Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
❤393👍27🤬7👌6😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤380👍23💯5🤬3👌3🤷♀2😢1
Forwarded from saied shemirani سعید شمیرانی
از شکوه دیروز تا بیداری امروز
داستانی واقعی از دل تجربه، حقیقت و بیداری
قبل از اینکه داستان خودم رو بگم، اول بذار از یه حقیقت مهم شروع کنم؛
ما یه دورهای در ایران زندگی کردیم که واقعاً طلایی بود.
دورهای که زیر سایه حکومت پهلوی، ایران داشت میدرخشید.
نه در حرف، نه در شعار... در عمل.
رضاشاه، از دل عقبماندگی قجری، ستونهای یک کشور مدرن رو بنا کرد: ارتش ملی، آموزش نوین، لغو کاپیتولاسیون، راهآهن، ثبت احوال، نظام قضایی مستقل...
و محمدرضاشاه اون ستونها رو بالا برد:
دانشگاه، آزادی زنان، حق رأی، بیمه، سوادآموزی، مدرسه، راهسازی، صنعت نفت، برقرسانی، آموزش مدرن، سینما، هنر، اقتصاد در حال شکوفایی، احترام جهانی...
ما داشتیم میساختیم. ایران واقعاً داشت به ژاپن دوم تبدیل میشد.
ولی متأسفانه مردم فریب خوردند.
قدر ندونستن.
قدر پادشاهی رو که با صداقت، نظم، عزت و عشق به این خاک خدمت کرد.
و نتیجه؟
افتادن به دست کسانی که فقط و فقط دروغ گفتن، فریب دادن، چاپیدن و نابود کردن.
حالا بعد از ۴۶ سال، هر چی داریم، حاصل همون اشتباهه.
و این ما رو میرسونه به داستان من...
👷♂️ یه دورهای هر چی دست میزدم، طلا میشد...
من یه تولیدکننده و کارآفرینم.
یه دورهای تو زندگیم بود که واقعاً هر کاری میکردم، نتیجه میداد.
دست به خاک میزدم، طلا میشد.
پروژهها موفق، مسیرها هموار، زندگی رو به اوج...
اما دنیا همیشه رو یه خط نمیره.
کمکم، شکستها شروع شد.
پشت هم. بیوقفه.
هر کاری میکردم، انگار زمین سُر میخورد زیر پام.
اون موقع فکر میکردم بدشانسیه.
اما الان که برگشتم و نگاه میکنم، میفهمم اون شکستها برکت بودن... بیداری بودن.
نقطهی عطف؟
کتابی بود که زندگیمو عوض کرد:
"معجزه شکرگزاری" از راندا برن.
تو این کتاب گفته شده:
«هرجایی که توی زندگی مشکل داری، اونجا کمبود شکرگزاری هست.»
تمرینهاش رو شروع کردم. جدی، مداوم، با ایمان.
کمکم دیدم ذهنم، مخصوصاً ضمیر ناخودآگاهم، داره بازنویسی میشه.
یه جور نظم جدید، یه جور آرامش عجیب، یه جور روشنبینی.
بدون وابستگی به مذهب.
فقط یه حس عمیق از قدردانی؛
از خدا، از خودم، از زندگی.
👁 ولی این فقط درباره من نبود...
اون لحظهها بود که فهمیدم، فقط من نباید شکرگزار باشم...
ما، بهعنوان یه ملت، باید شکرگزار میبودیم.
ما از نعمت پهلوی، از آرامش، از ساختار، از آزادی، از امنیت...
ناسپاسی کردیم.
ما همون ملتی هستیم که اونهمه خدمت رو دید و آخرش فریب آخوند رو خورد.
و حالا داریم تاوانش رو میدیم.
تاوان سنگینِ یک اشتباه تاریخی.
ولی طبیعت همیشه نشونه داره...
🕊 نشونهها، اگه چشم بینا داشته باشی...
در اوج اعتراضات ۱۴۰۱، یهسری اتفاقها افتاد که خیلیها نفهمیدن.
بارون اومد... زیادتر از حد نرمال.
برف بارید... تو بعضی شهرها بعد از ۵۰ سال!
و یه پرنده نادر، همای سعادت، در آسمون ایران دیده شد.
درست همزمان با فریاد مردم!
اینا شانسی نیست.
این یعنی جهان، داره با ما حرف میزنه.
و بعدش مهسا امینی...
مگه اون اولین قربانی بود؟ نه!
اما چرا صدای اون جهانی شد؟ چرا جرقه شد؟ چرا همه بلند شدن؟
چون روحش پاک بود. مظلومیتش عمیق بود. معصومیتش بینهایت بود.
اون یه نشونه بود.
💡 حرف آخر
من از دل زمین خوردنهام، بلند شدم.
با شکرگزاری.
با آگاهی.
با حقیقت.
و الان از ته دل میگم:
تا وقتی ملت ما شجاعت نداشته باشه که بگه "اشتباه کردیم"، این چرخهی بدبختی ادامه داره.
ما باید بیدار بشیم، به گذشتهمون افتخار کنیم، پادشاه واقعیمونو بشناسیم، و نسل بعدو نجات بدیم.
این راه از من و تو شروع میشه....
...در این روزهای سخت و سرنوشتساز، که میهنمان بیش از همیشه به صدای حقیقت و تلاش صادقانه نیاز دارد،
مایلم از صمیم قلب از شما و تمامی یاران گرامی شاهزاده رضا پهلوی سپاسگزاری کنم.
شما با ایستادگی، روشنگری، و وفاداری به آرمان ایران آزاد، بار سنگینی را بر دوش گرفتهاید.
تلاشهای بیوقفهتان، چه در میدان سیاست، چه در حوزه رسانه، چه در ارتباط با مردم و جامعه جهانی،
مایهی افتخار و امید برای ماست.
امروز ما پادشاهیخواهان، با چشمانی بازتر و قلبی آگاهتر از همیشه، پشت حقیقت ایستادهایم.
حقیقتی به نام ایران، پهلوی، آزادی.
از شما بابت همه آنچه بیادعا انجام میدهید، سپاسگزارم.
باشد که این راه، به روشنی و پیروزی ختم شود؛
و ایران، دوباره شکوه خود را باز یابد.
با احترام و آرزوی سرفرازی
داستانی واقعی از دل تجربه، حقیقت و بیداری
قبل از اینکه داستان خودم رو بگم، اول بذار از یه حقیقت مهم شروع کنم؛
ما یه دورهای در ایران زندگی کردیم که واقعاً طلایی بود.
دورهای که زیر سایه حکومت پهلوی، ایران داشت میدرخشید.
نه در حرف، نه در شعار... در عمل.
رضاشاه، از دل عقبماندگی قجری، ستونهای یک کشور مدرن رو بنا کرد: ارتش ملی، آموزش نوین، لغو کاپیتولاسیون، راهآهن، ثبت احوال، نظام قضایی مستقل...
و محمدرضاشاه اون ستونها رو بالا برد:
دانشگاه، آزادی زنان، حق رأی، بیمه، سوادآموزی، مدرسه، راهسازی، صنعت نفت، برقرسانی، آموزش مدرن، سینما، هنر، اقتصاد در حال شکوفایی، احترام جهانی...
ما داشتیم میساختیم. ایران واقعاً داشت به ژاپن دوم تبدیل میشد.
ولی متأسفانه مردم فریب خوردند.
قدر ندونستن.
قدر پادشاهی رو که با صداقت، نظم، عزت و عشق به این خاک خدمت کرد.
و نتیجه؟
افتادن به دست کسانی که فقط و فقط دروغ گفتن، فریب دادن، چاپیدن و نابود کردن.
حالا بعد از ۴۶ سال، هر چی داریم، حاصل همون اشتباهه.
و این ما رو میرسونه به داستان من...
👷♂️ یه دورهای هر چی دست میزدم، طلا میشد...
من یه تولیدکننده و کارآفرینم.
یه دورهای تو زندگیم بود که واقعاً هر کاری میکردم، نتیجه میداد.
دست به خاک میزدم، طلا میشد.
پروژهها موفق، مسیرها هموار، زندگی رو به اوج...
اما دنیا همیشه رو یه خط نمیره.
کمکم، شکستها شروع شد.
پشت هم. بیوقفه.
هر کاری میکردم، انگار زمین سُر میخورد زیر پام.
اون موقع فکر میکردم بدشانسیه.
اما الان که برگشتم و نگاه میکنم، میفهمم اون شکستها برکت بودن... بیداری بودن.
نقطهی عطف؟
کتابی بود که زندگیمو عوض کرد:
"معجزه شکرگزاری" از راندا برن.
تو این کتاب گفته شده:
«هرجایی که توی زندگی مشکل داری، اونجا کمبود شکرگزاری هست.»
تمرینهاش رو شروع کردم. جدی، مداوم، با ایمان.
کمکم دیدم ذهنم، مخصوصاً ضمیر ناخودآگاهم، داره بازنویسی میشه.
یه جور نظم جدید، یه جور آرامش عجیب، یه جور روشنبینی.
بدون وابستگی به مذهب.
فقط یه حس عمیق از قدردانی؛
از خدا، از خودم، از زندگی.
👁 ولی این فقط درباره من نبود...
اون لحظهها بود که فهمیدم، فقط من نباید شکرگزار باشم...
ما، بهعنوان یه ملت، باید شکرگزار میبودیم.
ما از نعمت پهلوی، از آرامش، از ساختار، از آزادی، از امنیت...
ناسپاسی کردیم.
ما همون ملتی هستیم که اونهمه خدمت رو دید و آخرش فریب آخوند رو خورد.
و حالا داریم تاوانش رو میدیم.
تاوان سنگینِ یک اشتباه تاریخی.
ولی طبیعت همیشه نشونه داره...
🕊 نشونهها، اگه چشم بینا داشته باشی...
در اوج اعتراضات ۱۴۰۱، یهسری اتفاقها افتاد که خیلیها نفهمیدن.
