عشق به سان نبوّت،
وقت خواب، ناگهان به سراغم میآید،
روی پیشانیم هلالی درخشان و یک جفت کبوتر رسم میکند،
میگوید: حرف بزن، اشک از چشمانم جاری میشود و توان سخن گفتن ندارم،
میگوید: درد بکش
جواب میدهم:
آیا در سینهی چیزی جز استخوان مانده است؟
میگوید: بیاموز
پاسخ میدهم:
سرور و دستگیر من
پنجاه سال است در حال تلاش برای صرف فعل عشق هستم.
اما در تمام درسهایم رفوزه شدم.
نه در جنگ پیروز شدم،
نه در صلح
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
وقت خواب، ناگهان به سراغم میآید،
روی پیشانیم هلالی درخشان و یک جفت کبوتر رسم میکند،
میگوید: حرف بزن، اشک از چشمانم جاری میشود و توان سخن گفتن ندارم،
میگوید: درد بکش
جواب میدهم:
آیا در سینهی چیزی جز استخوان مانده است؟
میگوید: بیاموز
پاسخ میدهم:
سرور و دستگیر من
پنجاه سال است در حال تلاش برای صرف فعل عشق هستم.
اما در تمام درسهایم رفوزه شدم.
نه در جنگ پیروز شدم،
نه در صلح
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
هيچ زنى نيست كه،
نام مردهايى كه دوستش داشتند
و تعداد نامه هاى عاشقانه اى
كه دريافت كرده
و رنگ گل هايى كه
به او هديه شده را؛
حفظ نكرده باشد...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
نام مردهايى كه دوستش داشتند
و تعداد نامه هاى عاشقانه اى
كه دريافت كرده
و رنگ گل هايى كه
به او هديه شده را؛
حفظ نكرده باشد...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
کمی پس از مرگش در ۳۶ سالگی، همسرش آنی هوور در نامهای درخشان برایش نوشت که تو نه تنها همسر و یاری بینظیر که معلم و همراهی یگانه بودی، چه آن زمان که تمام یکشنبهها را با من و بچهها از باغبانی و آشپزی گرفته تا قصهخوانی و بازی با گربهها میگذراندی و چه زمانی که صعبترین ایدههای سیاسی را برای دیگران با زبانی ساده ولی واضح توضیح میدادی و پرشور از “آزادی” میگفتی.
و در انتها مینویسد:
«نه نمیخواهم گریه کنم. میخواهم رویا و راهت را ادامه دهم…
رویای؛ بخشیدن عالم به تمامی کودکان بیعالم این دنیا»
و حالا ۵۳ سال از آن روزی که غسان کنفانی شاعر همراه خواهرزادهاش، در انفجار ماشین در بیروت، کشته شد گذشت!
@nezar_asheghaneha
و در انتها مینویسد:
«نه نمیخواهم گریه کنم. میخواهم رویا و راهت را ادامه دهم…
رویای؛ بخشیدن عالم به تمامی کودکان بیعالم این دنیا»
و حالا ۵۳ سال از آن روزی که غسان کنفانی شاعر همراه خواهرزادهاش، در انفجار ماشین در بیروت، کشته شد گذشت!
@nezar_asheghaneha
بیشترین چیزی که در عشق تو آزارم می دهد
این است که چرا نمی توانم بیشتر دوستت بدارم
و بیشترین چیزی که درباره حواس پنجگانه عذابم میدهد
این است که چرا آنها فقط پنج تا هستند نه بیشتر؟!
زنی بی نظیر چون تو
به حواس بسیار و استثنایی نیاز دارد
به عشق های استثنائی
و اشکهای استثنایی…
بیشترین چیزی که درباره« زبان» آزارم میدهد
این است که برای گفتن از تو، ناقص است
و «نویسندگی »هم نمی تواند تورا بنویسد!
تو زنی دشوار و آسمانفرسا هستی
و واژههای من چون اسبهای خسته
له له میزنند
و عبارات من برای تصویر شعاع تو کافی نیست
مشکل از تو نیست!
مشکل از حروف الفباست
که تنها بیست و هشت حرف دارد
و ازاین رو برای بیان گسترهی زنانگی تو
ناتوان است!
بیشترین چیزی که درباره گذشتهام با تو آزارم میدهد
این است که با تو به روش بیدپای فیلسوف برخورد کردم
نه به شیوهی رامبو، زوربا، ونگوگ و دیک الجن و دیگر جنونمندان
با تو مثل استاد دانشگاهی برخورد کردم
که میترسد دانشجوی زیبایش را دوست بدارد
مبادا جایگاهش مخدوش شود!
