Qareat El Fengan (Short version) - Abdel Halim Hafez قارئة الفنجان…
El
وقتی نزار قبانی شعر میگه و عبدالحلیم حافظ می خونه
#نزار_قباني
#عبدالحليم_حافظ
@nezar_asheghaneha
#نزار_قباني
#عبدالحليم_حافظ
@nezar_asheghaneha
تسع وتسعون امرأة
تقبع في حريمكم
وكل شيء جاهز
وثيقة النكاح.. او وثيقة الطلاق
والخمر في كؤوسكم
والنار في الاحداق
وتمنعون دائماً قصائدي
حرصاً على مكارم الاخلاق ! !
إنتظروا زيارتي
فسوف ، اتيكم بدون موعد
كأنني المهدي
او كأنني البراق
إنتظروا زيارتي ... فلست محتاجاً إلى معرف
فالناس في بيوتهم يعلقون صورتي
لا صورة السلطان
نود و نه زن را در حرمسرایتان
کنار هم گرد آورده اید، در یک اتاق...
همه چیز آماده است؛
قباله ی ازدواج و برگه ی طلاق،
باده در پیمانه هاتان
و دیدگان آتشین، همچون اجاق!
اما شعرهای مرا پیوسته ممنوع کرده اید
برای حراست از مبانی اخلاق!!
پس چشم به راه من باشید
که بی خبر خواهم آمد
مانند مهدی
یا همچون براق...
چشم به راه من باشید.... که من نیازی به معرف ندارم
مردم ، همه عکس مرا خواهند آویخت...
در خانه هاشان، به جای تصویر پادشاه
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
تقبع في حريمكم
وكل شيء جاهز
وثيقة النكاح.. او وثيقة الطلاق
والخمر في كؤوسكم
والنار في الاحداق
وتمنعون دائماً قصائدي
حرصاً على مكارم الاخلاق ! !
إنتظروا زيارتي
فسوف ، اتيكم بدون موعد
كأنني المهدي
او كأنني البراق
إنتظروا زيارتي ... فلست محتاجاً إلى معرف
فالناس في بيوتهم يعلقون صورتي
لا صورة السلطان
نود و نه زن را در حرمسرایتان
کنار هم گرد آورده اید، در یک اتاق...
همه چیز آماده است؛
قباله ی ازدواج و برگه ی طلاق،
باده در پیمانه هاتان
و دیدگان آتشین، همچون اجاق!
اما شعرهای مرا پیوسته ممنوع کرده اید
برای حراست از مبانی اخلاق!!
پس چشم به راه من باشید
که بی خبر خواهم آمد
مانند مهدی
یا همچون براق...
چشم به راه من باشید.... که من نیازی به معرف ندارم
مردم ، همه عکس مرا خواهند آویخت...
در خانه هاشان، به جای تصویر پادشاه
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
لا تعشقني بعينك،
ربما تجد أجمل مني...
إعشقني بقلبك،
فالقلوب لا تتشابه أبداً.
با چشمانت عاشقم نشو،
ممکن است زیباتر از من پیدا کنی
با قلبت عاشقم شو،
چون قلب ها مشابهی ندارند
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
ربما تجد أجمل مني...
إعشقني بقلبك،
فالقلوب لا تتشابه أبداً.
با چشمانت عاشقم نشو،
ممکن است زیباتر از من پیدا کنی
با قلبت عاشقم شو،
چون قلب ها مشابهی ندارند
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
ای طاقِ گل
ای بیشهزارِ مهر
عریانم کن
و ببار
بر تشنگیِ بیابانم
چون شمع در دهانم آب شو!
و به جانم بیامیز،
عریانم کن و دو نیم کُن لبانم را
ای موسایِ در سینا!
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
ای بیشهزارِ مهر
عریانم کن
و ببار
بر تشنگیِ بیابانم
چون شمع در دهانم آب شو!
و به جانم بیامیز،
عریانم کن و دو نیم کُن لبانم را
ای موسایِ در سینا!
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
تو را زنانه میخواهم
زیرا تمدن، زنانه است
شعر، زنانه است
ساقهی گندم،
شیشهی عطر،
حتی پاریس زنانه است...
و بیروت – با تمامی زخمهایش – زنانه است
تو را سوگند به آنان که میخواهند شعر بسرایند
زن باش
تو را سوگند به آنان که میخواهند خدا را بشناسند
زن باش...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
زیرا تمدن، زنانه است
شعر، زنانه است
ساقهی گندم،
شیشهی عطر،
حتی پاریس زنانه است...
و بیروت – با تمامی زخمهایش – زنانه است
تو را سوگند به آنان که میخواهند شعر بسرایند
زن باش
تو را سوگند به آنان که میخواهند خدا را بشناسند
زن باش...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
وقتی عاشق میشوم
پادشاهِ زمانم
زمین را با همهی داشتههایش فتح میکنم
و خورشید را
زیر گامهای اسبم درمیآورم.
وقتی عاشق میشوم
امپراتور فارس بندهام میشود
و سرزمین چین
قلمرو چوگانم،
دریاها را جابجا میکنم
و اگر بخواهم
ستارهها را میایستانم
وقتی عاشق میشوم
نوری میشوم سیال
که چشمی را ، یارای دیدنم نیست
و سرودههایم
باغ ابریشم و ریحان میشوند
وقتی عاشق میشوم
از انگشتانم چشمهها میجوشند
و بر زبانم
سبزهها میرویند
وقتی عاشق میشوم
از گردونهی زمان
بیرون میزنم...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
پادشاهِ زمانم
زمین را با همهی داشتههایش فتح میکنم
و خورشید را
زیر گامهای اسبم درمیآورم.
وقتی عاشق میشوم
امپراتور فارس بندهام میشود
و سرزمین چین
قلمرو چوگانم،
دریاها را جابجا میکنم
و اگر بخواهم
ستارهها را میایستانم
وقتی عاشق میشوم
نوری میشوم سیال
که چشمی را ، یارای دیدنم نیست
و سرودههایم
باغ ابریشم و ریحان میشوند
وقتی عاشق میشوم
از انگشتانم چشمهها میجوشند
و بر زبانم
سبزهها میرویند
وقتی عاشق میشوم
از گردونهی زمان
بیرون میزنم...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
محبوبم میپرسد:
تفاوت میان من و آسمان چیست؟
تفاوت این است عشق من
وقتے تو میخندی
آسمان از یادم میرود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
تفاوت میان من و آسمان چیست؟
تفاوت این است عشق من
وقتے تو میخندی
آسمان از یادم میرود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
ينتابني في أول الخريف
إحساس غريب بالأمان و الخطر
أخاف أن تقتربي
أخاف أن تبتعدي.
اول پاییز
حس غریب امنیت و ناامنی به جانم میافتد.
میترسم نزدیک شوی.
میترسم دور شوی.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
إحساس غريب بالأمان و الخطر
أخاف أن تقتربي
أخاف أن تبتعدي.
اول پاییز
حس غریب امنیت و ناامنی به جانم میافتد.
میترسم نزدیک شوی.
میترسم دور شوی.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
أسمع بخشوع
موسيقى برامز.
وبيتهوفن.
وشوبان.
ورحمانينوف.
لكن البدوي في داخلي
يظل يشتاق إلى صوت الربابة.
فروتنانه گوش میسپرم
به نغمههای برامس، بتهوون، شوپن، راخمانینف.
صحرانشینِ درونم اما هنوز
شورِ رباب در سر دارد.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
موسيقى برامز.
وبيتهوفن.
وشوبان.
ورحمانينوف.
لكن البدوي في داخلي
يظل يشتاق إلى صوت الربابة.
فروتنانه گوش میسپرم
به نغمههای برامس، بتهوون، شوپن، راخمانینف.
صحرانشینِ درونم اما هنوز
شورِ رباب در سر دارد.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
پیام عاشقی @iCOCBook.pdf
3.1 MB
📚پیام عاشقی
📖معرفی کتاب
نزار توفیق قبانی (به عربی: نزار توفیق قبانی؛ ۲۱ مارس ۱۹۲۳–۳۰ آوریل ۱۹۹۸) دیپلمات، شاعر، نویسنده و ناشر سوری بود. سبک شعری او ترکیبی از سادگی و ظرافت در کاوش موضوعات عشق، اروتیسم، فمینیسم، دین و ناسیونالیسم عربی میباشد. شاعری است که با شعرهای عاشقانهاش مشهور است؛ زن و عشق موضوع اصلی شعر قبانیاند.شعرهایش را خوانندگانی مانند عبدالحلیم حافظ و نجات صغیره (مصر)، فیروز و ماجده الرومی (لبنان)، کاظم الساهر(عراق) خواندهاند. او در دنیای عرب از شهرتی بیهمتا برخوردار است. شعر او به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شدهاست و خوانندگانی بیشمار دارد.وی متولد دمشق بود
✍️نویسنده:#نزار_توفیق_قبانی
ژانر:#عاشقانه
#ادبیات_سوریه
امید واریم از خوندن این کتاب لذت ببرید.
@nezar_asheghaneha
📖معرفی کتاب
نزار توفیق قبانی (به عربی: نزار توفیق قبانی؛ ۲۱ مارس ۱۹۲۳–۳۰ آوریل ۱۹۹۸) دیپلمات، شاعر، نویسنده و ناشر سوری بود. سبک شعری او ترکیبی از سادگی و ظرافت در کاوش موضوعات عشق، اروتیسم، فمینیسم، دین و ناسیونالیسم عربی میباشد. شاعری است که با شعرهای عاشقانهاش مشهور است؛ زن و عشق موضوع اصلی شعر قبانیاند.شعرهایش را خوانندگانی مانند عبدالحلیم حافظ و نجات صغیره (مصر)، فیروز و ماجده الرومی (لبنان)، کاظم الساهر(عراق) خواندهاند. او در دنیای عرب از شهرتی بیهمتا برخوردار است. شعر او به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شدهاست و خوانندگانی بیشمار دارد.وی متولد دمشق بود
✍️نویسنده:#نزار_توفیق_قبانی
ژانر:#عاشقانه
#ادبیات_سوریه
امید واریم از خوندن این کتاب لذت ببرید.
@nezar_asheghaneha
فكرتُ انَ الشِعرْ،
يهبط كالمفاجأةِ السعيدَهْ
و يجيءُ مثلَ الطائرَ الليلي مِنْ جزرٍ بعيدَهْ
حتّى وجدتكِ بينَ اَقلامي و بينَ دفاتري
فعرفتُ انكِ تكتبينَ مَعي القصيدَهْ
گمان مى كردم كه شعر؛
همچون شگفتانه اى خوشبخت،
نازل مى شود…
يا همچون پرنده اى مهاجر؛
از جزاير دوردست
مى آيد…
تا اين كه تو را،
لابلاى قلم ها و دفترهايم يافتم…
و فهميدم كه تو،
شعرها را با من مى نويسى…
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
يهبط كالمفاجأةِ السعيدَهْ
و يجيءُ مثلَ الطائرَ الليلي مِنْ جزرٍ بعيدَهْ
حتّى وجدتكِ بينَ اَقلامي و بينَ دفاتري
فعرفتُ انكِ تكتبينَ مَعي القصيدَهْ
گمان مى كردم كه شعر؛
همچون شگفتانه اى خوشبخت،
نازل مى شود…
يا همچون پرنده اى مهاجر؛
از جزاير دوردست
مى آيد…
تا اين كه تو را،
لابلاى قلم ها و دفترهايم يافتم…
و فهميدم كه تو،
شعرها را با من مى نويسى…
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
عشقت را از سالی به سال دیگر منتقل میکنم
همانند دانشآموزی که تکالیف مدرسهاش را به دفتر جدیدش منتقل میکند
صدایت،
عطرت،
نامههایت،
شماره تلفنت
و صندوق نامههایت را منتقل میکنم
و آویزانشان میکنم در گنجینهی سال نو
و اقامت همیشگیات در قلبم را برایت صادر میکنم
دوستت دارم...
و هرگز تو را در برگهی ۳۱ دسامبر تنها رها نخواهم کرد
تو را بر شانههایم حمل میکنم
و میگردانمت میان فصلها
در زمستان، کلاه پشمی قرمز رنگی
بر سرت خواهم گذاشت تا سردت نشود
در پاییز، تنها بارانیام را به تو خواهم داد که خیس نشوی
در بهار تو را بر سبزههای تازه روییده رها میکنم تا به خواب فرو روی
و با ملخها و گنجشکان صبحانه بخوری
و در تابستان
برایت تور کوچکی خواهم خرید
تا صدفها و مرغان دریایی
و ماهیهای گمنام را صید کنی
دوستت دارم...
و نمیخواهم تو را به حافظهی کارهای گذشته،
و نه به حافظهی قطارهایِ سفر کرده وصل کنم
تو آخرین قطاری که شبانهروز
روی رگهای دستانم در حال سفر است
تو آخرین قطار منی
و من آخرین ایستگاه تو
دوستت دارم
و دوست دارم تو را به عصر خود
و آداب و رسوم خود وصل کنم
و تو را همچون ستارهای
در مدار خود بگذارم
میخواهم همچون واژه
و مساحت کاغذ شوی
که اگر کتابی منتشر کردم و مردم آن را خواندند تو را همچون گُلی در آن بیابند
میخواهم همچون دهانم شوی
که اگر لب به سخن گشودم
مردم در صدایم، تو را
در حال تنشویی ببینند
میخواهم شبیه دستم شوی
که اگر آن را روی میز گذاشتم
مردم تو را در آن خواب بیابند
چونان پروانهای در دستان پسرکی
من به آداب تبریک گفتنها ناآشنایم
من عشق را، و تو را آشنایم
که بر پوستم در حال گشت و گذار است،
و تو که زیر پوستم در حال قدم زدنی
اما من خیابانها و پیادهروهای شسته به باران را به دوش خواهم کشید
و به جستوجوی تو مشغول میشوم
دوستت دارم...
آری دوستت دارم
و این تنها کاریست که به آن آشنایم
و به این، دوستان و دشمنان حسد میورزند
پیش از تو
آفتاب،
کوهها،
جنگلها،
لغت،
و گنجشکان در خواب بودند
پس سپاسگزارم که مرا وارد مدرسه کردی
و سپاسگزارم که زبان عشق را به من آموختی
و سپاسگزارم که پذیرفتی دلبرم باشی...
#نزار_قباني
@nezar_asheghaneha
همانند دانشآموزی که تکالیف مدرسهاش را به دفتر جدیدش منتقل میکند
صدایت،
عطرت،
نامههایت،
شماره تلفنت
و صندوق نامههایت را منتقل میکنم
و آویزانشان میکنم در گنجینهی سال نو
و اقامت همیشگیات در قلبم را برایت صادر میکنم
دوستت دارم...
و هرگز تو را در برگهی ۳۱ دسامبر تنها رها نخواهم کرد
تو را بر شانههایم حمل میکنم
و میگردانمت میان فصلها
در زمستان، کلاه پشمی قرمز رنگی
بر سرت خواهم گذاشت تا سردت نشود
در پاییز، تنها بارانیام را به تو خواهم داد که خیس نشوی
در بهار تو را بر سبزههای تازه روییده رها میکنم تا به خواب فرو روی
و با ملخها و گنجشکان صبحانه بخوری
و در تابستان
برایت تور کوچکی خواهم خرید
تا صدفها و مرغان دریایی
و ماهیهای گمنام را صید کنی
دوستت دارم...
و نمیخواهم تو را به حافظهی کارهای گذشته،
و نه به حافظهی قطارهایِ سفر کرده وصل کنم
تو آخرین قطاری که شبانهروز
روی رگهای دستانم در حال سفر است
تو آخرین قطار منی
و من آخرین ایستگاه تو
دوستت دارم
و دوست دارم تو را به عصر خود
و آداب و رسوم خود وصل کنم
و تو را همچون ستارهای
در مدار خود بگذارم
میخواهم همچون واژه
و مساحت کاغذ شوی
که اگر کتابی منتشر کردم و مردم آن را خواندند تو را همچون گُلی در آن بیابند
میخواهم همچون دهانم شوی
که اگر لب به سخن گشودم
مردم در صدایم، تو را
در حال تنشویی ببینند
میخواهم شبیه دستم شوی
که اگر آن را روی میز گذاشتم
مردم تو را در آن خواب بیابند
چونان پروانهای در دستان پسرکی
من به آداب تبریک گفتنها ناآشنایم
من عشق را، و تو را آشنایم
که بر پوستم در حال گشت و گذار است،
و تو که زیر پوستم در حال قدم زدنی
اما من خیابانها و پیادهروهای شسته به باران را به دوش خواهم کشید
و به جستوجوی تو مشغول میشوم
دوستت دارم...
آری دوستت دارم
و این تنها کاریست که به آن آشنایم
و به این، دوستان و دشمنان حسد میورزند
پیش از تو
آفتاب،
کوهها،
جنگلها،
لغت،
و گنجشکان در خواب بودند
پس سپاسگزارم که مرا وارد مدرسه کردی
و سپاسگزارم که زبان عشق را به من آموختی
و سپاسگزارم که پذیرفتی دلبرم باشی...
#نزار_قباني
@nezar_asheghaneha
أسمع بخشوع
موسيقى برامز.
وبيتهوفن.
وشوبان.
ورحمانينوف.
لكن البدوي في داخلي
يظل يشتاق إلى صوت الربابة.
فروتنانه گوش میسپرم
به نغمههای برامس، بتهوون، شوپن، راخمانینف.
صحرانشینِ درونم اما هنوز
شورِ رباب در سر دارد.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
موسيقى برامز.
وبيتهوفن.
وشوبان.
ورحمانينوف.
لكن البدوي في داخلي
يظل يشتاق إلى صوت الربابة.
فروتنانه گوش میسپرم
به نغمههای برامس، بتهوون، شوپن، راخمانینف.
صحرانشینِ درونم اما هنوز
شورِ رباب در سر دارد.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
[لا يقلقني الثلج
ولا يزعجني حصار الصقيع
فأنا أقاومه ..
حيناً بالشعر... وحيناً بالحب...
فليس عندي وسيلة أخرى للتدفئة ..
سوى أن أحبك...
أو أكتب لك قصيدة حب !!]
برف هراس ام نمی دهد.
و محاصرهی یخبندان به ستوه ام نمی آورد.
در برابر اش تاب می آورم.
گاه با شعر...
و گاه با عشق...
که برای گرم ماندن
بهانه ی دیگری ندارم...
جز آنکه
دوست ات داشته باشم
یا
عاشقانهای برای ات بنویس ام!
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
ولا يزعجني حصار الصقيع
فأنا أقاومه ..
حيناً بالشعر... وحيناً بالحب...
فليس عندي وسيلة أخرى للتدفئة ..
سوى أن أحبك...
أو أكتب لك قصيدة حب !!]
برف هراس ام نمی دهد.
و محاصرهی یخبندان به ستوه ام نمی آورد.
در برابر اش تاب می آورم.
گاه با شعر...
و گاه با عشق...
که برای گرم ماندن
بهانه ی دیگری ندارم...
جز آنکه
دوست ات داشته باشم
یا
عاشقانهای برای ات بنویس ام!
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
اى لحظاتِ خوش كه هنوز از راه نرسیدهاید،
آيا نمیشود راهِ كوتاهترى در پیش بگیرید،
قبل از اینكه دلهایمان فرتوت شوند؟
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
آيا نمیشود راهِ كوتاهترى در پیش بگیرید،
قبل از اینكه دلهایمان فرتوت شوند؟
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
نزار_قبانی حق داشت
وقتی میگفت :
اگر دوری تو را عاشق نکند ،
پس تو واقعا عاشق نبودی ...
چون عشق به نزدیکی معشوق نیست ،
عشق آن است که ....
هر گاه از دیدگانمان غایب شوند ،
اشتیاقشان در دل ما زنده شود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
وقتی میگفت :
اگر دوری تو را عاشق نکند ،
پس تو واقعا عاشق نبودی ...
چون عشق به نزدیکی معشوق نیست ،
عشق آن است که ....
هر گاه از دیدگانمان غایب شوند ،
اشتیاقشان در دل ما زنده شود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
نامه هایت در صندوق پستی من
کبوترانی خانگی اند
بی تاب خفتن در دست هایم!
یاس هایی سفیدند!
به خاطر سفیدی یاس ها از تو ممنونم!
می پرسی در غیابت چه کرده ام؟
غیبتت!؟
تو در من بودی!
با چمدانت در پیاده روهای ذهنم
راه رفتهیی!
ویزای تو پیش من استُ
بلیط سفرت!
ممنوع الخروجی
از مرزهای قلب من!
ممنوع الخروجی
از سرزمین احساسم!
...
نامه هایت کوهی از یاقوت است
در صندوق پستی من!
از بیروت پرسیده بودی!
میدان ها و قهوه خانه های بیروت،
بندرها وُ هتل ها وُ کشتی هایش
همه وُ همه در چشم های تو جا دارند!
چشم که ببندی
بیروت گم می شود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
کبوترانی خانگی اند
بی تاب خفتن در دست هایم!
یاس هایی سفیدند!
به خاطر سفیدی یاس ها از تو ممنونم!
می پرسی در غیابت چه کرده ام؟
غیبتت!؟
تو در من بودی!
با چمدانت در پیاده روهای ذهنم
راه رفتهیی!
ویزای تو پیش من استُ
بلیط سفرت!
ممنوع الخروجی
از مرزهای قلب من!
ممنوع الخروجی
از سرزمین احساسم!
...
نامه هایت کوهی از یاقوت است
در صندوق پستی من!
از بیروت پرسیده بودی!
میدان ها و قهوه خانه های بیروت،
بندرها وُ هتل ها وُ کشتی هایش
همه وُ همه در چشم های تو جا دارند!
چشم که ببندی
بیروت گم می شود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
وكوني لي الملاذَ
حينَ يضيقُ بي هذا العالمُ الواسع
پناهم باش!
آنگاه که این جهانِ فراخ، بر من؛ تنگ میشود
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
حينَ يضيقُ بي هذا العالمُ الواسع
پناهم باش!
آنگاه که این جهانِ فراخ، بر من؛ تنگ میشود
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha