NewManagement📚(مدیریت نوین)
254 subscribers
4.31K photos
129 videos
21 files
484 links
فردی که 5 سال بعد به آن تبدیل می‌شوید،
بستگی زیادی به چیزهایی دارد که امروز یاد می‌گیرید..


https://t.me/newmanagement

کانال مدیریت نوین
Admin : @Rasa_N
Download Telegram
جبر یا اختیار؟

@newmanagement

عارفی را پرسیدند:
زندگی به جبر است یا به اختیار؟

پاسخ داد: امروز را به "اختیار" است، تا چه بکارم!
اما فردا "جبر" است، چرا که به اجبار باید درو کنم هر آنچه را که دیروز به اختیار کاشته ام!
@newmanagement
حباب ها همیشه قربانی هوای درون خودشان هستند.
"افکار امروز" نقش مهمی در فردای تو دارد ...
تکرار اشتباه دیگر اشتباه نیست، "انتخاب" است.

@newmanagement
🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈
⭕️ خارپشتی از یک مار خواست بگذارد با او همخانه شود، مار پذیرفت. چون لانۀ مار تنگ بود، خارهای تیز خارپشت به بدن مار فرو می رفت و مار را زخمی می کرد، اما مار از سر نجابت دم بر نمی آورد. سرانجام مار گفت: نگاه کن ببین چگونه مجروح و خونین شده ام، می توانی لانۀ من را ترک کنی؟ خارپشت گفت من مشکلی ندارم، اگر تو ناراحتی می توانی لانۀ دیگری برای خود بیابی. عادت ها ابتدا به صورت مهمان وارد می شوند، اما دیری نمی گذرد که خود را صاحبخانه می کنند و کنترل ما را به دست می گیرند، مواظب خارپشت عادتهای منفی زندگیتان باشید.

@newmanagement
♨️پنج جمله تاثیرگذار از جک کنفیلد


1- هر چالشی فرصتی برای رشد و پیشرفت است.

2- شما نتیجه افکاری هستید که تا کنون داشته اید.

3- اگر به همان عادت های قدیمی ادامه دهید, زندگی تان بهتر از این نخواهد شد.

4- تا زمانی که دیگران را مسبب ناکامی های خود بدانید, هرگز موفق نخواهید شد.

5- اگر می خواهید بهترین ها را دریافت کنید, باید باور داشته باشید که سزاوار بهترین ها هستید.
@newmanagement
تعریف تازه و مدرن 6 ضلعی سواد ، از جانب سازمان جهانی یونسکو:
1_ سواد عاطفی: توانایی برقراری ارتباط عاطفی با خانواده و دوستان.
2_ سواد ارتباطی: آداب معاشرت و روابط اجتماعی،
3_ سواد مالی: مدیریت اقتصادی و درآمد، دانش پس انداز و سرمایه گذاری و مدیریت هزینه.
4_ سواد رسانه: تشخیص رسانه های معتبر و نا معتبر در عصر انفجار اطلاعات و گسترش پیام رسانی.
5_ سواد آموزش و پرورش: توانایی پرورش فرزندان شایسته.
6_ سواد کامپیوتر: توانایی استفاده از کامپیوتر،
@newmanagement
♨️ دانستنی های قانون جذب :
https://telegram.me/newmanagement
1.آیا می دانستید که قدرت تاثیر یک عکس ( تصویر ) بر ضمیر ناخودآگاه به اندازه ی 1000 جمله ارزش دارد ؟

2. آیا می دانستید که تمرکز ذهن به هنگام نوشتن کلمات و جملات 75 % افزایش می یابد ؟

3.آیا می دانستید که انسانی که دارای باور است برابر 99 انسان علاقمند است ؟
https://telegram.me/newmanagement
4.آیا می دانستید که به هر آن چیزی که در زندگی فکر می کنید همان چیز چندین برابر در کائنات به شما فکر میکند ؟

5.آیا می دانستید که عجله کردن برای رسیدن به هدف خود یکی از بزرگترین موانع نرسیدن به آرزو است ؟

6.آیا می دانستید که تکرار منظم روزانه تمارین روند خلق اهداف حدود 40 برابر موثرتر از تکرار همان تمرینات یک روز در میان است ؟

7.آیا می دانستید که ضمیر ناخودآگاه قوه ی استدلال و تعقل ندارد در مقابله با ضمیر خودآگاه همیشه برنده است ؟

8.آیا می دانستید که تنها پل ارتباط ما با کائنات ، احساس است ؟

9.آیا می دانستید که بیش از 80 % مردم جامعه قدرت درک و هضم قانون جذب را ندارند ؟

10.آیا می دانستید که آرزو، بهترین فردی را که می تواند آن را تحقق بخشد انتخاب می کند ؟
ده اصل برای یک مدیریت کارآمد و موثر
کار اصلی شما به عنوان مدیر این است که اطمینان یابید فعالیت های بخشِ تحت نظر شما تا حد ممکن مؤثر و کارآمد باشد.
@newmanagement
اگر شما بتوانید خوب آنها را هدایت کنید، آنها راضی تر، فعال تر و دقیق تر خواهند بود.

پس بهتر است که با درایت و هوشمندی مدیریت، وظیفه هدایت کارمندان را به خوبی انجام دهید.

یادتان باشد: اگر کارمندانتان راضی نباشند، هیچگاه قادر نخواهند بود که ارباب رجوعهایتان را که همان دانش آموزان و اولیای آنها می باشند را راضی نگاه دارند!

برای ایجاد یک مدیریت کارآمد و موثر به توصیه های زیر عمل کنید :



1. روحیه کار تیمی ایجاد کنید.

2. اعضاء تیم همه حرفه ای باشند.


3. روزی چند نفر را تحسین کنید.


4. خوب ببینید و خوب گوش دهید.


5. به کارمندانتان برای انجام کارها فرصت دهید.


6. کار آنها را تسهیل بخشید.


7. به کارهای خوب پاداش دهید.


8. نیازهای آنها را برطرف کنید.

9. اعتماد کنید تا به شما اعتماد کنند.
@newmanagement
10. از آنها کار بخواهید.
روش های بازار یابی
در دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهموم بازاریابی به دانشجویان خود بود


@newmanagement


شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین :"من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"،

به این میگن بازاریابی مستقیم

شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره، به شما اشاره می کنه و می گه:" اون پسر ثروتمندیه، باهاش ازدواج کن"،

به این میگن تبلیغات

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"،

به این میگن بازاریابی تلفنی

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین: " در هر حال، من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج می کنی؟"،

به این میگن روابط عمومی

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه: "شما پسر ثروتمندی هستی، با من ازدواج می کنی؟ " ،

به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"، بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه،

به این میگن پس زدگی توسط مشتری

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه،

به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا

شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که حرفی بزنین، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"

به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا
@newmanagement
شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که بگین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن"، همسرتون پیداش میشه،

به این میگن منع ورود به بازار
روش های غلط مدیریت

@newmanagement
اولین نکته در مورد روش های غلط مدیریت اینست که یک مدیر وقتی کارکنان،


خوب کار می کنند، اصلا به آنها توجه نمی کنند، ولی در صورت خطا، آنها را


سرزنش و بعضا تنبیه می کنند. و در ادامه باید گفت:


▪️ مدیران ناکارآمد، واقعیت ها را برای کارکنان بازگو نمی کنند. آنها در حالیکه



اخبار خوشایند را بزک کرده و به شکل بزرگنمایی شده به کارکنان خود نشان



می دهند، سعی می کنند اخبار ناگوار را کوچک یا پنهان کنند.


▪️ ارزیابی عملکرد افراد را عموما براساس عملکرد انفرادی آنان محاسبه می

کنند، ولی برای سینرژی و فرهنگ توان افزایی و هم افزایی ارزشی قائل

نیستند.


▪️ با افراد باکارکرد ناچیز و کارکرد برجسته، یکسان برخورد می کنند. این

برخورد باعث می شود کارکنانی با موقعیت اول همیشه در حال تمسخر و

پوزخند و کارکنانی با موقعیت دوم، همیشه بی انگیزه باشند
.
▪️ با اجرای سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن، بر تیرگی روابط افراد سازمان

دامن می ز نند.

▪️ کارهای کوچک را به آدم های بزرگ و شایسته و کارهای بزرگ را به آدم

های نالایق می سپارند.

▪️ با دیکته کردن قدم به قدم فعالیت ها، ابتکار عمل و خلاقیت را از کارکنان

شان سلب می کنند.

▪️ با عدم انعطاف پذیری و عدم استقبال از انتقادات با روی باز، شجاعت و


جسارت در نظریات و بیان عقاید را از کارکنان سلب می کنند.

▪️ به دلیل عدم تشخیص فرصت ها و تهدیدها، از انجام به موقع و حرکت های

توام با ریسک معذور است.
@newmanagement
▪️ نداشتن برنامه ریزی استراتژیک و چشم اندازهای لازم، سبب ناتوانی در

برداشتن موانع از سر راه و در نتیجه بزرگ شدن مشکلات می شود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
🌿🌸🌿
🌸

لاوازیه
لاوازیه دانشمندی که بعد از قطع شدن سرش توسط گیوتین، در عرض چند ثانیه با سری که از بدن جدا شده بود نیز به علم خدمت کرد
@newmanagement
لاوازیه دانشمندی فرانسوی بود که به خاطر عقایدش به اعدام با گیوتین محکوم شد او به شاگردان خود گفت : احتمالا جایگاه حواس و شعور انسان می بایست در سر ( مغز ) انسان باشد بنابر این پس از جدا شدن سر از بدن احتمالا باید تا چند لحظه هنوز حواس و هشیاری فرد کار بکند شما پس از اینکه سر من به وسیله گیوتین قطع شد فورا آن را روی دست بالا بگیرید، من شروع به پلک زدن می کنم شما تعداد پلک زدن های مرا بشمارید تا زمان تقریبی از بین رفتن هشیاری و مرگ کامل به دست بیاید . پس از اینکه لاوازیه اعدام شد سر او را بالا گرفتند و او بیش از ده بار پلک زد و این واقعه در تاریخ به ثبت رسید...روح والایش همواره شاد....
پس از مرگ لاوازیه ، "لاگرانژ" گفت:
"تنها یک لحظه وقت برای بریدن آن سر صرف شد و شاید یکصد سال زمان نتواند سر دیگری همانندش بوجود آورد....

@newmanagement
🌾
🍁🌾🍁
🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁🌾🍁
داستانی جالب از یک مدرس استراتژی

قبل از اینکه درس مدیریت بخوانم، همیشه واژه‌های «استراتژی کسب و کار» و «استراتژی فردی» برایم جذاب بودند. همیشه دوست داشتم «استراتژی» بدانم و بفهمم. برایم مثل قلعه ای می ماند در دوردستها: عظیم، خیره کننده و سرشار از رمز و راز.
در دوران دانشگاه، درسها را یکی پس از دیگری به سرعت گذراندم تا نوبت به درس استراتژی برسد. روز موعود فرا رسید. سر کلاس درس نشستم و تمام جسم و جانم را متمرکز کردم تا مفهوم این واژه اسرارآمیز را درک کنم.
قلعه استراتژی فردی
جلسات یکی پس از دیگری آمدند و رفتند و من همچنان سیراب نشده بودم. آنچه میشنیدم بسیار تئوریک بود…
به سراغ کتابها رفتم. دیوید را خواندم. مینتزبرگ و هکس و تامسون و شواترز و پورتر و کیم و راملت و …
حسم بهتر شد. اما هنوز بیشتر می خواستم. آن سالها به تازگی به یک پست مدیریتی ارتقا پیدا کرده بودم و هنوز احساس میکردم استراتژی باید ذهنم را بازتر کند. قلعه را دیده بودم. درها را باز کرده بودم. راهروهای قلعه را گشته بودم. اما تو گویی که اتاقی در تاج قلعه بود که هیچکس راه آن را نشان نمیداد و هیچ راهرویی به آنجا منتهی نمیشد.
🏮مدتی نگذشته بود که به حادثه ای، «معلم استراتژی» شدم. کلاسی بود و دانشجویانی که عمدتاً از مدیران کسب و کار بودند و ظاهراً چند مدرس را به اعتراض تغییر داده بودند و فرصتی دست داد تا من در کلاس آنها حاضر شوم. از سال ۸۵ آموزش استراتژی را آغاز کردم و مجموعاً حدود ۱۵۰۰ نفر را تعلیم دادم: در بیش از چهل دوره و هر دوره چهل ساعت…
قلعه را به آنها معرفی میکردم و آنها را دور تا دور آن میگرداندم و راههای پیدا و پنهان را نشان میدادم. اما خود میدانستم که این قلعه را اتاقی است که خود هرگز راه بدان پیدا نکرده ام.
@Newmanagement
سالها گذشت…

