پخش ققنوس
2K subscribers
36.6K photos
228 videos
52 files
19K links
معرفی کتاب پخش ققنوس
Download Telegram
#صد_و_یک_رباعی
دوزبانه فارسی و فرانسه
#عمر_خیام
چاپ چهارم ۱۳۹۳
نشر #هرمس
سلفون / پالتوئی / ۱۳۸ صفحه / ۱۲۰۰۰ تومان
#ادبیات
#پخش_ققنوس
@qoqnoosp
Www.qoqnoosp.com
#پشت_فرمان_با_مامان

#لیز_نورگوآ
چاپ یک ۱۳۹۳
نشر #هرمس
شومیز / جیبی / ۱۹۸ صفحه / ۳۵۰۰ تومان
#رمان #رمان_خارجی
#پخش_ققنوس
@qoqnoosp
Www.qoqnoosp.com
#گلگشت_های_ادبی_و_زبانی دفتر دوم
#احمد_سمیعی_گیلانی
چاپ اول ۱۳۹۳
نشر #هرمس
سلفون / رقعی / ۳۹۰ صفحه / ۲۴۰۰۰ تومان
#ادبیات
#پخش_ققنوس
@qoqnoosp
Www.qoqnoosp.com
#مجله_حیات #حیات

شماره ۱ پاییز ۹۸

نشر #کتاب_طه
شومیز / وزیری / ۳۵۰۰۰ تومان
#نشریه
#پخش_ققنوس
@qoqnoosp
Www.qoqnoosp.com
تجدید چاپ #رمان برگزیده سال ۸۱ منتقدان و نویسندگان مطبوعات و جایزه ادبی اصفهان
فضای #نقد و قضاوت ادبی دهه هشتاد در مواجهه با چنین موجودِ غریبه‌ای از دسته‌بندی و ارزش‌گذاری عاجز است، چرا؟ پس از انتشار، ستایشِ بی‌حد و طردِ بی‌حساب شد، اما به مرور در نظرسنجیِ منتقدین جزء برترین #رمان‌های دهه هشتاد قرار گرفت. قلم‌زنِ «منتقد»ی که ابتدا رمان را به مغلق‌گویی و بی‌معنایی و ادای پست‌مدرنیسم متهم کرده بود، در این نظرسنجی آن را برترین رمان دهه نام برد.
پخش ققنوس
تجدید چاپ #رمان برگزیده سال ۸۱ منتقدان و نویسندگان مطبوعات و جایزه ادبی اصفهان فضای #نقد و قضاوت ادبی دهه هشتاد در مواجهه با چنین موجودِ غریبه‌ای از دسته‌بندی و ارزش‌گذاری عاجز است، چرا؟ پس از انتشار، ستایشِ بی‌حد و طردِ بی‌حساب شد، اما به مرور در نظرسنجیِ…
تجدید چاپ #رمان برگزیده سال ۸۱ منتقدان و نویسندگان مطبوعات و جایزه ادبی اصفهان
فضای #نقد و قضاوت ادبی دهه هشتاد در مواجهه با چنین موجودِ غریبه‌ای از دسته‌بندی و ارزش‌گذاری عاجز است، چرا؟ پس از انتشار، ستایشِ بی‌حد و طردِ بی‌حساب شد، اما به مرور در نظرسنجیِ منتقدین جزء برترین #رمان‌های دهه هشتاد قرار گرفت. قلم‌زنِ «منتقد»ی که ابتدا رمان را به مغلق‌گویی و بی‌معنایی و ادای پست‌مدرنیسم متهم کرده بود، در این نظرسنجی آن را برترین رمان دهه نام برد.
این داستان به عنصر «مکان و زمان» وفادار نیست، اتفاقات در مقیاسِ زمانِ جهانِ واقعی یا حتی زمانِ داستانی (مثل #اولیس #جیمز_جویس یا #شب_هول #هرمز_شهدادی‌) و یا زمانِ ادیانی (مانند مفهوم زمانِ ادواری، خطی و...) روی نمی‌دهند. بلکه به واقع یک #ضد_زمان محض است. شخصیت‌های داستان در پیریِ خود، کودکیِ پدرشان را به خاطر می‌آورند، یا رخدادهای داستان در انتها به چند دهه بعد منتقل می‌شوند، هیچ‌چیز تعینِ زمانی ندارد. متنِ داستان بر استراتژیِ «فلاش‌بک/فلاش‌فوروارد» بنا نشده است، بلکه قید‌های زمان، و جملاتی که ربطِ زمانیِ دو اتفاق را روشن می‌کنند مبهم‌اند و نمی‌توان توالیِ خاصی برای آنها در نظر گرفت. گاه اتفاقِ یکسانی در طولِ زمان دوبار، به دو شکل و دلیلِ متفاوت رخ می‌دهد و این امر به‌راحتی توسطِ شخصیت‌ها پذیرفته می‌شود. گریزِ شبانه یک شخصیت، در روایتِ افراد صدها سال عقب و جلو می‌شود، حال آن‌که از لحاظِ زمانِ خطی برخی راویان پس از گریزِ او به دنیا آمده‌اند. مکان نیز مکانی آشنا نیست، و یک «ناکجاآباد» است که از مفاهیمِ زبانی ساخته شده‌اند. نامِ اماکنِ داستان در زبانِ جنوب دقیقا ناکجاآبادند. «شیگلستان» در فرهنگ عامه بوشهر به معنای «جایی زیر گل و خاک» است که در عبارات لعن و نفرینی کاربرد دارد. «رودان» بر وزن معمول اسامی مکان در داستان صرفا «دو رود» معنا می‌تواند بدهد، و هیچ دلالتی به هیچ جایی ندارد. و اصلا تمام داستان حولِ بنای خانه‌ای عجیب به دستِ معماری عجیب‌تر رخ می‌دهد که به دلایلی خودش در دیوارِ بنا گچ گرفته می‌شود. شخصیت‌ها به دفعات تکرار و از معنا تهی می‌شوند. بسیاری زن با نام یکسان «گل‌افروز» می‌بینیم که تشخیص آن برای شخصیت‌های داستانی، نوذر، گودرز و زارپولات و بقیه هم مشکل است. در نگاهِ دقیق به رمان می‌توان دید که ساختار و صناعت آن مبتنی بر استعاره‌های بومی‌ست و رفتارِ نویسنده متاثر از مفهومِ بی‌زمانی در استعاره.

