Forwarded from کانال خبری سازمان نظام پزشکی رشت
سازمان نظام پزشکی کلانشهر رشت
آغاز ثبت نام بیمه درمان تکمیلی اعضای سازمان و پرسنل در نظام پزشکی رشت و دفتر بیمه نمایندگی میروهابی - سازمان نظام پزشکی کلانشهر…
آغاز ثبت نام بیمه درمان تکمیلی اعضای سازمان و پرسنل در نظام پزشکی رشت و دفتر بیمه نمایندگی میروهابی دفتر بیمه نمایندگی میروهابی: ۰۹۰۵۹۶۶۸۴۹۵ نماینده مستقر در نظام پزشکی رشت: ۳۳۴۶۱۸۳۰ مدارک مورد نیاز جهت ثبت نام بیمه درمان تکمیلی : تصویر کارت ملی نفر اصلی…
Forwarded from پایگاه خبری پزشکان و قانون (پالنا)
یادداشت امروز در شرق
🔴 ترسناکترین مکالمه عمرم
دکتر امیر صدری - پزشک و روزنامه نگار
به خانم دکتر متخصص داخلی استاد دانشگاه که یک نسخه طب سنتی با داروهای مندرآوردی را استوری کرده، پیام میدهم تا عکس آن نسخه را برایم بفرستد تا من هم استوریاش کنم. سریع میفرستد. تشکر میکنم و ناخودآگاه سؤالی را که این روزها از خیلیها میپرسم، به زبانم میآید:
- خانم دکتر، شما که نمیخواهید بروید؟
متأسفانه چرا، در حال انجامدادن کارها هستم.
- جدا؟ چه حیف.
دنبال کارها هستم؛ اما غم رهایم نمیکند.
- میفهمم، خیلی سخته، من هم یک عمر گفتم باید ماند و ساخت، اما حالا ...
خیلی تلخه؛ اما انگار چاره نداریم، نمیشه دیگه.
- همه دارن میرن، نگران نباشید، حتما اونجا موفق میشوید.
بحث موفقشدن یا نشدن نیست، من اینجا رو دوست دارم، کارمو دوست داشتم، دانشجوهامو
- داشتم؟ مگه رفتید؟
نه، این ماه آخرمه.
- ای وای، دیگه کی میمونه اینجا؟
دکتر، من فوق ریه قبول شدم، رفتم با فوق تخصص ریه دانشگاه صحبت کنم دیدم ایشون هم دارن زبان میخونن، حالا دارن از من مشاوره میگیرن بیان همون جایی که من اقدام کردم.
- واسه یه دانشگاه نهچندان بزرگ که رفتن شماها خیلی بده، بخشهاتون خالی میشه که ...
خالی شده دکتر، فوق گوارش ما رفته دوبی، فوق روماتولوژی داره میره کانادا، متخصص داخلی استرالیا، فوق ریه رو هم که گفتم ...
- یعنی 10 سال دیگه نه استاد باتجربهای واسه آموزش داریم نه دکتر کاربلدی واسه درمان
10 سال؟ دو سال دیگه همه بخشها خالی از استاد و متخصصه.
- کاش اونایی که باید کاری انجام بدهند انجام بدهند
- آخه مردم چی؟ این آدما، بچههای ما، بچههای اونا؟ پزشکی ما یکی از نقطههای درخشان کشور بود ...
فوق تخصص غدد جلوی اورژانس زد زیر گریه، استاد با 22 سال سابقه تدریس، گفت: برو،
- طبیعیه که اساتیدمون دردشون بیاد؛ خودشون موندن اما به بقیه میگن برین.
این خانم دکتر تمام خانوادهاش کانادا هستن، خودش عاشق ایرانه که نرفته.
- خانم دکتر، همه ما عاشق ایرانیم، چه اون که میره، چه اون که نمیره.
(دیگر جوابی از آن سو نمیآید...).
این مکالمه واقعی بود. واقعی و ترسناک، واقعیتی که مثل سیلی میخورد توی گوش؛ اما آنها که باید کاری کنند، انگار یا این چک را نخوردهاند یا از فرط چکخوردن بیحس شدهاند. من اگر مسئول بودم از تکتک این استادان و متخصصان، از تکتک مغزها و دستهایی که اصلیترین دارایی و ثروت کشورم هستند، میخواستم نروند، به آنها قول میدادم تلاش خواهم کرد شرایط را اندکی به شرایط مطلوب ذهنی آنها نزدیک کنم، نه اینکه به آنها بفرمای رفتن بزنم و بگویم اگر خواستید بروید بلیتتان را هم میدهیم.
نظام سلامت و آموزش ما بر شانههای استادان و فوق تخصصها و متخصصان و پزشکان عمومی بنا شده که هرکدام سالها درس خوانده و بیمار دیدهاند، آموزش دیدهاند و آموزش دادهاند و پژوهش کردهاند و حالا هرکدام در حوزهای استاد یا حداقل یک حرفهای تمامعیار هستند. فکر نکنید با افزایش ظرفیت پذیرش کنکور و با سهمیهایهای گوناگون، این ثروت ملی در حال فرار را جایگزین خواهید کرد. آنچه را که بنایش دههها زمان و عزم و تلاش و سرمایه ملی برده، به این سادگیها و سادهانگاریها نمیتوانید جایگزین کنید. یک سیستم کامل پزشکی در حال فروپاشی است، با چند چسب و بست و میخ و پیچ و آجر نمیتوانید این بنای مستحکم زیبا را که در حال ویرانی کامل است، سرپا نگه دارید.
آقایان مسئول، بترسید از روزی که برای درمان یک بیماری ساده فرزندتان نتوانید به درمانگران اعتماد کنید.
کانال تلگرام پزشکان و قانون
📢 https://t.me/pezeshkanghanon
🔴 ترسناکترین مکالمه عمرم
دکتر امیر صدری - پزشک و روزنامه نگار
به خانم دکتر متخصص داخلی استاد دانشگاه که یک نسخه طب سنتی با داروهای مندرآوردی را استوری کرده، پیام میدهم تا عکس آن نسخه را برایم بفرستد تا من هم استوریاش کنم. سریع میفرستد. تشکر میکنم و ناخودآگاه سؤالی را که این روزها از خیلیها میپرسم، به زبانم میآید:
- خانم دکتر، شما که نمیخواهید بروید؟
متأسفانه چرا، در حال انجامدادن کارها هستم.
- جدا؟ چه حیف.
دنبال کارها هستم؛ اما غم رهایم نمیکند.
- میفهمم، خیلی سخته، من هم یک عمر گفتم باید ماند و ساخت، اما حالا ...
خیلی تلخه؛ اما انگار چاره نداریم، نمیشه دیگه.
- همه دارن میرن، نگران نباشید، حتما اونجا موفق میشوید.
بحث موفقشدن یا نشدن نیست، من اینجا رو دوست دارم، کارمو دوست داشتم، دانشجوهامو
- داشتم؟ مگه رفتید؟
نه، این ماه آخرمه.
- ای وای، دیگه کی میمونه اینجا؟
دکتر، من فوق ریه قبول شدم، رفتم با فوق تخصص ریه دانشگاه صحبت کنم دیدم ایشون هم دارن زبان میخونن، حالا دارن از من مشاوره میگیرن بیان همون جایی که من اقدام کردم.
- واسه یه دانشگاه نهچندان بزرگ که رفتن شماها خیلی بده، بخشهاتون خالی میشه که ...
خالی شده دکتر، فوق گوارش ما رفته دوبی، فوق روماتولوژی داره میره کانادا، متخصص داخلی استرالیا، فوق ریه رو هم که گفتم ...
- یعنی 10 سال دیگه نه استاد باتجربهای واسه آموزش داریم نه دکتر کاربلدی واسه درمان
10 سال؟ دو سال دیگه همه بخشها خالی از استاد و متخصصه.
- کاش اونایی که باید کاری انجام بدهند انجام بدهند
- آخه مردم چی؟ این آدما، بچههای ما، بچههای اونا؟ پزشکی ما یکی از نقطههای درخشان کشور بود ...
فوق تخصص غدد جلوی اورژانس زد زیر گریه، استاد با 22 سال سابقه تدریس، گفت: برو،
- طبیعیه که اساتیدمون دردشون بیاد؛ خودشون موندن اما به بقیه میگن برین.
این خانم دکتر تمام خانوادهاش کانادا هستن، خودش عاشق ایرانه که نرفته.
- خانم دکتر، همه ما عاشق ایرانیم، چه اون که میره، چه اون که نمیره.
(دیگر جوابی از آن سو نمیآید...).
این مکالمه واقعی بود. واقعی و ترسناک، واقعیتی که مثل سیلی میخورد توی گوش؛ اما آنها که باید کاری کنند، انگار یا این چک را نخوردهاند یا از فرط چکخوردن بیحس شدهاند. من اگر مسئول بودم از تکتک این استادان و متخصصان، از تکتک مغزها و دستهایی که اصلیترین دارایی و ثروت کشورم هستند، میخواستم نروند، به آنها قول میدادم تلاش خواهم کرد شرایط را اندکی به شرایط مطلوب ذهنی آنها نزدیک کنم، نه اینکه به آنها بفرمای رفتن بزنم و بگویم اگر خواستید بروید بلیتتان را هم میدهیم.
نظام سلامت و آموزش ما بر شانههای استادان و فوق تخصصها و متخصصان و پزشکان عمومی بنا شده که هرکدام سالها درس خوانده و بیمار دیدهاند، آموزش دیدهاند و آموزش دادهاند و پژوهش کردهاند و حالا هرکدام در حوزهای استاد یا حداقل یک حرفهای تمامعیار هستند. فکر نکنید با افزایش ظرفیت پذیرش کنکور و با سهمیهایهای گوناگون، این ثروت ملی در حال فرار را جایگزین خواهید کرد. آنچه را که بنایش دههها زمان و عزم و تلاش و سرمایه ملی برده، به این سادگیها و سادهانگاریها نمیتوانید جایگزین کنید. یک سیستم کامل پزشکی در حال فروپاشی است، با چند چسب و بست و میخ و پیچ و آجر نمیتوانید این بنای مستحکم زیبا را که در حال ویرانی کامل است، سرپا نگه دارید.
آقایان مسئول، بترسید از روزی که برای درمان یک بیماری ساده فرزندتان نتوانید به درمانگران اعتماد کنید.
کانال تلگرام پزشکان و قانون
📢 https://t.me/pezeshkanghanon
Telegram
attach 📎
Forwarded from کانال خبری سازمان نظام پزشکی رشت
*🔰🔰🔰دکتر انوش برزیگر رئیس شورای هماهنگی نظام پزشکی های استان گیلان و مشاور رئیس کل سازمان نظام پزشکی خطاب به رئیس کمسیون تلفیق برنامه هفتم توسعه :*
پیشنهاد می گردد
🔰۱_بر اساس پیشنهاد انجمن صنفی درمانگران اعتیاد استان گیلان و فعالان این حوزه
«مدیریت و سیاست گذاری ،در حوزه پیشگیری و درمان اعتیاد از وزارت بهداشت به سازمان بهزیستی منتقل شود .
۲🔰قانون برنامه هفتم طوری تدوین شود که بیمه ها ملزم به بستن قرارداد با مراکز درمانی با فرمت مشخص باشند و ضرر و زیان نیز با عدد مشخص برای تاخیر در انجام تعهدات در این قانون پیش بینی گردد تا از صدمات جبران ناپذیری که بیمه های پایه به اقتصاد سلامت کشور وارد می کنند جلوگیری گردد .
پیشنهاد می گردد
🔰۱_بر اساس پیشنهاد انجمن صنفی درمانگران اعتیاد استان گیلان و فعالان این حوزه
«مدیریت و سیاست گذاری ،در حوزه پیشگیری و درمان اعتیاد از وزارت بهداشت به سازمان بهزیستی منتقل شود .
۲🔰قانون برنامه هفتم طوری تدوین شود که بیمه ها ملزم به بستن قرارداد با مراکز درمانی با فرمت مشخص باشند و ضرر و زیان نیز با عدد مشخص برای تاخیر در انجام تعهدات در این قانون پیش بینی گردد تا از صدمات جبران ناپذیری که بیمه های پایه به اقتصاد سلامت کشور وارد می کنند جلوگیری گردد .
Forwarded from کانال خبری درمانگران اعتیاد کشور
*🔰🔰🔰کانون درمانگران اعتیاد کشور با همکاری ستاد مبارزه با مواد مخدر برگزار می کند *
**همایش دو روزه :
آشنایی با مداخلات درمان اختلال مصرف مواد **
گروههای هدف :روانپزشکان ،پزشکان عمومی ،متخصصین مطالعات اعتیاد ،روانشناسان عمومی و بالینی
زمان برگزاری :۱۲و ۱۳مرداد
🔰محل برگزاری :سعادت آباد میدان کاج کوچه نهم شرقی مجموعه همایش نیایش
🔰دارای۸/۵ امتیاز باز آموزی
(ثبت نام از طریق سامانه آموزش مداوم )
شناسه برنامه ۲۰۰۱۰۲
**همایش دو روزه :
آشنایی با مداخلات درمان اختلال مصرف مواد **
گروههای هدف :روانپزشکان ،پزشکان عمومی ،متخصصین مطالعات اعتیاد ،روانشناسان عمومی و بالینی
زمان برگزاری :۱۲و ۱۳مرداد
🔰محل برگزاری :سعادت آباد میدان کاج کوچه نهم شرقی مجموعه همایش نیایش
🔰دارای۸/۵ امتیاز باز آموزی
(ثبت نام از طریق سامانه آموزش مداوم )
شناسه برنامه ۲۰۰۱۰۲
Forwarded from انجمن پزشکان عمومی ایران
✳️ انتخابات شعبه استان گیلان تایید شد
به گزارش دبیر هیات مدیره انجمن پزشکان عمومی ایران، نتایج انتخابات هیات مدیره و بازرس انجمن پزشکان عمومی شعبه استان گیلان که در ۲ تیرماه ۱۴۰۲ به صورت الکترونیک برگزار شد، پس از تایید تیم فنی و ناظر هیات مدیره نهایتا به تایید هیات مدیره مرکزی انجمن رسید.
اسامی منتخبین به شرح زیر است.
اعضای اصلی هیات مدیره:
۱. آقای دکتر سینا صادقی شبستری
۲. آقای دکتر محمد دوزنده نرگسی
۳. خانم دکتر میترا عزیزالهزاده
۴. آقای دکتر حنیف بلاسی
۵. آقای دکتر آنهمحمد دوگونچی
۶. آقای دکتر هومن ابراهیمی لویه
۷. آقای دکتر رضا امیدی
۸. خانم دکتر پوپک حیدری کلورزی
۹. آقای دکتر ابوالفضل پورحسن
اعضای علیالبدل هیات مدیره:
۱. آقای دکتر میثم دیباوند
۲. آقای دکتر جهانگیر عبادی
بازرس:
آقای دکتر نیما نیکبین
بازرس علیالبدل:
خانم دکتر فروغ طاهری
🌐 عضویت در کانال
انجمن پزشکان عمومی ایران:
@isgp_ir 👈
به گزارش دبیر هیات مدیره انجمن پزشکان عمومی ایران، نتایج انتخابات هیات مدیره و بازرس انجمن پزشکان عمومی شعبه استان گیلان که در ۲ تیرماه ۱۴۰۲ به صورت الکترونیک برگزار شد، پس از تایید تیم فنی و ناظر هیات مدیره نهایتا به تایید هیات مدیره مرکزی انجمن رسید.
اسامی منتخبین به شرح زیر است.
اعضای اصلی هیات مدیره:
۱. آقای دکتر سینا صادقی شبستری
۲. آقای دکتر محمد دوزنده نرگسی
۳. خانم دکتر میترا عزیزالهزاده
۴. آقای دکتر حنیف بلاسی
۵. آقای دکتر آنهمحمد دوگونچی
۶. آقای دکتر هومن ابراهیمی لویه
۷. آقای دکتر رضا امیدی
۸. خانم دکتر پوپک حیدری کلورزی
۹. آقای دکتر ابوالفضل پورحسن
اعضای علیالبدل هیات مدیره:
۱. آقای دکتر میثم دیباوند
۲. آقای دکتر جهانگیر عبادی
بازرس:
آقای دکتر نیما نیکبین
بازرس علیالبدل:
خانم دکتر فروغ طاهری
🌐 عضویت در کانال
انجمن پزشکان عمومی ایران:
@isgp_ir 👈
Forwarded from کانال خبری درمانگران اعتیاد کشور
🔰🔰🔰شروع نخستین پنل سمینار با استقبال بسیار خوب همکاران درمانگر اعتیاد کشور
Forwarded from کانال خبری درمانگران اعتیاد کشور
🔰🔰🔰شروع دومین پنل سمینار با عنوان رویکردهای نوین در درمان اعتیاد
Forwarded from اخبار جامعه پزشکی ایران
🔵 دانشکده های پزشکی در آستانه انفجار/فرياد روساى دانشگاه هاى علوم پزشکی در برابر افزايش ظرفيت رشته ى پزشكى بدون زيرساخت هاى لازم بلند شد
🔹در حالی که این روزها فشار مضاعفی جهت افزایش ظرفیت رشته های پزشکی وارد می شود، بررسی ها نشان میدهد تحمیل بار مضاعف و خارج از توان دانشگاه های علوم پزشکی عملا سبب شده است تا این افزایش ظرفیت بدون داشتن زیرساخت های لازم صورت بگیرد.
🔹کاهش کیفیت آموزش پزشکی و تهدید سلامت مردم از نتایج افزایش ظرفیت رشته های پزشکی بدون در نظر گرفتن زیرساخت های لازم است./پست کشیک
t.me/medistU
🔹در حالی که این روزها فشار مضاعفی جهت افزایش ظرفیت رشته های پزشکی وارد می شود، بررسی ها نشان میدهد تحمیل بار مضاعف و خارج از توان دانشگاه های علوم پزشکی عملا سبب شده است تا این افزایش ظرفیت بدون داشتن زیرساخت های لازم صورت بگیرد.
🔹کاهش کیفیت آموزش پزشکی و تهدید سلامت مردم از نتایج افزایش ظرفیت رشته های پزشکی بدون در نظر گرفتن زیرساخت های لازم است./پست کشیک
t.me/medistU
🔰گاهی احساس میکنم بچه که بودیم آدمها بیشتر آدم بودند، یعنی اصولا اول همه آدم بودند و بعد از آن عده ای تحصیل کرده بودند و تعدادی از این تحصیل کرده ها پزشک بودند ؛ اما آنچه که برای همه مهم بود همان آدم بودن ابتدایی بود و بقیه رشته تحصیلی و شغل بود که یک چیز شخصی بود نه شخصیتی.
یادم هست بچه که بودم تعداد معدود پزشکان شهر فارغ از گرایش تحصیلی شان و صرفا بر اساس آدم بودن و همکار بودن با هم رابطه بسیار صمیمانه ای داشتند.
یادم هست بچه که بودم جنگ بود و پزشک عمومی فقط شش ماه آموزش مقدماتی میدید و بعد به عنوان رزیدنت جراحی تمام دوره دستیاری اش را در بیمارستانهای صحرایی جبهه سپری میکرد و از گلوله داخل کانال نخاعی تا له شدگی شکم و پارگی شریانها را جراحی میکرد و هیچ کس هم محدودیتی برایش قایل نمی شد.
یادم هست که بزرگتر شدم و داشجوی پزشکی بودم و استاد عزیزی در بخش داخلی داشتیم که شخصیتی بسیار علمی، کار بلد، دلسوز و کاریزماتیک داشت و هنوز کیس ریپورت های صبح های دوشنبه هر هفته اش که حتی برای اساتید دیگر چالشی بود در خاطرم زنده است و ایشان چون دریایی بخشنده بودند که شخصا از ایشان بسیار آموختم.
در همان زمان که استاجر داخلی بودیم به تازگی یک دستگاه اندوسکوپی برای بخش داخلی آورده بودند و این استاد عزیز علاوه بر آموزش هر روزه رزیدنتهای داخلی ؛ برای اینترنها هفته ای یک روز و برای استاجرها ماهی یک روز حضور در اتاق آندوسکوپی تعیین کرده بودند و آنجا علاوه بر این که عملا مهارت آندوسکوپی را به ما می آموختند ، چگونگی کنار هم گذاشتن ساین و سیمپتوم ها و رسیدن به همان تشخص اندوسکوی را هم به بهترین شکل یادمان میدادند.
البته ناگفته نماند که همان زمان هم تک و توک اساتیدی بخیل و نامهربان داشتیم اما کم بود و خیلی کم.
مثلا یادم هست یک ماهی که در بخش پوست بودیم یک استاد بسیار خوشتیپ با کت شلوارهای بسیار اتوکشیده داشتیم که اتفاقا همان سال هم استاد نمونه کشور شده بودند. از آن یک ماه تمام زمان مان صرف این شد که تفاوت میکروسکوپیک پمفیگویید ، پمفیگوس ولگاریس و پمفیگوس فولیاسه از لحاظ چیدمان ایمنو گلوبولینها چیست!!!( البته نه در آزمایشگاه و با داشتن میکروسکوپ ، بلکه به صورت توضیحات تئوریک) و نهایتا روزهای آخر با همه سختی که صحبت کردن با ایشان داشت بعنوان نماینده اینترن ها دل به دریا زدم و گفتم؛ استاد ؛ دوره ما در حال اتمام است ، بهتر نبود کمی در مورد درمانهای شایع بیماریهای پوست مثل درماتیت ها، آلوپسی، قارچ ناخن و داروهای ترکیبی اینها یادمان بدهید که وقتی برای طرح به روستا میرویم به کارمان بیاید؟ ایشان که عادت داشتند موقع حرف زدن با زیردستان به آنها نگاه نکنند ، خیلی کوتاه گفتند روستا که رفتی همون سرماخوردگی بچه ها را درمان کنی کافیست.
بگذریم؛
زمان گذشت و تعداد فارغ التحصیلان پزشکی بیشتر و بیشتر شد. سفره همان سفره بود ولی تعداد آنهایی که قرار بود تناول کنند صدها برابر و از همینجا بود که این مال من است گفتن ها و انحصار طلبی ها شروع شد:
مثلا همان رزیدنت سال اول جراحی که گلوله از کانال نخاعی خارج میکرد، امروز می تواند تیرویید را جراحی کند اما کشیدن چربی از لایه هایپودرم پوست در صلاحیت اش نیست و باید فوق پلاستیک این کار را انجام دهد، و در طب داخلی نه تنها به رزیدنتها اجازه دیدن آندوسکوپی را نمی دهند !!!بلکه متخصص داخلی هم صلاحیت انجامش را ندارد!!!، در بحث رینو پلاستی هم که صد مدعی پیدا شده و هرکس میگوید در حیطه و صلاحیت من است و البته اگر من جی پی بروم یک جراحی کاشت حلزون انجام دهم کسی حساس نمی شود ولی بینی نه.
و نهایتا رشته های نسخه نویس که بازار شان کساد تر از همیشه شده هر یک سعی در ایجاد یک انحصار بی ربط و عجیب برای خود میکند که پول ساز باشد که شاید معروف ترینش انحصار طلبی متخصصین بیماریهای پوست باشد که می گویند تزریق ژل و بوتاکس و لیزر موهای زائد که در بیشتر کشورهای دنیا توسط پرستاران رجیستر شده و به عنوان یک مهارت انجام میشود مال آنهاست و نه تنها این را میگویند که سالهای سال است که برای این انحصار طلبی شان هزینه می کنند ، رانت ایجاد میکنند و شکایت میکنند و هوار می زنند.
من بنا به هزار و یک دلیل که شاید هزار و یکمین اش همین بی اخلاقیهای صنفی باشد مدتیست که مهاجرت کرده ام. آخرین رفتار زشت و زننده و غیر اخلاقی که قبل از مهاجرتم دیدم ، شکایت انجمن متخصصین پوست ایران از انجمن پزشکان عمومی رشت آنهم در یک دادگاه کیفری!!!!! و درخواست حبس شش ماه تا دو سال اعضای هیات مدیره و انحلال انجمن رشت بود. به خاطر چه؟؟
به خاطر اینکه این انجمن علمی برای اعضایش دوره های آموزشی برگذار می کند.!!
🔰لازم به ذکر هست که اینجا من طی این مدت علاوه بر کار خودم ، به همراه یک درماتولوژیست با شرکت کندلا در یک پروژه تحقیقاتی لیزرهای واسکولار همکاری میکنیم و با ایشان بسیار دوست و صمیمی شده ایم.
یادم هست بچه که بودم تعداد معدود پزشکان شهر فارغ از گرایش تحصیلی شان و صرفا بر اساس آدم بودن و همکار بودن با هم رابطه بسیار صمیمانه ای داشتند.
یادم هست بچه که بودم جنگ بود و پزشک عمومی فقط شش ماه آموزش مقدماتی میدید و بعد به عنوان رزیدنت جراحی تمام دوره دستیاری اش را در بیمارستانهای صحرایی جبهه سپری میکرد و از گلوله داخل کانال نخاعی تا له شدگی شکم و پارگی شریانها را جراحی میکرد و هیچ کس هم محدودیتی برایش قایل نمی شد.
یادم هست که بزرگتر شدم و داشجوی پزشکی بودم و استاد عزیزی در بخش داخلی داشتیم که شخصیتی بسیار علمی، کار بلد، دلسوز و کاریزماتیک داشت و هنوز کیس ریپورت های صبح های دوشنبه هر هفته اش که حتی برای اساتید دیگر چالشی بود در خاطرم زنده است و ایشان چون دریایی بخشنده بودند که شخصا از ایشان بسیار آموختم.
در همان زمان که استاجر داخلی بودیم به تازگی یک دستگاه اندوسکوپی برای بخش داخلی آورده بودند و این استاد عزیز علاوه بر آموزش هر روزه رزیدنتهای داخلی ؛ برای اینترنها هفته ای یک روز و برای استاجرها ماهی یک روز حضور در اتاق آندوسکوپی تعیین کرده بودند و آنجا علاوه بر این که عملا مهارت آندوسکوپی را به ما می آموختند ، چگونگی کنار هم گذاشتن ساین و سیمپتوم ها و رسیدن به همان تشخص اندوسکوی را هم به بهترین شکل یادمان میدادند.
البته ناگفته نماند که همان زمان هم تک و توک اساتیدی بخیل و نامهربان داشتیم اما کم بود و خیلی کم.
مثلا یادم هست یک ماهی که در بخش پوست بودیم یک استاد بسیار خوشتیپ با کت شلوارهای بسیار اتوکشیده داشتیم که اتفاقا همان سال هم استاد نمونه کشور شده بودند. از آن یک ماه تمام زمان مان صرف این شد که تفاوت میکروسکوپیک پمفیگویید ، پمفیگوس ولگاریس و پمفیگوس فولیاسه از لحاظ چیدمان ایمنو گلوبولینها چیست!!!( البته نه در آزمایشگاه و با داشتن میکروسکوپ ، بلکه به صورت توضیحات تئوریک) و نهایتا روزهای آخر با همه سختی که صحبت کردن با ایشان داشت بعنوان نماینده اینترن ها دل به دریا زدم و گفتم؛ استاد ؛ دوره ما در حال اتمام است ، بهتر نبود کمی در مورد درمانهای شایع بیماریهای پوست مثل درماتیت ها، آلوپسی، قارچ ناخن و داروهای ترکیبی اینها یادمان بدهید که وقتی برای طرح به روستا میرویم به کارمان بیاید؟ ایشان که عادت داشتند موقع حرف زدن با زیردستان به آنها نگاه نکنند ، خیلی کوتاه گفتند روستا که رفتی همون سرماخوردگی بچه ها را درمان کنی کافیست.
بگذریم؛
زمان گذشت و تعداد فارغ التحصیلان پزشکی بیشتر و بیشتر شد. سفره همان سفره بود ولی تعداد آنهایی که قرار بود تناول کنند صدها برابر و از همینجا بود که این مال من است گفتن ها و انحصار طلبی ها شروع شد:
مثلا همان رزیدنت سال اول جراحی که گلوله از کانال نخاعی خارج میکرد، امروز می تواند تیرویید را جراحی کند اما کشیدن چربی از لایه هایپودرم پوست در صلاحیت اش نیست و باید فوق پلاستیک این کار را انجام دهد، و در طب داخلی نه تنها به رزیدنتها اجازه دیدن آندوسکوپی را نمی دهند !!!بلکه متخصص داخلی هم صلاحیت انجامش را ندارد!!!، در بحث رینو پلاستی هم که صد مدعی پیدا شده و هرکس میگوید در حیطه و صلاحیت من است و البته اگر من جی پی بروم یک جراحی کاشت حلزون انجام دهم کسی حساس نمی شود ولی بینی نه.
و نهایتا رشته های نسخه نویس که بازار شان کساد تر از همیشه شده هر یک سعی در ایجاد یک انحصار بی ربط و عجیب برای خود میکند که پول ساز باشد که شاید معروف ترینش انحصار طلبی متخصصین بیماریهای پوست باشد که می گویند تزریق ژل و بوتاکس و لیزر موهای زائد که در بیشتر کشورهای دنیا توسط پرستاران رجیستر شده و به عنوان یک مهارت انجام میشود مال آنهاست و نه تنها این را میگویند که سالهای سال است که برای این انحصار طلبی شان هزینه می کنند ، رانت ایجاد میکنند و شکایت میکنند و هوار می زنند.
من بنا به هزار و یک دلیل که شاید هزار و یکمین اش همین بی اخلاقیهای صنفی باشد مدتیست که مهاجرت کرده ام. آخرین رفتار زشت و زننده و غیر اخلاقی که قبل از مهاجرتم دیدم ، شکایت انجمن متخصصین پوست ایران از انجمن پزشکان عمومی رشت آنهم در یک دادگاه کیفری!!!!! و درخواست حبس شش ماه تا دو سال اعضای هیات مدیره و انحلال انجمن رشت بود. به خاطر چه؟؟
به خاطر اینکه این انجمن علمی برای اعضایش دوره های آموزشی برگذار می کند.!!
🔰لازم به ذکر هست که اینجا من طی این مدت علاوه بر کار خودم ، به همراه یک درماتولوژیست با شرکت کندلا در یک پروژه تحقیقاتی لیزرهای واسکولار همکاری میکنیم و با ایشان بسیار دوست و صمیمی شده ایم.