درود برشما اکسیون سه شنبه های اعتراضی نه به اعدام ،نه به جمهوری اسلامی
مردم آزاده ایران، در این روزهای سخت کنار شما هستیم. صدای حقطلبی و آزادیخواهیتان فراتر از مرزها شنیده میشود. امید، همبستگی و شجاعت شما الهامبخش جهان است. ایران سزاوار صلح، عدالت و آیندهای روشن برای همه مردمش است.
کنار مردم ایران ایستادهایم نه به اعدام نه به جمهوری اسلامی.
۳ مارس ۲۰۲۶ برابر با ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
همایش ایرانیان هامبورگ و حومه
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#نه_به_اعدام
مردم آزاده ایران، در این روزهای سخت کنار شما هستیم. صدای حقطلبی و آزادیخواهیتان فراتر از مرزها شنیده میشود. امید، همبستگی و شجاعت شما الهامبخش جهان است. ایران سزاوار صلح، عدالت و آیندهای روشن برای همه مردمش است.
کنار مردم ایران ایستادهایم نه به اعدام نه به جمهوری اسلامی.
۳ مارس ۲۰۲۶ برابر با ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
همایش ایرانیان هامبورگ و حومه
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#نه_به_اعدام
کنفرانس ۶مارس به مناسبت روز جهانی زن در محل پاتوق استکهلم که از طرف نهاد اتحاد برای زن زندگی آزادی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برگزاری روز جهانی زن در استکهلم با حضور فعالین اتحاد برای زن زندگی آزادی در این تجمع وراهپیمایی با شگوه #روز_جهانی_زن
از جانشینی مجتبی تا خیزش مردم
حسن صالحی
"مجتبی بمیری، رهبری را نبینی" در سالهای اخیر یکی از شعارهای مردم بوده است. مردم بهخوبی میدانستند که رهبری در جمهوری اسلامی نیز ماهیتی موروثی پیدا کرده است و به همین دلیل پیشبینی میکردند که پس از مرگ علی خامنهای، پسرش به این مقام خواهد رسید. از همین رو آرزو میکردند که مجتبی خامنهای این آرزو را با خود به گور ببرد و هرگز به رهبری نرسد.
اکنون اما مجتبی، پس از آنکه علی خامنهای جنایتکار در همان روز نخست جنگ کشته شد، تقریباً یک هفته بعد بهعنوان جانشین پدر معرفی شده است؛ پدری که خود پیش از این اعتبارش را حتی در میان بخشهایی از باندهای حکومتی از دست داده بود و صداهای اعتراض از درون حکومت علیه او بلند شده بود.
مجتبی وارث میراثی شده است که نهتنها توفیقی برای جمهوری اسلامی به همراه نداشته، بلکه این رژیم را بیش از گذشته دچار شکست و سرشکستگی کرده است؛ تا جایی که «دشمن» با نفوذ در بالاترین سطوح حکومت میتواند یکی پس از دیگری آنان را از میان بردارد.
روشن است که مجتبی هرگز موقعیت و اتوریته پدرش را نخواهد داشت. حتی در جریان تعیین او بهعنوان جانشین علی خامنهای نیز در میان باندهای حکومتی اختلافاتی جدی بروز کرده است. این اختلافات با پایان یافتن جنگ بسیار عریانتر خواهد شد، بهگونهای که در دوره «ولایت» او صفوف درونی رژیم بیش از پیش شکننده و متزلزل خواهد شد.
مجتبی خامنهای در شرایطی جای پدر را میگیرد که جمهوری اسلامی هم از نظر سیاسی و هم نظامی ضربات مهلکی متحمل شده است. نیروهای نیابتیاش ضربات سختی خوردهاند، شماری از فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی کشته شدهاند و این رژیم حتی در سطح جامعه جهانی نیز، بهدلیل کشتارهایی که علیه مردم ایران به راه انداخته، با بحران جدی مشروعیت روبهرو شده است. اما مهمتر از همه اینها، جمهوری اسلامی در منگنه اعتراض و خشم مردم ایران قرار دارد. مردمی که سالهاست برای سرنگونی این رژیم تلاش و مبارزه میکنند و با وجود آنکه در این راه قربانیان بسیاری دادهاند، هرگز از مبارزه برای به زیر کشیدن این حکومت دست نکشیدهاند.
