من #مریم_متقی هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۲۵ فروردین ماه ۱۳۷۷. ؟؟سالم بود. اهل و ساکن شهر ری در استان تهران بودم.
شب ۲۵ فروردین ماه ۱۳۷۷ ساعت یازده و نیم شب بود. من توی خونه بودم که زنگ در خونمون به صدا دراومد. وقتی یکی از اعضای خانوادم در رو باز کرد و دید دو جوان که لباس فرم پوشیدن پشت در هستن و سراغ منو میگیرن. اونا گفتن یه نامه محرمانه رو باید به من بدن. وقتی من اومدم به طرف در که نامه رو ازشون بگیرم به محض دیدنم چند گلوله به سر و سینم شلیک کردن، مغزمبه دیوارای کنار در پاشیده شد و من در پاشنه در جان دادم….
بعد از کشته شدن فجیع من خانوادم شوک شده بودن. اونا برای پیدا کردن قاتلام به مراجع قضایی شکایت کردن.
توی جریان محاکمه چند نفر که به «حجاریان» شلیک کرده بودن معلوم شد تعدادی از اعضای انصار حزب الله نزدیک به «مصباح یزدی» و از اعضای بسیج، یه گروه درست کردن برای قتل کسایی که به گفته خودشون اشتهار به فساد داشتن و من یکی از قربانیای این گروه بودم. وکیل حجاریان قبلا به این نکته اشاره کرده بود که ترور کننده های حجاریان پیش از اون ترور تعدادی رو در شهرری کشته و مجروح کرده بودن.
پرونده شکایت من نهایتا به هیچ جا نرسید و حکومت جنایتکار هیچوقت قاتلای منو به خانوادم معرفی نکرد، فقط اونا شنیدن که بعد از چند ماه ترور کننده ها آزاد شدن!
هموطن ۲۵ سال از قتل ناجوانمردانه من داره میگذره، میشه گفت من اولین قربانی حجاب بودم که توسط حکومت فاسد ضحاک کشته شدم. تو یه شب بهار خیلیها تو شهر ری صدای شلیک گلوله شنیدن ولی نمیدونستن اون جان عزیز دختر جوانی بود که پرپر شد، به جرم بد حجابی و فساد اخلاقی!! هموطن، در مقابل ظلم تموم نشدنی این اشرار ایستادگی کن و انتقام خون من و هزاران کشته شده بیگناه رو ازشون بگیر، تو لایق یه زندگی بهتری پس براش مبارزه کن پیروزی نزدیکه، اون روز به یاد منم باش….💔
#مهسا_امینی
#علیه_فراموشی
شب ۲۵ فروردین ماه ۱۳۷۷ ساعت یازده و نیم شب بود. من توی خونه بودم که زنگ در خونمون به صدا دراومد. وقتی یکی از اعضای خانوادم در رو باز کرد و دید دو جوان که لباس فرم پوشیدن پشت در هستن و سراغ منو میگیرن. اونا گفتن یه نامه محرمانه رو باید به من بدن. وقتی من اومدم به طرف در که نامه رو ازشون بگیرم به محض دیدنم چند گلوله به سر و سینم شلیک کردن، مغزمبه دیوارای کنار در پاشیده شد و من در پاشنه در جان دادم….
بعد از کشته شدن فجیع من خانوادم شوک شده بودن. اونا برای پیدا کردن قاتلام به مراجع قضایی شکایت کردن.
توی جریان محاکمه چند نفر که به «حجاریان» شلیک کرده بودن معلوم شد تعدادی از اعضای انصار حزب الله نزدیک به «مصباح یزدی» و از اعضای بسیج، یه گروه درست کردن برای قتل کسایی که به گفته خودشون اشتهار به فساد داشتن و من یکی از قربانیای این گروه بودم. وکیل حجاریان قبلا به این نکته اشاره کرده بود که ترور کننده های حجاریان پیش از اون ترور تعدادی رو در شهرری کشته و مجروح کرده بودن.
پرونده شکایت من نهایتا به هیچ جا نرسید و حکومت جنایتکار هیچوقت قاتلای منو به خانوادم معرفی نکرد، فقط اونا شنیدن که بعد از چند ماه ترور کننده ها آزاد شدن!
هموطن ۲۵ سال از قتل ناجوانمردانه من داره میگذره، میشه گفت من اولین قربانی حجاب بودم که توسط حکومت فاسد ضحاک کشته شدم. تو یه شب بهار خیلیها تو شهر ری صدای شلیک گلوله شنیدن ولی نمیدونستن اون جان عزیز دختر جوانی بود که پرپر شد، به جرم بد حجابی و فساد اخلاقی!! هموطن، در مقابل ظلم تموم نشدنی این اشرار ایستادگی کن و انتقام خون من و هزاران کشته شده بیگناه رو ازشون بگیر، تو لایق یه زندگی بهتری پس براش مبارزه کن پیروزی نزدیکه، اون روز به یاد منم باش….💔
#مهسا_امینی
#علیه_فراموشی
👍212😢90❤31😱7
من #مجید_هاشمی دره شوری هستم. من کشته شدم، در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۹۸. سی و سه سالم بود، متولد ۲۱ اسفند ماه ۱۳۶۴. فرزند پایدار، اصالتا ترک ایل قشقایی و ساکن شیراز، متأهل و صاحب دوفرزند دختر بنام تارا و آوا، ۳ و ۹ ساله بودم. عاشق فوتبال، طرفدار تیم پرسپولیس و راننده تاکسی بودم.
با شروع اعتراضات سراسری در آبان ماه ۱۳۹۸ به افزایش ناگهانی سیصد درصدی قیمت بنزین، شیراز هم صحنه قیام مردمی بود. روز شنبه ۲۵ آبان منم در کنار هموطنای غیورم به خیابان رفتم و اعتراضمو فریاد زدم. اونروز در جاههای مختلف شیراز قیامت بود، ما در شهرک صدرای شیراز به اعتراض مسالمت آمیز برخاستیم که مزدورای سرکوبگر از همه طرف بهمون حمله ور شدن و با گلوله های جنگی به طرفمون شلیک میکردن. ناگهان وسط شلوغی گلوله ای به سمت من شلیک شد، به زمین افتادم و در دم جان باختم….
بعد از کشته شدنم نیروهای امنیتی خانوادمو تحت فشار گذاشتن و تهدید کردن که به شرط عدم اطلاع رسانی جنازه رو بهشون تحویل میدن.
پیکر بیجون من نهایتا چهارشنبه ۲۹ آبان به خانوادم تحویل داده شد و همون روز در حضور نیروهای امنیتی مظلومانه به خاک سپرده شد….
هموطن، من چند روز پیش از کشته شدنم در آخرین پست اینستاگرام از تحقق رویایی نوشته بودم که مطمین بودم با اراده و غیرت بهش میرسیم…
«دلم میخواد امشب این رویای قشنگ رو ببینم:
فردا مردم ایران یه روز بدون ماشین دارن، هیچ ماشینی اول صبح استارت نمیخوره، هیچ ماشینی سینه آسفالت رو خراش نمیده، هیچ ماشینی جلوی پمپ بنزین توقف نمیکنه، هیچ دستی به سمت هیچ نازل بنزینی نمیره، یه رؤیا که رنگ غیرت داره و بوی اراده، کاش یه ملت بودیم….
هزینه مون واسه حاکمیت بیشتر بود، میگندیدیم بوی گند نعشمون همه جا رو ور میداشت مجبور بودن واسه آسایش خودشون زحمت بکشن چالمون کنن! حتى جنازه هم نیستیم….»
به ما گفتن «اشرار»! و این در حالی بود که جواب اعتراض مسالمت آمیز ما رو با شلیک مستقیم گلوله دادن…. ما رو گلوله باران کردن ولی این فریاد خاموش نشد، ما ادامه داریم، تو ادامه من هستی، مبارزه کن و شر ظلم رو از میهنمون کم کن، پیروزی دور نیست ادامه بده و روز آزادی وطن از منم یاد کن، از من که آرزوی بزرگ کردن دخترامو به گور سرد بردم …💔
#مهسا_امینی
#علیه_فراموشی
با شروع اعتراضات سراسری در آبان ماه ۱۳۹۸ به افزایش ناگهانی سیصد درصدی قیمت بنزین، شیراز هم صحنه قیام مردمی بود. روز شنبه ۲۵ آبان منم در کنار هموطنای غیورم به خیابان رفتم و اعتراضمو فریاد زدم. اونروز در جاههای مختلف شیراز قیامت بود، ما در شهرک صدرای شیراز به اعتراض مسالمت آمیز برخاستیم که مزدورای سرکوبگر از همه طرف بهمون حمله ور شدن و با گلوله های جنگی به طرفمون شلیک میکردن. ناگهان وسط شلوغی گلوله ای به سمت من شلیک شد، به زمین افتادم و در دم جان باختم….
بعد از کشته شدنم نیروهای امنیتی خانوادمو تحت فشار گذاشتن و تهدید کردن که به شرط عدم اطلاع رسانی جنازه رو بهشون تحویل میدن.
پیکر بیجون من نهایتا چهارشنبه ۲۹ آبان به خانوادم تحویل داده شد و همون روز در حضور نیروهای امنیتی مظلومانه به خاک سپرده شد….
هموطن، من چند روز پیش از کشته شدنم در آخرین پست اینستاگرام از تحقق رویایی نوشته بودم که مطمین بودم با اراده و غیرت بهش میرسیم…
«دلم میخواد امشب این رویای قشنگ رو ببینم:
فردا مردم ایران یه روز بدون ماشین دارن، هیچ ماشینی اول صبح استارت نمیخوره، هیچ ماشینی سینه آسفالت رو خراش نمیده، هیچ ماشینی جلوی پمپ بنزین توقف نمیکنه، هیچ دستی به سمت هیچ نازل بنزینی نمیره، یه رؤیا که رنگ غیرت داره و بوی اراده، کاش یه ملت بودیم….
هزینه مون واسه حاکمیت بیشتر بود، میگندیدیم بوی گند نعشمون همه جا رو ور میداشت مجبور بودن واسه آسایش خودشون زحمت بکشن چالمون کنن! حتى جنازه هم نیستیم….»
به ما گفتن «اشرار»! و این در حالی بود که جواب اعتراض مسالمت آمیز ما رو با شلیک مستقیم گلوله دادن…. ما رو گلوله باران کردن ولی این فریاد خاموش نشد، ما ادامه داریم، تو ادامه من هستی، مبارزه کن و شر ظلم رو از میهنمون کم کن، پیروزی دور نیست ادامه بده و روز آزادی وطن از منم یاد کن، از من که آرزوی بزرگ کردن دخترامو به گور سرد بردم …💔
#مهسا_امینی
#علیه_فراموشی
❤199😢42👍27🤯1