نام فضلالله زاهدی را معمولاً از آخر داستان میخوانیم: ۲۸ مرداد. اما داستان او نزدیک به چهار دهه پیشتر آغاز شده بود؛ در ایرانی آشفته، با دولتی کمتوان و ارتشی پراکنده. زمانی که مسئله، پیش از هر چیز، حفظ ایران بود.
جوانی زاهدی همزمان بود با یکی از بیثباتترین دورههای ایران؛ نفوذ قدرتهای خارجی، شورشهای مسلحانه و قدرت جنگسالاران محلی. او در چنین ایرانی لباس قزاق پوشید و میدان جنگ، مدرسه سیاستش شد.
زاهدی در بریگاد قزاق خدمت کرد و رضاخان از فرماندهان بالادست او بود. با قدرتگرفتن رضاخان، زاهدی نیز به جمع افسرانی پیوست که مأموریتشان ساختن نیروی نظامی متمرکز و بازگرداندن اقتدار دولت در سراسر کشور بود.
یکی از نخستین میدانهای جدی زاهدی گیلان بود. زاهدی با فرماندهی رضا خان در عملیات علیه جنبش جنگل حضور یافت؛ در منطقهای که سالها از ضعف حکومت مرکزی و مداخله قدرتهای خارجی تأثیر پذیرفته بود. برای افسر جوان، عملیات در گیلان آغاز شناختهشدن بود.
سپس نوبت آذربایجان رسید. در ۱۳۰۱، زاهدی در عملیات علیه اسماعیلآقا سیمیتقو شرکت کرد؛ شورشی که اقتدار دولت را در غرب کشور به چالش کشیده بود. زاهدی حالا دیگر فقط یک افسر جوان نبود، فرماندهای رو به صعود بود.
گیلان، آذربایجان و مأموریتهای پیاپی، نام زاهدی را در ارتش بالا برد. در حدود سیسالگی به سرتیپی رسید؛ صعودی سریع که نشان میداد فرماندهان کشور او را برای مأموریتهای دشوار و مناطق بحرانی انتخاب میکنند.
اما خوزستان متفاوت بود. مأموریت بعدی تنها یک عملیات نظامی نبود. خوزستان، سرزمین نفت و شریان حیاتی جنوب، زیر نفوذ گسترده شیخ خزعل قرار داشت؛ قدرتی محلی با مناسبات ویژه با بریتانیا که اقتدار دولت مرکزی را به چالش میکشید. اینجا مأموریت زاهدی تاریخی شد.
خوزستان یکی از مهمترین مأموریتهای دوران نظامی زاهدی بود. نیروهای دولتی پیش رفتند و زاهدی فرماندهی نیروها علیه خزعل و متحدانش با فرماندهی رضا خان برعهده داشت.
پس از استقرار کامل حاکمیت ملی، او به دستور سردار سپه (رضا شاه)، فرمانده نظامی و حاکم خوزستان شد.
اما قدرت خزعل هنوز کاملاً پایان نیافته بود. چند ماه بعد، زاهدی در عملیاتی مستقیم او را بازداشت کرد و به تهران فرستاد. مردی که کارش را از قزاقخانه آغاز کرده بود، در یکی از حساسترین پروندههای حاکمیت ملی ایران نقش محوری داشت.
زاهدی دیگر تنها فرمانده یک جبهه نبود. فرماندهی تیپ، ریاست ژاندارمری، ریاست شهربانی و فرماندهی لشکر اصفهان را تجربه کرد. دههها حضور در ساختار نظامی، برای او چیزی ساخت که بعدها تعیینکننده شد: اعتبار و ارتباط در میان افسران ارتش.
در جنگ جهانی دوم ورق برگشت. در ایرانِ اشغالشده، بعد از تبعید کردن رضا شاه بزرگ بریتانیاییها زاهدی را به ظن ارتباط با آلمانها بازداشت و از کشور تبعید کردند. ژنرالی که سالها با بحرانهای داخلی جنگیده بود، اینبار خود به دست یک نیروی خارجی بازداشت شد.
زاهدی پس از جنگ به ایران بازگشت، اما این بار مسیرش از پادگان به سیاست کشیده شد. سناتور و سپس وزیر کشور شد و در آغاز نخستوزیری مصدق نیز در کابینه ماند. این دو مرد مدتی همکار بودند، اما این همکاری دوام نیاورد.
در سال ۱۳۳۲، اهمیت زاهدی در این بود که دههها در ارتش، ژاندارمری و شهربانی فرماندهی کرده و با افسران بسیاری پیوند داشت. همین شبکه نظامی، او را به بازیگری متفاوت تبدیل میکرد.
در مرداد ۳۲ شاه با فرمانی مصدق را برکنار و زاهدی را نخستوزیر کرد، اما تلاش ۲۵ مرداد ناکام ماند.
سه روز بعد، از صبح زود روز ۲۸ امرداد تهران صحنه رویارویی تعیینکننده شد. مخالفان مصدق، بخشی از نیروهای نظامی و انتظامی و گروههایی از مردم از جمله ورزشکاران و کشتیگیران و باستانی کاران در تهران وارد میدان شدند.
در میان هزاران هزار نفر از تظاهر کنندگان حاضر به طرفداری از شاه در خیابانهای تهران و حضور آنها گفته شده است که در این نبرد دهها نفر از طرفداران شاه و حکومت ایرانی که ایران را در اشغال کمونیستها و اسلامیستها میدیدند برای آزادی کشور به پا خواستند جان باختند.
حدود ساعت ۱۲ ظهر ، نیروهای طرفدار شاه کنترل دولت را در دست گرفتند و فضلالله زاهدی نخستوزیر شد.
زاهدی از مرداد ۱۳۳۲ تا فروردین ۱۳۳۴ نخستوزیر بود. سپس حسین علاء جای او را گرفت و زاهدی ایران را ترک کرد. بخش پایانی زندگی او عمدتاً در سوئیس گذشت و بعدها نماینده ایران در مقر اروپایی سازمان ملل در ژنو شد.
فضلالله زاهدی در ۱۱ شهریور ۱۳۴۲ در ژنو درگذشت. برای شناخت او، نباید زندگیاش را تنها از نخستوزیری آغاز کرد. پیش از آن، دههها سرباز و فرماندهای بود که نامش در چندین نبرد مهم برای استقرار اقتدار دولت مرکزی ایران ثبت شده است.
@poshtpardeha
جوانی زاهدی همزمان بود با یکی از بیثباتترین دورههای ایران؛ نفوذ قدرتهای خارجی، شورشهای مسلحانه و قدرت جنگسالاران محلی. او در چنین ایرانی لباس قزاق پوشید و میدان جنگ، مدرسه سیاستش شد.
زاهدی در بریگاد قزاق خدمت کرد و رضاخان از فرماندهان بالادست او بود. با قدرتگرفتن رضاخان، زاهدی نیز به جمع افسرانی پیوست که مأموریتشان ساختن نیروی نظامی متمرکز و بازگرداندن اقتدار دولت در سراسر کشور بود.
یکی از نخستین میدانهای جدی زاهدی گیلان بود. زاهدی با فرماندهی رضا خان در عملیات علیه جنبش جنگل حضور یافت؛ در منطقهای که سالها از ضعف حکومت مرکزی و مداخله قدرتهای خارجی تأثیر پذیرفته بود. برای افسر جوان، عملیات در گیلان آغاز شناختهشدن بود.
سپس نوبت آذربایجان رسید. در ۱۳۰۱، زاهدی در عملیات علیه اسماعیلآقا سیمیتقو شرکت کرد؛ شورشی که اقتدار دولت را در غرب کشور به چالش کشیده بود. زاهدی حالا دیگر فقط یک افسر جوان نبود، فرماندهای رو به صعود بود.
گیلان، آذربایجان و مأموریتهای پیاپی، نام زاهدی را در ارتش بالا برد. در حدود سیسالگی به سرتیپی رسید؛ صعودی سریع که نشان میداد فرماندهان کشور او را برای مأموریتهای دشوار و مناطق بحرانی انتخاب میکنند.
اما خوزستان متفاوت بود. مأموریت بعدی تنها یک عملیات نظامی نبود. خوزستان، سرزمین نفت و شریان حیاتی جنوب، زیر نفوذ گسترده شیخ خزعل قرار داشت؛ قدرتی محلی با مناسبات ویژه با بریتانیا که اقتدار دولت مرکزی را به چالش میکشید. اینجا مأموریت زاهدی تاریخی شد.
خوزستان یکی از مهمترین مأموریتهای دوران نظامی زاهدی بود. نیروهای دولتی پیش رفتند و زاهدی فرماندهی نیروها علیه خزعل و متحدانش با فرماندهی رضا خان برعهده داشت.
پس از استقرار کامل حاکمیت ملی، او به دستور سردار سپه (رضا شاه)، فرمانده نظامی و حاکم خوزستان شد.
اما قدرت خزعل هنوز کاملاً پایان نیافته بود. چند ماه بعد، زاهدی در عملیاتی مستقیم او را بازداشت کرد و به تهران فرستاد. مردی که کارش را از قزاقخانه آغاز کرده بود، در یکی از حساسترین پروندههای حاکمیت ملی ایران نقش محوری داشت.
زاهدی دیگر تنها فرمانده یک جبهه نبود. فرماندهی تیپ، ریاست ژاندارمری، ریاست شهربانی و فرماندهی لشکر اصفهان را تجربه کرد. دههها حضور در ساختار نظامی، برای او چیزی ساخت که بعدها تعیینکننده شد: اعتبار و ارتباط در میان افسران ارتش.
در جنگ جهانی دوم ورق برگشت. در ایرانِ اشغالشده، بعد از تبعید کردن رضا شاه بزرگ بریتانیاییها زاهدی را به ظن ارتباط با آلمانها بازداشت و از کشور تبعید کردند. ژنرالی که سالها با بحرانهای داخلی جنگیده بود، اینبار خود به دست یک نیروی خارجی بازداشت شد.
زاهدی پس از جنگ به ایران بازگشت، اما این بار مسیرش از پادگان به سیاست کشیده شد. سناتور و سپس وزیر کشور شد و در آغاز نخستوزیری مصدق نیز در کابینه ماند. این دو مرد مدتی همکار بودند، اما این همکاری دوام نیاورد.
در سال ۱۳۳۲، اهمیت زاهدی در این بود که دههها در ارتش، ژاندارمری و شهربانی فرماندهی کرده و با افسران بسیاری پیوند داشت. همین شبکه نظامی، او را به بازیگری متفاوت تبدیل میکرد.
در مرداد ۳۲ شاه با فرمانی مصدق را برکنار و زاهدی را نخستوزیر کرد، اما تلاش ۲۵ مرداد ناکام ماند.
سه روز بعد، از صبح زود روز ۲۸ امرداد تهران صحنه رویارویی تعیینکننده شد. مخالفان مصدق، بخشی از نیروهای نظامی و انتظامی و گروههایی از مردم از جمله ورزشکاران و کشتیگیران و باستانی کاران در تهران وارد میدان شدند.
در میان هزاران هزار نفر از تظاهر کنندگان حاضر به طرفداری از شاه در خیابانهای تهران و حضور آنها گفته شده است که در این نبرد دهها نفر از طرفداران شاه و حکومت ایرانی که ایران را در اشغال کمونیستها و اسلامیستها میدیدند برای آزادی کشور به پا خواستند جان باختند.
حدود ساعت ۱۲ ظهر ، نیروهای طرفدار شاه کنترل دولت را در دست گرفتند و فضلالله زاهدی نخستوزیر شد.
زاهدی از مرداد ۱۳۳۲ تا فروردین ۱۳۳۴ نخستوزیر بود. سپس حسین علاء جای او را گرفت و زاهدی ایران را ترک کرد. بخش پایانی زندگی او عمدتاً در سوئیس گذشت و بعدها نماینده ایران در مقر اروپایی سازمان ملل در ژنو شد.
فضلالله زاهدی در ۱۱ شهریور ۱۳۴۲ در ژنو درگذشت. برای شناخت او، نباید زندگیاش را تنها از نخستوزیری آغاز کرد. پیش از آن، دههها سرباز و فرماندهای بود که نامش در چندین نبرد مهم برای استقرار اقتدار دولت مرکزی ایران ثبت شده است.
@poshtpardeha
❤102👏12👍3🤬1
جمهوری اسلامی یک تانکر متعلق به امارات متحده عربی را در نزدیکی جزیره قشم، در تنگه هرمز، توقیف کرد.
👏33🤬19❤4🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دادستان جنایتکار تهران: «برخورد با تخلفات و جرایم منافی عفت برخی کافهها و رستورانهای تهران و همچنین فروشگاههایی که اقدام به فروش البسه نامتعارف میکنند بهصورت جدی در دستورکار قرار دارد.»
خطاب به عادی سازان :
همه چیز آرومه ؟؟؟
خطاب به عادی سازان :
همه چیز آرومه ؟؟؟
🤬82🔥14
Forwarded from saied shemirani سعید شمیرانی
درود فرمانده خطاب به اون رفیقی که گفت شناسایی کنید اینارو
ما خیلی وقته تو این کمپین هستیم برا شناسایی
هر موردی به چشممون بر بخوره
مثل عقاب زدیمش روهوا تا فصل تسویه حساب فرا برسه
ما خیلی وقته تو این کمپین هستیم برا شناسایی
هر موردی به چشممون بر بخوره
مثل عقاب زدیمش روهوا تا فصل تسویه حساب فرا برسه
👍59❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خبرنگار: چرا کیم جونگ اون به درخواست شما برای گفتگو پاسخ نداده است؟
🇺🇸 ترامپ: چطور میدانید که او تماس نگرفته است؟
🎤 خبرنگار: آیا تماس گرفته است؟
🇺🇸 ترامپ: اوه، بله، آری.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍48❤6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آتشسوزی بزرگ در میدان شهرداری گرگان
😢57🤬13❤3🤯1