پخش ققنوس(واحد‌ کودک‌و‌نوجوان)
437 subscribers
18.2K photos
130 videos
66 files
8.99K links
https://t.me/qoqnoospkoodak لينك كانال كودك نوجوان
لينك كانال بازي https://t.me/qoqnoosgames
Download Telegram
پخش ققنوس(واحد‌ کودک‌و‌نوجوان)
@qoqnoospkoodak
آکادمی نوبل در خبری جدید اسامی چهار نویسنده را به عنوان نامزدهای نهایی دریافت نوبل ادبیات اعلام کرده است.فینالیست های‌اعلام شده برای کسب جایزه ادبیات ۲۰۱۸«هاراکی موراکامی»از ژاپن «کیم توی»از کانادا «ماریس کونده» ازفرانسه‌ و«نیل گیمن»از بریتانیا هستند.
انجمن بازنده‌ها
انتشارات پرتقال(خیلی‌سبز)
رقعی/شومیز/۲۱۰،۰۰۰﷼
@qoqnoospkoodak
تیمی کارناگاه
(جلد پنجم)ماموریت‌مخفی
انتشارات پرتقال(خیلی‌سبز)
رقعی/شومیز/۲۳۰،۰۰۰﷼
@qoqnoospkoodak
قصر شگفت‌انگیز(۱) سه‌شنبه‌ها
انتشارات پرتقال(خیلی‌سبز)
رقعی/شومیز/۲۱۰،۰۰۰﷼
@qoqnoospkoodak
لانه کاغذی
انتشارات پرتقال(خیلی‌سبز)
رقعی/شومیز/۱۸۰،۰۰۰﷼
@qoqnoospkoodak
من و خواهرم با هم
انتشارات پرتقال(خیلی‌سبز)
خشتی/شومیز/۱۵۰،۰۰۰﷼
@qoqnoospkoodak
من و خواهرم دور از هم
انتشارات پرتقال(خیلی‌سبز)
خشتی/شومیز/۱۵۰،۰۰۰﷼
@qoqnoospkoodak
بازی دژ(۲ الی ۷ نفره)
انتشارات هوپا
۷۳۰،۰۰۰﷼
@qoqnoospkoodak
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدئو آموزشی بازی دژ
انتشارات هوپا
@qoqnoospkoodak
نامه های سانی
انتشارات زعفران
بیاضی/شومیز/۲۰۰٫۰۰۰ریال
داستان،خانواده
@qoqnoospkoodak
وقتی کسی تحقیر می‌شود،همه توانش را از دست می‌دهد.کسی که مورد تشویق و حمایت قرار گیرد، می‌تواند هر کاری بکند.
حکایت‌های فلسفی برای با هم بودن
میشل پیکمال/انتشارات آفرینگان
@qoqnoospkoodak
پخش ققنوس(واحد‌ کودک‌و‌نوجوان)
وقتی کسی تحقیر می‌شود،همه توانش را از دست می‌دهد.کسی که مورد تشویق و حمایت قرار گیرد، می‌تواند هر کاری بکند. حکایت‌های فلسفی برای با هم بودن میشل پیکمال/انتشارات آفرینگان @qoqnoospkoodak
نیروی گاوی
مردی گاوی سیاه با نیروی خارق‌العاده داشت.همسایه‌اش،که از شرط‌بندی خوشش می‌آمد،هم گاوی زورمند داشت.روزی در بازار در جمع عوام،مرد همسایه گاری را با بار سنگینش از گاو خود جدا کرد و با صدای بلند گفت؛ اگر گاو نیرومندی بتواند این گاری را بکشد،به صاحبش صد سکه طلا می‌دهم.
صاحب گاو سیاه فورا اعلام آمادگی کرد.گاوش را به گاری بست و فریاد کرد:(برو حیوان....زور بزن‌....بکش.... تکان بخور جانور...گنده بی مصرف
اما عرق ریختن و زور زدن گاو بی فایده بود و گاری از جایش تکان نخورد.
چند وقت بعد که همسایه جسور شده بود شرط‌بندیش را تکرار کرد. اما این‌بار از از هزار سکه حرف زد.
گاو سیاه به صاحبش گفت:برو در این مسابقه شرکت کن،من این سکه‌ها را برایت به دست می‌آورم.
صاحب گاو گفت؛چطور مگر؟آن‌دفعه که صد سکه را از دست دادی...!
گاو سیاه جواب داد؛آن‌دفعه تو جلوی این همه جمعیت به من فحش دادی و خوار و ذلیلم کردی.من هم اعتماد به نفس خود را از دست دادم،این بار تشویقم کن ببین که می‌توانم.
مرد بدن گاو را قشو کرد،شاخ‌هایش را با تاج‌گل تزیین کرد بعد گاو را به گاری بست و شروع کرد به تحسین‌و‌تشویق گاو:دوست خوبم،می‌دانم که از عهده‌‌اش بر می‌آیی... بکش دوست خوبم.
گاو سیاه در برابر نگاه حیرت‌زده همه آدم‌هایی که آن‌جا ایستاده بودند، گاری را تا بالای تپه کشید
@qoqnoospkoodak