی زیادی دارند و فضای ترس و نگرانی در سازمان خود حاکم میکنند، نتیجه معکوس می گیرند، زیرا ایجاد فضای ترس باعث جلوکیری خلق ایده ها میگردد و باعث می شود که با مشکلات صادقانه برخورد نشود. علاوه بر این تعداد کمی از کارکنانی که حق انتخاب داشته
باشند، چنین شرایطی را تحمل می کنند.
۶. عدم توجه به توسعه توانمندی های کارکنان
مدیرانی که توجه ای به پیشرفت پرسنل خود ندارند و همه پیشرفت ها را برای خود می خواهند، در واقع سرمایه گذاری طولانی مدت برای دستیابی به موفقیت خود ندارند.
۷. یاد نگرفتن از اشتباهات و عدم توجه به بهبود
ترکیب غرور و خود برتر بینی، رهبران ضعیفی را می سازد و نتایج مناسبی را برایشان ایجاد نمی کند. آنها از اشتباهاتشان یاد نمیگیرند و مرتب اشتباهاتشان را تکرار می کنند.
۸. عمل نکردن به حرف های خود..
حرف و عمل آنها با هم یکی نیست و این موضوع باعث می شود که اعتماد افراد به آنها کم شود.
۹.کمبود داده ها
اکثر مدیران تصمیماتی می گیرند که نتایج ضعیفی را در بردارد. تصمیماتی که با شواهد و دلایل محکم و با پشتوانه داده ها گرفته می شوند، سودآوری زیادی ایجاد می کنند. سازمانهای ناب به صورت سختگیرانه کارکنان خود را جهت تصمیم گیری بر پایه داده ها، دانش و فرآیندهای استاندارد توانمند می کنند.
۱۰. همیشه در شرایط اضطراری هستند..
رهبران ناب، شرایط و برنامه ها را قبل از اجرا ارزیابی می کنند.
https://t.me/newmanagement
5⃣پنج چیزی که همین الان باید متوقف کنید
1- راضی نگه داشتن همگان
2- ترس از تغییر
3- زندگی کردن در گذشته
4- کم ارزش کردن خودتان
5- فکر کردن بیش از حد
@newmanagement
1- راضی نگه داشتن همگان
2- ترس از تغییر
3- زندگی کردن در گذشته
4- کم ارزش کردن خودتان
5- فکر کردن بیش از حد
@newmanagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراحل ساخت صابونهای سنتی
@newmanagement
@newmanagement
Forwarded from دنياى ديجيتال
دوستان و همکاران گرامی
💵با بهترین قیمت ها با ما همراه باشید .
قیمت و موجودی روی خط چک شود.👇👇👇
⭕️❌⭕️
CALL »> 044- 32257700 💻 32258800
Channel link » @hafezanbartar
Admin » @hafezan_bartar
💵با بهترین قیمت ها با ما همراه باشید .
قیمت و موجودی روی خط چک شود.👇👇👇
⭕️❌⭕️
CALL »> 044- 32257700 💻 32258800
Channel link » @hafezanbartar
Admin » @hafezan_bartar
عکس تبلیغاتی تیم فرمول یک شرکت مرسدس 2017
✨شبیه آنچه میگوییم باشم...
تیمی که واقعا قهرمانی هایش را مدیون تیم خود هست...
⛱ @newmanagement
✨شبیه آنچه میگوییم باشم...
تیمی که واقعا قهرمانی هایش را مدیون تیم خود هست...
⛱ @newmanagement
برای داشتن یک تیم عالی بابد اعضا را دور هم جمع کنید، به آنها انگیزه بدهید،همه را راضی نگه دارید و حواستان باشد همه حس خوبی داشته باشند.
⛱ @newmanagement
⛱ @newmanagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستان "لاک پشت و خرگوش" که همه آن را شنیده ایم در همانجا به اتمام نمی رسد. ادامه اش بسیار تاثیرگذار و قابل توجه است...
🐢🐰🐢🐰🐢🐰
⛱ @newmanagement
🐢🐰🐢🐰🐢🐰
⛱ @newmanagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاربردهای دیگر چنگال...
