آکادمی آموزش روزبه 📚
3.96K subscribers
4.6K photos
184 videos
1.48K files
6.98K links
🍎آموزش و ترویج علمی فناوری اطلاعات ، امنیت و مدیریت پروژه های مرتبط
🍁 و کمی هم اخلاق و انسانیت

Training of Information Technology, Cyber Security, Project Management, Ethics and Humanitarian

ارتباط با مدیر کانال:
@roozbehadm
Download Telegram
ویدئو هایی برای Velociraptor

#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP

https://www.youtube.com/playlist?list=PLz4xB83Y3Vbjtqr_ttOkBWZZ_ewEVVPXQ
❤3👍2
مقاله ی روز


نفوذ عمیق
کشفی از آزمایشگاه فورتی نت در دامپ ۳۳ گیگی حافظه

مقدمه

در دنیای تهدیدات پیچیده‌ روز، مهاجمان سایبری برای عبور از دیواره‌های دفاعی و سخت‌تر کردن فرآیند تحلیل و شکار تهدیدها، به تکنیک‌های جدید و نوآورانه‌ای روی آورده‌اند. یکی از این تکنیک‌های پیشرفته، حذف یا دستکاری PE Header در بدافزارهای فایل اجرایی ویندوز و یا پیاده‌سازی اجرا به صورت کامل در حافظه (in-memory execution) است که نمونه بارز آن را می‌توان در مقوله «Ghost PE» مشاهده کرد. این مقاله به بررسی عمیق dump کردن malwareهای بدون PE Header، چالش‌های تحلیل آن‌ها، مکانیزم Ghost PE، و تدابیر مقابله‌ای می‌پردازد، و بر اساس مطالعه‌ی موردی Fortinet و منابع معتبر دیگر نوشته شده است.

۱. ساختار فایل PE و نقش آن

ساختار PE (Portable Executable) فرمت اصلی فایل‌های اجرایی ویندوز است که شامل بخش‌های حیاتی همچون DOS Header، NT Headers، جدول sectionها (code, data, resource و…)، جدول importها و… می‌شود. وجود PE Header برای بارگذاری صحیح توسط سیستم عامل و ابزارهای تحلیل، لازم است. بسیاری از ابزارهای تحلیل استاتیک و فارنزیک نیز برای تشخیص صحیح، نیاز به وجود این header دارند.

چرا هدف قرار دادن PE Header؟

مهاجمان با حذف یا دستکاری Header، فایل را برای ابزارهای امنیتی غیرقابل شناسایی (undetectable) می‌کنند؛ بدین ترتیب، signatureها و heuristic بسیاری از آنتی‌ویروس‌ها و ابزارهای EDR بی‌اثر می‌شوند.
۲. سناریوی فورتی نت و Dumped Malware بدون PE Header؛ هدف و انگیزه مهاجم

مساله Dump کردن یک بدافزار معمولاً زمانی انجام می‌شود که یک تحلیل‌گر یا ابزار حافظه، بخش‌های مشکوک را مستقیماً از RAM استخراج می‌کند. اگر مهاجم بتواند PE Header را حذف کند یا بدافزار را به گونه‌ای اجرا کند که header در حافظه موجود نباشد، فرایند تحلیل پیچیده و زمان‌بر خواهد شد.

انگیزه‌های مهاجم

مقابله با signature-based detection: حذف بخش قابل شناسایی
دشوارسازی تحلیل post-mortem: متخصصان فارنزیک یا Incident Response با نمونه‌ی غیرقابل تحلیل مواجه می‌شوند
تسریع حمله Fileless: فایل اجرایی هرگز روی دیسک نمی‌نشیند و فقط در حافظه فعالیت دارد

فورتی نت در دامپ ۳۳ گیگی حافظه توانسته است تحلیلی از بدافزاری با PE هدر تخریب شده ارائه دهد.


پایان قسمت اول
ادامه در پستهای بعد ..👇👇


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
Www.Roozbeh.academy
👍7
👆👆 ادامه از پست قبل


قسمت دوم

۳. تکنیک Ghost PE و GhostPepper

تکنیک Ghost PE که در برخی منابع با نام GhostPepper نیز شناخته می‌شود، ترکیبی از لودرهای اختصاصی و shellcode پیشرفته است. هدف اصلی، لود کردن یک فایل اجرایی به صورت کامل در حافظه، بدون وابستگی به سیستم بارگذاری استاندارد ویندوز است.

طرز کار تکنیک Ghost PE:

لودینگ دستی (Manual Mapping): لودر، ساختارهای لازم (مثل sectionها، importها و relocationها) را، مشابه NT Loader، به صورت دستی، فقط در فضای حافظه، بازسازی و بارگذاری می‌کند.
عدم نیاز به PE Header: پس از map شدن، header اصلی حذف می‌شود، اما بسته به نیاز، اطلاعات موردنیاز (مثلاً آدرس توابع، entry point و …) ذخیره می‌شود.
اجرا به صورت in-memory shellcode: هیچ فایلی روی دیسک پدید نمی‌آید و بخش اجرایی حتی می‌تواند فقط بخش code section باشد.
دورزدن AV/EDR: ترکیبی از Reflective DLL Injection و manual mapping است، ولی هیچ نقطه‌ی ثابت و signature واضحی برای ابزارهای دفاعی نمی‌گذارد.

مقایسه با Variable های مشابه

در تکنیک‌هایی مثل Process Hollowing یا Reflective DLL Injection، عمدتاً یک پروسس legitimate ساخته می‌شود و سپس با shellcode یا DLL، “hollow” یا “reflective” می‌شود. اما در Ghost PE کل بارگذاری انجام می‌شود بدون اینکه استاندارد فایل PE (در حافظه یا دیسک) حفظ گردد.
ابزارهای معروف در این مقاله :

ابزار GhostPepper (SpecterOps): اجرای PE کامل در حافظه
ابزار Donut: تزریق shellcode مدرن
ابزار PE-Sieve: کشف اجرای غیرمتعارف PE

۴. مطالعه موردی بر اساس Fortinet: «malware dump بدون PE Header»

مقاله Fortinet، نمونه‌ای از بدافزاری را بررسی می‌کند که پس از dump شدن از حافظه، فاقد PE Header است. در این سناریو حمله، بدافزار به وسیله‌ی یک تکنیک manual map در فضای حافظه اجرا شده و سربرگ PE بلافاصله پاک شده یا هیچگاه به صورت کامل map نگشته است.
چالش‌های تحلیل:

باز نشدن نمونه توسط ابزارهای PE Analysis: نرم‌افزارهایی چون PEStudio/IDA نمی‌توانند بخش کد را دقیقاً پیدا یا disassemble کنند.
مشخص نبودن بخش‌های کد/داده/import: ساختار sections از دست رفته است.
اشتباه گرفتن با shellcode محض: زمانی که ساختار PE قابل تشخیص نیست، گمان می‌رود فقط shellcode است.
ابهام در شناسایی نقاط ورودی: entry point می‌تواند با جابجایی offset در dump غیرقابل تعیین شود.

مراحل تحلیل:

۱. جستجوی Manual برای یافتن امضاهای مشترک (Signature carving): نمونه را از نظر الگوهای رایج اسمبلی و API های ویندوز بررسی کردند.

۲. یافتن توالی‌های مشکوک: به کمک نشانه‌هایی مثل توابع imported یا توالی‌های رایج compilation (مانند epilog یا prolog های کامپایلرهای کلاسیک مایکروسافت).

۳. تحلیل رفتاری (dynamic): اجرای نمونه در محیط ایزوله و بررسی تعاملات حافظه (با ابزارهایی مانند x64dbg یا Ollydbg).

۴. بازسازی Header (Image Reconstruction): در برخی موارد، تحلیل‌گران سعی کردند با پیدا کردن موقعیت نسبی سورس، یک PE header اولیه (fake) ایجاد کنند تا فایل در تحلیلگر باز شود.

۵. مقوله Memory Forensics: استفاده از ابزاری چون Volatility و پلاگین‌هایی مثل malfind برای شناسایی و استخراج ایندی‌کتورهای حمله.
۵. چالش‌ها در تحلیل این دسته نمونه‌ها

مهمترین چالش تحلیل dump های فاقد PE Header عدم تطابق آنها با فرمت‌های استاندارد ابزارهای تحلیل استاتیک است:

یافتن Offsetهای مهم (مانند entry point، importها یا exportها) باید به صورت manual انجام شود.
امکان پنهان‌سازی سورس اصلی: مهاجم می‌تواند بخش زیادی از کد را پراکنده/کدر یا رمز کند.
شناسایی Signature Memory-based: تشخیص رفتار در حافظه سخت می‌شود، مگر اینکه EDR یا کارشناس تهدید با ابزار memory scanner پیشرفته کار کند.
اتکای زیاد به Dynamic & Memory Analysis: استخراج رفتار در زمان اجرا در sandbox و memory dump analysis حیاتی است.

۶. راهکارها و تدابیر مقابله‌ای برای تحلیل‌گران

ابزارهای تخصصی Memory Hunting

ابزار PE-Sieve: بازیابی نمونه‌های mapped شده PE از حافظه، حتی در موارد فقدان سربرگ؛ بازسازی section و importها.
ابزار Volatility (و پلاگین malfind): شناسایی فرآیندهای مشکوک، تزریق سشن و memory carving.
ابزار Rekall: رقیب Volatility با امکانات بیشتر در memory scanning.
ابزار YARA با ruleهای memory: شناسایی ساختار و توالی‌های رایج کامپایلر یا code cave خاص.

تاکتیک‌های عملیاتی:


ادامه در پست بعدی.. 👇👇

#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
Www.Roozbeh.academy
👏6❤1
👆👆ادامه از پست قبل


قسمت سوم

ساخت PE Header تقلبی برای شروع تحلیل: در صورتی که offset و entry point کشف شود، PE Header تقلبی ساخته و فایل dump در ابزارهای تحلیل بارگذاری شود.
تحلیل هیستوری حافظه: جستجو در page table برای یافتن الگوی بارگذاری غیرمعمول.
رهگیری پردازش‌های کوتاه‌عمر: بسیاری مهاجمان، shellcode را در پروسس‌های کوتاه‌عمر اجرا و بلافاصله نابود می‌کنند.

۷. توصیه‌های کاربردی برای تیم‌های IR و Threat Hunting

۱. مراکز عملیات SOC باید به Memory Forensics مجهز باشند: فقط AV/EDR مبتنی بر disk کافی نیست؛ تحلیل memory لازم است.

۲. به دنبال بخش‌های مشکوک با no PE header باشید: مثلاً process hollowing یا رفتار mapped manual.

۳. به روز رسانی رویه‌های incident response: ابزارهایی چون FTK Imager، Magnet RAM Capture و … باید در کنار Volatility و PE Sieve به کار گرفته شوند.

۴. استفاده از sandboxهای اختصاصی memory: برای شناسایی رفتار runtime.

۵. با تیم‌های امنیتی تهدید پیشرفته (Threat Intel) همکاری نزدیک داشته باشید: تجربه و ابزارهای آنها در این حوزه راهگشاست.
۸. جمع‌بندی

دنیای تهدیدات پیشرفته روزبه‌روز حرفه‌ای‌تر می‌شود و مهاجمان با حذف بخش‌های پایه‌ای فایل اجرایی (PE Header)، باعث سردرگمی ابزارها و تحلیل‌گران شده‌اند؛ Ghost PE و پیاده‌سازی آن (GhostPepper) شکل مدرن حمله «Fileless» و «in-memory execution» را ایجاد کرده است. راهکار مقابله، تجهیز تیم به ابزارهای پیشرفته forensic memory (مانند Volatility و PE-Sieve)، توسعه دانش تحلیل dynamic و memory-based، و ترکیب آن با تهدیدشناسی پیشرفته است. به مدد این رویکردها، حتی پیچیده‌ترین بدافزارهای Fileless قابل شناسایی و مهار خواهند شد.


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
Www.Roozbeh.academy


https://www.fortinet.com/blog/threat-research/deep-dive-into-a-dumped-malware-without-a-pe-header
🔥4❤2
Agentic Red Teaming Guide.pdf
2.5 MB
ستاره ی قطبی

رصد فناوری و اینکه ما کجا هستیم مهم است.
آینده ی ما شاید حال دیگران باشد

#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
❤3👍2
روش استفاده از جدول ATT&CK برای سنجش بلوغ SOC

✍️روزبه نوروزی

۱. تعریف پایه

جدول MITRE ATT&CK نمایشی ساخت‌یافته از تاکتیک‌ها ، تکنیک‌ها ، و فرایندهای مهاجمان است.

این جدول، یک نقشه حمله (Threat Map) است که قدرتمندترین ابزار برای تحلیل‌شناسی، ارزیابی قابلیت تشخیص و پاسخ SOC و Gap Analysis به‌شمار می‌رود.

۲. گام‌های ارزیابی بلوغ با استفاده از ATT&CK

الف. ارزیابی پوشش تشخیصی (Detection Coverage Mapping)

لیستی از تکنیک‌های ATT&CK را استخراج میکنیم .
بررسی میکنیم در سازمان شما چه تکنیک‌هایی توسط SOC یا ابزارها (SIEM, EDR, NDR و…) قابل تشخیص و هشداردهی‌اند.
این کار معمولاً با ابزارهایی مثل MITRE ATT&CK Navigator یا فایل اکسل انجام می‌شود.

ب. سطح پاسخ (Response Capability Mapping)

فقط تشخیص کافی نیست؛ باید ببینید برای هر تکنیک:
آیا Playbook پاسخ‌ دارد؟
آیا حذف تهدید یا واکنش اتوماتیک یا نیمه‌اتوماتیک دارید؟
آیا تحلیلگرها می‌توانند مراحل حمله را بازسازی کنند و وضعیت lateral movement یا privilege escalation را تریاژ کنند؟

ج. تحلیل شکاف (Coverage Gap Analysis)

تکنیک‌هایی که پوشش ندارید یا فقط به صورت دستی پوشش می‌دهید، ضعف بلوغ است.
هر چه تعداد تکنیک‌هایی که تا انتها (Detection → Investigation → Response) پوشش قوی‌تری دارند، بالاتر است، سطح بلوغ SOC بالاتر خواهد بود.

۳. نگاشت سطوح بلوغ به ATT&CK
سطح ۱ و ۲ (Initial/Defined)

فقط پوشش محدود بر تکنیک‌های رایج (مثل Credential Dumping, Command & Control رایج، Malware Initial Access)
تحلیل داده‌ها دستی، پاسخ عمدتاً واکنشی و غیراستاندارد (بدون پیروی از ATT&CK)

سطح ۳ (Managed)

برای تکنیک‌های شایع، Alert استاندارد و Playbook پایه ‌(Contain, Investigate) وجود دارد
بخش قابل‌توجهی از ماتریس ATT&CK پوشش داده می‌شود، hunting برای برخی تاکتیک‌ها انجام می‌شود

سطح ۴ (Quantitative Managed)

بخش بزرگی از تکنیک‌های جدول ATT&CK، پوشش قاعده‌مند (Rule, Alert, Use Case) دارد
SOC مجهز به Threat Hunting ساختارمند منطبق با ATT&CK
داشتن Incident Response Playbook برای اکثر تاکتیک‌ها
میزان Gap Coverage در حال کاهش است، KPI پوشش مرتباً سنجیده می‌شود

سطح ۵ (Optimizing)

تقریباً کل ماتریس ATT&CK سازمان، پوشش فعال (تشخیص، تحلیل، پاسخ، APT Detection)
اتوماسیون پیشرفته، استفاده از AI/ML برای تشخیص تکنیک‌های پیچیده و ناشناخته
به‌روزرسانی سریع Playbookها با تغییر تکنیک‌های واقعی مهاجمین (APTها)
Threat Intelligence داخلی، خارجی و همکاری با دیگر سازمان‌ها (ISAC)

۴. بومی‌سازی و مثال عملی

فرض کنید سازمانی از SIEM و یک EDR استفاده می‌کند. با کمک تیم SOC، برای هر ردیف جدول ATT&CK بررسی می‌کنیم:

کدام تکنیک به صورت خودکار تشخیص داده می‌شود؟
آیا روی آن event Playbook، Alert، یا Threat Hunting rule (مثلاً KQL/QL یا SPL) داریم؟
Process Injection، LSASS Dump، Golden Ticket، C2 over HTTP — هر کدام به صورت “پوشش دارد/ندارد/محدود” علامت بزنید

نتیجه:

اگر بیشتر تکنیک‌ها “بدون پوشش” یا “دستی” بودند → سطح بلوغ پایین
اگر پراکندگی پوشش کامل و Playbook پاسخ خودکار وجود دارد → سطح بلوغ بالا

۵. ابزار برای مستندسازی و نمایش حرفه‌ای (برای گزارش مدیریت)

استفاده از MITRE ATT&CK Navigator (نسخه آفلاین یا آنلاین) برای رنگ‌آمیزی سلول‌ها بر اساس پوشش (سبز: کامل، زرد: جزیی، قرمز: ناقص)
خروجی گرفتن اکسل یا PDF و درج عنوان “نقشه بلوغ SOC بر اساس ATT&CK”
قیاس با دیگر شرکت ها در صنعت خودمان یا استانداردهای صنعتی (Gartner, ENISA)

جمع‌بندی

با نگاه حرفه‌ای به جدول ATT&CK، اگر SOC شما:

هرچه تکنیک بیشتری را با سطح عمیق‌تر و خودکارتر شناسایی و پاسخ دهد،
هرچه Gapها را پیوسته شناسایی و کاهش دهد،
سطح بلوغ عملیاتی و مدیریتی بالاتری را نشان خواهد داد.

این روش، یکی از بهترین Benchmark حرفه‌ای‌های SOC جهانی است برای نشان دادن واقعی سطح maturity است (نه صرفاً ادعاهای کاتالوگی!).


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
👏5
وضعیت ما در SOC هایی که میبینم در خصوص پایش حوزه لینوکس نگران کننده است.
دقتی که همکاران برای حوزه ویندوز دارند در لینوکس انجام نمی‌شود و از آن مهم‌تر در خصوص اقدامات Prevention ضعیف عمل می‌کنیم

برویم یک مثال ببینیم


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP


https://thehackernews.com/2025/05/new-linux-flaws-allow-password-hash.html?m=1
👍7
راهکارهای کشف آسیب‌پذیری File Inclusion

آسیب‌پذیری File Inclusion (شامل LFI و RFI) یعنی وقتی مهاجم می‌تواند با کنترل مسیر یک فایل، فایل‌های ناخواسته (محلی یا راه دور) را در برنامه وارد کند. این مشکل اغلب به علت دریافت نام فایل یا مسیر از ورودی کاربر و الحاق مستقیم آن در توابعی مثل include یا require بدون اعتبارسنجی رخ می‌دهد. عواقب آن می‌تواند افشای اطلاعات حساس، اجرای کد مخرب روی سرور یا حتی تصرف کل سامانه باشد. جلوگیری از این آسیب‌پذیری با اعتبارسنجی ورودی و محدود کردن انتخاب فایل به لیست مجاز انجام می‌شود.

۱. تست دستی (Manual Testing)

ورودی‌های مشکوک مثل پارامترهای URL (?file=...) را با مقادیر مخرب (مثلاً ../../etc/passwd یا URL از راه دور) تست کنید.
بررسی رفتار برنامه در مواجهه با ورودی غیرمنتظره (فایل نامعتبر یا فایل راه دور).

۲. استفاده از ابزارهای خودکار (Automated Tools)

ابزارهای DAST مثل: Burp Suite، OWASP ZAP، Acunetix، Nikto (برای یافتن پارامترهای حساس به فایل)
اسکنرهای SAST برای شناسایی کدهای مشکوک مثل include, require, fopen, file_get_contents
ابزار مخصوص مثل LFISuite و fimap

۳. بررسی لاگ و رفتار غیرعادی سرور

جستجوی خطاهای مربوط به فایل یا مسیر در لاگ وب‌سرور (مثلاً خطاهای 500 یا خطاهای مرتبط با include در PHP)
تحلیل رفتار فایل‌های آپلودشده یا فایل‌های موقت غیرمنتظره

۴. تحلیل کد (Code Review)

جستجوی کدهایی که فایل‌ها را به صورت داینامیک و بر اساس داده کاربر لود می‌کنند، بدون اعتبارسنجی مناسب
استفاده از ابزارهای استاتیک مانند SonarQube یا PHPStan

راهکارهای مقابله و کاهش ریسک File Inclusion

۱. اعتبارسنجی (Validation) و پاک‌سازی ورودی‌ها

هرگز به داده ورودی کاربر به عنوان نام فایل اعتماد نکنید.
فقط اجازه انتخاب از لیست ثابت بدهید (whitelist).
حذف کاراکترهای خطرناک مانند ../, ..%2F, null byte‌ها (%00) و …

۲. محدود کردن دسترسی‌ها و تنظیمات سرور

غیرفعال کردن allow_url_include و allow_url_fopen در PHP.
محدودکردن دسترسی‌های فایل به حداقل نیاز؛ به ویژه فایل‌های حساس مثل /etc/passwd.

۳. استفاده از realpath و توابع ایمن

قبل از دسترسی به فایل، مسیر را با realpath چک کنید تا از شل‌کد یا دسترسی غیرمجاز جلوگیری شود.
توابع امن سفارشی برای مدیریت فایل استفاده کنید.

۴. پیاده‌سازی مکانیزم‌های امنیتی وب سرور/برنامه

استفاده از WAF و سخت‌سازی (Hardening).
محدودکردن متدهای HTTP و اسکریپت‌های قابل اجرا

۵. به‌روزرسانی منظم نرم‌افزار

تمامی کامپوننت‌ها (CMS، کتابخانه‌ها و فریم‌ورک‌ها) را به‌روز نگه دارید تا از پچ‌شدن آسیب‌پذیری‌های شناخته‌شده مطمئن شوید.

۶. پایش (Monitoring) و تحلیل رویدادها

فعال‌سازی مانیتورینگ و هشدار برای رخدادهای مشکوک یا تلاش برای دسترسی به فایل‌های غیرمجاز.


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
💯7
تهدید داخلی در سازمان و ملاحظات فناوری

شرکت Coinbase، یکی از بزرگ‌ترین صرافی‌های رمزارزی جهان، در آغاز ۲۰۲۴ هدف حمله‌ای قرار گرفت که توسط یک نیروی داخلی تسهیل شد؛ کارمندی با دسترسی گسترده که موفق شد برخی داده‌های حساس را در اختیار مهاجمان قرار دهد. ماهیت این رخداد، بار دیگر نشان داد که حتی قوی‌ترین دیوارهای امنیتی فنی (نظیر Zero Trust، رمزنگاری چندلایه و کنترل دسترسی سخت‌گیرانه)، در مواجهه با عنصر انسانی می‌توانند آسیب‌پذیر باشند.

درسی که از این حادثه برداشت می‌شود، فراتر از تمرکز صرف بر ابزارها و فناوری‌های پیشرفته امنیتی است. تهدید داخلی، به گونه‌ای ذاتاً پیچیده است، زیرا مهاجم در این سناریو آشنا با فرایندهای سازمانی، دارایی‌های کلیدی و مسیرهای دسترسی به اطلاعات حساس است و عمدتاً می‌تواند کنترل‌های استاندارد را دور بزند.

نقاط ضعف و چالش‌های آشکارشده

فقدان مانیتورینگ مؤثر و تحلیل رفتار غیرعادی کارکنان از مهم‌ترین نقاط ضعف Coinbase بود؛ موضوعی که نه تنها در این شرکت، بلکه در بسیاری از سازمان‌های مشابه وجود دارد. ریشه اصلی مشکل، اتکا بیش از حد به کنترل‌های فنی به جای موازنه با فرهنگ سازمانی امن و هوشمندی تهدید (Threat Intelligence) انسانی است.

در این رخداد مشخص شد که بخشی از کنترل‌های Segregation of Duties و Principle of Least Privilege به طور کامل پیاده‌سازی نشده بودند. همچنین فرآیند بررسی و پس‌بررسی (audit) دسترسی‌ها و رفتار کاری افراد دارای مجوز ویژه، به شکل پیوسته و تحلیلی اجرا نمی‌شد.
راهکارها و درس‌های کاربردی برای امنیت سازمانی

۱. مانیتورینگ رفتاری مداوم (UEBA)

فناوری‌هایی مانند User & Entity Behavior Analytics باید به‌صورت فعال، رفتار کارکنان و تغییر الگوهای دسترسی یا استخراج داده را رصد و آلارم کنند تا بتوان احتمال تهدید داخلی را در لحظه کاهش داد.

۲. مدیریت چرخه عمر دسترسی‌ها (Access Lifecycle Management)

بازنگری منظم دسترسی‌ها، به‌ویژه برای افراد دارای مجوز بالا، و کاهش دسترسی‌ها در کمترین سطح ممکن (Principle of Least Privilege) بسیار حیاتی است.

۳. فرهنگ‌سازی و آموزش سازمانی

افزایش آگاهی کارکنان نسبت به ریسک‌های داخلی و مکانیزم‌های گزارش‌دهی ناشناس وقوع رفتار مشکوک، اهمیت دوچندانی می‌یابد.

۴. گسترش تست‌های امنیتی اجتماعی و Red Teaming

ارزیابی‌های دوره‌ای با سناریوهای شبیه‌سازی‌شده حملات داخلی و تحلیل میزان پاسخ‌گویی زیرساخت، ابزاری مؤثر در سنجش آمادگی سازمان است.

۵. ارتقاء لاگینگ و قابلیت کشف سریع رخداد

بهبود سامانه لاگینگ، هم از نظر وسعت داده‌ها و هم از لحاظ کیفیت تحلیل، باعث کاهش چشمگیر بازه زمانی کشف و پاسخ به حوادث داخلی خواهد شد.


در یک کلام، جدی‌گرفتن تهدید داخلی یعنی پذیرش این واقعیت: هر راهکار فنی یا مدیریتی بدون توجه به عنصر انسانی، بخشی از امنیت را نادیده می‌گیرد و امکان بروز رخدادهایی شبیه آنچه برای Coinbase اتفاق افتاد همواره وجود دارد. راهکارهای چندلایه، تحلیل فعال و مشارکت همه اعضای سازمان، رمز مقابله با این تهدید است.



#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP

https://www.thestack.technology/coinbase-insider-threat-lessons/
❤3👍2
و اما یادگاری امروز
یه سایت خوب

Hack The Logs, a dedicated documentation platform and central hub for learning about logs across different systems and platforms. This resource mostly explains the different types of logs, their formats, and how they can help improve cybersecurity.

#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP

https://www.hackthelogs.com/
👍5👏2
هوشمندی تهدیدات داخلی (Insider Threat Intelligence)؛ فهم، تحلیل و راهبردهای مقابله بر اساس چارچوب CISSP

مقدمه
در دنیای امروز امنیت سایبری، تهدیدات داخلی (Insider Threats) به‌عنوان یکی از چالش‌برانگیزترین و پرهزینه‌ترین ریسک‌ها برای سازمان‌ها شناخته می‌شوند. برخلاف حملات بیرونی که منشأ آن‌ها اغلب مهاجمان ناشناس است، تهدیدات داخلی از سوی افرادی رخ می‌دهد که به منابع و داده‌های حساس سازمان دسترسی قانونی دارند. این افراد شامل کارکنان، پیمانکاران، شرکای تجاری و حتی کارکنان سابق می‌شوند. Insider Threat Intelligence (هوشمندی تهدیدات داخلی)، یعنی مجموعه فرایندها و فناوری‌هایی که به شناسایی، تحلیل، پیشگیری و پاسخ مؤثر به این دسته از تهدیدات می‌پردازد و از اهمیت فزاینده‌ای در چارچوب‌هایی مثل CISSP برخوردار است.

دسته‌بندی تهدیدات داخلی

تهدید داخلی به دو دسته اصلی تقسیم می‌شود:
عمدی (Malicious/Intentional):شامل افرادی که با اهداف خصمانه، به قصد سرقت، خرابکاری یا فروش اطلاعات دست به اقدام می‌زنند. مثال‌های رایج: انتقال غیرمجاز داده به رقبا، خرابکاری عمدی زیرساخت یا فروش اطلاعات.
غيرعمدی (Negligent/Unintentional):حاصل سهل‌انگاری یا عدم رعایت سیاست‌های امنیتی توسط افراد مجاز است. نمونه: ارسال اشتباهی فایل محرمانه به ایمیل خارجی، کلیک روی لینک‌های مخرب.

چرایی اهمیت هوشمندی تهدیدات داخلی

دسترسی عمیق: افراد داخلی غالباً به منابعی مثل پایگاه‌های داده بحرانی، کد منبع و سامانه‌های استراتژیک دسترسی مستقیم دارند.
دور زدن کنترل‌ها: دانش کافی برای عبور از کنترل‌های امنیتی متعارف مثل فایروال یا سامانه‌های تشخیص نفوذ دارند.
تشخیص دشوارتر: بسیاری از فعالیت‌های آن‌ها در ظاهر، “عادی” به نظر می‌رسد. همین موضوع، کشف و پاسخ سریع را دشوار می‌کند.
اجزا و مراحل تحلیل هوشمندی تهدید داخلی
بر اساس چارچوب CISSP و رویکردهای نوین Threat Intelligence، مراحل زیر توصیه می‌شود:
۱. جمع‌آوری داده (Data Collection):
ثبت لاگ‌های دسترسی کاربران (Authentication, File Access, Network Connection).
رهگیری رفتار کاربری در سامانه‌های بحرانی.
مانیتورینگ ایمیل‌ها، انتقال فایل و ترافیک داخلی.
۲. تحلیل رفتاری (Behavioral Analytics):
مقوله User & Entity Behavior Analytics (UEBA):تحلیل الگوهای عادی و غیرعادی کاربران. برای مثال، انتقال ناگهانی حجم زیاد داده یا دسترسی به سیستم در ساعات غیرکاری به‌عنوان شاخص رفتار مشکوک.
۳. تهیه شاخص‌های هشدار (Indicators of Insider Threat):
تعریف قواعد یا سناریوهایی که نشانه‌های تهدید داخلی را آشکار می‌کند (مثل تلاش برای کپی فایل‌های محرمانه به USB).
گردآوری اطلاعات تهدیدات واقعی و اشتراک‌گذاری با سایر سازمان‌ها (Threat Sharing).
۴. پاسخ و مقابله (Incident Response):
طرح اختصاصی واکنش به تهدیدات داخلی (جدای از IR معمول).
آموزش پرسنل امنیت و مدیران منابع انسانی برای برخورد سریع، قانونی و حرفه‌ای با وقایع.
۵. بازنگری و بهبود مستمر:
ممیزی ادواری سیاست‌های دسترسی، تفکیک وظایف (Separation of Duties)، اصل کمترین دسترسی (Least Privilege).
پیاده‌سازی سامانه‌های DLP و رمزنگاری داده‌های حساس.

