Forwarded from اروم موبایل سنتر
توجه 📣 📣 توجه
🎊🎊جشنواره نوروزی فروشگاه اروم موبایل سنتر🎊🎊
🎉اقساط ۱۲ ماهه با چک کارمندی
🎉تخفیف ۱۰ الی ۳۰ درصدی لوازم جانبی
📱 @urommobilecenter1📱
🎊🎊جشنواره نوروزی فروشگاه اروم موبایل سنتر🎊🎊
🎉اقساط ۱۲ ماهه با چک کارمندی
🎉تخفیف ۱۰ الی ۳۰ درصدی لوازم جانبی
📱 @urommobilecenter1📱
با افرادی که همسن شما نیستند یا از دسته اجتماعی شما نیستند ارتباط برقرار کنید، کسانی که طور دیگری میاندیشند و طور دیگری بزرگ شدند زیرا
این باعث رشد و موفقیت شما میشود!
@newmanagement
این باعث رشد و موفقیت شما میشود!
@newmanagement
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صندوقچه چوبی با قفل پیچیده و بسیار جالب
@newmanagement
@newmanagement
⏰ثانيه به ثانيه عمر را با لذت سپری کن
در هر کار و هر حال
کار ، تفريح ،رانندگی ،آموختن، مطالعه، آشپزی،نظافت ، خوردن و آشاميدن، حرف زدن، سکوت و تفکر، مهمانی رفتن، نيايش و....
زندگی فقط در رسيدن به هدف خلاصه نشده
مابه اشتباه اينگونه ميانديشيم:
درسم تمام شود راحت شوم
غذايم را بپزم راحت شوم
اتاقم را تميز کنم راحت شوم
بالاخره رسيدم.... راحت شدم
اوه چه پروژه ای... تمام شود راحت شوم
تمام شود که چه شود؟
مادامی که زنده هستيم و زندگی ميکنم هيچ فعاليتی تمام شدنی نيست بلکه آغاز فعاليتی ديگر است....
پس چه بهتر که در حين انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنيم نه مانند يک ربات فقط به انجام دادن بپردازيم به تمام شدن و فارغ شدن....
حتی هنگاميکه دستها را ميشوييم نيز ميتوانيم بالذت اينکار را انجام دهيم
يکبار امتحان کنيد
آب چه زيبا آرام پوست دستتان را نوازش ميکند
به آب نگاه کنيد و لذت ببريد
وآنجاست که احساس خوب زندگی کم کم به سراغتان ميايد...
لذت باعث قدرتمند شدن ميشود به طرز باور نکردنی باعث بالا رفتن اعتماد به نفس ميشود...
لذت بردن هدف زندگی است
تا ميتوانی همه کارها و فعاليت ها را با لذت همراه کن... حتی نفس کشيدن که کمترين فعاليت توست👌
⛱ @newmanagement
در هر کار و هر حال
کار ، تفريح ،رانندگی ،آموختن، مطالعه، آشپزی،نظافت ، خوردن و آشاميدن، حرف زدن، سکوت و تفکر، مهمانی رفتن، نيايش و....
زندگی فقط در رسيدن به هدف خلاصه نشده
مابه اشتباه اينگونه ميانديشيم:
درسم تمام شود راحت شوم
غذايم را بپزم راحت شوم
اتاقم را تميز کنم راحت شوم
بالاخره رسيدم.... راحت شدم
اوه چه پروژه ای... تمام شود راحت شوم
تمام شود که چه شود؟
مادامی که زنده هستيم و زندگی ميکنم هيچ فعاليتی تمام شدنی نيست بلکه آغاز فعاليتی ديگر است....
پس چه بهتر که در حين انجام دادن هر کاری لذت بردن را فراموش نکنيم نه مانند يک ربات فقط به انجام دادن بپردازيم به تمام شدن و فارغ شدن....
حتی هنگاميکه دستها را ميشوييم نيز ميتوانيم بالذت اينکار را انجام دهيم
يکبار امتحان کنيد
آب چه زيبا آرام پوست دستتان را نوازش ميکند
به آب نگاه کنيد و لذت ببريد
وآنجاست که احساس خوب زندگی کم کم به سراغتان ميايد...
