نگاهی به مفهوم عشق در اشعار نزار قبانی(۱):
رولان بارت منتقد ونظریه پرداز ادبی فرانسوی میگوید:" شعر بیان کتمان است." این سخن میتواند بدان معنا باشد که شاعر و به طور کلی هنرمند نمی خواهد چیزی را بازگو کند بلکه می خواهد آن را پنهان سازد. یکی از اموری که شاعران به ویژه شعرای زن به علل عوامل فردی و اجتماعی در گذشته ها نمی خواستند صریح ندای درونی خود را آشکار نمایند ،این ندای درونی عشق بوده است. که خود مایه ی آفرینش آثار ادبی و ماندگاری شده است.این زیباترین عاطفه ی بشری انسان را به سوی رهایی و آسمان نیلگون و لایتناهی خیال فرا می خواند.
عشق جوششی است در جهان خموده ی انسان امروز و بهانه ای است برای بودن."همه باید بمیرند و تنها چیزی که مرگ را فنا نمی داند عشق است. ثروت خستگی آور است و عقل و حکمت نور ضعیف سردی است اما عشق است که با دلداری خارج از حد بیان دل ها را گرم می کند.این گرمی در عاشقی بیشتر از معشوقی است."(زریاب خویی)
مفهوم عشق در ادبیات جاهلیت عرب،عشق به قبیله،شراب،جنگ،زن و ...بوده است.وجود مرد عرب بسته به وجود زنش بود و بسیاری از تعابیر عاشقانه در دوری او به کار رفته است. البته گاهی مرد عرب با کنیزان نیز ازدواج می کرد و آنها زمانی،نقش مهمی به خصوص در قبیله و حتی پس از اسلام در خلفای بنی امیه و بنی عباس داشتند و گاهی فرزندانشان نیز به خلافت می رسیدند.افراد قبائل عرب قبل از اسلام در مورد دخترانشان حساسیت داشتند و گاهی آنها را زنده به گور می کردند که پس از ظهور دین مبین اسلام و دستور صریح پیامبر اکرم( ص)این سنت ناپسند زنده به گور کردن دختران از بین رفت.
در اسطوره های سامی،سومری ها،آشوری ها و همچنین در تلمود از نخستین عشق زمینی سخن رفته است." لیلیت"نخستین زنی است که از خاک برای آدم خلق شده است اما لیلیت اطاعت کورکورانه در مقابل آدم را نپذیرفت و از بهشت رانده شد و نافرمانی نمود و گریخت و نخواست که برگردد.به همین علت با خواری به زمین برهوت تبعید شد و سپس خداوند از دنده ی آدم، حوا را آفرید.
البته در اشعار عربی،اشعاری پیدا می شود که زنان را به صفات اخلاقی مانند: پاکی،عفت، شجاعت،عزت و ... دعوت می کند که در اثر تعالیم اسلامی بوده است.
در شعر معاصر عرب علاوه برتوجه ی شاعران به مسائل اجتماعی و سیاسی به ویژه موضوع فلسطین،عشق نیز یکی موضوعات مورد علاقه ی آنها بوده است که نمونه های آن را می توان در شعرهای سعاد الصباح،غاده السمان ،نزار قبانی و ... مشاهده کرد.
نزار قبانی(۱۹۲۳-۱۹۹۸)بزرگترین عاشقانه سرا و پر مخاطب ترین شاعر معاصر عرب است که عشق و زن دو مضمون اصلی شعرش هستند.
این شاعر سوری در بازگو کردن عشق بی باک است و چنان چه محبوب را وصف می کند بیشتر به جنبه ی ظاهریش توجه دارد تا روحی:
من از ابتدای خلقت
در جویای سرزمینی برای پیشانی ام بودم
در یافتن گیسوانی زنی
در جست و جوی لبان زنی
به دلیل کاربرد زیاد واژه ی "زن" در شعرش،نزار قبانی را می توان شاعر زن خواند:
از آسمان زن می بارد
و دیگری دسته ی چک را بیرون می آورد
تا خریدار آن انار سینه ی طلایی شود
که از آسمان فرو می ریزد
اما از دهه ی هفتاد میلادی نزار از توصیف زن دست برداشت و از حق زندگی و آزادی او دفاع کرد( موسی اسوار):
بنشین اندکی با من
تا بر سر راهی از عشق باهم تفاهم کنیم
که نه تو در آن خادم من باشی
و نه من مستعمره ای کوچک کسی باشم
گاهی مفهوم عشق در شعر نزار به صورت موضوعات اجتماعی و سیاسی دیده می شود:
هنگامی که تو را دوست دارم
تمام سرزمین های عربی به پا می خیزند
علیه عصرهای سرکوب و اختناق
برضد دوران خون خواهی
او معتقد است که عشق بی اجازه ،ناخوآگاه و ناگهانی وارد زندگی انسان می شود:
هذا الحب الاتی من غیر استذان
ترجمه:این عشق است که بدون اجازه می آید
و یا:
انا لم اعشقک حتی الان لکن
سوف تاتی ساعه الحب التی لاریب فیها
ترجمه:تا این لحظه عاشقت نشدم اما
زمان و لحظه ی عشق می آید که هیچ گونه تردیدی در آن نیست
نزار ویژگی زندگی بخش عشق را به طور کامل درک کرده است.او تاریخ تولدش را هنگامی می داند که برای نخستین بار عشق شده است:
همیشه از روز ولادتم سوال می کنی
پس بنویس چیزی را که نمی دانی
تاریخ عشق به تو،تاریخ تولدم است
زندگی هنگامی در جریان است که انسان به آن عشق می ورزد.کوه ها با عشق قامت راست می شوند و دریاها به شور عشق می جوشند و نوزادان با نیروی ماندگار عشق،متولد می شوند و خلاصه این که عشق سرچشمه ی زندگی و دگرگونی است:
هر زمان تو را دوست دارم
کوه ها و و دره ها شکل می گیرد و تولد کودکان زیاد می شود
عشق همه چیز و همه کس شاعر می گردد و دنیا در نظرس در عشق خلاصه شده است:
العالم عشق... فاتحدوا
یا اهل العشق
دنیا به تمامی عشق است.پس متحد شوید
ای عاشقان
نزار همه چیز را فانی می داند جز عشق که همیشه زنده و زندگی بخش باقی می ماند:
@nezar_asheghaneha
ادامه دارد ۲
👇👇👇👇
رولان بارت منتقد ونظریه پرداز ادبی فرانسوی میگوید:" شعر بیان کتمان است." این سخن میتواند بدان معنا باشد که شاعر و به طور کلی هنرمند نمی خواهد چیزی را بازگو کند بلکه می خواهد آن را پنهان سازد. یکی از اموری که شاعران به ویژه شعرای زن به علل عوامل فردی و اجتماعی در گذشته ها نمی خواستند صریح ندای درونی خود را آشکار نمایند ،این ندای درونی عشق بوده است. که خود مایه ی آفرینش آثار ادبی و ماندگاری شده است.این زیباترین عاطفه ی بشری انسان را به سوی رهایی و آسمان نیلگون و لایتناهی خیال فرا می خواند.
عشق جوششی است در جهان خموده ی انسان امروز و بهانه ای است برای بودن."همه باید بمیرند و تنها چیزی که مرگ را فنا نمی داند عشق است. ثروت خستگی آور است و عقل و حکمت نور ضعیف سردی است اما عشق است که با دلداری خارج از حد بیان دل ها را گرم می کند.این گرمی در عاشقی بیشتر از معشوقی است."(زریاب خویی)
مفهوم عشق در ادبیات جاهلیت عرب،عشق به قبیله،شراب،جنگ،زن و ...بوده است.وجود مرد عرب بسته به وجود زنش بود و بسیاری از تعابیر عاشقانه در دوری او به کار رفته است. البته گاهی مرد عرب با کنیزان نیز ازدواج می کرد و آنها زمانی،نقش مهمی به خصوص در قبیله و حتی پس از اسلام در خلفای بنی امیه و بنی عباس داشتند و گاهی فرزندانشان نیز به خلافت می رسیدند.افراد قبائل عرب قبل از اسلام در مورد دخترانشان حساسیت داشتند و گاهی آنها را زنده به گور می کردند که پس از ظهور دین مبین اسلام و دستور صریح پیامبر اکرم( ص)این سنت ناپسند زنده به گور کردن دختران از بین رفت.