نمونه راهکارها و فناوری‌ها

Data Loss Prevention (DLP): جلوگیری از نشت داده‌های حساس.
SIEM (Security Information & Event Management): جمع‌آوری، همبسته‌سازی و هشدار به رخدادها.
Privileged Access Management (PAM): نظارت بر رفتار حساب‌های دارای دسترسی ویژه.
Threat Intelligence Platforms (TIP): گردآوری و اشتراک‌گذاری داده‌های تهدیدات بروز.
UEBA: پایش رفتار کاربران و کشف الگوهای غیرعادی به صورت Real-Time.

ملاحظات انسانی و فرهنگی

هوشمندی تهدید داخلی صرفاً مسأله‌ای فنی نیست؛ بلکه نیازمند سیاست‌گذاری و فرهنگ‌سازی عمیق است:

فرهنگ گزارش‌دهی (Whistleblowing): ایجاد امکان گزارش رفتار مشکوک به صورت محرمانه و بدون ترس.
آموزش کارکنان: ارتقا آگاهی از سیاست‌ها و آثار رفتار ناهنجار در محیط کاری.
ارزش‌یابی مداوم ریسک پرسنلی: بررسی زمینه‌های نارضایتی، فشارهای روانی و تغییرات غیرمنتظره در رفتار ظرفیت تهدید را کاهش می‌دهد.
ایفای نقش تهدیدات داخلی در چارچوب CISSP
در آزمون و چارچوب CISSP، تهدیدات داخلی در مباحث Domain 1 (Security & Risk Management)، Domain 7 (Security Operations) و Domain 8 (Software Development Security) نقش کلیدی دارند. درک دقیق فرایند هوشمندی، این امکان را به دانشجویان می‌دهد تا کنترل‌ها، سیاست‌ها، فناوری‌ها و رویه‌های تشخیص و پاسخ را در سطحی کاربردی و مدیریتی پیاده‌سازی کنند.

#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
Www.Roozbeh.academy
❤3
نقطه کور در زمین بازی لینوکس
نکاتی در هانت

اگر دنبال privilege escalation هستید یا می‌خواهید threat hunting روی لینوکس رو واقعا حرفه‌ای انجام بدید ، حتماً audit و پایش کردن Capabilitiesها (نه فقط suidها) رو از قلم نندازید؛ این یکی از جالب ترین، پنهان‌ترین و کمتر شناخته‌شده‌ترین نقاط زمین بازی لینوکسه.


🔰بحث Linx capabilites؛ قدرت بیشتر از SUDO و SetUID بدون نیاز به Root کامل

در کرنل‌های جدید لینوکس (۲.۲ به بعد)، مفهوم Linux Capabilities معرفی شده که به‌جای دادن دسترسی “کامل” root (با sudo یا ست‌کردن bit‌ setuid به باینری)، میشه فقط یه بخش خیلی خاص از دسترسی‌های سیستمی رو به پروسس یا فایل بدیم.

کاربرد هکری و دفاعی:

مهاجم اگه بتونه یه فایل اجرا رو با setcap بجای‌ setuid رو تنظیم کنه، شاید بتونه مثلاً فقط قابلیت شنود شبکه (CAP_NET_RAW) به یک باینری معمولی اضافه کند، بدون خطرات همیشگی root شدن کامل باینری!
همین موضوع نقطه‌ی کور خیلی از ماژول‌ها و حتی SIEMهاست چون مدیریت و هشدار روی Capabilities کلاً با setuid فرق داره و کمتر دیده میشه.

دستورات کلیدی:


setcap cap_net_raw+ep /path/to/bin
getcap -r / # لیست‌کردن همه فایل‌هایی که capabilities خاص گرفتن

نکته امنیتی:

خیلی وقتها سرورهای لینوکسی با فایل‌هایی که با setcap تنظیم شدند و دسترسی‌های حیاتی گرفتند ولی مالک شون root نیستند یا حتی ناشناخته هست، مورد حمله قرار می‌گیرند یا مهاجم داره با حداقل ردپا privilege escalation انجام میده—در حالی‌که audit معمول دنبال suid می‌گرده، نه Capabilitiesها.


مساله Capabilities سطح granularتری از privilege رو به پروسس/باینری میدهد؛ یعنی با کمترین سطح دسترسی، امکان حمله یا پایداری (Persistence) بدون جلب توجه فراهم می‌شود.
مهاجم حرفه‌ای سعی می‌‌کند همین کورسویی که در audit کلاسیک پنهان است برای privilege escalation و حمله استفاده کند.
بررسی و هشدار به getcap -r / در کنار SUID hunting باید جزو default playbook هر سفر شکار تهدید لینوکس باشد.


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
Www.Roozbeh.academy
👍6❤2
هایپروایزر و نقش آن در حافظه‌ درون نگری!! و مهندسی معکوس

در سال‌های اخیر، رشد چشمگیر فناوری مجازی‌سازی باعث شده ابزارهای امنیت سایبری و تحلیل آسیب‌پذیری، به ویژه در حوزه مهندسی معکوس بدافزار و بررسی رفتارهای تهدیدگرانه، به استفاده از هایپروایزرها (Hypervisor) برای حافظه‌ درون نگری (Memory Introspection) روی بیاورند. مقاله منتشر شده در سایت Secret Club به بررسی دقیق این روند و پیشران‌های فنی آن پرداخته است.

ذات Memory Introspection

حافظه‌ نگری به روشی اطلاق می‌شود که در آن، یک فرآیند خارجی (خارج از سیستم عامل هدف) فعالیت‌ها، داده‌ها و تغییرات حافظه یک ماشین هدف را مشاهده و تحلیل می‌کند؛ بدون آنکه از درون خودِ سیستم عامل قربانی عمل کند. این رویکرد، نقاط قوت عمده‌ای دارد:

عبور از محدودیت‌ها و دید امنیتی سیستم عامل هدف (مثل rootkit/bootkit و…)
مقاومت بالاتر در برابر تکنیک‌های ضدتحلیل بدافزارها
امکان ایجاد ابزارهای دقیق‌تر برای ردیابی فعالیت بدافزارها و اکسپلویت‌ها

نقش هایپروایزر

هایپروایزر میان‌افزاری است که سخت‌افزار را بین چند ماشین مجازی مدیریت می‌کند. هسته مقاله Secret Club این است که سطح دسترسی بالای هایپروایزر (VMM) و موقعیت خارج از سیستم عامل اجازه می‌دهد:

حافظه مهمان به صورت real-time و بدون تداخل بررسی شود؛
تغییرات حافظه، اجرای کد، و حتی دستکاری‌ها بدون هشدار به سیستم عامل قربانی، پایش گردد؛
تهدیدها یا rootkitها قبل از تلاش برای اختفا کشف شوند.

ابزارهایی چون DRAKVUF، Virtuoso و XenAccess مثال‌های بارز این فلسفه هستند که به کمک APIهای هایپروایزر (اغلب Xen و KVM)، ابزارهای تحلیل حافظه پیشرفته‌ای ایجاد کرده‌اند و تحلیل‌گران می‌توانند فعالیت‌های یک سیستم قربانی را زیرنظر بگیرند.

چالش‌ها و فرصت‌ها

فرصت‌ها:

فراهم کردن تحلیل غیرمخرب (non-intrusive) از سیستم‌های هدف، حتی هنگام بررسی بدافزارهای لایه‌پایین و پیچیده؛
سرعت و دقت بالا در snapshot‌گیری و جستجوی الگوی رفتاری تهدیدها؛
سادگی در پیاده‌سازی اتوماسیون تحلیل و حتی sandboxing پیشرفته بدافزار؛

چالش‌ها:

پیچیدگی پیاده‌سازی، نیاز به مهارت‌های سطح‌پایین (درک ساختار kernel، حافظه، و اصول مجازی‌سازی)؛
سوءاستفاده مهاجمان پیشرفته از آسیب‌پذیری‌های هایپروایزر;
حفظ عملکرد و کارایی (performance overhead) هنگام پایش زنده حجم بالای داده؛
دشواری در تحلیل real-time سیستم‌های بزرگ یا توزیع‌شده.

جمع‌بندی و افق آینده

مقاله تأکید می‌کند که استفاده از هایپروایزرها برای حافظه‌ درون نگری و مهندسی معکوس، نه تنها نقطه‌عطفی در امنیت سایبری است، بلکه ابزارهایی برای آینده تحلیل تهدید و شناسایی بدافزار به صورت stealthy و مؤثر پدید آورده است. هرچند هنوز موانع فنی باقی است، اما موج جدید VMI (Virtual Machine Introspection) پنجره‌ای به دنیای تحلیل پیشرفته Incident Response، Malware Analysis و حتی Threat Hunting گشوده است.

از منظر عملیاتی، اتخاذ این فناوری‌ها خصوصاً در تیم‌های IR و SOC می‌تواند دقت و سرعت کشف تهدیدات پیشرفته را چند برابر کند، به شرط آنکه تیم فنی زیرساخت و مهارت لازم را داشته باشد.



#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP


https://secret.club/2025/06/02/hypervisors-for-memory-introspection-and-reverse-engineering.html
👍6❤1
مفهوم clandestine operations و covert operations در امنیت سایبری



۱.عملیات Covert در فضای سایبری معمولاً به فعالیت‌هایی اطلاق می‌شود که هدف آن، مخفی نگاه داشتن هویت و نقش عامل مهاجم است؛ حتی اگر اصل عملیات بعداً کشف شود. انکارپذیری (Plausible Deniability) فلسفه اصلی این دسته عملیات است.

مثال‌ها:

حملات سایبری مبتنی بر APT:
گروهی همچون APT43 یا Lazarus در حملاتشان سعی می‌کنند با جعل آدرس IP، استفاده از ابزارهای چندملیتی و تکنیک‌های OPSEC مثل TTPهای متنوع، به انکارپذیری کامل برسند.
در Malware with False Flags:بدافزارهای دارای کدهای دوپهلو (مثلاً با قرار دادن زبان روسی یا عبری در سورس) به‌منظور گمراه‌سازی تیم‌های تحلیل تهدید.
استفاده از ابزارهای عمومی (Living off the land):مهاجمان با استفاده از ابزارهای بومی سیستم (Powershell، WMIC، Bash) ردپای اختصاصی باقی نمی‌گذارند و اثبات مجری عملیات بطور قطع را سخت می‌کنند.

نکته عملیاتی برای SOC:

در رویکرد Covert، شناسایی Attribution بسیار چالش‌برانگیز است، پس تیم‌های SOC باید تمرکز را روی تحلیل فنی، شناسایی anomalieها و همکاری اطلاعاتی با سایر نهادها بگذارند تا شواهد را ترکیب و Attribution محتاطانه‌ای بسازند.
۲. مفهوم Clandestine Operations در امنیت سایبری

عملیات Clandestine تمرکز ویژه‌ای بر پنهان‌ماندن خود فرآیند دارد؛ یعنی نه‌تنها هویت مهاجم، بلکه اصل وقوع عملیات تا حد امکان کشف نشود. نمونه‌ها:

Stealthy Malware/Rootkit Deployment:
بدافزارهایی مانند Rootkitها یا Firmware Implants که سال‌ها بدون جلب توجه، حضور دارند و شناسایی بسیار دشوار است (مثلاً GrayFish یا UEFI implants).
انجام Data Exfiltration با روش‌های پنهان:
خارج‌کردن داده از شبکه قربانی با پروتکل‌هایی که ترافیک‌شان تقلید رفتار عادی دارد (مثلاً DNS tunneling یا استفاده از HTTPS legit).
انجام Bypassing Detection:مهاجمان تمام مراحل kill chain را طوری اجرا می‌کنند که حتی SIEM و EDRها نیز آلارمی دریافت نکنند (بهره‌گیری از LOLBins، اجرای کد در Memory، حذف فرضیاتی چون ایجاد فایل).

نکته عملیاتی برای SOC:

در مقابله با این رویکرد، باید معیارهای رفتاری (Behavioral Analytics)، تحلیل مستمر لاگ‌ها، و آنومالی‌کشفی با کمک یادگیری ماشین را جدی گرفت. فرض SOC باید این باشد که «مهاجم همیشه سعی می‌کند دیده نشود»؛ به‌همین‌دلیل نیاز به همبسته سازی داده‌های مختلف و استفاده حداکثری از Telemetry مجموعه‌ای (EDR, NDR, SIEM) حیاتی است.


نتیجه کاربردی برای محیط کشور:

در عمل، تهدیدهای سایبری با ماهیت Covert و Clandestine، فارغ از وابستگی جغرافیایی، برای زیرساخت‌های ایرانی با حساسیت بالا (OT/ICS، انرژی، دولت) تهدید جدی هستند. توسعه دانش Attribution و Analytic Tradecraft، همراه با تحلیل رفتار شبکه و لاگ‌های عمیق، باید جزو برنامه عملیاتی تمامی SOCهای پیشرو قرار گیرد. از دیگر مسائل مهم اشتراک اطلاعات تهدید فیمابین سازمان‌های ایرانی است.



#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
👍6
ضعف‌های پنهان امنیت ایمیل: عبور حملات فیشینگ از SPF، DKIM و DMARC

در دنیای امروز که ایمیل‌ها بخش جدایی‌ناپذیری از چرخه تجاری و عملیاتی سازمان‌ها هستند، بسیاری بر این باورند که با اعمال سیاست‌های SPF، DKIM و DMARC می‌توانند جلوی نفوذ پیام‌های فیشینگ و جعل هویت را به‌طور کامل بگیرند. اما صرفاً تکیه بر این مکانیزم‌ها، به‌ویژه در پیاده‌سازی‌های خاص نظیر استفاده از سرویس‌هایی چون Cloudflare Email Routing، می‌تواند سازمان‌ها را در معرض حمله‌ قرار دهد.
سناریوی حمله: عبور فیشینگ با هدرهای معتبر

در یک نمونه خاص، مهاجم با استفاده از یک دامنه جعلی و سرویس مسیریابی ایمیل Cloudflare موفق شده است ایمیلی با ظاهر کاملاً مشروع به هدف ارسال کند. نکته کلیدی اینکه تمام سیاست‌های امنیتی موجود یعنی SPF (تعیین مجاز بودن سرور ارسال‌کننده)، DKIM (امضای رمزنگاری‌شده صحت پیام) و DMARC (سیاست تطبیق دامنه) را با موفقیت پشت سر گذاشته است.

روند حمله به این شکل است:

مهاجم ایمیلی را به دامنه هدف از طریق کلادفلر ارسال کرده؛ در حالی که آدرس فرستنده را دقیقاً مشابه با ایمیل واقعی قربانی قرار داده است.
چون رکورد SPF دامنه قربانی اجازه ارسال ایمیل از سمت کلادفلر را می‌دهد، SPF ایمیل را معتبر می‌داند.
مهاجم دامنه‌ای مشابه با Cloudflare (مثل cloudflare-email[.]net) ثبت و روی آن DKIM فعال می‌کند تا امضای رمزنگاری‌شده DKIM نیز معتبر باشد.
چون سیاست DMARC روی p=quarantine و با Alignment سختگیرانه تنظیم نشده، پیام در نهایت بدون هیچ هشداری به inbox قربانی می‌رسد.

ابعاد فنی پشت پرده

به شکل جزئی‌تر، این حمله بر این نکات فنی مبتنی است:

پیام ابتدا از سرور دیگری (مثلاً plesk.page hosting) ارسال می‌شود اما از طریق سرورهای ایمیل کلادفلر به مقصد می‌رسد.
دامنه استفاده شده برای امضای DKIM متعلق به مهاجم و ساختگی است اما با نامی مشابه سرویس معتبر (Cloudflare) که مورد اعتماد سیستم ایمیل قربانی است.
تنظیمات DMARC دامنه قربانی تطبیق سختگیرانه بین دامنه فرستنده و دامنه امضای DKIM را الزامی نکرده است.

در نتیجه، مهاجم با ثبت یک دامنه شبیه‌سازی‌شده و ساختن زیرساخت انتقال پیام (Cloudflare Routing)، سدهای امنیتی رایج را دور می‌زند و یک پیام فیشینگ کاملاً شبیه به پیام‌های سازمانی و قانونی می‌فرستد.

توصیه‌های امنیتی و نقاط قابل‌بهبود

در فضای عملیاتی کشور و شرکت‌هایی که از Cloudflare Email Routing یا سرویس‌های خارجی مشابه استفاده می‌کنند، ضروری است:

بازبینی دقیق تنظیمات DMARC: فعال‌سازی سیاست p=reject و الزام به تطبیق سخت‌گیرانه (Strict Alignment) میان دامنه‌های From, DKIM و SPF.
عدم اطمینان صرف به SPF و DKIM: این دو مکانیزم به‌تنهایی حتی در صورت پاس شدن، جلوی حمله دامنه‌های lookalike یا فیشینگ را نمی‌گیرند.
مونیتورینگ و تحلیل دقیق Logها: هرگاه زیرساخت یا سرویس جانبی (مانند کلادفلر) به‌عنوان واسطه ارسال ایمیل قرار می‌گیرد، باید ارسال‌های غیرمنتظره و دامنه‌های مشابه (lookalike) به‌دقت رصد شوند.
آموزش ساختاریافته کاربران و تیم امنیت: تاکید بر اهمیت تحلیل هدرهای ایمیل و تشخیص تفاوت‌های ظریف دامنه‌ها در کنار ابزارهای فنی.

هیچ مکانیزم تکی ایمیل، حتی استانداردهای جهانی مثل SPF و DKIM، جایگزین پیاده‌سازی درست، تطبیق سختگیرانه دامنه و آموزش امنیتی مداوم برای کاهش ریسک حملات فیشینگ پیشرفته نیست

#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
👍4👏2
سیستم نام‌گذاری گروه‌های تهدید (Threat Actor Naming) ابداعی توسط مایکروسافت

سالها گروههای هکری را بر اساس دسته بندی شرکت FireEye میشناسیم اما یک سیستم نام گذاری توسط مایکروسافت به منظور استانداردسازی و شفاف‌سازی ارتباط میان گزارش‌ها و پژوهش‌های تهدیدات سایبری تدوین شده است. این رویکرد، گروه‌های مهاجم را بر اساس اهداف، رفتارها، وابستگی ملی و تکنیک‌ها به دسته‌های مشخص تقسیم و نام‌گذاری می‌کند.

در این چارچوب، مایکروسافت از نام‌های اختصاصی (مانند STRONTIUM برای APT28 یا NOBELIUM برای APT29) استفاده می‌کند و گروه‌های نوظهور یا ناشناخته را با نام‌های دسته‌ای مثل Storm-* (برای فعالیت‌های نقشه‌دار بی‌مقدمه) یا Flood-* (برای فعالیت‌های خودکار و اسپمی) مشخص می‌کند. این شیوه به تیم‌های SOC و تحلیلگران کمک می‌کند مسیر زیست گروه‌ها، حجم فعالیت و تغییر وابستگی‌ها را در طول زمان به‌صورت دقیق رصد و مستندسازی کنند.

نکته کلیدی روش مایکروسافت، عدم اتکای صرف به نسبت دادن کشوری یا سازمانی است؛ بلکه براساس رفتار، ابزار و زیرساخت‌ها، Actorها دسته‌بندی می‌شوند. این کار به تحلیل‌گران کشور هم امکان می‌دهد تا در تهدیدشناسی عملیاتی، با استانداردهای جهانی همگام باشند و دچار چندگانگی نام (Naming Confusion) نشوند. سرانجام، این مدل تطبیق‌پذیر بوده و در مقابل افشای عمومی و تغییر تاکتیک‌ها توسط مهاجمان، قابلیت به‌روزرسانی مستمر دارد.

#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP

https://learn.microsoft.com/en-us/unified-secops-platform/microsoft-threat-actor-naming
❤7
نگرش امنیتی داشتنsecurity mindset ضرورتی در دنیای امنیت


داشتن «نگرش امنیتی» (security mindset) در تدوین رول‌های auditd و همچنین کانفیگ فایروال FortiGate، تفاوت زیادی در کیفیت محافظت، کارایی رخدادنگاری (auditing) و پیشگیری از رخدادهای امنیتی ایجاد می‌کند. چند محور کلیدی:
در تدوین رول‌های auditd:

تشخیص سناریوهای حمله واقعی: فردی با نگرش امنیتی فقط لاگ مسیرهای obvious یا فعالیت‌های سیستماتیک ساده را log نمی‌کند؛ بلکه دنبال رفتارهای غیرعادی، سوءاستفاده‌های privilege escalation، تغییر مجوز فایل‌های سیستمی، exec شدن باینری‌های مشکوک و… است.
توازن بین حجم لاگ و اثربخشی: security mindset کمک می‌کند تنظیمات auditd به‌گونه‌ای باشد که نه فقط همه چیز log شود (که باعث noisy و تحمیل overhead می‌شود)، نه اطلاعات حیاتی از قلم بیفتد. مثلا ورود موفق و ناموفق به sudo، تغییرات در /etc/passwd، اجرای اسکریپت‌ها در /tmp ــ دقیق و هدفمند ثبت می‌شوند.
پوشش Blind Spotها: کسی با دید security، رول‌هایی مثل log گرفتن از setcap، mount، kernel module insertion و تغییر مالکیت فایل‌های کلیدی را، که در بسیاری از سیستم‌ها نادیده می‌مانند، جدی می‌گیرد.

در پیاده‌سازی فایروال FortiGate:

تحلیل رفتار ترافیک و Attack Surface: با ذهن امنیتی، رول‌ها صرفاً بر اساس چک‌باکس‌ها یا مستندات vendor نوشته نمی‌شوند؛ بلکه انواع حمله، lateral movement، و misconfiguration محتمل در نظر گرفته می‌شود. مثلاً allow نکردن ترافیک internal غیرضروری، توجه به rule order و جلوگیری از rule overlap.
فعال کردن Logging کافی: فایروال بدون log کامل، فقط یک “سد” خاموش است. security mindset یعنی توجه به log های reject/accept، حتی test rule ها و logging تراکنش‌هایی که معمولاً بی‌اهمیت تلقی می‌شوند اما می‌توانند pivot point در یک حمله باشند.
آزمایش و بازنگری مداوم رول‌ها: افراد با نگرش امنیتی مرتب رول‌ها را با تست penetration یا threat simulation (مانند ابزارهای شبیه‌ساز حمله) بازبینی می‌کنند تا blind spotها یا rule misconfiguration شناسایی و رفع شود.

نتیجه‌گیری

نگرش امنیتی security mindset به این معنی است که لاگ‌گیری و سیاست‌گذاری صرفاً براساس سلیقه یا الگوهای آماده نباشد؛ بلکه با نگاه تهدیدمحور، احتمال abuse و رفتار تطبیقی مهاجم، هر rule یا لاگ را تدوین و نگهداری کنیم. این دیدگاه، gapها را ‌حداقل و قابلیت دفاع عملیاتی سازمان یا شبکه را چند برابر می‌کند.


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
👏6❤1
مهندسی اجتماعی نوین

اغلب سازمان‌ها هنوز تمرکز خود را صرفا بر ایمیل و شیوه‌های کلاسیک حمله می‌گذارند، در حالی که مهاجمان با ترکیب تکنیک‌ها—از ایمیل تا صدا و پیام‌رسان‌ها—زنجیره حمله را چندلایه و گمراه‌کننده می‌سازند. آن‌ها گاهی پس از موفقیت در فیشینگ ایمیلی، از اطلاعات جمع‌شده برای تماس تلفنی مستند و قانع‌کننده استفاده می‌کنند و ضعف‌های انسانی (نظیر اضطراب یا اعتماد افراطی) را هدف می‌گیرند.

مهاجم پس از جمع‌آوری اطلاعات اولیه (اغلب از طریق حملات قبلی فیشینگ یا رخنه داده‌های سازمانی) به‌صورت هدفمند با کارمند یا مدیر سازمان تماس می‌گیرد. تماس‌ها با روش‌هایی نظیر spoofing شماره تماس انجام می‌شود تا اعتبار کافی نزد هدف ایجاد گردد. گاهی صدای مصنوعی (deepfake) یا اسکریپت‌های از پیش آماده برای شبیه‌سازی لحن مدیر سازمان هم استفاده می‌شود. هدف عمدتاً اخذ داده‌های حساس (مانند رمز عبور، کد MFA، اطلاعات ورود به سامانه مالی/اداری) یا ترغیب کاربر به انجام یک اقدام آسیب‌زا (مثل انتقال پول یا باز کردن فایل مخرب) است.

در بسیاری موارد جدید، پس از اینکه مهاجم دسترسی اولیه یا داده‌های حیاتی را بدست آورد، به جای فروش اطلاعات یا استفاده مستقیم، تهدید به افشای عمومی یا نابودی اطلاعات می‌کند و از سازمان درخواست پرداخت باج دارد. این رویکرد که با اصطلاح data extortion شناخته می‌شود، نه تنها مؤلفه فنی، بلکه فشار روانی، شهرتی و حقوقی را نیز بر قربانی وارد می‌کند.


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP


https://cloud.google.com/blog/topics/threat-intelligence/voice-phishing-data-extortion
👍4⚡1
معماری امنیت : هنرمندی بین ضرورت و واقعیت

✍️روزبه نوروزی


آنچه که من بر اساس بهروش های روز جهان منجمله مستندات ISC2 و درس CISSP تاکید میکنم، رعایت امنیت با در نظرگرفتن عوامل مختلف است نه صرف خود امنیت.
نمونه اش رو در هفته گذشته در خصوص مساله ذخیره سازی کارتهای بانکی ملاحظه نمودید.
امروز پیرو تدریس CISSP در پنجشنبه ها لازم دیدم موضوع ضرورت و واقعیت در امنیت را از زاویه ای دیگر بررسی کنم .

بحث امروز :ترکیب Zero Trust و Trust But Verify بعنوان دو مفهوم اساسی در امنیت؛ رویکردی واقع‌گرایانه در امنیت سازمانی


در سال‌های اخیر، مدل‌های امنیتی سنتی که مبتنی بر مرز شبکه و اعتماد اولیه به کاربران داخلی سازمان بودند، دیگر پاسخگوی تهدیدات پیچیده و پیشرفته امروزی نیستند. در این میان، دو مدل پرکاربرد یعنی Zero Trust (بی‌اعتمادی مطلق) و Trust But Verify (اعتماد کن اما راستی‌آزمایی کن) وارد صحنه شده‌اند تا امنیت را بر پایه شک، بررسی و کنترل مداوم قرار دهند.
عموما مدل اول در نوشته ها و گروه های تلگرامی باب شده و متداول است اما آیا واقعا شدنی است؟مورد دوم هم اصلی در امنیت است که برای " انجام کار " در نظر گرفته میشود تا چرخ بیزنس چرخش بچرخد!!

اما کدام‌یک برای سازمان شما مناسب‌تر است؟
یا آیا ترکیبی از هر دو بهترین گزینه نیست؟

مقوله Zero Trust بر این اصل استوار است که هیچ کاربری، حتی اگر داخل سازمان باشد، نباید مورد اعتماد قرار گیرد، مگر آنکه هر بار درخواست دسترسی، هویت و مجوزهایش را به دقت اثبات کند. این مدل، عملاً فرض می‌کند هر سیستم یا شخصی بالقوه مهاجم است و باید تحت شدیدترین کنترل‌ها قرار گیرد. در این رویکرد، دارایی‌های کلیدی سازمان - مانند سرورهای مالی، پایگاه‌های داده حساس و منابع استراتژیک - موسوم به “protected surface” انتخاب می‌شوند و امنیت آن‌ها با سیاست‌هایی چون احراز هویت چندمرحله‌ای، تفکیک حداقل دسترسی و نظارت مستمر تضمین می‌شود.
در مقابل، Trust But Verify مدلی معتدل‌تر است. این روش فرض می‌کند که برخی فعالیت‌ها و کاربران می‌توانند تا حدی مورد اعتماد قرار گیرند، با این حال، تمامی فعالیت‌ها باید لاگ شوند و به‌صورت دوره‌ای توسط ابزارها یا کارشناسان امنیتی بررسی شوند. این اصل، به‌ویژه در بخش‌هایی از سازمان که سطح حساسیت کمتری دارند یا اعمال کنترل شدید باعث افت بهر‌ه‌وری می‌شود، کاربرد زیادی دارد. چرا که کنترل بیش از حد ممکن است فرآیندها را مختل کند و موجب نارضایتی کارکنان شود.
در عمل، ترکیب این دو رویکرد بهترین پاسخ به نیازهای امنیتی سازمان‌هاست. ابتدا باید “سطوح محافظت‌شده” تعیین شود تا بخش‌های بحرانی تحت سیاست Zero Trust قرار گیرند. بقیه سامانه‌ها و کاربران با مدل Trust But Verify مدیریت می‌شوند، بدین شکل که رفتارهای آن‌ها به شکل هوشمندانه پایش و تحلیل شده و در صورت مشاهده رفتار مشکوک یا تهدید، به سرعت اقدامات اصلاحی انجام می‌گیرد.
این شیوه ترکیبی علاوه بر بهبود امنیت، باعث حفظ کارایی سازمان و به حداقل رساندن اصطکاک امنیت با فعالیت‌های روزمره می‌شود. در نهایت، امنیت کامل یک هدف نیست، بلکه طیفی از اقدامات هوشمندانه و رو به رشد است که باید براساس ریسک‌های واقعی هر سازمان طراحی و اجرا شود.


#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
www.roozbeh.academy
🔥4❤1