(این متن بخشی از نظرات کاربران در سایت گودریدز است)

#چاپ_چهارم
#من_ببر_نیستم_پیچیده_به_بالای_خود_تاکم
#محمدرضا_صفدری
#انتشارات_ققنوس
#پخش_ققنوس
انتشار چاپ چهارم رمان برگزیده‌ی جایزه‌ی منتقدان و نویسندگان مطبوعات و جایزه ادبی اصفهان.

این رمان به عنصر «مکان و زمان» وفادار نیست، اتفاقات در مقیاسِ زمانِ جهانِ واقعی یا حتی زمانِ داستانی (مثل #اولیس #جویس) یا زمانِ ادیانی (مانند مفهوم زمانِ ادواری، خطی و...) روی نمی‌دهند. بلکه با یک "ضد زمان" محض طرفیم. شخصیت‌های داستان در پیریِ خود، کودکیِ پدرشان را به یاد می‌آورند. رخدادهای داستان در انتها به چند دهه بعد منتقل می‌شوند. هیچ‌چیز تعینِ زمانی ندارد. متنِ داستان بر استراتژیِ «فلاش‌بک/فلاش‌فوروارد» بنا نشده است. قید‌های زمان و جملاتی که ربطِ زمانیِ دو اتفاق را روشن می‌کنند مبهم‌اند و نمی‌توان توالیِ خاصی برای آنها در نظر گرفت... مکان نیز مکانی آشنا نیست، و یک «ناکجاآباد» است که از مفاهیمِ زبانی ساخته شده‌اند. نامِ اماکنِ داستان در زبانِ جنوب دقیقا ناکجاآبادند. شخصیت‌ها به دفعات تکرار و از معنا تهی می‌شوند. بسیاری زن با نام یکسان «گل‌افروز» می‌بینیم که تشخیص آن برای شخصیت‌های داستانی، نوذر، گودرز و زارپولات و بقیه هم مشکل است.
#من_ببر_نیستم_پیچیده_به_بالای_خود_تاکم
#محمدرضا_صفدری
#گروه_انتشاراتی_ققنوس
برنده‌ي جايزه‌ي پن –همينگوي
برنده‌ي جایزه‌ی انیسفیلد ولف بوک
برنده‌ي جایزه‌ی حلقه‌ی منتقدان کتاب ملی جان لئونارد
برنده‌ي جايزه‌ي کتاب اول مجمع داستان
نامزد نهايي جايزه‌ي پوليتزر در سال 2019
نامزد جوايز نشنال بوک، کتاب اول لس آنجلس تایمز، مدال اندرو کارنگی، آسپن وردز و ...
يكي از 10 كتاب برتر سال 2018 به انتخاب نيويورك تايمز
رمان #مثل_دود_در_باد
نویسنده: #تامي_اورنج
مترجم: #فرناز_كاميار
312 صفحه/45 هزار تومان
#نشر_خزه
#پخش_ققنوس
کتاب #یتیمان_بزرگسال، نوشته #داریا_بینیاردی به‌تازگی با ترجمه #خشایار_خدیور توسط #نشر_ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شده است.📚

نسخه اصلی این‌کتاب در سال ۲۰۱۵ در شهر میلان چاپ شده و نشر ققنوس امتیاز چاپ ترجمه فارسی آن را از انتشارات موندادوری در ایتالیا خریداری کرده است.

این‌ کتاب مجموعه نوشته‌ها و مقالات داریا بینیاردی نویسنده و روزنامه‌نگار🗞📰 ایتالیایی (متولد ۱۹۶۱) را در بر می‌گیرد که پس از مرگ مادرش نوشته شده‌اند.
فصل اول این‌ کتاب📓 به‌ درخواست سردبیر در هفته‌نامه‌ای که بینیاردی در آن کار می‌کرد، منتشر شد. انتشار این‌مقاله باعث می‌شود موج نامه‌ها و تشویق‌های مختلف به هفته‌نامه مذکور سرازیر شود و پس از آن بینیاردی تصمیم به نوشتن این مقاله به صورت کتاب می‌کند.

✍️جشن امضای کتاب “یتیمان بزرگسال” با حضور مترجم کتاب و مسئول فرهنگی سفارت ایتالیا جمعه ۲۲ آذر در کافه کتاب ققنوس برگزار می‌شود.

منتظر حضور گرمتان هستیم😍

@qoqnoospub