وقتی عاشق میشوم
پادشاهِ زمانم
زمین را با همهی داشتههایش فتح میکنم
و خورشید را
زیر گامهای اسبم درمیآورم.
وقتی عاشق میشوم
امپراتور فارس بندهام میشود
و سرزمین چین
قلمرو چوگانم،
دریاها را جابجا میکنم
و اگر بخواهم
ستارهها را میایستانم
وقتی عاشق میشوم
نوری میشوم سیال
که چشمی را ، یارای دیدنم نیست
و سرودههایم
باغ ابریشم و ریحان میشوند
وقتی عاشق میشوم
از انگشتانم چشمهها میجوشند
و بر زبانم
سبزهها میرویند
وقتی عاشق میشوم
از گردونهی زمان
بیرون میزنم...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
پادشاهِ زمانم
زمین را با همهی داشتههایش فتح میکنم
و خورشید را
زیر گامهای اسبم درمیآورم.
وقتی عاشق میشوم
امپراتور فارس بندهام میشود
و سرزمین چین
قلمرو چوگانم،
دریاها را جابجا میکنم
و اگر بخواهم
ستارهها را میایستانم
وقتی عاشق میشوم
نوری میشوم سیال
که چشمی را ، یارای دیدنم نیست
و سرودههایم
باغ ابریشم و ریحان میشوند
وقتی عاشق میشوم
از انگشتانم چشمهها میجوشند
و بر زبانم
سبزهها میرویند
وقتی عاشق میشوم
از گردونهی زمان
بیرون میزنم...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
محبوبم میپرسد:
تفاوت میان من و آسمان چیست؟
تفاوت این است عشق من
وقتے تو میخندی
آسمان از یادم میرود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
تفاوت میان من و آسمان چیست؟
تفاوت این است عشق من
وقتے تو میخندی
آسمان از یادم میرود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
ينتابني في أول الخريف
إحساس غريب بالأمان و الخطر
أخاف أن تقتربي
أخاف أن تبتعدي.
اول پاییز
حس غریب امنیت و ناامنی به جانم میافتد.
میترسم نزدیک شوی.
میترسم دور شوی.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
إحساس غريب بالأمان و الخطر
أخاف أن تقتربي
أخاف أن تبتعدي.
اول پاییز
حس غریب امنیت و ناامنی به جانم میافتد.
میترسم نزدیک شوی.
میترسم دور شوی.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
أسمع بخشوع
موسيقى برامز.
وبيتهوفن.
وشوبان.
ورحمانينوف.
لكن البدوي في داخلي
يظل يشتاق إلى صوت الربابة.
فروتنانه گوش میسپرم
به نغمههای برامس، بتهوون، شوپن، راخمانینف.
صحرانشینِ درونم اما هنوز
شورِ رباب در سر دارد.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
موسيقى برامز.
وبيتهوفن.
وشوبان.
ورحمانينوف.
لكن البدوي في داخلي
يظل يشتاق إلى صوت الربابة.
فروتنانه گوش میسپرم
به نغمههای برامس، بتهوون، شوپن، راخمانینف.
صحرانشینِ درونم اما هنوز
شورِ رباب در سر دارد.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
پیام عاشقی @iCOCBook.pdf
3.1 MB
📚پیام عاشقی
📖معرفی کتاب
نزار توفیق قبانی (به عربی: نزار توفیق قبانی؛ ۲۱ مارس ۱۹۲۳–۳۰ آوریل ۱۹۹۸) دیپلمات، شاعر، نویسنده و ناشر سوری بود. سبک شعری او ترکیبی از سادگی و ظرافت در کاوش موضوعات عشق، اروتیسم، فمینیسم، دین و ناسیونالیسم عربی میباشد. شاعری است که با شعرهای عاشقانهاش مشهور است؛ زن و عشق موضوع اصلی شعر قبانیاند.شعرهایش را خوانندگانی مانند عبدالحلیم حافظ و نجات صغیره (مصر)، فیروز و ماجده الرومی (لبنان)، کاظم الساهر(عراق) خواندهاند. او در دنیای عرب از شهرتی بیهمتا برخوردار است. شعر او به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شدهاست و خوانندگانی بیشمار دارد.وی متولد دمشق بود
✍️نویسنده:#نزار_توفیق_قبانی
ژانر:#عاشقانه
#ادبیات_سوریه
امید واریم از خوندن این کتاب لذت ببرید.
@nezar_asheghaneha
📖معرفی کتاب
نزار توفیق قبانی (به عربی: نزار توفیق قبانی؛ ۲۱ مارس ۱۹۲۳–۳۰ آوریل ۱۹۹۸) دیپلمات، شاعر، نویسنده و ناشر سوری بود. سبک شعری او ترکیبی از سادگی و ظرافت در کاوش موضوعات عشق، اروتیسم، فمینیسم، دین و ناسیونالیسم عربی میباشد. شاعری است که با شعرهای عاشقانهاش مشهور است؛ زن و عشق موضوع اصلی شعر قبانیاند.شعرهایش را خوانندگانی مانند عبدالحلیم حافظ و نجات صغیره (مصر)، فیروز و ماجده الرومی (لبنان)، کاظم الساهر(عراق) خواندهاند. او در دنیای عرب از شهرتی بیهمتا برخوردار است. شعر او به اکثر زبانهای دنیا ترجمه شدهاست و خوانندگانی بیشمار دارد.وی متولد دمشق بود
✍️نویسنده:#نزار_توفیق_قبانی
ژانر:#عاشقانه
#ادبیات_سوریه
امید واریم از خوندن این کتاب لذت ببرید.
@nezar_asheghaneha
فكرتُ انَ الشِعرْ،
يهبط كالمفاجأةِ السعيدَهْ
و يجيءُ مثلَ الطائرَ الليلي مِنْ جزرٍ بعيدَهْ
حتّى وجدتكِ بينَ اَقلامي و بينَ دفاتري
فعرفتُ انكِ تكتبينَ مَعي القصيدَهْ
گمان مى كردم كه شعر؛
همچون شگفتانه اى خوشبخت،
نازل مى شود…
يا همچون پرنده اى مهاجر؛
از جزاير دوردست
مى آيد…
تا اين كه تو را،
لابلاى قلم ها و دفترهايم يافتم…
و فهميدم كه تو،
شعرها را با من مى نويسى…
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
يهبط كالمفاجأةِ السعيدَهْ
و يجيءُ مثلَ الطائرَ الليلي مِنْ جزرٍ بعيدَهْ
حتّى وجدتكِ بينَ اَقلامي و بينَ دفاتري
فعرفتُ انكِ تكتبينَ مَعي القصيدَهْ
گمان مى كردم كه شعر؛
همچون شگفتانه اى خوشبخت،
نازل مى شود…
يا همچون پرنده اى مهاجر؛
از جزاير دوردست
مى آيد…
تا اين كه تو را،
لابلاى قلم ها و دفترهايم يافتم…
و فهميدم كه تو،
شعرها را با من مى نويسى…
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
عشقت را از سالی به سال دیگر منتقل میکنم
همانند دانشآموزی که تکالیف مدرسهاش را به دفتر جدیدش منتقل میکند
صدایت،
عطرت،
نامههایت،
شماره تلفنت
و صندوق نامههایت را منتقل میکنم
و آویزانشان میکنم در گنجینهی سال نو
و اقامت همیشگیات در قلبم را برایت صادر میکنم
دوستت دارم...
و هرگز تو را در برگهی ۳۱ دسامبر تنها رها نخواهم کرد
تو را بر شانههایم حمل میکنم
و میگردانمت میان فصلها
در زمستان، کلاه پشمی قرمز رنگی
بر سرت خواهم گذاشت تا سردت نشود
در پاییز، تنها بارانیام را به تو خواهم داد که خیس نشوی
در بهار تو را بر سبزههای تازه روییده رها میکنم تا به خواب فرو روی
و با ملخها و گنجشکان صبحانه بخوری
و در تابستان
برایت تور کوچکی خواهم خرید
تا صدفها و مرغان دریایی
و ماهیهای گمنام را صید کنی
دوستت دارم...
و نمیخواهم تو را به حافظهی کارهای گذشته،
و نه به حافظهی قطارهایِ سفر کرده وصل کنم
تو آخرین قطاری که شبانهروز
روی رگهای دستانم در حال سفر است
تو آخرین قطار منی
و من آخرین ایستگاه تو
دوستت دارم
و دوست دارم تو را به عصر خود
و آداب و رسوم خود وصل کنم
و تو را همچون ستارهای
در مدار خود بگذارم
میخواهم همچون واژه
و مساحت کاغذ شوی
که اگر کتابی منتشر کردم و مردم آن را خواندند تو را همچون گُلی در آن بیابند
میخواهم همچون دهانم شوی
که اگر لب به سخن گشودم
مردم در صدایم، تو را
در حال تنشویی ببینند
میخواهم شبیه دستم شوی
که اگر آن را روی میز گذاشتم
مردم تو را در آن خواب بیابند
چونان پروانهای در دستان پسرکی
من به آداب تبریک گفتنها ناآشنایم
من عشق را، و تو را آشنایم
که بر پوستم در حال گشت و گذار است،
و تو که زیر پوستم در حال قدم زدنی
اما من خیابانها و پیادهروهای شسته به باران را به دوش خواهم کشید
و به جستوجوی تو مشغول میشوم
دوستت دارم...
آری دوستت دارم
و این تنها کاریست که به آن آشنایم
و به این، دوستان و دشمنان حسد میورزند
پیش از تو
آفتاب،
کوهها،
جنگلها،
لغت،
و گنجشکان در خواب بودند
پس سپاسگزارم که مرا وارد مدرسه کردی
و سپاسگزارم که زبان عشق را به من آموختی
و سپاسگزارم که پذیرفتی دلبرم باشی...
#نزار_قباني
@nezar_asheghaneha
همانند دانشآموزی که تکالیف مدرسهاش را به دفتر جدیدش منتقل میکند
صدایت،
عطرت،
نامههایت،
شماره تلفنت
و صندوق نامههایت را منتقل میکنم
و آویزانشان میکنم در گنجینهی سال نو
و اقامت همیشگیات در قلبم را برایت صادر میکنم
دوستت دارم...
و هرگز تو را در برگهی ۳۱ دسامبر تنها رها نخواهم کرد
تو را بر شانههایم حمل میکنم
و میگردانمت میان فصلها
در زمستان، کلاه پشمی قرمز رنگی
بر سرت خواهم گذاشت تا سردت نشود
در پاییز، تنها بارانیام را به تو خواهم داد که خیس نشوی
در بهار تو را بر سبزههای تازه روییده رها میکنم تا به خواب فرو روی
و با ملخها و گنجشکان صبحانه بخوری
و در تابستان
برایت تور کوچکی خواهم خرید
تا صدفها و مرغان دریایی
و ماهیهای گمنام را صید کنی
دوستت دارم...
و نمیخواهم تو را به حافظهی کارهای گذشته،
و نه به حافظهی قطارهایِ سفر کرده وصل کنم
تو آخرین قطاری که شبانهروز
روی رگهای دستانم در حال سفر است
تو آخرین قطار منی
و من آخرین ایستگاه تو
دوستت دارم
و دوست دارم تو را به عصر خود
و آداب و رسوم خود وصل کنم
و تو را همچون ستارهای
در مدار خود بگذارم
میخواهم همچون واژه
و مساحت کاغذ شوی
که اگر کتابی منتشر کردم و مردم آن را خواندند تو را همچون گُلی در آن بیابند
میخواهم همچون دهانم شوی
که اگر لب به سخن گشودم
مردم در صدایم، تو را
در حال تنشویی ببینند
میخواهم شبیه دستم شوی
که اگر آن را روی میز گذاشتم
مردم تو را در آن خواب بیابند
چونان پروانهای در دستان پسرکی
من به آداب تبریک گفتنها ناآشنایم
من عشق را، و تو را آشنایم
که بر پوستم در حال گشت و گذار است،
و تو که زیر پوستم در حال قدم زدنی
اما من خیابانها و پیادهروهای شسته به باران را به دوش خواهم کشید
و به جستوجوی تو مشغول میشوم
دوستت دارم...
آری دوستت دارم
و این تنها کاریست که به آن آشنایم
و به این، دوستان و دشمنان حسد میورزند
پیش از تو
آفتاب،
کوهها،
جنگلها،
لغت،
و گنجشکان در خواب بودند
پس سپاسگزارم که مرا وارد مدرسه کردی
و سپاسگزارم که زبان عشق را به من آموختی
و سپاسگزارم که پذیرفتی دلبرم باشی...
#نزار_قباني
@nezar_asheghaneha
أسمع بخشوع
موسيقى برامز.
وبيتهوفن.
وشوبان.
ورحمانينوف.
لكن البدوي في داخلي
يظل يشتاق إلى صوت الربابة.
فروتنانه گوش میسپرم
به نغمههای برامس، بتهوون، شوپن، راخمانینف.
صحرانشینِ درونم اما هنوز
شورِ رباب در سر دارد.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
موسيقى برامز.
وبيتهوفن.
وشوبان.
ورحمانينوف.
لكن البدوي في داخلي
يظل يشتاق إلى صوت الربابة.
فروتنانه گوش میسپرم
به نغمههای برامس، بتهوون، شوپن، راخمانینف.
صحرانشینِ درونم اما هنوز
شورِ رباب در سر دارد.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
[لا يقلقني الثلج
ولا يزعجني حصار الصقيع
فأنا أقاومه ..
حيناً بالشعر... وحيناً بالحب...
فليس عندي وسيلة أخرى للتدفئة ..
سوى أن أحبك...
أو أكتب لك قصيدة حب !!]
برف هراس ام نمی دهد.
و محاصرهی یخبندان به ستوه ام نمی آورد.
در برابر اش تاب می آورم.
گاه با شعر...
و گاه با عشق...
که برای گرم ماندن
بهانه ی دیگری ندارم...
جز آنکه
دوست ات داشته باشم
یا
عاشقانهای برای ات بنویس ام!
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
ولا يزعجني حصار الصقيع
فأنا أقاومه ..
حيناً بالشعر... وحيناً بالحب...
فليس عندي وسيلة أخرى للتدفئة ..
سوى أن أحبك...
أو أكتب لك قصيدة حب !!]
برف هراس ام نمی دهد.
و محاصرهی یخبندان به ستوه ام نمی آورد.
در برابر اش تاب می آورم.
گاه با شعر...
و گاه با عشق...
که برای گرم ماندن
بهانه ی دیگری ندارم...
جز آنکه
دوست ات داشته باشم
یا
عاشقانهای برای ات بنویس ام!
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
اى لحظاتِ خوش كه هنوز از راه نرسیدهاید،
آيا نمیشود راهِ كوتاهترى در پیش بگیرید،
قبل از اینكه دلهایمان فرتوت شوند؟
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
آيا نمیشود راهِ كوتاهترى در پیش بگیرید،
قبل از اینكه دلهایمان فرتوت شوند؟
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
نزار_قبانی حق داشت
وقتی میگفت :
اگر دوری تو را عاشق نکند ،
پس تو واقعا عاشق نبودی ...
چون عشق به نزدیکی معشوق نیست ،
عشق آن است که ....
هر گاه از دیدگانمان غایب شوند ،
اشتیاقشان در دل ما زنده شود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
وقتی میگفت :
اگر دوری تو را عاشق نکند ،
پس تو واقعا عاشق نبودی ...
چون عشق به نزدیکی معشوق نیست ،
عشق آن است که ....
هر گاه از دیدگانمان غایب شوند ،
اشتیاقشان در دل ما زنده شود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
نامه هایت در صندوق پستی من
کبوترانی خانگی اند
بی تاب خفتن در دست هایم!
یاس هایی سفیدند!
به خاطر سفیدی یاس ها از تو ممنونم!
می پرسی در غیابت چه کرده ام؟
غیبتت!؟
تو در من بودی!
با چمدانت در پیاده روهای ذهنم
راه رفتهیی!
ویزای تو پیش من استُ
بلیط سفرت!
ممنوع الخروجی
از مرزهای قلب من!
ممنوع الخروجی
از سرزمین احساسم!
...
نامه هایت کوهی از یاقوت است
در صندوق پستی من!
از بیروت پرسیده بودی!
میدان ها و قهوه خانه های بیروت،
بندرها وُ هتل ها وُ کشتی هایش
همه وُ همه در چشم های تو جا دارند!
چشم که ببندی
بیروت گم می شود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
کبوترانی خانگی اند
بی تاب خفتن در دست هایم!
یاس هایی سفیدند!
به خاطر سفیدی یاس ها از تو ممنونم!
می پرسی در غیابت چه کرده ام؟
غیبتت!؟
تو در من بودی!
با چمدانت در پیاده روهای ذهنم
راه رفتهیی!
ویزای تو پیش من استُ
بلیط سفرت!
ممنوع الخروجی
از مرزهای قلب من!
ممنوع الخروجی
از سرزمین احساسم!
...
نامه هایت کوهی از یاقوت است
در صندوق پستی من!
از بیروت پرسیده بودی!
میدان ها و قهوه خانه های بیروت،
بندرها وُ هتل ها وُ کشتی هایش
همه وُ همه در چشم های تو جا دارند!
چشم که ببندی
بیروت گم می شود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
وكوني لي الملاذَ
حينَ يضيقُ بي هذا العالمُ الواسع
پناهم باش!
آنگاه که این جهانِ فراخ، بر من؛ تنگ میشود
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
حينَ يضيقُ بي هذا العالمُ الواسع
پناهم باش!
آنگاه که این جهانِ فراخ، بر من؛ تنگ میشود
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
◻️
#موسیقی_عربی
ترانهٔ «کلمات» یکی از مشهورترین و زیباترین آثاری است که ماجده الرومی اجرا کرده است. این اثر از برجستهترین نمونههای موسیقی اصیل عربی بهشمار میرود و بهواسطهٔ شعر فاخر، ملودی سرشار از احساس و صدای گرم و تأثیرگذار ماجده الرومی، جایگاهی ماندگار در حافظهٔ دوستداران موسیقی عرب یافته است. متن این ترانه برگرفته از سرودهای از نزار قبانی است؛ شاعری که با سبک عاشقانهٔ ژرف و توانایی کمنظیرش در بیان عشق و احساسات انسانی، آثاری سرشار از لطافت، دلتنگی و زیبایی آفریده است.
«کلمات» با فضایی آرام، کلاسیک و دلنشین شناخته میشود؛ فضایی که بیش از هر چیز بر قدرت شعر و ظرافت ملودی تکیه دارد، نه بر ریتمهای تند و پرهیجان. همین ویژگی سبب شده است که این اثر نزد دوستداران موسیقی اصیل و طرب کلاسیک عربی، محبوبیتی ویژه پیدا کند. ماجده الرومی نیز با اجرای هنرمندانهٔ خود، روحی تازه به این شعر بخشیده است؛ چنانکه صدای پرصلابت او با اندوهی عاشقانه و احساسی عمیق درآمیخته و «کلمات» را به یکی از درخشانترین آثار کارنامهٔ هنریاش بدل کرده است.
این ترانه روایتگر احساس عشق، دلتنگی و جستوجوی گرمای عاطفه است؛ روایتی که با تصاویر شاعرانه و تعبیرهای لطیف، جان میگیرد. از همین رو، «کلمات» همچنان از محبوبترین آثار نزد دوستداران شعر و موسیقی کلاسیک عربی بهشمار میآید و نمونهای درخشان از پیوند موفق شعر فاخر عربی با موسیقی اصیل و اجرای هنرمندانه است.
#ماجدة_الرومي
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
#موسیقی_عربی
ترانهٔ «کلمات» یکی از مشهورترین و زیباترین آثاری است که ماجده الرومی اجرا کرده است. این اثر از برجستهترین نمونههای موسیقی اصیل عربی بهشمار میرود و بهواسطهٔ شعر فاخر، ملودی سرشار از احساس و صدای گرم و تأثیرگذار ماجده الرومی، جایگاهی ماندگار در حافظهٔ دوستداران موسیقی عرب یافته است. متن این ترانه برگرفته از سرودهای از نزار قبانی است؛ شاعری که با سبک عاشقانهٔ ژرف و توانایی کمنظیرش در بیان عشق و احساسات انسانی، آثاری سرشار از لطافت، دلتنگی و زیبایی آفریده است.
«کلمات» با فضایی آرام، کلاسیک و دلنشین شناخته میشود؛ فضایی که بیش از هر چیز بر قدرت شعر و ظرافت ملودی تکیه دارد، نه بر ریتمهای تند و پرهیجان. همین ویژگی سبب شده است که این اثر نزد دوستداران موسیقی اصیل و طرب کلاسیک عربی، محبوبیتی ویژه پیدا کند. ماجده الرومی نیز با اجرای هنرمندانهٔ خود، روحی تازه به این شعر بخشیده است؛ چنانکه صدای پرصلابت او با اندوهی عاشقانه و احساسی عمیق درآمیخته و «کلمات» را به یکی از درخشانترین آثار کارنامهٔ هنریاش بدل کرده است.
این ترانه روایتگر احساس عشق، دلتنگی و جستوجوی گرمای عاطفه است؛ روایتی که با تصاویر شاعرانه و تعبیرهای لطیف، جان میگیرد. از همین رو، «کلمات» همچنان از محبوبترین آثار نزد دوستداران شعر و موسیقی کلاسیک عربی بهشمار میآید و نمونهای درخشان از پیوند موفق شعر فاخر عربی با موسیقی اصیل و اجرای هنرمندانه است.
#ماجدة_الرومي
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
Telegram
attach 📎
چرا تو؟
چرا تنها تو؟
چرا تنها تو از میان آدمیان
هندسه حیات مرا در هم می ریزی
پا برهنه به جهان کوچکم وارد می شوی
در را می بندی و من
اعتراضی نمی کنم؟
چرا تنها تورا دوست می دارم و می خواهم؟
می گذارم بر مژه هایم بنشینی و
ورق بازی کنی
و اعتراضی نمی کنم؟...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
چرا تنها تو؟
چرا تنها تو از میان آدمیان
هندسه حیات مرا در هم می ریزی
پا برهنه به جهان کوچکم وارد می شوی
در را می بندی و من
اعتراضی نمی کنم؟
چرا تنها تورا دوست می دارم و می خواهم؟
می گذارم بر مژه هایم بنشینی و
ورق بازی کنی
و اعتراضی نمی کنم؟...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
اگر جنگ نبود
تو را به خانه ام دعوت میکردم و میگفتم:
"به کشورم خوش آمدی
چای بنوش، خسته ای..."
برایت اتاقی از گل میساختم
و شاید تو را در آغوش میفشردم
اگر جنگ نبود
تمام مین های سر راه را گل میکاشتم
تا کشورم زیباتر به چشمانت بیاید
اگر جنگ نبود
مرز را نیمکتی میگذاشتم
کمی کنار هم به گفتگو مینشستیم
و خارج از محدوده دید تک تیر اندازان
گلی بدرقه راهت میکردم
اگر جنگ نبود
تو را به کافه های کشورم میبردم
و شاید دو جرعه به سلامتی ات مینوشیدم
و مجبور نبودم ماشه ای را بکشم
که برای دختری در آنور مرز های کشورم
اشک به بار می آورد
حالا که جنگ میدرد
تن های بی روحمان را
برای زنی که عکسش در جیب سمت چپم نبض میزند
گلوله نفرست
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
تو را به خانه ام دعوت میکردم و میگفتم:
"به کشورم خوش آمدی
چای بنوش، خسته ای..."
برایت اتاقی از گل میساختم
و شاید تو را در آغوش میفشردم
اگر جنگ نبود
تمام مین های سر راه را گل میکاشتم
تا کشورم زیباتر به چشمانت بیاید
اگر جنگ نبود
مرز را نیمکتی میگذاشتم
کمی کنار هم به گفتگو مینشستیم
و خارج از محدوده دید تک تیر اندازان
گلی بدرقه راهت میکردم
اگر جنگ نبود
تو را به کافه های کشورم میبردم
و شاید دو جرعه به سلامتی ات مینوشیدم
و مجبور نبودم ماشه ای را بکشم
که برای دختری در آنور مرز های کشورم
اشک به بار می آورد
حالا که جنگ میدرد
تن های بی روحمان را
برای زنی که عکسش در جیب سمت چپم نبض میزند
گلوله نفرست
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
بگذار با همه حروف ندا
تو را در دهم....
اسمت را اگر زمزمه نکنم،
از لبانم زاده می شوی.
بگذار دولت عشق را به پا دارم...
و من بشوم بزرگترین عاشقان...
بگذار چهره ی تمدن را با عشق رهبری کنم...
زیرا تو خود تمدنی
و میراث باستانی
که در باطن زمین از هزاران سال پیش
شکل گرفته است.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
تو را در دهم....
اسمت را اگر زمزمه نکنم،
از لبانم زاده می شوی.
بگذار دولت عشق را به پا دارم...
و من بشوم بزرگترین عاشقان...
بگذار چهره ی تمدن را با عشق رهبری کنم...
زیرا تو خود تمدنی
و میراث باستانی
که در باطن زمین از هزاران سال پیش
شکل گرفته است.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
🔔 زنگ همراهی
برای اینکه دیابت از شیرینی روزهای مدرسه کم نکند
روزهای مدرسه فقط کلاس و درس نیست؛ زنگ تفریح، ورزش، خوراکی خوردن، اردو و وقت گذراندن با دوستان هم بخشی از خاطرههای شیرین این سالهاست.
برای یک کودک مبتلا به دیابت نوع ۱، هرکدام از این موقعیتها میتواند نیاز به مراقبت و تصمیمگیری داشته باشد. در «زنگ همراهی» میخواهیم هزینه آموزش ۲۰۰ کودک و خانوادهشان را تأمین کنیم تا برای مدیریت دیابت در روزهای مدرسه آمادهتر باشند.
💙 هر سهم ۱۵۰ هزار تومان است و هر ۱۰ سهم، هزینه آموزش یک کودک و خانواده را تأمین میکند.
برای مشارکت در «زنگ همراهی» میتوانید یک یا چند سهم را به حساب زیر واریز کنید:
💳 راه حمایت از زنگ همراهی
🔗 https://gdia.ir/zng4
❇️ انجمن دیابت گابریگ
برای اینکه دیابت از شیرینی روزهای مدرسه کم نکند
روزهای مدرسه فقط کلاس و درس نیست؛ زنگ تفریح، ورزش، خوراکی خوردن، اردو و وقت گذراندن با دوستان هم بخشی از خاطرههای شیرین این سالهاست.
برای یک کودک مبتلا به دیابت نوع ۱، هرکدام از این موقعیتها میتواند نیاز به مراقبت و تصمیمگیری داشته باشد. در «زنگ همراهی» میخواهیم هزینه آموزش ۲۰۰ کودک و خانوادهشان را تأمین کنیم تا برای مدیریت دیابت در روزهای مدرسه آمادهتر باشند.
💙 هر سهم ۱۵۰ هزار تومان است و هر ۱۰ سهم، هزینه آموزش یک کودک و خانواده را تأمین میکند.
برای مشارکت در «زنگ همراهی» میتوانید یک یا چند سهم را به حساب زیر واریز کنید:
💳 راه حمایت از زنگ همراهی
🔗 https://gdia.ir/zng4
❇️ انجمن دیابت گابریگ
آیا شک داری،
که بخشی از وجود منی؟
من از چشمان تو آتش را دزدیدم..!
و مهمترین انقلاب ها را رقم زدم....
تو ماهی هستی
که در آب حیات من شنا می کنی...
تو ماهی هستی که هرشب
از پنجره کلمات من طلوع می کنی...
تو بزرگترین فتح ؛
در میان فتوحات منی..!
تو آخرین وطنی
که در آن زاده شدم..
و در آن دفن خواهم شد...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
که بخشی از وجود منی؟
من از چشمان تو آتش را دزدیدم..!
و مهمترین انقلاب ها را رقم زدم....
تو ماهی هستی
که در آب حیات من شنا می کنی...
تو ماهی هستی که هرشب
از پنجره کلمات من طلوع می کنی...
تو بزرگترین فتح ؛
در میان فتوحات منی..!
تو آخرین وطنی
که در آن زاده شدم..
و در آن دفن خواهم شد...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
اگر در بازی شطرنج، مهرهی مٶنثی میبود
شاه، از فرطِ عشق، هلاک میشد
اما کسی نمیداند که چرا در شطرنج، شاه هست اما ملکه نیست
چون هیچوقت نمیشود زن را به بازی تبدیل کرد
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
شاه، از فرطِ عشق، هلاک میشد
اما کسی نمیداند که چرا در شطرنج، شاه هست اما ملکه نیست
چون هیچوقت نمیشود زن را به بازی تبدیل کرد
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha