من محمدرضا حدادی هستم؛ انسانی که ۱۸ سال و ۱۰۴ روز (از ۶ آبان ۱۳۸۲ تا ۹ اسفند ۱۴۰۰) از بهترین سالهای جوانیاش—از ۱۵ سالگی تا ۳۴ سالگی—در سیاهچالها و زیر سایهٔ شوم اعدام پرپر شد.
در ۶ آبان ۱۳۸۲، وقتی فقط ۱۵ سال داشتم و کودکی بیش نبودم، روانهٔ زندان عادلآباد شیراز شدم. مرا مظنون به قتلی دانستند که هیچ نقشی در آن نداشتم. مرا در زندان نگه داشتند تا ۱۸ ساله شوم و به سن قانونی اعدام برسم. به محض ۱۸ سالگی، گفتند: «امشب شب آخر توست و فردا اعدام میشوی.» اما آن حکم متوقف شد و این «توقف» برای من ۱۸ سال حبسِ معلق و پر از کابوس طول کشید.
در تمام این سالها، ۷ بار مرا تا پای چوبهدار بردند و خانوادهام را برای آخرین ملاقات فراخواندند. اما هر بار به دلیل بیگناهی من، سن کم در زمان حادثه، و همچنین اعتراضهای گستردهٔ مردم در سطح بینالمللی، کشورها و حمایتهای بیوقفهٔ سازمان عفو بینالملل، صلیب سرخ جهانی و شبکههای خبری و حقوق بشری جهان، حکم اعدام متوقف میشد؛ تا اینکه سرانجام بیگناهی من از اتهام قتل کاملاً ثابت شد، حکم اعدام لغو گردید و من صرفاً به پرداخت دیه محکوم شدم که مبلغ آن به صندوق دولت پرداخت شد.
اما زندان برای من فقط کابوس اعدام نبود؛ جسمم بارها زیر سختترین شکنجهها و خشونتها سلاخی شد. دو بار به قصد کشت با چاقو به قلبم ضربه زدند تا مرا بکشند، یک بار به کتفم چاقو زدند تا فلجم کنند، و به دلیل شکنجهها و خونریزیهای شدید، ۴ بار تحت عمل جراحی سنگین معده قرار گرفتم.
سرانجام در ۹ اسفند ۱۴۰۰، پس از تحمل ۱۸ سال و ۱۰۴ روز حبس ظالمانه، از زندان آزاد شدم. اما آزادی برای من امنیت نیاورد؛ شاکی خصوصی پرونده که رضایت نداده بود، مستقیماً مرا تهدید به مرگ کرد. ناچار شدم از ترس جانم کشورم را ترک کنم.
در مسیر فرار، وقتی میخواستم خود را به آلمان برسانم، در خاک یونان حالم به شدت وخیم شد؛ آنقدر که مجبور شدم برای نجات جانم و اینکه نمیرم، خودم را به پلیس یونان تحویل دهم. در یونان به دلیل آسیبهای گذشته، ۳ بار تحت عمل جراحی سنگین ریه قرار گرفتم و قسمتی از ریهام برداشته شد که تمامی مدارک پزشکی آن موجود است.
من تمام این راه پر از درد، خونریزی و خطر را طی کردم تا به آلمان برسم؛ جایی که برادرم در آن حضور دارد و تنها امید من برای داشتن امنیت و حمایت روحی است.
من پس از بیش از ۱۸ سال زندان، شکنجه، جراحیهای متعدد و تهدید به مرگ، فقط یک خواستهٔ ساده و انسانی دارم: اینکه در آستانهٔ چهلسالگی، بالاخره جایی برای درمان، امنیت و یک زندگی عادی داشته باشم و بشنوم که: «تمام شد؛ دیگر قرار نیست بمیری، از اینجا به بعد حق داری در آرامش زندگی کنی.» https://t.me/no_execution1/25655?single
در ۶ آبان ۱۳۸۲، وقتی فقط ۱۵ سال داشتم و کودکی بیش نبودم، روانهٔ زندان عادلآباد شیراز شدم. مرا مظنون به قتلی دانستند که هیچ نقشی در آن نداشتم. مرا در زندان نگه داشتند تا ۱۸ ساله شوم و به سن قانونی اعدام برسم. به محض ۱۸ سالگی، گفتند: «امشب شب آخر توست و فردا اعدام میشوی.» اما آن حکم متوقف شد و این «توقف» برای من ۱۸ سال حبسِ معلق و پر از کابوس طول کشید.
در تمام این سالها، ۷ بار مرا تا پای چوبهدار بردند و خانوادهام را برای آخرین ملاقات فراخواندند. اما هر بار به دلیل بیگناهی من، سن کم در زمان حادثه، و همچنین اعتراضهای گستردهٔ مردم در سطح بینالمللی، کشورها و حمایتهای بیوقفهٔ سازمان عفو بینالملل، صلیب سرخ جهانی و شبکههای خبری و حقوق بشری جهان، حکم اعدام متوقف میشد؛ تا اینکه سرانجام بیگناهی من از اتهام قتل کاملاً ثابت شد، حکم اعدام لغو گردید و من صرفاً به پرداخت دیه محکوم شدم که مبلغ آن به صندوق دولت پرداخت شد.
اما زندان برای من فقط کابوس اعدام نبود؛ جسمم بارها زیر سختترین شکنجهها و خشونتها سلاخی شد. دو بار به قصد کشت با چاقو به قلبم ضربه زدند تا مرا بکشند، یک بار به کتفم چاقو زدند تا فلجم کنند، و به دلیل شکنجهها و خونریزیهای شدید، ۴ بار تحت عمل جراحی سنگین معده قرار گرفتم.
سرانجام در ۹ اسفند ۱۴۰۰، پس از تحمل ۱۸ سال و ۱۰۴ روز حبس ظالمانه، از زندان آزاد شدم. اما آزادی برای من امنیت نیاورد؛ شاکی خصوصی پرونده که رضایت نداده بود، مستقیماً مرا تهدید به مرگ کرد. ناچار شدم از ترس جانم کشورم را ترک کنم.
در مسیر فرار، وقتی میخواستم خود را به آلمان برسانم، در خاک یونان حالم به شدت وخیم شد؛ آنقدر که مجبور شدم برای نجات جانم و اینکه نمیرم، خودم را به پلیس یونان تحویل دهم. در یونان به دلیل آسیبهای گذشته، ۳ بار تحت عمل جراحی سنگین ریه قرار گرفتم و قسمتی از ریهام برداشته شد که تمامی مدارک پزشکی آن موجود است.
من تمام این راه پر از درد، خونریزی و خطر را طی کردم تا به آلمان برسم؛ جایی که برادرم در آن حضور دارد و تنها امید من برای داشتن امنیت و حمایت روحی است.
من پس از بیش از ۱۸ سال زندان، شکنجه، جراحیهای متعدد و تهدید به مرگ، فقط یک خواستهٔ ساده و انسانی دارم: اینکه در آستانهٔ چهلسالگی، بالاخره جایی برای درمان، امنیت و یک زندگی عادی داشته باشم و بشنوم که: «تمام شد؛ دیگر قرار نیست بمیری، از اینجا به بعد حق داری در آرامش زندگی کنی.» https://t.me/no_execution1/25655?single
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تحریم علی انصاری، از چهرههای نزدیک به مجتبی خامنهای، اکنون پیامدهای خود را در اروپا نشان میدهد. پس از قرار گرفتن نام او در فهرست تحریمهای اتحادیه اروپا، حسابهای شرکتهای مرتبط با هتل لوکس هیلتون گراونبروخ در نزدیکی فرانکفورت مسدود و هتل پذیرش مهمان را متوقف کرده است.
این تحریمها تنها یک هتل را تحت تأثیر قرار نداده است. انصاری از طریق شبکهای از شرکتها در مالکیت و سرمایهگذاری در املاک و هتلهایی در آلمان، اتریش، اسپانیا و دیگر کشورهای اروپایی نقش داشته است. اکنون با مسدود شدن داراییها و محدودیتهای مالی، بخشی از این شبکه با مشکلات جدی روبهرو شده است.
مصاحبه تلویزیون ایران اینترنشنال با بهروز اسدی را ملاحظه میکنید
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#زن_زندگی_آزادی
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
این تحریمها تنها یک هتل را تحت تأثیر قرار نداده است. انصاری از طریق شبکهای از شرکتها در مالکیت و سرمایهگذاری در املاک و هتلهایی در آلمان، اتریش، اسپانیا و دیگر کشورهای اروپایی نقش داشته است. اکنون با مسدود شدن داراییها و محدودیتهای مالی، بخشی از این شبکه با مشکلات جدی روبهرو شده است.
مصاحبه تلویزیون ایران اینترنشنال با بهروز اسدی را ملاحظه میکنید
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#زن_زندگی_آزادی
#بایکوت_جمهوری_اسلامی
دو هفته پس از پایان اعتصاب ۱۷ روزه زندانیان واحد ۲ قزلحصار که به تعلیق اجرای اعدامهای مرتبط با مواد مخدر در این زندان انجامید، مسئولان زندان طرح انتقال زندانیان سالن ۴ را آغاز کردهاند. این جابهجایی با عنوان «نوسازی» و «انتقال داوطلبانه» انجام میشود، اما زندانیان آن را اقدامی اجباری با هدف پراکنده کردن معترضان و جلوگیری از شکلگیری اعتراضات جمعی میدانند.
گزارشها حاکی است که مسئولان قصد دارند بهویژه سازماندهندگان اعتصاب را از یکدیگر جدا و به واحدهای مختلف منتقل کنند تا در صورت ازسرگیری اعدامها، امکان سازماندهی اعتصاب و اعتراض دوباره از میان برود. تاکنون شمار زندانیان سالن ۴ از بیش از ۳۰۰ نفر به حدود ۲۰۰ نفر کاهش یافته و قرار است باقیمانده زندانیان نیز منتقل شوند.
اعتصاب ۱۷ روزه از ۲۲ تیر، پس از انتقال شش زندانی محکوم به اعدام به سلولهای انفرادی آغاز شد و با انتشار ویدئوهای اعتراضی زندانیان و جلب توجه گسترده افکار عمومی و رسانههای بینالمللی ادامه یافت. این اعتراض سرانجام مقامهای جمهوری اسلامی را به تعلیق اجرای اعدامهای مرتبط با مواد مخدر در قزلحصار وادار کرد.
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
گزارشها حاکی است که مسئولان قصد دارند بهویژه سازماندهندگان اعتصاب را از یکدیگر جدا و به واحدهای مختلف منتقل کنند تا در صورت ازسرگیری اعدامها، امکان سازماندهی اعتصاب و اعتراض دوباره از میان برود. تاکنون شمار زندانیان سالن ۴ از بیش از ۳۰۰ نفر به حدود ۲۰۰ نفر کاهش یافته و قرار است باقیمانده زندانیان نیز منتقل شوند.
اعتصاب ۱۷ روزه از ۲۲ تیر، پس از انتقال شش زندانی محکوم به اعدام به سلولهای انفرادی آغاز شد و با انتشار ویدئوهای اعتراضی زندانیان و جلب توجه گسترده افکار عمومی و رسانههای بینالمللی ادامه یافت. این اعتراض سرانجام مقامهای جمهوری اسلامی را به تعلیق اجرای اعدامهای مرتبط با مواد مخدر در قزلحصار وادار کرد.
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
یانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه:
اعدامها را متوقف کنید!
امروز که کشور ما زیر بار بحرانهای کمرشکن اقتصادی، تورم افسارگریخته، سقوط ارزش ریال، تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل، تداوم جنگ خانمانسوز، تحریمهای اقتصادی، سرکوب شدید و گسترده و سیاستهای جنگطلبانه احساس خفگی میکند، حاکمان باز هم پاسخ خواستههای مردم برای نان، کار، عدالت، آزادی و کرامت انسانی را با خشنترین ابزار رعب و وحشت میدهند: چوبه دار.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، همچون تمامی تشکلهای مستقل کارگری در ایران و جهان، با حکم اعدام و مجازات مرگ تحت هر عنوان، با هر اتهامی و بدون هیچ استثنایی کاملاً مخالف است.
مجازات اعدام ابزاری برای اجرای عدالت نیست؛ بلکه سلاحی ساختاری و سازمانیافته برای ایجاد رعب و وحشت، فلج کردن جنبشهای اجتماعی و سرکوب تشکلهای مستقل مردمی است. چه بهانه امنیت ملی باشد، چه اتهاماتی مانند «محاربه» یا شرایط جنگی، موج فزاینده اعدامها در زندانها مستقیماً برای خفه کردن صدای مردم تحت ستمی است که دیگر توان تحمل فقر و بیحقوقی را ندارند.
ما کارگران آموختهایم که وقتی چوبههای دار برپا میشوند، این کارگران، مخالفان سیاسی، حاشیهنشینان، جوانان عاصی از وضع موجود، مدافعان حقوق انسانی و قربانیان فقر، فلاکت و اعتیاد و ناامنی اقتصادی و اجتماعی هستند که پای طناب دار فرستاده میشوند. طبقات حاکم همواره از اعدام برای خاموش کردن صدای اعتراضات مردمان ستمدیده استفاده کردهاند.
تشکلهای کارگری جهانی با مجازات اعدام بهطور مطلق مخالفاند و اجرای آن علیه مخالفان سیاسی و مردم عادی را ابزاری برای سرکوب و ارعاب جامعه میدانند. سازمان جهانی کار نیز بر اساس کنوانسیونهای بنیادین خود، حق حیات و امنیت جانی را پیششرط اصلی و غیرقابلتفکیک برای تحقق آزادی تشکلیابی و فعالیتهای صنفی و سندیکایی اعلام کرده است.
ما کارگران مخالف مجازات اعدام هستیم؛ نه فقط به این دلیل که مجازات اعدام ضدانسانی است و در تمام دنیا باید لغو گردد، بلکه به این دلیل که هیچ کارگری زیر سایه تهدید به اعدام آزاد نیست. وقتی حکومتها حق گرفتن جان انسانها را برای خود محفوظ میدانند، حق تشکلیابی، ایجاد سندیکاهای مستقل و حق اعتصاب و اعتراض بیمعنا میشوند.
ما تمامی اعدامهای سیاسی و دادگاههای فرمایشی و فوری را محکوم میکنیم. اتهامات مطرحشده علیه زندانیان سیاسی، فعالان اجتماعی، زنان، دانشجویان، معلمان، جوانان و کارگران معترض، سناریوسازیهایی است که بهویژه در شرایط جنگی و حتی بدون رعایت روندهای قانونی همین قوانین موجود پیش برده میشوند. زندانی، اعم از سیاسی یا عادی، از حقوقی بنیانی برخوردار است که متأسفانه در کشور ما دائماً نقض میشوند.
ما از اتحادیههای کارگری، کارگران بخش حملونقل، فدراسیونهای جهانی و تمامی تشکلهای مستقل کارگری در سراسر جهان میخواهیم که صدای ما باشند. خواهان آتش بس فوری و پایان جنگ، توقف فوری تمامی اعدامها در ایران، آزادی بیقیدوشرط همه فعالان صنفی و سیاسی زندانی، و لغو کامل مجازات اعدام شوید.
مجازات اعدام باید فوراً لغو شود!
زندانیان سیاسی باید آزاد شوند!
نه به جنگ، مداخله و تهاجم نظامی و سیاستهای جنگ طلبانه!
چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۲۲ مرداد ۱۴۰۵
اعدامها را متوقف کنید!
امروز که کشور ما زیر بار بحرانهای کمرشکن اقتصادی، تورم افسارگریخته، سقوط ارزش ریال، تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل، تداوم جنگ خانمانسوز، تحریمهای اقتصادی، سرکوب شدید و گسترده و سیاستهای جنگطلبانه احساس خفگی میکند، حاکمان باز هم پاسخ خواستههای مردم برای نان، کار، عدالت، آزادی و کرامت انسانی را با خشنترین ابزار رعب و وحشت میدهند: چوبه دار.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، همچون تمامی تشکلهای مستقل کارگری در ایران و جهان، با حکم اعدام و مجازات مرگ تحت هر عنوان، با هر اتهامی و بدون هیچ استثنایی کاملاً مخالف است.
مجازات اعدام ابزاری برای اجرای عدالت نیست؛ بلکه سلاحی ساختاری و سازمانیافته برای ایجاد رعب و وحشت، فلج کردن جنبشهای اجتماعی و سرکوب تشکلهای مستقل مردمی است. چه بهانه امنیت ملی باشد، چه اتهاماتی مانند «محاربه» یا شرایط جنگی، موج فزاینده اعدامها در زندانها مستقیماً برای خفه کردن صدای مردم تحت ستمی است که دیگر توان تحمل فقر و بیحقوقی را ندارند.
ما کارگران آموختهایم که وقتی چوبههای دار برپا میشوند، این کارگران، مخالفان سیاسی، حاشیهنشینان، جوانان عاصی از وضع موجود، مدافعان حقوق انسانی و قربانیان فقر، فلاکت و اعتیاد و ناامنی اقتصادی و اجتماعی هستند که پای طناب دار فرستاده میشوند. طبقات حاکم همواره از اعدام برای خاموش کردن صدای اعتراضات مردمان ستمدیده استفاده کردهاند.
تشکلهای کارگری جهانی با مجازات اعدام بهطور مطلق مخالفاند و اجرای آن علیه مخالفان سیاسی و مردم عادی را ابزاری برای سرکوب و ارعاب جامعه میدانند. سازمان جهانی کار نیز بر اساس کنوانسیونهای بنیادین خود، حق حیات و امنیت جانی را پیششرط اصلی و غیرقابلتفکیک برای تحقق آزادی تشکلیابی و فعالیتهای صنفی و سندیکایی اعلام کرده است.
ما کارگران مخالف مجازات اعدام هستیم؛ نه فقط به این دلیل که مجازات اعدام ضدانسانی است و در تمام دنیا باید لغو گردد، بلکه به این دلیل که هیچ کارگری زیر سایه تهدید به اعدام آزاد نیست. وقتی حکومتها حق گرفتن جان انسانها را برای خود محفوظ میدانند، حق تشکلیابی، ایجاد سندیکاهای مستقل و حق اعتصاب و اعتراض بیمعنا میشوند.
ما تمامی اعدامهای سیاسی و دادگاههای فرمایشی و فوری را محکوم میکنیم. اتهامات مطرحشده علیه زندانیان سیاسی، فعالان اجتماعی، زنان، دانشجویان، معلمان، جوانان و کارگران معترض، سناریوسازیهایی است که بهویژه در شرایط جنگی و حتی بدون رعایت روندهای قانونی همین قوانین موجود پیش برده میشوند. زندانی، اعم از سیاسی یا عادی، از حقوقی بنیانی برخوردار است که متأسفانه در کشور ما دائماً نقض میشوند.
ما از اتحادیههای کارگری، کارگران بخش حملونقل، فدراسیونهای جهانی و تمامی تشکلهای مستقل کارگری در سراسر جهان میخواهیم که صدای ما باشند. خواهان آتش بس فوری و پایان جنگ، توقف فوری تمامی اعدامها در ایران، آزادی بیقیدوشرط همه فعالان صنفی و سیاسی زندانی، و لغو کامل مجازات اعدام شوید.
مجازات اعدام باید فوراً لغو شود!
زندانیان سیاسی باید آزاد شوند!
نه به جنگ، مداخله و تهاجم نظامی و سیاستهای جنگ طلبانه!
چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۲۲ مرداد ۱۴۰۵
جمهوری اسلامی شهرام صادقی را هم اعدام کرد!
جمهوری اسلامی بار دیگر دست به اعدام یک معترض دیماه زد. شهرام صادقی، که در ارتباط با اعتراضات ۱۸ دیماه بازداشت شده بود، روز ۲۵ مرداد در مکانی نامعلوم اعدام شد. با اعدام او، شمار معترضانی که در ارتباط با اعتراضات دیماه اعدام شدهاند به ۲۷ نفر رسید.
شهرام صادقی را زیر شکنجه وادار کردند که درتلویزیون حکومتی علیه خود حرف بزند و نهایتا او را به اتهام همکاری با دشمن اعدام کردند.
هر اعدام، خشم و نفرت از جمهوری اسلامی را عمیقتر میکند و عزم مردم برای پایان دادن به این حکومت ضدزندگی را استوارتر میسازد. دهها معترض دیگر، از جمله بیش از ۷۰ نفر در اصفهان، همچنان در خطر اعدام قرار دارند. باید در برابر این جنایات ایستاد و صدای اعتراض به اعدام را هرچه رساتر بلند کرد.
نام شهرام صادقی و همه جانباختگان راه آزادی را با افتخار گرامی میداریم و با خانواده و نزدیکان او صمیمانه ابراز همدردی می کنیم.
نابود باد حکومت اسلامی!
گرامی باد یاد #شهرام_صادقی و همه جانباختگان راه آزادی!
#نه_به_اعدام
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#زن_زندگی_آزادی
جمهوری اسلامی بار دیگر دست به اعدام یک معترض دیماه زد. شهرام صادقی، که در ارتباط با اعتراضات ۱۸ دیماه بازداشت شده بود، روز ۲۵ مرداد در مکانی نامعلوم اعدام شد. با اعدام او، شمار معترضانی که در ارتباط با اعتراضات دیماه اعدام شدهاند به ۲۷ نفر رسید.
شهرام صادقی را زیر شکنجه وادار کردند که درتلویزیون حکومتی علیه خود حرف بزند و نهایتا او را به اتهام همکاری با دشمن اعدام کردند.
هر اعدام، خشم و نفرت از جمهوری اسلامی را عمیقتر میکند و عزم مردم برای پایان دادن به این حکومت ضدزندگی را استوارتر میسازد. دهها معترض دیگر، از جمله بیش از ۷۰ نفر در اصفهان، همچنان در خطر اعدام قرار دارند. باید در برابر این جنایات ایستاد و صدای اعتراض به اعدام را هرچه رساتر بلند کرد.
نام شهرام صادقی و همه جانباختگان راه آزادی را با افتخار گرامی میداریم و با خانواده و نزدیکان او صمیمانه ابراز همدردی می کنیم.
نابود باد حکومت اسلامی!
گرامی باد یاد #شهرام_صادقی و همه جانباختگان راه آزادی!
#نه_به_اعدام
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#زن_زندگی_آزادی