عيد مبعث بر تمامي مسلمانان مبارك
شمع دنياي وجود
محمد شمع دنياي وجودي
خدا رابهترين بنده توبودي
خدا وقتي تورا پيغمبري داد
زكل خلق دنيا برتري داد
بتن كردي تو چون رخت رسالت
تجلي كرد حقيقت درنگاهت
دهان رابازكردي حق چو گفتي
عمل كردي بحق حق را شكفتي
نبي حق رسول كردگاري
بشر را بهترين آموزگاري
دعاكن تا كه ما هم بنده باشيم
براه حق رويم تازنده باشيم
نعمت الله پاكدامن( شاكرناييني )
شمع دنياي وجود
محمد شمع دنياي وجودي
خدا رابهترين بنده توبودي
خدا وقتي تورا پيغمبري داد
زكل خلق دنيا برتري داد
بتن كردي تو چون رخت رسالت
تجلي كرد حقيقت درنگاهت
دهان رابازكردي حق چو گفتي
عمل كردي بحق حق را شكفتي
نبي حق رسول كردگاري
بشر را بهترين آموزگاري
دعاكن تا كه ما هم بنده باشيم
براه حق رويم تازنده باشيم
نعمت الله پاكدامن( شاكرناييني )
تولد امام حسين برتمامي شيعيان مبارك باد
* حامي قرآن *
سوم شعبان چوآمد خسرو خوبان رسيد
حق شكاف بي مثال آن حامي قرآن رسيد
اي علي تبريك گويم گشته دنيا پر ز نور
رادمردي همچو نوح وموسي عمران رسيد
هست او فرزند زهرا نور چشم مصطفي
آن ابرمردي كه دنيا ميكند حيران رسيد
نام او بين قفل دلها مي گشايد چون كليد
منجي ما شيعيان بنگر به اين ايوان رسيد
آنكه ناحق را كند رسوا به دشت كربلا
رهبر آزادگان از جانب يزدان رسيد
حال ماه عيش وشادي هست بهر شيعيان
شاكرا دل شادكن بار دگر شعبان رسيد
نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني )
* حامي قرآن *
سوم شعبان چوآمد خسرو خوبان رسيد
حق شكاف بي مثال آن حامي قرآن رسيد
اي علي تبريك گويم گشته دنيا پر ز نور
رادمردي همچو نوح وموسي عمران رسيد
هست او فرزند زهرا نور چشم مصطفي
آن ابرمردي كه دنيا ميكند حيران رسيد
نام او بين قفل دلها مي گشايد چون كليد
منجي ما شيعيان بنگر به اين ايوان رسيد
آنكه ناحق را كند رسوا به دشت كربلا
رهبر آزادگان از جانب يزدان رسيد
حال ماه عيش وشادي هست بهر شيعيان
شاكرا دل شادكن بار دگر شعبان رسيد
نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني )
*نهال باغ ايران *
نهال باغ ايران. كودكان اند
هميشه أوليا چون بأغبان اند
كنيم گرخانه ها را شادوآرام
ز شر هر فسادي در أمانند
ببيند درعمل هر نكته اي را
درون خانه آنها ديده بانند
دهيم گر پروزش با عقل وايمان
كبوتر هاي آزاد جهان اند
چو آنها پرورش داديم با حق
در اين دنيا هميشه قهرمانند
چنين شاكر بگويد با عزيزان
به دنيا بچه ها درّ گرانند
نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني)
نهال باغ ايران. كودكان اند
هميشه أوليا چون بأغبان اند
كنيم گرخانه ها را شادوآرام
ز شر هر فسادي در أمانند
ببيند درعمل هر نكته اي را
درون خانه آنها ديده بانند
دهيم گر پروزش با عقل وايمان
كبوتر هاي آزاد جهان اند
چو آنها پرورش داديم با حق
در اين دنيا هميشه قهرمانند
چنين شاكر بگويد با عزيزان
به دنيا بچه ها درّ گرانند
نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني)
گر زدند آتش بجانت عود باش
گر زيان ديدي زمردم سود باش
رو ز ابراهيميان الگو بگير
كس نگفته در جهان نمرود باش
نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني)
گر زيان ديدي زمردم سود باش