لذت باعث قدرتمند شدن ميشود به طرز باور نکردنی باعث بالا رفتن اعتماد به نفس ميشود...
لذت بردن هدف زندگی است
تا ميتوانی همه کارها و فعاليت ها را با لذت همراه کن... حتی نفس کشيدن که کمترين فعاليت توست👌
⛱ @newmanagement
✨مديريت يعنی كارايی در بالا رفتن از نردبان موفقيت و رهبری تعيين می كند كه آيا نردبان به ديوار درست، تكيه داده شده است یا خیر.
⛱ @newmanagement
⛱ @newmanagement
✨ تفاوت های مدیران بازاریابی خوب با مدیران بازاریابی عالی
1⃣ مدیر بازاریابی عالی ابتدا اطلاعات را گردآوری میکند و در قالب برنامه بازاریابی میریزد و بعد اقدامات اجرایی را شروع میکند ولی مدیر بازاریابی خوب ابتدا حرف های مدیرعامل را گوش میدهد و آنها را انجام میدهد و بعد که به مشکل برخوردند و نتیجه نگرفتند، شروع به برنامه ریزی و گردآوری اطلاعات میکنند.
2⃣ مدیر بازاریابی عالی نیروهایش را با سابقه و توانمندی فروشی میسنجد، ولی مدیربازاریابی خوب همان منشی و کارمندانِ مدیرعامل را در جایگاه فروش بکار میگیرد تا دل مدیر عامل را بدست آورد، کار را ناقص و شرکت را وابسته خودش کند.
3⃣ مدیر بازاریابی عالی در ابتدای کار روی خطوط قرمز مدیرعامل مثل پاداشهای درصدی یا لزوم ارتقاء و بازطراحی اقلام تبلیغاتی صحبت میکند ولی مدیر بازاریابی خوب با وضعیت موجود کنار آمده تا در گذر زمان و کم کم روی خطوط قرمز صحبت کند.
4⃣ مدیر بازاریابی عالی از شبکه شرکای مشورتی برای شناخت محیط جدید استفاده میکند و از کارگزاران با کیفیت قبلی برای ارتقای توان تبلیغاتی و برندینگ شرکت جدید استفاده میکند و گاهی نیز نیروی انسانی توانمند و باتجربه را در تنگناهای نمایشگاهی بکار میگیرد ولی مدیربازاریابی خوب فقط خودش هست و خودش!
با کفشی آهنی برای پیگیری دستورات مدیرعامل وارد شرکت میشود و به جلو میرود.
🔹 مسئله کلیدی آن است که مدیرعامل عالی بدنبال مدیران بازاریابی عالی هستند و دوست دارند الگوهای جدید بازاریابی را بشنوند و بکار گیرند.
🔹 علاقه دارند هر اقدامی که در شرکتشان انجام میشود با دلیل و منطق و نوآوری باشد و در طرف مقابل مدیران عامل خوب از فرایند رشد خود راضی هستند و قانع هستند و یک مدیر بازاریابی خوب را برای اجرای ایده های خوب خود نیاز دارند.
🔹 سخت ترین کار دنیا ارتقای توان خودتان یا تیمتان از خوب به عالیست.
▫ارتقایی که با آموزش و همفکری و مطالعه و کار گروهی شکل میگیرد و در مقابل نیاز جامعه و بازار کار، تنها فرایند محوری و شخصی رشد و پیشرفت است.
⛱ @newmanagement
1⃣ مدیر بازاریابی عالی ابتدا اطلاعات را گردآوری میکند و در قالب برنامه بازاریابی میریزد و بعد اقدامات اجرایی را شروع میکند ولی مدیر بازاریابی خوب ابتدا حرف های مدیرعامل را گوش میدهد و آنها را انجام میدهد و بعد که به مشکل برخوردند و نتیجه نگرفتند، شروع به برنامه ریزی و گردآوری اطلاعات میکنند.
2⃣ مدیر بازاریابی عالی نیروهایش را با سابقه و توانمندی فروشی میسنجد، ولی مدیربازاریابی خوب همان منشی و کارمندانِ مدیرعامل را در جایگاه فروش بکار میگیرد تا دل مدیر عامل را بدست آورد، کار را ناقص و شرکت را وابسته خودش کند.