بارون اومد... زیادتر از حد نرمال.
برف بارید... تو بعضی شهرها بعد از ۵۰ سال!
و یه پرنده نادر، همای سعادت، در آسمون ایران دیده شد.
درست همزمان با فریاد مردم!
اینا شانسی نیست.
این یعنی جهان، داره با ما حرف میزنه.
و بعدش مهسا امینی...
مگه اون اولین قربانی بود؟ نه!
اما چرا صدای اون جهانی شد؟ چرا جرقه شد؟ چرا همه بلند شدن؟
چون روحش پاک بود. مظلومیتش عمیق بود. معصومیتش بینهایت بود.
اون یه نشونه بود.
💡 حرف آخر
من از دل زمین خوردنهام، بلند شدم.
با شکرگزاری.
با آگاهی.
با حقیقت.
و الان از ته دل میگم:
تا وقتی ملت ما شجاعت نداشته باشه که بگه "اشتباه کردیم"، این چرخهی بدبختی ادامه داره.
ما باید بیدار بشیم، به گذشتهمون افتخار کنیم، پادشاه واقعیمونو بشناسیم، و نسل بعدو نجات بدیم.
این راه از من و تو شروع میشه....
...در این روزهای سخت و سرنوشتساز، که میهنمان بیش از همیشه به صدای حقیقت و تلاش صادقانه نیاز دارد،
مایلم از صمیم قلب از شما و تمامی یاران گرامی شاهزاده رضا پهلوی سپاسگزاری کنم.
شما با ایستادگی، روشنگری، و وفاداری به آرمان ایران آزاد، بار سنگینی را بر دوش گرفتهاید.
تلاشهای بیوقفهتان، چه در میدان سیاست، چه در حوزه رسانه، چه در ارتباط با مردم و جامعه جهانی،
مایهی افتخار و امید برای ماست.
امروز ما پادشاهیخواهان، با چشمانی بازتر و قلبی آگاهتر از همیشه، پشت حقیقت ایستادهایم.
حقیقتی به نام ایران، پهلوی، آزادی.
از شما بابت همه آنچه بیادعا انجام میدهید، سپاسگزارم.
باشد که این راه، به روشنی و پیروزی ختم شود؛
و ایران، دوباره شکوه خود را باز یابد.
با احترام و آرزوی سرفرازی
👍259❤58👏5🙏3🤯2🤬2😢1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بیا یادی از شاه ایران کنیم
به همراه او یاد یاران کنیم
رضاشاه آن مرد ایران پرست
بزرگی او از چه کتمان کنیم؟
علی رضا جعفری(آزادی)
@poshtpardeha
به همراه او یاد یاران کنیم
رضاشاه آن مرد ایران پرست
بزرگی او از چه کتمان کنیم؟
علی رضا جعفری(آزادی)
@poshtpardeha
👍364❤81🔥3🤯2🤬2😢1👌1💯1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍388❤143🤬5🔥3😢3🤷♀1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍397❤29👏16🔥3🤬2😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤬584🔥15🤯12❤7😢4🍾4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚡️تظاهرات امشب در سبزوار
حمله به زنان در تجمع که درخواستشان آب و برق بود
حمله به زنان در تجمع که درخواستشان آب و برق بود
🤬572👍29❤14🍾9😢5
♦️♦️♦️آقای حمید فرخ نژاد
تنها نبودی ، میلیون ها ایرانی درست همون لحظه ها که بچه های ایران داشتن تعریف میکردن چی بهشون گذشته، بغضشون ترکیده بود
خیلی زود یه روز خوب میاد ...
.
تنها نبودی ، میلیون ها ایرانی درست همون لحظه ها که بچه های ایران داشتن تعریف میکردن چی بهشون گذشته، بغضشون ترکیده بود
خیلی زود یه روز خوب میاد ...
.
👌564❤79👏14👍11🤬6😢6🙏5
فاطمه حیدری، از خانوادههای دادخواه و خواهر حسن حیدری از کشتهشدگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، در همایش «همکاری ملی برای نجات ایران» گفت: «مظلومیت و شجاعت ملت ایران را زمانی که خامنهای و قاتلانش به سوراخها گزیدند و پنهان شدند دیدم، سوراخهایی که به زودی گور تاریخشان خواهد شد.»
او ضمن حمایت از شاهزاده رضا پهلوی افزود: «جهان ناگزیر است از انقلاب ملی ایران حمایت کند.»
حیدری گفت: «هرروز ماندن این رژیم ایران را یک گام به خشکسالی و غیرقابل زیست شدن نزدیک میکند.»
او ضمن حمایت از شاهزاده رضا پهلوی افزود: «جهان ناگزیر است از انقلاب ملی ایران حمایت کند.»
حیدری گفت: «هرروز ماندن این رژیم ایران را یک گام به خشکسالی و غیرقابل زیست شدن نزدیک میکند.»
👍490👏58❤42🤯1😢1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤588👍62👌23🤬15👏5😢3