نقطه کور در زمین بازی لینوکس
نکاتی در هانت
اگر دنبال privilege escalation هستید یا میخواهید threat hunting روی لینوکس رو واقعا حرفهای انجام بدید ، حتماً audit و پایش کردن Capabilitiesها (نه فقط suidها) رو از قلم نندازید؛ این یکی از جالب ترین، پنهانترین و کمتر شناختهشدهترین نقاط زمین بازی لینوکسه.
🔰بحث Linx capabilites؛ قدرت بیشتر از SUDO و SetUID بدون نیاز به Root کامل
در کرنلهای جدید لینوکس (۲.۲ به بعد)، مفهوم Linux Capabilities معرفی شده که بهجای دادن دسترسی “کامل” root (با sudo یا ستکردن bit setuid به باینری)، میشه فقط یه بخش خیلی خاص از دسترسیهای سیستمی رو به پروسس یا فایل بدیم.
کاربرد هکری و دفاعی:
مهاجم اگه بتونه یه فایل اجرا رو با setcap بجای setuid رو تنظیم کنه، شاید بتونه مثلاً فقط قابلیت شنود شبکه (CAP_NET_RAW) به یک باینری معمولی اضافه کند، بدون خطرات همیشگی root شدن کامل باینری!
همین موضوع نقطهی کور خیلی از ماژولها و حتی SIEMهاست چون مدیریت و هشدار روی Capabilities کلاً با setuid فرق داره و کمتر دیده میشه.
دستورات کلیدی:
setcap cap_net_raw+ep /path/to/bin
getcap -r / # لیستکردن همه فایلهایی که capabilities خاص گرفتن
نکته امنیتی:
خیلی وقتها سرورهای لینوکسی با فایلهایی که با setcap تنظیم شدند و دسترسیهای حیاتی گرفتند ولی مالک شون root نیستند یا حتی ناشناخته هست، مورد حمله قرار میگیرند یا مهاجم داره با حداقل ردپا privilege escalation انجام میده—در حالیکه audit معمول دنبال suid میگرده، نه Capabilitiesها.
مساله Capabilities سطح granularتری از privilege رو به پروسس/باینری میدهد؛ یعنی با کمترین سطح دسترسی، امکان حمله یا پایداری (Persistence) بدون جلب توجه فراهم میشود.
مهاجم حرفهای سعی میکند همین کورسویی که در audit کلاسیک پنهان است برای privilege escalation و حمله استفاده کند.
بررسی و هشدار به getcap -r / در کنار SUID hunting باید جزو default playbook هر سفر شکار تهدید لینوکس باشد.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
Www.Roozbeh.academy
نکاتی در هانت
اگر دنبال privilege escalation هستید یا میخواهید threat hunting روی لینوکس رو واقعا حرفهای انجام بدید ، حتماً audit و پایش کردن Capabilitiesها (نه فقط suidها) رو از قلم نندازید؛ این یکی از جالب ترین، پنهانترین و کمتر شناختهشدهترین نقاط زمین بازی لینوکسه.
🔰بحث Linx capabilites؛ قدرت بیشتر از SUDO و SetUID بدون نیاز به Root کامل
در کرنلهای جدید لینوکس (۲.۲ به بعد)، مفهوم Linux Capabilities معرفی شده که بهجای دادن دسترسی “کامل” root (با sudo یا ستکردن bit setuid به باینری)، میشه فقط یه بخش خیلی خاص از دسترسیهای سیستمی رو به پروسس یا فایل بدیم.
کاربرد هکری و دفاعی:
مهاجم اگه بتونه یه فایل اجرا رو با setcap بجای setuid رو تنظیم کنه، شاید بتونه مثلاً فقط قابلیت شنود شبکه (CAP_NET_RAW) به یک باینری معمولی اضافه کند، بدون خطرات همیشگی root شدن کامل باینری!
همین موضوع نقطهی کور خیلی از ماژولها و حتی SIEMهاست چون مدیریت و هشدار روی Capabilities کلاً با setuid فرق داره و کمتر دیده میشه.
دستورات کلیدی:
setcap cap_net_raw+ep /path/to/bin
getcap -r / # لیستکردن همه فایلهایی که capabilities خاص گرفتن
نکته امنیتی:
خیلی وقتها سرورهای لینوکسی با فایلهایی که با setcap تنظیم شدند و دسترسیهای حیاتی گرفتند ولی مالک شون root نیستند یا حتی ناشناخته هست، مورد حمله قرار میگیرند یا مهاجم داره با حداقل ردپا privilege escalation انجام میده—در حالیکه audit معمول دنبال suid میگرده، نه Capabilitiesها.
مساله Capabilities سطح granularتری از privilege رو به پروسس/باینری میدهد؛ یعنی با کمترین سطح دسترسی، امکان حمله یا پایداری (Persistence) بدون جلب توجه فراهم میشود.
مهاجم حرفهای سعی میکند همین کورسویی که در audit کلاسیک پنهان است برای privilege escalation و حمله استفاده کند.
بررسی و هشدار به getcap -r / در کنار SUID hunting باید جزو default playbook هر سفر شکار تهدید لینوکس باشد.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
Www.Roozbeh.academy
👍6❤2
هایپروایزر و نقش آن در حافظه درون نگری!! و مهندسی معکوس
در سالهای اخیر، رشد چشمگیر فناوری مجازیسازی باعث شده ابزارهای امنیت سایبری و تحلیل آسیبپذیری، به ویژه در حوزه مهندسی معکوس بدافزار و بررسی رفتارهای تهدیدگرانه، به استفاده از هایپروایزرها (Hypervisor) برای حافظه درون نگری (Memory Introspection) روی بیاورند. مقاله منتشر شده در سایت Secret Club به بررسی دقیق این روند و پیشرانهای فنی آن پرداخته است.
ذات Memory Introspection
حافظه نگری به روشی اطلاق میشود که در آن، یک فرآیند خارجی (خارج از سیستم عامل هدف) فعالیتها، دادهها و تغییرات حافظه یک ماشین هدف را مشاهده و تحلیل میکند؛ بدون آنکه از درون خودِ سیستم عامل قربانی عمل کند. این رویکرد، نقاط قوت عمدهای دارد:
عبور از محدودیتها و دید امنیتی سیستم عامل هدف (مثل rootkit/bootkit و…)
مقاومت بالاتر در برابر تکنیکهای ضدتحلیل بدافزارها
امکان ایجاد ابزارهای دقیقتر برای ردیابی فعالیت بدافزارها و اکسپلویتها
نقش هایپروایزر
هایپروایزر میانافزاری است که سختافزار را بین چند ماشین مجازی مدیریت میکند. هسته مقاله Secret Club این است که سطح دسترسی بالای هایپروایزر (VMM) و موقعیت خارج از سیستم عامل اجازه میدهد:
حافظه مهمان به صورت real-time و بدون تداخل بررسی شود؛
تغییرات حافظه، اجرای کد، و حتی دستکاریها بدون هشدار به سیستم عامل قربانی، پایش گردد؛
تهدیدها یا rootkitها قبل از تلاش برای اختفا کشف شوند.
ابزارهایی چون DRAKVUF، Virtuoso و XenAccess مثالهای بارز این فلسفه هستند که به کمک APIهای هایپروایزر (اغلب Xen و KVM)، ابزارهای تحلیل حافظه پیشرفتهای ایجاد کردهاند و تحلیلگران میتوانند فعالیتهای یک سیستم قربانی را زیرنظر بگیرند.
چالشها و فرصتها
فرصتها:
فراهم کردن تحلیل غیرمخرب (non-intrusive) از سیستمهای هدف، حتی هنگام بررسی بدافزارهای لایهپایین و پیچیده؛
سرعت و دقت بالا در snapshotگیری و جستجوی الگوی رفتاری تهدیدها؛
سادگی در پیادهسازی اتوماسیون تحلیل و حتی sandboxing پیشرفته بدافزار؛
چالشها:
پیچیدگی پیادهسازی، نیاز به مهارتهای سطحپایین (درک ساختار kernel، حافظه، و اصول مجازیسازی)؛
سوءاستفاده مهاجمان پیشرفته از آسیبپذیریهای هایپروایزر;
حفظ عملکرد و کارایی (performance overhead) هنگام پایش زنده حجم بالای داده؛
دشواری در تحلیل real-time سیستمهای بزرگ یا توزیعشده.
جمعبندی و افق آینده
مقاله تأکید میکند که استفاده از هایپروایزرها برای حافظه درون نگری و مهندسی معکوس، نه تنها نقطهعطفی در امنیت سایبری است، بلکه ابزارهایی برای آینده تحلیل تهدید و شناسایی بدافزار به صورت stealthy و مؤثر پدید آورده است. هرچند هنوز موانع فنی باقی است، اما موج جدید VMI (Virtual Machine Introspection) پنجرهای به دنیای تحلیل پیشرفته Incident Response، Malware Analysis و حتی Threat Hunting گشوده است.
از منظر عملیاتی، اتخاذ این فناوریها خصوصاً در تیمهای IR و SOC میتواند دقت و سرعت کشف تهدیدات پیشرفته را چند برابر کند، به شرط آنکه تیم فنی زیرساخت و مهارت لازم را داشته باشد.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://secret.club/2025/06/02/hypervisors-for-memory-introspection-and-reverse-engineering.html
در سالهای اخیر، رشد چشمگیر فناوری مجازیسازی باعث شده ابزارهای امنیت سایبری و تحلیل آسیبپذیری، به ویژه در حوزه مهندسی معکوس بدافزار و بررسی رفتارهای تهدیدگرانه، به استفاده از هایپروایزرها (Hypervisor) برای حافظه درون نگری (Memory Introspection) روی بیاورند. مقاله منتشر شده در سایت Secret Club به بررسی دقیق این روند و پیشرانهای فنی آن پرداخته است.
ذات Memory Introspection
حافظه نگری به روشی اطلاق میشود که در آن، یک فرآیند خارجی (خارج از سیستم عامل هدف) فعالیتها، دادهها و تغییرات حافظه یک ماشین هدف را مشاهده و تحلیل میکند؛ بدون آنکه از درون خودِ سیستم عامل قربانی عمل کند. این رویکرد، نقاط قوت عمدهای دارد:
عبور از محدودیتها و دید امنیتی سیستم عامل هدف (مثل rootkit/bootkit و…)
مقاومت بالاتر در برابر تکنیکهای ضدتحلیل بدافزارها
امکان ایجاد ابزارهای دقیقتر برای ردیابی فعالیت بدافزارها و اکسپلویتها
نقش هایپروایزر
هایپروایزر میانافزاری است که سختافزار را بین چند ماشین مجازی مدیریت میکند. هسته مقاله Secret Club این است که سطح دسترسی بالای هایپروایزر (VMM) و موقعیت خارج از سیستم عامل اجازه میدهد:
حافظه مهمان به صورت real-time و بدون تداخل بررسی شود؛
تغییرات حافظه، اجرای کد، و حتی دستکاریها بدون هشدار به سیستم عامل قربانی، پایش گردد؛
تهدیدها یا rootkitها قبل از تلاش برای اختفا کشف شوند.
ابزارهایی چون DRAKVUF، Virtuoso و XenAccess مثالهای بارز این فلسفه هستند که به کمک APIهای هایپروایزر (اغلب Xen و KVM)، ابزارهای تحلیل حافظه پیشرفتهای ایجاد کردهاند و تحلیلگران میتوانند فعالیتهای یک سیستم قربانی را زیرنظر بگیرند.
چالشها و فرصتها
فرصتها:
فراهم کردن تحلیل غیرمخرب (non-intrusive) از سیستمهای هدف، حتی هنگام بررسی بدافزارهای لایهپایین و پیچیده؛
سرعت و دقت بالا در snapshotگیری و جستجوی الگوی رفتاری تهدیدها؛
سادگی در پیادهسازی اتوماسیون تحلیل و حتی sandboxing پیشرفته بدافزار؛
چالشها:
پیچیدگی پیادهسازی، نیاز به مهارتهای سطحپایین (درک ساختار kernel، حافظه، و اصول مجازیسازی)؛
سوءاستفاده مهاجمان پیشرفته از آسیبپذیریهای هایپروایزر;
حفظ عملکرد و کارایی (performance overhead) هنگام پایش زنده حجم بالای داده؛
دشواری در تحلیل real-time سیستمهای بزرگ یا توزیعشده.
جمعبندی و افق آینده
مقاله تأکید میکند که استفاده از هایپروایزرها برای حافظه درون نگری و مهندسی معکوس، نه تنها نقطهعطفی در امنیت سایبری است، بلکه ابزارهایی برای آینده تحلیل تهدید و شناسایی بدافزار به صورت stealthy و مؤثر پدید آورده است. هرچند هنوز موانع فنی باقی است، اما موج جدید VMI (Virtual Machine Introspection) پنجرهای به دنیای تحلیل پیشرفته Incident Response، Malware Analysis و حتی Threat Hunting گشوده است.
از منظر عملیاتی، اتخاذ این فناوریها خصوصاً در تیمهای IR و SOC میتواند دقت و سرعت کشف تهدیدات پیشرفته را چند برابر کند، به شرط آنکه تیم فنی زیرساخت و مهارت لازم را داشته باشد.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://secret.club/2025/06/02/hypervisors-for-memory-introspection-and-reverse-engineering.html
secret club
Hypervisors for Memory Introspection and Reverse Engineering
Introduction
👍6❤1
مفهوم clandestine operations و covert operations در امنیت سایبری
۱.عملیات Covert در فضای سایبری معمولاً به فعالیتهایی اطلاق میشود که هدف آن، مخفی نگاه داشتن هویت و نقش عامل مهاجم است؛ حتی اگر اصل عملیات بعداً کشف شود. انکارپذیری (Plausible Deniability) فلسفه اصلی این دسته عملیات است.
مثالها:
حملات سایبری مبتنی بر APT:
گروهی همچون APT43 یا Lazarus در حملاتشان سعی میکنند با جعل آدرس IP، استفاده از ابزارهای چندملیتی و تکنیکهای OPSEC مثل TTPهای متنوع، به انکارپذیری کامل برسند.
در Malware with False Flags:بدافزارهای دارای کدهای دوپهلو (مثلاً با قرار دادن زبان روسی یا عبری در سورس) بهمنظور گمراهسازی تیمهای تحلیل تهدید.
استفاده از ابزارهای عمومی (Living off the land):مهاجمان با استفاده از ابزارهای بومی سیستم (Powershell، WMIC، Bash) ردپای اختصاصی باقی نمیگذارند و اثبات مجری عملیات بطور قطع را سخت میکنند.
نکته عملیاتی برای SOC:
در رویکرد Covert، شناسایی Attribution بسیار چالشبرانگیز است، پس تیمهای SOC باید تمرکز را روی تحلیل فنی، شناسایی anomalieها و همکاری اطلاعاتی با سایر نهادها بگذارند تا شواهد را ترکیب و Attribution محتاطانهای بسازند.
۲. مفهوم Clandestine Operations در امنیت سایبری
عملیات Clandestine تمرکز ویژهای بر پنهانماندن خود فرآیند دارد؛ یعنی نهتنها هویت مهاجم، بلکه اصل وقوع عملیات تا حد امکان کشف نشود. نمونهها:
Stealthy Malware/Rootkit Deployment:
بدافزارهایی مانند Rootkitها یا Firmware Implants که سالها بدون جلب توجه، حضور دارند و شناسایی بسیار دشوار است (مثلاً GrayFish یا UEFI implants).
انجام Data Exfiltration با روشهای پنهان:
خارجکردن داده از شبکه قربانی با پروتکلهایی که ترافیکشان تقلید رفتار عادی دارد (مثلاً DNS tunneling یا استفاده از HTTPS legit).
انجام Bypassing Detection:مهاجمان تمام مراحل kill chain را طوری اجرا میکنند که حتی SIEM و EDRها نیز آلارمی دریافت نکنند (بهرهگیری از LOLBins، اجرای کد در Memory، حذف فرضیاتی چون ایجاد فایل).
نکته عملیاتی برای SOC:
در مقابله با این رویکرد، باید معیارهای رفتاری (Behavioral Analytics)، تحلیل مستمر لاگها، و آنومالیکشفی با کمک یادگیری ماشین را جدی گرفت. فرض SOC باید این باشد که «مهاجم همیشه سعی میکند دیده نشود»؛ بههمیندلیل نیاز به همبسته سازی دادههای مختلف و استفاده حداکثری از Telemetry مجموعهای (EDR, NDR, SIEM) حیاتی است.
نتیجه کاربردی برای محیط کشور:
در عمل، تهدیدهای سایبری با ماهیت Covert و Clandestine، فارغ از وابستگی جغرافیایی، برای زیرساختهای ایرانی با حساسیت بالا (OT/ICS، انرژی، دولت) تهدید جدی هستند. توسعه دانش Attribution و Analytic Tradecraft، همراه با تحلیل رفتار شبکه و لاگهای عمیق، باید جزو برنامه عملیاتی تمامی SOCهای پیشرو قرار گیرد. از دیگر مسائل مهم اشتراک اطلاعات تهدید فیمابین سازمانهای ایرانی است.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
۱.عملیات Covert در فضای سایبری معمولاً به فعالیتهایی اطلاق میشود که هدف آن، مخفی نگاه داشتن هویت و نقش عامل مهاجم است؛ حتی اگر اصل عملیات بعداً کشف شود. انکارپذیری (Plausible Deniability) فلسفه اصلی این دسته عملیات است.
مثالها:
حملات سایبری مبتنی بر APT:
گروهی همچون APT43 یا Lazarus در حملاتشان سعی میکنند با جعل آدرس IP، استفاده از ابزارهای چندملیتی و تکنیکهای OPSEC مثل TTPهای متنوع، به انکارپذیری کامل برسند.
در Malware with False Flags:بدافزارهای دارای کدهای دوپهلو (مثلاً با قرار دادن زبان روسی یا عبری در سورس) بهمنظور گمراهسازی تیمهای تحلیل تهدید.
استفاده از ابزارهای عمومی (Living off the land):مهاجمان با استفاده از ابزارهای بومی سیستم (Powershell، WMIC، Bash) ردپای اختصاصی باقی نمیگذارند و اثبات مجری عملیات بطور قطع را سخت میکنند.
نکته عملیاتی برای SOC:
در رویکرد Covert، شناسایی Attribution بسیار چالشبرانگیز است، پس تیمهای SOC باید تمرکز را روی تحلیل فنی، شناسایی anomalieها و همکاری اطلاعاتی با سایر نهادها بگذارند تا شواهد را ترکیب و Attribution محتاطانهای بسازند.
۲. مفهوم Clandestine Operations در امنیت سایبری
عملیات Clandestine تمرکز ویژهای بر پنهانماندن خود فرآیند دارد؛ یعنی نهتنها هویت مهاجم، بلکه اصل وقوع عملیات تا حد امکان کشف نشود. نمونهها:
Stealthy Malware/Rootkit Deployment:
بدافزارهایی مانند Rootkitها یا Firmware Implants که سالها بدون جلب توجه، حضور دارند و شناسایی بسیار دشوار است (مثلاً GrayFish یا UEFI implants).
انجام Data Exfiltration با روشهای پنهان:
خارجکردن داده از شبکه قربانی با پروتکلهایی که ترافیکشان تقلید رفتار عادی دارد (مثلاً DNS tunneling یا استفاده از HTTPS legit).
انجام Bypassing Detection:مهاجمان تمام مراحل kill chain را طوری اجرا میکنند که حتی SIEM و EDRها نیز آلارمی دریافت نکنند (بهرهگیری از LOLBins، اجرای کد در Memory، حذف فرضیاتی چون ایجاد فایل).
نکته عملیاتی برای SOC:
در مقابله با این رویکرد، باید معیارهای رفتاری (Behavioral Analytics)، تحلیل مستمر لاگها، و آنومالیکشفی با کمک یادگیری ماشین را جدی گرفت. فرض SOC باید این باشد که «مهاجم همیشه سعی میکند دیده نشود»؛ بههمیندلیل نیاز به همبسته سازی دادههای مختلف و استفاده حداکثری از Telemetry مجموعهای (EDR, NDR, SIEM) حیاتی است.
نتیجه کاربردی برای محیط کشور:
در عمل، تهدیدهای سایبری با ماهیت Covert و Clandestine، فارغ از وابستگی جغرافیایی، برای زیرساختهای ایرانی با حساسیت بالا (OT/ICS، انرژی، دولت) تهدید جدی هستند. توسعه دانش Attribution و Analytic Tradecraft، همراه با تحلیل رفتار شبکه و لاگهای عمیق، باید جزو برنامه عملیاتی تمامی SOCهای پیشرو قرار گیرد. از دیگر مسائل مهم اشتراک اطلاعات تهدید فیمابین سازمانهای ایرانی است.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
👍6
ضعفهای پنهان امنیت ایمیل: عبور حملات فیشینگ از SPF، DKIM و DMARC
در دنیای امروز که ایمیلها بخش جداییناپذیری از چرخه تجاری و عملیاتی سازمانها هستند، بسیاری بر این باورند که با اعمال سیاستهای SPF، DKIM و DMARC میتوانند جلوی نفوذ پیامهای فیشینگ و جعل هویت را بهطور کامل بگیرند. اما صرفاً تکیه بر این مکانیزمها، بهویژه در پیادهسازیهای خاص نظیر استفاده از سرویسهایی چون Cloudflare Email Routing، میتواند سازمانها را در معرض حمله قرار دهد.
سناریوی حمله: عبور فیشینگ با هدرهای معتبر
در یک نمونه خاص، مهاجم با استفاده از یک دامنه جعلی و سرویس مسیریابی ایمیل Cloudflare موفق شده است ایمیلی با ظاهر کاملاً مشروع به هدف ارسال کند. نکته کلیدی اینکه تمام سیاستهای امنیتی موجود یعنی SPF (تعیین مجاز بودن سرور ارسالکننده)، DKIM (امضای رمزنگاریشده صحت پیام) و DMARC (سیاست تطبیق دامنه) را با موفقیت پشت سر گذاشته است.
روند حمله به این شکل است:
مهاجم ایمیلی را به دامنه هدف از طریق کلادفلر ارسال کرده؛ در حالی که آدرس فرستنده را دقیقاً مشابه با ایمیل واقعی قربانی قرار داده است.
چون رکورد SPF دامنه قربانی اجازه ارسال ایمیل از سمت کلادفلر را میدهد، SPF ایمیل را معتبر میداند.
مهاجم دامنهای مشابه با Cloudflare (مثل cloudflare-email[.]net) ثبت و روی آن DKIM فعال میکند تا امضای رمزنگاریشده DKIM نیز معتبر باشد.
چون سیاست DMARC روی p=quarantine و با Alignment سختگیرانه تنظیم نشده، پیام در نهایت بدون هیچ هشداری به inbox قربانی میرسد.
ابعاد فنی پشت پرده
به شکل جزئیتر، این حمله بر این نکات فنی مبتنی است:
پیام ابتدا از سرور دیگری (مثلاً plesk.page hosting) ارسال میشود اما از طریق سرورهای ایمیل کلادفلر به مقصد میرسد.
دامنه استفاده شده برای امضای DKIM متعلق به مهاجم و ساختگی است اما با نامی مشابه سرویس معتبر (Cloudflare) که مورد اعتماد سیستم ایمیل قربانی است.
تنظیمات DMARC دامنه قربانی تطبیق سختگیرانه بین دامنه فرستنده و دامنه امضای DKIM را الزامی نکرده است.
در نتیجه، مهاجم با ثبت یک دامنه شبیهسازیشده و ساختن زیرساخت انتقال پیام (Cloudflare Routing)، سدهای امنیتی رایج را دور میزند و یک پیام فیشینگ کاملاً شبیه به پیامهای سازمانی و قانونی میفرستد.
توصیههای امنیتی و نقاط قابلبهبود
در فضای عملیاتی کشور و شرکتهایی که از Cloudflare Email Routing یا سرویسهای خارجی مشابه استفاده میکنند، ضروری است:
بازبینی دقیق تنظیمات DMARC: فعالسازی سیاست p=reject و الزام به تطبیق سختگیرانه (Strict Alignment) میان دامنههای From, DKIM و SPF.
عدم اطمینان صرف به SPF و DKIM: این دو مکانیزم بهتنهایی حتی در صورت پاس شدن، جلوی حمله دامنههای lookalike یا فیشینگ را نمیگیرند.
مونیتورینگ و تحلیل دقیق Logها: هرگاه زیرساخت یا سرویس جانبی (مانند کلادفلر) بهعنوان واسطه ارسال ایمیل قرار میگیرد، باید ارسالهای غیرمنتظره و دامنههای مشابه (lookalike) بهدقت رصد شوند.
آموزش ساختاریافته کاربران و تیم امنیت: تاکید بر اهمیت تحلیل هدرهای ایمیل و تشخیص تفاوتهای ظریف دامنهها در کنار ابزارهای فنی.
هیچ مکانیزم تکی ایمیل، حتی استانداردهای جهانی مثل SPF و DKIM، جایگزین پیادهسازی درست، تطبیق سختگیرانه دامنه و آموزش امنیتی مداوم برای کاهش ریسک حملات فیشینگ پیشرفته نیست
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
در دنیای امروز که ایمیلها بخش جداییناپذیری از چرخه تجاری و عملیاتی سازمانها هستند، بسیاری بر این باورند که با اعمال سیاستهای SPF، DKIM و DMARC میتوانند جلوی نفوذ پیامهای فیشینگ و جعل هویت را بهطور کامل بگیرند. اما صرفاً تکیه بر این مکانیزمها، بهویژه در پیادهسازیهای خاص نظیر استفاده از سرویسهایی چون Cloudflare Email Routing، میتواند سازمانها را در معرض حمله قرار دهد.
سناریوی حمله: عبور فیشینگ با هدرهای معتبر
در یک نمونه خاص، مهاجم با استفاده از یک دامنه جعلی و سرویس مسیریابی ایمیل Cloudflare موفق شده است ایمیلی با ظاهر کاملاً مشروع به هدف ارسال کند. نکته کلیدی اینکه تمام سیاستهای امنیتی موجود یعنی SPF (تعیین مجاز بودن سرور ارسالکننده)، DKIM (امضای رمزنگاریشده صحت پیام) و DMARC (سیاست تطبیق دامنه) را با موفقیت پشت سر گذاشته است.
روند حمله به این شکل است:
مهاجم ایمیلی را به دامنه هدف از طریق کلادفلر ارسال کرده؛ در حالی که آدرس فرستنده را دقیقاً مشابه با ایمیل واقعی قربانی قرار داده است.
چون رکورد SPF دامنه قربانی اجازه ارسال ایمیل از سمت کلادفلر را میدهد، SPF ایمیل را معتبر میداند.
مهاجم دامنهای مشابه با Cloudflare (مثل cloudflare-email[.]net) ثبت و روی آن DKIM فعال میکند تا امضای رمزنگاریشده DKIM نیز معتبر باشد.
چون سیاست DMARC روی p=quarantine و با Alignment سختگیرانه تنظیم نشده، پیام در نهایت بدون هیچ هشداری به inbox قربانی میرسد.
ابعاد فنی پشت پرده
به شکل جزئیتر، این حمله بر این نکات فنی مبتنی است:
پیام ابتدا از سرور دیگری (مثلاً plesk.page hosting) ارسال میشود اما از طریق سرورهای ایمیل کلادفلر به مقصد میرسد.
دامنه استفاده شده برای امضای DKIM متعلق به مهاجم و ساختگی است اما با نامی مشابه سرویس معتبر (Cloudflare) که مورد اعتماد سیستم ایمیل قربانی است.
تنظیمات DMARC دامنه قربانی تطبیق سختگیرانه بین دامنه فرستنده و دامنه امضای DKIM را الزامی نکرده است.
در نتیجه، مهاجم با ثبت یک دامنه شبیهسازیشده و ساختن زیرساخت انتقال پیام (Cloudflare Routing)، سدهای امنیتی رایج را دور میزند و یک پیام فیشینگ کاملاً شبیه به پیامهای سازمانی و قانونی میفرستد.
توصیههای امنیتی و نقاط قابلبهبود
در فضای عملیاتی کشور و شرکتهایی که از Cloudflare Email Routing یا سرویسهای خارجی مشابه استفاده میکنند، ضروری است:
بازبینی دقیق تنظیمات DMARC: فعالسازی سیاست p=reject و الزام به تطبیق سختگیرانه (Strict Alignment) میان دامنههای From, DKIM و SPF.
عدم اطمینان صرف به SPF و DKIM: این دو مکانیزم بهتنهایی حتی در صورت پاس شدن، جلوی حمله دامنههای lookalike یا فیشینگ را نمیگیرند.
مونیتورینگ و تحلیل دقیق Logها: هرگاه زیرساخت یا سرویس جانبی (مانند کلادفلر) بهعنوان واسطه ارسال ایمیل قرار میگیرد، باید ارسالهای غیرمنتظره و دامنههای مشابه (lookalike) بهدقت رصد شوند.
آموزش ساختاریافته کاربران و تیم امنیت: تاکید بر اهمیت تحلیل هدرهای ایمیل و تشخیص تفاوتهای ظریف دامنهها در کنار ابزارهای فنی.
هیچ مکانیزم تکی ایمیل، حتی استانداردهای جهانی مثل SPF و DKIM، جایگزین پیادهسازی درست، تطبیق سختگیرانه دامنه و آموزش امنیتی مداوم برای کاهش ریسک حملات فیشینگ پیشرفته نیست
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
👍4👏2
سیستم نامگذاری گروههای تهدید (Threat Actor Naming) ابداعی توسط مایکروسافت
سالها گروههای هکری را بر اساس دسته بندی شرکت FireEye میشناسیم اما یک سیستم نام گذاری توسط مایکروسافت به منظور استانداردسازی و شفافسازی ارتباط میان گزارشها و پژوهشهای تهدیدات سایبری تدوین شده است. این رویکرد، گروههای مهاجم را بر اساس اهداف، رفتارها، وابستگی ملی و تکنیکها به دستههای مشخص تقسیم و نامگذاری میکند.
در این چارچوب، مایکروسافت از نامهای اختصاصی (مانند STRONTIUM برای APT28 یا NOBELIUM برای APT29) استفاده میکند و گروههای نوظهور یا ناشناخته را با نامهای دستهای مثل Storm-* (برای فعالیتهای نقشهدار بیمقدمه) یا Flood-* (برای فعالیتهای خودکار و اسپمی) مشخص میکند. این شیوه به تیمهای SOC و تحلیلگران کمک میکند مسیر زیست گروهها، حجم فعالیت و تغییر وابستگیها را در طول زمان بهصورت دقیق رصد و مستندسازی کنند.
نکته کلیدی روش مایکروسافت، عدم اتکای صرف به نسبت دادن کشوری یا سازمانی است؛ بلکه براساس رفتار، ابزار و زیرساختها، Actorها دستهبندی میشوند. این کار به تحلیلگران کشور هم امکان میدهد تا در تهدیدشناسی عملیاتی، با استانداردهای جهانی همگام باشند و دچار چندگانگی نام (Naming Confusion) نشوند. سرانجام، این مدل تطبیقپذیر بوده و در مقابل افشای عمومی و تغییر تاکتیکها توسط مهاجمان، قابلیت بهروزرسانی مستمر دارد.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://learn.microsoft.com/en-us/unified-secops-platform/microsoft-threat-actor-naming
سالها گروههای هکری را بر اساس دسته بندی شرکت FireEye میشناسیم اما یک سیستم نام گذاری توسط مایکروسافت به منظور استانداردسازی و شفافسازی ارتباط میان گزارشها و پژوهشهای تهدیدات سایبری تدوین شده است. این رویکرد، گروههای مهاجم را بر اساس اهداف، رفتارها، وابستگی ملی و تکنیکها به دستههای مشخص تقسیم و نامگذاری میکند.
در این چارچوب، مایکروسافت از نامهای اختصاصی (مانند STRONTIUM برای APT28 یا NOBELIUM برای APT29) استفاده میکند و گروههای نوظهور یا ناشناخته را با نامهای دستهای مثل Storm-* (برای فعالیتهای نقشهدار بیمقدمه) یا Flood-* (برای فعالیتهای خودکار و اسپمی) مشخص میکند. این شیوه به تیمهای SOC و تحلیلگران کمک میکند مسیر زیست گروهها، حجم فعالیت و تغییر وابستگیها را در طول زمان بهصورت دقیق رصد و مستندسازی کنند.
نکته کلیدی روش مایکروسافت، عدم اتکای صرف به نسبت دادن کشوری یا سازمانی است؛ بلکه براساس رفتار، ابزار و زیرساختها، Actorها دستهبندی میشوند. این کار به تحلیلگران کشور هم امکان میدهد تا در تهدیدشناسی عملیاتی، با استانداردهای جهانی همگام باشند و دچار چندگانگی نام (Naming Confusion) نشوند. سرانجام، این مدل تطبیقپذیر بوده و در مقابل افشای عمومی و تغییر تاکتیکها توسط مهاجمان، قابلیت بهروزرسانی مستمر دارد.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://learn.microsoft.com/en-us/unified-secops-platform/microsoft-threat-actor-naming
Docs
How Microsoft names threat actors - Microsoft Defender XDR
Learn how Microsoft names threat actors using a weather-based taxonomy. Find the full list of tracked actors with previous names and origin details.
❤7
نگرش امنیتی داشتنsecurity mindset ضرورتی در دنیای امنیت
داشتن «نگرش امنیتی» (security mindset) در تدوین رولهای auditd و همچنین کانفیگ فایروال FortiGate، تفاوت زیادی در کیفیت محافظت، کارایی رخدادنگاری (auditing) و پیشگیری از رخدادهای امنیتی ایجاد میکند. چند محور کلیدی:
در تدوین رولهای auditd:
تشخیص سناریوهای حمله واقعی: فردی با نگرش امنیتی فقط لاگ مسیرهای obvious یا فعالیتهای سیستماتیک ساده را log نمیکند؛ بلکه دنبال رفتارهای غیرعادی، سوءاستفادههای privilege escalation، تغییر مجوز فایلهای سیستمی، exec شدن باینریهای مشکوک و… است.
توازن بین حجم لاگ و اثربخشی: security mindset کمک میکند تنظیمات auditd بهگونهای باشد که نه فقط همه چیز log شود (که باعث noisy و تحمیل overhead میشود)، نه اطلاعات حیاتی از قلم بیفتد. مثلا ورود موفق و ناموفق به sudo، تغییرات در /etc/passwd، اجرای اسکریپتها در /tmp ــ دقیق و هدفمند ثبت میشوند.
پوشش Blind Spotها: کسی با دید security، رولهایی مثل log گرفتن از setcap، mount، kernel module insertion و تغییر مالکیت فایلهای کلیدی را، که در بسیاری از سیستمها نادیده میمانند، جدی میگیرد.
در پیادهسازی فایروال FortiGate:
تحلیل رفتار ترافیک و Attack Surface: با ذهن امنیتی، رولها صرفاً بر اساس چکباکسها یا مستندات vendor نوشته نمیشوند؛ بلکه انواع حمله، lateral movement، و misconfiguration محتمل در نظر گرفته میشود. مثلاً allow نکردن ترافیک internal غیرضروری، توجه به rule order و جلوگیری از rule overlap.
فعال کردن Logging کافی: فایروال بدون log کامل، فقط یک “سد” خاموش است. security mindset یعنی توجه به log های reject/accept، حتی test rule ها و logging تراکنشهایی که معمولاً بیاهمیت تلقی میشوند اما میتوانند pivot point در یک حمله باشند.
آزمایش و بازنگری مداوم رولها: افراد با نگرش امنیتی مرتب رولها را با تست penetration یا threat simulation (مانند ابزارهای شبیهساز حمله) بازبینی میکنند تا blind spotها یا rule misconfiguration شناسایی و رفع شود.
نتیجهگیری
نگرش امنیتی security mindset به این معنی است که لاگگیری و سیاستگذاری صرفاً براساس سلیقه یا الگوهای آماده نباشد؛ بلکه با نگاه تهدیدمحور، احتمال abuse و رفتار تطبیقی مهاجم، هر rule یا لاگ را تدوین و نگهداری کنیم. این دیدگاه، gapها را حداقل و قابلیت دفاع عملیاتی سازمان یا شبکه را چند برابر میکند.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
داشتن «نگرش امنیتی» (security mindset) در تدوین رولهای auditd و همچنین کانفیگ فایروال FortiGate، تفاوت زیادی در کیفیت محافظت، کارایی رخدادنگاری (auditing) و پیشگیری از رخدادهای امنیتی ایجاد میکند. چند محور کلیدی:
در تدوین رولهای auditd:
تشخیص سناریوهای حمله واقعی: فردی با نگرش امنیتی فقط لاگ مسیرهای obvious یا فعالیتهای سیستماتیک ساده را log نمیکند؛ بلکه دنبال رفتارهای غیرعادی، سوءاستفادههای privilege escalation، تغییر مجوز فایلهای سیستمی، exec شدن باینریهای مشکوک و… است.
توازن بین حجم لاگ و اثربخشی: security mindset کمک میکند تنظیمات auditd بهگونهای باشد که نه فقط همه چیز log شود (که باعث noisy و تحمیل overhead میشود)، نه اطلاعات حیاتی از قلم بیفتد. مثلا ورود موفق و ناموفق به sudo، تغییرات در /etc/passwd، اجرای اسکریپتها در /tmp ــ دقیق و هدفمند ثبت میشوند.
پوشش Blind Spotها: کسی با دید security، رولهایی مثل log گرفتن از setcap، mount، kernel module insertion و تغییر مالکیت فایلهای کلیدی را، که در بسیاری از سیستمها نادیده میمانند، جدی میگیرد.
در پیادهسازی فایروال FortiGate:
تحلیل رفتار ترافیک و Attack Surface: با ذهن امنیتی، رولها صرفاً بر اساس چکباکسها یا مستندات vendor نوشته نمیشوند؛ بلکه انواع حمله، lateral movement، و misconfiguration محتمل در نظر گرفته میشود. مثلاً allow نکردن ترافیک internal غیرضروری، توجه به rule order و جلوگیری از rule overlap.
فعال کردن Logging کافی: فایروال بدون log کامل، فقط یک “سد” خاموش است. security mindset یعنی توجه به log های reject/accept، حتی test rule ها و logging تراکنشهایی که معمولاً بیاهمیت تلقی میشوند اما میتوانند pivot point در یک حمله باشند.
آزمایش و بازنگری مداوم رولها: افراد با نگرش امنیتی مرتب رولها را با تست penetration یا threat simulation (مانند ابزارهای شبیهساز حمله) بازبینی میکنند تا blind spotها یا rule misconfiguration شناسایی و رفع شود.
نتیجهگیری
نگرش امنیتی security mindset به این معنی است که لاگگیری و سیاستگذاری صرفاً براساس سلیقه یا الگوهای آماده نباشد؛ بلکه با نگاه تهدیدمحور، احتمال abuse و رفتار تطبیقی مهاجم، هر rule یا لاگ را تدوین و نگهداری کنیم. این دیدگاه، gapها را حداقل و قابلیت دفاع عملیاتی سازمان یا شبکه را چند برابر میکند.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
👏6❤1
مهندسی اجتماعی نوین
اغلب سازمانها هنوز تمرکز خود را صرفا بر ایمیل و شیوههای کلاسیک حمله میگذارند، در حالی که مهاجمان با ترکیب تکنیکها—از ایمیل تا صدا و پیامرسانها—زنجیره حمله را چندلایه و گمراهکننده میسازند. آنها گاهی پس از موفقیت در فیشینگ ایمیلی، از اطلاعات جمعشده برای تماس تلفنی مستند و قانعکننده استفاده میکنند و ضعفهای انسانی (نظیر اضطراب یا اعتماد افراطی) را هدف میگیرند.
مهاجم پس از جمعآوری اطلاعات اولیه (اغلب از طریق حملات قبلی فیشینگ یا رخنه دادههای سازمانی) بهصورت هدفمند با کارمند یا مدیر سازمان تماس میگیرد. تماسها با روشهایی نظیر spoofing شماره تماس انجام میشود تا اعتبار کافی نزد هدف ایجاد گردد. گاهی صدای مصنوعی (deepfake) یا اسکریپتهای از پیش آماده برای شبیهسازی لحن مدیر سازمان هم استفاده میشود. هدف عمدتاً اخذ دادههای حساس (مانند رمز عبور، کد MFA، اطلاعات ورود به سامانه مالی/اداری) یا ترغیب کاربر به انجام یک اقدام آسیبزا (مثل انتقال پول یا باز کردن فایل مخرب) است.
در بسیاری موارد جدید، پس از اینکه مهاجم دسترسی اولیه یا دادههای حیاتی را بدست آورد، به جای فروش اطلاعات یا استفاده مستقیم، تهدید به افشای عمومی یا نابودی اطلاعات میکند و از سازمان درخواست پرداخت باج دارد. این رویکرد که با اصطلاح data extortion شناخته میشود، نه تنها مؤلفه فنی، بلکه فشار روانی، شهرتی و حقوقی را نیز بر قربانی وارد میکند.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://cloud.google.com/blog/topics/threat-intelligence/voice-phishing-data-extortion
اغلب سازمانها هنوز تمرکز خود را صرفا بر ایمیل و شیوههای کلاسیک حمله میگذارند، در حالی که مهاجمان با ترکیب تکنیکها—از ایمیل تا صدا و پیامرسانها—زنجیره حمله را چندلایه و گمراهکننده میسازند. آنها گاهی پس از موفقیت در فیشینگ ایمیلی، از اطلاعات جمعشده برای تماس تلفنی مستند و قانعکننده استفاده میکنند و ضعفهای انسانی (نظیر اضطراب یا اعتماد افراطی) را هدف میگیرند.
مهاجم پس از جمعآوری اطلاعات اولیه (اغلب از طریق حملات قبلی فیشینگ یا رخنه دادههای سازمانی) بهصورت هدفمند با کارمند یا مدیر سازمان تماس میگیرد. تماسها با روشهایی نظیر spoofing شماره تماس انجام میشود تا اعتبار کافی نزد هدف ایجاد گردد. گاهی صدای مصنوعی (deepfake) یا اسکریپتهای از پیش آماده برای شبیهسازی لحن مدیر سازمان هم استفاده میشود. هدف عمدتاً اخذ دادههای حساس (مانند رمز عبور، کد MFA، اطلاعات ورود به سامانه مالی/اداری) یا ترغیب کاربر به انجام یک اقدام آسیبزا (مثل انتقال پول یا باز کردن فایل مخرب) است.
در بسیاری موارد جدید، پس از اینکه مهاجم دسترسی اولیه یا دادههای حیاتی را بدست آورد، به جای فروش اطلاعات یا استفاده مستقیم، تهدید به افشای عمومی یا نابودی اطلاعات میکند و از سازمان درخواست پرداخت باج دارد. این رویکرد که با اصطلاح data extortion شناخته میشود، نه تنها مؤلفه فنی، بلکه فشار روانی، شهرتی و حقوقی را نیز بر قربانی وارد میکند.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://cloud.google.com/blog/topics/threat-intelligence/voice-phishing-data-extortion
👍4⚡1
معماری امنیت : هنرمندی بین ضرورت و واقعیت
✍️روزبه نوروزی
آنچه که من بر اساس بهروش های روز جهان منجمله مستندات ISC2 و درس CISSP تاکید میکنم، رعایت امنیت با در نظرگرفتن عوامل مختلف است نه صرف خود امنیت.
نمونه اش رو در هفته گذشته در خصوص مساله ذخیره سازی کارتهای بانکی ملاحظه نمودید.
امروز پیرو تدریس CISSP در پنجشنبه ها لازم دیدم موضوع ضرورت و واقعیت در امنیت را از زاویه ای دیگر بررسی کنم .
بحث امروز :ترکیب Zero Trust و Trust But Verify بعنوان دو مفهوم اساسی در امنیت؛ رویکردی واقعگرایانه در امنیت سازمانی
در سالهای اخیر، مدلهای امنیتی سنتی که مبتنی بر مرز شبکه و اعتماد اولیه به کاربران داخلی سازمان بودند، دیگر پاسخگوی تهدیدات پیچیده و پیشرفته امروزی نیستند. در این میان، دو مدل پرکاربرد یعنی Zero Trust (بیاعتمادی مطلق) و Trust But Verify (اعتماد کن اما راستیآزمایی کن) وارد صحنه شدهاند تا امنیت را بر پایه شک، بررسی و کنترل مداوم قرار دهند.
عموما مدل اول در نوشته ها و گروه های تلگرامی باب شده و متداول است اما آیا واقعا شدنی است؟مورد دوم هم اصلی در امنیت است که برای " انجام کار " در نظر گرفته میشود تا چرخ بیزنس چرخش بچرخد!!
اما کدامیک برای سازمان شما مناسبتر است؟
یا آیا ترکیبی از هر دو بهترین گزینه نیست؟
مقوله Zero Trust بر این اصل استوار است که هیچ کاربری، حتی اگر داخل سازمان باشد، نباید مورد اعتماد قرار گیرد، مگر آنکه هر بار درخواست دسترسی، هویت و مجوزهایش را به دقت اثبات کند. این مدل، عملاً فرض میکند هر سیستم یا شخصی بالقوه مهاجم است و باید تحت شدیدترین کنترلها قرار گیرد. در این رویکرد، داراییهای کلیدی سازمان - مانند سرورهای مالی، پایگاههای داده حساس و منابع استراتژیک - موسوم به “protected surface” انتخاب میشوند و امنیت آنها با سیاستهایی چون احراز هویت چندمرحلهای، تفکیک حداقل دسترسی و نظارت مستمر تضمین میشود.
در مقابل، Trust But Verify مدلی معتدلتر است. این روش فرض میکند که برخی فعالیتها و کاربران میتوانند تا حدی مورد اعتماد قرار گیرند، با این حال، تمامی فعالیتها باید لاگ شوند و بهصورت دورهای توسط ابزارها یا کارشناسان امنیتی بررسی شوند. این اصل، بهویژه در بخشهایی از سازمان که سطح حساسیت کمتری دارند یا اعمال کنترل شدید باعث افت بهرهوری میشود، کاربرد زیادی دارد. چرا که کنترل بیش از حد ممکن است فرآیندها را مختل کند و موجب نارضایتی کارکنان شود.
در عمل، ترکیب این دو رویکرد بهترین پاسخ به نیازهای امنیتی سازمانهاست. ابتدا باید “سطوح محافظتشده” تعیین شود تا بخشهای بحرانی تحت سیاست Zero Trust قرار گیرند. بقیه سامانهها و کاربران با مدل Trust But Verify مدیریت میشوند، بدین شکل که رفتارهای آنها به شکل هوشمندانه پایش و تحلیل شده و در صورت مشاهده رفتار مشکوک یا تهدید، به سرعت اقدامات اصلاحی انجام میگیرد.
این شیوه ترکیبی علاوه بر بهبود امنیت، باعث حفظ کارایی سازمان و به حداقل رساندن اصطکاک امنیت با فعالیتهای روزمره میشود. در نهایت، امنیت کامل یک هدف نیست، بلکه طیفی از اقدامات هوشمندانه و رو به رشد است که باید براساس ریسکهای واقعی هر سازمان طراحی و اجرا شود.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
www.roozbeh.academy
✍️روزبه نوروزی
آنچه که من بر اساس بهروش های روز جهان منجمله مستندات ISC2 و درس CISSP تاکید میکنم، رعایت امنیت با در نظرگرفتن عوامل مختلف است نه صرف خود امنیت.
نمونه اش رو در هفته گذشته در خصوص مساله ذخیره سازی کارتهای بانکی ملاحظه نمودید.
امروز پیرو تدریس CISSP در پنجشنبه ها لازم دیدم موضوع ضرورت و واقعیت در امنیت را از زاویه ای دیگر بررسی کنم .
بحث امروز :ترکیب Zero Trust و Trust But Verify بعنوان دو مفهوم اساسی در امنیت؛ رویکردی واقعگرایانه در امنیت سازمانی
در سالهای اخیر، مدلهای امنیتی سنتی که مبتنی بر مرز شبکه و اعتماد اولیه به کاربران داخلی سازمان بودند، دیگر پاسخگوی تهدیدات پیچیده و پیشرفته امروزی نیستند. در این میان، دو مدل پرکاربرد یعنی Zero Trust (بیاعتمادی مطلق) و Trust But Verify (اعتماد کن اما راستیآزمایی کن) وارد صحنه شدهاند تا امنیت را بر پایه شک، بررسی و کنترل مداوم قرار دهند.
عموما مدل اول در نوشته ها و گروه های تلگرامی باب شده و متداول است اما آیا واقعا شدنی است؟مورد دوم هم اصلی در امنیت است که برای " انجام کار " در نظر گرفته میشود تا چرخ بیزنس چرخش بچرخد!!
اما کدامیک برای سازمان شما مناسبتر است؟
یا آیا ترکیبی از هر دو بهترین گزینه نیست؟
مقوله Zero Trust بر این اصل استوار است که هیچ کاربری، حتی اگر داخل سازمان باشد، نباید مورد اعتماد قرار گیرد، مگر آنکه هر بار درخواست دسترسی، هویت و مجوزهایش را به دقت اثبات کند. این مدل، عملاً فرض میکند هر سیستم یا شخصی بالقوه مهاجم است و باید تحت شدیدترین کنترلها قرار گیرد. در این رویکرد، داراییهای کلیدی سازمان - مانند سرورهای مالی، پایگاههای داده حساس و منابع استراتژیک - موسوم به “protected surface” انتخاب میشوند و امنیت آنها با سیاستهایی چون احراز هویت چندمرحلهای، تفکیک حداقل دسترسی و نظارت مستمر تضمین میشود.
در مقابل، Trust But Verify مدلی معتدلتر است. این روش فرض میکند که برخی فعالیتها و کاربران میتوانند تا حدی مورد اعتماد قرار گیرند، با این حال، تمامی فعالیتها باید لاگ شوند و بهصورت دورهای توسط ابزارها یا کارشناسان امنیتی بررسی شوند. این اصل، بهویژه در بخشهایی از سازمان که سطح حساسیت کمتری دارند یا اعمال کنترل شدید باعث افت بهرهوری میشود، کاربرد زیادی دارد. چرا که کنترل بیش از حد ممکن است فرآیندها را مختل کند و موجب نارضایتی کارکنان شود.
در عمل، ترکیب این دو رویکرد بهترین پاسخ به نیازهای امنیتی سازمانهاست. ابتدا باید “سطوح محافظتشده” تعیین شود تا بخشهای بحرانی تحت سیاست Zero Trust قرار گیرند. بقیه سامانهها و کاربران با مدل Trust But Verify مدیریت میشوند، بدین شکل که رفتارهای آنها به شکل هوشمندانه پایش و تحلیل شده و در صورت مشاهده رفتار مشکوک یا تهدید، به سرعت اقدامات اصلاحی انجام میگیرد.
این شیوه ترکیبی علاوه بر بهبود امنیت، باعث حفظ کارایی سازمان و به حداقل رساندن اصطکاک امنیت با فعالیتهای روزمره میشود. در نهایت، امنیت کامل یک هدف نیست، بلکه طیفی از اقدامات هوشمندانه و رو به رشد است که باید براساس ریسکهای واقعی هر سازمان طراحی و اجرا شود.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
www.roozbeh.academy
🔥4❤1
سطح دیگری از توانمندی EDRو XDR:اندازهگیری صحت نرمافزار با Attestation مبتنی برTPM
در عصر تهدیدات پیچیده سایبری، سازمانها نیازمند راهکاری فراتر از آنتیویروسهای سنتی هستند؛ جایی که فناوریهایی مانند EDR (Endpoint Detection and Response) و XDR (Extended Detection and Response) همراه با TPM وارد میدان میشوند. یکی از ابزارهای کلیدی این راهکارها، مکانیسم Remote Attestation است.
بحث Attestation یا تأیید صحت، فرآیندی است که طی آن وضعیت نرمافزاری و سیستمی یک دستگاه به یک سامانه مرکزی گزارش میشود. ابزار TPM، که یک ماژول امنیتی سختافزاری است، نقش حیاتی در این فرآیند ایفا میکند. هر زمانی که سیستم راهاندازی میشود، TPM مقادیر هش مربوط به بخشهای حساس سیستم مانند Boot Loader، Kernel، درایورها و حتی برنامههای حیاتی را در رجیسترهای اختصاصی خودش (PCR: Platform Configuration Register) ثبت میکند.
راهحلهای مدرن EDR/XDR میتوانند با درخواست همین مقادیر ثبتشده از TPM، وضعیت سلامت واقعی سیستم را به صورت امن و غیرقابل جعل، برای سرور مرکزی ارسال کنند. این سرور مرکزی با مقادیر مورد انتظار مقایسه انجام میدهد و اگر هر تغییری نسبت به وضعیت سالم مشاهده شود (مثلاً تزریق Rootkit، تغییر فایل سیستمی توسط تروجان یا دستکاری Bootloader)، بلافاصله هشدار به تیم امنیتی یا حتی اقدامات قرنطینه انجام میدهد.
بنابراین، TPM از جعل، دور زدن نرمافزار امنیتی، و پنهان شدن بدافزار در عمق سیستم جلوگیری میکند. Attestation مبتنی بر TPM گام بزرگی است به سمت مقابله با تهدیدات سطح پایین و مخفی و به مدیران امنیت سازمان اطمینان خاطر بیشتری از صحت واقعی و لحظهای وضعیت endpointها و سرورها میبخشد.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
Www.Roozbeh.academy
در عصر تهدیدات پیچیده سایبری، سازمانها نیازمند راهکاری فراتر از آنتیویروسهای سنتی هستند؛ جایی که فناوریهایی مانند EDR (Endpoint Detection and Response) و XDR (Extended Detection and Response) همراه با TPM وارد میدان میشوند. یکی از ابزارهای کلیدی این راهکارها، مکانیسم Remote Attestation است.
بحث Attestation یا تأیید صحت، فرآیندی است که طی آن وضعیت نرمافزاری و سیستمی یک دستگاه به یک سامانه مرکزی گزارش میشود. ابزار TPM، که یک ماژول امنیتی سختافزاری است، نقش حیاتی در این فرآیند ایفا میکند. هر زمانی که سیستم راهاندازی میشود، TPM مقادیر هش مربوط به بخشهای حساس سیستم مانند Boot Loader، Kernel، درایورها و حتی برنامههای حیاتی را در رجیسترهای اختصاصی خودش (PCR: Platform Configuration Register) ثبت میکند.
راهحلهای مدرن EDR/XDR میتوانند با درخواست همین مقادیر ثبتشده از TPM، وضعیت سلامت واقعی سیستم را به صورت امن و غیرقابل جعل، برای سرور مرکزی ارسال کنند. این سرور مرکزی با مقادیر مورد انتظار مقایسه انجام میدهد و اگر هر تغییری نسبت به وضعیت سالم مشاهده شود (مثلاً تزریق Rootkit، تغییر فایل سیستمی توسط تروجان یا دستکاری Bootloader)، بلافاصله هشدار به تیم امنیتی یا حتی اقدامات قرنطینه انجام میدهد.
بنابراین، TPM از جعل، دور زدن نرمافزار امنیتی، و پنهان شدن بدافزار در عمق سیستم جلوگیری میکند. Attestation مبتنی بر TPM گام بزرگی است به سمت مقابله با تهدیدات سطح پایین و مخفی و به مدیران امنیت سازمان اطمینان خاطر بیشتری از صحت واقعی و لحظهای وضعیت endpointها و سرورها میبخشد.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
Www.Roozbeh.academy
❤5
نابود سازی( امحا) 200 ترابایت داده در یک ثانیه !!Wipe عملی
برای محو امن داده طبقه بندی شده در دیتاسنتر های بزرگ
در دیسکهای خودرمزنگار (Self-Encrypting Drive / SED) دادهها همیشه به صورت رمزنگاریشده ذخیره میشوند. با چیپی که روی دیسک وجود دارد داده ها رمز شده و کلید هم در آن چیپ است.
اما اصل قضیه به این صورت است:
۱. همهچیز به کلید رمزنگاری بستگی دارد
دیتای روی دیسک SED، نه به صورت ساده، بلکه با رمزنگاری الگوریتم symmetric (مثلاً AES-256) نگهداری میشود.
کلید رمزنگاری اصلی (Encryption Key) درون سختافزار دیسک (در Crypto Processor داخلی) ذخیره شده و هرگز به بیرون فاش نمیشود.
۲. فرآیند پاکسازی سنتی در هارد معمولی
در هارد معمولی، باید کل سکتورها را با داده جدید overwrite کنید تا داده قبلی غیرقابل بازیابی شود. این عملیات ساعتها یا روزها زمان میبرد، مخصوصاً برای ظرفیتهای بالا.
۳. پاکسازی آنی در SED
در SED کافیست فقط کلید رمزنگاری قبلی بازنویسی یا نابود شود (مثلاً با یک کلید جدید جایگزین شود).
تمام دادههای روی دیسک که با کلید قبلی رمزنگاری شده بودند، ناگهان و برای همیشه غیرقابل دسترسی میشوند؛ زیرا بدون داشتن کلید قبلی، تمام اطلاعات به صورت رمزی و غیرقابل بازیابی باقی میماند.
این فرایند تنها چند میلیثانیه تا چند ثانیه طول میکشد، چون نیاز به لمس فیزیکی همه سکتورها نیست—صرفاً یک عملیات سریع hard reset یا overwrite روی کلید رمزنگاری است.
۴. امنیت در سطح خیلی بالا
از نظر امنیت اطلاعات، چنین wipeای مساوی با نابودی کامل فیزیکی دیسک است، زیرا رمزگشایی اطلاعات عملاً غیرممکن میشود.
حتی اگر یک مهاجم کل دیسک را کپی کند، بدون کلید اصلی هیچ راهی برای بازیابی دادهها ندارد.
جمعبندی
دلیل آنی بودن wipe در SED:
پاکسازی فوری به این دلیل شدنی است که نابودی فقط یک کلید رمزنگاری (که همه دادهها را پنهان کرده) بلافاصله باعث غیرقابل دسترس شدن کل فضای دادهای میشود.
**منظور از عملا غیر ممکن است ؛ یعنی با فناوریهای موجود تقریبا ناممکن است
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
www.roozbeh.academy
برای محو امن داده طبقه بندی شده در دیتاسنتر های بزرگ
در دیسکهای خودرمزنگار (Self-Encrypting Drive / SED) دادهها همیشه به صورت رمزنگاریشده ذخیره میشوند. با چیپی که روی دیسک وجود دارد داده ها رمز شده و کلید هم در آن چیپ است.
اما اصل قضیه به این صورت است:
۱. همهچیز به کلید رمزنگاری بستگی دارد
دیتای روی دیسک SED، نه به صورت ساده، بلکه با رمزنگاری الگوریتم symmetric (مثلاً AES-256) نگهداری میشود.
کلید رمزنگاری اصلی (Encryption Key) درون سختافزار دیسک (در Crypto Processor داخلی) ذخیره شده و هرگز به بیرون فاش نمیشود.
۲. فرآیند پاکسازی سنتی در هارد معمولی
در هارد معمولی، باید کل سکتورها را با داده جدید overwrite کنید تا داده قبلی غیرقابل بازیابی شود. این عملیات ساعتها یا روزها زمان میبرد، مخصوصاً برای ظرفیتهای بالا.
۳. پاکسازی آنی در SED
در SED کافیست فقط کلید رمزنگاری قبلی بازنویسی یا نابود شود (مثلاً با یک کلید جدید جایگزین شود).
تمام دادههای روی دیسک که با کلید قبلی رمزنگاری شده بودند، ناگهان و برای همیشه غیرقابل دسترسی میشوند؛ زیرا بدون داشتن کلید قبلی، تمام اطلاعات به صورت رمزی و غیرقابل بازیابی باقی میماند.
این فرایند تنها چند میلیثانیه تا چند ثانیه طول میکشد، چون نیاز به لمس فیزیکی همه سکتورها نیست—صرفاً یک عملیات سریع hard reset یا overwrite روی کلید رمزنگاری است.
۴. امنیت در سطح خیلی بالا
از نظر امنیت اطلاعات، چنین wipeای مساوی با نابودی کامل فیزیکی دیسک است، زیرا رمزگشایی اطلاعات عملاً غیرممکن میشود.
حتی اگر یک مهاجم کل دیسک را کپی کند، بدون کلید اصلی هیچ راهی برای بازیابی دادهها ندارد.
جمعبندی
دلیل آنی بودن wipe در SED:
پاکسازی فوری به این دلیل شدنی است که نابودی فقط یک کلید رمزنگاری (که همه دادهها را پنهان کرده) بلافاصله باعث غیرقابل دسترس شدن کل فضای دادهای میشود.
**منظور از عملا غیر ممکن است ؛ یعنی با فناوریهای موجود تقریبا ناممکن است
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
www.roozbeh.academy
❤4🔥4
🟣عوامل فنی و فرهنگی در بهکارگیری Splunk SOAR در SOC
🔆۱۰ سال تلاش برای جا انداختن Incident response خودکار در ایران
✍روزبه نوروزی
در سالهای گذشته، یکی از چالشهای اصلی تیمهای SOC که برای خودکارسازی فرایندهای پاسخ به حادثه (Incident Response) با آنها درگیر بودم این بود که دسترسی اکانتها و اعتبارات (Credentials) تجهیزات شبکه و امنیتی در اختیارشان قرار نمیگرفت. این مانع فنی-سازمانی عملاً اجازه نمیداد اسکریپتها یا رباتهای پاسخ خودکار، دقیقا اقدمات اصلاحی (Containment, Remediation) را بهصورت امن و اتوماتیک اجرا کنند. اما امروز بسیاری از شرکتها به لطف راهحلهای SOAR (Security Orchestration, Automation and Response) به ویژه Splunk SOAR توانستهاند فرایندهای عملیات پس از کشف تهدید را بهطور مؤثر اتومات کنند. در اینجا، مهمترین عوامل فنی و فرهنگی این گذار را بررسی میکنم.
✅️ عوامل فنی
۱. درگاه متمرکز مدیریت اعتبار (Credential Vault)
🔸️ابزار SOARها مثل Splunk SOAR یک «گنجینه» امن برای ذخیره و بازیابی خودکار نامکاربری/رمز عبور و توکنهای API ارائه میکنند.
🔸️با استفاده از Vault، نیازی به اشتراک مستقیم اکانت شبکه با تیم SOC یا قرار دادن پسورد در اسکریپت نیست.
۲. کتابخانه گسترده Connector و API
🔸️اتصالات (Connectors) و Appهای آماده برای فایروالها، سوئیچها، Endpoint Security و غیره
🔸️تبدیل هر فرمان CLI یا REST API به یک اکشن قابل فراخوانی در Playbook
۳. وجود Playbookهای قابل ویرایش و گرافمحور
🔸️طراح گرافیکی (Visual Playbook Designer) که بدون کدنویسی سنگین اجازه مدلسازی چکلیست، تریگرها، شرایط و واکنشها را میدهد.
🔸️امکان اشتراک Playbook در داخل سازمان و استفاده مجدد
۴. سیستم کنترل نسخه و تست خودکار
🔸️پیش از انتشار تغییرات، امکان تست Playbook روی دیتای شبیهسازیشده (Sandbox)
🔸️بازگشت به نسخه قبلی در صورت بروز خطا
۵. گزارشدهی و Audit Trail دقیق
🔸️ثبت تمامی اکشنهای اتوماتیک و دستی با جزئیات زمان، کاربر و نتیجه
🔸️تسهیل اثبات رعایت مقررات (Compliance) و استانداردهای امنیتی
۶. معماری توزیعشده و مقیاسپذیر
🔸️ابزار SOAR میتواند در مدلهای Active-Active یا Cluster پیاده شود تا با رشد حجم هشدارها (Alerts) پاسخگو بماند.
✅️ عوامل فرهنگی و سازمانی
۱. جلب اعتماد تیمهای شبکه و زیرساخت
🔹️قبلتر بخش شبکه، با توهم «از دست رفتن کنترل» یا «خطر تغییرات خودکار»، اکانتها را در اختیار SOC نمیگذاشت.
🔹️با معرفی «Vault» و «Role-Based Access Control»، دسترسی حداقلی و فقط برای اکشنهای تعریفشده تضمین شد.
۲.اصول Least Privilege و Separation of Duty
🔹️تعریف نقش (Role) و مجوز دقیق (Permission) برای هر تیم
🔹️جلوگیری از دسترسی مستقیم به اکانتهای کلیدی و تفکیک وظایف بین امنیت و شبکه
۳.فرهنگ همکاری و همافزایی (Silo Breaking)
🔹️نشستهای مشترک Security و Infrastructure برای شفافسازی نیازها
🔹️تعریف استانداردهای API و Playbook مشترک
🔹️تأکید بر هدف مشترک «کاهش زمان پاسخ» (MTTR)
۴.حمایت مدیریت ارشد و پروژههای پایلوت (Proof-of-Concept)
🔹️اجرای پروژههای کوچک با زیرساخت آزمایشی
ارائه گزارش ROI از کاهش کار دستی و خطا تا جلب بودجه برای گسترش
۵.آموزش و افزایش مهارت تیم SOC
🔹️دورههای داخلی یا رسمی Splunk برای طراحی Playbook و نگهداری SOAR
🔹️مستندسازی فرایندها و استقرار فرهنگ DevSecOps
۶.پذیرش خطا و بهبود مستمر (Blameless Learning)
🔹️فرهنگ گزارش خطا بدون سرزنش
🔹️جلسات پس از حادثه (Post-Mortem) برای اصلاح Playbook و بهروزرسانی مستمر
#تجربه
#درس_آموخته
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
Www.Roozbeh.academy
🔆۱۰ سال تلاش برای جا انداختن Incident response خودکار در ایران
✍روزبه نوروزی
در سالهای گذشته، یکی از چالشهای اصلی تیمهای SOC که برای خودکارسازی فرایندهای پاسخ به حادثه (Incident Response) با آنها درگیر بودم این بود که دسترسی اکانتها و اعتبارات (Credentials) تجهیزات شبکه و امنیتی در اختیارشان قرار نمیگرفت. این مانع فنی-سازمانی عملاً اجازه نمیداد اسکریپتها یا رباتهای پاسخ خودکار، دقیقا اقدمات اصلاحی (Containment, Remediation) را بهصورت امن و اتوماتیک اجرا کنند. اما امروز بسیاری از شرکتها به لطف راهحلهای SOAR (Security Orchestration, Automation and Response) به ویژه Splunk SOAR توانستهاند فرایندهای عملیات پس از کشف تهدید را بهطور مؤثر اتومات کنند. در اینجا، مهمترین عوامل فنی و فرهنگی این گذار را بررسی میکنم.
✅️ عوامل فنی
۱. درگاه متمرکز مدیریت اعتبار (Credential Vault)
🔸️ابزار SOARها مثل Splunk SOAR یک «گنجینه» امن برای ذخیره و بازیابی خودکار نامکاربری/رمز عبور و توکنهای API ارائه میکنند.
🔸️با استفاده از Vault، نیازی به اشتراک مستقیم اکانت شبکه با تیم SOC یا قرار دادن پسورد در اسکریپت نیست.
۲. کتابخانه گسترده Connector و API
🔸️اتصالات (Connectors) و Appهای آماده برای فایروالها، سوئیچها، Endpoint Security و غیره
🔸️تبدیل هر فرمان CLI یا REST API به یک اکشن قابل فراخوانی در Playbook
۳. وجود Playbookهای قابل ویرایش و گرافمحور
🔸️طراح گرافیکی (Visual Playbook Designer) که بدون کدنویسی سنگین اجازه مدلسازی چکلیست، تریگرها، شرایط و واکنشها را میدهد.
🔸️امکان اشتراک Playbook در داخل سازمان و استفاده مجدد
۴. سیستم کنترل نسخه و تست خودکار
🔸️پیش از انتشار تغییرات، امکان تست Playbook روی دیتای شبیهسازیشده (Sandbox)
🔸️بازگشت به نسخه قبلی در صورت بروز خطا
۵. گزارشدهی و Audit Trail دقیق
🔸️ثبت تمامی اکشنهای اتوماتیک و دستی با جزئیات زمان، کاربر و نتیجه
🔸️تسهیل اثبات رعایت مقررات (Compliance) و استانداردهای امنیتی
۶. معماری توزیعشده و مقیاسپذیر
🔸️ابزار SOAR میتواند در مدلهای Active-Active یا Cluster پیاده شود تا با رشد حجم هشدارها (Alerts) پاسخگو بماند.
✅️ عوامل فرهنگی و سازمانی
۱. جلب اعتماد تیمهای شبکه و زیرساخت
🔹️قبلتر بخش شبکه، با توهم «از دست رفتن کنترل» یا «خطر تغییرات خودکار»، اکانتها را در اختیار SOC نمیگذاشت.
🔹️با معرفی «Vault» و «Role-Based Access Control»، دسترسی حداقلی و فقط برای اکشنهای تعریفشده تضمین شد.
۲.اصول Least Privilege و Separation of Duty
🔹️تعریف نقش (Role) و مجوز دقیق (Permission) برای هر تیم
🔹️جلوگیری از دسترسی مستقیم به اکانتهای کلیدی و تفکیک وظایف بین امنیت و شبکه
۳.فرهنگ همکاری و همافزایی (Silo Breaking)
🔹️نشستهای مشترک Security و Infrastructure برای شفافسازی نیازها
🔹️تعریف استانداردهای API و Playbook مشترک
🔹️تأکید بر هدف مشترک «کاهش زمان پاسخ» (MTTR)
۴.حمایت مدیریت ارشد و پروژههای پایلوت (Proof-of-Concept)
🔹️اجرای پروژههای کوچک با زیرساخت آزمایشی
ارائه گزارش ROI از کاهش کار دستی و خطا تا جلب بودجه برای گسترش
۵.آموزش و افزایش مهارت تیم SOC
🔹️دورههای داخلی یا رسمی Splunk برای طراحی Playbook و نگهداری SOAR
🔹️مستندسازی فرایندها و استقرار فرهنگ DevSecOps
۶.پذیرش خطا و بهبود مستمر (Blameless Learning)
🔹️فرهنگ گزارش خطا بدون سرزنش
🔹️جلسات پس از حادثه (Post-Mortem) برای اصلاح Playbook و بهروزرسانی مستمر
#تجربه
#درس_آموخته
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
Www.Roozbeh.academy
💯5❤3👏1
معرفی و تحلیل ابزار امنیتی malwoverview
با رشد چشمگیر حملات سایبری و گسترش بدافزارها، تیمهای پاسخگویی به رخداد (Incident Response) و شکار تهدیدات (Threat Hunting) بیش از هر زمان دیگری نیازمند ابزارهایی هستند که بتوانند در کوتاهترین زمان ممکن، اطلاعات جامعی را درباره فایلهای مشکوک و نمونههای بدافزاری گردآوری و تحلیل کنند. یکی از ابزارهای مطرح در این حوزه malwoverview است که به خوبی توانسته خلأ موجود در جمعآوری سریع اطلاعات تهدید را برای تحلیلگران امنیتی پر کند.
سایتmalwoverview چیست؟
سایت malwoverview یک ابزار متنباز و مبتنی بر پایتون است که به عنوان یک پلتفرم پاسخ اولیه (first response) در حوزه شکار تهدید و تحلیل بدافزار عمل میکند. ویژگی منحصر به فرد این ابزار، تجمیع دادههای تهدید از منابع معتبر و متنوع است که از جمله آنها میتوان به VirusTotal، Hybrid Analysis، URLHaus، Polyswarm، Malshare، AlienVault، Malpedia، Malware Bazaar، ThreatFox، Triage، InQuest، VxExchange و IPInfo اشاره کرد.
ابزار با دریافت نمونه فایل (یا هش) مورد نظر، به صورت خودکار درخواستهایی به این سرویسهای اطلاعاتی ارسال کرده و گزارشهای مربوط را جمعآوری و تجمیع میکند. چنین رویکردی کمک میکند تحلیلگران امنیتی خیلی سریعتر به دید جامعی درباره ماهیت تهدیدات دست پیدا کنند.
نقاط قوت و مزایا
تجمیع دادهها از منابع مختلف: شاید بزرگترین مزیت malwoverview گردآوری سریع و خودکار اطلاعات تهدید از طیف گستردهای از سرویسهای عمومی و خصوصی باشد. این امر، دقت و جامعیت گزارشها را افزایش میدهد و کار تحلیلگران را سادهتر میکند.
پشتیبانی از تهدیدات اندرویدی: با افزایش سهم بدافزارهای موبایلی در حملات، قابلیت اسکن و تحلیل نمونههای اندرویدی نسبت به ویروستوتال در malwoverview برجسته است.
کاربری ساده و قابل سفارشیسازی: ابزار کاملاً مبتنی بر خط فرمان (CLI) است و خروجی قابل اسکریپتنویسی دارد. این قابلیت باعث میشود malwoverview به آسانی در سناریوهای اتوماسیون (مثلاً در Playbookهای SOAR) و حتی SIEMهای اختصاصی قابل استفاده باشد.
کاربردها در محیط عملیاتی SOC
ابزارهایی مانند malwoverview در عملیاتهای واکنش سریع (first response) و همچنین مانیتورینگ پیوسته (continuous monitoring) در SOC بسیار حیاتی هستند. جمعآوری دادهی چندمنبعی (multi-source) باعث میشود که تیم دفاع، دیدی متقاطع نسبت به هر هش یا فایل مشکوک داشته باشد و حتی بتواند Indicatorهای مرتبط را در سایر لاگها و رویدادها جستوجو کند. بخش قابل توجهی از ارزش malwoverview در همین سادهسازی و تسریع فرآیند شناسایی است.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
Www.Roozbeh.academy
https://github.com/alexandreborges/malwoverview
با رشد چشمگیر حملات سایبری و گسترش بدافزارها، تیمهای پاسخگویی به رخداد (Incident Response) و شکار تهدیدات (Threat Hunting) بیش از هر زمان دیگری نیازمند ابزارهایی هستند که بتوانند در کوتاهترین زمان ممکن، اطلاعات جامعی را درباره فایلهای مشکوک و نمونههای بدافزاری گردآوری و تحلیل کنند. یکی از ابزارهای مطرح در این حوزه malwoverview است که به خوبی توانسته خلأ موجود در جمعآوری سریع اطلاعات تهدید را برای تحلیلگران امنیتی پر کند.
سایتmalwoverview چیست؟
سایت malwoverview یک ابزار متنباز و مبتنی بر پایتون است که به عنوان یک پلتفرم پاسخ اولیه (first response) در حوزه شکار تهدید و تحلیل بدافزار عمل میکند. ویژگی منحصر به فرد این ابزار، تجمیع دادههای تهدید از منابع معتبر و متنوع است که از جمله آنها میتوان به VirusTotal، Hybrid Analysis، URLHaus، Polyswarm، Malshare، AlienVault، Malpedia، Malware Bazaar، ThreatFox، Triage، InQuest، VxExchange و IPInfo اشاره کرد.
ابزار با دریافت نمونه فایل (یا هش) مورد نظر، به صورت خودکار درخواستهایی به این سرویسهای اطلاعاتی ارسال کرده و گزارشهای مربوط را جمعآوری و تجمیع میکند. چنین رویکردی کمک میکند تحلیلگران امنیتی خیلی سریعتر به دید جامعی درباره ماهیت تهدیدات دست پیدا کنند.
نقاط قوت و مزایا
تجمیع دادهها از منابع مختلف: شاید بزرگترین مزیت malwoverview گردآوری سریع و خودکار اطلاعات تهدید از طیف گستردهای از سرویسهای عمومی و خصوصی باشد. این امر، دقت و جامعیت گزارشها را افزایش میدهد و کار تحلیلگران را سادهتر میکند.
پشتیبانی از تهدیدات اندرویدی: با افزایش سهم بدافزارهای موبایلی در حملات، قابلیت اسکن و تحلیل نمونههای اندرویدی نسبت به ویروستوتال در malwoverview برجسته است.
کاربری ساده و قابل سفارشیسازی: ابزار کاملاً مبتنی بر خط فرمان (CLI) است و خروجی قابل اسکریپتنویسی دارد. این قابلیت باعث میشود malwoverview به آسانی در سناریوهای اتوماسیون (مثلاً در Playbookهای SOAR) و حتی SIEMهای اختصاصی قابل استفاده باشد.
کاربردها در محیط عملیاتی SOC
ابزارهایی مانند malwoverview در عملیاتهای واکنش سریع (first response) و همچنین مانیتورینگ پیوسته (continuous monitoring) در SOC بسیار حیاتی هستند. جمعآوری دادهی چندمنبعی (multi-source) باعث میشود که تیم دفاع، دیدی متقاطع نسبت به هر هش یا فایل مشکوک داشته باشد و حتی بتواند Indicatorهای مرتبط را در سایر لاگها و رویدادها جستوجو کند. بخش قابل توجهی از ارزش malwoverview در همین سادهسازی و تسریع فرآیند شناسایی است.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
Www.Roozbeh.academy
https://github.com/alexandreborges/malwoverview
GitHub
GitHub - alexandreborges/malwoverview: Malwoverview is a first response tool for threat hunting across VirusTotal, Hybrid Analysis…
Malwoverview is a first response tool for threat hunting across VirusTotal, Hybrid Analysis, URLHaus, Polyswarm, Malshare, Alien Vault, Malpedia, Malware Bazaar, ThreatFox, Triage, IPInfo, Shodan, ...
💯5🙏2
معماری، اجزا و منطق Risk Scoring در Splunk UBA
ابزار Splunk UBA (User Behavior Analytics) بهعنوان یک زیرسیستم مستقل از Splunk Enterprise Security، برای کشف تهدیدات پیشرفته مبتنی بر رفتار و تشخیص ناهنجاری (Anomaly Detection) طراحی شده است. این ماژول بر مبنای مکانیزمهای تحلیل دادههای بزرگ (Big Data) و یادگیری ماشین (ML) توسعه یافته و از یک معماری چندلایه بهره میبرد.
۱. لایه جمعآوری و پردازش داده (Data Ingestion & Processing)
بخش UBA Connectorهای Splunk: دریافت داده از SPL، Syslog، فایلهای خام، API، و اتصال بومی به Splunk Enterprise (طبق CIM).
بخش Normalize & Enrich: دادههای خام در مرحله “Normalizing” و “Enrichment” به فرمت استاندارد UBA تبدیل، و با اطلاعات کاربری، دیوایسها، آدرسهای IP و شبکه غنیسازی میشوند.
بخش Data Lake: ذخیره دادهها در دیتابیس NoSQL (معمولاً HBase روی Hadoop)، با امکان پردازش موازی حجیم.
۲. لایه مدلسازی و تحلیل (Analytics & Modeling Layer)
بخش Model Runner Engine: موتور اختصاصی اجرای مدلهای یادگیری ماشین روی دادههای جمعآوریشده.
مدلهای تحلیلی (Analytics Models): دهها مدل، شامل:
Account Anomaly Models:
شناسایی Login مشکوک، دسترسیهای غیرمعمول، Brute Force.
Endpoint/Host Models:
کشف Process مشکوک، Lateral Movement.
Data Exfiltration Models:
تشخیص جابهجایی/خروج داده حساس.
Network Models:
مثل DGA Detection، ارتباط غیرعادی Peerها.
هر مدل، خروجیای به نام Anomaly Event تولید میکند با توصیف، شدت، timestamp و لینک به داده خام.
۳. لایه امتیازدهی و تجمیع (Risk Scoring & Aggregation)
Anomaly Correlator:
مدام رفتارها را رصد میکند؛ هر ناهنجاری یک امتیاز ریسک پایه دارد (Base Risk Score) که بسته به حساسیت مدل و نوع داده (مثلاً لاگین از کشور ناآشنا شدیدتر است).
Aggregation Rule Sets:
اگر در یک بازه زمانی مشخص، چند ناهنجاری باهم رخ دهند (مثلاً Escalation، Data Access، Lateral Movement)، امتیازها تجمیع میشوند و وزن بیشتری میگیرند.
Entity Risk Score:
برای هر User/Asset یک متغیر بهروزشونده وجود دارد که مجموع نمرات ریسک را نگه میدارد (Entity-based, Contextual).
۴. لایه شناسایی تهدید (Threat Detection & Threat Packaging)
Threat Package Builder:
پس از عبور یک Entity از آستانه ریسک (Risk Threshold)، چندین ناهنجاری مرتبط را “بستهبندی” و به شکل یک Threat Object بامحتوای کامل (تاریخچه، مسیر، جزئیات فنی) به ماژول SIEM ارسال میکند.
نمایش در UI: داشبورد جامع، تایملاین رفتار کاربر/سیستم، گراف روابط (Entity Graph)، و امکان Pivoting روی داده خام.
۵. یکپارچگی با اکوسیستم و واکنش
ارسال هشدارها به Splunk ES
یک API Integration برای اتصال به SOAR و واکنش خودکار
وFeedback Loop برای تریاژ و ارتقای صحت مدلهای ML
مزیت فنی رویکرد UBA
ریاضیات امتیازدهی ریسک بر پایه تجمیع وزندار است:
Risk Score = Σ(Anomaly Score × Model Weight) × Contextual Modifier
توجیهپذیری هشدارها توسط “توالینگاری تهدید” (Threat Timeline) برای تیم SOC
کاهش هشدارهای کاذب بواسطه Thresholdهای چندلایه، مدل Correlation، و وزندهی پویا
در نتیجه، Splunk UBA با تحلیل لایه به لایه ناهنجاریها، مدلسازی پویا و Scoring هدفمند، تهدیدهای منتج از رفتار ترکیبی را کشف و عمیقاً Contextual میکند؛ در حالی که نقاط قوت و ضعف هر لایه بهصورت ماژولار قابل پایش و بهینهسازی است.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
ابزار Splunk UBA (User Behavior Analytics) بهعنوان یک زیرسیستم مستقل از Splunk Enterprise Security، برای کشف تهدیدات پیشرفته مبتنی بر رفتار و تشخیص ناهنجاری (Anomaly Detection) طراحی شده است. این ماژول بر مبنای مکانیزمهای تحلیل دادههای بزرگ (Big Data) و یادگیری ماشین (ML) توسعه یافته و از یک معماری چندلایه بهره میبرد.
۱. لایه جمعآوری و پردازش داده (Data Ingestion & Processing)
بخش UBA Connectorهای Splunk: دریافت داده از SPL، Syslog، فایلهای خام، API، و اتصال بومی به Splunk Enterprise (طبق CIM).
بخش Normalize & Enrich: دادههای خام در مرحله “Normalizing” و “Enrichment” به فرمت استاندارد UBA تبدیل، و با اطلاعات کاربری، دیوایسها، آدرسهای IP و شبکه غنیسازی میشوند.
بخش Data Lake: ذخیره دادهها در دیتابیس NoSQL (معمولاً HBase روی Hadoop)، با امکان پردازش موازی حجیم.
۲. لایه مدلسازی و تحلیل (Analytics & Modeling Layer)
بخش Model Runner Engine: موتور اختصاصی اجرای مدلهای یادگیری ماشین روی دادههای جمعآوریشده.
مدلهای تحلیلی (Analytics Models): دهها مدل، شامل:
Account Anomaly Models:
شناسایی Login مشکوک، دسترسیهای غیرمعمول، Brute Force.
Endpoint/Host Models:
کشف Process مشکوک، Lateral Movement.
Data Exfiltration Models:
تشخیص جابهجایی/خروج داده حساس.
Network Models:
مثل DGA Detection، ارتباط غیرعادی Peerها.
هر مدل، خروجیای به نام Anomaly Event تولید میکند با توصیف، شدت، timestamp و لینک به داده خام.
۳. لایه امتیازدهی و تجمیع (Risk Scoring & Aggregation)
Anomaly Correlator:
مدام رفتارها را رصد میکند؛ هر ناهنجاری یک امتیاز ریسک پایه دارد (Base Risk Score) که بسته به حساسیت مدل و نوع داده (مثلاً لاگین از کشور ناآشنا شدیدتر است).
Aggregation Rule Sets:
اگر در یک بازه زمانی مشخص، چند ناهنجاری باهم رخ دهند (مثلاً Escalation، Data Access، Lateral Movement)، امتیازها تجمیع میشوند و وزن بیشتری میگیرند.
Entity Risk Score:
برای هر User/Asset یک متغیر بهروزشونده وجود دارد که مجموع نمرات ریسک را نگه میدارد (Entity-based, Contextual).
۴. لایه شناسایی تهدید (Threat Detection & Threat Packaging)
Threat Package Builder:
پس از عبور یک Entity از آستانه ریسک (Risk Threshold)، چندین ناهنجاری مرتبط را “بستهبندی” و به شکل یک Threat Object بامحتوای کامل (تاریخچه، مسیر، جزئیات فنی) به ماژول SIEM ارسال میکند.
نمایش در UI: داشبورد جامع، تایملاین رفتار کاربر/سیستم، گراف روابط (Entity Graph)، و امکان Pivoting روی داده خام.
۵. یکپارچگی با اکوسیستم و واکنش
ارسال هشدارها به Splunk ES
یک API Integration برای اتصال به SOAR و واکنش خودکار
وFeedback Loop برای تریاژ و ارتقای صحت مدلهای ML
مزیت فنی رویکرد UBA
ریاضیات امتیازدهی ریسک بر پایه تجمیع وزندار است:
Risk Score = Σ(Anomaly Score × Model Weight) × Contextual Modifier
توجیهپذیری هشدارها توسط “توالینگاری تهدید” (Threat Timeline) برای تیم SOC
کاهش هشدارهای کاذب بواسطه Thresholdهای چندلایه، مدل Correlation، و وزندهی پویا
در نتیجه، Splunk UBA با تحلیل لایه به لایه ناهنجاریها، مدلسازی پویا و Scoring هدفمند، تهدیدهای منتج از رفتار ترکیبی را کشف و عمیقاً Contextual میکند؛ در حالی که نقاط قوت و ضعف هر لایه بهصورت ماژولار قابل پایش و بهینهسازی است.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
❤5
یک نکته کلیدی و تاثیرگذار درباره پیادهسازی SOAR اسپلانک
«کیفیت و استانداردسازی دادههای ورودی» (Input Data Quality & Standardization) اهمیت حیاتی دارد.
چرا این نکته مهمترین است؟
۱.ابزار SOAR بدون داده درست، کور است:
دریافت Eventهای بیکیفیت، ناقص یا غیرهمسان (مثلاً Syslog خام یا Logهای بدون ساختار درست Splunk CIM)، باعث میشود Playbookها یا بهدرستی تریگر نشوند، یا اکشنها خطا دهند و اتوماسیون به هشدارهای اشتباه پاسخ دهد. اسپلانک SOAR کاملاً روی هشدارهای SIEM (ES، UBA و…)، داده Assetها، Alert Enrichment و تسکهای بعدی وابسته است.
۲.تنوع ساختار لاگ و وقایع:
در محیطهایی با محصولات متنوع امنیتی (Firewall، EDR، XDR، فروشندههای مختلف)، تفاوت در فرمت/کلیدهای داده یک چالش دائمی است. Playbookها بر اساس الگوهای داده طراحی میشوند؛ اگر ورودی استاندارد نباشد، کل عملیات مختل میشود.
۳.کد و منطق Playbook وابسته به Consistency:
حتی یک اختلاف کوچک در نام فیلد (source_ip vs src_ip)، باعث میشود بخش قابل توجهی از اتوماسیون عمل نکند.
۴.توسعه پایدار، مانیتورینگ و بهینهسازی:
اگر دادههای ورودی درست Tag، Label و دستهبندی نشده باشند، گزارشگیری، Root Cause Analysis، و حتی آموزش Analystها دچار مشکل میشود.
راهکار عملی
قبل از هر چیز، روی CIM (Common Information Model) Splunk، صحتسنجی و فیلتر لاگها وقت بگذارید. اگر لازم شد، حتی تیمی برای Mapping و Refine کردن جریان عبوری داده ایجاد کنید. با این کار، Playbookهایت واقعا با هر Event جدید، پیشبینیپذیر و قابل اطمینان اجرا خواهند شد.
خلاصه:
اگر فقط یک درس مهم بخواهم بگم:
"اگر داده ورودی تمیز، کامل و استاندارد نباشد، اسپلانک SOAR هر چقدر هم پیشرفته باشد، عملاً کارایی خودش را از دست میدهد."
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
«کیفیت و استانداردسازی دادههای ورودی» (Input Data Quality & Standardization) اهمیت حیاتی دارد.
چرا این نکته مهمترین است؟
۱.ابزار SOAR بدون داده درست، کور است:
دریافت Eventهای بیکیفیت، ناقص یا غیرهمسان (مثلاً Syslog خام یا Logهای بدون ساختار درست Splunk CIM)، باعث میشود Playbookها یا بهدرستی تریگر نشوند، یا اکشنها خطا دهند و اتوماسیون به هشدارهای اشتباه پاسخ دهد. اسپلانک SOAR کاملاً روی هشدارهای SIEM (ES، UBA و…)، داده Assetها، Alert Enrichment و تسکهای بعدی وابسته است.
۲.تنوع ساختار لاگ و وقایع:
در محیطهایی با محصولات متنوع امنیتی (Firewall، EDR، XDR، فروشندههای مختلف)، تفاوت در فرمت/کلیدهای داده یک چالش دائمی است. Playbookها بر اساس الگوهای داده طراحی میشوند؛ اگر ورودی استاندارد نباشد، کل عملیات مختل میشود.
۳.کد و منطق Playbook وابسته به Consistency:
حتی یک اختلاف کوچک در نام فیلد (source_ip vs src_ip)، باعث میشود بخش قابل توجهی از اتوماسیون عمل نکند.
۴.توسعه پایدار، مانیتورینگ و بهینهسازی:
اگر دادههای ورودی درست Tag، Label و دستهبندی نشده باشند، گزارشگیری، Root Cause Analysis، و حتی آموزش Analystها دچار مشکل میشود.
راهکار عملی
قبل از هر چیز، روی CIM (Common Information Model) Splunk، صحتسنجی و فیلتر لاگها وقت بگذارید. اگر لازم شد، حتی تیمی برای Mapping و Refine کردن جریان عبوری داده ایجاد کنید. با این کار، Playbookهایت واقعا با هر Event جدید، پیشبینیپذیر و قابل اطمینان اجرا خواهند شد.
خلاصه:
اگر فقط یک درس مهم بخواهم بگم:
"اگر داده ورودی تمیز، کامل و استاندارد نباشد، اسپلانک SOAR هر چقدر هم پیشرفته باشد، عملاً کارایی خودش را از دست میدهد."
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
💯4❤1
و Kali GPT ....
۱.این ابزار یک افزودنی مبتکرانه به توزیع لینوکسی Kali است که با استفاده از قدرت هوش مصنوعی (مدل زبان بزرگ) به هکرها، پنتسترها و تحلیلگران امنیت سایبری کمک میکند تا ارتباط با ابزارها را ساده، آموزش ببینند و سریعتر به هدف برسند. برخلاف صرفاً نصب ابزار، حالا میتوان دستورات و اسکریپتهای لازم، توضیحات، پارامترهای کاربردی و حتی نمونهکد را مستقیماً از طریق چت دریافت کرد.
۲. کاربردها و مزایای ملموس:
تولید سریع دستورات: کافیست هدف خود را مطرح کنید («چطور با nmap scan کنم؟»)، Kali GPT توضیح و دستور کامل را میدهد. برای مبتدیها فوقالعاده است و حتی افراد حرفهای را از جستجو در داکیومنت، خلاص میکند.
اکسپلویت و راهنمایی مرحله به مرحله: بهجای جستجو در صفحات اینترنت، Kali GPT مرحلههای نفوذ یا تست نفوذ را با جزییات ارائه داده و خط فرمان مناسب هر ابزار را تولید میکند.
یادگیری و آموزش در لحظه: میتوانید نحوه عملکرد هر ابزار امنیتی را سوال کنید یا کاربردش را بخواهید. پاسخها به زبان ساده و همراه مثال است.
کاهش خطای انسانی: با دریافت دستورات شخصیسازیشده، احتمال اشتباه در سوئیچها یا سینتکس کاهش مییابد.
یافتن سریع آسیبپذیری/بایپس: برخی فرامین پیچیده یا «ترکیبی» را که یادآوریشان سخت است، میتوان به کمک هوش مصنوعی، با یک پرسش درست و آماده دریافت کرد.
۳. محدودیتها و چالشهای فعلی:
نمیتواند جای تجربه را بگیرد. در نهایت تحلیل و قضاوت انسانی حیاتی است؛ کالی GPT صرفاً ابزار کمکی است.
بروزرسانی دیتا: میزان بهروزبودن مدل و اطلاعات ابزارها نقش کلیدی در کارایی دارد. اگر دیتای مدل قدیمی باشد، خروجی آن هم بهروز نیست.
مسائل امنیت داده: اگرچه در خود کالی اجرا میشود اما همیشه باید مراقب بود چه چیزی به مدل داده میشود.
۴. برای چه کسانی واقعاً مفیده؟
مبتدیها: دیگر نیاز به حفظ کلی دستور و پارامتر ندارند؛ فقط سوال و هدف را وارد میکنند.
پنتسترهای حرفهای: فرایند کار سریعتر و تمیزتر؛ میتواند مثل یک helper همیشه در دسترس باشد.
آموزشدهندهها و مربیان امنیت: در ارائه مثالها و توضیح مفاهیم کاربردی و به زبان ساده، یک کمک آموزشی پرقدرت محسوب میشود.
جمعبندی و ارزش افزوده واقعی برای شما:
این Kali GPT دقیقاً همان “دستیار هوشمندی” است که سرعت یادگیری و اجرای تستهای امنیتی را افزایش میدهد. شما دیگر وقت خود را صرف جستجو در داکیومنت نمیکنید، بلکه تمرکز شما روی تحلیل واقعی و کشف آسیبپذیری خواهد بود.
مهمتر اینکه این ابزار هم برای یادگیری و هم پروژههای واقعی استفاده میشود و جایگاه Kali را در دنیای پنتست به عصر AI ارتقا میدهد.
اگر دانش فنیِ پایه را داشته باشی، عملاً Kali GPT باعث میشه راحتتر و سریعتر ایدهات رو عملی کنی و آخر هر کار هم یک لایهی توضیح و Learning برات باقی میگذاره
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://cybersecuritynews.com/kali-gpt/#google_vignette
۱.این ابزار یک افزودنی مبتکرانه به توزیع لینوکسی Kali است که با استفاده از قدرت هوش مصنوعی (مدل زبان بزرگ) به هکرها، پنتسترها و تحلیلگران امنیت سایبری کمک میکند تا ارتباط با ابزارها را ساده، آموزش ببینند و سریعتر به هدف برسند. برخلاف صرفاً نصب ابزار، حالا میتوان دستورات و اسکریپتهای لازم، توضیحات، پارامترهای کاربردی و حتی نمونهکد را مستقیماً از طریق چت دریافت کرد.
۲. کاربردها و مزایای ملموس:
تولید سریع دستورات: کافیست هدف خود را مطرح کنید («چطور با nmap scan کنم؟»)، Kali GPT توضیح و دستور کامل را میدهد. برای مبتدیها فوقالعاده است و حتی افراد حرفهای را از جستجو در داکیومنت، خلاص میکند.
اکسپلویت و راهنمایی مرحله به مرحله: بهجای جستجو در صفحات اینترنت، Kali GPT مرحلههای نفوذ یا تست نفوذ را با جزییات ارائه داده و خط فرمان مناسب هر ابزار را تولید میکند.
یادگیری و آموزش در لحظه: میتوانید نحوه عملکرد هر ابزار امنیتی را سوال کنید یا کاربردش را بخواهید. پاسخها به زبان ساده و همراه مثال است.
کاهش خطای انسانی: با دریافت دستورات شخصیسازیشده، احتمال اشتباه در سوئیچها یا سینتکس کاهش مییابد.
یافتن سریع آسیبپذیری/بایپس: برخی فرامین پیچیده یا «ترکیبی» را که یادآوریشان سخت است، میتوان به کمک هوش مصنوعی، با یک پرسش درست و آماده دریافت کرد.
۳. محدودیتها و چالشهای فعلی:
نمیتواند جای تجربه را بگیرد. در نهایت تحلیل و قضاوت انسانی حیاتی است؛ کالی GPT صرفاً ابزار کمکی است.
بروزرسانی دیتا: میزان بهروزبودن مدل و اطلاعات ابزارها نقش کلیدی در کارایی دارد. اگر دیتای مدل قدیمی باشد، خروجی آن هم بهروز نیست.
مسائل امنیت داده: اگرچه در خود کالی اجرا میشود اما همیشه باید مراقب بود چه چیزی به مدل داده میشود.
۴. برای چه کسانی واقعاً مفیده؟
مبتدیها: دیگر نیاز به حفظ کلی دستور و پارامتر ندارند؛ فقط سوال و هدف را وارد میکنند.
پنتسترهای حرفهای: فرایند کار سریعتر و تمیزتر؛ میتواند مثل یک helper همیشه در دسترس باشد.
آموزشدهندهها و مربیان امنیت: در ارائه مثالها و توضیح مفاهیم کاربردی و به زبان ساده، یک کمک آموزشی پرقدرت محسوب میشود.
جمعبندی و ارزش افزوده واقعی برای شما:
این Kali GPT دقیقاً همان “دستیار هوشمندی” است که سرعت یادگیری و اجرای تستهای امنیتی را افزایش میدهد. شما دیگر وقت خود را صرف جستجو در داکیومنت نمیکنید، بلکه تمرکز شما روی تحلیل واقعی و کشف آسیبپذیری خواهد بود.
مهمتر اینکه این ابزار هم برای یادگیری و هم پروژههای واقعی استفاده میشود و جایگاه Kali را در دنیای پنتست به عصر AI ارتقا میدهد.
اگر دانش فنیِ پایه را داشته باشی، عملاً Kali GPT باعث میشه راحتتر و سریعتر ایدهات رو عملی کنی و آخر هر کار هم یک لایهی توضیح و Learning برات باقی میگذاره
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://cybersecuritynews.com/kali-gpt/#google_vignette
❤7
دوستان شبکه تون رو سگمنت کنید !!
امروز باز جایی رو IR داشتیم و چه راحت هکر Lateral move کرده بود.
امروز باز جایی رو IR داشتیم و چه راحت هکر Lateral move کرده بود.
👏6
موضوع بحث گروه کلاسی CISSP: عملیات DRAGONCLONE؛ سوءاستفاده از امضای دیجیتال Wondershare برای تحویل بدافزار VELETRIX
✍️روزبه نوروزی
بهعنوان یه متخصص SOC و تحلیل بدافزار در تدریس CISSP فصل عملیات امنیت، همیشه دنبال نکات فنی جدیدم که هم خودم رو به چالش بکشه و هم شاگردام رو تو کلاسهای آموزشی هیجانزده کنه. تازگیها مقالهای از Seqrite Labs درباره کمپین “Operation DRAGONCLONE” خوندم که یه تکنیک فوقالعاده مخفیانه رو معرفی کرده: سوءاستفاده از DLL Sideloading با استفاده از امضای دیجیتال معتبر Wondershare برای تحویل بدافزار VELETRIX. این تکنیک نهتنها پیچیدهست، بلکه نشون میده چطور مهاجمان از اعتماد سیستمهای امنیتی به فایلهای امضاشده سوءاستفاده میکنند.
توی این کمپین، که صنعت مخابرات چین (بهویژه China Mobile Tietong) رو هدف گرفته، مهاجمان از یه فایل ZIP مخرب ZIP استفاده کردن. داخل این ZIP، یه فایل اجرایی شناخته میشه به نام “2025 China Mobile Tietong Internal Training Program” وجود داره که در واقع نسخهای تغییرنامیافته از drstat.exe (متعلق به نرمافزار Wondershare RepairIt) با امضای دیجیتال معتبره. این فایل وقتی اجرا میشه، بهجای DLL قانونی، یه DLL مخرب به اسم drstat.dll رو لود میکنه که حاوی بدافزار VELETRIXاست. این بدافزار 64 بیتی، با توابعی مثل dr_data_stop، میتونه داده جمعآوری کنه یا به سرور C2 متصل بشه و به مرحله بعدی حمله، یعنی VShell، بره.
چیز جذابی که برام هست ، استفاده از امضای دیجیتال Wondershare برای فریب سیستمهای امنیتیه. چون فایل اجرایی امضا معتبر داره، آنتیویروسها و حتی EDRهای سنتی ممکنه بهش اعتماد کنن. مهاجمان با تغییر نام فایل (مثل “Registration-link.exe”) و جاسازی DLL مخرب، بدون دستکاری امضا، بدافزار رو اجرا میکنند. این یعنی تشخیصش با روشهای مبتنی بر امضا تقریباً غیرممکنه! نکته جالب دیگه، استفاده از گواهی دیجیتال "Shenzhen Thunder Networking Technologies Ltd"هست که قبلاً تو حملات چینی دیده شده.
برای شناسایی این تهدید، باید سراغ تحلیل رفتاری بریم. ابزارهای EDR و XDR مثل ترند میکرو میتونن لود DLLهای غیرمنتظره رو رصد کنند. تنظیم Sysmon برای لاگ کردن رویدادهای لود DLL (Event ID 7) هم خیلی کمککنندهست. مثلاً میتونیم با این تنظیم، لود drstat.dll رو بررسی کنیم:
<ImageLoad onmatch="include">
<ImageLoaded condition="contains">drstat.dll</ImageLoaded>
</ImageLoad>
تحلیل حافظه با Volatility برای بررسی ناهنجاریهای VAD و مانیتورینگ ترافیک شبکه برای تشخیص ارتباطات مشکوک هم ضروریه. این تکنیک به ما یادآوری میکنه که حتی فایلهای امضاشده هم میتونن مخرب باشن، و باید رفتارشون رو عمیقتر تحلیل کنیم.
برای شاگردام این سوال رو مطرح کردم: اگه یه فایل امضاشده از Wondershare رفتار مشکوک نشون بده، چطور تحقیق میکنید؟ این سوال اونا رو به سمت Memory Forensics و Threat Hunting میبره. این کمپین، که احتمالاً کار گروههای APT چینی مثل APT41ه، نشون میده تهدیدات مدرن چطور از ابزارهای قانونی برای حملات هدفمند استفاده میکنن.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://www.seqrite.com/blog/operation-dragonclone-chinese-telecom-veletrix-vshell-malware/
✍️روزبه نوروزی
بهعنوان یه متخصص SOC و تحلیل بدافزار در تدریس CISSP فصل عملیات امنیت، همیشه دنبال نکات فنی جدیدم که هم خودم رو به چالش بکشه و هم شاگردام رو تو کلاسهای آموزشی هیجانزده کنه. تازگیها مقالهای از Seqrite Labs درباره کمپین “Operation DRAGONCLONE” خوندم که یه تکنیک فوقالعاده مخفیانه رو معرفی کرده: سوءاستفاده از DLL Sideloading با استفاده از امضای دیجیتال معتبر Wondershare برای تحویل بدافزار VELETRIX. این تکنیک نهتنها پیچیدهست، بلکه نشون میده چطور مهاجمان از اعتماد سیستمهای امنیتی به فایلهای امضاشده سوءاستفاده میکنند.
توی این کمپین، که صنعت مخابرات چین (بهویژه China Mobile Tietong) رو هدف گرفته، مهاجمان از یه فایل ZIP مخرب ZIP استفاده کردن. داخل این ZIP، یه فایل اجرایی شناخته میشه به نام “2025 China Mobile Tietong Internal Training Program” وجود داره که در واقع نسخهای تغییرنامیافته از drstat.exe (متعلق به نرمافزار Wondershare RepairIt) با امضای دیجیتال معتبره. این فایل وقتی اجرا میشه، بهجای DLL قانونی، یه DLL مخرب به اسم drstat.dll رو لود میکنه که حاوی بدافزار VELETRIXاست. این بدافزار 64 بیتی، با توابعی مثل dr_data_stop، میتونه داده جمعآوری کنه یا به سرور C2 متصل بشه و به مرحله بعدی حمله، یعنی VShell، بره.
چیز جذابی که برام هست ، استفاده از امضای دیجیتال Wondershare برای فریب سیستمهای امنیتیه. چون فایل اجرایی امضا معتبر داره، آنتیویروسها و حتی EDRهای سنتی ممکنه بهش اعتماد کنن. مهاجمان با تغییر نام فایل (مثل “Registration-link.exe”) و جاسازی DLL مخرب، بدون دستکاری امضا، بدافزار رو اجرا میکنند. این یعنی تشخیصش با روشهای مبتنی بر امضا تقریباً غیرممکنه! نکته جالب دیگه، استفاده از گواهی دیجیتال "Shenzhen Thunder Networking Technologies Ltd"هست که قبلاً تو حملات چینی دیده شده.
برای شناسایی این تهدید، باید سراغ تحلیل رفتاری بریم. ابزارهای EDR و XDR مثل ترند میکرو میتونن لود DLLهای غیرمنتظره رو رصد کنند. تنظیم Sysmon برای لاگ کردن رویدادهای لود DLL (Event ID 7) هم خیلی کمککنندهست. مثلاً میتونیم با این تنظیم، لود drstat.dll رو بررسی کنیم:
<ImageLoad onmatch="include">
<ImageLoaded condition="contains">drstat.dll</ImageLoaded>
</ImageLoad>
تحلیل حافظه با Volatility برای بررسی ناهنجاریهای VAD و مانیتورینگ ترافیک شبکه برای تشخیص ارتباطات مشکوک هم ضروریه. این تکنیک به ما یادآوری میکنه که حتی فایلهای امضاشده هم میتونن مخرب باشن، و باید رفتارشون رو عمیقتر تحلیل کنیم.
برای شاگردام این سوال رو مطرح کردم: اگه یه فایل امضاشده از Wondershare رفتار مشکوک نشون بده، چطور تحقیق میکنید؟ این سوال اونا رو به سمت Memory Forensics و Threat Hunting میبره. این کمپین، که احتمالاً کار گروههای APT چینی مثل APT41ه، نشون میده تهدیدات مدرن چطور از ابزارهای قانونی برای حملات هدفمند استفاده میکنن.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://www.seqrite.com/blog/operation-dragonclone-chinese-telecom-veletrix-vshell-malware/
Seqrite Labs
Operation DRAGONCLONE: Chinese Telecommunication industry targeted via VELETRIX & VShell malware
<p>Contents Introduction Initial Findings Infection Chain. Technical Analysis Stage 0 – Malicious ZIP File. Stage 1 – Malicious VELETRIX implant. Stage 2 – Malicious V-Shell implant. Hunting and Infrastructure. Attribution Conclusion Seqrite Protection. IOCs…
🔥4👏1
اسپلانک را به روز کنید
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://cybersecuritynews.com/splunk-enterprise-xss-vulnerability/
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://cybersecuritynews.com/splunk-enterprise-xss-vulnerability/
Cyber Security News
Splunk Enterprise XSS Vulnerability Let Attackers Execute Unauthorized JavaScript Code
A significant security vulnerability in the Splunk Enterprise platform could allow low-privileged attackers to execute unauthorized JavaScript code through a reflected Cross-Site Scripting (XSS) flaw.
💯5❤2
ماشالله به دوستان که خسته نمیشن از بازتولید یک نسل خاص از SIEM
بازم یه SIEM جدید به محصولات بومی اضافه شد تا بتونیم به تعداد SIEM های جهانی نمونه وطنی داشته باشیم .
دریغ از توانمندی مورد نیاز.
ما هیچ ما نگاه
بازم یه SIEM جدید به محصولات بومی اضافه شد تا بتونیم به تعداد SIEM های جهانی نمونه وطنی داشته باشیم .
دریغ از توانمندی مورد نیاز.
ما هیچ ما نگاه
👍8🤓3❤2🤝1🤗1