This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لازم شد سریال #تاسیان رو ببینیم 🤦️️
صیغههای اسلامی دارن زوزه میکشن چون مردم آگاه گشتن
😂😂😂
@poshtaprdeha
صیغههای اسلامی دارن زوزه میکشن چون مردم آگاه گشتن
😂😂😂
@poshtaprdeha
👍434🤬163❤10🔥9🤷♀6🎉5🤯2💯1🍾1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👌228❤18🎉7👍5🔥3🤷♀2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درخواست یاری مادر هادی شیروی زندانی سیاسی از کسانی که میتوانند هادی را کمک کنند
هادی شیروی ساکن کرج سه ماه و پنج روز است که در انفرادی قزلحصار حبس شده. دادگاه انقلاب شعبه ۲ بازپرسی کرج هفته گذشته هشت سال حکم تعزیری به او داده به اتهام: تبلیغ علیه نظام، اهانت به خمینی و خامنهای، تحریک مردم به جنگ کشتار، برهم زدن امنیت کشور
پنجشنبه ۹ مردادماه
@poshtpardeha
هادی شیروی ساکن کرج سه ماه و پنج روز است که در انفرادی قزلحصار حبس شده. دادگاه انقلاب شعبه ۲ بازپرسی کرج هفته گذشته هشت سال حکم تعزیری به او داده به اتهام: تبلیغ علیه نظام، اهانت به خمینی و خامنهای، تحریک مردم به جنگ کشتار، برهم زدن امنیت کشور
پنجشنبه ۹ مردادماه
@poshtpardeha
😢331❤50🤬23🔥4🙏4👍2🕊1🍾1
🔥237👏136❤10🍾6👍5🎉5🤬4🤷♀1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجمع اعتراضی رانندگان کامیون در بناب؛ وعدهها بینتیجه، صدای اعتراض بلندتر
گروهی از رانندگان کامیون در شهرستان بناب روز گذشته (چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴ ) تجمع کردند. این اعتراض در حالی صورت گرفت که به گفته رانندگان، ماههاست وعدههای مختلفی از سوی مسئولان داده شده، اما هیچکدام عملی نشدهاند.
@poshtpardeha
گروهی از رانندگان کامیون در شهرستان بناب روز گذشته (چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴ ) تجمع کردند. این اعتراض در حالی صورت گرفت که به گفته رانندگان، ماههاست وعدههای مختلفی از سوی مسئولان داده شده، اما هیچکدام عملی نشدهاند.
@poshtpardeha
❤252👏56👍12🔥5
آتشسوزی مهیب در شرکت نفت کرمانشاه؛ دود غلیظ آسمان شهر را پوشاند
از ساعت ۶:۳۰ عصر امروز، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۴، آتشسوزی گستردهای در محدوده شرکت نفت واقع در بلوار زن کرمانشاه رخ داد.
حجم دود بسیار سنگین و وحشتناک است و از تمام نقاط شهر قابل مشاهدهست.
▪️ به گفته شاهدان عینی، نیم ساعت از شروع حادثه گذشته اما آتش هنوز مهار نشده.
▪️ با توجه به موقعیت شرکت و احتمال وجود مخازن سوخت یا مواد قابل اشتعال، نگرانیها در مورد وقوع انفجار بالا گرفته است.
@poshtpardeha
از ساعت ۶:۳۰ عصر امروز، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۴، آتشسوزی گستردهای در محدوده شرکت نفت واقع در بلوار زن کرمانشاه رخ داد.
حجم دود بسیار سنگین و وحشتناک است و از تمام نقاط شهر قابل مشاهدهست.
▪️ به گفته شاهدان عینی، نیم ساعت از شروع حادثه گذشته اما آتش هنوز مهار نشده.
▪️ با توجه به موقعیت شرکت و احتمال وجود مخازن سوخت یا مواد قابل اشتعال، نگرانیها در مورد وقوع انفجار بالا گرفته است.
@poshtpardeha
👍243❤22🔥8🍾4😢1
👍245❤17🎉10🍾10🔥5😢3
Forwarded from saied shemirani سعید شمیرانی
تو اگر دغدغه ات گور حسین و حسن است *
من دلم پیشِ غریبی ست که نامش وطن است *
گندمی را که تو از کیسه ی ما می بخشی *
سهم نانی ست که در سفره ی امثالِ من است*
دستِ بخشندگی ات قسمت ما نیست،ولی *
تا به ما میرسی افسوس که دستت بزن است *
هر کجا حقِّ کسی خورده شود،غمگینی *
تا دم از حق بزنم،مشت نثارِ دهن است *
باغ همسایه به تدبیرِ شما آباد است *
باغِ بی حاصل ما لانه ی زاغ و زغن است*
دیگران لایق آزادی محض اند،ولی *
خوابِ آزادی ما ختم به کابوسِ ون است *
بین گفتار و عمل بس که تناقض دارید *
نَقلتان بابترین صحبت هر انجمن است *
شاعر این قصه چنان دور و دراز است که بحث *
خارج از حوصله ی شعر و مجال سخن است. *
من دلم پیشِ غریبی ست که نامش وطن است *
گندمی را که تو از کیسه ی ما می بخشی *
سهم نانی ست که در سفره ی امثالِ من است*
دستِ بخشندگی ات قسمت ما نیست،ولی *
تا به ما میرسی افسوس که دستت بزن است *
هر کجا حقِّ کسی خورده شود،غمگینی *
تا دم از حق بزنم،مشت نثارِ دهن است *
باغ همسایه به تدبیرِ شما آباد است *
باغِ بی حاصل ما لانه ی زاغ و زغن است*
دیگران لایق آزادی محض اند،ولی *
خوابِ آزادی ما ختم به کابوسِ ون است *
بین گفتار و عمل بس که تناقض دارید *
نَقلتان بابترین صحبت هر انجمن است *
شاعر این قصه چنان دور و دراز است که بحث *
خارج از حوصله ی شعر و مجال سخن است. *
❤331👍66👏22👌11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤194👍42🍾14🤯9🔥7😢1
Forwarded from saied shemirani سعید شمیرانی
من بهمراه برادر و پدرم مغازه سیگار فروشی داشتیم و با هم شریک بودیم ، اواخر سال ۸۲ تنباکویی به نام الواحه تازه به بازار اومده بود که طعم پرتقالش به شدت مورد استقبال قرار گرفته بود و چون در اون موقع غیر از تنباکو نخل که اون هم برای حسن رکسی که سپاهی بود تنباکوی دیگری در بازار نبود در معنا رقابتی هم در بازار نبود این تنباکو مثل بمب صدا کرد ، صاحب امتیاز الواحه شخصی قطری ایرانی یعنی دو تابعیتی بود ، این شخص در بازار سیگار تهران در نشانی خیابان مولوی راسته حضرتی نبش کوچه ابوالفتح یکم که ورودی کوچه سیگارفروشها بود مغازه ای را خریده بود و روبرویش نیمی از پاساژ اطمینان را هم اجاره کرده بود برای فروش و انبار تنباکو ، در ابتدا این صاحب امتیاز تنباکو برای هر استان نماینده ای برای فروش انتخاب کرد ، که این نمایندگی فروش در استان تهران و البرز به جوانی بیست و چهار پنج ساله بود بنام محمد فرشچی که نسبتی با بازاریان بزرگ تهران که فاملیشان فرشچی بود داده شد ، این شخص در بازار دلالی میکرد و هیچ سواد و تخصصی در هیچ زمینه ای نداشت و فقط چون بسیجی بود و از طرفی دیگر فامیل آدم بزرگهای بازار بود به این سمت برای صاحب امتیاز الواحه توصیه شد و مورد موافقت قرار گرفت ، ابتدا قرار بود تنباکوهایی که بدست ایشون میرسید بین کسانی که مجوز عطار و سقط فروش داشتند تقسیم بشه ، که تا یک ماه این قرار بدرستی اجرا شد ، بعد از اون آقای فرشچی که چم و خم کار دستش اومده بود شروع کرد به کم کردن سهمیه مشتریان خارج بازار تا به تدریج آنها رو حذف کرد ، بازرس هم که میومد ایشون بیجک فاکتورهای تقلبی رو که به نامهای مغازه داران خارج بازار صادر کرده بود نشونش میداد و اگر شک میکرد اون شخص رو با پول تطمیع میکرد ، روند کارش به این ترتیب بود که مثلا هفته ای هشتصد کارتن بار تنباکو براش میومد اونها رو انبار میکرد و نیمی از اونها رو به بازاریا میداد که دهانشون بسته بشه و نیم دیگر که باید خارج بازار پخش میکرد رو براش فاکتور کذایی با اسامی واقعی میساخت و ارائه میداد ، حالا سوالی که به ذهن خطور میکنه اینه که خب اون نیم دیگه بار رو که به بازار نداده بود چیکار میکرد و پولش رو چطور با صندوق تسویه میکرد ، این شخص یعنی محمد فرشچی همونطور که گفتم نیمی از بار تحویلی رو بصورت سبدی از هر طعم جمع میکرد مثلا میشد سه کارتن و نیم وبعد به هر صاحب جواز تو بازار به صورت درست و قانونی پخش میکرد و فاکتورها رو رسید میکرد و هیچ مشکلی نداشت ولی نیم دیگه به مغازه های خارج بازار که در سطح شهر تهران فعالیت داشتند را به دلالهای خودش بالاتر از قیمت تعیین شده میداد و اونها هم به بازار و خارج بازار تزریق میکردن ، که همزمان بازاریها هم چون میدونستن جریان از چه قراره اونها هم قیمتها رو تا ۷۰درصد قیمت اعلامی میفروختن این وسط محمد فرشچی ۴۰۰کارتن بار رو هفته ای با بیست درصد بالاتر به دلالها میفروخت و سود مازادش رو میزاشت تو جیبش ، بازاریها هم با همدستی این دزد به نون و نوایی مضاعف میرسیدن ، این آدم بعد از دو سال واسه خودش راننده شخصی و بادیگارد و ماشین بنز کندانسور و تشکیلاتی راه انداخته بود بیا و ببین ، و همین جوون شد امام جماعت مسجد حضرتی با ریشه و پشم عبا میرفت برای بازاریهای دزد اقامه نماز میکرد ، حالا برگردیم به داستان خودم ، من اوایل که این تنباکو وارد بازار شد و با استقبال زیاد مشتریان روبرو شد با ارائه کپی جواز مغازه به کارمند فروش محمد فرشچی در سیستم ثبت متقاضیان جوازدار نام نویسی کردم بعد از اون دو بار سهمیه تنباکو گرفتم ، بار سوم که مراجعه کردم برای خرید سهمیه ایشون خودش حضور داشت و گفت این بار آخره که به شما سهمیه تعلق میگیره و شما دیگه عضوی از خانواده الواحه نیستید و باید آزاد تهیه کنید ، گفتم چرا ؟ گفت چون سهمیه فقط به بازار داده میشه و این بیشرف با مدارک جواز ما برای خودش فاکتور میساخت و سود میخرید ، من اونجا گفتم این یک دفعه رو هم نمیخوام شما بیشتر از من به این پول نیاز داری ، من میرم گرونتر از بازار میخرم ، اینو گفتم و رفتم ، از جهتی ناراحت بود و از جهتی احساس غرور میکردم ، اونشب داستانم رو با غروری کودکانه 😉 به دوستم تعریف کردم و اون هم با طرح سوالی ساده ولی عجیب طوفانی در مغز من بوجود آورد ، حالا اون سوال چی بود !؟ گفت تو این معامله چقدر سود از دست دادی یعنی گرونتر همون اجناس رو از بازار خریدی گفتم چیزی در حدود سیصد هزار تومان و اون موقع خیلی پول بود ، گفت باریکلا حالا اگر سود این سبد کالا برای تو سه میلیون بود هم میزدی زیر میز و میگفتی محمد فرشچی خودت بخور ؟؟ رفتم تو فکر ، گفت حالا سختترش کنم ، اگر سی میلیون بود چطور ؟؟ اگه سیصد میلیون بود چطور ؟؟؟ من با این سوالها تا سه چهار روز حالم بد بود و مریض احوال بودم, مثل خر کتک خورده ای بودم که حال تکون خوردن نداشتم ، بعد از سه چهار روز به
❤183👍28🤷♀4🙏2
Forwarded from saied shemirani سعید شمیرانی
دوستم زنگ زدم و گفتم تو با این سوالت هست و نیست منو نابود کردی، از خودم ترسیدم ، خندید گفت زیاد درگیر نشو بعضی از حقایق مثل خورشید میمونه حجم زیادی از خودش نور و انرژی ساتع میکنه و تو نمیتونی مدت زیادی بهش زل بزنی چون کور و دیوانه ت میکنه ، گفت همه آدمها سر تعظیم فرود میارن ، همه آدمها خودشون رو میفروشن فقط قیمتهاشون متفاوته ، آدمهایی که خودشون رو نمیفروشن و با ظالم مصاحمت نمیکنند کمن خیلی کم ، در کل میشه گفت حکومتها رو مردم با همین خصلت ارزون فروشی یا گرانفروشی خودشون میسازن ، در جامعه ای که بیشتر مردم اون جامعه حاضرند به همدیگر صدمه بزنند برای مبلغ ناچیز انتظار رشد رفاهی و اقتصادی و دموکراسی نباید داشت ، چون ما خودمون داریم منو میدیم به گارسونمون که همون حکومته، ما اگر خودمون رو ارزون نفروشیم باید حکومت هزینه کنه و جایی میرسه اگه دزد باشه دیگه نمیتونه واسه مردم هزینه کنه چون مردمی که قیمتش بالاست و خودش رو ارزون نمیفروشه هر ننه قمری نمیتونه بهش حکومت کنه ولی حکومت هزینه های جانبی خودش رو هم از جیب مردم ارزون فروش درمیاره
❤183👍59🔥4
دزده خانومرو کوبیده رو زمین و با تهدید با چاقو گردن بند۱۰۰ میلیونی و بعد از دزدی ناموفق گوشی رو دزدید
شرایطی که حکومت جنایتکار اسلامی برای مردم ایران بوجود آورده
وقتی فقر گسترده میشه و فرا گیر این میشه که میبینید
هیچ کس در امان نیست
@poshtpardeha
شرایطی که حکومت جنایتکار اسلامی برای مردم ایران بوجود آورده
وقتی فقر گسترده میشه و فرا گیر این میشه که میبینید
هیچ کس در امان نیست
@poshtpardeha
🤬278❤74👍22😢5🎉2🙏1