سئوال اساسی این است که آیا جمهوری اسلامی حتی اگر از این جنگ هم جان سالم بدر ببرد قادر است برای مدت بیشتری به حیات ننگین خود ادامه بدهد و یا دوران رهبری مجتبی خامنه ای کوتاه خواهد بود؟
واقعیت این است که بزرگترین کابوس رژیم اسلامی، مردم ایران هستند؛ مردمی که همان شبی که مجتبی بهعنوان جانشین پدر تعیین شد، از خانههای خود علیه او شعار سر دادند. در طول جنگ هم سران این رژیم بیشتر از آنکه از "دشمن خارجی" بترسند از همین مردم در هراس بوده اند و برایشان خط و نشان کشیده اند.
مردم اگرچه در جریان جنگ تاکنون نتوانستهاند به خیابان بیایند و اعتراض کنند، اما با طولانی شدن جنگ و یا پس از پایان آن برای نجات خود و زندگیشان از شرّ رژیم نکبتبار و جهنمی جمهوری اسلامی به خیابان خواهند آمد و اعتراضات در همه سطوح و با قدرتی صدبار بیشتر دوباره شروع خواهد شد.
ما با رژیمی روبهرو خواهیم بود که از یک سو، با نبود خامنهای دچار تنشهای بیشتری در رأس قدرت خواهد شد و از سوی دیگر، توان سرکوبش بهشدت کاهش یافته است. در همین حال، اقتصاد ورشکسته و رو به سقوط جمهوری اسلامی نیز وضعیت معیشتی مردم را هر روز وخیمتر خواهد کرد و اعتراض و خشم بیشتری را برخواهد انگیخت.
این شرایط، جمهوری اسلامی را بیش از پیش به ورطه فروپاشی خواهد راند و به مردمی که معترض، دادخواه و خواهان سرنگونی این رژیم هستند انگیزه بیشتری برای تحقق این هدف خواهد داد.
جمهوری اسلامی در فاز پایانی موجودیت پلید خود به سر میبرد. این مردم ایران هستند که میتوانند ضربه نهایی و مهلک را بر این رژیم وارد کنند. برای این نبرد تعیینکننده پیشِ رو باید آماده شد.
لازم است هرچه بیشتر حول منشور «زن، زندگی، آزادی» متحد شویم و انجمنهای و نهادهای «زن، زندگی، آزادی» را در همهجا تشکیل دهیم. بگذارید این انجمنها و مردمی که در قالب آنها متشکل میشوند، به نمادی از عزم و اراده مردم برای سرنگونی این رژیم و نشاندن قدرت مردم به جای آن تبدیل شوند و در صحنه سیاسی ایران بهگونهای قدرتمند ابراز وجود کنند.
#زن_زندگی_آزادی
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#معترض_زندانی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/no_execution1/24745
حسن صالحی
"مجتبی بمیری، رهبری را نبینی" در سالهای اخیر یکی از شعارهای مردم بوده است. مردم بهخوبی میدانستند که رهبری در جمهوری اسلامی نیز ماهیتی موروثی پیدا کرده است و به همین دلیل پیشبینی میکردند که پس از مرگ علی خامنهای، پسرش به این مقام خواهد رسید. از همین رو آرزو میکردند که مجتبی خامنهای این آرزو را با خود به گور ببرد و هرگز به رهبری نرسد.
اکنون اما مجتبی، پس از آنکه علی خامنهای جنایتکار در همان روز نخست جنگ کشته شد، تقریباً یک هفته بعد بهعنوان جانشین پدر معرفی شده است؛ پدری که خود پیش از این اعتبارش را حتی در میان بخشهایی از باندهای حکومتی از دست داده بود و صداهای اعتراض از درون حکومت علیه او بلند شده بود.
مجتبی وارث میراثی شده است که نهتنها توفیقی برای جمهوری اسلامی به همراه نداشته، بلکه این رژیم را بیش از گذشته دچار شکست و سرشکستگی کرده است؛ تا جایی که «دشمن» با نفوذ در بالاترین سطوح حکومت میتواند یکی پس از دیگری آنان را از میان بردارد.
روشن است که مجتبی هرگز موقعیت و اتوریته پدرش را نخواهد داشت. حتی در جریان تعیین او بهعنوان جانشین علی خامنهای نیز در میان باندهای حکومتی اختلافاتی جدی بروز کرده است. این اختلافات با پایان یافتن جنگ بسیار عریانتر خواهد شد، بهگونهای که در دوره «ولایت» او صفوف درونی رژیم بیش از پیش شکننده و متزلزل خواهد شد.
مجتبی خامنهای در شرایطی جای پدر را میگیرد که جمهوری اسلامی هم از نظر سیاسی و هم نظامی ضربات مهلکی متحمل شده است. نیروهای نیابتیاش ضربات سختی خوردهاند، شماری از فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی کشته شدهاند و این رژیم حتی در سطح جامعه جهانی نیز، بهدلیل کشتارهایی که علیه مردم ایران به راه انداخته، با بحران جدی مشروعیت روبهرو شده است. اما مهمتر از همه اینها، جمهوری اسلامی در منگنه اعتراض و خشم مردم ایران قرار دارد. مردمی که سالهاست برای سرنگونی این رژیم تلاش و مبارزه میکنند و با وجود آنکه در این راه قربانیان بسیاری دادهاند، هرگز از مبارزه برای به زیر کشیدن این حکومت دست نکشیدهاند.
سئوال اساسی این است که آیا جمهوری اسلامی حتی اگر از این جنگ هم جان سالم بدر ببرد قادر است برای مدت بیشتری به حیات ننگین خود ادامه بدهد و یا دوران رهبری مجتبی خامنه ای کوتاه خواهد بود؟
واقعیت این است که بزرگترین کابوس رژیم اسلامی، مردم ایران هستند؛ مردمی که همان شبی که مجتبی بهعنوان جانشین پدر تعیین شد، از خانههای خود علیه او شعار سر دادند. در طول جنگ هم سران این رژیم بیشتر از آنکه از "دشمن خارجی" بترسند از همین مردم در هراس بوده اند و برایشان خط و نشان کشیده اند.
مردم اگرچه در جریان جنگ تاکنون نتوانستهاند به خیابان بیایند و اعتراض کنند، اما با طولانی شدن جنگ و یا پس از پایان آن برای نجات خود و زندگیشان از شرّ رژیم نکبتبار و جهنمی جمهوری اسلامی به خیابان خواهند آمد و اعتراضات در همه سطوح و با قدرتی صدبار بیشتر دوباره شروع خواهد شد.
ما با رژیمی روبهرو خواهیم بود که از یک سو، با نبود خامنهای دچار تنشهای بیشتری در رأس قدرت خواهد شد و از سوی دیگر، توان سرکوبش بهشدت کاهش یافته است. در همین حال، اقتصاد ورشکسته و رو به سقوط جمهوری اسلامی نیز وضعیت معیشتی مردم را هر روز وخیمتر خواهد کرد و اعتراض و خشم بیشتری را برخواهد انگیخت.
این شرایط، جمهوری اسلامی را بیش از پیش به ورطه فروپاشی خواهد راند و به مردمی که معترض، دادخواه و خواهان سرنگونی این رژیم هستند انگیزه بیشتری برای تحقق این هدف خواهد داد.
جمهوری اسلامی در فاز پایانی موجودیت پلید خود به سر میبرد. این مردم ایران هستند که میتوانند ضربه نهایی و مهلک را بر این رژیم وارد کنند. برای این نبرد تعیینکننده پیشِ رو باید آماده شد.
لازم است هرچه بیشتر حول منشور «زن، زندگی، آزادی» متحد شویم و انجمنهای و نهادهای «زن، زندگی، آزادی» را در همهجا تشکیل دهیم. بگذارید این انجمنها و مردمی که در قالب آنها متشکل میشوند، به نمادی از عزم و اراده مردم برای سرنگونی این رژیم و نشاندن قدرت مردم به جای آن تبدیل شوند و در صحنه سیاسی ایران بهگونهای قدرتمند ابراز وجود کنند.
#زن_زندگی_آزادی
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#معترض_زندانی_آزاد_باید_گردد
https://t.me/no_execution1/24745
Telegram
کمیته بینالمللی علیه اعدام
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نه به اعدام: روز جهانی زن و وضعیت زندانیان در شرایط جنگ جاری
۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۹ مارس ۲۰۲۵
شرکت کننده: هرمز رها
مجری: مریم عادلخانی
مسئول فنی: آراد علیزاد
برنامهای از کمیته بین المللی علیه اعدام
تهیه شده در تلویزیون کانال جدید
#زن_زندگی_آزادی
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۹ مارس ۲۰۲۵
شرکت کننده: هرمز رها
مجری: مریم عادلخانی
مسئول فنی: آراد علیزاد
برنامهای از کمیته بین المللی علیه اعدام
تهیه شده در تلویزیون کانال جدید
#زن_زندگی_آزادی
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روز جهانی زن و وضعیت زندانیان در شرایط جنگ جاری
۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۹ مارس ۲۰۲۵
شرکت کننده: هرمز رها
مجری: مریم عادلخانی
#زن_زندگی_آزادی
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
۱۸ اسفند ۱۴۰۴ - ۹ مارس ۲۰۲۵
شرکت کننده: هرمز رها
مجری: مریم عادلخانی
#زن_زندگی_آزادی
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وضعیت زندانیان در شرایط جنگ جاری
۹ مارس ۲۰۲۵
شرکت کننده: هرمز رها
مجری: مریم عادلخانی
#زن_زندگی_آزادی
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
۹ مارس ۲۰۲۵
شرکت کننده: هرمز رها
مجری: مریم عادلخانی
#زن_زندگی_آزادی
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
#نه_به_اعدام
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام شیوا قوامی از فعالین کمیته بینالمللی علیه اعدام در رابطه با وضعیت خطرناک زندانیان در شرایط شدت گرفتن جنگ
#زندانیان_سیاسی_بدون_قیدوشرط_آزاد_باید_گردند
#زندانیان_سیاسی_بدون_قیدوشرط_آزاد_باید_گردند
گزارش کوتاه فعالیتهای رسانهای من ضرغام اسدی در مطبوعات سوئد
https://t.me/no_execution1/24751
در سالهای اخیر، بهویژه در هفتههای اخیر، من بهطور فعال مطالب و دیدگاههای خود را در رسانههای سوئد منتشر کردهام. تا کنون چندین مقاله و نامهام در روزنامههای معتبر چاپ شده است. روزنامههایی که در زیر نام برده شده شامل نامهای گشاده به نخستوزیر سوئد و مقالهای در مورد ضرورت قطع کامل روابط دیپلماتیک با ایران هستند: Göteborgs-Posten GP، Dagens Nyheter DN و Nerikes Allehanda NA.
مطالب من عمدتاً در قالب نامههای خوانندگان یا مقالات دیدگاهی منتشر شدهاند و محتوای آنها انتقاد از سیاستهای خارجی دولتهای سوئد، اتحادیه اروپا و دیگر کشورها در رابطه با ایران است و بهطور ویژه خواست مردم ایران برای قطع روابط دولتهای جهان با رژیم ایران را در راستای جنبش زن، زندگی، آزادی برجسته میکند. من در این مطالب از جنبش زن، زندگی، آزادی در ایران حمایت کردهام و خواستار جلب حمایت جامعه جهانی برای مردم ایران شدهام.
موضوعات اصلی که در نوشتههایم به آنها پرداختهام شامل وضعیت سیاسی و وضعیت شهروندان در ایران، ستم و اختناق بر مردم، جریانهای مختلف اپوزیسیون ایرانی و انتقاد از سیاستهای خارجی دولتهای سوئد، اتحادیه اروپا و دیگر کشورها در رابطه با ایران است.
در پایان، از تمام آزادیخواهان و کسانی که به آزادی، برابری، کرامت انسانی و عدالت اجتماعی و اقتصادی باور دارند دعوت میکنم در این راستا در شهرها و کشورهای خود بنویسند و انحصار روایت را در اختیار دشمنان دموکراسی و انقلاب زن، زندگی، آزادی نگذارند.
برای دسترسی به مقالات و نامههای من میتوانید به سایتهای رسمی این روزنامهها مراجعه کنید و در قسمت جستجو، نام Zargham Asadi را وارد کنید:
Göteborgs-Posten GP: https://www.gp.se
Dagens Nyheter DN: https://www.dn.se
Nerikes Allehanda NA: https://www.na.se
با مهر ضرغام اسدی
#زن_زندگی_آزادی
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
https://t.me/no_execution1/24751
https://t.me/no_execution1/24751
در سالهای اخیر، بهویژه در هفتههای اخیر، من بهطور فعال مطالب و دیدگاههای خود را در رسانههای سوئد منتشر کردهام. تا کنون چندین مقاله و نامهام در روزنامههای معتبر چاپ شده است. روزنامههایی که در زیر نام برده شده شامل نامهای گشاده به نخستوزیر سوئد و مقالهای در مورد ضرورت قطع کامل روابط دیپلماتیک با ایران هستند: Göteborgs-Posten GP، Dagens Nyheter DN و Nerikes Allehanda NA.
مطالب من عمدتاً در قالب نامههای خوانندگان یا مقالات دیدگاهی منتشر شدهاند و محتوای آنها انتقاد از سیاستهای خارجی دولتهای سوئد، اتحادیه اروپا و دیگر کشورها در رابطه با ایران است و بهطور ویژه خواست مردم ایران برای قطع روابط دولتهای جهان با رژیم ایران را در راستای جنبش زن، زندگی، آزادی برجسته میکند. من در این مطالب از جنبش زن، زندگی، آزادی در ایران حمایت کردهام و خواستار جلب حمایت جامعه جهانی برای مردم ایران شدهام.
موضوعات اصلی که در نوشتههایم به آنها پرداختهام شامل وضعیت سیاسی و وضعیت شهروندان در ایران، ستم و اختناق بر مردم، جریانهای مختلف اپوزیسیون ایرانی و انتقاد از سیاستهای خارجی دولتهای سوئد، اتحادیه اروپا و دیگر کشورها در رابطه با ایران است.
در پایان، از تمام آزادیخواهان و کسانی که به آزادی، برابری، کرامت انسانی و عدالت اجتماعی و اقتصادی باور دارند دعوت میکنم در این راستا در شهرها و کشورهای خود بنویسند و انحصار روایت را در اختیار دشمنان دموکراسی و انقلاب زن، زندگی، آزادی نگذارند.
برای دسترسی به مقالات و نامههای من میتوانید به سایتهای رسمی این روزنامهها مراجعه کنید و در قسمت جستجو، نام Zargham Asadi را وارد کنید:
Göteborgs-Posten GP: https://www.gp.se
Dagens Nyheter DN: https://www.dn.se
Nerikes Allehanda NA: https://www.na.se
با مهر ضرغام اسدی
#زن_زندگی_آزادی
#جمهوری_اسلامی_نابود_باید_گردد
https://t.me/no_execution1/24751
Telegram
کمیته بینالمللی علیه اعدام