@newmanagement
@newmanagement
یادتون باشه مهم نیست که چقدر
مشکلات داشته باشید
مهم نوع واکنش شما به اوناست.
خوشبخت بودن در نداشتنِ
مشکلات نیست، بلکه در حرکت
کردن شماست.
حتی در "طوفان"
@newmanagement
مشکلات داشته باشید
مهم نوع واکنش شما به اوناست.
خوشبخت بودن در نداشتنِ
مشکلات نیست، بلکه در حرکت
کردن شماست.
حتی در "طوفان"
@newmanagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پارک خودروی خود را به این ربات بسپارید
یک استارتاپ فرانسوی موفق به طراحی و تولید یک ربات فوق قوی شده که میتواند خودروی شما را بلند کرده و آن را در جای مورد نظر پارک کند
⛱ @newmanagement
یک استارتاپ فرانسوی موفق به طراحی و تولید یک ربات فوق قوی شده که میتواند خودروی شما را بلند کرده و آن را در جای مورد نظر پارک کند
⛱ @newmanagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﮐﻮﻩ Tianmen ﺩﺭﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻮﻧﺎﻥ ﮐﺸﻮﺭ ﭼﯿﻦ
ﺍﯾﻦ ﮐﻮﻩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻏﺎﺭﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ آن ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ۱۵۱۹ ﻣﺘﺮﯼ ﮐﻮﻩ ﯾﮏﻣﺎﺟﺮﺍﺟﻮﯾﯽ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼگردشگران ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ کند!
⛱ @newmanagement
ﺍﯾﻦ ﮐﻮﻩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻏﺎﺭﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ آن ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ۱۵۱۹ ﻣﺘﺮﯼ ﮐﻮﻩ ﯾﮏﻣﺎﺟﺮﺍﺟﻮﯾﯽ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼگردشگران ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ کند!
⛱ @newmanagement
شگرد اقتصادی ملا نصرالدین
❗ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی میکرد و مردم با نیرنگی حماقت او را دست میانداختند. دو سکه به او نشان میدادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب میکرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد میآمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می آید و هم دیگر دستت نمیاندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمیدهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آنهایم. شما نمی دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده ام.
📝«اگر کاری که می کنی : "هوشمندانه" باشد هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.»😉
🌹 انتخاب با شماست ....
⛱ @newmanagement
❗ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی میکرد و مردم با نیرنگی حماقت او را دست میانداختند. دو سکه به او نشان میدادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب میکرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد میآمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می آید و هم دیگر دستت نمیاندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمیدهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آنهایم. شما نمی دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده ام.
📝«اگر کاری که می کنی : "هوشمندانه" باشد هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.»😉
🌹 انتخاب با شماست ....
⛱ @newmanagement
✨ چرا وابستگی به یک مشتری بزرگ، استراتژی مناسبی نیست؟
گرچه برخورداری از یک مشتری بزرگ به لحاظ حجم فروش و درآمد ممکن است برای یک کسب و کار مفید و مناسب تلقی شود. ولی به همان صورت ممکن است ریسک بزرگی را هم نیز در برداشته باشد.
تصور نمائید چنانچه یکی از مشتریان بزرگتان تصمیم بگیرد که دیگر با شما فعالیت نکند و به طور کلی با شما قطع ارتباط نماید، چگونه میخواهید ضرر از دست دادن او را جبران کنید؟
تقسیم بازار هدف و انتخاب مشتریان از بخشهای متعدد بازار و همچنین بکارگیری استراتژی بازاریابی مویرگی به شرکت کمک میکند که اگر روزی یکی از مشتریان کلیدی به هر دلیلی تصمیم به قطع همکاری گرفت، شرکت آنقدر در بازار نفوذ کرده باشد که بتواند این اتفاق را به سهولت مدیریت نماید.
در مقوله خدمات بانکی یک اصل جالبی با این مضمون وجود دارد:
«سپردههای خرد مشتریان، از ماندگاری بیشتری برخوردارند»
به همین دلیل وقتی که یک یا چند مشتری با سپردههای درشت، منابع خود را از یک شعبه خارج مینمایند، تجربه و مشاهدات نشان میدهد که شعبه دچار مشکل شده و جبران آن به سختی ممکن است صورت گیرد.
🎯 نکته کلیدی:
وابستگی به یک مشتری بزرگ، باعث میشود که شرکت مجبور شود برای از دست ندادن او با شرایطی که مطرح میکند،کنار بیاید و امتیازات بیشتری برای آن شرکت در نظر بگیرد. در حالی که با متنوع نمودن دامنه مشتریان، شرکت به راحتی میتواند تهدید و ریسک از دست دادن یک (یا حتی چند) مشتری بزرگ را مدیریت و جبران نماید.
⛱ @newmanagement
گرچه برخورداری از یک مشتری بزرگ به لحاظ حجم فروش و درآمد ممکن است برای یک کسب و کار مفید و مناسب تلقی شود. ولی به همان صورت ممکن است ریسک بزرگی را هم نیز در برداشته باشد.
تصور نمائید چنانچه یکی از مشتریان بزرگتان تصمیم بگیرد که دیگر با شما فعالیت نکند و به طور کلی با شما قطع ارتباط نماید، چگونه میخواهید ضرر از دست دادن او را جبران کنید؟
تقسیم بازار هدف و انتخاب مشتریان از بخشهای متعدد بازار و همچنین بکارگیری استراتژی بازاریابی مویرگی به شرکت کمک میکند که اگر روزی یکی از مشتریان کلیدی به هر دلیلی تصمیم به قطع همکاری گرفت، شرکت آنقدر در بازار نفوذ کرده باشد که بتواند این اتفاق را به سهولت مدیریت نماید.
در مقوله خدمات بانکی یک اصل جالبی با این مضمون وجود دارد:
«سپردههای خرد مشتریان، از ماندگاری بیشتری برخوردارند»
به همین دلیل وقتی که یک یا چند مشتری با سپردههای درشت، منابع خود را از یک شعبه خارج مینمایند، تجربه و مشاهدات نشان میدهد که شعبه دچار مشکل شده و جبران آن به سختی ممکن است صورت گیرد.
🎯 نکته کلیدی:
وابستگی به یک مشتری بزرگ، باعث میشود که شرکت مجبور شود برای از دست ندادن او با شرایطی که مطرح میکند،کنار بیاید و امتیازات بیشتری برای آن شرکت در نظر بگیرد. در حالی که با متنوع نمودن دامنه مشتریان، شرکت به راحتی میتواند تهدید و ریسک از دست دادن یک (یا حتی چند) مشتری بزرگ را مدیریت و جبران نماید.
⛱ @newmanagement
🔴توجه:
چرا هر جنس ارزانی رو نباید خرید کرد؟
🔹یک فروشگاه زنجیره ای را تجسم کنید. بسیار بزرگ. بسیار شیک. وارد محله ای می شود. محله ای با مردمانی از طبقه متوسط. نبش اصلی ترین چهار راه محله، زمینی به وسعت 10 هزار مترمربع را می خرد. آن را در هفت طبقه می سازد. با پله برقی، آینه ها و لامپ های زیبا.
🔹فروشگاه شروع به کار می کند. تعداد زیادی از اهالی محل را هم استخدام می کند. ولی فقط چند ساعت در هفته. مثلا روزی یکی دو ساعت. چه خاصیتی دارد؟ روشن است که وقتی خانم خانه دو ساعت در فروشگاهی که با آن همه تکنیک و رعایت قواعد مارکتینگ چیده شده کار می کند، خرید روزانه اش را هم از همانجا انجام خواهد داد. به خصوص که قیمت ها هم پائین تر از عباس آقای میوه فروش و حسین آقای پارچه فروش است. حتی پائین تر از قیمت تمام شده! به این می گویند دامپینگ!
🔹چند ماهی گذشته. کار و بار عباس آقا و حسین آقا خراب است. درآمدشان اجاره مغازه شان را هم در نمی آورد. شاگرد مغازه اخراج می شود و می رود در فروشگاه زنجیره ای استخدام می شود. هفته ای ۱۰ ساعت. ولی حقوق ساعتی اش بالاست. این حقوق ساعتی آنچنان توقع او را بالا برده که جای دیگری نمی تواند کار پیدا کند.