در اسطوره های سامی،سومری ها،آشوری ها و همچنین در تلمود از نخستین عشق زمینی سخن رفته است." لیلیت"نخستین زنی است که از خاک برای آدم خلق شده است اما لیلیت اطاعت کورکورانه در مقابل آدم را نپذیرفت و از بهشت رانده شد و نافرمانی نمود و گریخت و نخواست که برگردد.به همین علت با خواری به زمین برهوت تبعید شد و سپس خداوند از دنده ی آدم، حوا را آفرید.
البته در اشعار عربی،اشعاری پیدا می شود که زنان را به صفات اخلاقی مانند: پاکی،عفت، شجاعت،عزت و ... دعوت می کند که در اثر تعالیم اسلامی بوده است.
در شعر معاصر عرب علاوه برتوجه ی شاعران به مسائل اجتماعی و سیاسی به ویژه موضوع فلسطین،عشق نیز یکی موضوعات مورد علاقه ی آنها بوده است که نمونه های آن را می توان در شعرهای سعاد الصباح،غاده السمان ،نزار قبانی و ... مشاهده کرد.
نزار قبانی(۱۹۲۳-۱۹۹۸)بزرگترین عاشقانه سرا و پر مخاطب ترین شاعر معاصر عرب است که عشق و زن دو مضمون اصلی شعرش هستند.
این شاعر سوری در بازگو کردن عشق بی باک است و چنان چه محبوب را وصف می کند بیشتر به جنبه ی ظاهریش توجه دارد تا روحی:
من از ابتدای خلقت
در جویای سرزمینی برای پیشانی ام بودم
در یافتن گیسوانی زنی
در جست و جوی لبان زنی
به دلیل کاربرد زیاد واژه ی "زن" در شعرش،نزار قبانی را می توان شاعر زن خواند:
از آسمان زن می بارد
و دیگری دسته ی چک را بیرون می آورد
تا خریدار آن انار سینه ی طلایی شود
که از آسمان فرو می ریزد
اما از دهه ی هفتاد میلادی نزار از توصیف زن دست برداشت و از حق زندگی و آزادی او دفاع کرد( موسی اسوار):
بنشین اندکی با من
تا بر سر راهی از عشق باهم تفاهم کنیم
که نه تو در آن خادم من باشی
و نه من مستعمره ای کوچک کسی باشم
گاهی مفهوم عشق در شعر نزار به صورت موضوعات اجتماعی و سیاسی دیده می شود:
هنگامی که تو را دوست دارم
تمام سرزمین های عربی به پا می خیزند
علیه عصرهای سرکوب و اختناق
برضد دوران خون خواهی
او معتقد است که عشق بی اجازه ،ناخوآگاه و ناگهانی وارد زندگی انسان می شود:
هذا الحب الاتی من غیر استذان
ترجمه:این عشق است که بدون اجازه می آید
و یا:
انا لم اعشقک حتی الان لکن
سوف تاتی ساعه الحب التی لاریب فیها
ترجمه:تا این لحظه عاشقت نشدم اما
زمان و لحظه ی عشق می آید که هیچ گونه تردیدی در آن نیست
نزار ویژگی زندگی بخش عشق را به طور کامل درک کرده است.او تاریخ تولدش را هنگامی می داند که برای نخستین بار عشق شده است:
همیشه از روز ولادتم سوال می کنی
پس بنویس چیزی را که نمی دانی
تاریخ عشق به تو،تاریخ تولدم است
زندگی هنگامی در جریان است که انسان به آن عشق می ورزد.کوه ها با عشق قامت راست می شوند و دریاها به شور عشق می جوشند و نوزادان با نیروی ماندگار عشق،متولد می شوند و خلاصه این که عشق سرچشمه ی زندگی و دگرگونی است:
هر زمان تو را دوست دارم
کوه ها و و دره ها شکل می گیرد و تولد کودکان زیاد می شود
عشق همه چیز و همه کس شاعر می گردد و دنیا در نظرس در عشق خلاصه شده است:
العالم عشق... فاتحدوا
یا اهل العشق
دنیا به تمامی عشق است.پس متحد شوید
ای عاشقان
نزار همه چیز را فانی می داند جز عشق که همیشه زنده و زندگی بخش باقی می ماند:
@nezar_asheghaneha
ادامه دارد ۲
👇👇👇👇
همواره به شما می گویم
تنها عشق است که می ماند
نزار قبانی عشق را داروی دردها و زخم هایش می داند.
عشق در نظر شاعر اکسیری است که قلبش را از آلودگی ها و تاریکی ها پاک می سازد و به او زندگی واقعی می دهد.بدون عشق زمین و زمان ، دروغی بزرگ است:
می خواهم دوستت داشتم بانو!
تا تندرستی ام را به دست آورم
و سلامت سخنانم را
از شال(کمربند) آلودگی ها خارج شوم
که به دور قلبم پیچیده است
چرا زمین بی تو
دروغی است بزرگ
و میوه ای است گندیده
همیشه عشق در اندیشه ی او آن اثر زندگی بخشی خود را ندارد. گاهی عشق، سبب خودکشی شاعر است :
احبک جدا
و اعرف ان
هواک انتحار
ترجمه: واقعا دوستت دارم
و می دانم که
عشق تو خودکشی است
قبانی پس از شکست اعراب از اسرائیل در سال ۱۹۶۷ اشعار سیاسی خود را سرود در صورتی که قبل از آن به عنوان شاعر عاشقانه سرا مطرح بود . او عقیده داشت که بین عشق و سیاست
جدایی نیست و شاعر ناگزیز از سرودن چنین شعرهای اجتماعی است:
تو را می خواستم دوست داشته باشم
قبل از آن که فرمان فاشیستی داده شود
پیش از این که ما را پلیس مخفی از جا بلند کند
نزار عشق را زمان بین صلح و جنگ می داند. صلح نماد زندگی و جنگ نماد مرگ است. سوال این است که این وقت میانه چه وقتی است؟ او این وقت را زمان نزاع و کشکمش های عصبی و روحی که مهمترین آن، درگیری های حاصل از عشق است:
عشقت
لحظه ای میان صلح و جنگ است
و هیچ جنگی بدتر از جنگ اعصاب نیست
علت این که نزار قبانی دو ویژگی زندگی و مرگ را به عشق نسبت داده است نتیجه ی فرآیند زندگی شاعر است.عشق عاملی شد تا او بزرگترین و مشهورترین عاشقانه سرای جهان عرب به همه معرفی شود."زیرا او بیشتر از هر چیزی از عشق سخن گفته و این مرز مشترک عواطف انسان هاست. شاعر باید هنرمند باشد که بتواند از عشق بگوید."(مرتضی حیدری آل کثیر)
مقام نزار قبانی را در شعر جهان عرب می توان قابل مقایسه با حافظ در شعر فارسی و ایران ، بیدل در افغانستان و شبه قاره ی هند، تی . اس. الیوت در شعر انگلیسی، گوته در ادبیات آلمان، ویکتور هوگو در فرانسه و دانته در ایتالیا دانست.
