پخش ققنوس
2.01K subscribers
36.5K photos
228 videos
52 files
19K links
معرفی کتاب پخش ققنوس
Download Telegram
#چاپ_پنجم
آیا مدام احساس می‌کنید که دیگران به شما زور می‌گویند و نمی‌توانید از پس آن‌ها بربیایید؟ آیا توان نه گفتن ندارید و این باعث می‌شود که احساس کنید مردم از شما #بهره_کشی می‌کنند و معمولاً مقابل این افراد کوتاه می‌آیید؟ این احساس که مدیر، خانواده، دوستان و اطرافیان شمارا به انجام کاری وادار می‌کنند آزارتان می‌دهد؟ اگر تصمیم گرفتید که سایه‌ افراد #سلطه_گر و #کنترل‌_کننده را از زندگی خود کم کنید و بسیاری از مشکلات، نگرانی‌ها و مصائب زندگی ناشی از بازیچه شدن را حذف کنید کافی ست اراده کنید و تصمیم بگیرید شیوه‌های رفتاری و فکری خود را تغییر دهید. #ژاک_ریگارد در کتاب #بازیچه_دست_دیگران_نشوید راهکارها و روش‌های موثری را برای کنترل این مسئله ارائه کرده است.
برای شناسایی و مقابله با سلطه‌گرها یا کنترل‌کننده‌ها کافی است عواملی که باعث ایجاد آن شده را شناسایی و سپس با آن مقابله کنیم. این کتاب برای افرادی که به دنبال #آزادی و #رهایی از کنترل‌کننده‌ها هستند و می‌خواهند با اطلاعات و ابزارهای کاربردی به تمرین‌ها عمل کنند مناسب است.
ترجمه #پیمان_حسینی
#گروه_انتشاراتی_ققنوس
شومیز/رقعی/ ۲۳۲ص/ ۲۴۰۰۰ ت
#پخش_ققنوس
پخش ققنوس
Photo
#دفترچه_خاطرات
نوشتهٔ #چاک_پالانیک
ترجمهٔ امین باورصاد

تاثیرگذارترین کتاب نویسندهٔ “باشگاه مشت‌زنی”

دفترچه‌خاطرات داستانی‌ست در قالبِ یادداشت‌های روزانه که میستی کلاینمَن (شخصیت اصلی رمان) برای شوهرش (پیتر) نوشته است. پیتر پس از اقدام به خودکشی، به کُما می‌رود و در بیمارستان بستری می‌شود. میستی که زمانی به ‌تحصیل در رشتۀ هنر مشغول بود و رؤیای زندگیِ آزاد و خلاقانۀ یک هنرمند را در سر می‌پرورانْد، اکنون پس از ازدواج با پیتر و آمدن به جزیرۀ وِیتَنسی که قبلاً مکانی زیبا و منحصربه‌فرد بود و اینک به‌سببِ هجوم توریست‌ها رفته‌رفته رو به ویرانی‌ست، زندگی‌اش به روزمرگی‌های رخوت‌آلودِ خدمتکاری ساده در هتل خلاصه می‌شود. پس از به‌کُمارفتنِ پیتر، رازی آشکار می‌شود حاکی از اینکه او بعضی از اتاق‌های خانه‌هایی را که سابقاً کارِ بازسازی‌شان را برعهده داشت، از نظر پنهان ساخته و با دستخطی بسیار بد، پیغام‌هایی زشت و هولناک بر سراسر دیوارهای آن اتاق‌های نهان نوشته است. صاحبخانه‌های خشمگین از هر سو علیهش شکایت می‌کنند و بدین‌ترتیب، واپسین کورسوی امیدِ میستی برای تبدیل‌شدن به هنرمندی بزرگ به خاکستر بدل می‌گردد. اما بعد، چنان‌که گویی جسمِ میستی به‌تسخیرِ روحِ هنرمندی افسانه‌ای به‌ نامِ مائورا درآمده که دو قرن پیش در همین جزیره ساکن بود، وی دوباره نقاشی‌کردن را به‌شکلی مسحورکننده آغاز می‌کند. اما آیا این احتمال وجود دارد که استعدادِ نورستۀ میستی چیزی نباشد جز بخشی از یک نقشۀ شگرف و به‌غایتْ شوم؟ قطعاً نباید چنین احتمالی را نادیده گرفت...
نشر #کتاب_کوله_پشتی

#پخش_ققنوس