3⃣ مدیر بازاریابی عالی در ابتدای کار روی خطوط قرمز مدیرعامل مثل پاداشهای درصدی یا لزوم ارتقاء و بازطراحی اقلام تبلیغاتی صحبت میکند ولی مدیر بازاریابی خوب با وضعیت موجود کنار آمده تا در گذر زمان و کم کم روی خطوط قرمز صحبت کند.
4⃣ مدیر بازاریابی عالی از شبکه شرکای مشورتی برای شناخت محیط جدید استفاده میکند و از کارگزاران با کیفیت قبلی برای ارتقای توان تبلیغاتی و برندینگ شرکت جدید استفاده میکند و گاهی نیز نیروی انسانی توانمند و باتجربه را در تنگناهای نمایشگاهی بکار میگیرد ولی مدیربازاریابی خوب فقط خودش هست و خودش!
با کفشی آهنی برای پیگیری دستورات مدیرعامل وارد شرکت میشود و به جلو میرود.
🔹 مسئله کلیدی آن است که مدیرعامل عالی بدنبال مدیران بازاریابی عالی هستند و دوست دارند الگوهای جدید بازاریابی را بشنوند و بکار گیرند.
🔹 علاقه دارند هر اقدامی که در شرکتشان انجام میشود با دلیل و منطق و نوآوری باشد و در طرف مقابل مدیران عامل خوب از فرایند رشد خود راضی هستند و قانع هستند و یک مدیر بازاریابی خوب را برای اجرای ایده های خوب خود نیاز دارند.
🔹 سخت ترین کار دنیا ارتقای توان خودتان یا تیمتان از خوب به عالیست.
▫ارتقایی که با آموزش و همفکری و مطالعه و کار گروهی شکل میگیرد و در مقابل نیاز جامعه و بازار کار، تنها فرایند محوری و شخصی رشد و پیشرفت است.
⛱ @newmanagement
✨تصمیمی که هنری فورد را میلیاردر کرد؟!
✍ امیر عباس زینت بخش
💠 هنری فورد با یک مشکل مواجه بود! رشد روزافزون شهرت خودرو مدل T کارخانه فورد، موجب شد او دوباره به تولید انبوه فکر کند. آقای فورد قبلا در سال 1913 خط مونتاژ متحرک را در "هایلند پارک" خود واقع در ایالت میشیگان معرفی و راه اندازی کرده بود که خیلی بهتر از آنچه تصور می کرد، کار می کرد. سال قبل از نصب این خط مونتاژ، با دوبرابر کردن تعداد نیروی کار، توانسته بود تولید این خودرو را دوبرابر کند. اما پس از با نصب خط مونتاژ؛ تقریبا تعداد خودرو تولیدی را با همان تعداد نیروی کار دوبرابر کرد. خط مونتاژ آنقدر کارایی کارخانه را بالابرد که به دلیل ماشین محور شدن کار، در واقع میزان دستمزد پرداختی به کارگران افت کرد!
💠 مشکل اینجا بود که نرخ جابجایی (استخدام و استعفا) کارگران به طرز هشدارآمیزی افزایش یافت. کار کسل کننده و تکراری روی خط مونتاژ؛ موجب دلسردی کارگران می شد و پاسخ آنها به این کارهای تکراری و محدود که نیاز به فکر کردن هم نداشت؛ استعفا و ترک کار بود.
در نتیجه فورد با معاون جان برکف خود یعنی "جِیمز کوزِنس"؛ وارد مشورت شده و تصمیم به انجام یک کار اساسی می گیرد. روز پنجم ژانویه 1914 فورد و کوزنس خبرنگاران را به کارخانه فراخواندند تا تغییرات سیاست های استخدامی خود را به منظور بهبود اوضاع نگه داشتن و حفظ کارکنان و کارگران در "هایلند پارک" به اطلاع عموم برسانند.
1⃣اول اینکه شرکت ساعات کاری را از 9 ساعت به 8 ساعت کاهش می دهد.
2⃣دوم اینکه به جای دو شیفت کاری، سه شیفت کاری خواهد بود؛ که این به معنی خلق فرصت های شغلی فراوان است.