نزار در اشعارش تنها به عشق زمینی اشاره نکرده است بلکه بارها عشق و ارادت خود به خاندان پیامبر گرامی اسلام از جمله حضرت فاطمه(س)را در شعرهایش بیان کرده است:
سرقوا فاطمه الزهرا من بیت النبی
و باعوا النسخه الاولی من القرآن کریم
باعوا الحزن فی عینی علی
کشفوا فی احد ظهر رسول الله
ترجمه: فاطمه را از خانه پیامبر ربودند
و نسخه ی اولین قرآن را به فروش رساندند
غم را در چشمان علی فروختند
و در روز احد پشت رسول خدا را خالی نمودند
" نزار در رابطه میان جنس مونث و سرزمین به جایی می رسد که با صراحت بیان می کند که پایه ی تکوین جهان حضرت فاطمه( س) است و پس از او ، عناصر اشیا شکل گرفت."( ماه نظری):
فی البدء کانت فاطمه
و بعدها تکونت عناصر اشیاء
النار و التراب
و کانت الغات و الاسماء
و الصیف و الربیع
و بعد عینی فاطمه
کشف العالم سیر الورده السودا
و بعدها بالف قرن
جاءت النساء
ترجمه:
در ابتدا فاطمه بود
و بعد از او پدید شد عناصر اشیا
آتش و آب
و هست شد زبان ها و نام ها
و تابستان و بهار
و پس از دیدگان فاطمه
جهان پی به راز گل سیاه برد
و پس از هزار قرن
زنان پدید آمدند
و عشق و علاقه ی نزار قبانی به فلسطین و بیت المقدس در شعرهایش بسیار دیده می شود :
یا قدس
یا اقصر الدورب بین الارض و اسماء
یا قدس یا مدینه الاحزان یا دمعه کبیره تجول فی الاجفان
من یوسف العدوان؟
ترجمه:
ای قدس!
ای کوتاه ترین مسیرهای بین زمین آسمان
ای قدس! ای شهر اندوه!ای اشک بزرگی که در پلک ها حلقه می زند
چه کسی است که دشمنان را(از تو)باز دارد؟
" و یا در جای دیگر با استفاده از نمادهای دینی سرزمین جنوب را این گونه مورد خطاب قرار می دهد"(محمد حسن فوادیان):
سمیتک الجنوب
یا لابسا عباءه الحسین
و شمش کربلاء
یا جسد یطلع من ترابه قمح و انبیاء
یا قمر الحزن الذی یطلع لیلا من عیون فاطمه
ترجمه:
تو را جنوب نامیدم
ای پوشیده ی عبای حسین
و خورشید کربلا
ای پیکری که از خاکش گندم و پیامبر می روید
ای ماه اندوه که شبانه از چشمان فاطمه طلوع می کند
و به اشغالگران یاد آور می شود که این سرزمین ابدی ماست:
فهذه بلادنا
فیها وجدنا مند فجر العمر
فیها لعبنا و عشقنا
ترجمه:
این سرزمین ماست
ما از سپیده دم عمر در آن بوده ایم
در آن بازی کردیم و عاشق شدیم
او به آزادی سزمین های اشغالی و شهر قدس بسیار خوشبین است :
ای قدس! ای شهر من
فردا... فردا... درخت لیمو شکوفه می دهد
و خوشه های سبز و زیتون ها شادمان می شوند
و چشم ها لبخند خواهند زد
ای شهر من
ای سرزمین صلح و زیتون!
نزار قبانی با شور و نیروی جاودانه ی عشق در شعرهایش توانست مرز های جغرافیایی را در نوردد و سخن و قلب عاشق خود را به دورترین جاها برساند
@nezar_asheghaneha
ادامه دارد ۲
👇👇👇👇
تنها عشق است که می ماند
نزار قبانی عشق را داروی دردها و زخم هایش می داند.
عشق در نظر شاعر اکسیری است که قلبش را از آلودگی ها و تاریکی ها پاک می سازد و به او زندگی واقعی می دهد.بدون عشق زمین و زمان ، دروغی بزرگ است:
می خواهم دوستت داشتم بانو!
تا تندرستی ام را به دست آورم
و سلامت سخنانم را
از شال(کمربند) آلودگی ها خارج شوم
که به دور قلبم پیچیده است
چرا زمین بی تو
دروغی است بزرگ
و میوه ای است گندیده
همیشه عشق در اندیشه ی او آن اثر زندگی بخشی خود را ندارد. گاهی عشق، سبب خودکشی شاعر است :
احبک جدا
و اعرف ان
هواک انتحار
ترجمه: واقعا دوستت دارم
و می دانم که
عشق تو خودکشی است
قبانی پس از شکست اعراب از اسرائیل در سال ۱۹۶۷ اشعار سیاسی خود را سرود در صورتی که قبل از آن به عنوان شاعر عاشقانه سرا مطرح بود . او عقیده داشت که بین عشق و سیاست
جدایی نیست و شاعر ناگزیز از سرودن چنین شعرهای اجتماعی است:
تو را می خواستم دوست داشته باشم
قبل از آن که فرمان فاشیستی داده شود
پیش از این که ما را پلیس مخفی از جا بلند کند
نزار عشق را زمان بین صلح و جنگ می داند. صلح نماد زندگی و جنگ نماد مرگ است. سوال این است که این وقت میانه چه وقتی است؟ او این وقت را زمان نزاع و کشکمش های عصبی و روحی که مهمترین آن، درگیری های حاصل از عشق است:
عشقت
لحظه ای میان صلح و جنگ است
و هیچ جنگی بدتر از جنگ اعصاب نیست
علت این که نزار قبانی دو ویژگی زندگی و مرگ را به عشق نسبت داده است نتیجه ی فرآیند زندگی شاعر است.عشق عاملی شد تا او بزرگترین و مشهورترین عاشقانه سرای جهان عرب به همه معرفی شود."زیرا او بیشتر از هر چیزی از عشق سخن گفته و این مرز مشترک عواطف انسان هاست. شاعر باید هنرمند باشد که بتواند از عشق بگوید."(مرتضی حیدری آل کثیر)
مقام نزار قبانی را در شعر جهان عرب می توان قابل مقایسه با حافظ در شعر فارسی و ایران ، بیدل در افغانستان و شبه قاره ی هند، تی . اس. الیوت در شعر انگلیسی، گوته در ادبیات آلمان، ویکتور هوگو در فرانسه و دانته در ایتالیا دانست.
نزار در اشعارش تنها به عشق زمینی اشاره نکرده است بلکه بارها عشق و ارادت خود به خاندان پیامبر گرامی اسلام از جمله حضرت فاطمه(س)را در شعرهایش بیان کرده است:
سرقوا فاطمه الزهرا من بیت النبی
و باعوا النسخه الاولی من القرآن کریم
باعوا الحزن فی عینی علی
کشفوا فی احد ظهر رسول الله
ترجمه: فاطمه را از خانه پیامبر ربودند
و نسخه ی اولین قرآن را به فروش رساندند
غم را در چشمان علی فروختند
و در روز احد پشت رسول خدا را خالی نمودند
" نزار در رابطه میان جنس مونث و سرزمین به جایی می رسد که با صراحت بیان می کند که پایه ی تکوین جهان حضرت فاطمه( س) است و پس از او ، عناصر اشیا شکل گرفت."( ماه نظری):
فی البدء کانت فاطمه
و بعدها تکونت عناصر اشیاء
النار و التراب
و کانت الغات و الاسماء
و الصیف و الربیع
و بعد عینی فاطمه
کشف العالم سیر الورده السودا
و بعدها بالف قرن
جاءت النساء
ترجمه:
در ابتدا فاطمه بود
و بعد از او پدید شد عناصر اشیا
آتش و آب
و هست شد زبان ها و نام ها
و تابستان و بهار
و پس از دیدگان فاطمه
جهان پی به راز گل سیاه برد
و پس از هزار قرن
زنان پدید آمدند
و عشق و علاقه ی نزار قبانی به فلسطین و بیت المقدس در شعرهایش بسیار دیده می شود :
یا قدس
یا اقصر الدورب بین الارض و اسماء
یا قدس یا مدینه الاحزان یا دمعه کبیره تجول فی الاجفان
من یوسف العدوان؟
ترجمه:
ای قدس!
ای کوتاه ترین مسیرهای بین زمین آسمان
ای قدس! ای شهر اندوه!ای اشک بزرگی که در پلک ها حلقه می زند
چه کسی است که دشمنان را(از تو)باز دارد؟
" و یا در جای دیگر با استفاده از نمادهای دینی سرزمین جنوب را این گونه مورد خطاب قرار می دهد"(محمد حسن فوادیان):
سمیتک الجنوب
یا لابسا عباءه الحسین
و شمش کربلاء
یا جسد یطلع من ترابه قمح و انبیاء
یا قمر الحزن الذی یطلع لیلا من عیون فاطمه
ترجمه:
تو را جنوب نامیدم
ای پوشیده ی عبای حسین
و خورشید کربلا
ای پیکری که از خاکش گندم و پیامبر می روید
ای ماه اندوه که شبانه از چشمان فاطمه طلوع می کند
و به اشغالگران یاد آور می شود که این سرزمین ابدی ماست:
فهذه بلادنا
فیها وجدنا مند فجر العمر
فیها لعبنا و عشقنا
ترجمه:
این سرزمین ماست
ما از سپیده دم عمر در آن بوده ایم
در آن بازی کردیم و عاشق شدیم
او به آزادی سزمین های اشغالی و شهر قدس بسیار خوشبین است :
ای قدس! ای شهر من
فردا... فردا... درخت لیمو شکوفه می دهد
و خوشه های سبز و زیتون ها شادمان می شوند
و چشم ها لبخند خواهند زد
ای شهر من
ای سرزمین صلح و زیتون!
نزار قبانی با شور و نیروی جاودانه ی عشق در شعرهایش توانست مرز های جغرافیایی را در نوردد و سخن و قلب عاشق خود را به دورترین جاها برساند
@nezar_asheghaneha
ادامه دارد ۲
👇👇👇👇
.از طرف دیگر عشق و گفتن از آن، عاملی شد که تندترین دشنام ها و انتقاداتبه سوی و زبان و موضوع شعرش روانه شود.در حقیقت نزار قبانی عشق را گناهی شاعرانه می داند که شاعر جامعه ی عربی که خود نزار بهترین مصداق آن است،تنها یک بار مرتکبش می شود اما باید هزار بار پاسخ بگوید و مجازات شود . او این نطر را در آغار دفتر" الرسم با کلمات" بیان می کند:
بیست سال که بر آستان عشق ایستاده ام
و هنوز نیز این راه برای من ناشناخته است
یک بار قاتل بوده ام اما همیشه ی روزگار کشته شدم.
و نکته ی پایانی این که نوع نگاه نزار با چند شاعر دیگر به عشق قابل توجه است:
نزار قبانی:
ما گل عشق را می کاویم
در روزگاری
که عشق را نمی شناسد
غاده السمان:
عشق تو مرا از روزمرگی شبانه
با شب زنده داری بیرون می جهد
آنگاه که تن در نور مهتاب می شویم
سعاد الصباح:
سپاسگزارم از عشق تو
که از بینایی و بصیرتم پرده برداشت
امیلی دیکنسون:
کسی که بهشت را بر زمین نیافته است
آن را در آسمان نیز نخواهد یافت
خانه ی خدا نزدیک من است
و تنها اثاث آن عشق است
فروغ فرخزاد:
با کدام دست می توان
عشق را به بند جاودان کشید؟
با کدام دست؟...
سیمین بهبهانی:
در پای عشقم جان بده، جان چیست بیش از آن بده
گر بنده ی فرمانبری، از جان پی فرمان برو
شاملو:
عشق تو مرا تسلا می دهد
نیز وحشتی
از آن که این رمه آن ارج نمی داشت که من
تو را ناشناخته بمیرم
سهراب سپهری:
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،
پرشی دارد اندازه ی عشق...
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
حافظ:
به درد عشق بساز و خموش کن حافظ
رموز عشق مکن فاش پیش اهل عقول
مولانا:
عمر که بی عشق رفت هیچ حسابس مگیر
آب حیات است عشق در دل و جانش پذیر
عشق باعث زایندگی و روح بخش شعر و شاعر می شود و سبب خمودگی و تباهی شاعری مانند نزار قبانی نشده است بلکه عاملی شد در جهت جاودانگی او در ادبیات عرب و جهان.
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما
◀️ منابع:
تا سبز شوم از عشق(شعرهای عاشقانه ی نزار قبانی)ترجمه:موسی اسوار
از سرود باران تا مزامیر گل سرخ, موسی اسوار
در های و هوی باد(زندگی و شعر حمید مصدق) احمد ابو محبوب
گزیده ی اشعار سیاسی نزار قبانی ترجمه:اسماء خواجه زاده
برایت نامی سراغ ندارم(عاشقانه های کوتاه) نزار قبانی ترجمه:سودابه مهیجی
شعر معاصر عرب محمد رضا شفیعی کدکنی
کتاب شناسی نزار قبانی در ایران محمد رضا ابن رسول،سحر جمشیدی
داستان من و شعر نزار قبانی ترجمه: غلامحسین یوسفی و یوسف حسین بکار
عشق به سه روایت:سیمین بهبهان،امیلی دیکنسون،سعاد الصباح ،فاطمه نفری
سیمای زن در اشعار نزار قبانی،حسن گودرزی
مصاحبه با دو شاعر عرب محمود درویش و نزار قبانی ترجمه:علی واثقی
جمهوری در اتوبوس نزار قبانی ترجمه:حسن فرامرزی
عشق با صدای بلند نزار قبانی ترجمه:احمد پوری
در بندر آبی چشمانت(گزیده ی شعرهای عاشقانه)نزار قبانی ترجمه:احمد پوری
عشق،نزار قبانی ترجمه:محبوبه افشاری
خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب می دهد نزار قبانی ترجمه:علی اصغر کرمی
هر عید محبوبه ی منی نزار قبانی ترجمه:علی اصغر کرمی
صندوق سرخ پست نزار قبانی ترجمه:علی اصغر کرمی
معشوقه ی من و سیگارهایم نزار قبانی,ترجمه:علی اصغر کرمی
همه چیز ممکن است نزار قبانی ترجمه:علی اصغر کرمی
دوستت دارم امضای من است نزار قبانی ترجمه:علی اصغر کرمی
کلیدها(گفت و گو هایی پیرامون شعر و زندگی)نزار قبانی ترجمه:انیسه سادات هاشمی
بلقیس و عاشقانه های دیگر نزار قبانی ترجمه:موسی بیدج
از حروف الفبایم باش( گزیده ی اشعار)نزار قبانی ترجمه:ستار جلیل زاده
عاشقانه سرای بی همتا: نزار قبانی ترجمه:رضا طاهری
چه کسی معلم تاریخ را کشت؟ نزار قبانی ترجمه:مهدی سرحدی
از برگه های ناشناخته ام نزار قبانی ترجمه:محمد جواد مهدوی ، زهرا یزدان نژاد
باران یعنی تو برمی گردی نزار قبانی ترجمه:یغما گلرویی
از من نپرس چرا دوستت دارم(عاشقانه های نزار قبانی)ترجمه:رضا عامری
هر سال تو دلدار منی نزار قبانی ترجمه:محمد عامری تبار
شاهکار های نزار قبانی ترجمه:عظیمه ریحانی اردبیلی
صد نامه ی عاشقانه نزار قبانی ترجمه:سارا سعیدی
عشق ما روی آب راه می رود(عاشقانه های نزار قبانی)ترجمه:مجتبی پور محسن ، مهرناز زاوه
شعر ، زن و انقلاب نزار قبانی ترجمه:عبدالحسین فرزاد
وطنی در بی وطنی نزار قبانی ترجمه:نسرین شکیبی ممتاز
به بیروت با عشق(گزیده شعر های نزار قبانی) ترجمه:قاسم ساجدی
فصلنامه ی نقد ادب معاصر عربی، دانشگاه یزد
اسطوره های رهایی(تحلیل روان شناسانه ی اسطوره در شعر معاصر عربی) نجمه رجایی
بیروت، عشق و باران نزار قبانی ترجمه:رضا عامری
عاشقانه سرای بی همتا نزار قبانی ترجمه:رضا طاهری
گنجشک ها ویزا نمی خواهند نزار قبانی ترجمه:انسیه سادات هاشمی
@nezar_asheghaneha
ادامه دارد ۳
👇👇👇👇
بیست سال که بر آستان عشق ایستاده ام
و هنوز نیز این راه برای من ناشناخته است
یک بار قاتل بوده ام اما همیشه ی روزگار کشته شدم.
