This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﮐﻮﻩ Tianmen ﺩﺭﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻮﻧﺎﻥ ﮐﺸﻮﺭ ﭼﯿﻦ
ﺍﯾﻦ ﮐﻮﻩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻏﺎﺭﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ آن ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ۱۵۱۹ ﻣﺘﺮﯼ ﮐﻮﻩ ﯾﮏﻣﺎﺟﺮﺍﺟﻮﯾﯽ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼگردشگران ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ کند!
⛱ @newmanagement
ﺍﯾﻦ ﮐﻮﻩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻏﺎﺭﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ آن ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ
ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ۱۵۱۹ ﻣﺘﺮﯼ ﮐﻮﻩ ﯾﮏﻣﺎﺟﺮﺍﺟﻮﯾﯽ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼگردشگران ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﯽ کند!
⛱ @newmanagement
شگرد اقتصادی ملا نصرالدین
❗ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی میکرد و مردم با نیرنگی حماقت او را دست میانداختند. دو سکه به او نشان میدادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب میکرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد میآمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می آید و هم دیگر دستت نمیاندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمیدهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آنهایم. شما نمی دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده ام.
📝«اگر کاری که می کنی : "هوشمندانه" باشد هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.»😉
🌹 انتخاب با شماست ....
⛱ @newmanagement
❗ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی میکرد و مردم با نیرنگی حماقت او را دست میانداختند. دو سکه به او نشان میدادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب میکرد. این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد میآمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می آید و هم دیگر دستت نمیاندازند. ملا نصرالدین پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمیدهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آنهایم. شما نمی دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده ام.
📝«اگر کاری که می کنی : "هوشمندانه" باشد هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.»😉
🌹 انتخاب با شماست ....
⛱ @newmanagement
✨ چرا وابستگی به یک مشتری بزرگ، استراتژی مناسبی نیست؟
گرچه برخورداری از یک مشتری بزرگ به لحاظ حجم فروش و درآمد ممکن است برای یک کسب و کار مفید و مناسب تلقی شود. ولی به همان صورت ممکن است ریسک بزرگی را هم نیز در برداشته باشد.
تصور نمائید چنانچه یکی از مشتریان بزرگتان تصمیم بگیرد که دیگر با شما فعالیت نکند و به طور کلی با شما قطع ارتباط نماید، چگونه میخواهید ضرر از دست دادن او را جبران کنید؟
تقسیم بازار هدف و انتخاب مشتریان از بخشهای متعدد بازار و همچنین بکارگیری استراتژی بازاریابی مویرگی به شرکت کمک میکند که اگر روزی یکی از مشتریان کلیدی به هر دلیلی تصمیم به قطع همکاری گرفت، شرکت آنقدر در بازار نفوذ کرده باشد که بتواند این اتفاق را به سهولت مدیریت نماید.
در مقوله خدمات بانکی یک اصل جالبی با این مضمون وجود دارد:
«سپردههای خرد مشتریان، از ماندگاری بیشتری برخوردارند»
به همین دلیل وقتی که یک یا چند مشتری با سپردههای درشت، منابع خود را از یک شعبه خارج مینمایند، تجربه و مشاهدات نشان میدهد که شعبه دچار مشکل شده و جبران آن به سختی ممکن است صورت گیرد.
🎯 نکته کلیدی:
وابستگی به یک مشتری بزرگ، باعث میشود که شرکت مجبور شود برای از دست ندادن او با شرایطی که مطرح میکند،کنار بیاید و امتیازات بیشتری برای آن شرکت در نظر بگیرد. در حالی که با متنوع نمودن دامنه مشتریان، شرکت به راحتی میتواند تهدید و ریسک از دست دادن یک (یا حتی چند) مشتری بزرگ را مدیریت و جبران نماید.
⛱ @newmanagement
گرچه برخورداری از یک مشتری بزرگ به لحاظ حجم فروش و درآمد ممکن است برای یک کسب و کار مفید و مناسب تلقی شود. ولی به همان صورت ممکن است ریسک بزرگی را هم نیز در برداشته باشد.