3⃣اما خبر بزرگ در بخش سوم اعلام عمومی آمد!👈 به دلیل شرایط خاص؛ شرکت فورد میزان دستمزد روزانه را به 5 دلار یعنی بیش از دو برابر افزایش می دهد! این به معنای خرج کردن سالانه 10 میلیون دلار اضافی به منظور نگه داشتن، افزایش بهره وری و بهبود اوضاع زندگی کارگران بود!✌️
📣 خبر به سرعت در جنوب شرقی میشیگان پیچید تا جایی که تیتر خبری روزنامه New York Evening Post این بود:
"یک کار سخاوتمندانه باشکوه"!
✅اما 5 دلار در روز تبدیل به یک سرمایه گذاری عالی شد! طی یک سال، میزان جابجایی کارگران از 370 درصد به 16 درصد کاهش یافت و همزمان؛ بهره وری از 40 درصد به 70 درصد افزایش یافت!
✅ بین سالهای 1910 تا 1919 هنری فورد توانست قیمت خودرو مدل T را از 800 دلار به 350 دلار کاهش داده، و با افزایش تولید از 18هزار خودرو در سال 1909به 1میلیون خودرو در سال 1920؛ موقعیت خود را به عنوان بزرگترین خودروساز جهان تثبیت و خودش را میلیاردر کند!
✅ با افزایش دستمزدها؛ او بازار کلی خودرو مدل T را گسترده تر کرد. فورد در مصاحبه با خبرنگاران در همان روز اعلام عمومی سیاست های جدید استخدامی گفت:
🎯 "ما بجای میلیونر کردن چند کارفرما که از کارگران سخت کار می کشند، به خوشبخت و خشنود کردن 20 هزار انسان (کارگران و کارکنان) اعتقاد داریم."
💠 هنری فورد خوب فهمیده بود که پول باید بچرخد و با "دو برابر کردن دستمزد" و توزیع پول و ثروت میان 20 هزار نفر کارگر و کارمند، علاوه بر بالابردن علاقمندی، اشتیاق و وفاداری در آنها؛ به جهت Skin In The Game داشتن و سهیم بودن؛ آنها تبدیل به 20 هزار خریدار خودرو اضافی (علاوه بر فروش روتین) خواهند شد و هر خودرو روی جاده به معنای جذب ده ها مشتری جدید برای محصولات کارخانه فورد خواهد بود که همین برای خلق ثروت 200 میلیارد دلاری (به ارزش امروز) فورد کافی بود!👌
✅ بعد از یک قرن، تمرکز شرکت های امروزی هم روی حفظ نیروهای موجود است تا جایگزین کردن آنها با داوطلبان جدید، چرا که برای آموزش و آشنایی آنها با فرهنگ شرکت، سرمایه گذاری (های احتمالا گزافی) شده است.
📌 طبق اعلام اداره آمار کار آمریکا، هزینه جابجایی و تغییر یک پرسنل معادل 33 درصد کل حقوق و پاداش های پرداختی به اوست!
👈 با پیچیده تر شدن محیط کار و کسب، دستمزد به تنهایی دیگر معیار تصمیم گیری نیروها برای ماندن یا رفتن نیست. رفتار ناشایست و گستاخانه یک مدیر، حضور نیروهای سفارشی نالایق، به حساب نیامدن در تصمیم گیری ها، عدم تعادل میان زندگی و کار و وزن بیشتر کار، نبودن برنامه های آموزشی حرفه ای و گرفتن بازخورد، رشد نکردن و درجا زدن و ...هم از جمله عواملی هستند که اگر فکری برای اصلاحشان نشود، با وجود حقوق و دستمزد بالا؛ احتمالا نیروها کارکردن در محیطی دیگر را ترجیح خواهند داد. به عبارت دیگر؛ آنچه برای کسب تجربه و مهارت آنها سرمایه گذاری شده است، مجانی در خدمت رقبا قرار خواهد گرفت!
📝به نقل از کانال اقتصاد بازار
⛱ @newmanagement
✍ امیر عباس زینت بخش
💠 هنری فورد با یک مشکل مواجه بود! رشد روزافزون شهرت خودرو مدل T کارخانه فورد، موجب شد او دوباره به تولید انبوه فکر کند. آقای فورد قبلا در سال 1913 خط مونتاژ متحرک را در "هایلند پارک" خود واقع در ایالت میشیگان معرفی و راه اندازی کرده بود که خیلی بهتر از آنچه تصور می کرد، کار می کرد. سال قبل از نصب این خط مونتاژ، با دوبرابر کردن تعداد نیروی کار، توانسته بود تولید این خودرو را دوبرابر کند. اما پس از با نصب خط مونتاژ؛ تقریبا تعداد خودرو تولیدی را با همان تعداد نیروی کار دوبرابر کرد. خط مونتاژ آنقدر کارایی کارخانه را بالابرد که به دلیل ماشین محور شدن کار، در واقع میزان دستمزد پرداختی به کارگران افت کرد!
💠 مشکل اینجا بود که نرخ جابجایی (استخدام و استعفا) کارگران به طرز هشدارآمیزی افزایش یافت. کار کسل کننده و تکراری روی خط مونتاژ؛ موجب دلسردی کارگران می شد و پاسخ آنها به این کارهای تکراری و محدود که نیاز به فکر کردن هم نداشت؛ استعفا و ترک کار بود.
در نتیجه فورد با معاون جان برکف خود یعنی "جِیمز کوزِنس"؛ وارد مشورت شده و تصمیم به انجام یک کار اساسی می گیرد. روز پنجم ژانویه 1914 فورد و کوزنس خبرنگاران را به کارخانه فراخواندند تا تغییرات سیاست های استخدامی خود را به منظور بهبود اوضاع نگه داشتن و حفظ کارکنان و کارگران در "هایلند پارک" به اطلاع عموم برسانند.
1⃣اول اینکه شرکت ساعات کاری را از 9 ساعت به 8 ساعت کاهش می دهد.
2⃣دوم اینکه به جای دو شیفت کاری، سه شیفت کاری خواهد بود؛ که این به معنی خلق فرصت های شغلی فراوان است.
3⃣اما خبر بزرگ در بخش سوم اعلام عمومی آمد!👈 به دلیل شرایط خاص؛ شرکت فورد میزان دستمزد روزانه را به 5 دلار یعنی بیش از دو برابر افزایش می دهد! این به معنای خرج کردن سالانه 10 میلیون دلار اضافی به منظور نگه داشتن، افزایش بهره وری و بهبود اوضاع زندگی کارگران بود!✌️
📣 خبر به سرعت در جنوب شرقی میشیگان پیچید تا جایی که تیتر خبری روزنامه New York Evening Post این بود:
"یک کار سخاوتمندانه باشکوه"!
✅اما 5 دلار در روز تبدیل به یک سرمایه گذاری عالی شد! طی یک سال، میزان جابجایی کارگران از 370 درصد به 16 درصد کاهش یافت و همزمان؛ بهره وری از 40 درصد به 70 درصد افزایش یافت!
✅ بین سالهای 1910 تا 1919 هنری فورد توانست قیمت خودرو مدل T را از 800 دلار به 350 دلار کاهش داده، و با افزایش تولید از 18هزار خودرو در سال 1909به 1میلیون خودرو در سال 1920؛ موقعیت خود را به عنوان بزرگترین خودروساز جهان تثبیت و خودش را میلیاردر کند!
✅ با افزایش دستمزدها؛ او بازار کلی خودرو مدل T را گسترده تر کرد. فورد در مصاحبه با خبرنگاران در همان روز اعلام عمومی سیاست های جدید استخدامی گفت:
🎯 "ما بجای میلیونر کردن چند کارفرما که از کارگران سخت کار می کشند، به خوشبخت و خشنود کردن 20 هزار انسان (کارگران و کارکنان) اعتقاد داریم."
