📚شاکر نائینی📖
35 subscribers
46 photos
4 videos
2 files
74 links
کانال ادبی شاکر نائینی
Download Telegram
Channel name was changed to «shaker Naeini»
Channel name was changed to «Shaker Naeini»
Channel name was changed to «شاکر نائینی»
بي نام خدا قلم به دفتر نزنم

بي اذن خدا به خانه اي در نزنم

پروانه صفت به دور او مي گردم

مانند مگس به هر رهي پر نزنم

شاكر ناييني
*مي آيد*

مژده اي دل كه دگر باره صبا مي آيد

به دل جملگي آن مهر و وفا مي آيد

دوستان از دل خود صفحه غم پاك كنيد

غم فراموش كنيد شادي ما مي آيد

چشم بر شب چو ببنديم وسوي روز رويم

دل ما پاك شده صلح و صفا مي أيد

فاضلي گفت بمن ديده دل را بگشا

تا بفهمي كه چرا رفت وچرا مي آيد

لطف كن دست ضعيفان زمان را تو بگير

بعداز آن بهر تو هم لطف خدا مي آيد

گر عمل كردي به حق دست ببر سوي خدا

آن زمان هر چه بخواهي ز دعا مي آيد

كن صبوري و مگو حق بجهان باطل شد

شاكرا بوي حقيقت همه جا مي آيد

نعمت الله پكدامن(شاكر ناييني )
عشق

عشق زشتيها را زيبا ميكند

قطره ها را عشق دريا ميكند

بيستون را عشق خراطي نمود

كوه را ورد زبانها ميكند

چون كليدي هست در دست بشر

درب هاي بسته را وا ميكند

هركسي با عشق گردد همنشين

پشت بر اموال دنيا ميكند

هر كه عاشق نيست ميگردد غريب

رفتن از دنيا تقاضا ميكند

شاكرا گفتي ز عشق اكنون سخن

عشق درد دل مداوا ميكند

نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني )
سرو بلند

اين سرو بلند كه نام آن ايران است

هر برگي از آن خون هزاران جان است

هر ذره از اين خاك كه بيني تو به ديد

صد بار شناور شده در خون شهيد

چون باخردان در آن هنر ها ديدند

گهواره علم وهنرش ناميدند

درياي خروشان بودو پر گوهر است

هرگونه هنر پسر وايران پدر است

چون جايگهي بهر هنر مندان است

جاهل تو ميا كه بهر تو زندان است

ما همچو گل و كشور ما هم چمن است

گوييم پس از خدا ،مقدس وطن است

نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني )
كوروش

كوروش اي شاهنشه با معرفت

اي كه با دنيا گرفتي آخرت

مرز ايران را تو بردي تا به نيل

حق موران را طلب كردي ز فيل

اولين منشور آزادي ز توست

اسب هاي تيزپا دادي به پست

تو ترحم كردي بر مغلوب جنگ

آهو را بگرفتي از چنگ پلنگ

از تمام پادشاهان برتري

خاك ايران معدن و تو گوهري

بوده اي كوروش تو ذولقرنين ما

چونكه ايراني توبودي عين ما

در وجود تو نبوده بردگي

جسم تو با خاك ايران شد يكي

بودي تو معمار اين ايران زمين

بر تو وياران تو صد آفرين

نام تو جاريست در دنيا چو رود

نام تو آيد فرستيم ما درود

نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني )
مرده ها وزنده ها

احترام اكنون ز آن مرده هاست

رنج ومحنت بين ز آن زنده هاست

صحن قبرستان كنون آباد بين

بين زمين قبر ها را پر بهاست

جسم انسان ميرود بر زير خاك

روح ارزش دارد از آن خداست

هي نگوييد بين فلاني هم كه مرد

او كه رفته نوبت ما و شماست

نيستي اصلي است بنما آن قبول

شامل حال غني و بينواست

بين هزاران شاه و حاكم مرده اند

پس مگو مردن فقط مال گداست

بهره گيريد هان زعمر مختصر

چون اجل نزديكتر از دست وپاست

جاوداني نيست عمر هيچ كس

آن خدا باشد كه دايم در بقاست

جسم انسان (شاكرا ) بي ارزش است

تا كه روح در جسم باشد چون طلاست

نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني )
ثروت و قلم

ثروت اندوزي بمن گفت اين سخن

تو كجايي يك نگاهي كن بمن

دل سپردي تو به اين شعر و قلم

من چو كشتي هستم و تو يك بلم

گفتم اي نو كيسه حرفم گوش كن

اين تنور كبر را خاموش كن

ثروت تو مثل ناني خوردني است

ثروت من اين كتاب ماندني است

ازبراي ثروتم طرار نيست

روز رفتن از برايم بار نيست

افتخار من بود فكر و قلم

تو نهادي سيم وزر را روي هم

من نهم بعد از خودم چندين كتاب

ثروت من نيست مانند حباب

سيم و زر انبار كردن كار نيست

روز رفتن از برايت يار نيست

مست ثروت هستي و رفتي بخواب

چشم داري در جهان سوي سراب


نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني )
قطعه شعري به زبان شيرين ناييني تقديم دوستان وهمشهريان مي نمايم

وچوا چش وكيريد زندگي أسون گو نيو

همه چي مثلي طولا گرتايه ارزون گو نيو

دوتوا وپروا چهره شي خندون گو نيو

كتو شلوار وعپوشن زومون تومون گو نيو

يك سري انجو ويني توي ماشين كلاج گيرن

توكيه هنيگنو مال مره حراج كيرن

جونهاي دي زومون شلوار لي وپا كيرن

يك موبايل دسوشي يو عمر گورون فنا كيرن

هيميشه تو هر كيه يك دار قالي وپا بي

انگلي ها لاتونه حاكم دلها خودا بي

اي خودا يك فرجي كر درد مردم مالي يو

هر كي پيل داره و پارتي ويني وضعش عاليو

شاكر ناييني
دل بريدن

زدنيا دل بريذن سخت باشد

بريده دل بدان خوشبخت باشد

دل خود را به اين دنيا ندوزيد

كه عمرما به تن چون رخت باشد

ببين تاج شهان خشت لحد شد

نمي ماند كسي در رفت باشد

بدان انسان تو قدر لحظه ها را

هر آنچه بر نگردد وقت باشد

تو صدها هفت وسوم پا نهادي

نيي ايمن تو را هم هفت باشد

شود با گريه آغاز عمر انسان

به گريه گر رود بدبخت باشد

چه ميگويي كنون شاكر در اين شعر

فقط ذات خدا را هست باشد


از كتاب چشمه اي در كوير صفحه ١٠٧

شاعر: شاكر ناييني
بي سبب نيست

عبادت دوستان تنها زلب نيست

بدان نزديكي بااو در نسب نيست

زبان بندگان خود بداند

خدا خواهان خداي ما عرب نيست

جهان باشد پر از رمز و معما

كسي بي فكر باشد در عجب نيست

چو ديدي ملتي را تو گرفتار

گرفتاري آنها بي سبب نيست

ببين دريا كه دايم در خروش است

براي رود ودريا روز وشب نيست

كسي پند بزرگان را بگيرد

فهيم وباتفكر بي ادب نيست

مگو شاكر زياران دور ماندم

كسي شكر خدا گفته عقب نيست

نعمت الله پاكدامن شاكر ناييني
فقر وايمان

چو أتش فقر و خرمن هست ايمان

گريزان باش از فقر اي مسلمان

چو ديو فقر أمد در سرايت

صفات زشت أورده برايت

بود ايمان سبو و فقر سنگ است

زدل ايمان رود تاريك وتنگ است

ز يك در فقر أيد چون به سويت

دگر ايمان گريزان شد زكويت

وجودي تا كه باشد در سجود است

تن گشنه تنوري پر ز دود است

اگر حاكم بود عادل به كشور

در أن كشور نبيني ديده تر

فقير عقل وايمان را بها نيست

به فكر ظالمين اصلا خدا نيست

نگو هرگز كه دانا هم فقير است

به دنيا شخص نادان سربه زير است

نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني)
كتاب عشق

كتاب عسق را جز يك ورق نيست

نگه كردم به أن جز نام حق نيست

همان عاشق كه دنيا را به پا كرد

بگو معشوق خود را كي رها كرد

بدان سلطان عشاق است داور

خوش أن قطره به دريا شد شناور

بياييد قطره ها دريا بگيريد

چو با دريا شديد هر گز نميريد

بدان موسي و عيسي قطره بودند

اگر دريا نبود أن ها نبودند

دلم از قطره ها گشته كنون سير

بيا دريا مرا هم در بغل گير

شاكر ناييني
"محرم"

شد دگر باره محرم تا دلم باز كنم باحسينبن علي من سخن آغازكنم

گويم اي سروشهيدان توگل اين چمني
حق پرستان همه عريان وتو هم پيرهني

بين جوانان همگي منتظر و سرگردان
از خدا خواه كنون بهر همه تو درمان

اين زمان فتنه وشر از همه جا مي بارد
بين يكي شخم زند، آن دگري ميكارد

بازهم كربوبلا هست وحسين تنها
آن طرف شمرويزيد عده اي بي عقل و وفا

بين جهان پرزصليب است ولي عيسي نيست
سامري ها زيادند ولي موسي نيست

ما ابوجهل ببينيم همه جا دست به جيب
هركه از حق سخني گفت شود زار وغريب

توكه در نزد خدا عزت بيحد داري
ميتواني كه غم وغصه زدل برداري

قسمت ميدهم مولا به زهرا و رسول
از خدا خواه كند حاجت ما جمله قبول

هر دل وخانه كه ويران شده آباد كند
مسلمين را همه سرزنده و دل شاد كند

نعمت الله پاكدامن (شاكر ناييني )