🔹دو سال گذشته. عباس آقا در شرف ورشکستگی است. آخرین مقاومت ها را کنار می گذارد و مغازه را تعطیل می کند. او نیز به فروشگاه زنجیره ای می رود و زیر دست شاگرد سابقش که حالا یکی از انباردارهای فروشگاه است استخدام می شود. همسرش اما اخراج شده است. چون انتظار داشته بعد از دو سال حقوقش یا دست کم ساعت کارش اضافه شود.
🔹چهار سال گذشته است. صاحب مغازه عباس آقا دو سال است اجاره ای نگرفته است. از وقتی عباس آقا مغازه اش را خالی کرده یکی دو مستاجر عوض کرده که هیچکدام بیش از یکی دو ماه دوام نیاورده اند. کاسبی نیست. مغازه ها را به قیمت ارزانی می فروشد به یک بساز و بفروش.
🔹سال پنجم دیگر محله مردمانی از طبقه متوسط ندارد. حسین آقا و شاگردش هر دو کارگر ساختمانی هستند. قیمت های فروشگاه زنجیره ای بالاست. سود هشتصد درصدی روی قیمت تمام شده کالا عادی است. فروشگاه حقوق ساعتی را کم کرده. تعداد بیشتری را با ساعت های کمتر استخدام کرده است.
🔹سال هفتم فروشگاه محله را به خاک سیاه نشانده. کسی دیگر در آن محله پس اندازی ندارد. فروشگاه کالاهایش را به سایر شعبه ها انتقال می دهد. این شعبه تعطیل است. مردم فقیر منطقه قدرت خرید از چنین فروشگاه باکلاسی را ندارند!
این اتفاقی است که هر روز در آمریکا می افتد. صاحب فروشگاه همان یک درصد است و ساکنین محله همان 99 درصد. فقرا فقیرتر و پولدارها پولدارتر می شوند. شهردارهای مناطق و شهرهای کوچک هر روز با التماس از مردم می خواهند که به جای خرید از فروشگاه های عظیم، از بیزینس های محلی (عباس آقا و حسین آقا) خرید کنند. ولی اغلب مردم با همین طرز فکر شما خریدشان را از غول های بزرگ انجام می دهند. شیک. ارزان!
🔹از خودتان بپرسید چرا اروپا غول های آمریکایی مثل والمارت را محدود کرده؟ جالب اینکه به دلیل همین محدودیت متهم به کمونیست بودن و مخالفت با تجارت آزاد هم می شود.
نه دوست عزیز. هرکه ارزان می فروشد برای رضای خدا ارزان نمی فروشد!
🔹اگر چین سیب و پرتقالش را با ضرر وارد کشورتان می کند و ارزانتر از باغدار شما می فروشد برای این است که می خواهد باغدار باغش را نابود کند و ویلا بسازد. اگر چین پیراهن مردانه را در تهران می فروشد 5000 تومان و شما برای دوختن همان پیراهن باید 10 هزار تومان مزد بدهی
فقط به دلیل ارزانی نیروی کار چینی نیست!
بلکه دارد دامپینگ می کند! قضیه خیلی ساده است
⛱ @newmanagement
چرا هر جنس ارزانی رو نباید خرید کرد؟
🔹یک فروشگاه زنجیره ای را تجسم کنید. بسیار بزرگ. بسیار شیک. وارد محله ای می شود. محله ای با مردمانی از طبقه متوسط. نبش اصلی ترین چهار راه محله، زمینی به وسعت 10 هزار مترمربع را می خرد. آن را در هفت طبقه می سازد. با پله برقی، آینه ها و لامپ های زیبا.
🔹فروشگاه شروع به کار می کند. تعداد زیادی از اهالی محل را هم استخدام می کند. ولی فقط چند ساعت در هفته. مثلا روزی یکی دو ساعت. چه خاصیتی دارد؟ روشن است که وقتی خانم خانه دو ساعت در فروشگاهی که با آن همه تکنیک و رعایت قواعد مارکتینگ چیده شده کار می کند، خرید روزانه اش را هم از همانجا انجام خواهد داد. به خصوص که قیمت ها هم پائین تر از عباس آقای میوه فروش و حسین آقای پارچه فروش است. حتی پائین تر از قیمت تمام شده! به این می گویند دامپینگ!
🔹چند ماهی گذشته. کار و بار عباس آقا و حسین آقا خراب است. درآمدشان اجاره مغازه شان را هم در نمی آورد. شاگرد مغازه اخراج می شود و می رود در فروشگاه زنجیره ای استخدام می شود. هفته ای ۱۰ ساعت. ولی حقوق ساعتی اش بالاست. این حقوق ساعتی آنچنان توقع او را بالا برده که جای دیگری نمی تواند کار پیدا کند.
🔹دو سال گذشته. عباس آقا در شرف ورشکستگی است. آخرین مقاومت ها را کنار می گذارد و مغازه را تعطیل می کند. او نیز به فروشگاه زنجیره ای می رود و زیر دست شاگرد سابقش که حالا یکی از انباردارهای فروشگاه است استخدام می شود. همسرش اما اخراج شده است. چون انتظار داشته بعد از دو سال حقوقش یا دست کم ساعت کارش اضافه شود.
🔹چهار سال گذشته است. صاحب مغازه عباس آقا دو سال است اجاره ای نگرفته است. از وقتی عباس آقا مغازه اش را خالی کرده یکی دو مستاجر عوض کرده که هیچکدام بیش از یکی دو ماه دوام نیاورده اند. کاسبی نیست. مغازه ها را به قیمت ارزانی می فروشد به یک بساز و بفروش.
🔹سال پنجم دیگر محله مردمانی از طبقه متوسط ندارد. حسین آقا و شاگردش هر دو کارگر ساختمانی هستند. قیمت های فروشگاه زنجیره ای بالاست. سود هشتصد درصدی روی قیمت تمام شده کالا عادی است. فروشگاه حقوق ساعتی را کم کرده. تعداد بیشتری را با ساعت های کمتر استخدام کرده است.
🔹سال هفتم فروشگاه محله را به خاک سیاه نشانده. کسی دیگر در آن محله پس اندازی ندارد. فروشگاه کالاهایش را به سایر شعبه ها انتقال می دهد. این شعبه تعطیل است. مردم فقیر منطقه قدرت خرید از چنین فروشگاه باکلاسی را ندارند!
این اتفاقی است که هر روز در آمریکا می افتد. صاحب فروشگاه همان یک درصد است و ساکنین محله همان 99 درصد. فقرا فقیرتر و پولدارها پولدارتر می شوند. شهردارهای مناطق و شهرهای کوچک هر روز با التماس از مردم می خواهند که به جای خرید از فروشگاه های عظیم، از بیزینس های محلی (عباس آقا و حسین آقا) خرید کنند. ولی اغلب مردم با همین طرز فکر شما خریدشان را از غول های بزرگ انجام می دهند. شیک. ارزان!
🔹از خودتان بپرسید چرا اروپا غول های آمریکایی مثل والمارت را محدود کرده؟ جالب اینکه به دلیل همین محدودیت متهم به کمونیست بودن و مخالفت با تجارت آزاد هم می شود.
نه دوست عزیز. هرکه ارزان می فروشد برای رضای خدا ارزان نمی فروشد!
🔹اگر چین سیب و پرتقالش را با ضرر وارد کشورتان می کند و ارزانتر از باغدار شما می فروشد برای این است که می خواهد باغدار باغش را نابود کند و ویلا بسازد. اگر چین پیراهن مردانه را در تهران می فروشد 5000 تومان و شما برای دوختن همان پیراهن باید 10 هزار تومان مزد بدهی
فقط به دلیل ارزانی نیروی کار چینی نیست!
بلکه دارد دامپینگ می کند! قضیه خیلی ساده است
⛱ @newmanagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قطارهای ژاپن....
⛱ @newmanagement
⛱ @newmanagement
❓❔ تفاوتهای واژه customer(مشتری)، clint(ارباب رجوع) و consumer(مصرف کننده) را در این تصویر مشاهده کنید.
⛱ @newmanagement
⛱ @newmanagement