پخش ققنوس(واحد کودکونوجوان)
آلیس در سرزمین عجایب انتشارت مشکی ترجمه حسین شهرابی @qoqnoospkoodak
توی یک قایق قشنگ بررودی،توی یک عصرآفتابی خوب
روی پارو سه دست کوچک بود،وسط موجهای بیآشوب.
در چنین خوش خوشک هوای قشنگ،هرسه دخترک خروشیدند
روی آن قایق مفلوک،اخم کردند و پای کوبیدند!
اولی گفت:«قصه میخواهم!»دومی گفت:«ولی بیمعنا»
سومی هم همینرا خواست،با نگاهش،بدون هیچ صدا.
چهرههاشان به خنده وا میشد...در سکوت غرق قصهها بودند
گاه مثل ماهی دریا،گاه مرغ در هوا بودند!
توی آن قصههای عجیب،همه جور جانور دیدند.
با یکی حرف میزدند مدام،با یکی کّرو کّره خندیدند.
آن قدر قصه شد دراز که بعد،چشمه خیال من خشکید؛
پس به دختران گفتم:«ای سه بیرحم!اجازه دهید،باقی قصه را بگویم من،وقت دیگر برای شما.»
ناگهان،به خشم و اعتراضی سخت،بکشیدند دادو فریادا:
«وعده دروغ نده!وقت دیگر الان است!»
قصه را بگو تاته-قصه نصفه بی جان است!»
قصه سرزمین عجایب را،من بگفتم چنین و چنان
بعد از آن راهی خانه شدیم،جمع ما شادمانه و خندان.
آلیس نازنین و عزیز!قصه را بگیر و ببر.
توی خوابهای کودکی ات،یک بغل گل و ستاره بخر.
@qoqnoospkoodak
روی پارو سه دست کوچک بود،وسط موجهای بیآشوب.
در چنین خوش خوشک هوای قشنگ،هرسه دخترک خروشیدند
روی آن قایق مفلوک،اخم کردند و پای کوبیدند!
اولی گفت:«قصه میخواهم!»دومی گفت:«ولی بیمعنا»
سومی هم همینرا خواست،با نگاهش،بدون هیچ صدا.
چهرههاشان به خنده وا میشد...در سکوت غرق قصهها بودند
گاه مثل ماهی دریا،گاه مرغ در هوا بودند!
توی آن قصههای عجیب،همه جور جانور دیدند.
با یکی حرف میزدند مدام،با یکی کّرو کّره خندیدند.
آن قدر قصه شد دراز که بعد،چشمه خیال من خشکید؛
پس به دختران گفتم:«ای سه بیرحم!اجازه دهید،باقی قصه را بگویم من،وقت دیگر برای شما.»
ناگهان،به خشم و اعتراضی سخت،بکشیدند دادو فریادا:
«وعده دروغ نده!وقت دیگر الان است!»
قصه را بگو تاته-قصه نصفه بی جان است!»
قصه سرزمین عجایب را،من بگفتم چنین و چنان
بعد از آن راهی خانه شدیم،جمع ما شادمانه و خندان.
آلیس نازنین و عزیز!قصه را بگیر و ببر.
توی خوابهای کودکی ات،یک بغل گل و ستاره بخر.
@qoqnoospkoodak
سری کتابهای بچه های عجیب و غریب یتیم خانهی خانم پرگرین
انتشارات پریان
رقعی/شومیز/مولف:#رنسام ریگرز
@qoqnoospkoodak
انتشارات پریان
رقعی/شومیز/مولف:#رنسام ریگرز
@qoqnoospkoodak
پخش ققنوس(واحد کودکونوجوان)
سری کتابهای بچه های عجیب و غریب یتیم خانهی خانم پرگرین انتشارات پریان رقعی/شومیز/مولف:#رنسام ریگرز @qoqnoospkoodak
مترجم این سهگانه درباره جلد اول آن گفت: «بچههای عجیبوغریب یتیمخانه خانم پرگرین»، داستانی فانتزی است که با عکسهای قدیمیِ بهیادماندنی مصور شده و بزرگسالان، نوجوانان و تمام کسانی را که از داستانی ماجراجویانه در دل اوهام و ابهام لذت میبرند راضی و خرسند خواهد کرد.
او در ادامه اظهار کرد: جلد اول این سهگانه از جایی آغاز میشود که مصیبت خانوادگی هولناکی جیکوبِ شانزدهساله را راهی سفر به جزیرهای دورافتاده در سواحل ولز میکند، جاییکه ویرانه فروریخته خانه خانم پرگرین را مییابد. همانطور که جیکوب در اتاقها و راهروهای متروکه خانه میگردد، مشخص میشود که بچههای خانم پرگرین فقط عجیبوغریب نیستند؛ شاید خطرناک هم باشند. شاید به دلیلی منطقی و موجه در جزیرهای دورافتاده قرنطینه شدهاند و شاید به طریقی - هرچند بهظاهر غیرممکن - هنوز زنده باشند.
#بچههایعجیبوغریبیتیمخانهیخانمپرگرین
@qoqnoospkoodak
او در ادامه اظهار کرد: جلد اول این سهگانه از جایی آغاز میشود که مصیبت خانوادگی هولناکی جیکوبِ شانزدهساله را راهی سفر به جزیرهای دورافتاده در سواحل ولز میکند، جاییکه ویرانه فروریخته خانه خانم پرگرین را مییابد. همانطور که جیکوب در اتاقها و راهروهای متروکه خانه میگردد، مشخص میشود که بچههای خانم پرگرین فقط عجیبوغریب نیستند؛ شاید خطرناک هم باشند. شاید به دلیلی منطقی و موجه در جزیرهای دورافتاده قرنطینه شدهاند و شاید به طریقی - هرچند بهظاهر غیرممکن - هنوز زنده باشند.
#بچههایعجیبوغریبیتیمخانهیخانمپرگرین
@qoqnoospkoodak