تصور نمائید چنانچه یکی از مشتریان بزرگتان تصمیم بگیرد که دیگر با شما فعالیت نکند و به طور کلی با شما قطع ارتباط نماید، چگونه میخواهید ضرر از دست دادن او را جبران کنید؟
تقسیم بازار هدف و انتخاب مشتریان از بخشهای متعدد بازار و همچنین بکارگیری استراتژی بازاریابی مویرگی به شرکت کمک میکند که اگر روزی یکی از مشتریان کلیدی به هر دلیلی تصمیم به قطع همکاری گرفت، شرکت آنقدر در بازار نفوذ کرده باشد که بتواند این اتفاق را به سهولت مدیریت نماید.
در مقوله خدمات بانکی یک اصل جالبی با این مضمون وجود دارد:
«سپردههای خرد مشتریان، از ماندگاری بیشتری برخوردارند»
به همین دلیل وقتی که یک یا چند مشتری با سپردههای درشت، منابع خود را از یک شعبه خارج مینمایند، تجربه و مشاهدات نشان میدهد که شعبه دچار مشکل شده و جبران آن به سختی ممکن است صورت گیرد.
🎯 نکته کلیدی:
وابستگی به یک مشتری بزرگ، باعث میشود که شرکت مجبور شود برای از دست ندادن او با شرایطی که مطرح میکند،کنار بیاید و امتیازات بیشتری برای آن شرکت در نظر بگیرد. در حالی که با متنوع نمودن دامنه مشتریان، شرکت به راحتی میتواند تهدید و ریسک از دست دادن یک (یا حتی چند) مشتری بزرگ را مدیریت و جبران نماید.
⛱ @newmanagement
🔴توجه:
چرا هر جنس ارزانی رو نباید خرید کرد؟
🔹یک فروشگاه زنجیره ای را تجسم کنید. بسیار بزرگ. بسیار شیک. وارد محله ای می شود. محله ای با مردمانی از طبقه متوسط. نبش اصلی ترین چهار راه محله، زمینی به وسعت 10 هزار مترمربع را می خرد. آن را در هفت طبقه می سازد. با پله برقی، آینه ها و لامپ های زیبا.
🔹فروشگاه شروع به کار می کند. تعداد زیادی از اهالی محل را هم استخدام می کند. ولی فقط چند ساعت در هفته. مثلا روزی یکی دو ساعت. چه خاصیتی دارد؟ روشن است که وقتی خانم خانه دو ساعت در فروشگاهی که با آن همه تکنیک و رعایت قواعد مارکتینگ چیده شده کار می کند، خرید روزانه اش را هم از همانجا انجام خواهد داد. به خصوص که قیمت ها هم پائین تر از عباس آقای میوه فروش و حسین آقای پارچه فروش است. حتی پائین تر از قیمت تمام شده! به این می گویند دامپینگ!
🔹چند ماهی گذشته. کار و بار عباس آقا و حسین آقا خراب است. درآمدشان اجاره مغازه شان را هم در نمی آورد. شاگرد مغازه اخراج می شود و می رود در فروشگاه زنجیره ای استخدام می شود. هفته ای ۱۰ ساعت. ولی حقوق ساعتی اش بالاست. این حقوق ساعتی آنچنان توقع او را بالا برده که جای دیگری نمی تواند کار پیدا کند.
🔹دو سال گذشته. عباس آقا در شرف ورشکستگی است. آخرین مقاومت ها را کنار می گذارد و مغازه را تعطیل می کند. او نیز به فروشگاه زنجیره ای می رود و زیر دست شاگرد سابقش که حالا یکی از انباردارهای فروشگاه است استخدام می شود. همسرش اما اخراج شده است. چون انتظار داشته بعد از دو سال حقوقش یا دست کم ساعت کارش اضافه شود.
🔹چهار سال گذشته است. صاحب مغازه عباس آقا دو سال است اجاره ای نگرفته است. از وقتی عباس آقا مغازه اش را خالی کرده یکی دو مستاجر عوض کرده که هیچکدام بیش از یکی دو ماه دوام نیاورده اند. کاسبی نیست. مغازه ها را به قیمت ارزانی می فروشد به یک بساز و بفروش.
🔹سال پنجم دیگر محله مردمانی از طبقه متوسط ندارد. حسین آقا و شاگردش هر دو کارگر ساختمانی هستند. قیمت های فروشگاه زنجیره ای بالاست. سود هشتصد درصدی روی قیمت تمام شده کالا عادی است. فروشگاه حقوق ساعتی را کم کرده. تعداد بیشتری را با ساعت های کمتر استخدام کرده است.
🔹سال هفتم فروشگاه محله را به خاک سیاه نشانده. کسی دیگر در آن محله پس اندازی ندارد. فروشگاه کالاهایش را به سایر شعبه ها انتقال می دهد. این شعبه تعطیل است. مردم فقیر منطقه قدرت خرید از چنین فروشگاه باکلاسی را ندارند!
این اتفاقی است که هر روز در آمریکا می افتد. صاحب فروشگاه همان یک درصد است و ساکنین محله همان 99 درصد. فقرا فقیرتر و پولدارها پولدارتر می شوند. شهردارهای مناطق و شهرهای کوچک هر روز با التماس از مردم می خواهند که به جای خرید از فروشگاه های عظیم، از بیزینس های محلی (عباس آقا و حسین آقا) خرید کنند. ولی اغلب مردم با همین طرز فکر شما خریدشان را از غول های بزرگ انجام می دهند. شیک. ارزان!
🔹از خودتان بپرسید چرا اروپا غول های آمریکایی مثل والمارت را محدود کرده؟ جالب اینکه به دلیل همین محدودیت متهم به کمونیست بودن و مخالفت با تجارت آزاد هم می شود.
نه دوست عزیز. هرکه ارزان می فروشد برای رضای خدا ارزان نمی فروشد!
🔹اگر چین سیب و پرتقالش را با ضرر وارد کشورتان می کند و ارزانتر از باغدار شما می فروشد برای این است که می خواهد باغدار باغش را نابود کند و ویلا بسازد. اگر چین پیراهن مردانه را در تهران می فروشد 5000 تومان و شما برای دوختن همان پیراهن باید 10 هزار تومان مزد بدهی
فقط به دلیل ارزانی نیروی کار چینی نیست!
بلکه دارد دامپینگ می کند! قضیه خیلی ساده است
⛱ @newmanagement
چرا هر جنس ارزانی رو نباید خرید کرد؟
🔹یک فروشگاه زنجیره ای را تجسم کنید. بسیار بزرگ. بسیار شیک. وارد محله ای می شود. محله ای با مردمانی از طبقه متوسط. نبش اصلی ترین چهار راه محله، زمینی به وسعت 10 هزار مترمربع را می خرد. آن را در هفت طبقه می سازد. با پله برقی، آینه ها و لامپ های زیبا.
🔹فروشگاه شروع به کار می کند. تعداد زیادی از اهالی محل را هم استخدام می کند. ولی فقط چند ساعت در هفته. مثلا روزی یکی دو ساعت. چه خاصیتی دارد؟ روشن است که وقتی خانم خانه دو ساعت در فروشگاهی که با آن همه تکنیک و رعایت قواعد مارکتینگ چیده شده کار می کند، خرید روزانه اش را هم از همانجا انجام خواهد داد. به خصوص که قیمت ها هم پائین تر از عباس آقای میوه فروش و حسین آقای پارچه فروش است. حتی پائین تر از قیمت تمام شده! به این می گویند دامپینگ!
🔹چند ماهی گذشته. کار و بار عباس آقا و حسین آقا خراب است. درآمدشان اجاره مغازه شان را هم در نمی آورد. شاگرد مغازه اخراج می شود و می رود در فروشگاه زنجیره ای استخدام می شود. هفته ای ۱۰ ساعت. ولی حقوق ساعتی اش بالاست. این حقوق ساعتی آنچنان توقع او را بالا برده که جای دیگری نمی تواند کار پیدا کند.
🔹دو سال گذشته. عباس آقا در شرف ورشکستگی است. آخرین مقاومت ها را کنار می گذارد و مغازه را تعطیل می کند. او نیز به فروشگاه زنجیره ای می رود و زیر دست شاگرد سابقش که حالا یکی از انباردارهای فروشگاه است استخدام می شود. همسرش اما اخراج شده است. چون انتظار داشته بعد از دو سال حقوقش یا دست کم ساعت کارش اضافه شود.
🔹چهار سال گذشته است. صاحب مغازه عباس آقا دو سال است اجاره ای نگرفته است. از وقتی عباس آقا مغازه اش را خالی کرده یکی دو مستاجر عوض کرده که هیچکدام بیش از یکی دو ماه دوام نیاورده اند. کاسبی نیست. مغازه ها را به قیمت ارزانی می فروشد به یک بساز و بفروش.
🔹سال پنجم دیگر محله مردمانی از طبقه متوسط ندارد. حسین آقا و شاگردش هر دو کارگر ساختمانی هستند. قیمت های فروشگاه زنجیره ای بالاست. سود هشتصد درصدی روی قیمت تمام شده کالا عادی است. فروشگاه حقوق ساعتی را کم کرده. تعداد بیشتری را با ساعت های کمتر استخدام کرده است.
🔹سال هفتم فروشگاه محله را به خاک سیاه نشانده. کسی دیگر در آن محله پس اندازی ندارد. فروشگاه کالاهایش را به سایر شعبه ها انتقال می دهد. این شعبه تعطیل است. مردم فقیر منطقه قدرت خرید از چنین فروشگاه باکلاسی را ندارند!
این اتفاقی است که هر روز در آمریکا می افتد. صاحب فروشگاه همان یک درصد است و ساکنین محله همان 99 درصد. فقرا فقیرتر و پولدارها پولدارتر می شوند. شهردارهای مناطق و شهرهای کوچک هر روز با التماس از مردم می خواهند که به جای خرید از فروشگاه های عظیم، از بیزینس های محلی (عباس آقا و حسین آقا) خرید کنند. ولی اغلب مردم با همین طرز فکر شما خریدشان را از غول های بزرگ انجام می دهند. شیک. ارزان!
🔹از خودتان بپرسید چرا اروپا غول های آمریکایی مثل والمارت را محدود کرده؟ جالب اینکه به دلیل همین محدودیت متهم به کمونیست بودن و مخالفت با تجارت آزاد هم می شود.
نه دوست عزیز. هرکه ارزان می فروشد برای رضای خدا ارزان نمی فروشد!
🔹اگر چین سیب و پرتقالش را با ضرر وارد کشورتان می کند و ارزانتر از باغدار شما می فروشد برای این است که می خواهد باغدار باغش را نابود کند و ویلا بسازد. اگر چین پیراهن مردانه را در تهران می فروشد 5000 تومان و شما برای دوختن همان پیراهن باید 10 هزار تومان مزد بدهی
فقط به دلیل ارزانی نیروی کار چینی نیست!
بلکه دارد دامپینگ می کند! قضیه خیلی ساده است
⛱ @newmanagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قطارهای ژاپن....
⛱ @newmanagement
⛱ @newmanagement
❓❔ تفاوتهای واژه customer(مشتری)، clint(ارباب رجوع) و consumer(مصرف کننده) را در این تصویر مشاهده کنید.
⛱ @newmanagement
⛱ @newmanagement
دهان بسته در هنگام پیروزی...
شیری گرسنه از میان تپههای کوهستان بیرون پرید و گاوی را از پای درآورد سپس در حالی که شکمی از غذا درمی آورد، هر ازگاهی یکبار سرش را بالا میگرفت و مستانه نعره می کشید.
صیادی که در آن حوالی در جستجوی شکار بود صدای نعره های مستانه شیر را شنید و پس از ردیابی با گلوله ای آن را از پای درآورد.
✅ هنگامی که مست پیروزی هستیم بهتر است دهانمان را بسته نگه داریم.....
🦁🦁🦁
⛱ @newmanagement
شیری گرسنه از میان تپههای کوهستان بیرون پرید و گاوی را از پای درآورد سپس در حالی که شکمی از غذا درمی آورد، هر ازگاهی یکبار سرش را بالا میگرفت و مستانه نعره می کشید.
صیادی که در آن حوالی در جستجوی شکار بود صدای نعره های مستانه شیر را شنید و پس از ردیابی با گلوله ای آن را از پای درآورد.
✅ هنگامی که مست پیروزی هستیم بهتر است دهانمان را بسته نگه داریم.....
🦁🦁🦁
⛱ @newmanagement
هیچ وقت ...
از بزرگ فکر کردن نترسید...
✍سعی کنید آنقدر درآمدتان و کارهای تان بزرگ باشد که دیگران آن ها را باور نکنند (چه برسد که بخواهند حسادت کنند!!)
@newmanagement
از بزرگ فکر کردن نترسید...
✍سعی کنید آنقدر درآمدتان و کارهای تان بزرگ باشد که دیگران آن ها را باور نکنند (چه برسد که بخواهند حسادت کنند!!)
@newmanagement
اگر آنچه می نویسی
با ارزش تر از کاغذ و قلمت نباشد
به تمام درختان عالم خیانت کرده ایی !
⛱ @newmanagement
با ارزش تر از کاغذ و قلمت نباشد
به تمام درختان عالم خیانت کرده ایی !
⛱ @newmanagement
تیشرت توريستى IconSpeak که تصویر 40 آیکون جهانی روی آن چاپ شده برای مواقعی که نمی توانید به زبان محلی صحبت کنید و با مشکلی برخورد کرده یا نیاز به چیزی دارید
⛱ @newmanagement
⛱ @newmanagement
سبدای نارنجی برای اوناییکه از فروشنده های فروشگاه سوال دارن که کمکشون کنه. اون یکی برای کساییکه خودشون میدونن چی میخوان و دوس ندارن فروشنده ها بیان بالاسرشون
به همین راحتی خلاقیت👌
⛱ @newmanagement
به همین راحتی خلاقیت👌
⛱ @newmanagement
14در صد از کارکنان شرکت گوگل،مدرک دانشگاهی ندارند.چون هنگام استخدام در شرکت گوگل کافی است در آزمون استخدامی آن نمره کافی را کسب کنید و هیچ مدرک تحصیلی برای ورود نیاز نیست....❗️❗️
⛱ @newmanagement
⛱ @newmanagement
بطری ها در آلمان....
🍾در آلمان دور انداختن هرگونه بطري شيشه اي و پلاستيكي كار كاملا عجيبي محسوب ميشود.
در آن كشور به علت اهميت مسئله بازيافت شما مي توانيد با برگرداندن بطري ها به هر سوپر ماركتي بخشي از پولي كه در ازاي خريد محصول داده بوديد را پس بگيريد.
اما در كنار اين قانون فرهنگ زيباتري شكل گرفته كه معمولا مردم بطري هاشون را در كنار سطل آشغال ها ميگذارند تا بى بضاعتها با برگرداندن آنها به سوپر ماركت پول خورد و خوراكشان را در بياورند. انسان دوستى در هر شكل و آيينى زيباست.
⛱ @newmanagement
🍾در آلمان دور انداختن هرگونه بطري شيشه اي و پلاستيكي كار كاملا عجيبي محسوب ميشود.
در آن كشور به علت اهميت مسئله بازيافت شما مي توانيد با برگرداندن بطري ها به هر سوپر ماركتي بخشي از پولي كه در ازاي خريد محصول داده بوديد را پس بگيريد.
اما در كنار اين قانون فرهنگ زيباتري شكل گرفته كه معمولا مردم بطري هاشون را در كنار سطل آشغال ها ميگذارند تا بى بضاعتها با برگرداندن آنها به سوپر ماركت پول خورد و خوراكشان را در بياورند. انسان دوستى در هر شكل و آيينى زيباست.
⛱ @newmanagement
✨ چاره ای جز تغییر نداریم....
📝سال 1388 سازمان سنجش یک داوطلب رامجبور کرد که دوبار کنکور دهد.
معدل دیپلم این داوطلب 11/30 بود یک پسر از منطقهای دورافتاده در کرمانشاه و از یک خانوادۀ ده فرزندی ، پدر کارگر ساختمانی بود و پسر هم بهمن ماه از خدمت سربازی برگشته بود و پنج ماه برای کنکور زمان داشته ، اتفاق عجیبی افتاده بود وسازمان سنجش مشکوک به تقلب این فرد بود .
آزمون دوم بدون سر و صدای رسانه ای در شرایط ویژهای برگزار شد و او این بار برخلاف کنکور اول که دو درس را 100% نزده بود تمام درسها را 100% زد!
نام این پسر رستگار رحمانیِتنها بود! رتبۀ یک کشور در رشتۀ تجربی، رتبۀ یک کشور در کنکور زبان و رتبۀ 44 کشور در کنکور هنر...
وقتی از او دربارۀ این جهش وموفقیتش پرسیدند گفت: "براي تغییر زندگی چارۀ دیگر نداشتم"
⛱ @newmanagement
📝سال 1388 سازمان سنجش یک داوطلب رامجبور کرد که دوبار کنکور دهد.
معدل دیپلم این داوطلب 11/30 بود یک پسر از منطقهای دورافتاده در کرمانشاه و از یک خانوادۀ ده فرزندی ، پدر کارگر ساختمانی بود و پسر هم بهمن ماه از خدمت سربازی برگشته بود و پنج ماه برای کنکور زمان داشته ، اتفاق عجیبی افتاده بود وسازمان سنجش مشکوک به تقلب این فرد بود .
آزمون دوم بدون سر و صدای رسانه ای در شرایط ویژهای برگزار شد و او این بار برخلاف کنکور اول که دو درس را 100% نزده بود تمام درسها را 100% زد!
نام این پسر رستگار رحمانیِتنها بود! رتبۀ یک کشور در رشتۀ تجربی، رتبۀ یک کشور در کنکور زبان و رتبۀ 44 کشور در کنکور هنر...
وقتی از او دربارۀ این جهش وموفقیتش پرسیدند گفت: "براي تغییر زندگی چارۀ دیگر نداشتم"
⛱ @newmanagement
تفاوت تصمیم گیری و تصمیم سازی:
تصمیم گیری یک انتخاب از میان چند راهکار (Alternative) جهت رسیدن به هدف (حل مسئله) است و تصمیم سازی فراهم نمودن زمینه مناسب برای تصمیم گیری است.
معمولاً تصمیم سازی بر تصمیم گیری مقدم است.
اغلب فرایند تصمیم سازی طولانی تر از تصمیم گیری است و تصمیم گیری سریع تر از تصمیم سازی انجام می شود.
عموماً مدیران سطوح میانی برای مدیران ارشد و مدیران سطح عملیاتی برای مدیران میانی تصمیم سازی می کنند.
اگر چه هم تصمیم سازان و هم تصمیم گیرندگان در برابر عواقب و پیامدهای (مثبت و منفی) تصمیم، مسئولیت دارند، اما مسئولیت نهایی بر عهده تصمیم گیرندگان است. بنابراین مهمترین وظیفه یک مدیر تصمیم گیری است و نباید به بهانه تصمیم سازیهای نادرست از بار مسئولیت پذیری شانه خالی کنند.
@newmanagement
تصمیم گیری یک انتخاب از میان چند راهکار (Alternative) جهت رسیدن به هدف (حل مسئله) است و تصمیم سازی فراهم نمودن زمینه مناسب برای تصمیم گیری است.
معمولاً تصمیم سازی بر تصمیم گیری مقدم است.
اغلب فرایند تصمیم سازی طولانی تر از تصمیم گیری است و تصمیم گیری سریع تر از تصمیم سازی انجام می شود.
عموماً مدیران سطوح میانی برای مدیران ارشد و مدیران سطح عملیاتی برای مدیران میانی تصمیم سازی می کنند.
اگر چه هم تصمیم سازان و هم تصمیم گیرندگان در برابر عواقب و پیامدهای (مثبت و منفی) تصمیم، مسئولیت دارند، اما مسئولیت نهایی بر عهده تصمیم گیرندگان است. بنابراین مهمترین وظیفه یک مدیر تصمیم گیری است و نباید به بهانه تصمیم سازیهای نادرست از بار مسئولیت پذیری شانه خالی کنند.
@newmanagement
✅حداقل شرایط لازم برای موفقیت این است که درباره حوزه کاری تان مدام مطالب جدیدی یاد بگیرید.
@newmanagement
@newmanagement
🍞نونوایی محلمون وقتی میره پنجرشو باز میذاره و چندتا نون میذاره اون پشت که کسی بی نون برنگرده. ای کاش هممون دلمون اینقدر بزرگ بود....
❤️انسانیت❤️
⛱ @newmanagement
❤️انسانیت❤️
⛱ @newmanagement
✨نگاهتون رو عوض کنید ، کسانی که آرامش شمارو میگیرند رو حذف کنید ، یکم روی مهارتها کارکنید ، علف های هرز زندگیتون رو پاک کنید ، هرکسی یا هرچیزی رو فالو نکنید و مهمتراز همه چشم دیدن موفقیت همکاران رو داشته باشید ..
💎 دراین صورت یک فرصت دیگه خواهید داشت ...
⛱ @newmanagement
💎 دراین صورت یک فرصت دیگه خواهید داشت ...
⛱ @newmanagement