رو ز ابراهيميان الگو بگير
كس نگفته در جهان نمرود باش
نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني)
به مناسبت روز ملي خليج فارس قطعه شعري سروده
تقديم مي نمايم
اي خليج فارس اي مرز جنوب
همچو خورشيدي نداري تو غروب
آب تو سرچشمه اش اروند رود
بر تو و ايران فرستيم ما درود
مردم ايران همه چون قهرمان
جان دهند بهر بقايت هر زمان
اهل خرمشهر تا قشم و خمير
بر عدو گويند در بغصت بمير
از زمان اردشير بابكان
تو خليج فارس بودّي در جهان
فارس نام تو بود در هر زمان
تا جهان باشد تو هستي جاودان
نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني)
تقديم مي نمايم
اي خليج فارس اي مرز جنوب
همچو خورشيدي نداري تو غروب
آب تو سرچشمه اش اروند رود
بر تو و ايران فرستيم ما درود
مردم ايران همه چون قهرمان
جان دهند بهر بقايت هر زمان
اهل خرمشهر تا قشم و خمير
بر عدو گويند در بغصت بمير
از زمان اردشير بابكان
تو خليج فارس بودّي در جهان
فارس نام تو بود در هر زمان
تا جهان باشد تو هستي جاودان
نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني)
معلم
مرا لوحي ايست در سر زرنگار است
قلم زن بر سرم. آموزگار است
معلم. پرورش دادي. روانم
چو علمت را بگيرم. قهرمانم
قلم در دست من كردي. توأنا
نوشتم روي كاغد من سخنها
نشان من تو دادي اين الف با
نوشتم با الف با. حرف.دل را
توچشمان مرا پرنور كردي
جهالت را زمغزم دور كردي
چو دانش را تو دادي بر وجودم
شده روشن به دنيا تار و پودم
معلم تو. رسول بي كتابي
منم دشت و رود پر ز آبي
نعمت الله پاكدامن شاكر ناييني
مرا لوحي ايست در سر زرنگار است
قلم زن بر سرم. آموزگار است
معلم. پرورش دادي. روانم
چو علمت را بگيرم. قهرمانم
قلم در دست من كردي. توأنا
نوشتم روي كاغد من سخنها
نشان من تو دادي اين الف با
نوشتم با الف با. حرف.دل را
توچشمان مرا پرنور كردي
جهالت را زمغزم دور كردي
چو دانش را تو دادي بر وجودم
شده روشن به دنيا تار و پودم
معلم تو. رسول بي كتابي
منم دشت و رود پر ز آبي
نعمت الله پاكدامن شاكر ناييني
دل آرام
ساقيا دستم بده آن جام را
تا بريزم من غم ايام را
گرچه گمنامم دراين شهربزرگ
در نكوكاري بجويم نام را
سيم و زر دادم ز كف اي دوستان
تا به دست آرم دل آرام را
زر پرستان سيم و زر بر كامتان
ازقناعت من گرفتم كام را
هرچه كردم هرچه گفتم درجهان دل
ديده ام با چشم دل فرجام را
صبر كن شاكر تو در دار فنا
بعد از آن يابي دل آرام را
نعمت الله پاكدامن(شاكر ناييني)
ساقيا دستم بده آن جام را
تا بريزم من غم ايام را
گرچه گمنامم دراين شهربزرگ
در نكوكاري بجويم نام را
سيم و زر دادم ز كف اي دوستان
تا به دست آرم دل آرام را
زر پرستان سيم و زر بر كامتان
ازقناعت من گرفتم كام را
هرچه كردم هرچه گفتم درجهان دل
ديده ام با چشم دل فرجام را
صبر كن شاكر تو در دار فنا
بعد از آن يابي دل آرام را
نعمت الله پاكدامن(شاكر ناييني)
رمضان برعاشقان مبارك باد
بهترين ماه عزيزان رمضان مي بينم
دوستداران خدا در هيجان مي بينم
رمضان هست چوگرمابه بشويم دل را
تا ببينيم در آن روز جزا حاصل را
ماه رحمت بركات است بركاتش توبگير
تا نباشي بدست نفس وشيطان تو اسير
درب دوزخ ببندد در اين ماه خدا
درب فردوس شده بازتو ماندي به كجا ?