برای همین عذرخواهی میکنم از تو
برای همهی شعرهای صوفیانهای که به گوشت خواندم
روزهایی که تر و تازه پیشم میآمدی
و مثل جوانه گندم و ماهی بودی
از تو به نیابت از ابن فارض، مولانای بلخی و ابن عربی پوزش میخواهم
اعتراف می کنم تو زنی استثنایی بودی
و نادانی من نیز
استثنایی بود...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
این است که چرا نمی توانم بیشتر دوستت بدارم
و بیشترین چیزی که درباره حواس پنجگانه عذابم میدهد
این است که چرا آنها فقط پنج تا هستند نه بیشتر؟!
زنی بی نظیر چون تو
به حواس بسیار و استثنایی نیاز دارد
به عشق های استثنائی
و اشکهای استثنایی…
بیشترین چیزی که درباره« زبان» آزارم میدهد
این است که برای گفتن از تو، ناقص است
و «نویسندگی »هم نمی تواند تورا بنویسد!
تو زنی دشوار و آسمانفرسا هستی
و واژههای من چون اسبهای خسته
له له میزنند
و عبارات من برای تصویر شعاع تو کافی نیست
مشکل از تو نیست!
مشکل از حروف الفباست
که تنها بیست و هشت حرف دارد
و ازاین رو برای بیان گسترهی زنانگی تو
ناتوان است!
بیشترین چیزی که درباره گذشتهام با تو آزارم میدهد
این است که با تو به روش بیدپای فیلسوف برخورد کردم
نه به شیوهی رامبو، زوربا، ونگوگ و دیک الجن و دیگر جنونمندان
با تو مثل استاد دانشگاهی برخورد کردم
که میترسد دانشجوی زیبایش را دوست بدارد
مبادا جایگاهش مخدوش شود!
برای همین عذرخواهی میکنم از تو
برای همهی شعرهای صوفیانهای که به گوشت خواندم
روزهایی که تر و تازه پیشم میآمدی
و مثل جوانه گندم و ماهی بودی
از تو به نیابت از ابن فارض، مولانای بلخی و ابن عربی پوزش میخواهم
اعتراف می کنم تو زنی استثنایی بودی
و نادانی من نیز
استثنایی بود...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
@Ketabatun_یادداشتهای_غمانگیز_روزانه.PDF
2 MB
یادداشتهای غمانگیز روزانه به نویسندگی محمود درویش:
معرفی کتاب: محمود درویش از بزرگ ترین شاعران و نویسندگان معاصر جهان عرب در این کتاب از شخصی ترین احوال خود می گوید.
@nezar_asheghaneha
معرفی کتاب: محمود درویش از بزرگ ترین شاعران و نویسندگان معاصر جهان عرب در این کتاب از شخصی ترین احوال خود می گوید.
@nezar_asheghaneha
بیشترین چیزی که در عشق تو آزارم می دهد
این است که چرا نمی توانم بیشتر دوستت بدارم
و بیشترین چیزی که درباره حواس پنجگانه عذابم میدهد
این است که چرا آنها فقط پنج تا هستند نه بیشتر؟!
زنی بی نظیر چون تو
به حواس بسیار و استثنایی نیاز دارد
به عشق های استثنائی
و اشکهای استثنایی…
بیشترین چیزی که درباره« زبان» آزارم میدهد
این است که برای گفتن از تو، ناقص است
و «نویسندگی »هم نمی تواند تورا بنویسد!
تو زنی دشوار و آسمانفرسا هستی
و واژههای من چون اسبهای خسته
له له میزنند
و عبارات من برای تصویر شعاع تو کافی نیست
مشکل از تو نیست!
مشکل از حروف الفباست
که تنها بیست و هشت حرف دارد
و ازاین رو برای بیان گسترهی زنانگی تو
ناتوان است!
بیشترین چیزی که درباره گذشتهام با تو آزارم میدهد
این است که با تو به روش بیدپای فیلسوف برخورد کردم
نه به شیوهی رامبو، زوربا، ونگوگ و دیک الجن و دیگر جنونمندان
با تو مثل استاد دانشگاهی برخورد کردم
که میترسد دانشجوی زیبایش را دوست بدارد
مبادا جایگاهش مخدوش شود!
برای همین عذرخواهی میکنم از تو
برای همهی شعرهای صوفیانهای که به گوشت خواندم
روزهایی که تر و تازه پیشم میآمدی
و مثل جوانه گندم و ماهی بودی
از تو به نیابت از ابن فارض، مولانای بلخی و ابن عربی پوزش میخواهم
اعتراف می کنم تو زنی استثنایی بودی
و نادانی من نیز
استثنایی بود...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
این است که چرا نمی توانم بیشتر دوستت بدارم
و بیشترین چیزی که درباره حواس پنجگانه عذابم میدهد
این است که چرا آنها فقط پنج تا هستند نه بیشتر؟!
زنی بی نظیر چون تو
به حواس بسیار و استثنایی نیاز دارد
به عشق های استثنائی
و اشکهای استثنایی…
بیشترین چیزی که درباره« زبان» آزارم میدهد
این است که برای گفتن از تو، ناقص است
و «نویسندگی »هم نمی تواند تورا بنویسد!
تو زنی دشوار و آسمانفرسا هستی
و واژههای من چون اسبهای خسته
له له میزنند
و عبارات من برای تصویر شعاع تو کافی نیست
مشکل از تو نیست!
مشکل از حروف الفباست
که تنها بیست و هشت حرف دارد
و ازاین رو برای بیان گسترهی زنانگی تو
ناتوان است!
بیشترین چیزی که درباره گذشتهام با تو آزارم میدهد
این است که با تو به روش بیدپای فیلسوف برخورد کردم
نه به شیوهی رامبو، زوربا، ونگوگ و دیک الجن و دیگر جنونمندان
با تو مثل استاد دانشگاهی برخورد کردم
که میترسد دانشجوی زیبایش را دوست بدارد
مبادا جایگاهش مخدوش شود!
برای همین عذرخواهی میکنم از تو
برای همهی شعرهای صوفیانهای که به گوشت خواندم
روزهایی که تر و تازه پیشم میآمدی
و مثل جوانه گندم و ماهی بودی
از تو به نیابت از ابن فارض، مولانای بلخی و ابن عربی پوزش میخواهم
اعتراف می کنم تو زنی استثنایی بودی
و نادانی من نیز
استثنایی بود...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
يا امرأة تمسكُ القلب بين يديها
سألتكِ بالله لا تتركينى
فماذا اكون انا ان لم تكونى
ای بانویی که دلم را در بین دستانت گرفتهای
خدایی را (تو را به خدا)، مرا وامگذار
که بیتو من چه میتوانم بود؟
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
سألتكِ بالله لا تتركينى
فماذا اكون انا ان لم تكونى
ای بانویی که دلم را در بین دستانت گرفتهای
خدایی را (تو را به خدا)، مرا وامگذار
که بیتو من چه میتوانم بود؟
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
مخزن کتاب های pdf ادبی
مخزنی برای نسخه های الکترونیکی کتب ادبی
@pdf_kotob_e_adabi
=======================
ابر گروه مجمع دبیران ادبیات دوره متوسطه اول
گروهی به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوره اول
@majmaedabiraneadabiatdoreaval
====================
ابر گروه مجمع دبیران ادبیات متوسطه دوم
دبیران محترم ، این گروه به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوم تشکیل گردید . این گروه مختص دبیران عزیز می باشد.
@dabiraneadbiatemotevasetedovom
🏴🏴🏴 واقعه جانگداز کربلا تمام شد اماحکایت اسرا و اسارت حضرت زینب (س)و مخدرات کاروان عاشورایی همچنان ادامه دارد.
ما همچنان تا اربعین امام حسین(ع) عزاداریم و رخت و لباس عزابه تن داریم... .
مواسات با اهل بیت برای تسکین قلب داغدیده خانم زینب کبری(سلام الله علیها)پیام آورِ کربلا به بشریت.
برای تسکین قلب امام زمان مهدی موعود( عج الله تعالی فرجه الشریف)عزاداریم 🏴🏴🏴
مخزنی برای نسخه های الکترونیکی کتب ادبی
@pdf_kotob_e_adabi
=======================
ابر گروه مجمع دبیران ادبیات دوره متوسطه اول
گروهی به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوره اول
@majmaedabiraneadabiatdoreaval
====================
ابر گروه مجمع دبیران ادبیات متوسطه دوم
دبیران محترم ، این گروه به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوم تشکیل گردید . این گروه مختص دبیران عزیز می باشد.
@dabiraneadbiatemotevasetedovom
🏴🏴🏴 واقعه جانگداز کربلا تمام شد اماحکایت اسرا و اسارت حضرت زینب (س)و مخدرات کاروان عاشورایی همچنان ادامه دارد.
ما همچنان تا اربعین امام حسین(ع) عزاداریم و رخت و لباس عزابه تن داریم... .