و نکته ی پایانی این که نوع نگاه نزار با چند شاعر دیگر به عشق قابل توجه است:
نزار قبانی:
ما گل عشق را می کاویم
در روزگاری
که عشق را نمی شناسد
غاده السمان:
عشق تو مرا از روزمرگی شبانه
با شب زنده داری بیرون می جهد
آنگاه که تن در نور مهتاب می شویم
سعاد الصباح:
سپاسگزارم از عشق تو
که از بینایی و بصیرتم پرده برداشت
امیلی دیکنسون:
کسی که بهشت را بر زمین نیافته است
آن را در آسمان نیز نخواهد یافت
خانه ی خدا نزدیک من است
و تنها اثاث آن عشق است
فروغ فرخزاد:
با کدام دست می توان
عشق را به بند جاودان کشید؟
با کدام دست؟...
سیمین بهبهانی:
در پای عشقم جان بده، جان چیست بیش از آن بده
گر بنده ی فرمانبری، از جان پی فرمان برو
شاملو:
عشق تو مرا تسلا می دهد
نیز وحشتی
از آن که این رمه آن ارج نمی داشت که من
تو را ناشناخته بمیرم
سهراب سپهری:
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ،
پرشی دارد اندازه ی عشق...
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
حافظ:
به درد عشق بساز و خموش کن حافظ
رموز عشق مکن فاش پیش اهل عقول
مولانا:
عمر که بی عشق رفت هیچ حسابس مگیر
آب حیات است عشق در دل و جانش پذیر
عشق باعث زایندگی و روح بخش شعر و شاعر می شود و سبب خمودگی و تباهی شاعری مانند نزار قبانی نشده است بلکه عاملی شد در جهت جاودانگی او در ادبیات عرب و جهان.
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما
◀️ منابع:
تا سبز شوم از عشق(شعرهای عاشقانه ی نزار قبانی)ترجمه:موسی اسوار
از سرود باران تا مزامیر گل سرخ, موسی اسوار
در های و هوی باد(زندگی و شعر حمید مصدق) احمد ابو محبوب
گزیده ی اشعار سیاسی نزار قبانی ترجمه:اسماء خواجه زاده
برایت نامی سراغ ندارم(عاشقانه های کوتاه) نزار قبانی ترجمه:سودابه مهیجی
شعر معاصر عرب محمد رضا شفیعی کدکنی
کتاب شناسی نزار قبانی در ایران محمد رضا ابن رسول،سحر جمشیدی
داستان من و شعر نزار قبانی ترجمه: غلامحسین یوسفی و یوسف حسین بکار
عشق به سه روایت:سیمین بهبهان،امیلی دیکنسون،سعاد الصباح ،فاطمه نفری
سیمای زن در اشعار نزار قبانی،حسن گودرزی
مصاحبه با دو شاعر عرب محمود درویش و نزار قبانی ترجمه:علی واثقی
جمهوری در اتوبوس نزار قبانی ترجمه:حسن فرامرزی
عشق با صدای بلند نزار قبانی ترجمه:احمد پوری
در بندر آبی چشمانت(گزیده ی شعرهای عاشقانه)نزار قبانی ترجمه:احمد پوری
عشق،نزار قبانی ترجمه:محبوبه افشاری
خداوند فقط نامه های عاشقانه را جواب می دهد نزار قبانی ترجمه:علی اصغر کرمی
هر عید محبوبه ی منی نزار قبانی ترجمه:علی اصغر کرمی
صندوق سرخ پست نزار قبانی ترجمه:علی اصغر کرمی
معشوقه ی من و سیگارهایم نزار قبانی,ترجمه:علی اصغر کرمی
همه چیز ممکن است نزار قبانی ترجمه:علی اصغر کرمی
دوستت دارم امضای من است نزار قبانی ترجمه:علی اصغر کرمی
کلیدها(گفت و گو هایی پیرامون شعر و زندگی)نزار قبانی ترجمه:انیسه سادات هاشمی
بلقیس و عاشقانه های دیگر نزار قبانی ترجمه:موسی بیدج
از حروف الفبایم باش( گزیده ی اشعار)نزار قبانی ترجمه:ستار جلیل زاده
عاشقانه سرای بی همتا: نزار قبانی ترجمه:رضا طاهری
چه کسی معلم تاریخ را کشت؟ نزار قبانی ترجمه:مهدی سرحدی
از برگه های ناشناخته ام نزار قبانی ترجمه:محمد جواد مهدوی ، زهرا یزدان نژاد
باران یعنی تو برمی گردی نزار قبانی ترجمه:یغما گلرویی
از من نپرس چرا دوستت دارم(عاشقانه های نزار قبانی)ترجمه:رضا عامری
هر سال تو دلدار منی نزار قبانی ترجمه:محمد عامری تبار
شاهکار های نزار قبانی ترجمه:عظیمه ریحانی اردبیلی
صد نامه ی عاشقانه نزار قبانی ترجمه:سارا سعیدی
عشق ما روی آب راه می رود(عاشقانه های نزار قبانی)ترجمه:مجتبی پور محسن ، مهرناز زاوه
شعر ، زن و انقلاب نزار قبانی ترجمه:عبدالحسین فرزاد
وطنی در بی وطنی نزار قبانی ترجمه:نسرین شکیبی ممتاز
به بیروت با عشق(گزیده شعر های نزار قبانی) ترجمه:قاسم ساجدی
فصلنامه ی نقد ادب معاصر عربی، دانشگاه یزد
اسطوره های رهایی(تحلیل روان شناسانه ی اسطوره در شعر معاصر عربی) نجمه رجایی
بیروت، عشق و باران نزار قبانی ترجمه:رضا عامری
عاشقانه سرای بی همتا نزار قبانی ترجمه:رضا طاهری
گنجشک ها ویزا نمی خواهند نزار قبانی ترجمه:انسیه سادات هاشمی
@nezar_asheghaneha
ادامه دارد ۳
👇👇👇👇
ماهرانه بازی کردم این هم کلیدهایم نزار قبانی ترجمه ی انسیه سادات هاشمی
زنی در من قدم می زند نزار قبانی ترجمه ی یدالله گودرزی
کوچ پنجره ها( واپسین دست نوشته های) نزار قبانی ترجمه ی حمید رحمانی
قصاید خشم برانگیز و دمشق نزار قبانی ترجمه ی علی زمانی علویچه
نقاشی با کلمات( اشعار عاشقانه) نزار قبانی ترجمه ی ایاد فیلی
هزاره ی اول پیش از چشمانش نزار قبانی ترجمه ی ایاد فیلی
تمام کودکان جهان شاعرند( نزار قبانی، مارگوت بیکل، ناظم حکمت، فدریکو گارسیا لورکا، پل الوار، شیرکو بی کس، ویسواوا شیمبورسکا) ترجمه ی یغما گلرویی
شخصیت و مکتب شعری نزار قبانی از منظر ناقدان معاصر، علی احمد محمد عرود ترجمه ی محمد جعفری ، نفیسه کمالی
دفتر عشق نزار قبانی ترجمه ی غلامرضا تمیمی
نشانه های استبداد از منظر نزار قبانی ، علی اکبر محسنی
جمهوری عشق نزار قبانی ترجمه ی محمد عساکره پور، کاظم عابدینی مطلق
جلوه های عشق در شعر نزار قبانی ، پایان نامه ی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی ، مهناز دهقان، استاد راهنما سیدمحمد رضا خضری، دانشگاه شهید بهشتی
نزاع سنت و مدرنیسم در شعر معاصر عرب سید حسین سیدی
جایگاه انسان در شعر فریدون مشیری و نزار قبانی ، فاطمه پاکرو، حمید صادقی
تاریخ ادبیات زبان عربی حنا فاخوری ترجمه ی عبدالمحمد آیتی
تاریخ جامع و معاصر زبان و ادبیات عربی حنا فاخوری ترجمه ی عبدالعلی دیلمی
مرا به آستانه ی خورشید ببر( گزیده ی شعر معاصر عرب) ترجمه ی نادر ابراهیمیان
بررسی تطبیقی مفهوم عشق در اشعار" فروغ فرخزاد ، سیمین بهبهانی، سهراب سپهری، احمد شاملو ، سعادالصباح، بدر شاکرالسیاب، غاده السمان، نزار قبانی" نادر ابراهیمیان
منابع عربی آثار شعری نزاز قبانی:
الجامع فی تاریخ الادب العربی حنا الفاخوری
الاعمال الشعریه کامله نزار قبانی
قصائد متوحشه( شعرهای وحشی)
قالت الی السمراء( دختر سبزه رو به من گفت)
الی بیروت الانثی مع حبی( برای بیروت مونث با عشق)
الرسم با الکلمات( نقاشی با واژه ها)
کتاب الحب( کتاب عشق)
احبک احبک و البقیه تاتی( تو را دوست دارم، تو را دوست دارم و ادامه اش می آید)
اشهد ان لا امراه( من اعلام می کنم که هیچ زنی جز تو نیست)
هکذا اکتب تاریخ النساء( این گونه تاریخ زنان را می نویسم)
قاموس العاشقین( فرهنگ نامه ی عاشقان)
الحب لایخاف الضو الاحمر ( عشق از چراغ قرمز نمی ترسد)
انا رجل واحد و انت قبیله من النساء( من مردی تنها هستم و تو قبیله ای از زنان)
لاغالب الا الحب( پیروزی جز عشق نیست)
و...
۴
❇️ نادر ابراهیمیان
@nezar_asheghaneha
زنی در من قدم می زند نزار قبانی ترجمه ی یدالله گودرزی
کوچ پنجره ها( واپسین دست نوشته های) نزار قبانی ترجمه ی حمید رحمانی
قصاید خشم برانگیز و دمشق نزار قبانی ترجمه ی علی زمانی علویچه
نقاشی با کلمات( اشعار عاشقانه) نزار قبانی ترجمه ی ایاد فیلی
هزاره ی اول پیش از چشمانش نزار قبانی ترجمه ی ایاد فیلی
تمام کودکان جهان شاعرند( نزار قبانی، مارگوت بیکل، ناظم حکمت، فدریکو گارسیا لورکا، پل الوار، شیرکو بی کس، ویسواوا شیمبورسکا) ترجمه ی یغما گلرویی
شخصیت و مکتب شعری نزار قبانی از منظر ناقدان معاصر، علی احمد محمد عرود ترجمه ی محمد جعفری ، نفیسه کمالی
دفتر عشق نزار قبانی ترجمه ی غلامرضا تمیمی
نشانه های استبداد از منظر نزار قبانی ، علی اکبر محسنی
جمهوری عشق نزار قبانی ترجمه ی محمد عساکره پور، کاظم عابدینی مطلق
جلوه های عشق در شعر نزار قبانی ، پایان نامه ی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات عربی ، مهناز دهقان، استاد راهنما سیدمحمد رضا خضری، دانشگاه شهید بهشتی
نزاع سنت و مدرنیسم در شعر معاصر عرب سید حسین سیدی
جایگاه انسان در شعر فریدون مشیری و نزار قبانی ، فاطمه پاکرو، حمید صادقی
تاریخ ادبیات زبان عربی حنا فاخوری ترجمه ی عبدالمحمد آیتی
تاریخ جامع و معاصر زبان و ادبیات عربی حنا فاخوری ترجمه ی عبدالعلی دیلمی
مرا به آستانه ی خورشید ببر( گزیده ی شعر معاصر عرب) ترجمه ی نادر ابراهیمیان
بررسی تطبیقی مفهوم عشق در اشعار" فروغ فرخزاد ، سیمین بهبهانی، سهراب سپهری، احمد شاملو ، سعادالصباح، بدر شاکرالسیاب، غاده السمان، نزار قبانی" نادر ابراهیمیان
منابع عربی آثار شعری نزاز قبانی:
الجامع فی تاریخ الادب العربی حنا الفاخوری
الاعمال الشعریه کامله نزار قبانی
قصائد متوحشه( شعرهای وحشی)
قالت الی السمراء( دختر سبزه رو به من گفت)
الی بیروت الانثی مع حبی( برای بیروت مونث با عشق)
الرسم با الکلمات( نقاشی با واژه ها)
کتاب الحب( کتاب عشق)
احبک احبک و البقیه تاتی( تو را دوست دارم، تو را دوست دارم و ادامه اش می آید)
اشهد ان لا امراه( من اعلام می کنم که هیچ زنی جز تو نیست)
هکذا اکتب تاریخ النساء( این گونه تاریخ زنان را می نویسم)
قاموس العاشقین( فرهنگ نامه ی عاشقان)
الحب لایخاف الضو الاحمر ( عشق از چراغ قرمز نمی ترسد)
انا رجل واحد و انت قبیله من النساء( من مردی تنها هستم و تو قبیله ای از زنان)
لاغالب الا الحب( پیروزی جز عشق نیست)
و...
۴
❇️ نادر ابراهیمیان
@nezar_asheghaneha
کتاب دستانت
شاهزادهی کتابها است
با شعرهای آغشته به زر
متنهای مُرصّع به یاقوت
و جویبارانی از شراب،
مجالس شعرخوانی
و خنیاگری و طرب
دستانت بستری از پَر است
که وقت خستگی
روی آن چرت میزنم
دستانت،
در فرم و در معنا شعرند
اگر دستانت نبود نه شعری بود
نه نثری
و نه چیزی به نام "ادبیات"
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
شاهزادهی کتابها است
با شعرهای آغشته به زر
متنهای مُرصّع به یاقوت
و جویبارانی از شراب،
مجالس شعرخوانی
و خنیاگری و طرب
دستانت بستری از پَر است
که وقت خستگی
روی آن چرت میزنم
دستانت،
در فرم و در معنا شعرند
اگر دستانت نبود نه شعری بود
نه نثری
و نه چیزی به نام "ادبیات"
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
Qareat El Fengan (Short version) - Abdel Halim Hafez قارئة الفنجان…
El
وقتی نزار قبانی شعر میگه و عبدالحلیم حافظ می خونه
#نزار_قباني
#عبدالحليم_حافظ
@nezar_asheghaneha
#نزار_قباني
#عبدالحليم_حافظ
@nezar_asheghaneha
تسع وتسعون امرأة
تقبع في حريمكم
وكل شيء جاهز
وثيقة النكاح.. او وثيقة الطلاق
والخمر في كؤوسكم
والنار في الاحداق
وتمنعون دائماً قصائدي
حرصاً على مكارم الاخلاق ! !
إنتظروا زيارتي
فسوف ، اتيكم بدون موعد
كأنني المهدي
او كأنني البراق
إنتظروا زيارتي ... فلست محتاجاً إلى معرف
فالناس في بيوتهم يعلقون صورتي
لا صورة السلطان
نود و نه زن را در حرمسرایتان
کنار هم گرد آورده اید، در یک اتاق...
همه چیز آماده است؛
قباله ی ازدواج و برگه ی طلاق،
باده در پیمانه هاتان
و دیدگان آتشین، همچون اجاق!
اما شعرهای مرا پیوسته ممنوع کرده اید
برای حراست از مبانی اخلاق!!
پس چشم به راه من باشید
که بی خبر خواهم آمد
مانند مهدی
یا همچون براق...
چشم به راه من باشید.... که من نیازی به معرف ندارم
مردم ، همه عکس مرا خواهند آویخت...
در خانه هاشان، به جای تصویر پادشاه
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
تقبع في حريمكم
وكل شيء جاهز
وثيقة النكاح.. او وثيقة الطلاق
والخمر في كؤوسكم
والنار في الاحداق
وتمنعون دائماً قصائدي
حرصاً على مكارم الاخلاق ! !
إنتظروا زيارتي
فسوف ، اتيكم بدون موعد
كأنني المهدي
او كأنني البراق
إنتظروا زيارتي ... فلست محتاجاً إلى معرف
فالناس في بيوتهم يعلقون صورتي
لا صورة السلطان
نود و نه زن را در حرمسرایتان
کنار هم گرد آورده اید، در یک اتاق...
همه چیز آماده است؛
قباله ی ازدواج و برگه ی طلاق،
باده در پیمانه هاتان
و دیدگان آتشین، همچون اجاق!
اما شعرهای مرا پیوسته ممنوع کرده اید
برای حراست از مبانی اخلاق!!
پس چشم به راه من باشید
که بی خبر خواهم آمد
مانند مهدی
یا همچون براق...
چشم به راه من باشید.... که من نیازی به معرف ندارم
مردم ، همه عکس مرا خواهند آویخت...
در خانه هاشان، به جای تصویر پادشاه
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
لا تعشقني بعينك،
ربما تجد أجمل مني...
إعشقني بقلبك،
فالقلوب لا تتشابه أبداً.
با چشمانت عاشقم نشو،
ممکن است زیباتر از من پیدا کنی
با قلبت عاشقم شو،
چون قلب ها مشابهی ندارند
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
ربما تجد أجمل مني...
إعشقني بقلبك،
فالقلوب لا تتشابه أبداً.
با چشمانت عاشقم نشو،
ممکن است زیباتر از من پیدا کنی
با قلبت عاشقم شو،
چون قلب ها مشابهی ندارند
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
ای طاقِ گل
ای بیشهزارِ مهر
عریانم کن
و ببار
بر تشنگیِ بیابانم
چون شمع در دهانم آب شو!
و به جانم بیامیز،
عریانم کن و دو نیم کُن لبانم را
ای موسایِ در سینا!
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
ای بیشهزارِ مهر
عریانم کن
و ببار
بر تشنگیِ بیابانم
چون شمع در دهانم آب شو!
و به جانم بیامیز،
عریانم کن و دو نیم کُن لبانم را
ای موسایِ در سینا!
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
تو را زنانه میخواهم
زیرا تمدن، زنانه است
شعر، زنانه است
ساقهی گندم،
شیشهی عطر،
حتی پاریس زنانه است...
و بیروت – با تمامی زخمهایش – زنانه است
تو را سوگند به آنان که میخواهند شعر بسرایند
زن باش
تو را سوگند به آنان که میخواهند خدا را بشناسند
زن باش...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
زیرا تمدن، زنانه است
شعر، زنانه است
ساقهی گندم،
شیشهی عطر،
حتی پاریس زنانه است...
و بیروت – با تمامی زخمهایش – زنانه است
تو را سوگند به آنان که میخواهند شعر بسرایند
زن باش
تو را سوگند به آنان که میخواهند خدا را بشناسند
زن باش...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
وقتی عاشق میشوم
پادشاهِ زمانم
زمین را با همهی داشتههایش فتح میکنم
و خورشید را
زیر گامهای اسبم درمیآورم.
وقتی عاشق میشوم
امپراتور فارس بندهام میشود
و سرزمین چین
قلمرو چوگانم،
دریاها را جابجا میکنم
و اگر بخواهم
ستارهها را میایستانم
وقتی عاشق میشوم
نوری میشوم سیال
که چشمی را ، یارای دیدنم نیست
و سرودههایم
باغ ابریشم و ریحان میشوند
وقتی عاشق میشوم
از انگشتانم چشمهها میجوشند
و بر زبانم
سبزهها میرویند
وقتی عاشق میشوم
از گردونهی زمان
بیرون میزنم...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
پادشاهِ زمانم
زمین را با همهی داشتههایش فتح میکنم
و خورشید را
زیر گامهای اسبم درمیآورم.
وقتی عاشق میشوم
امپراتور فارس بندهام میشود
و سرزمین چین
قلمرو چوگانم،
دریاها را جابجا میکنم
و اگر بخواهم
ستارهها را میایستانم
وقتی عاشق میشوم
نوری میشوم سیال
که چشمی را ، یارای دیدنم نیست
و سرودههایم
باغ ابریشم و ریحان میشوند
وقتی عاشق میشوم
از انگشتانم چشمهها میجوشند
و بر زبانم
سبزهها میرویند
وقتی عاشق میشوم
از گردونهی زمان
بیرون میزنم...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
محبوبم میپرسد:
تفاوت میان من و آسمان چیست؟
تفاوت این است عشق من
وقتے تو میخندی
آسمان از یادم میرود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
تفاوت میان من و آسمان چیست؟
تفاوت این است عشق من
وقتے تو میخندی
آسمان از یادم میرود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
ينتابني في أول الخريف
إحساس غريب بالأمان و الخطر
أخاف أن تقتربي
أخاف أن تبتعدي.
اول پاییز
حس غریب امنیت و ناامنی به جانم میافتد.
میترسم نزدیک شوی.
میترسم دور شوی.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
إحساس غريب بالأمان و الخطر
أخاف أن تقتربي
أخاف أن تبتعدي.
اول پاییز
حس غریب امنیت و ناامنی به جانم میافتد.
میترسم نزدیک شوی.
میترسم دور شوی.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
أسمع بخشوع
موسيقى برامز.
وبيتهوفن.
وشوبان.
ورحمانينوف.
لكن البدوي في داخلي
يظل يشتاق إلى صوت الربابة.
فروتنانه گوش میسپرم
به نغمههای برامس، بتهوون، شوپن، راخمانینف.
صحرانشینِ درونم اما هنوز
شورِ رباب در سر دارد.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
موسيقى برامز.
وبيتهوفن.
وشوبان.
ورحمانينوف.
لكن البدوي في داخلي
يظل يشتاق إلى صوت الربابة.
فروتنانه گوش میسپرم
به نغمههای برامس، بتهوون، شوپن، راخمانینف.
صحرانشینِ درونم اما هنوز
شورِ رباب در سر دارد.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
پیام عاشقی @iCOCBook.pdf
3.1 MB
📚پیام عاشقی
📖معرفی کتاب
نزار توفیق قبانی (به عربی: نزار توفیق قبانی؛ ۲۱ مارس ۱۹۲۳–۳۰ آوریل ۱۹۹۸) دیپلمات، شاعر، نویسنده و ناشر سوری بود. سبک شعری او ترکیبی از سادگی و ظرافت در کاوش موضوعات عشق، اروتیسم، فمینیسم، دین و ناسیونالیسم عربی میباشد. شاعری است که با شعرهای عاشقانهاش مشهور است؛ زن و عشق موضوع اصلی شعر قبانیاند.شعرهایش را خوانندگانی مانند عبدالحلیم حافظ و نجات صغیره (مصر)، فیروز و ماجده الرومی (لبنان)، کاظم الساهر(عراق) خواندهاند. او در دنیای عرب از شهرتی بیهمتا برخوردار است. شعر او به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شدهاست و خوانندگانی بیشمار دارد.وی متولد دمشق بود
✍️نویسنده:#نزار_توفیق_قبانی
ژانر:#عاشقانه
#ادبیات_سوریه
امید واریم از خوندن این کتاب لذت ببرید.
@nezar_asheghaneha
📖معرفی کتاب
نزار توفیق قبانی (به عربی: نزار توفیق قبانی؛ ۲۱ مارس ۱۹۲۳–۳۰ آوریل ۱۹۹۸) دیپلمات، شاعر، نویسنده و ناشر سوری بود. سبک شعری او ترکیبی از سادگی و ظرافت در کاوش موضوعات عشق، اروتیسم، فمینیسم، دین و ناسیونالیسم عربی میباشد. شاعری است که با شعرهای عاشقانهاش مشهور است؛ زن و عشق موضوع اصلی شعر قبانیاند.شعرهایش را خوانندگانی مانند عبدالحلیم حافظ و نجات صغیره (مصر)، فیروز و ماجده الرومی (لبنان)، کاظم الساهر(عراق) خواندهاند. او در دنیای عرب از شهرتی بیهمتا برخوردار است. شعر او به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شدهاست و خوانندگانی بیشمار دارد.وی متولد دمشق بود
✍️نویسنده:#نزار_توفیق_قبانی
ژانر:#عاشقانه
#ادبیات_سوریه
امید واریم از خوندن این کتاب لذت ببرید.
@nezar_asheghaneha
فكرتُ انَ الشِعرْ،
يهبط كالمفاجأةِ السعيدَهْ
و يجيءُ مثلَ الطائرَ الليلي مِنْ جزرٍ بعيدَهْ
حتّى وجدتكِ بينَ اَقلامي و بينَ دفاتري
فعرفتُ انكِ تكتبينَ مَعي القصيدَهْ
گمان مى كردم كه شعر؛
همچون شگفتانه اى خوشبخت،
نازل مى شود…
يا همچون پرنده اى مهاجر؛
از جزاير دوردست
مى آيد…
تا اين كه تو را،
لابلاى قلم ها و دفترهايم يافتم…
و فهميدم كه تو،
شعرها را با من مى نويسى…
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
يهبط كالمفاجأةِ السعيدَهْ
و يجيءُ مثلَ الطائرَ الليلي مِنْ جزرٍ بعيدَهْ
حتّى وجدتكِ بينَ اَقلامي و بينَ دفاتري
فعرفتُ انكِ تكتبينَ مَعي القصيدَهْ
گمان مى كردم كه شعر؛
همچون شگفتانه اى خوشبخت،
نازل مى شود…
يا همچون پرنده اى مهاجر؛
از جزاير دوردست
مى آيد…
تا اين كه تو را،
لابلاى قلم ها و دفترهايم يافتم…
و فهميدم كه تو،
شعرها را با من مى نويسى…
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
عشقت را از سالی به سال دیگر منتقل میکنم
همانند دانشآموزی که تکالیف مدرسهاش را به دفتر جدیدش منتقل میکند
صدایت،
عطرت،
نامههایت،
شماره تلفنت
و صندوق نامههایت را منتقل میکنم
و آویزانشان میکنم در گنجینهی سال نو
و اقامت همیشگیات در قلبم را برایت صادر میکنم
دوستت دارم...
و هرگز تو را در برگهی ۳۱ دسامبر تنها رها نخواهم کرد
تو را بر شانههایم حمل میکنم
و میگردانمت میان فصلها
در زمستان، کلاه پشمی قرمز رنگی
بر سرت خواهم گذاشت تا سردت نشود
در پاییز، تنها بارانیام را به تو خواهم داد که خیس نشوی
در بهار تو را بر سبزههای تازه روییده رها میکنم تا به خواب فرو روی
و با ملخها و گنجشکان صبحانه بخوری
و در تابستان
برایت تور کوچکی خواهم خرید
تا صدفها و مرغان دریایی
و ماهیهای گمنام را صید کنی
دوستت دارم...
و نمیخواهم تو را به حافظهی کارهای گذشته،
و نه به حافظهی قطارهایِ سفر کرده وصل کنم
تو آخرین قطاری که شبانهروز
روی رگهای دستانم در حال سفر است
تو آخرین قطار منی
و من آخرین ایستگاه تو
دوستت دارم
و دوست دارم تو را به عصر خود
و آداب و رسوم خود وصل کنم
و تو را همچون ستارهای
در مدار خود بگذارم
میخواهم همچون واژه
و مساحت کاغذ شوی
که اگر کتابی منتشر کردم و مردم آن را خواندند تو را همچون گُلی در آن بیابند
میخواهم همچون دهانم شوی
که اگر لب به سخن گشودم
مردم در صدایم، تو را
در حال تنشویی ببینند
میخواهم شبیه دستم شوی
که اگر آن را روی میز گذاشتم
مردم تو را در آن خواب بیابند
چونان پروانهای در دستان پسرکی
من به آداب تبریک گفتنها ناآشنایم
من عشق را، و تو را آشنایم
که بر پوستم در حال گشت و گذار است،
و تو که زیر پوستم در حال قدم زدنی
اما من خیابانها و پیادهروهای شسته به باران را به دوش خواهم کشید
و به جستوجوی تو مشغول میشوم
دوستت دارم...
آری دوستت دارم
و این تنها کاریست که به آن آشنایم
و به این، دوستان و دشمنان حسد میورزند
پیش از تو
آفتاب،
کوهها،
جنگلها،
لغت،
و گنجشکان در خواب بودند
پس سپاسگزارم که مرا وارد مدرسه کردی
و سپاسگزارم که زبان عشق را به من آموختی
و سپاسگزارم که پذیرفتی دلبرم باشی...
#نزار_قباني
@nezar_asheghaneha
همانند دانشآموزی که تکالیف مدرسهاش را به دفتر جدیدش منتقل میکند
صدایت،
عطرت،
نامههایت،
شماره تلفنت
و صندوق نامههایت را منتقل میکنم
و آویزانشان میکنم در گنجینهی سال نو
و اقامت همیشگیات در قلبم را برایت صادر میکنم
دوستت دارم...
و هرگز تو را در برگهی ۳۱ دسامبر تنها رها نخواهم کرد
تو را بر شانههایم حمل میکنم
و میگردانمت میان فصلها
در زمستان، کلاه پشمی قرمز رنگی
بر سرت خواهم گذاشت تا سردت نشود
در پاییز، تنها بارانیام را به تو خواهم داد که خیس نشوی
در بهار تو را بر سبزههای تازه روییده رها میکنم تا به خواب فرو روی
و با ملخها و گنجشکان صبحانه بخوری
و در تابستان
برایت تور کوچکی خواهم خرید
تا صدفها و مرغان دریایی
و ماهیهای گمنام را صید کنی
دوستت دارم...
و نمیخواهم تو را به حافظهی کارهای گذشته،
و نه به حافظهی قطارهایِ سفر کرده وصل کنم
تو آخرین قطاری که شبانهروز
روی رگهای دستانم در حال سفر است
تو آخرین قطار منی
و من آخرین ایستگاه تو
دوستت دارم
و دوست دارم تو را به عصر خود
و آداب و رسوم خود وصل کنم
و تو را همچون ستارهای
در مدار خود بگذارم
میخواهم همچون واژه
و مساحت کاغذ شوی
که اگر کتابی منتشر کردم و مردم آن را خواندند تو را همچون گُلی در آن بیابند
میخواهم همچون دهانم شوی
که اگر لب به سخن گشودم
مردم در صدایم، تو را
در حال تنشویی ببینند
میخواهم شبیه دستم شوی
که اگر آن را روی میز گذاشتم
مردم تو را در آن خواب بیابند
چونان پروانهای در دستان پسرکی
من به آداب تبریک گفتنها ناآشنایم
من عشق را، و تو را آشنایم
که بر پوستم در حال گشت و گذار است،
و تو که زیر پوستم در حال قدم زدنی
اما من خیابانها و پیادهروهای شسته به باران را به دوش خواهم کشید
و به جستوجوی تو مشغول میشوم
دوستت دارم...
آری دوستت دارم
و این تنها کاریست که به آن آشنایم
و به این، دوستان و دشمنان حسد میورزند
پیش از تو
آفتاب،
کوهها،
جنگلها،
لغت،
و گنجشکان در خواب بودند
پس سپاسگزارم که مرا وارد مدرسه کردی
و سپاسگزارم که زبان عشق را به من آموختی
و سپاسگزارم که پذیرفتی دلبرم باشی...
#نزار_قباني
@nezar_asheghaneha
أسمع بخشوع
موسيقى برامز.
وبيتهوفن.
وشوبان.
ورحمانينوف.
لكن البدوي في داخلي
يظل يشتاق إلى صوت الربابة.
فروتنانه گوش میسپرم
به نغمههای برامس، بتهوون، شوپن، راخمانینف.
صحرانشینِ درونم اما هنوز
شورِ رباب در سر دارد.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
موسيقى برامز.
وبيتهوفن.
وشوبان.
ورحمانينوف.
لكن البدوي في داخلي
يظل يشتاق إلى صوت الربابة.
فروتنانه گوش میسپرم
به نغمههای برامس، بتهوون، شوپن، راخمانینف.
صحرانشینِ درونم اما هنوز
شورِ رباب در سر دارد.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha