أسمع بخشوع
موسيقى برامز.
وبيتهوفن.
وشوبان.
ورحمانينوف.
لكن البدوي في داخلي
يظل يشتاق إلى صوت الربابة.
فروتنانه گوش میسپرم
به نغمههای برامس، بتهوون، شوپن، راخمانینف.
صحرانشینِ درونم اما هنوز
شورِ رباب در سر دارد.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
موسيقى برامز.
وبيتهوفن.
وشوبان.
ورحمانينوف.
لكن البدوي في داخلي
يظل يشتاق إلى صوت الربابة.
فروتنانه گوش میسپرم
به نغمههای برامس، بتهوون، شوپن، راخمانینف.
صحرانشینِ درونم اما هنوز
شورِ رباب در سر دارد.
#نزار_قبانی
#برگردان_عذرا_جوانمردی
@nezar_asheghaneha
[لا يقلقني الثلج
ولا يزعجني حصار الصقيع
فأنا أقاومه ..
حيناً بالشعر... وحيناً بالحب...
فليس عندي وسيلة أخرى للتدفئة ..
سوى أن أحبك...
أو أكتب لك قصيدة حب !!]
برف هراس ام نمی دهد.
و محاصرهی یخبندان به ستوه ام نمی آورد.
در برابر اش تاب می آورم.
گاه با شعر...
و گاه با عشق...
که برای گرم ماندن
بهانه ی دیگری ندارم...
جز آنکه
دوست ات داشته باشم
یا
عاشقانهای برای ات بنویس ام!
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
ولا يزعجني حصار الصقيع
فأنا أقاومه ..
حيناً بالشعر... وحيناً بالحب...
فليس عندي وسيلة أخرى للتدفئة ..
سوى أن أحبك...
أو أكتب لك قصيدة حب !!]
برف هراس ام نمی دهد.
و محاصرهی یخبندان به ستوه ام نمی آورد.
در برابر اش تاب می آورم.
گاه با شعر...
و گاه با عشق...
که برای گرم ماندن
بهانه ی دیگری ندارم...
جز آنکه
دوست ات داشته باشم
یا
عاشقانهای برای ات بنویس ام!
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
اى لحظاتِ خوش كه هنوز از راه نرسیدهاید،
آيا نمیشود راهِ كوتاهترى در پیش بگیرید،
قبل از اینكه دلهایمان فرتوت شوند؟
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
آيا نمیشود راهِ كوتاهترى در پیش بگیرید،
قبل از اینكه دلهایمان فرتوت شوند؟
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
نزار_قبانی حق داشت
وقتی میگفت :
اگر دوری تو را عاشق نکند ،
پس تو واقعا عاشق نبودی ...
چون عشق به نزدیکی معشوق نیست ،
عشق آن است که ....
هر گاه از دیدگانمان غایب شوند ،
اشتیاقشان در دل ما زنده شود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
وقتی میگفت :
اگر دوری تو را عاشق نکند ،
پس تو واقعا عاشق نبودی ...
چون عشق به نزدیکی معشوق نیست ،
عشق آن است که ....
هر گاه از دیدگانمان غایب شوند ،
اشتیاقشان در دل ما زنده شود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
نامه هایت در صندوق پستی من
کبوترانی خانگی اند
بی تاب خفتن در دست هایم!
یاس هایی سفیدند!
به خاطر سفیدی یاس ها از تو ممنونم!
می پرسی در غیابت چه کرده ام؟
غیبتت!؟
تو در من بودی!
با چمدانت در پیاده روهای ذهنم
راه رفتهیی!
ویزای تو پیش من استُ
بلیط سفرت!
ممنوع الخروجی
از مرزهای قلب من!
ممنوع الخروجی
از سرزمین احساسم!
...
نامه هایت کوهی از یاقوت است
در صندوق پستی من!
از بیروت پرسیده بودی!
میدان ها و قهوه خانه های بیروت،
بندرها وُ هتل ها وُ کشتی هایش
همه وُ همه در چشم های تو جا دارند!
چشم که ببندی
بیروت گم می شود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
کبوترانی خانگی اند
بی تاب خفتن در دست هایم!
یاس هایی سفیدند!
به خاطر سفیدی یاس ها از تو ممنونم!
می پرسی در غیابت چه کرده ام؟
غیبتت!؟
تو در من بودی!
با چمدانت در پیاده روهای ذهنم
راه رفتهیی!
ویزای تو پیش من استُ
بلیط سفرت!
ممنوع الخروجی
از مرزهای قلب من!
ممنوع الخروجی
از سرزمین احساسم!
...
نامه هایت کوهی از یاقوت است
در صندوق پستی من!
از بیروت پرسیده بودی!
میدان ها و قهوه خانه های بیروت،
بندرها وُ هتل ها وُ کشتی هایش
همه وُ همه در چشم های تو جا دارند!
چشم که ببندی
بیروت گم می شود.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
وكوني لي الملاذَ
حينَ يضيقُ بي هذا العالمُ الواسع
پناهم باش!
آنگاه که این جهانِ فراخ، بر من؛ تنگ میشود
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
حينَ يضيقُ بي هذا العالمُ الواسع
پناهم باش!
آنگاه که این جهانِ فراخ، بر من؛ تنگ میشود
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
◻️
#موسیقی_عربی
ترانهٔ «کلمات» یکی از مشهورترین و زیباترین آثاری است که ماجده الرومی اجرا کرده است. این اثر از برجستهترین نمونههای موسیقی اصیل عربی بهشمار میرود و بهواسطهٔ شعر فاخر، ملودی سرشار از احساس و صدای گرم و تأثیرگذار ماجده الرومی، جایگاهی ماندگار در حافظهٔ دوستداران موسیقی عرب یافته است. متن این ترانه برگرفته از سرودهای از نزار قبانی است؛ شاعری که با سبک عاشقانهٔ ژرف و توانایی کمنظیرش در بیان عشق و احساسات انسانی، آثاری سرشار از لطافت، دلتنگی و زیبایی آفریده است.
«کلمات» با فضایی آرام، کلاسیک و دلنشین شناخته میشود؛ فضایی که بیش از هر چیز بر قدرت شعر و ظرافت ملودی تکیه دارد، نه بر ریتمهای تند و پرهیجان. همین ویژگی سبب شده است که این اثر نزد دوستداران موسیقی اصیل و طرب کلاسیک عربی، محبوبیتی ویژه پیدا کند. ماجده الرومی نیز با اجرای هنرمندانهٔ خود، روحی تازه به این شعر بخشیده است؛ چنانکه صدای پرصلابت او با اندوهی عاشقانه و احساسی عمیق درآمیخته و «کلمات» را به یکی از درخشانترین آثار کارنامهٔ هنریاش بدل کرده است.
این ترانه روایتگر احساس عشق، دلتنگی و جستوجوی گرمای عاطفه است؛ روایتی که با تصاویر شاعرانه و تعبیرهای لطیف، جان میگیرد. از همین رو، «کلمات» همچنان از محبوبترین آثار نزد دوستداران شعر و موسیقی کلاسیک عربی بهشمار میآید و نمونهای درخشان از پیوند موفق شعر فاخر عربی با موسیقی اصیل و اجرای هنرمندانه است.
#ماجدة_الرومي
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
#موسیقی_عربی
ترانهٔ «کلمات» یکی از مشهورترین و زیباترین آثاری است که ماجده الرومی اجرا کرده است. این اثر از برجستهترین نمونههای موسیقی اصیل عربی بهشمار میرود و بهواسطهٔ شعر فاخر، ملودی سرشار از احساس و صدای گرم و تأثیرگذار ماجده الرومی، جایگاهی ماندگار در حافظهٔ دوستداران موسیقی عرب یافته است. متن این ترانه برگرفته از سرودهای از نزار قبانی است؛ شاعری که با سبک عاشقانهٔ ژرف و توانایی کمنظیرش در بیان عشق و احساسات انسانی، آثاری سرشار از لطافت، دلتنگی و زیبایی آفریده است.