یک روز، در گوشه یک نمایشگاه، فرصتی دست داد تا با مدیری بر سر میز بنشینم که گردش مالی سازمانش، با درآمد نفتی کشورم قابل مقایسه بود! در لا به لای حرفهای دوستانه و گزارش کارها و …، حرف از مدیریت شد و گفتم که در کنار فروشنده بودن، «معلم» هم هستم و «استراتژی» هم درس میدهم.
پرسید: استراتژی را چگونه تعریف میکنی؟ کمی فکر کردم. آنها که استراتژی را میشناسند میدانند که ده ها تعریف وجود دارد که برخی همسو و برخی متضاد و متعارض هستند. به هر حال، به حیلت معلمی و با بازی کلامی، تعاریف را به هم چسباندم و معجونی را به خوردش دادم: کمی از پورتر، با عصاره ای از مینتزبرگ، با طعمی از گری همل. با کمی افزودنی از هکس به همراه رنگهای طبیعی و با کمی افزودنی های مجاز!
تمام مدت با لبخند نگاهم کرد. در پایان گفت: من درس مدیریت نخوانده ام. به همین دلیل، ذهنم چندان پیچیده و مجرد نیست. من آموخته ام که استراتژی، تخصیص بهینه منابع است. اینکه وقت و سرمایه و نیروی انسانی و دانش و تجربه و مهارت خود را صرف کدام حوزه کنی و از کدام حوزه ها، دوری کنی. استراتژی هنر «انتخاب کردن» و «کنار گذاشتن» است. هنر تشخیص اینکه به کدام بازار رو کنی و از کدام بازار صرف نظر کنی. هنر اینکه چشم را بر روی کدام مشتری ببندی و از منافعش صرف نظر کنی تا دستانت برای خدمت بیشتر به مشتری دیگر، آزاد و رها بماند. هنر فرار کردن از وسوسه «دستیابی همزمان به همه چیزهای خوب…».
او از نوشیدنی روی میز سرمست بود و من از طعم این عصاره تجربه که هنوز سرمستش مانده ام… @Newmanagement
دوست داشتم بیشتر حرف بزنم که فردی آمد و آن مرد، با خداحافظی شتابزده، میز را ترک کرد. فهمیدم که «استراتژی» به او میگوید که بیش از این، «زمانش» را صرف گفتگو با من نکند.
راه اتاق بالای برج را یافته بودم! چند هفته بعد، برای همیشه، آموزش استراتژی را رها کردم و زندگی دیگری را آغاز کردم. تغییراتی چنان بزرگ در زندگیم حاصل شد که دانشگاه و درس و مدرسه، هرگز برایم ایجاد نکرده بودند.

استراتژی هنر «انتخاب کردن» و «کنار گذاشتن» است.
@Newmanagement
همه كسانيكه امروز جزو ده درصد برتر هستند ، از ده درصد پائين شروع كرده اند . "

همه كسانيكه در كارشان خبره هستند روزگاري عملكرد ضعيفي داشته اند . همه كسانيكه در نوك قله زندگي هستند ، از اول جاده شروع كرده اند .

همين حالا تصميم بگير حتي اگر جزو ضعيفترينها در زندگي و كار و شغل و تحصيل هستي ، خودت رو به نوك قله موفقيت برسون چون تو ميتواني چون تو مخلوق خاص خدا روي زمين هستي چون تو انساني ... تو ميتواني

@newmanagement
 
آکیو موریتا

شاید نام این شخص را نشنیده باشید ولی حتما نام شرکت سونی را شنیده اید. اولین تولید شرکت سونی یک پلوپز بود که متاسفانه وقتی هنوز برنج نپخته بود آن را می سوزانید ، از این کالا کمتر از 100 عدد فروش رفت. ولی این شکست باعث عقب نشینی موریتا نشد و اکنون صاحب شرکت مولتی میلیاردی سونی است.

شما چند بار شکست خورده اید؟ همین حالا دوباره شروع کنید

@newmanagement
@newmanagement
💕خدای خوب من ...
خدای مهربانم💕
امروزم را که ابتدای هفته هست
با نام تو آغاز می کنم
با نام تو که بی همتائی مهربانی وجاودانی واز تو میخواهم درین روز نعمتهایت را از من و دوستانم دریغ نکنی
از تو میخواهم سلامتی موفقیت ودوست داشتن را
من ترا دوست می دارم ومیدانم تو نیز مرا دوست می داری
شکرم را بپذیر ای پروردگار بزرگ
💕💕💕💕💕💕💕💕💕💕
امروز فرصتی بود برای عرض ادب و ارادت به همراهان کانال newmanagement
. هفته ای سرشار از ارتباط و اعتماد به خدا و پشتکار و موفقیت همراه با توکل به پروردگار جهان را برای شما عزیزان آرزومندم

بابهترین آرزوها
"mrrasa"
@newmanagement