Forwarded from نشر و پخش آفرینگان
#داستان_کودک_نوجوان
داستانهای این مجموعه همانطور که از نامش پیداست در پنج دقیقه خوانده میشوند و این همان نشاطی است که هنگام خواندن به کودک دست میدهد که زودتر به پایان قصه میرسد و نتیجه را میفهمد . کرم خاکستری کوچولو ، تخم عجیب ، موش دهاتی و موش شهری ، گنجه شیشهای و . . . عناوین این مجموعه است که با روایتی جدید برای بچهها نقل میشود . در « کرم خاکستری کوچولو » میخوانیم : « روزی روزگاری کرم خاکستری معمولی کوچولویی بود به اسم هتی . این کرم کوچولو در زندگی فقط یک آرزو داشت . دلش میخواست کرم شبتاب باشد . اما پدرش به او میگفت : عاقل باش بچه جان ، کرمهای شبتاب با ما فرق دارند و مادرش هم میگفت حتی فکرش را هم نکن . اما هتی دست بردار نبود . مدام در فکر این بود که توی بدنش چراغی دارد که میتواند آن را روشن و خاموش کند تا اینکه . . . . »
#نشرآفرینگان #نوجوان #نوجوان_کتابخوان #گروه _سنی_الف #گروه_سنی_ب #گروه_سنی_ج #گروه_سنی_د #نشر_و_پخش_آفرينگان
🆔️@afarineganp
🆔️Instagram.com//afarinegan
🆔️Http://www.afarineganpub.com
داستانهای این مجموعه همانطور که از نامش پیداست در پنج دقیقه خوانده میشوند و این همان نشاطی است که هنگام خواندن به کودک دست میدهد که زودتر به پایان قصه میرسد و نتیجه را میفهمد . کرم خاکستری کوچولو ، تخم عجیب ، موش دهاتی و موش شهری ، گنجه شیشهای و . . . عناوین این مجموعه است که با روایتی جدید برای بچهها نقل میشود . در « کرم خاکستری کوچولو » میخوانیم : « روزی روزگاری کرم خاکستری معمولی کوچولویی بود به اسم هتی . این کرم کوچولو در زندگی فقط یک آرزو داشت . دلش میخواست کرم شبتاب باشد . اما پدرش به او میگفت : عاقل باش بچه جان ، کرمهای شبتاب با ما فرق دارند و مادرش هم میگفت حتی فکرش را هم نکن . اما هتی دست بردار نبود . مدام در فکر این بود که توی بدنش چراغی دارد که میتواند آن را روشن و خاموش کند تا اینکه . . . . »
#نشرآفرینگان #نوجوان #نوجوان_کتابخوان #گروه _سنی_الف #گروه_سنی_ب #گروه_سنی_ج #گروه_سنی_د #نشر_و_پخش_آفرينگان
🆔️@afarineganp
🆔️Instagram.com//afarinegan
🆔️Http://www.afarineganpub.com
Forwarded from نشر و پخش آفرینگان
#کتاب_نوجوان
در گوشهای از میلیونها گوشۀ دنیا، یا بهتر است بگویم در آپارتمانی از میلیونها آپارتمان دنیا، خانوادهای کوچک در یک برج لنگدرازِ سنگی زندگی میکرد. برج درست وسطِ شهری شلوغ قرار داشت و مثل یک کیکخامهای ۱۲۰ طبقه، تا آسمان و تا ابرها بالا رفته بود. برج آنقدر بالابلند بود که اگر کسی در شبی مهتابی از پایین به کلۀ پُر از آنتنش نگاه میکرد، میدید که سر سنگیاش را فرو کرده توی صورتِ پُرلک و پیس ماه! اما برج قصۀ ما تنها نبود و در آن شهر یک دنیا آپارتمان و خانههای بلندمرتبه و برجهای لنگدراز دیگر هم میخ شده بودند به شکم سفت زمین. شهر اوضاعی داشت برای خودش که بیا و ببین! اگر دوست دارید بدانید اسم این شهر چیست، باید بگویم که بهتر است کنجکاوی نکنید، چون اسم آن اهمیتی ندارد، اصلاً خیال کنید تهران، اصفهان یا هر شهر دیگری! چیزی که در این بین مهم است آدمهای این قصهاند و ماجراهاشان، و نه اسم و رسم این شهر شلوغ!
🔶️موجود در نشر آفرینگان 🔶️
#نشرآفرینگان #نوجوان #نوجوان_کتابخوان #گروه_سنی_ج #گروه_سنی_د #نشر_و_پخش_آفرينگان
🆔️@afarineganp
🆔️Instagram.com//afarinegan
🆔️Http://www.afarineganpub.com
در گوشهای از میلیونها گوشۀ دنیا، یا بهتر است بگویم در آپارتمانی از میلیونها آپارتمان دنیا، خانوادهای کوچک در یک برج لنگدرازِ سنگی زندگی میکرد. برج درست وسطِ شهری شلوغ قرار داشت و مثل یک کیکخامهای ۱۲۰ طبقه، تا آسمان و تا ابرها بالا رفته بود. برج آنقدر بالابلند بود که اگر کسی در شبی مهتابی از پایین به کلۀ پُر از آنتنش نگاه میکرد، میدید که سر سنگیاش را فرو کرده توی صورتِ پُرلک و پیس ماه! اما برج قصۀ ما تنها نبود و در آن شهر یک دنیا آپارتمان و خانههای بلندمرتبه و برجهای لنگدراز دیگر هم میخ شده بودند به شکم سفت زمین. شهر اوضاعی داشت برای خودش که بیا و ببین! اگر دوست دارید بدانید اسم این شهر چیست، باید بگویم که بهتر است کنجکاوی نکنید، چون اسم آن اهمیتی ندارد، اصلاً خیال کنید تهران، اصفهان یا هر شهر دیگری! چیزی که در این بین مهم است آدمهای این قصهاند و ماجراهاشان، و نه اسم و رسم این شهر شلوغ!
🔶️موجود در نشر آفرینگان 🔶️
#نشرآفرینگان #نوجوان #نوجوان_کتابخوان #گروه_سنی_ج #گروه_سنی_د #نشر_و_پخش_آفرينگان
🆔️@afarineganp
🆔️Instagram.com//afarinegan
🆔️Http://www.afarineganpub.com