گر كه هستي بسلامت در اين ماه كبير
پس به شكرانه آن در رمضان روزه بگير
عمرانسان بنگرچون رمضان درسفر است
هر كه را چشم بصيرت نبود بيخبر است
نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني
بهترين ماه عزيزان رمضان مي بينم
دوستداران خدا در هيجان مي بينم
رمضان هست چوگرمابه بشويم دل را
تا ببينيم در آن روز جزا حاصل را
ماه رحمت بركات است بركاتش توبگير
تا نباشي بدست نفس وشيطان تو اسير
درب دوزخ ببندد در اين ماه خدا
درب فردوس شده بازتو ماندي به كجا ?
گر كه هستي بسلامت در اين ماه كبير
پس به شكرانه آن در رمضان روزه بگير
عمرانسان بنگرچون رمضان درسفر است
هر كه را چشم بصيرت نبود بيخبر است
نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني
به مناسبت سالگرد آزادي خرمشهرقطعه شعري سروده تقديم مي نمايم به روح بلندشهيدان
وكساني كه در اين پيروزي نقش داشتند
حماسه خرمشهر
فتح خرمشهر فتح اكبر است
ارزشش مانند فتح خيبر است
شهر خرمشهر ما شهرخداست
شهر فرزندان پاك انبيا ست
اي كشاورزي كه مشغولي به كشت
خاك خرمشهر باشد چون بهشت
شد مقدس شهر با خون شهيد
آن كساني كه به ما دادند اميد
آن شهيدان چون بحق دل دوختند
شهر را نوراني كرده ، سوختند
خفت دشمن در آنجا شد عيان
شد سپاه و ارتش ما قهرمان
اي بسيج و ارتش وكل سپاه
آفرين بر عزم وايمان شما
سوم خرداد ماند جاودان
تا كه ايران هست وايراني درآن
نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني )
https://telegram.me/npakdaman
وكساني كه در اين پيروزي نقش داشتند
حماسه خرمشهر
فتح خرمشهر فتح اكبر است
ارزشش مانند فتح خيبر است
شهر خرمشهر ما شهرخداست
شهر فرزندان پاك انبيا ست
اي كشاورزي كه مشغولي به كشت
خاك خرمشهر باشد چون بهشت
شد مقدس شهر با خون شهيد
آن كساني كه به ما دادند اميد
آن شهيدان چون بحق دل دوختند
شهر را نوراني كرده ، سوختند
خفت دشمن در آنجا شد عيان
شد سپاه و ارتش ما قهرمان
اي بسيج و ارتش وكل سپاه
آفرين بر عزم وايمان شما
سوم خرداد ماند جاودان
تا كه ايران هست وايراني درآن
نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني )
https://telegram.me/npakdaman
Telegram
📚شاکر نائینی📖
کانال ادبی شاکر نائینی
قبله عدل و انصاف
علي گر بيني محبوب خدا شد
خدا ديد و زغير او جدا شد
علي در نزد شيعه بهترين است
وصي آن نبي آخرين است
ببين او قبله عدل است وانصاف
شب ظلماني را باشد چو مهتاب
علي راكشت در دنيا منافق
منافق چند رنگ باشد وفاسق
منافق مي زند ازپشت خنجر
حقيقت را ندارد هيچ باور
زند كافر بدان از روبرو مشت
منافق مي شكافت قلب از پشت
منافق دشمن دين است و يزدان
سخن گويد زنيكي ها فراوان
هرآنچه ضربه خورده دين اسلام
از اين عده دو رو بوده هر ايام
نعمت الله پاكدامن شاكر (ناييني)
@npakdaman
علي گر بيني محبوب خدا شد
خدا ديد و زغير او جدا شد
علي در نزد شيعه بهترين است
وصي آن نبي آخرين است
ببين او قبله عدل است وانصاف
شب ظلماني را باشد چو مهتاب
علي راكشت در دنيا منافق
منافق چند رنگ باشد وفاسق