«کلمات» با فضایی آرام، کلاسیک و دلنشین شناخته میشود؛ فضایی که بیش از هر چیز بر قدرت شعر و ظرافت ملودی تکیه دارد، نه بر ریتمهای تند و پرهیجان. همین ویژگی سبب شده است که این اثر نزد دوستداران موسیقی اصیل و طرب کلاسیک عربی، محبوبیتی ویژه پیدا کند. ماجده الرومی نیز با اجرای هنرمندانهٔ خود، روحی تازه به این شعر بخشیده است؛ چنانکه صدای پرصلابت او با اندوهی عاشقانه و احساسی عمیق درآمیخته و «کلمات» را به یکی از درخشانترین آثار کارنامهٔ هنریاش بدل کرده است.
این ترانه روایتگر احساس عشق، دلتنگی و جستوجوی گرمای عاطفه است؛ روایتی که با تصاویر شاعرانه و تعبیرهای لطیف، جان میگیرد. از همین رو، «کلمات» همچنان از محبوبترین آثار نزد دوستداران شعر و موسیقی کلاسیک عربی بهشمار میآید و نمونهای درخشان از پیوند موفق شعر فاخر عربی با موسیقی اصیل و اجرای هنرمندانه است.
#ماجدة_الرومي
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
Telegram
attach 📎
چرا تو؟
چرا تنها تو؟
چرا تنها تو از میان آدمیان
هندسه حیات مرا در هم می ریزی
پا برهنه به جهان کوچکم وارد می شوی
در را می بندی و من
اعتراضی نمی کنم؟
چرا تنها تورا دوست می دارم و می خواهم؟
می گذارم بر مژه هایم بنشینی و
ورق بازی کنی
و اعتراضی نمی کنم؟...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
چرا تنها تو؟
چرا تنها تو از میان آدمیان
هندسه حیات مرا در هم می ریزی
پا برهنه به جهان کوچکم وارد می شوی
در را می بندی و من
اعتراضی نمی کنم؟
چرا تنها تورا دوست می دارم و می خواهم؟
می گذارم بر مژه هایم بنشینی و
ورق بازی کنی
و اعتراضی نمی کنم؟...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
اگر جنگ نبود
تو را به خانه ام دعوت میکردم و میگفتم:
"به کشورم خوش آمدی
چای بنوش، خسته ای..."
برایت اتاقی از گل میساختم
و شاید تو را در آغوش میفشردم
اگر جنگ نبود
تمام مین های سر راه را گل میکاشتم
تا کشورم زیباتر به چشمانت بیاید
اگر جنگ نبود
مرز را نیمکتی میگذاشتم
کمی کنار هم به گفتگو مینشستیم
و خارج از محدوده دید تک تیر اندازان
گلی بدرقه راهت میکردم
اگر جنگ نبود
تو را به کافه های کشورم میبردم
و شاید دو جرعه به سلامتی ات مینوشیدم
و مجبور نبودم ماشه ای را بکشم
که برای دختری در آنور مرز های کشورم
اشک به بار می آورد
حالا که جنگ میدرد
تن های بی روحمان را
برای زنی که عکسش در جیب سمت چپم نبض میزند
گلوله نفرست
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
تو را به خانه ام دعوت میکردم و میگفتم:
"به کشورم خوش آمدی
چای بنوش، خسته ای..."
برایت اتاقی از گل میساختم
و شاید تو را در آغوش میفشردم
اگر جنگ نبود
تمام مین های سر راه را گل میکاشتم
تا کشورم زیباتر به چشمانت بیاید
اگر جنگ نبود
مرز را نیمکتی میگذاشتم
کمی کنار هم به گفتگو مینشستیم
و خارج از محدوده دید تک تیر اندازان
گلی بدرقه راهت میکردم
اگر جنگ نبود
تو را به کافه های کشورم میبردم
و شاید دو جرعه به سلامتی ات مینوشیدم
و مجبور نبودم ماشه ای را بکشم
که برای دختری در آنور مرز های کشورم
اشک به بار می آورد
حالا که جنگ میدرد
تن های بی روحمان را
برای زنی که عکسش در جیب سمت چپم نبض میزند
گلوله نفرست
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
بگذار با همه حروف ندا
تو را در دهم....
اسمت را اگر زمزمه نکنم،
از لبانم زاده می شوی.
بگذار دولت عشق را به پا دارم...
و من بشوم بزرگترین عاشقان...
بگذار چهره ی تمدن را با عشق رهبری کنم...
زیرا تو خود تمدنی
و میراث باستانی
که در باطن زمین از هزاران سال پیش
شکل گرفته است.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
تو را در دهم....
اسمت را اگر زمزمه نکنم،
از لبانم زاده می شوی.
بگذار دولت عشق را به پا دارم...
و من بشوم بزرگترین عاشقان...
بگذار چهره ی تمدن را با عشق رهبری کنم...
زیرا تو خود تمدنی
و میراث باستانی
که در باطن زمین از هزاران سال پیش
شکل گرفته است.
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
🔔 زنگ همراهی
برای اینکه دیابت از شیرینی روزهای مدرسه کم نکند
روزهای مدرسه فقط کلاس و درس نیست؛ زنگ تفریح، ورزش، خوراکی خوردن، اردو و وقت گذراندن با دوستان هم بخشی از خاطرههای شیرین این سالهاست.
برای یک کودک مبتلا به دیابت نوع ۱، هرکدام از این موقعیتها میتواند نیاز به مراقبت و تصمیمگیری داشته باشد. در «زنگ همراهی» میخواهیم هزینه آموزش ۲۰۰ کودک و خانوادهشان را تأمین کنیم تا برای مدیریت دیابت در روزهای مدرسه آمادهتر باشند.
💙 هر سهم ۱۵۰ هزار تومان است و هر ۱۰ سهم، هزینه آموزش یک کودک و خانواده را تأمین میکند.
برای مشارکت در «زنگ همراهی» میتوانید یک یا چند سهم را به حساب زیر واریز کنید:
💳 راه حمایت از زنگ همراهی
🔗 https://gdia.ir/zng4
❇️ انجمن دیابت گابریگ
برای اینکه دیابت از شیرینی روزهای مدرسه کم نکند
روزهای مدرسه فقط کلاس و درس نیست؛ زنگ تفریح، ورزش، خوراکی خوردن، اردو و وقت گذراندن با دوستان هم بخشی از خاطرههای شیرین این سالهاست.
برای یک کودک مبتلا به دیابت نوع ۱، هرکدام از این موقعیتها میتواند نیاز به مراقبت و تصمیمگیری داشته باشد. در «زنگ همراهی» میخواهیم هزینه آموزش ۲۰۰ کودک و خانوادهشان را تأمین کنیم تا برای مدیریت دیابت در روزهای مدرسه آمادهتر باشند.
💙 هر سهم ۱۵۰ هزار تومان است و هر ۱۰ سهم، هزینه آموزش یک کودک و خانواده را تأمین میکند.
برای مشارکت در «زنگ همراهی» میتوانید یک یا چند سهم را به حساب زیر واریز کنید:
💳 راه حمایت از زنگ همراهی
🔗 https://gdia.ir/zng4
❇️ انجمن دیابت گابریگ
آیا شک داری،
که بخشی از وجود منی؟
من از چشمان تو آتش را دزدیدم..!
و مهمترین انقلاب ها را رقم زدم....
تو ماهی هستی
که در آب حیات من شنا می کنی...
تو ماهی هستی که هرشب
از پنجره کلمات من طلوع می کنی...
تو بزرگترین فتح ؛
در میان فتوحات منی..!
تو آخرین وطنی
که در آن زاده شدم..
و در آن دفن خواهم شد...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
که بخشی از وجود منی؟
من از چشمان تو آتش را دزدیدم..!
و مهمترین انقلاب ها را رقم زدم....
تو ماهی هستی
که در آب حیات من شنا می کنی...
تو ماهی هستی که هرشب
از پنجره کلمات من طلوع می کنی...
تو بزرگترین فتح ؛
در میان فتوحات منی..!
تو آخرین وطنی
که در آن زاده شدم..
و در آن دفن خواهم شد...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
اگر در بازی شطرنج، مهرهی مٶنثی میبود
شاه، از فرطِ عشق، هلاک میشد
اما کسی نمیداند که چرا در شطرنج، شاه هست اما ملکه نیست
چون هیچوقت نمیشود زن را به بازی تبدیل کرد
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
شاه، از فرطِ عشق، هلاک میشد
اما کسی نمیداند که چرا در شطرنج، شاه هست اما ملکه نیست
چون هیچوقت نمیشود زن را به بازی تبدیل کرد
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
قارئه الفنجان
عبدألحلیم حافظ
قارئه الفنجان (قهوه بین)شعری ازنزارقبانی -ازمعروفترین ترانه های سیاسی عبدالحلیم حافظ
ترجمه عزیزالله جهان تیغ
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
ترجمه عزیزالله جهان تیغ
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
عاشقانه های نزار قبانی
عبدألحلیم حافظ – قارئه الفنجان
قارئه الفنجان (قهوه بین)شعری ازنزارقبانی -ازمعروفترین ترانه های سیاسی عبدالحلیم حافظ
ترجمه عزیزالله جهانتیغ
جلست .. والخوف بعینیها-----------نشست .ترس درچشمان مشهودبود
تتأمل فنجانی المقلوب----------به استکان سروته فکرمیکند
قالت : یا ولدی لا تحزن--------گفت.پسرم غمگین مباش
فالحب علیک هوا المکتوب--------عشق سرنوشت توست
یاولدی .. قد مات شهیداً----------فرزندم.شهیدشده
من مات على دین المحبوب -------هرکسی به دین معشوقش کشته بشهفنجانک .. دنیا مرعبه---------------استکان تو ...دنیای ترسناکی است
وحیاتک أسفار وحروب------------زندگی تو سراسر سفروجنگ است
ستحب کثیرا وکثیرا-----------عشق دران بسیاربسیار
وتموت کثیرا وکثیرا----------مرگ دران خیلی خیلی
وستعشق کل نساء الأرض---------علاقمند همه زنان زمین خواهی شد
وترجع کالملک المغلوب----------ومثل پادشاه شکست خورده بازخواهی گشت
بحیاتک .. یا ولدی .. امراءة-------درزندگی تو پسرم زنی است
عیناها .. سبحان المعبود------چشمانش ...سبحان الله
فمها .. مرسوم کالعنقود----دهانش ..مانندخوشه انگورنقاشی شده
ضحکتها .. موسیقی وورود----خنده هایش همه اواز وگل استهی الدنیا-------اون زن دنیاست
لکن سماءک ممطرة-----ولی اسمانت بارانی است
وطریقک مسدود--------وراه تو بسته
مسدود--------------بسته بسته
فحبیبه قلبک .. یاولدی-------معشوقه دلت پسرمنائمة فی قصر مرصود------درقصر تقدیر خوابیده
والقصر کبیراً یا ولدی----پسرم .قصرخیلی بزرگ است
وکلاب تحرسه وجنود------سگان وسربازان ازان قصر حراست میکنند
وأمیرة قلبک نائمة-------------شاهزاده دلت درخواب است
من یدخل حجرتها مفقود----------هرکس به اتاقش وارد شودناپدیدمیشود
من یدنو---------وهرکس نزدیک
من سور حدیقتها--------به دیوارهای باغش برود
مفقود---------------------گم میشود
من حاول فک ضفائرها---------کسی که بخواهد حصارش رابشکند
یا ولدی----------------فرزندم
مفقود-----------وجود ندارد
مفقود-----------نیست
مفقود-----------نیست
بصرت--------به لیوان قهوه نگاه کرد
ونجمت کثیراً------فال خیلی ها رادیده ام
لکنی .. لم اقرأ أبدا--------ولی...تاحالا فالی
فنجانا یشبه فنجانک------که مشابه فال توباشد ندیده ام
لم اعرف أبداً یا ولدی-------پسرم اصلاندیدم
أحزاناً-------------غمهائی که
تشبه أحزانک-----------مشابه غمهای توباشد
مقدورک أن تمشی أبدا----سرنوشت تواین است که همیشه
فی الحب .. على حد الخنجر-------دراه عشق باشی...برلبه شمشیر
وتظل وحیداً کالأصداف--------چون صدف تنهابمانی
وتظل حزیناً کالصفصاف------وچون بید غمگین باشی
مقدورک أن تمضی ابداً------سرنوشت تواینه که تا ابد
فی بحر الحب بغیر قلوع--------دردریای عشقی بدون قلعه بمانی
وتحب ملایین المرات------ملیونها بارعاشق میشوی
وترجع کالملک المخلوع-----وبازچون پادشاهی برکنارشده برمیگردی
جلست .. والخوف بعینیها------نشست وترس درچشمانش موج میزند
تتأمل فنجانی المقلوب----درلیوان قهوه تامل میکند
قالت : یاولدی لا تحزن---------پسرم غصه نخور
فالحب علیک هوا المکتوب-----که عشق تقدیرتوست
یا ولدی .. قد مات شهیداً-----فرزندم..شهید است انکه
من مات على دین المحبوب -----درراه معشوقش کشته شود
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
ترجمه عزیزالله جهانتیغ
جلست .. والخوف بعینیها-----------نشست .ترس درچشمان مشهودبود
تتأمل فنجانی المقلوب----------به استکان سروته فکرمیکند
قالت : یا ولدی لا تحزن--------گفت.پسرم غمگین مباش
فالحب علیک هوا المکتوب--------عشق سرنوشت توست
یاولدی .. قد مات شهیداً----------فرزندم.شهیدشده
من مات على دین المحبوب -------هرکسی به دین معشوقش کشته بشهفنجانک .. دنیا مرعبه---------------استکان تو ...دنیای ترسناکی است
وحیاتک أسفار وحروب------------زندگی تو سراسر سفروجنگ است
ستحب کثیرا وکثیرا-----------عشق دران بسیاربسیار
وتموت کثیرا وکثیرا----------مرگ دران خیلی خیلی
وستعشق کل نساء الأرض---------علاقمند همه زنان زمین خواهی شد
وترجع کالملک المغلوب----------ومثل پادشاه شکست خورده بازخواهی گشت
بحیاتک .. یا ولدی .. امراءة-------درزندگی تو پسرم زنی است
عیناها .. سبحان المعبود------چشمانش ...سبحان الله
فمها .. مرسوم کالعنقود----دهانش ..مانندخوشه انگورنقاشی شده
ضحکتها .. موسیقی وورود----خنده هایش همه اواز وگل استهی الدنیا-------اون زن دنیاست
لکن سماءک ممطرة-----ولی اسمانت بارانی است
وطریقک مسدود--------وراه تو بسته
مسدود--------------بسته بسته
فحبیبه قلبک .. یاولدی-------معشوقه دلت پسرمنائمة فی قصر مرصود------درقصر تقدیر خوابیده
والقصر کبیراً یا ولدی----پسرم .قصرخیلی بزرگ است
وکلاب تحرسه وجنود------سگان وسربازان ازان قصر حراست میکنند
وأمیرة قلبک نائمة-------------شاهزاده دلت درخواب است
من یدخل حجرتها مفقود----------هرکس به اتاقش وارد شودناپدیدمیشود
من یدنو---------وهرکس نزدیک
من سور حدیقتها--------به دیوارهای باغش برود
مفقود---------------------گم میشود
من حاول فک ضفائرها---------کسی که بخواهد حصارش رابشکند
یا ولدی----------------فرزندم
مفقود-----------وجود ندارد
مفقود-----------نیست
مفقود-----------نیست
بصرت--------به لیوان قهوه نگاه کرد
ونجمت کثیراً------فال خیلی ها رادیده ام
لکنی .. لم اقرأ أبدا--------ولی...تاحالا فالی
فنجانا یشبه فنجانک------که مشابه فال توباشد ندیده ام
لم اعرف أبداً یا ولدی-------پسرم اصلاندیدم
أحزاناً-------------غمهائی که
تشبه أحزانک-----------مشابه غمهای توباشد
مقدورک أن تمشی أبدا----سرنوشت تواین است که همیشه
فی الحب .. على حد الخنجر-------دراه عشق باشی...برلبه شمشیر
وتظل وحیداً کالأصداف--------چون صدف تنهابمانی
وتظل حزیناً کالصفصاف------وچون بید غمگین باشی
مقدورک أن تمضی ابداً------سرنوشت تواینه که تا ابد
فی بحر الحب بغیر قلوع--------دردریای عشقی بدون قلعه بمانی
وتحب ملایین المرات------ملیونها بارعاشق میشوی
وترجع کالملک المخلوع-----وبازچون پادشاهی برکنارشده برمیگردی
جلست .. والخوف بعینیها------نشست وترس درچشمانش موج میزند
تتأمل فنجانی المقلوب----درلیوان قهوه تامل میکند
قالت : یاولدی لا تحزن---------پسرم غصه نخور
فالحب علیک هوا المکتوب-----که عشق تقدیرتوست
یا ولدی .. قد مات شهیداً-----فرزندم..شهید است انکه
من مات على دین المحبوب -----درراه معشوقش کشته شود
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
حالا که میخواهی با دیگران بروی
چتر و بارانی یادت نرود.
هوا سرد است
و من نگرانم
آنکه اکنون با توست
مثل من
تو را لای بارانی اش جا ندهد
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
چتر و بارانی یادت نرود.
هوا سرد است
و من نگرانم
آنکه اکنون با توست
مثل من
تو را لای بارانی اش جا ندهد
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
قسم به انجیر و زیتون
به سپیده دَم چشمانت،
به انگور لبانت...
قسم به شب
آن هنگام که در آغوشم آرام میگیری
و قسم به تو!
ای ستایش شده،
محبوب من!
نامت معراج من است
سوگند که مبعوث شده ام
به عشق ورزیدن!
و کتابی آسمانی خواهم سرود
از آیه های دستانت
موسیقی صدایت و صلح ابدی آغوشت
قسم به تو!
به یکتایی گل سرخ لبانت
آنگاه که برای آخرین بار مرا میبوسی
و به بی نیازی موهایت،
رها شده در باد
که مرزهای سرزمینم را در می نَوردند
قسم که تو نزاده ای مگر اندوه را در من
و زاده نشده ای مگر از میان بازوانم
قسم به عطر تو، عطر کاجهای جنگل دور
شگرفی تو!
محبوب آرامم
چون شراب هزار ساله
و زیتونهای سبز بیت المقدس!
قسم به خورشید
آنگاه که لابلای موهای تو میدرخشد
به دستان تو بر لبهایم!
قسم به فرشتگان،
که تقدیرمان را رقم میزنند
قسم به ماه و ستارگان
که روی پلکهای تو میچرخند
که تو یگانه ترینی در قلبم!
قیامتی به پا کن!
مرا در آتش غمت بسوزان به جزای عاشقی!
امّا بار دگر در معاد بوسه هایت
زنده ام کن به عشقی دوباره،
تا در بهشت نگاهت جاودانه بمانم
به مهر ورزیدن
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
به سپیده دَم چشمانت،
به انگور لبانت...
قسم به شب
آن هنگام که در آغوشم آرام میگیری
و قسم به تو!
ای ستایش شده،
محبوب من!
نامت معراج من است
سوگند که مبعوث شده ام
به عشق ورزیدن!
و کتابی آسمانی خواهم سرود
از آیه های دستانت
موسیقی صدایت و صلح ابدی آغوشت
قسم به تو!
به یکتایی گل سرخ لبانت
آنگاه که برای آخرین بار مرا میبوسی
و به بی نیازی موهایت،
رها شده در باد
که مرزهای سرزمینم را در می نَوردند
قسم که تو نزاده ای مگر اندوه را در من
و زاده نشده ای مگر از میان بازوانم
قسم به عطر تو، عطر کاجهای جنگل دور
شگرفی تو!
محبوب آرامم
چون شراب هزار ساله
و زیتونهای سبز بیت المقدس!
قسم به خورشید
آنگاه که لابلای موهای تو میدرخشد
به دستان تو بر لبهایم!
قسم به فرشتگان،
که تقدیرمان را رقم میزنند
قسم به ماه و ستارگان
که روی پلکهای تو میچرخند
که تو یگانه ترینی در قلبم!
قیامتی به پا کن!
مرا در آتش غمت بسوزان به جزای عاشقی!
امّا بار دگر در معاد بوسه هایت
زنده ام کن به عشقی دوباره،
تا در بهشت نگاهت جاودانه بمانم
به مهر ورزیدن
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
و كلما سافرت في عينيكِ يا حبيبتي
احس اني راكبٌ سجادة سحريه
فغيمة وردية ترفعني
و بعدها ، تأتي البنفسجيه
َادور في عينيكِ يا حبيبتي
ادور مثل الكرة الارضيَّه...
و هر بار که در چشمانت سفر میکنم، ای محبوب من..احساس می کنم سوار بر قالیچه ی جادویی ام و ابری صورتی مرا بالا می برد...و سپس ابری بنفشی از راه می رسد....در چشمانت می چرخم ای محبوب من...چنان زمین پیوسته در مدار آن به چرخش میگردم...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
احس اني راكبٌ سجادة سحريه
فغيمة وردية ترفعني
و بعدها ، تأتي البنفسجيه
َادور في عينيكِ يا حبيبتي
ادور مثل الكرة الارضيَّه...
و هر بار که در چشمانت سفر میکنم، ای محبوب من..احساس می کنم سوار بر قالیچه ی جادویی ام و ابری صورتی مرا بالا می برد...و سپس ابری بنفشی از راه می رسد....در چشمانت می چرخم ای محبوب من...چنان زمین پیوسته در مدار آن به چرخش میگردم...
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
چه فایدهای دارد نگران من باشی
ولی پناهم نباشی؟
خیلی دوستم داشته باشی
اما من را نفهمی؟
جای خالیام را حس کنی
اما سراغم را نگیری؟
چه فایدهای دارد
میان اشیاء تو باشم
اما مهمترینشان نباشم؟
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha
ولی پناهم نباشی؟
خیلی دوستم داشته باشی
اما من را نفهمی؟
جای خالیام را حس کنی
اما سراغم را نگیری؟
چه فایدهای دارد
میان اشیاء تو باشم
اما مهمترینشان نباشم؟
#نزار_قبانی
@nezar_asheghaneha