💠 هنری فورد خوب فهمیده بود که پول باید بچرخد و با "دو برابر کردن دستمزد" و توزیع پول و ثروت میان 20 هزار نفر کارگر و کارمند، علاوه بر بالابردن علاقمندی، اشتیاق و وفاداری در آنها؛ به جهت Skin In The Game داشتن و سهیم بودن؛ آنها تبدیل به 20 هزار خریدار خودرو اضافی (علاوه بر فروش روتین) خواهند شد و هر خودرو روی جاده به معنای جذب ده ها مشتری جدید برای محصولات کارخانه فورد خواهد بود که همین برای خلق ثروت 200 میلیارد دلاری (به ارزش امروز) فورد کافی بود!👌
✅ بعد از یک قرن، تمرکز شرکت های امروزی هم روی حفظ نیروهای موجود است تا جایگزین کردن آنها با داوطلبان جدید، چرا که برای آموزش و آشنایی آنها با فرهنگ شرکت، سرمایه گذاری (های احتمالا گزافی) شده است.
📌 طبق اعلام اداره آمار کار آمریکا، هزینه جابجایی و تغییر یک پرسنل معادل 33 درصد کل حقوق و پاداش های پرداختی به اوست!
👈 با پیچیده تر شدن محیط کار و کسب، دستمزد به تنهایی دیگر معیار تصمیم گیری نیروها برای ماندن یا رفتن نیست. رفتار ناشایست و گستاخانه یک مدیر، حضور نیروهای سفارشی نالایق، به حساب نیامدن در تصمیم گیری ها، عدم تعادل میان زندگی و کار و وزن بیشتر کار، نبودن برنامه های آموزشی حرفه ای و گرفتن بازخورد، رشد نکردن و درجا زدن و ...هم از جمله عواملی هستند که اگر فکری برای اصلاحشان نشود، با وجود حقوق و دستمزد بالا؛ احتمالا نیروها کارکردن در محیطی دیگر را ترجیح خواهند داد. به عبارت دیگر؛ آنچه برای کسب تجربه و مهارت آنها سرمایه گذاری شده است، مجانی در خدمت رقبا قرار خواهد گرفت!
📝به نقل از کانال اقتصاد بازار
⛱ @newmanagement
بهار می آید تا بگویید :
حتی اگر نمیشود همیشه سبز ماند
ولی میتوان دوباره و دوباره و دوباره
سبز و پرشکوفه شد
صبحتون بخیر 🌸
@newmanagement
حتی اگر نمیشود همیشه سبز ماند
ولی میتوان دوباره و دوباره و دوباره
سبز و پرشکوفه شد
صبحتون بخیر 🌸
@newmanagement
🎯وقتی صحبت از بنیانگذاران شرکت اپل می شود همه از استیو جابز و استیو وزنیاک نام می برند.
اما در روزهای اول اپل نفر سومی هم وجود داشت. او بعد از 12 روز سهامش را به ۸۰۰ دلار به استیو جابز فروخت.
📌او اکنون می توانست صاحب صدها میلیون دلار ثروت باشد اما تصمیمی که گرفت زندگی او را تغییر داد و اکنون به عنوان مهندسی بازنشسته روزگار می گذراند!!. نام او رونالد واین بود.
🎯هرگز تسليم نشويد.
شايد تا موفقيت تنها يك اينچ باقي مانده باشد...
🎀 @newmanagement
اما در روزهای اول اپل نفر سومی هم وجود داشت. او بعد از 12 روز سهامش را به ۸۰۰ دلار به استیو جابز فروخت.
📌او اکنون می توانست صاحب صدها میلیون دلار ثروت باشد اما تصمیمی که گرفت زندگی او را تغییر داد و اکنون به عنوان مهندسی بازنشسته روزگار می گذراند!!. نام او رونالد واین بود.
🎯هرگز تسليم نشويد.
شايد تا موفقيت تنها يك اينچ باقي مانده باشد...
🎀 @newmanagement
🌐 کارهای بزرگ
یک قانون ساده مدیریتی هست که میگه:
افرادی که از پس کارهای ساده بر نمیآیند، کارهای بزرگ هم نمیتونن انجام بدن.
👈 به کارهای ساده هم تن دهید.
🍄 @newmanagement
یک قانون ساده مدیریتی هست که میگه:
افرادی که از پس کارهای ساده بر نمیآیند، کارهای بزرگ هم نمیتونن انجام بدن.
👈 به کارهای ساده هم تن دهید.
🍄 @newmanagement