مواسات با اهل بیت برای تسکین قلب داغدیده خانم زینب کبری(سلام الله علیها)پیام آورِ کربلا به بشریت.
برای تسکین قلب امام زمان مهدی موعود( عج الله تعالی فرجه الشریف)عزاداریم 🏴🏴🏴
چیست عشق؟
شنیدیم فرمانی است الهی!
به شنیدههامان ایمان آوردیم..
شنیدیم ستارهای است آسمانی!
و ما هر شب دریچهها را گشودیم
و انتظار کشیدیم...
شنیدیم آذرخشی است!
اگر لمساش کنیم، برقزده میشویم...
شنیدیم شمشیری است برّان!
و آن را از نیام برکشیدیم
و کُشته شدیم!
و از سفیران عشق پرسیدیم
سفرهایشان را
و دانستیم بیش از ما نمیدانند!
#نزار_قبانی
📚 چشمانت وطن من است
@nezar_asheghaneha
شنیدیم فرمانی است الهی!
به شنیدههامان ایمان آوردیم..
شنیدیم ستارهای است آسمانی!
و ما هر شب دریچهها را گشودیم
و انتظار کشیدیم...
شنیدیم آذرخشی است!
اگر لمساش کنیم، برقزده میشویم...
شنیدیم شمشیری است برّان!
و آن را از نیام برکشیدیم
و کُشته شدیم!
و از سفیران عشق پرسیدیم
سفرهایشان را
و دانستیم بیش از ما نمیدانند!
#نزار_قبانی
📚 چشمانت وطن من است
@nezar_asheghaneha
کتابهای کودکی ام را که در مدرسهها
خوانده ام از من بگیرید
نیمکتهای مدرسه را
گچ ها… قلم ها… و تخته سیاه را
و به من کلمهای بدهید
تا آن را مثل گوشوارهای به گوش معشوقم بیاویزم
انگشتانی تازه میخواهم
برای دیگرگونه نوشتن
از انگشتانی که قد نمیکشند
از درختانی که نه بلند میشوند و نه میمیرند، بیزارم
انگشتانی تازه میخواهم
به بلندای بادبان زورق و گردن زرّافه
تا برای محبوبم پیراهنی از شعر ببافم...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
خوانده ام از من بگیرید
نیمکتهای مدرسه را
گچ ها… قلم ها… و تخته سیاه را
و به من کلمهای بدهید
تا آن را مثل گوشوارهای به گوش معشوقم بیاویزم
انگشتانی تازه میخواهم
برای دیگرگونه نوشتن
از انگشتانی که قد نمیکشند
از درختانی که نه بلند میشوند و نه میمیرند، بیزارم
انگشتانی تازه میخواهم
به بلندای بادبان زورق و گردن زرّافه
تا برای محبوبم پیراهنی از شعر ببافم...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
Audio
کتابهای کودکی ام را که در مدرسهها
خوانده ام از من بگیرید
نیمکتهای مدرسه را
گچ ها… قلم ها… و تخته سیاه را
و به من کلمهای بدهید
تا آن را مثل گوشوارهای به گوش معشوقم بیاویزم
انگشتانی تازه میخواهم
برای دیگرگونه نوشتن
از انگشتانی که قد نمیکشند
از درختانی که نه بلند میشوند و نه میمیرند، بیزارم
انگشتانی تازه میخواهم
به بلندای بادبان زورق و گردن زرّافه
تا برای محبوبم پیراهنی از شعر ببافم...
#نزار_قبانی
خوانش 🎤#ساحل
@nezar_asheghaneha
خوانده ام از من بگیرید
نیمکتهای مدرسه را
گچ ها… قلم ها… و تخته سیاه را
و به من کلمهای بدهید
تا آن را مثل گوشوارهای به گوش معشوقم بیاویزم
انگشتانی تازه میخواهم
برای دیگرگونه نوشتن
از انگشتانی که قد نمیکشند
از درختانی که نه بلند میشوند و نه میمیرند، بیزارم
انگشتانی تازه میخواهم
به بلندای بادبان زورق و گردن زرّافه
تا برای محبوبم پیراهنی از شعر ببافم...
#نزار_قبانی
خوانش 🎤#ساحل
@nezar_asheghaneha
Audio
عاشقانه های نزار قبانی:
چیست عشق؟
شنیدیم فرمانی است الهی!
به شنیدههامان ایمان آوردیم..
شنیدیم ستارهای است آسمانی!
و ما هر شب دریچهها را گشودیم
و انتظار کشیدیم...
شنیدیم آذرخشی است!
اگر لمساش کنیم، برقزده میشویم...
شنیدیم شمشیری است برّان!
و آن را از نیام برکشیدیم
و کُشته شدیم!
و از سفیران عشق پرسیدیم
سفرهایشان را
و دانستیم بیش از ما نمیدانند!
#نزار_قبانی
📚 چشمانت وطن من است
خوانش🎤#ساحل
@nezar_asheghaneha
چیست عشق؟
شنیدیم فرمانی است الهی!
به شنیدههامان ایمان آوردیم..
شنیدیم ستارهای است آسمانی!
و ما هر شب دریچهها را گشودیم
و انتظار کشیدیم...
شنیدیم آذرخشی است!
اگر لمساش کنیم، برقزده میشویم...
شنیدیم شمشیری است برّان!
و آن را از نیام برکشیدیم
و کُشته شدیم!
و از سفیران عشق پرسیدیم
سفرهایشان را
و دانستیم بیش از ما نمیدانند!
#نزار_قبانی
📚 چشمانت وطن من است
خوانش🎤#ساحل
@nezar_asheghaneha
بگذار با تمام زبانهایی که میدانی
و نمیدانی بگویم عاشقتم
بگذار در میانِ زبان،
واژههایی را جستجو کنم
که در حد و قوارهیِ
حجمِ عشقِ من به تو باشند
بگذار تنها به تو بیندیشم
و تنها مشتاق تو باشم
بگذار بگریم و بخندم برای تو
شاید که مرز بینِ خیال،
و یقین را محو کنم •••
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
و نمیدانی بگویم عاشقتم
بگذار در میانِ زبان،
واژههایی را جستجو کنم
که در حد و قوارهیِ
حجمِ عشقِ من به تو باشند
بگذار تنها به تو بیندیشم
و تنها مشتاق تو باشم
بگذار بگریم و بخندم برای تو
شاید که مرز بینِ خیال،
و یقین را محو کنم •••
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
اگر هر روز
از تو درباره من می پرسند
بی درنگ بگو: دوستم دارد... دوستم دارد خیلی!
اگر از تو می پرسند چرا بلندی موهایت را کوتاه کردی
که تابستانها سایهبان شهر بود
بگو: موهای کوتاه را می پسندد!
اگر درباره من گفتند که ثروتی ندارد
بگو: دوست داشتنش برایم کافیست!
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
از تو درباره من می پرسند
بی درنگ بگو: دوستم دارد... دوستم دارد خیلی!
اگر از تو می پرسند چرا بلندی موهایت را کوتاه کردی
که تابستانها سایهبان شهر بود
بگو: موهای کوتاه را می پسندد!
اگر درباره من گفتند که ثروتی ندارد
بگو: دوست داشتنش برایم کافیست!
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
روزنامه را از پالتویش بیرون آورد
بی آنکه ببیند نگرانم
جلویم نشست
دو حبه قند را در قهوه اش ذوب کرد
و ذوب شدم
فقط دو حبه قند
و دو لحظه بعد
بی آنکه ببیند مرا
و بداند چقدر می خواهمش
پالتویش را برداشت
و در شلوغی گم شد
روزنامه اش بر روی میز تنها ماند
مثل
من
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
بی آنکه ببیند نگرانم
جلویم نشست
دو حبه قند را در قهوه اش ذوب کرد
و ذوب شدم
فقط دو حبه قند
و دو لحظه بعد
بی آنکه ببیند مرا
و بداند چقدر می خواهمش
پالتویش را برداشت
و در شلوغی گم شد
روزنامه اش بر روی میز تنها ماند
مثل
من
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
حالا که می خواهی با دیگران بروی
چتر و بارانی
یادت نرود
هوا سرد است
و من نگرانم
آنکه اکنون با توست
مثل من
تو را لای بارانی اش جا ندهد
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
چتر و بارانی
یادت نرود
هوا سرد است
و من نگرانم
آنکه اکنون با توست
مثل من
تو را لای بارانی اش جا ندهد
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
دلم میخواست از آنِ من بودی
در عصری که نه بر گل ستمی میرفت
و نه بر شعر
نه بر نِی و نه بر زنانگی زنان ...
ولی دریغ ...
ما دیر رسیدیم
و گل عشق را جستیم
در عصری که نمیداند عشق چیست ...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
دلم میخواست از آنِ من بودی
در عصری که نه بر گل ستمی میرفت
و نه بر شعر
نه بر نِی و نه بر زنانگی زنان ...
ولی دریغ ...
ما دیر رسیدیم
و گل عشق را جستیم
در عصری که نمیداند عشق چیست ...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha