آکادمی آموزش روزبه 📚
3.96K subscribers
4.6K photos
184 videos
1.48K files
6.98K links
🍎آموزش و ترویج علمی فناوری اطلاعات ، امنیت و مدیریت پروژه های مرتبط
🍁 و کمی هم اخلاق و انسانیت

Training of Information Technology, Cyber Security, Project Management, Ethics and Humanitarian

ارتباط با مدیر کانال:
@roozbehadm
Download Telegram
پروژه Hyperscan از Intel در گیت‌هاب

یک کتابخانه اوپن‌سورس بسیار سریع و بهینه شده برای جست‌وجوی الگو (Pattern Matching) در داده‌های متنی است. این ابزار معمولاً برای کار با رشته‌های متنی بزرگ یا جریان داده (مثل بسته‌های شبکه) استفاده می‌شود، جایی که باید تعداد زیادی الگو را همزمان جست‌وجو کرد.

1️⃣ به چه دردی می‌خورد؟
کاربرد اصلی Hyperscan چیست؟

این Hyperscan یک ابزار تخصصی برای سرعت دادن به فرآیند تطبیق رجکس (Regular Expressions / Regex) است. یعنی اگر بخواهید ده‌ها یا صدها regex را روی داده‌های ورودی زیاد یا با سرعت بالا تست کنید، Hyperscan بهترین گزینه ممکن است.

کاربردهای مطرح Hyperscan:

تشخیص و پالایش محتوا (Content Filtering):
به‌کار رفته در موتورهای ضدویروس و ضدبدافزار برای جستجوی امضاها (Signatures) در فایل‌های مشکوک.
سیستم‌های تشخیص نفوذ (IDS/IPS like Suricata):
این Hyperscan موتور pattern matching پیش‌فرض Suricata در حالت multi-pattern است؛ برای شناسایی حملات و بدافزارها در ترافیک شبکه.
جست‌وجوی سریع قانون‌ها/پالایش در فایروال‌ها و پروکسی‌ها
جلوگیری از عبور اطلاعات، داده یا کد مخرب از روی شبکه.
تحلیل و پایش داده‌های بزرگ (Big Data Analytics):
هر جا به سرعتِ بالا و آزمودن مجموعه زیادی قاعده regex نیاز باشد.

2️⃣ چرا سنگین و سریع؟

استفاده از SIMD و پردازش موازی:با بهره‌گیری از دستورالعمل‌های مخصوص پردازنده Intel (مثل AVX2 و SSE)، Hyperscan الگوها را به طور همزمان با بیشترین سرعت ممکن تطبیق می‌دهد.
بهینه‌شده برای محیط‌های real-time:مناسب برای جاهایی که زمان پاسخ بحرانی است (مانند فایروال‌ها و سیستم‌های تجزیه و تحلیل بلادرنگ).

3️⃣ چه کسی باید از آن استفاده کند؟

توسعه‌دهندگان فایروال، IDS/IPS، ابزارهای امن‌سازی شبکه یا جست‌وجوی سریع روی داده‌های متنی خیلی زیاد.
کسانی که نیازمند speed بهینه برای Regex Matching در پروژه‌های امنیتی و تحلیل دیتا هستند.

4️⃣ خلاصه :

اگر بخواهید حجم زیادی داده را با صدها الگوی regex، بی‌نهایت سریع و Real-Time جست‌وجو کنید، یکی از بهترین انتخاب‌هاست و در محصولات امنیتی مثل Suricata، WAF، آنتی‌ویروس و … کاربرد جدی دارد.


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP

https://github.com/intel/hyperscan
👍3🙏2
معرفی n8n

ابزار n8n (مخفف “nodemation”) یک ابزار اتومیشن و یکپارچه‌سازی (Integration & Automation Platform) با کد باز است که نقش مهمی بین سرویس‌ها و برنامه‌های مختلف ایفا می‌کند.
ابزار n8n به شما اجازه می‌دهد، بدون نیاز به برنامه‌نویسی حرفه‌ای، فرایندها و Workflowهای پیچیده بسازید و سرویس‌های متنوع را به هم متصل کنید. شبیه به Zapier یا Microsoft Power Automate، اما با قابلیت‌های توسعه‌پذیری بیشتر، انعطاف بالاتر و بدون محدودیت‌های ابری.

کد باز (Open Source) و قابل اجرا روی سرور شخصی

امکان ساخت و اجرای گردش‌کارها (Workflows) به صورت Drag & Drop

پشتیبانی از بیش از ۳۰۰ سرویس (مانند Slack، Google, Twitter, GitHub, SSH, Email و…)

امکان تعریف کد جاوااسکریپت سفارشی داخل هر node


کاربرد n8n در امنیت سایبری


ابزار n8n تنها یک ابزار اتوماسیون عمومی نیست؛ می‌تواند در امنیت سایبری کاربردهای فوق‌العاده‌ای داشته باشد:
1. اتوماسیون عملیات SOC (امنیت مرکز عملیات)
دریافت هشدار از سیستم SIEM و ارسال خودکار به Telegram/Email/Slack
اعمال آپدیت تدافعی، بلاک IP، یا واکنش سریع در صورت کشف تهدید
2. انجام Orchestration - به‌هم‌رسانی ابزارها
اتصال ابزارهایی مثل Splunk, ELK, The Hive, MISP, VirusTotal و… به هم
یکپارچه‌سازی هشدار‌ها، جمع‌آوری اطلاعات IOC (Indicator of Compromise) و اطلاع‌رسانی
3. تهیه گزارش و هشدار خودکار
ساخت گردش‌کار برای اسکن دوره‌ای دامنه، سرورها و جمع‌بندی گزارشی و ارسال به ادمین
هشدار همکاری خودکار: در صورت شناسایی تهدید روی شبکه، می‌توانید اتوماتیک یک Issue روی GitHub یا سیستم تیکت‌گذاری امنیتی باز کنید
4. تواناییThreat Intelligence Automation
جمع‌آوری اطلاعات تهدیدات از چندین سرویس Open Source و ذخیره سریع در یک دیتابیس امنیتی یا ارسال به تیم SOC
5. واکنش خودکار (Automated Incident Response)
مثلا بعد از شناسایی پورت مشکوک یا لاگ ورود غیر مجاز، خودکار بلاک فایروال، لغو دسترسی یا اطلاع به مدیران امنیت

مزایای ویژه n8n برای امنیت سایبری

کنترل کامل روی داده: بر خلاف سرویس‌های ابری، داده‌های محرمانه شما لو نمی‌روند.
قابلیت تست و توسعه سریع: WorkFlowهای آزمایشی خود را سریع بسازید و تغییر دهید، یا از کتابخانه Workflowهای آماده جامعه استفاده کنید.
یکپارچه‌سازی آسان با ابزارهای امنیتی متن‌باز مثل MISP، The Hive، ELK و غیره
کاهش خطای انسانی و افزایش سرعت واکنش: اقدامات اضطراری طبق سناریوهای از پیش طراحی‌شده اتوماتیک انجام می‌شود.
هزینه بسیار پایین نسبت به رقبای ابری (Zapier, Make) و بدون محدودیت شدید
گسترش‌پذیری و شخصی‌سازی نامحدود: هر Node را می‌توان ویرایش و حتی Node دلخواه ساخت.


نمونه‌ای از یک Workflow امنیتی ساده در n8n

سناریو: اگر هشداری از Splunk با severity بالا آمد => یک پیام به Slack تیم امنیت ارسال شود + آی‌پی مشکوک در فایروال بلاک شود.
Node 1: دریافت رویداد از Splunk
Node 2: بررسی سطح severity و فیلتر کردن به فقط critical
Node 3: ارسال پیام با جزئیات threat به کانال Slack
Node 4: اجرای دستور API روی فایروال یا ارسال دستور SSH برای بلاک IP مشکوک


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
👍7❤1🙏1
»؛ تحول ویندوز در عصر اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی
مقدمه

مایکروسافت، بار دیگر با تمرکز بر موج جدید فناوری، تصمیم گرفته است سیمای ویندوز را برای آینده متحول سازد. این بار، مرکز این تحول یک پروتکل جدید به نام Model Context Protocol یا MCP است؛ چیزی که اهالی فن از آن به‌عنوان «USB-C دنیای اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی» یاد می‌کنند. این پروتکل مثل همان کاری را برای اکوسیستم AI انجام خواهد داد که USB-C برای دنیای سخت‌افزار انجام داد: اتصال ساده، سازگار و جهانی میان نرم‌افزارها و مدل‌های هوش مصنوعی، بدون نیاز به واسطه‌های پیچیده و با نهایت انعطاف‌پذیری.

در ادامه این مقاله، به بررسی چیستی MCP، دلیل اهمیت آن برای ویندوز، نقش آن در آینده کامپیوتر و اکوسیستم نرم‌افزاری، مزایا، کاربردها و پیامدهای امنیتی و فناورانه آن خواهیم پرداخت.
MCP چیست؟ USB-C دنیای اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی

پروتکل Model Context Protocol (MCP)، یک استاندارد جدید است که به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد مدل‌های مختلف هوش مصنوعی (از مدل‌های زبانی بزرگ مانند GPT، مدل‌های تصویری، صوتی و غیره) را به شکل همسان و پایدار با اپلیکیشن‌ها یکپارچه کنند؛ دقیقاً مانند پورت USB-C که استانداردی جهانی برای شارژ و انتقال داده ایجاد کرد، MCP هم هدف دارد پیوندی جهانی میان مدل‌های متنوع AI و نرم‌افزارها برقرار کند.

این حرکت، این امکان را فراهم می‌کند که اپ‌ها و ابزارهای مختلف، بدون نیاز به پیاده‌سازی جداگانه برای هر مدل یا API جدید، بتوانند از جدیدترین و بهترین مدل‌های AI—اعم از مدل‌های داخلی، ابری یا حتی مدل‌های اپن سورس—بهره ببرند.
چرا این پروتکل مهم است؟

در سال‌های اخیر و همزمان با همه‌گیر شدن ابزارهای هوش مصنوعی و ظهور مدل‌های بزرگ زبانی (LLM) همچون ChatGPT، Gemini و Copilot، یک معضل جدی در کنار قدرت آن‌ها آشکار شد: هماهنگی و یکپارچه‌سازی سخت و پرهزینه میان اپلیکیشن‌ها و مدل‌های مختلف.

امروز اگر توسعه‌دهنده‌ای بخواهد اپلیکیشن خود را به یک مدل AI جدید متصل کند، باید وقت و هزینه زیادی جهت پیاده‌سازی API و تطبیق با هر مدل صرف کند.
مدل‌ها نیز مدت کوتاهی یکه‌تاز نیستند و به طور مکرر نسخه‌ها و API‌های جدید روانه بازار می‌شود.

MCP همه این معضلات را برطرف می‌کند و تجربه‌ای مشابه ساده‌سازی USB-C را به دنیای AI می‌آورد: کافیست هر اپلیکیشن یا مدل از MCP پشتیبانی کند و دیگر درباره‌ی نحوه وصل کردن دغدغه‌ای نداشته باشید.

اپلیکیشن‌های شخصی، ابزارهای حرفه‌ای، افزونه‌های مرورگر، دستیارهای صوتی و… همه به طرز ساده، مدل‌های هوش مصنوعی را در هر زمانی سوییچ یا ترکیب می‌کنند—حتی در حالتی که مدل‌ها روی خود کامپیوتر (On-Device) یا در فضای ابری در حال اجرا باشند.
نقش مایکروسافت و ویندوز در اجرای MCP

مایکروسافت رسماً اعلام کرده که پشتیبانی از MCP را به هسته ویندوز اضافه می‌کند. این اقدام در راستای استراتژی کلان «AI First» با محوریت کامپیوترهای AI-PC مثل «Copilot+ PC» است.

این یعنی:

تمام اپلیکیشن‌های آینده، امکان دریافت پشتیبانی از مدل‌های مختلف AI (حتی غیرمایکروسافتی) را خواهند داشت.
توسعه‌دهندگان و کاربران می‌توانند آزادانه بین چند مدل AI سوییچ کنند.
بهره‌گیری از مدل‌های ابری و محلی به شکل همزمان و یکپارچه ممکن خواهد شد.

مایکروسافت پیش از این در پروژه‌هایی همچون «Windows Copilot Runtime» و AI Hub زیرساخت‌های اولیه‌ی لازم را چیده بود و MCP ادامه این مسیر است.
مزایای کلیدی MCP برای صنعت نرم‌افزار و شبکه‌های AI

۱. استانداردسازی و دسترسی جهانی

همان‌گونه که USB-C بازار را یکدست کرد، اکنون برنامه‌نویسان و شرکت‌ها لازم نیست برای اتصال با هر مدل یا هر اپلیکیشن زمان و منابع زیادی سرمایه‌گذاری کنند.

۲. رقابت سالم بین مدل‌ها

استفاده از MCP توسعه پیاده‌سازی و سوییچ آسان بین مدل‌ها (مثلاً GPT، Llama، Gemini، Claude و…) را ممکن می‌کند، در نتیجه به مدل‌های قوی‌تر و بهتر شانس دیده شدن واقعی می‌دهد.

۳. افزایش نوآوری و سرعت توسعه

سازندگان اپلیکیشن لازم نیست نگرانی پیاده‌سازی اختصاصی هر مدل را داشته باشند و می‌توانند فوراً و بدون زحمت زیاد، مدل‌های برتر جدید را برای برنامه‌شان فعال کنند.

۴. امنیت و کنترل بیشتر

هرچه دخالت توسعه‌دهنده و کاربر در انتخاب مدل بیشتر باشد، شفافیت و کنترل امنیتی بیشتری فراهم می‌شود. این یعنی انتخاب راحت‌تری میان مدل‌های لوکال (برای حریم‌خصوصی) یا مدل‌های ابری (برای قدرت بیشتر).

۵. رشد اکوسیستم پلاگین‌ها و افزونه‌ها

افزونه‌ها و ابزارها می‌توانند به‌جای وابستگی به تنها یک مدل AI، امکانات خود را با انواع و اقسام مدل‌ها ارائه دهند؛ این یعنی تحول بزرگ برای توسعه‌دهندگان کوچک و استارت‌آپ‌ها.
کاربردهای عملی و آینده MCP

ادامه در پست بعدی

#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
👍6🙏1
👆👆ادامه از پست قبل

اپلیکیشن‌های هوش مصنوعی دائم به‌روز و بدون نیاز به تغییرات اساسی (Flexible Upgrades)
ویندوز به بستری برای اجرای مدل‌های متنوع از شرکت‌های مختلف تبدیل می‌شود
آسان‌تر شدن دسترسی توسعه‌دهندگان، پژوهشگران و حتی کاربران عادی به قابلیت‌های برتر هر مدل
امکان ترکیب مدل‌ها برای اپلیکیشن‌های تخصصی (مثلاً ترجمه همزمان صوتی، پردازش تصویر/زبان و…)

تاثیر بر رقابت و اکوسیستم مدل‌های زبانی

مایکروسافت با این حرکت نه‌تنها کاربران ویندوز بلکه شرکت‌های رقیب مانند گوگل، اپل، آمازون، OpenAI، Anthropic و غیره را هم به این استاندارد دعوت می‌کند.

مهم‌ترین پیامدهای این حرکت:

کاهش انحصارگرایی مدل‌های بزرگ
ترغیب به استانداردسازی و همکاری بین‌المللی
جلوگیری از قفل شدن کاربرها در اکوسیستم یک شرکت خاص (Vendor Lock-in)

الزام‌های امنیتی و چالش‌های احتمالی

استانداردی شدن اتصال مدل‌های AI مثل هر تکنولوژی محبوب (نظیر USB) چالش‌های امنیتی مخصوص به خود را دارد:

نیاز به تایید اصالت و اعتبار مدل‌های اضافه شده (Model Authentication)
حفاظت از داده‌ی شخصی در هنگام ارتباط اپلیکیشن و مدل (Data Privacy)
مدیریت سطوح دسترسی و کنترل بر نحوه استفاده از مدل‌ها توسط کاربران یا سازمان‌ها
پوشش‌دهی ریسک افزونه‌های مخرب یا مدل‌های جعلی در اکوسیستم MCP

توسعه‌دهندگان و تیم‌های امنیت نیاز دارند سیاست‌های ویژه‌ای حول اجازه دادن به مدل‌ها، لاگ‌گیری، رمزنگاری بین‌برنامه‌ای و غیره تدوین کنند.
نتیجه‌گیری: دنیای هوش مصنوعی بازتر و آزادتر برای ویندوز

پروتکل MCP هم‌زمان با پیشرفت‌های سخت‌افزار (AI-PCها) و نرم‌افزار، اجزای دنیای هوش مصنوعی را مثل قطعه‌های یک پازل کنار هم می‌گذارد. برندگان اصلی، اکوسیستمی باز، تنوع بالا، سرعت نوآوری، و کاربران و شرکت‌هایی خواهند بود که دیگر محدود به یک سرویس یا مدل خاص نیستند.

مایکروسافت با شجاعت و پیشگامی در استانداردسازی اتصال AI گامی بزرگ برداشت و چشم‌انداز آینده‌ی ویندوز، بستری کاملاً داینامیک و دوست‌دار توسعه‌دهندگان و کاربران حرفه‌ای خواهد بود.


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
👍4🙏3
یک دوره SOC مقدماتی از مایکروسافت

#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP

https://microsoft.github.io/SOC/source/content/#/
🙏3👍2
فریم ورک SABSA چیه و چرا باید بهش توجه کنیم؟

✍️روزبه نوروزی

هدف SABSA:
این فریم ورک کمک می‌کند امنیت را راهبردی، برنامه‌ریزی‌شده و با توجه به نیاز واقعی کسب‌وکار طراحی کنیم ، نه همین طوری و فقط فنی.
خروجی: یک نقشه کامل، با تعریف نقش‌ها، فرایندها، قوانین و فناوری‌ها که موقع اجرا، امنیت واقعاً پاسخگوی نیاز هست و نه صرفاً یکسری کنترل تئوریک!

فریم ورک SABSA عملاً چطور کار می‌کند؟ (با مثال)

فرض کنید شما در یک شرکت تلکام کار می‌کنید که باید هم سرویس پیام‌رسان بدهد، هم پنل مدیریت به مشتری.

مشکل: امنیت فقط یک آنتی‌ویروس یا فایروال نیست؛ باید امنیت را بر پایه نیاز و ریسک واقعی کسب‌وکار معماری کنیم.

فریم ورک SABSA لایه‌ها دارد:

1. لایه کسب‌وکار (Business View)
اینجا سؤال کلیدی:«برای کسب‌وکار ما، دقیقاً چه چیزی ارزش دارد و چه چیزی باید امن بماند؟»
مثلا: حریم خصوصی اطلاعات کاربران، عدم اختلال سرویس پیام‌رسانی، امنیت پنل مدیریت.
2. لایه مفهومی (Conceptual View)
تعریف می‌کنید دقیقاً “چه سیاست‌هایی” باید باشد.
مثلاً: تمام تراکنش‌ها باید احراز هویت دو عاملی داشته باشند، اطلاعات کاربران فقط توسط پرسنل معتمد قابل مشاهده است.
3. لایه منطقی (Logical View)
نقشه منطقی از ساختار سیستم
مثلاً: چه نوع سیستم‌های احراز هویت باید وجود داشته باشد؟ چه کنترل‌ها و مدیریت دسترسی‌هایی باید طراحی شوند؟
4. لایه فیزیکی (Physical View)
الان دقیقاً روی چه سخت‌افزار/نرم‌افزاری قرار است کنترل‌ها را پیاده کنیم؟
مثلاً: روی سرور X، دیتابیس Y، ابزار WAF یا SIEMمرکز عملیات امنیت.
5. لایه جزئیات اجرایی (Component View)
دقیقاً هر کنترل، با کدام محصول یا نسخه و چطور مستقر می‌شود.
مثلاً: سرور لینوکس روی هسته 5، احراز هویت به کمک ماژول PAM، لوگین از طریق Duo Security، قفل خودکار پس از 5 تلاش.
6. لایه مدیریت اجرا (Operational View)
چه کسانی مسئول چه کنترل یا مانیتورینگی هستند؟ چه فرایندهایی باید مدام اجرا شود؟ مثلاً تیم SOC هر 24 ساعت همه لاگ‌ها را بررسی کند، اتوماسیون ایونت مانیتور کند لاگین مشکوک را هشدار دهد و غیره.

مثال خیلی عملی (خلاصه)

مثلاً شما می‌خواهید دسترسی به سیستم‌های Core تلکام را طوری انجام دهید که هک نشود:
در لایه کسب‌وکار: می‌گویید: «دسترسی غیرمجاز به هسته شبکه قطعاً باید صفر باشد».
در لایه مفهومی: سیاست: «دسترسی فقط با MFA و مجوز مدیر».
در لایه منطقی: نوع احراز هویت، مدیریت اکانت، تقسیم دسترسی‌ها و ثبت لاگ.
در لایه فیزیکی: دستگاه‌ها و نرم‌افزارهای احراز هویت و ثبت لاگ را انتخاب می‌کنید.
در لایه جزئیات اجرایی: مثلاً Active Directory با ماژول MFA، سرور Syslog برای لاگ‌ها.
در لایه عملیات: تعریف کنید چه کسی ادمین شود، چه کسی لاگ‌ها بررسی کند و چه کسی Incident را مدیریت کند.

پس SABSA یعنی…

امنیت بر اساس ارزش‌های کسب‌وکار و نه صرفاً تکنولوژی
مثل نقشه ساختمانی است که می‌گوید چه چیزی را کجا و برای چه کسی بسازی!


مسیر SABSA میگه:
۱. نیاز کسب‌وکار و ریسک را شفاف کن
۲. سیاست و هدف امنیت را بنویس
۳. کنترل‌ها و مدل منطقی را ترسیم کن
۴. فناوری و ابزار تعیین کن
۵. مسئولیت‌ها و فرآیندهای اجرایی را مشخص کن
اینطور معماری امنیت شما نه دیمی و وصله‌پینه‌ای، بلکه منظم، قابل دفاع و متناسب با نیازها خواهد بود



پی نوشت : در مستندات اصلی لایه ششم وجود ندارد . در کلاس CISSP و یک وبینار در آینده بحث میکنم چرا اینطور نوشتم .


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
👍4❤2🙏1
در عمرم شاید ۱۰ سال طول کشید تا این دو اصل به عمق جان بنشیند :

✅️موفقیت یک شبه نیست

✳️انجام هر کاری ، با تقسیم کردن آن به اجزا و مرحله ها قابل انجام میشود


لذا همیشه بین اینکه پندی را بشنوید و قبول داشته باشید تا آنکه آنرا اجرا کنید؛ ممکن است خیلی راه و زمان باشد.


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
👏7
سناریو

پس از مشاهده آلودگی اولیه و ارتباط با C2 ، یکی از دوگانگی‌های کلاسیک در شکار تهدید و IR پیش رو هست:
"Contain یا Observe"
(جلوگیری فوری از انتشار یا صبر برای دیدن رفتار کامل؟)

خیلی اینجا نیاز به تجربه داره

ولی نکاتی میگم که بتونه بهتون کمک کنه راهکارهایی رو در پی بگیرید( اما این وسط نکات بسیاره که در همراهی با کانال اونها رو میبینید )

ترکیبی از ایزولاسیون پنهان و نظارت پنهان


۱.انجام Redirect / Sinkhole DNS

به جای قطع کامل ارتباط، ترافیک DNS و HTTP رو به سرور داخلی می‌فرستید تا رفتار رو تقلید کنه (decoy).
۲. انجامPacket Capture

با ابزارهایی مثل Zeek یا Wireshark ترافیک به روی اون endpoint یا سوییچ، رو ذخیره میکنیم.
۳. انجام EDR Isolation در Silent Mode (اگه ساپورت بشه)

بعضی EDRها مثل CrowdStrike, Defender ATP، حالت stealth isolation دارند: کاربر چیزی نمی‌فهمه ولی ارتباط به C2 قطع می‌شه.
۴. انجام Live Memory Dump

قبل از هر واکنشی، RAM رو dump بگیرید. چون در حافظه ممکنه توکن‌ها، keylogger، shellcode، یا حتی decryptorها باشن.




**اینطوری چند قدم در راه نظارت فعال و واکنش واقع بینانه همراه با پنهان کاری قدم برداشتی . هم میدونی چه خبره هم هکر نمیدونه تو هستی و کار خطرناکی نمیکنه

#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP

#تجربه #درس_آموخته
👍5💯3❤1
حمله به EDRها: Fuzzing موتور اسکن و شبیه‌ساز Defender (mpengine.dll)


مقدمه

موتور شناسایی بدافزار مایکروسافت دیفندر (Microsoft Defender) که با نام mpengine.dll شناخته می‌شود، هسته اصلی سیستم دفاعEndpoint Detection and Response یا همان EDR مایکروسافت است. این ابزار به طور پیش‌فرض روی سیستم‌های ویندوز نصب است، با بالاترین سطح دسترسی اجرا می‌شود و مسئول اسکن فایل‌ها و شبیه‌سازی اجرای آن‌ها برای یافتن بدافزار است. باتوجه به حجم بالای کد، گستردگی فرمت‌های قابل پردازش و قابلیت اجرای مستقیم در ویندوز، این موتور به یک هدف بسیار جذاب برای پژوهش آسیب‌پذیری و حمله تبدیل شده است.

با وجود اهمیت بالای این سرویس، مطالعات و افشاهای عمومی توانمندسازی حمله علیه آن کمتر از حد انتظار بوده است. همین موضوع انگیزه‌ای شد تا نویسنده این مقاله، به بررسی عمیق‌تر سطوح حمله این محصول بپردازد تا بتواند نقاط ضعف بالقوه را شناسایی و تحلیل کند.

خلاصه‌ای از یافته‌ها

در این تحلیل، موتو اسکن Defender با بهره‌گیری از روش Fuzzing و ابزار WTF و سایر ابزارهای مرتبط مانند kAFL/NYX و Jackalope مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از تکنیک Snapshot Fuzzing موفق به کشف نه باگ مختلف از نوع OOB-Read (خواندن خارج از محدوده حافظه) و Null Dereference (ارائه نشانی پوچ) شدند.

این آسیب‌پذیری‌ها منجر به کرش‌کردن فرآیند اصلی دیفندر (MsMpEng.exe) هنگام اسکن برخی فایل‌های مخرب می‌شود، به‌گونه‌ای که با طراحی یک فایل ویژه، می‌توان موتور دفاعی مایکروسافت را از کار انداخت. لازم به ذکر است براساس تحلیل نویسنده، هیچ یک از این آسیب‌پذیری‌ها قابلیت اجرای کد مخرب (RCE) ندارند، اما سبب می‌شوند فرآیند محافظتی دیفندر متوقف گردد و راه برای حملات بعدی هموار شود.

یکی از کاربردهای عملی این آسیب‌پذیری‌ها آن است که مهاجم بتواند پیش از اجرای Payload اصلی (مثلاً بدافزار نهایی) با انتقال یک فایل مخرب علاوه بر بی‌اثر کردن آنتی‌ویروس، مسیر اجرای کد مخرب را هموار نماید. این تهدید به ویژه در حملات سازمان‌یافته و نفوذهای هدفمند، می‌تواند ابزار ارزشمندی برای مهاجمین تلقی شود.

تاریخچه تحقیقات روی موتور mpengine.dll

نخستین مطالعات جدی روی این ماژول توسط Tavis Ormandy از تیم Project Zero گوگل انجام شد. وی با شناسایی آسیب‌پذیری CVE-2017-8558 و همچنین توسعه یک لودر DLL روی لینوکس برای اجرای Fuzzing ابتدایی mpengine.dll، توجه پژوهشگران آسیب‌پذیری را جلب کرد.

در سال‌های بعدی آسیب‌پذیری شاخص دیگری با کد CVE-2021-34522 نیز کشف گردید، اما در مجموع موتور دیفندر به نسبت دیگر آنتی‌ویروس‌ها کمتر مورد توجه پژوهشگران آسیب‌پذیری بوده است. این خلاء مطالعاتی انگیزه‌ای برای نویسنده شد تا با امکانات جدید فازینگ مانند WTF و ابزارهای متن‌باز جدید، بار دیگر امنیت این هسته کلیدی را به چالش بکشد.
روش اجرای Fuzzing روی mpengine.dll

اجرای فرآیند Fuzzing روی mpengine.dll، به دلیل وابستگی به محیط ویندوز و پیچیدگی ماژول، نیازمند ابزارها و تکنیک‌های خاص است. در ابتدا، پژوهشگران Project Zero، با استفاده از loadlibrary روی لینوکس و یک فرآیند Harness سفارشی (mpclient.c)، مقدمات Fuzzing را فراهم کردند. با گذشت زمان و تغییر نسخه‌های mpengine این ابزار نیاز به به‌روزرسانی پیدا کرد.

در این پژوهش، مرکز ثقل تست‌ها روی ویندوز و ابزار WTF قرار گرفت. این ابزار به کمک Snapshot Fuzzing می‌تواند حالت اجرایی ماشین را ذخیره و به سرعت به وضعیت اولیه برگرداند، لذا تست‌های تکرارشونده بدون سربار بالا انجام می‌شود. همچنین ابزارهای kAFL/NYX و Jackalope برای تطبیق با فرآیندهای قبلی (همانند آنچه در تحلیل فازینگ Sophos Intercept X استفاده شد) نیز تست شدند.

نتایج نهایی نشان داد WTF با فاصله قابل توجهی بهترین نتیجه را روی این هدف ارائه می‌دهد و موفق به کشف باگ‌های جدید شد.
اهمیت آسیب‌پذیری‌های کشف شده

اگرچه باگ‌های شناسایی شده تا لحظه نگارش مقاله تایید نشده‌اند که قابل بهره‌برداری برای اجرای کد باشند، اما توانایی مهاجم برای ایجاد کرش در فراِیند MsMpEng.exe اهمیت زیادی دارد. در فضای عملی، مهاجم می‌تواند با انتقال یک فایل آلوده به سرور یا سیستم هدف و اسکن شدن آن توسط دیفندر، آنتی‌ویروس را از کار بیندازد. این وضعیت در بسیاری از سناریوهای حمله پیشرفته مانند credential dumping یا lateral movement اهمیت دارد.

پاسخ مایکروسافت به گزارشات پژوهشگر، چندان جدی نبوده است. در نمایه رسمی، مایکروسافت اعلام می‌کند این موارد از منظر سطح تهدید، متوسط ارزیابی شده و مشمول سرویس‌رسانی فوری نمی‌گردد! با این‌حال حداقل یکی از باگ‌ها در فاصله کوتاهی بی‌سروصدا وصله شده است.

جایگاه این پژوهش در امنیت EDR

ادامه در پست بعدی

#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
👍3❤2
ادامه از پست قبل

این مطالعه بخشی از یک سری گسترده‌تر است که نویسنده آن تاکنون چندین آسیب‌پذیری شاخص بر محصولات EDR کشف و معرفی کرده است. در بخش‌های قبل به حمله به مینی‌فیلترها، باگ ران‌تایم و حتی دور زدن مکانیزم‌های محافظتی سطح کرنل پرداخته شده بود.

تحقیقات از این جنس ضعف‌های بنیادی در محصولات امنیتی سازمانی را آشکار می‌کند ــ نقاط ضعفی که می‌توانند «خط دفاع آخر» سازمان را به زانو درآورند. نکته مهم اینجاست که محصولات امنیتی باید خود بیشترین مقاومت را مقابل تکنیک‌های حمله و بهره‌کشی داشته باشند اما متاسفانه شتاب شرکت‌ها برای انتشار قابلیت و عدم بازبینی عمیق امنیتی، فرصت حمله را فراهم می‌کند.


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP

https://labs.infoguard.ch/posts/attacking_edr_part4_fuzzing_defender_scanning_and_emulation_engine/
👍4
ENISA Handbook.pdf
1.1 MB
استرس تست سایبری

#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
👍4
یک PoC برای حمله در اکتیو دایرکتوری

ابزار SharpSuccessor یک POC بر پایه دات‌نت است که حمله‌ای به نام BadSuccessor را پیاده‌سازی می‌کند. این حمله توسط یووال گوردون (@YuG0rd) از شرکت Akamai معرفی شده است. هدف این ابزار نمایش عملی نحوه سوءاستفاده از آسیب‌پذیری‌های اکتیو دایرکتوری برای افزایش سطح دسترسی (Privilege Escalation) کاربران است.


جزییات بیشتر:

این آسیب‌پذیری بر مبنای دسترسی CreateChild در یک Organizational Unit (OU) اکتیو دایرکتوری کار می‌کند؛ یعنی اگر کاربری دسترسی لازم برای ایجاد اشیای جدید در یک OU داشته باشد، ممکن است بتواند از این طریق مجوزهای بالاتری به دست بیاورد.
کد پروژه به طور کامل در دات‌نت نوشته شده و صرفاً با هدف آموزشی و برای بررسی و درک آسیب‌پذیری منتشر شده است.

این پروژه نه برای به‌کارگیری در محیط‌های عملیاتی، بلکه برای فهم بهتر جزییات فنی حمله BadSuccessor و راه‌حل‌های مقابله با آن طراحی شده است.

خلاصه کاربرد:

پژوهشگران و متخصصان امنیت می‌توانند با بررسی این پروژه نحوه سوءاستفاده احتمالی کاربران با سطح دسترسی پایین را بفهمند و اقدامات لازم جهت ایمن‌سازی اکتیودایرکتوری (مثل چک کردن مجوزهای CreateChild) را اجرا کنند.

#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
www.roozbeh.academy


https://github.com/logangoins/SharpSuccessor/
🔥4👍2❤1
اکانت DMSA: نسل جدید اکانت‌های سرویس در اکتیودایرکتوری و تفاوت آن با gMSA

مقدمه
مدیریت امن سرویس اکانت‌ها همیشه یکی از دغدغه‌های اصلی مدیران اکتیودایرکتوری بوده است. سرویس اکانت‌ها معمولاً با سطح دسترسی بالا در سیستم‌ها اجرا می‌شوند و آسیب‌پذیری یا افشای پسورد این اکانت‌ها می‌تواند منجر به نفوذ گسترده در سازمان شود. برای رفع این مشکل، مایکروسافت پیش‌تر Group Managed Service Account یا gMSA را ایجاد کرد تا پسورد سرویس اکانت‌ها به طور خودکار و دوره‌ای تغییر کند و فقط سرورهای مجاز به آن دسترسی داشته باشند.
اما با پیشرفت نیازهای امنیتی و پیچیده‌تر شدن تهدیدات، مایکروسافت نوع جدیدی از این حساب‌ها را معرفی کرده است که تحت عنوان Delegated Managed Service Account یا DMSA شناخته می‌شود. در این مقاله به بررسی مفهوم DMSA، تفاوت‌های آن با gMSA و مزیت ویژه DMSA یعنی تخصیص آن به یک ماشین خاص می‌پردازیم.

Managed Service Accounts: مروری کوتاه
قبل از ورود به بحث DMSA، نیاز است به طور خلاصه با مفهوم Managed Service Accounts (MSA) آشنا شویم. MSAs اکانت‌هایی هستند که جهت اجرای سرویس‌ها و برنامه‌ها روی ویندوز سرورها تعریف می‌شوند. هدف اصلی MSA ساده‌سازی مدیریت پسورد و کاهش ریسک‌های افشای آن در محیط‌های بزرگ است.

اماgMSA چیست؟
این gMSA مخفف Group Managed Service Account بوده و این امکان را فراهم می‌کند که یک حساب سرویس، توسط چندین سرور یا سیستم به اشتراک گذاشته شود. به عبارت ساده‌تر اگر یک گروه سرور (مثلاً چندین سرور SQL) نیاز به اجرای یک سرویس با یک حساب مشخص دارند، gMSA بهترین انتخاب خواهد بود. پسورد این حساب‌ها توسط اکتیودایرکتوری به صورت خودکار در فواصل زمانی مشخص تولید و مدیریت می‌شود و فقط سرورهایی که مشخص شده‌اند، می‌توانند این پسورد را دریافت و از آن استفاده کنند.

و DMSA چیست؟

این DMSA یا Delegated Managed Service Account نسل جدید حساب‌های سرویس مدیریت‌شده است که در ویندوز سرورهای جدیدتر معرفی شده است. تفاوت اصلی DMSA با gMSA در موارد زیر است:
۱. تخصیص به یک ماشین (Single Machine Binding)
مهم‌ترین و برجسته‌ترین ویژگی DMSA این است که اکانت فقط به یک ماشین خاص تعلق می‌گیرد. به این معنی که حتی اگر یک مهاجم موفق به بدست آوردن پسورد یا دسترسی DMSA شود، نمی‌تواند از آن روی ماشین‌ها یا سرورهای دیگر سوءاستفاده کند؛ زیرا DMSA فقط روی همان ماشین تعریف‌شده معتبر است. این ویژگی ریسک lateral movement را (حرکت جانبی مهاجم بین سرورها) به شدت کاهش می‌دهد.
۲. مدل مدیریتی متفاوت با gMSA
در gMSA، مدیریت پسورد به طور کامل توسط اکتیودایرکتوری انجام می‌شود و ادمین صرفاً سرورهای مجاز را تعیین می‌کند. اما در DMSA، مدیریت حساب تا حدی به مدیر local آن ماشین یا یک مدیر delegated محول می‌شود. این یعنی ادمین‌ها انعطاف بیشتری دارند، اما نیاز به توجه بیشتر به مسائل امنیتی و مدیریتی نیز دارند.
۳. تطبیق با نیازهای امنیتی امروزی
با توجه به پیچیده‌تر شدن تهدیدات و حملات هدفمند به اکتیودایرکتوری، مدل single machine DMSA پاسخی به نیازهای امنیتی جدید است. این مدل می‌تواند امنیت سرویس‌هایی که روی سرورهای حیاتی یا حساس اجرا می‌شوند را افزایش چشمگیری دهد.

مزیت Single Machine بودن DMSA

ویژگی تخصیص تک‌ماشینی (Single Machine) در DMSA یک تغییر بنیادی در فلسفه مدیریت سرویس اکانت‌ها است. در مدل سنتی یا حتی gMSA، در صورت نفوذ به یک سرور و افشای پسورد سرویس اکانت، مهاجم می‌تواند از همین حساب روی سایر سرورها نیز بهره‌برداری کند، که اصطلاحاً به آن lateral movement می‌گویند؛ یعنی حرکت جانبی بین سرورها در شبکه. اما DMSA با اختصاص اکانت برای فقط یک سرور خاص، این ریسک را تا حد زیادی حذف می‌کند.

برای مثال فرض کنید سازمانی سرویس‌های مالی حساس یا اپلیکیشن‌هایی با دسترسی بالا به دیتابیس دارد. اگر این سرویس‌ها با DMSA راه‌اندازی شوند حتی در صورت compromise شدن یک سرور، مهاجم به هیچ‌وجه نمی‌تواند با همان اکانت وارد سایر بخش‌های شبکه شود. همین مزیت باعث افزایش چشمگیر امنیت در زیرساخت‌های سازمانی می‌شود.


چالش‌ها و نکات مهم در استفاده از DMSA

البته پیاده‌سازی DMSA نیز مانند هر فناوری جدید، چالش‌های خودش را دارد که آگاهی از آن‌ها ضروری است:

مدیریت لوکال: چون بخشی از مدیریت حساب به عهده لوکال ادمین هر ماشین گذاشته شده، باید کنترل‌های امنیتی لازم وجود داشته باشد تا از سوءاستفاده یا اشتباهات جلوگیری شود.

ریکاوری یا انتقال: در صورت نیاز به انتقال سرویس به ماشین دیگر (مثلاً هنگام failover یا upgrade)، لازم است مراحل خاصی برای ریجستر و انتقال DMSA انجام شود.

ادامه در پست بعدی....👇👇


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
www.roozbeh.academy
👍3❤2
ادامه از پست قبل 👆👆


سازگاری نرم‌افزارها: همه سرویس‌ها و اپلیکیشن‌ها ممکن است بلافاصله از DMSA پشتیبانی نکنند و لازم است بررسی شود که نرم‌افزار مورد نظر امکان استفاده از این نوع اکانت را دارد یا نه.

آموزش به ادمین‌ها: مدیران شبکه باید با نحوه ایجاد، مدیریت و حذف DMSA کامل آشنا شوند تا بهره‌وری مناسب از این قابلیت فراهم گردد.

جمع‌بندی

اکانت DMSA به عنوان نسل جدید حساب‌های سرویس، پاسخگوی یکی از نیازهای اساسی مدیران شبکه و امنیت، یعنی کاهش ریسک lateral movement و ایزوله کردن دسترسی‌های حیاتی در لایه عملیاتی ویندوز سرور است. مزیت اختصاصی بودن DMSA به هر ماشین، امنیت سرویس‌های حساس را تا حد قابل توجهی بالا برده و مهاجمان را در نفوذ به سایر بخش‌های شبکه دچار مشکل می‌کند.

انتظار می‌رود با فراگیری بیشتر این قابلیت و بهبود پشتیبانی نرم‌افزاری، DMSA به زودی جایگزین پیش‌فرض برای سرویس اکانت‌های حیاتی در سازمان‌ها باشد و مدیران امنیتی باید از همین امروز آشنایی و اعمال آن را در استراتژی‌های خود قرار دهند.


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
www.roozbeh.academy
👍3❤2