منافق مي زند ازپشت خنجر
حقيقت را ندارد هيچ باور
زند كافر بدان از روبرو مشت
منافق مي شكافت قلب از پشت
منافق دشمن دين است و يزدان
سخن گويد زنيكي ها فراوان
هرآنچه ضربه خورده دين اسلام
از اين عده دو رو بوده هر ايام
نعمت الله پاكدامن شاكر (ناييني)
@npakdaman
شب قدر
گفتند شب قدر شب بيداري است
از نفس درون دور شدن، آزادی است
خواهي چو نهي قدم به درگاه خدا
اول قدمش، نيكي و مردم داري است
نعمت الله پاكدامن شاكر ناييني
گفتند شب قدر شب بيداري است
از نفس درون دور شدن، آزادی است
خواهي چو نهي قدم به درگاه خدا
اول قدمش، نيكي و مردم داري است
نعمت الله پاكدامن شاكر ناييني
گراني بيحساب
در اين دوران گراني بيحساب است
يكي خوشحال يكي هم در عذاب است
دلار همچون عقابي رفته بر اوج
ريال سي سال گذشته باز خواب است
كساني كه كنون قدرت سوارند
بما گويند اصل آن حباب است
ره سرمايه داران بين چه صاف است
ولي راه ضعيفان پر ز تاب است
نگه كن ساز تاجر كوك كوك است
معلم كارگر در اضطراب است
ضعيفان دست هم ديگر بگيريد
كه وضع اقتصادي بس خراب است
جهان ما است شاكر زنگ تفريح
چو رفتيم از جهان زنك حساب است
نعمت الله پاكدامن شاكر (ناييني )
@npakdaman
در اين دوران گراني بيحساب است
يكي خوشحال يكي هم در عذاب است
دلار همچون عقابي رفته بر اوج
ريال سي سال گذشته باز خواب است
كساني كه كنون قدرت سوارند
بما گويند اصل آن حباب است
ره سرمايه داران بين چه صاف است
ولي راه ضعيفان پر ز تاب است
نگه كن ساز تاجر كوك كوك است
معلم كارگر در اضطراب است
ضعيفان دست هم ديگر بگيريد
كه وضع اقتصادي بس خراب است
جهان ما است شاكر زنگ تفريح
چو رفتيم از جهان زنك حساب است
نعمت الله پاكدامن شاكر (ناييني )
@npakdaman
شده ايران بهشت خود فروشان
جهنم گشته بهر تيز هوشان
تواي داور كه ستارالعيوبي
گناه خود فروشان را مپوشان
شاكر ناييني
جهنم گشته بهر تيز هوشان
تواي داور كه ستارالعيوبي
گناه خود فروشان را مپوشان
شاكر ناييني
تا فكر وذكر جمعي در مرگ ديگران است
دشمن براي ماهم بسيار در جهان است
گر در عمل بكوشيم رخت ستم نپوشيم
هر نكته اي بگويم مانند زعفران است
شاكر ناييني
دشمن براي ماهم بسيار در جهان است
گر در عمل بكوشيم رخت ستم نپوشيم
هر نكته اي بگويم مانند زعفران است
شاكر ناييني
وضع زمانه
دلم مي سوزد از وضع زمانه
ضعيفان ميخورند چون تازيانه
بخود گفتيم پس از امضاي برجام
به پايان ميرسد سختي ايام
دوباره پولدار پولدار تر شد
ريال از چرخه بازار به در شد
دلار وسكه بالا رفته خيلي
شده بي ارزش اكنون پول ملي
ضعيفان گشته اند اكنون گرفتار
ندارد حرف آنها هيچ بازار
به پا خيزيد مديران وقت تنگ است
گراني سرعتش چون يوزپلنگ است
نعمت الله پاكدامن شاكر (ناييني)
@npakdaman
دلم مي سوزد از وضع زمانه
ضعيفان ميخورند چون تازيانه
بخود گفتيم پس از امضاي برجام
به پايان ميرسد سختي ايام
دوباره پولدار پولدار تر شد
ريال از چرخه بازار به در شد
دلار وسكه بالا رفته خيلي
شده بي ارزش اكنون پول ملي
ضعيفان گشته اند اكنون گرفتار
ندارد حرف آنها هيچ بازار
به پا خيزيد مديران وقت تنگ است
گراني سرعتش چون يوزپلنگ است
نعمت الله پاكدامن شاكر (ناييني)
@npakdaman
قطعه شعر زير را به مناسبت روز قلم سروده ام تقديم مي نمايم به خدمتگذاران اهل قلم
"قلم زن و شمشير زن"
چه خوش گفت سعدي شيرين سخن
قلم زن نگهدار و شمشير زن
اگر گشتي تو حاكم روزگار
نما اين دو را بال هنگام كار
قلم زن ببيند بد و خوب را
نگيرد بدان بار معيوب را
قلم زن بود پهلوان خرد
كند راه دشمن به مغز تو سد
ولي ارتش تو است شمشير زن
بود او كه دشمن كند در كفن
چو راضي شود از تو هنگام كار
ز دشمن در آرد بدان او دمار
چو اين دو شوند بال پرواز تو
بهرجا رسد صوت آواز تو
پس از آن تويي حاكمي سرفراز
نداري به ظلم وستم تو نياز
نعمت الله پاكدامن (شاكرناييني )
https://t.me/npakdaman
"قلم زن و شمشير زن"
چه خوش گفت سعدي شيرين سخن
قلم زن نگهدار و شمشير زن
اگر گشتي تو حاكم روزگار
نما اين دو را بال هنگام كار
قلم زن ببيند بد و خوب را
نگيرد بدان بار معيوب را
قلم زن بود پهلوان خرد
كند راه دشمن به مغز تو سد
ولي ارتش تو است شمشير زن
بود او كه دشمن كند در كفن
چو راضي شود از تو هنگام كار
ز دشمن در آرد بدان او دمار
چو اين دو شوند بال پرواز تو
بهرجا رسد صوت آواز تو
پس از آن تويي حاكمي سرفراز
نداري به ظلم وستم تو نياز
نعمت الله پاكدامن (شاكرناييني )
https://t.me/npakdaman
Telegram
شاکر نائینی
کانال ادبی شاکر نائینی
كاخ ها مانده است و شاهان رفته اند
نيستان رفتند و هستان در ره اند
آن كسانيكه نهند حق زير پا
هرچه هستند،هرچه باشند گمرهند
نعمت الله پاكدامن (شاكر نائیني)
نيستان رفتند و هستان در ره اند
آن كسانيكه نهند حق زير پا
هرچه هستند،هرچه باشند گمرهند
نعمت الله پاكدامن (شاكر نائیني)
طوفان منيت
زدست بيخرد ها در عذابم
چنين وضعي نمي ديدم بخوابم
قلم كاغذ به دست و ناتوانم
چه بنويسم ز اوضاع زمانم
زاين وضع عجيب پيچ در پيچ
قلم هم گشته دردستم كنون گيج
چه بنويسم من از وضع طبابت
قلم كاغذ كشند اكنون خجالت
چه بنويسم ز درد دردمندان
كه دايم دردشان گردد دو چندان
چه بنويسم ز اين اوضاع دشوار
غني و بينوا هر دو گرفتار
عمل ها با سخن هادر تضاد است
هر آنچه تو فزون بيني فساد است
چه گويم من ز طوفان منيت
كه خشكانده درخت آدميت
زبانم در دهان وقتي شود مرد
قلم هم كرده از دستم عقب گرد
نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني )
زدست بيخرد ها در عذابم
چنين وضعي نمي ديدم بخوابم
قلم كاغذ به دست و ناتوانم
چه بنويسم ز اوضاع زمانم
زاين وضع عجيب پيچ در پيچ
قلم هم گشته دردستم كنون گيج
چه بنويسم من از وضع طبابت
قلم كاغذ كشند اكنون خجالت
چه بنويسم ز درد دردمندان
كه دايم دردشان گردد دو چندان
چه بنويسم ز اين اوضاع دشوار
غني و بينوا هر دو گرفتار
عمل ها با سخن هادر تضاد است
هر آنچه تو فزون بيني فساد است
چه گويم من ز طوفان منيت
كه خشكانده درخت آدميت
زبانم در دهان وقتي شود مرد
قلم هم كرده از دستم عقب گرد
نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني )