مروری بر روشهای ترند در هانت
در دنیای فعلی امنیت سایبری، بیش از هر زمان دیگری مهاجمان به جای استفاده از بدافزارهای کلاسیک، به سراغ حملاتی رفتهاند که با ابزارها و قابلیتهای داخلی سیستمعامل اجرا میشوند. این حملات با نام LOTL (Living Off The Land) مشهورند و چالش اصلی آنها برای تهدیدیابی این است که غالباً هیچ ردپای مشکوک یا فایل اجرایی خاصی بر جای نمیگذارند.
در این مقاله، به بررسی یک دیدگاه و سبک نوین در Threat Hunting میپردازم که تمرکز آن شکار این حملات در لایهای بالاتر از IOCها و Signature است ـ با اتکا بر رفتار، فرضیهسازی، و تحلیل توالی رخدادها.
تعریف و اهمیت حملات LOTL
مقوله LOTL به معنای سوءاستفاده مهاجم از ابزارهای استاندارد، اسکریپتها و سرویسهای سیستمعامل (مثل PowerShell، WMI، RDP و…) است تا فعالیت مخرب خود را در پوشش رفتار مشروع انجام دهد. این رویکرد، شناسایی توسط AV، EDR و حتی SIEMهای مبتنی بر signature را بسیار سخت میکند و مهاجم میتواند تا هفتهها یا حتی ماهها در سایه باقی بماند.
تهدیدیابی سنتی: چرا کافی نیست؟
در گذشته، hunting بیشتر مبتنی بر جستجو بر اساس IOC یا signature بود؛ آیپی مشکوک، هش فایل، یا وقوع یک رخداد شناساییشده. این مدل hunting اغلب واکنشی است، وابسته به شواهد ملموس یا هشدارهای آماده.
اما حملات LOTL دقیقاً این مدل دفاع را دور میزنند؛ زیرا رفتارشان شبیه کارکرد عادی سیستم است، تنها تفاوت در توالی اجرا، بافتار (Context) و ترکیب رفتارهاست.
سبک جدید شکار تهدید: از Hypothesis-driven تا Behavior-based
اخیراً در یکی از مقالات مطرح ۲۰۲۵ به این نکته پرداخته شده که برای آشکارسازی حملات LOTL باید threat hunting را به سطحی فراتر از واکنش به هشدارها و Signatureها ببریم و رویکرد فعال و فرضیهمحور را جایگزین کنیم.
کلیدواژهها و رویکردها:
🔹️ فرضیهسازی پیشدستانه:
بجای انتظار برای هشدار، فرضیههایی مثل «چه میشود اگر PowerShell بعد از ریموت RDP اجرا شود؟» یا «آیا افزایش ناگهانی ارتباطات WMI نشانه lateral movement نیست؟» طرحریزی و براساس آن شکار آغاز گردد.
🔹️ مبنای رفتاری و تحلیلی:
تمرکز روی رفتار ابزارهای داخلی و Sequence رخدادها: اجرای cmd و powershell در ترکیب با هم، استفاده غیرمعمول از Task Scheduler یا ارتباطات مشکوک بعد از اجرای اسکریپت.
🔹️ کار با Telemetry عمیق و گسترده:
دادههای EDR، Sysmon یا Memory Forensics باید لایه به لایه بررسی شوند تا ارتباط رخدادهای ظاهراً معمول در کنار هم، تصویر حمله را آشکار کند.
تحول عملیاتی در تیمها؛ نکات کاربردی
و SOC و مهندسان کشف باید علاوهبر IOC به دنبال نشانههای رفتاری و تغییرات subtle در زنجیره عملیات مهاجم باشند.
فرضیهسازی و آزمون آن تبدیل به چرخه دائمی hunting و یادگیری میشود؛ با هر شکار موفق یا اشتباه، الگوریتم و ruleهای تشخیصی باید اصلاح و غنیتر گردند.
ابزارهایی چون Sysmon، UEBA، و EDRهایی با قابلیت correlation، محور hunting مدرن خواهند بود.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
در دنیای فعلی امنیت سایبری، بیش از هر زمان دیگری مهاجمان به جای استفاده از بدافزارهای کلاسیک، به سراغ حملاتی رفتهاند که با ابزارها و قابلیتهای داخلی سیستمعامل اجرا میشوند. این حملات با نام LOTL (Living Off The Land) مشهورند و چالش اصلی آنها برای تهدیدیابی این است که غالباً هیچ ردپای مشکوک یا فایل اجرایی خاصی بر جای نمیگذارند.
در این مقاله، به بررسی یک دیدگاه و سبک نوین در Threat Hunting میپردازم که تمرکز آن شکار این حملات در لایهای بالاتر از IOCها و Signature است ـ با اتکا بر رفتار، فرضیهسازی، و تحلیل توالی رخدادها.
تعریف و اهمیت حملات LOTL
مقوله LOTL به معنای سوءاستفاده مهاجم از ابزارهای استاندارد، اسکریپتها و سرویسهای سیستمعامل (مثل PowerShell، WMI، RDP و…) است تا فعالیت مخرب خود را در پوشش رفتار مشروع انجام دهد. این رویکرد، شناسایی توسط AV، EDR و حتی SIEMهای مبتنی بر signature را بسیار سخت میکند و مهاجم میتواند تا هفتهها یا حتی ماهها در سایه باقی بماند.
تهدیدیابی سنتی: چرا کافی نیست؟
در گذشته، hunting بیشتر مبتنی بر جستجو بر اساس IOC یا signature بود؛ آیپی مشکوک، هش فایل، یا وقوع یک رخداد شناساییشده. این مدل hunting اغلب واکنشی است، وابسته به شواهد ملموس یا هشدارهای آماده.
اما حملات LOTL دقیقاً این مدل دفاع را دور میزنند؛ زیرا رفتارشان شبیه کارکرد عادی سیستم است، تنها تفاوت در توالی اجرا، بافتار (Context) و ترکیب رفتارهاست.
سبک جدید شکار تهدید: از Hypothesis-driven تا Behavior-based
اخیراً در یکی از مقالات مطرح ۲۰۲۵ به این نکته پرداخته شده که برای آشکارسازی حملات LOTL باید threat hunting را به سطحی فراتر از واکنش به هشدارها و Signatureها ببریم و رویکرد فعال و فرضیهمحور را جایگزین کنیم.
کلیدواژهها و رویکردها:
🔹️ فرضیهسازی پیشدستانه:
بجای انتظار برای هشدار، فرضیههایی مثل «چه میشود اگر PowerShell بعد از ریموت RDP اجرا شود؟» یا «آیا افزایش ناگهانی ارتباطات WMI نشانه lateral movement نیست؟» طرحریزی و براساس آن شکار آغاز گردد.
🔹️ مبنای رفتاری و تحلیلی:
تمرکز روی رفتار ابزارهای داخلی و Sequence رخدادها: اجرای cmd و powershell در ترکیب با هم، استفاده غیرمعمول از Task Scheduler یا ارتباطات مشکوک بعد از اجرای اسکریپت.
🔹️ کار با Telemetry عمیق و گسترده:
دادههای EDR، Sysmon یا Memory Forensics باید لایه به لایه بررسی شوند تا ارتباط رخدادهای ظاهراً معمول در کنار هم، تصویر حمله را آشکار کند.
تحول عملیاتی در تیمها؛ نکات کاربردی
و SOC و مهندسان کشف باید علاوهبر IOC به دنبال نشانههای رفتاری و تغییرات subtle در زنجیره عملیات مهاجم باشند.
فرضیهسازی و آزمون آن تبدیل به چرخه دائمی hunting و یادگیری میشود؛ با هر شکار موفق یا اشتباه، الگوریتم و ruleهای تشخیصی باید اصلاح و غنیتر گردند.
ابزارهایی چون Sysmon، UEBA، و EDRهایی با قابلیت correlation، محور hunting مدرن خواهند بود.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
❤5💯2
#تجربه
#بهسازی_SOC
اگر سیسمون رو بر اساس تنظیمات swiftonsecurity یا olafhartong انجام میدهید تا دقت خوب و کاهش حجم لاگ داشته باشید بدانید چه ریسک هایی رو ندید میگیرید!!
در این مقاله به اونها میپردازم
روزبه نوروزی
لیست حملاتی که با config مینیمال Sysmon ممکن است قابل کشف نباشند
۱. حملهLOTL (Living Off The Land) با ابزارهای بومی کمتر رایج
اجرای ابزارهایی مانند certutil.exe، mshta.exe، یا forfiles.exe اگر فقط روی powershell و cmd حساسیت باشد، معمولاً در مینیمال config اصلاً Log نمیشوند.
۲. برخی تکنیکهای Fileless Malware
حملاتی که کد مخرب را مستقیماً در حافظه تزریق میکنند (مانند process hollowing یا reflectively loaded DLL)، اگر Log مربوط به Memory/Process creation دقیق شناسایی نشود (Event ID 8: CreateRemoteThread، Event ID 10: ProcessAccess).
۳. تغییرات مخفی در Registry
تغییر کلیدهای خاص (مثل Run، Image File Execution Options، یا کلیدهای less-known مانند AppInit_DLLs، UserInit) اغلب Log نمیشوند اگر فقط کلیدهای خاصی مانیتور شوند.
۴. انجام Network Lateral Movement
اگر فقط ترافیک غیر لوکال یا پورتهای مشهور log شود، ترافیک غیرمعمول در داخل شبکه (مثلاً روی پورت 4444 یا WMI) از دست میرود (Event ID 3: Network Connection معمولاً حسابی فیلتر میشود).
۵. تغییرات پیشرفته در Scheduled Tasks
اگر config فقط schtasks.exe را log کند و نه فایلهای XML یا عملیات از طریق API ویندوز، ساخت task با ابزارهای بومی در EventID 1 دیده نمیشود.
۶. تهدیدات مبتنی بر Named Pipe/IPC
همزادسازی دسترسی بین پردازشها (Event ID 17/18: Pipe Created/Connected) در اکثر configها خاموش است، در نتیجه حملات IPC-Based قابل کشف نیستند.
۷. دور زدن با Parent-Child Spoofing
اگر ParentImage logging صرفاً محدود به پروسسهای کلاسیک باشد، حملاتی با process injection یا hollowing که Parent غیرعادی دارند، تشخیص داده نمیشوند.
۸. وجودPersistenceهای نامتعارف (WMI Event Consumer/Filter)
ایجاد WMI Permanent Event Subscription (Event ID 19, 20, 21) اغلب در configهای سبک logging نمیشوند.
۹. وExecution از طریق کمندهای جستجوگر ویندوز
اجرای مخرب از طریق Search-ms protocol، searchui.exe یا حتی explorer با argumentهای دقیق؛ اگر فقط روی powershell و cmd حساسیت باشد نادیده گرفته میشود.
۱۰. وDLL Sideloading و اجرای DLLهای نامعلوم
اگر FileCreate مربوط به فولدرهای مشکوک (مانند ProgramData یا TEMP) log نشود، این تکنیکها مخفی میمانند.
#تجربه
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
#بهسازی_SOC
اگر سیسمون رو بر اساس تنظیمات swiftonsecurity یا olafhartong انجام میدهید تا دقت خوب و کاهش حجم لاگ داشته باشید بدانید چه ریسک هایی رو ندید میگیرید!!
در این مقاله به اونها میپردازم
روزبه نوروزی
لیست حملاتی که با config مینیمال Sysmon ممکن است قابل کشف نباشند
۱. حملهLOTL (Living Off The Land) با ابزارهای بومی کمتر رایج
اجرای ابزارهایی مانند certutil.exe، mshta.exe، یا forfiles.exe اگر فقط روی powershell و cmd حساسیت باشد، معمولاً در مینیمال config اصلاً Log نمیشوند.
۲. برخی تکنیکهای Fileless Malware
حملاتی که کد مخرب را مستقیماً در حافظه تزریق میکنند (مانند process hollowing یا reflectively loaded DLL)، اگر Log مربوط به Memory/Process creation دقیق شناسایی نشود (Event ID 8: CreateRemoteThread، Event ID 10: ProcessAccess).
۳. تغییرات مخفی در Registry
تغییر کلیدهای خاص (مثل Run، Image File Execution Options، یا کلیدهای less-known مانند AppInit_DLLs، UserInit) اغلب Log نمیشوند اگر فقط کلیدهای خاصی مانیتور شوند.
۴. انجام Network Lateral Movement
اگر فقط ترافیک غیر لوکال یا پورتهای مشهور log شود، ترافیک غیرمعمول در داخل شبکه (مثلاً روی پورت 4444 یا WMI) از دست میرود (Event ID 3: Network Connection معمولاً حسابی فیلتر میشود).
۵. تغییرات پیشرفته در Scheduled Tasks
اگر config فقط schtasks.exe را log کند و نه فایلهای XML یا عملیات از طریق API ویندوز، ساخت task با ابزارهای بومی در EventID 1 دیده نمیشود.
۶. تهدیدات مبتنی بر Named Pipe/IPC
همزادسازی دسترسی بین پردازشها (Event ID 17/18: Pipe Created/Connected) در اکثر configها خاموش است، در نتیجه حملات IPC-Based قابل کشف نیستند.
۷. دور زدن با Parent-Child Spoofing
اگر ParentImage logging صرفاً محدود به پروسسهای کلاسیک باشد، حملاتی با process injection یا hollowing که Parent غیرعادی دارند، تشخیص داده نمیشوند.
۸. وجودPersistenceهای نامتعارف (WMI Event Consumer/Filter)
ایجاد WMI Permanent Event Subscription (Event ID 19, 20, 21) اغلب در configهای سبک logging نمیشوند.
۹. وExecution از طریق کمندهای جستجوگر ویندوز
اجرای مخرب از طریق Search-ms protocol، searchui.exe یا حتی explorer با argumentهای دقیق؛ اگر فقط روی powershell و cmd حساسیت باشد نادیده گرفته میشود.
۱۰. وDLL Sideloading و اجرای DLLهای نامعلوم
اگر FileCreate مربوط به فولدرهای مشکوک (مانند ProgramData یا TEMP) log نشود، این تکنیکها مخفی میمانند.
#تجربه
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
❤8💯2
در دنیای پیچیده امنیت اکتیو دایرکتوری، مدیریت دسترسیها و مکانیزمهای Delegation نقشی حیاتی در حفظ امنیت زیرساخت ایفا میکنند.
یکی از حوزههایی که گهگاه کمتر مورد توجه قرار میگیرد اما ظرفیت بالایی برای ایجاد تهدیدات جدی دارد، بحث Delegation به ویژه در قالب Unconstrained Delegation است.
در این مدل، حسابها مجاز هستند بدون محدودیت اعتبارنامه کاربران را به سرویسهای دیگر منتقل کنند؛ موضوعی که اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند به مهاجمان امکان دسترسی گسترده و حتی تصرف کامل Domain را بدهد.
مساله Group Managed Service Account یا gMSA یکی از انواع حسابهایی است که برای مدیریت سرویسها و برنامهها در محیطهای بزرگ استفاده میشود. هرچند طراحی gMSA با هدف بهبود امنیت انجام شده، اما در صورت استفاده نادرست یا پیکربندی اشتباه، به نقطه ضعف تبدیل خواهد شد؛ به ویژه زمانی که با Unconstrained Delegation ترکیب شود.
این مقاله به بررسی چرایی اهمیت این تهدید، روشهای شناسایی و بهرهبرداری مهاجمان، و راهکارهای کاهش ریسک و بهبود امنیت gMSA و Delegation میپردازد
این مقاله حمله به حسابهای gMSA با Unconstrained Delegation را توضیح میدهد. مهاجم با شناسایی gMSAهای دارای این ویژگی، بررسی سرورهای هدف و استخراج پسورد (از طریق دسترسی پرمیشن یا حمله NTLM Relay)، میتواند کنترل کامل دامنه را به دست آورد. ابزارهایی مثل Impacket و gMSADumper این پروسه را تسهیل میکنند. اشیاء غیرفعال هم خطرناک هستند و باید حذف یا هاردن شوند. این مسیر حمله اغلب نادیده گرفته میشود و برای حفاظت باید Unconstrained Delegation در سطح دامنه محدود شده و دسترسیها به دقت بررسی و محدود شوند.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://nothingspecialforu.github.io/UCgMSAExploitation/
یکی از حوزههایی که گهگاه کمتر مورد توجه قرار میگیرد اما ظرفیت بالایی برای ایجاد تهدیدات جدی دارد، بحث Delegation به ویژه در قالب Unconstrained Delegation است.
در این مدل، حسابها مجاز هستند بدون محدودیت اعتبارنامه کاربران را به سرویسهای دیگر منتقل کنند؛ موضوعی که اگر بهدرستی مدیریت نشود، میتواند به مهاجمان امکان دسترسی گسترده و حتی تصرف کامل Domain را بدهد.
مساله Group Managed Service Account یا gMSA یکی از انواع حسابهایی است که برای مدیریت سرویسها و برنامهها در محیطهای بزرگ استفاده میشود. هرچند طراحی gMSA با هدف بهبود امنیت انجام شده، اما در صورت استفاده نادرست یا پیکربندی اشتباه، به نقطه ضعف تبدیل خواهد شد؛ به ویژه زمانی که با Unconstrained Delegation ترکیب شود.
این مقاله به بررسی چرایی اهمیت این تهدید، روشهای شناسایی و بهرهبرداری مهاجمان، و راهکارهای کاهش ریسک و بهبود امنیت gMSA و Delegation میپردازد
این مقاله حمله به حسابهای gMSA با Unconstrained Delegation را توضیح میدهد. مهاجم با شناسایی gMSAهای دارای این ویژگی، بررسی سرورهای هدف و استخراج پسورد (از طریق دسترسی پرمیشن یا حمله NTLM Relay)، میتواند کنترل کامل دامنه را به دست آورد. ابزارهایی مثل Impacket و gMSADumper این پروسه را تسهیل میکنند. اشیاء غیرفعال هم خطرناک هستند و باید حذف یا هاردن شوند. این مسیر حمله اغلب نادیده گرفته میشود و برای حفاظت باید Unconstrained Delegation در سطح دامنه محدود شده و دسترسیها به دقت بررسی و محدود شوند.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://nothingspecialforu.github.io/UCgMSAExploitation/
❤4
دور خوردن EDR های مهم
نویسنده نشان میدهد که چگونه با io_uring (که مثل یک تونل خاص و کمسروصدا برای کار با فایل/شبکه به لینوکس اضافه شده)، میشود دادهها را خواند/نوشت/ارسال کرد بدون آنکه EDRهای مهم (مثل CrowdStrike Falcon, SentinelOne, یا حتی بعضی نمونههای Open Source مثل Wazuh اگر به syscall tracing تکیه کنند) متوجه شوند.
کد ارائهشده، یک backdoor عملی است که داده و رانفرمان از C2 میگیرد و همه عملیاتش را بدون syscall کلاسیک انجام میدهد.
اگر در تیم آبی کار میکنید، باید حواستان باشد که سیستم فقط با بررسی classic syscallها امن نیست.
راهحل: باید روی بحث kernel tracing، eBPF مخصوص io_uring، و شبکه تمرکز کنید.
این مقاله یک آگاهی مهم برای عملیات SOC/LINUX EDR است:
روشهای مبتنی بر syscall hooking کافی نیست!
باید ابزارهای جدید و مانیتورینگ مبتنیبر eBPF/Kernel-level را جدیتر بگیرید.
برای Red Teamها، io_uring یک راه جذاب برای فرار از بسیاری از محصولات EDR-Linux است (تا زمانی که detection rule به آن نخورده).
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://matheuzsecurity.github.io/hacking/evading-linux-edrs-with-io-uring/
نویسنده نشان میدهد که چگونه با io_uring (که مثل یک تونل خاص و کمسروصدا برای کار با فایل/شبکه به لینوکس اضافه شده)، میشود دادهها را خواند/نوشت/ارسال کرد بدون آنکه EDRهای مهم (مثل CrowdStrike Falcon, SentinelOne, یا حتی بعضی نمونههای Open Source مثل Wazuh اگر به syscall tracing تکیه کنند) متوجه شوند.
کد ارائهشده، یک backdoor عملی است که داده و رانفرمان از C2 میگیرد و همه عملیاتش را بدون syscall کلاسیک انجام میدهد.
اگر در تیم آبی کار میکنید، باید حواستان باشد که سیستم فقط با بررسی classic syscallها امن نیست.
راهحل: باید روی بحث kernel tracing، eBPF مخصوص io_uring، و شبکه تمرکز کنید.
این مقاله یک آگاهی مهم برای عملیات SOC/LINUX EDR است:
روشهای مبتنی بر syscall hooking کافی نیست!
باید ابزارهای جدید و مانیتورینگ مبتنیبر eBPF/Kernel-level را جدیتر بگیرید.
برای Red Teamها، io_uring یک راه جذاب برای فرار از بسیاری از محصولات EDR-Linux است (تا زمانی که detection rule به آن نخورده).
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://matheuzsecurity.github.io/hacking/evading-linux-edrs-with-io-uring/
matheuzsecurity.github.io
Red Team Tactics: Evading EDR on Linux with io_uring · 0xMatheuZ
Learn how to bypass modern defenses with io_uring
👍5
“درب پشتی” و “آسیبپذیری” در دستگاههای ذخیرهسازی (Storage Devices)
در خصوص ذخیره سازها مثل SAN، NAS، اکسترنال هارد، و حتی درایوهای SSD و HDD آسیب پذیری از نگاه امنیت سایبری چند بُعد دارد. در ادامه به نکات عملی، تجربیات واقعی و تهدیدات شناختهشده میپردازم که برای یک SOC یا تیم امنیت میتواند ارزشمند باشد:
۱. درب پشتی (Backdoor) در دستگاههای ذخیرهسازی
الف. بکدورها در فریمویر (Firmware Backdoors)
واقعیت: سازندگان، یا کمپانیهای با سیاست ساخت ODM، گاهی عمداً یا سهواً دسترسی مخفی برای مدیریت، پشتیبانی یا مقاصد بدافزار (مانند Neutrality یا Cloud backend) باقی میگذارند.
نمونه واقعی:در سال ۲۰۱۴، شرکت Western Digital فریمویری در برخی NAS ها داشت که دربپشتی آن، به ادمین اجازه Telnet دسترسی مخفی بدون لاگ را میداد.
ب. دستکاری و آسیبپذیری در میکروکنترلر SSD/HDD
در BadUSB و ابزارهایی مثل HIDD (Hacker’s HDD backdoor): مهاجم فریمویر SSD/HDD را با یک بیلد آلوده جایگزین کرده و مثلاً کانال ارتباطی C2 پنهان یا حافظه رمزنگاریشده جاسازی میکند.
یادداشت: کشف این نوع بکدورها با ابزارهای متداول بسیار دشوار است و فقط با تحلیل کملایه و ابزارهای Forensics مخصوص قابل انجام است.
۲. آسیبپذیریهای رایج (Vulnerabilities)
الف. Remote Code Execution و Web-based Backdoor
اکثر Storageهای تحت شبکه (مثل QNAP، Synology، WD My Cloud) وبسرور یا SMB دارند، اغلب آسیبپذیر به RCE یا login bypass بودهاند.
نمونه واقعی:در اوایل ۲۰۲۴ چند آسیبپذیری بحرانی QNAP و Synology (CVE-2024-21899 و CVE-2024-2879) به هکر اجازه میداد بدون اعتبارسنجی، دستورات سیستمی اجرا و حتی فایلها را پاک یا رمزگذاری کند.
ب. آسیبپذیریهایی مثل SMB Ghost، EternalBlue یا WebDAV
بسیاری از NASها از ماژولهای قدیمی Samba استفاده میکنند و بهشدت در معرض آسیبپذیریهای اساسیاند که حملات wormable را فعال میکنند.
ج. ضعف در احراز هویت و مدیریت دسترسی
ذخیرهسازی پیشفرض با پسورد ساده/تکراری (admin/admin یا guest/guest)
فعال بودن FTP/Telnet بدون رمزنگاری
۳. تجربیات شکار و تحلیل در SOC
لاگهای Storage اغلب از لاگ مرکزی سرور جداست و به همین دلیل بکدور در شبکه کمتر آشکار میشود مگر با Network Threat Hunting روی پورتها و پروتکلهای معمول دستگاههای ذخیرهسازی (مانند SMB، NFS، iSCSI).
سناریوی واقعی: در یک حمله باجافزاری به شبکه سازمانی، یک NAS قدیمی به سر پل انتقال اولیه باجافزار تبدیل شده بود چون تنها این دستگاه بهعلت firmware قدیمی و تنظیمات پیشفرض قربانی RCE شده بود.
تیم Hunting با تحلیل پکتهای مشکوک روی پورتهای ۴۴۵ و ۸۰ و مقایسه رفتار ترافیکی با الگوهای عادی، فعالیت بدافزار و حتی ایجاد کانال ارتباطی پنهان (C2) از طریق آن دستگاه را کشف کرد.
۴. اقدامات عملی و راهکارها
بهروزرسانی مداوم فریمویر و نظارت بر advisories شرکت سازنده
غیرفعال کردن سرویسهای غیرضروری (FTP، Telnet، UPnP)
اجباری کردن MFA یا حداقل پسورد قوی، خصوصاً برای دسترسی مدیریت
یکپارچهسازی لاگ Storageها در SIEM
بررسی دورهای دستگاهها با ابزارهایی مثل Binwalk و firmware scanner برای شناسایی شِل یا بکدورهای مخفی
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
در دوره مدیریت بحران سایبری به این مقولات حاصل از تجربیات میپردازم
تماس با واتس اپ و بله 09902857290
در خصوص ذخیره سازها مثل SAN، NAS، اکسترنال هارد، و حتی درایوهای SSD و HDD آسیب پذیری از نگاه امنیت سایبری چند بُعد دارد. در ادامه به نکات عملی، تجربیات واقعی و تهدیدات شناختهشده میپردازم که برای یک SOC یا تیم امنیت میتواند ارزشمند باشد:
۱. درب پشتی (Backdoor) در دستگاههای ذخیرهسازی
الف. بکدورها در فریمویر (Firmware Backdoors)
واقعیت: سازندگان، یا کمپانیهای با سیاست ساخت ODM، گاهی عمداً یا سهواً دسترسی مخفی برای مدیریت، پشتیبانی یا مقاصد بدافزار (مانند Neutrality یا Cloud backend) باقی میگذارند.
نمونه واقعی:در سال ۲۰۱۴، شرکت Western Digital فریمویری در برخی NAS ها داشت که دربپشتی آن، به ادمین اجازه Telnet دسترسی مخفی بدون لاگ را میداد.
ب. دستکاری و آسیبپذیری در میکروکنترلر SSD/HDD
در BadUSB و ابزارهایی مثل HIDD (Hacker’s HDD backdoor): مهاجم فریمویر SSD/HDD را با یک بیلد آلوده جایگزین کرده و مثلاً کانال ارتباطی C2 پنهان یا حافظه رمزنگاریشده جاسازی میکند.
یادداشت: کشف این نوع بکدورها با ابزارهای متداول بسیار دشوار است و فقط با تحلیل کملایه و ابزارهای Forensics مخصوص قابل انجام است.
۲. آسیبپذیریهای رایج (Vulnerabilities)
الف. Remote Code Execution و Web-based Backdoor
اکثر Storageهای تحت شبکه (مثل QNAP، Synology، WD My Cloud) وبسرور یا SMB دارند، اغلب آسیبپذیر به RCE یا login bypass بودهاند.
نمونه واقعی:در اوایل ۲۰۲۴ چند آسیبپذیری بحرانی QNAP و Synology (CVE-2024-21899 و CVE-2024-2879) به هکر اجازه میداد بدون اعتبارسنجی، دستورات سیستمی اجرا و حتی فایلها را پاک یا رمزگذاری کند.
ب. آسیبپذیریهایی مثل SMB Ghost، EternalBlue یا WebDAV
بسیاری از NASها از ماژولهای قدیمی Samba استفاده میکنند و بهشدت در معرض آسیبپذیریهای اساسیاند که حملات wormable را فعال میکنند.
ج. ضعف در احراز هویت و مدیریت دسترسی
ذخیرهسازی پیشفرض با پسورد ساده/تکراری (admin/admin یا guest/guest)
فعال بودن FTP/Telnet بدون رمزنگاری
۳. تجربیات شکار و تحلیل در SOC
لاگهای Storage اغلب از لاگ مرکزی سرور جداست و به همین دلیل بکدور در شبکه کمتر آشکار میشود مگر با Network Threat Hunting روی پورتها و پروتکلهای معمول دستگاههای ذخیرهسازی (مانند SMB، NFS، iSCSI).
سناریوی واقعی: در یک حمله باجافزاری به شبکه سازمانی، یک NAS قدیمی به سر پل انتقال اولیه باجافزار تبدیل شده بود چون تنها این دستگاه بهعلت firmware قدیمی و تنظیمات پیشفرض قربانی RCE شده بود.
تیم Hunting با تحلیل پکتهای مشکوک روی پورتهای ۴۴۵ و ۸۰ و مقایسه رفتار ترافیکی با الگوهای عادی، فعالیت بدافزار و حتی ایجاد کانال ارتباطی پنهان (C2) از طریق آن دستگاه را کشف کرد.
۴. اقدامات عملی و راهکارها
بهروزرسانی مداوم فریمویر و نظارت بر advisories شرکت سازنده
غیرفعال کردن سرویسهای غیرضروری (FTP، Telnet، UPnP)
اجباری کردن MFA یا حداقل پسورد قوی، خصوصاً برای دسترسی مدیریت
یکپارچهسازی لاگ Storageها در SIEM
بررسی دورهای دستگاهها با ابزارهایی مثل Binwalk و firmware scanner برای شناسایی شِل یا بکدورهای مخفی
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
در دوره مدیریت بحران سایبری به این مقولات حاصل از تجربیات میپردازم
تماس با واتس اپ و بله 09902857290
👍5👏2
راهنمای لاگ گیری در لینوکس
از CrowdStrike
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://www.crowdstrike.com/en-us/guides/linux-logging/
از CrowdStrike
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://www.crowdstrike.com/en-us/guides/linux-logging/
CrowdStrike.com
<strong>Linux Logging Guide</strong>:
The Basics
The Basics
In part one of a series on Linux logging, we will go over the common Linux logging framework, locations of these log files, and the different types of logging daemons and protocols
⚡5
امکان سوءاستفاده سختافزاری از طریق رابطهای پنهان دیباگ (مطالعه موردی: EUD/JTAG در چیپستهای Qualcomm)
✅️بخشی از دوره مدیریت بحران سایبری آکادمی روزبه
مقدمه
در عصر اینترنت اشیاء، موبایل و تجهیزات متصل، امنیت سختافزاری کمتر از لایه نرمافزاری مورد توجه قرار گرفته است. در حالی که تمرکز اکثر تیمهای امنیت بر آسیبپذیریهای نرمافزاری و شبکهای است، وجود رابطهای دیباگ پنهان نظیر JTAG و EUD (Embedded USB Debug) در بسیاری از سختافزارهای مدرن، به یک خطر بالقوه تبدیل شده است. این منافذ به مهاجم امکان میدهد فارغ از محدودیتهای سیستمعامل یا حتی Secure Boot، کنترل سطح پایین دستگاه را در اختیار بگیرد.
ماهیت تهدید
رابطهایی مانند JTAG و SWD (Serial Wire Debug)، طراحی شدهاند تا توسعهدهندگان و تعمیرکاران بتوانند سختافزار را دیباگ و تحلیل کنند. در بسیاری از پردازندههای موبایلی نظیر Qualcomm Snapdragon، این رابطها به شکل پنهان، در پورت USB ادغام یا از طریق فریمویر فعال میشوند (مانند EUD). به تازگی کد منبع تعامل با EUD به صورت عمومی منتشر شده و امکان بهرهبرداری از این دسترسی بدون نیاز به باز کردن دستگاه و ابزارآلات خاص فراهم گردیده است.
سناریوهای سوءاستفاده عملی
۱. کسب دسترسی کامل سختافزاری:
اگر EUD یا JTAG فعال باشد، مهاجم میتواند با اتصال به پورت USB، به رجیسترهای داخلی، حافظه و کنترل کامل پردازنده برسد. این دسترسی در خارج از کنترل سیستمعامل است و عملاً تمام لایههای امنیتی نرمافزاری را دور میزند.
تزریق بدافزار پایدار یا روتکیت:
مهاجم میتواند فریمویر را تغییر داده، implant دائمی نصب کند یا حتی کل image دستگاه را dump و بررسی کند.
تهدید Supply Chain:
اگر تجهیزات سازمانی یا تجهیزات IoT با Debug Interface فعال وارد چرخه مصرف شوند، همان ابتدای زنجیره تامین ریسک implant فیزیکی و زدودن شفافیت امنیتی را ایجاد میکند.
پیشنهاد به تیمهای امنیت
تجهیزات خود را ممیزی و وضعیت Debug Interfaceها را بررسی کنید.
در صورت عدم نیاز، اینترفیسهای دیباگ را غیرفعال و فیوزهای امنیتی را فعال کنید.
بهروزرسانی منظم فریمویر را جدی بگیرید و تامینکنندگان سختافزار را اعتبارسنجی نمایید.
امنیت سختافزاری را جزو چکلیستهای ارزیابی فنی و تست نفوذ قرار دهید.
نتیجهگیری
امنیت سختافزاری سنگبنای امنیت دیجیتال است و غفلت از پتانسیل سوءاستفاده از منافذ سختافزاری میتواند تمامی لایههای منطقی دفاع را بیاثر کند. توجه مداوم به این لایه، رکن حیاتی امنیت سازمانهای امروزی است.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
✅️بخشی از دوره مدیریت بحران سایبری آکادمی روزبه
مقدمه
در عصر اینترنت اشیاء، موبایل و تجهیزات متصل، امنیت سختافزاری کمتر از لایه نرمافزاری مورد توجه قرار گرفته است. در حالی که تمرکز اکثر تیمهای امنیت بر آسیبپذیریهای نرمافزاری و شبکهای است، وجود رابطهای دیباگ پنهان نظیر JTAG و EUD (Embedded USB Debug) در بسیاری از سختافزارهای مدرن، به یک خطر بالقوه تبدیل شده است. این منافذ به مهاجم امکان میدهد فارغ از محدودیتهای سیستمعامل یا حتی Secure Boot، کنترل سطح پایین دستگاه را در اختیار بگیرد.
ماهیت تهدید
رابطهایی مانند JTAG و SWD (Serial Wire Debug)، طراحی شدهاند تا توسعهدهندگان و تعمیرکاران بتوانند سختافزار را دیباگ و تحلیل کنند. در بسیاری از پردازندههای موبایلی نظیر Qualcomm Snapdragon، این رابطها به شکل پنهان، در پورت USB ادغام یا از طریق فریمویر فعال میشوند (مانند EUD). به تازگی کد منبع تعامل با EUD به صورت عمومی منتشر شده و امکان بهرهبرداری از این دسترسی بدون نیاز به باز کردن دستگاه و ابزارآلات خاص فراهم گردیده است.
سناریوهای سوءاستفاده عملی
۱. کسب دسترسی کامل سختافزاری:
اگر EUD یا JTAG فعال باشد، مهاجم میتواند با اتصال به پورت USB، به رجیسترهای داخلی، حافظه و کنترل کامل پردازنده برسد. این دسترسی در خارج از کنترل سیستمعامل است و عملاً تمام لایههای امنیتی نرمافزاری را دور میزند.
تزریق بدافزار پایدار یا روتکیت:
مهاجم میتواند فریمویر را تغییر داده، implant دائمی نصب کند یا حتی کل image دستگاه را dump و بررسی کند.
تهدید Supply Chain:
اگر تجهیزات سازمانی یا تجهیزات IoT با Debug Interface فعال وارد چرخه مصرف شوند، همان ابتدای زنجیره تامین ریسک implant فیزیکی و زدودن شفافیت امنیتی را ایجاد میکند.
پیشنهاد به تیمهای امنیت
تجهیزات خود را ممیزی و وضعیت Debug Interfaceها را بررسی کنید.
در صورت عدم نیاز، اینترفیسهای دیباگ را غیرفعال و فیوزهای امنیتی را فعال کنید.
بهروزرسانی منظم فریمویر را جدی بگیرید و تامینکنندگان سختافزار را اعتبارسنجی نمایید.
امنیت سختافزاری را جزو چکلیستهای ارزیابی فنی و تست نفوذ قرار دهید.
نتیجهگیری
امنیت سختافزاری سنگبنای امنیت دیجیتال است و غفلت از پتانسیل سوءاستفاده از منافذ سختافزاری میتواند تمامی لایههای منطقی دفاع را بیاثر کند. توجه مداوم به این لایه، رکن حیاتی امنیت سازمانهای امروزی است.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
❤4
وقتی فرآیند صدور مجوز امنیتی برای کسب و کار ها ضعیف اجرا بشه ؛ هرکسی میتونه اطلاعاتی داشته باشه که نباید.
اطلاعات این سایت شاید در برخی ترور ها مؤثر بوده .
فعلا که سایت رسمیو که اطلاعات شرکتها رو ریخته بود کف اینترنت از دسترس خارج شده که این خوبه
امید که من بعد مجوز به چنین کسب و کارهایی با دقت بیشتری انجام بشه
اطلاعات این سایت شاید در برخی ترور ها مؤثر بوده .
فعلا که سایت رسمیو که اطلاعات شرکتها رو ریخته بود کف اینترنت از دسترس خارج شده که این خوبه
امید که من بعد مجوز به چنین کسب و کارهایی با دقت بیشتری انجام بشه
👍6💯4
آکادمی آموزش روزبه 📚
وقتی فرآیند صدور مجوز امنیتی برای کسب و کار ها ضعیف اجرا بشه ؛ هرکسی میتونه اطلاعاتی داشته باشه که نباید. اطلاعات این سایت شاید در برخی ترور ها مؤثر بوده . فعلا که سایت رسمیو که اطلاعات شرکتها رو ریخته بود کف اینترنت از دسترس خارج شده که این خوبه امید که…
مساله دیگری که درخصوص اطلاعات درج شده در این سایت هست که آدم متاسف میشه ازش ، رانت هست. خیلی ها که در ایران در حوزه امنیت کار میکنند حتی نمیتونن لینکدین داشته باشند یا محل کارشون رو در لینکدین بنویسند حتی اگر یک بانک باشه.
اما از اون طرف دانشمندان هسته ای ما در شرکت های مختلف عضو بودن و اسمشون به راحتی هرجایی بوده. لذا خیلی هم تقصیر سایت رسمیو نیست . تقصیر خود اون دانشمند و حراست واحد های مربوطه هم هست.
درسته رسمیو طبقه بندی اطلاعاتی نداشته و از این بابت مقصره ولی خود اون افراد هم نباید اینقدر تابلو اطلاعاتشون رو اینور و اونور میدادند.
✅انشالله از دوشنبه مباحث OPSEC و SECOPS رو در دوره مدیریت بحران سایبری بررسی و تدریس خواهم کرد.
اما از اون طرف دانشمندان هسته ای ما در شرکت های مختلف عضو بودن و اسمشون به راحتی هرجایی بوده. لذا خیلی هم تقصیر سایت رسمیو نیست . تقصیر خود اون دانشمند و حراست واحد های مربوطه هم هست.
درسته رسمیو طبقه بندی اطلاعاتی نداشته و از این بابت مقصره ولی خود اون افراد هم نباید اینقدر تابلو اطلاعاتشون رو اینور و اونور میدادند.
✅انشالله از دوشنبه مباحث OPSEC و SECOPS رو در دوره مدیریت بحران سایبری بررسی و تدریس خواهم کرد.
👍4💯2
نگاهی به تاریخچه نشت ابزارهای تجاری هک
(از Red Team تا سلاح واقعی نزد مهاجمان)
مقدمه
در سالهای اخیر، موجی از نشت و افشای ابزارهای حرفهای و تجاری هک و Red Team به دست هکرها و مهاجمان واقعی افتاده است. ابزارهایی که اساساً با هدف تست نفوذ قانونی، ارزیابی امنیت سازمانها و آموزش نیروهای امنیتی توسعه یافتهاند، پس از نشت، به سلاحهای مورد علاقه مهاجمان برای طراحی حملات واقعی تبدیل شدهاند. این وقایع، چالشهای تازهای برای تیمهای SOC و عملیات دفاعی به همراه آورده است.
موارد مشهور نشت ابزارهای هک (Timeline)
1. Hacking Team Leak (2015)
توضیح: شرکت ایتالیایی Hacking Team تولیدکننده نرمافزار نظارتی RCS Galileo بود. در سال ۲۰۱۵، نزدیک به ۴۰۰ گیگابایت داده شامل سورسکد و exploit به صورت عمومی نشت یافت.
پیامد: آسیبپذیریهای zero-day، ابزارهای C2 و exploitها به صورت گسترده مورد سوءاستفاده مهاجمان از جمله APTها قرار گرفت.
2. Equation Group / Shadow Brokers Leak (2016-2017)
توضیح: گروه Shadow Brokers مجموعه ابزارهای هک متعلق به Equation Group (منسوب به NSA) را افشا کرد. ابزارهای مانند EternalBlue، DoublePulsar و غیره.
پیامد: رخدادهایی مانند حمله WannaCry، NotPetya و ظهور exploitation گسترده SMB.
3. Cobalt Strike Leaks
توضیح: ابزار Cobalt Strike یکی از محبوبترین فریم ورکهای C2 Red Team است که بارها نسخه کرکشده یا لو رفته آن در دارکوب و فرومها پخش شده است.
پیامد: حضور گسترده مهاجمان حرفهای، باجافزارها و گروههای APT در حملات واقعی با استفاده از نسخههای afk و obfuscated.
4. Brute Ratel Leak (2022)
توضیح: Brute Ratel یک ابزار C2 بسیار پیشرفته و ضدشناسایی است که پس از مدت کوتاهی از عرضه رسمی، نسخهای از آن نشت پیدا کرد و در اختیار مهاجمان (حتی باجافزار) قرار گرفت.
پیامد: بالا رفتن قابلیت فرار از EDR/AV، حملات بسیار پیشرفته و دشواری کشف.
5. Mythic & Other C2 Frameworks
توضیح: ابزار Mythic (اپنسورس اما غیرتجاری)، همچنین فریمورکهای C2 جدید نیز بارها قربانی نشت یا سواستفاده توسط مهاجمان شدهاند؛ گاهی حتی با «باینریهای شخصیسازیشده» (custom build) در حملات واقعی کشف شدهاند.
6. Shellter Elite Leak (2025)
توضیح: نشت نسخه تجاری Shellter Elite به دست مهاجمان و استفاده برای infostealer و bypass کردن EDRها.
دلایل و بسترهای نشت ابزارهای هک
۱. رخنه از سوی مشتریان نهایی (Buyers/Customers)
عدم رعایت OPSEC مشتری، سوءاستفاده عمدی، فروش مجدد در دارکوب
۲. هک شدن خود سازندهها (developer breach)
رخدادهایی مانند HackingTeam و ابزارهای NSA
۳. افزایش جذابیت مالی برای مجرمان
فروش نسخههای کرکشده یا منتقل شده در بدافزار-as-a-service
۴. جنگ سرد سایبری و اسپانسرهای ملی
بازیگران دولتی ابزارها را به صورت عمدی یا اتفاقی نشت میدهند
۵-عدم پیگیری قضایی کافی در برخی کشورها
تأثیر و پیامدهای عملیاتی نشت ابزارهای تجاری هک
-افزایش حملات سطح بالا و پیچیده
-گیج شدن تیمهای دفاعی و SOC(بدافزارها با امضای Red Team ساخته میشوند، خطاهای False negative و hunting سختتر میشود)
-شتاب رشد ضدشناسایی (evasion techniques)
-ضرورت همکاری بیشتر بین تیمهای توسعه ابزار و تیمهای تحلیل تهدید
-ظهور بازارهای جدید برای بدافزارهای ناشی از این ابزارها
رویکردهای دفاعی برای SOC و مدیران امنیت
1-بهروز نگهداشتن TI و IOC
توجه ویژه به تحلیلهای فنی در مورد نسخههای afk یا لو رفته ابزارها
2-برقراری تماس مستقیم با سازندگان ابزارها برای هشداردهی و رفع تهدید
3-توسعه Playbookهای Incident Response مخصوص ابزارهای مشهور نشت یافته
4-بهرهگیری از Telemetry و رفتارشناسی (Behavioral Analytics به جای صرف امضا)
5-آموزش تیمهای Blue Team با سناریوهای واقعی حمله Red Tool لو رفته
6-شناساگرهای memory-based و شبکه محور، به جای شناسایی صرف باینری
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
(از Red Team تا سلاح واقعی نزد مهاجمان)
مقدمه
در سالهای اخیر، موجی از نشت و افشای ابزارهای حرفهای و تجاری هک و Red Team به دست هکرها و مهاجمان واقعی افتاده است. ابزارهایی که اساساً با هدف تست نفوذ قانونی، ارزیابی امنیت سازمانها و آموزش نیروهای امنیتی توسعه یافتهاند، پس از نشت، به سلاحهای مورد علاقه مهاجمان برای طراحی حملات واقعی تبدیل شدهاند. این وقایع، چالشهای تازهای برای تیمهای SOC و عملیات دفاعی به همراه آورده است.
موارد مشهور نشت ابزارهای هک (Timeline)
1. Hacking Team Leak (2015)
توضیح: شرکت ایتالیایی Hacking Team تولیدکننده نرمافزار نظارتی RCS Galileo بود. در سال ۲۰۱۵، نزدیک به ۴۰۰ گیگابایت داده شامل سورسکد و exploit به صورت عمومی نشت یافت.
پیامد: آسیبپذیریهای zero-day، ابزارهای C2 و exploitها به صورت گسترده مورد سوءاستفاده مهاجمان از جمله APTها قرار گرفت.
2. Equation Group / Shadow Brokers Leak (2016-2017)
توضیح: گروه Shadow Brokers مجموعه ابزارهای هک متعلق به Equation Group (منسوب به NSA) را افشا کرد. ابزارهای مانند EternalBlue، DoublePulsar و غیره.
پیامد: رخدادهایی مانند حمله WannaCry، NotPetya و ظهور exploitation گسترده SMB.
3. Cobalt Strike Leaks
توضیح: ابزار Cobalt Strike یکی از محبوبترین فریم ورکهای C2 Red Team است که بارها نسخه کرکشده یا لو رفته آن در دارکوب و فرومها پخش شده است.
پیامد: حضور گسترده مهاجمان حرفهای، باجافزارها و گروههای APT در حملات واقعی با استفاده از نسخههای afk و obfuscated.
4. Brute Ratel Leak (2022)
توضیح: Brute Ratel یک ابزار C2 بسیار پیشرفته و ضدشناسایی است که پس از مدت کوتاهی از عرضه رسمی، نسخهای از آن نشت پیدا کرد و در اختیار مهاجمان (حتی باجافزار) قرار گرفت.
پیامد: بالا رفتن قابلیت فرار از EDR/AV، حملات بسیار پیشرفته و دشواری کشف.
5. Mythic & Other C2 Frameworks
توضیح: ابزار Mythic (اپنسورس اما غیرتجاری)، همچنین فریمورکهای C2 جدید نیز بارها قربانی نشت یا سواستفاده توسط مهاجمان شدهاند؛ گاهی حتی با «باینریهای شخصیسازیشده» (custom build) در حملات واقعی کشف شدهاند.
6. Shellter Elite Leak (2025)
توضیح: نشت نسخه تجاری Shellter Elite به دست مهاجمان و استفاده برای infostealer و bypass کردن EDRها.
دلایل و بسترهای نشت ابزارهای هک
۱. رخنه از سوی مشتریان نهایی (Buyers/Customers)
عدم رعایت OPSEC مشتری، سوءاستفاده عمدی، فروش مجدد در دارکوب
۲. هک شدن خود سازندهها (developer breach)
رخدادهایی مانند HackingTeam و ابزارهای NSA
۳. افزایش جذابیت مالی برای مجرمان
فروش نسخههای کرکشده یا منتقل شده در بدافزار-as-a-service
۴. جنگ سرد سایبری و اسپانسرهای ملی
بازیگران دولتی ابزارها را به صورت عمدی یا اتفاقی نشت میدهند
۵-عدم پیگیری قضایی کافی در برخی کشورها
تأثیر و پیامدهای عملیاتی نشت ابزارهای تجاری هک
-افزایش حملات سطح بالا و پیچیده
-گیج شدن تیمهای دفاعی و SOC(بدافزارها با امضای Red Team ساخته میشوند، خطاهای False negative و hunting سختتر میشود)
-شتاب رشد ضدشناسایی (evasion techniques)
-ضرورت همکاری بیشتر بین تیمهای توسعه ابزار و تیمهای تحلیل تهدید
-ظهور بازارهای جدید برای بدافزارهای ناشی از این ابزارها
رویکردهای دفاعی برای SOC و مدیران امنیت
1-بهروز نگهداشتن TI و IOC
توجه ویژه به تحلیلهای فنی در مورد نسخههای afk یا لو رفته ابزارها
2-برقراری تماس مستقیم با سازندگان ابزارها برای هشداردهی و رفع تهدید
3-توسعه Playbookهای Incident Response مخصوص ابزارهای مشهور نشت یافته
4-بهرهگیری از Telemetry و رفتارشناسی (Behavioral Analytics به جای صرف امضا)
5-آموزش تیمهای Blue Team با سناریوهای واقعی حمله Red Tool لو رفته
6-شناساگرهای memory-based و شبکه محور، به جای شناسایی صرف باینری
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
❤6
آشنایی با ابزارهای تجاری تیم قرمز
ابزار SHELLTER چگونه امنیت را دور میزند؟
۱. تزریق پویای بدافزار (Dynamic Shellcode Injection)
ابزار Shellter فایل اجرایی (exe) سالم و معتبری را برمیدارد و کد مخرب را به صورت داینامیک داخل آن تزریق میکند.
نقاط ورود (Entry point) را طوری تغییر میدهد که ابتدا کد خودش اجرا شود بعد برنامه اصلی.
این روش باعث میشود فایل نهایی از نظر ظاهری سالم و مثل فایل واقعی به نظر بیاید، حتی امضا (signature) و متادیتا هم حفظ میشود❗
۲. کد مخفی و تغییرشونده (Polymorphic Obfuscation)
کد مخرب دائماً خودش را تغییر میدهد (Polymorphic/Junk code) تا هیچ Signature ثابتی برای تشخیص وجود نداشته باشد.
ترکیبی از دستورات بیمعنی (NOPها، دستورات بیاثر) و تغییر ساختار shellcode باعث گیج شدن ابزارهای تحلیل و AV میشود.
۳. بارگذاری مرحلهای و رمزنگاری شده (Staged & Encrypted Payload)
کد مرحلهای (Staged): مرحله اول فقط loader است، اصل بدافزار بعداً و با شرایط خاص decrypt و اجرا میشود.
محتوا اکثراً Encode یا Encrypt شده. تا موقع اجرا شدن، چیزی از بدافزار به چشم AV نمیآید.
۴. استفاده از APIهای معمولی و رفتار عادی سیستم (Living off the Land)
برای اختصاص حافظه و اجرای shellcode، دقیقاً مثل نرمافزارهای معمول از APIهای ویندوز مثل VirtualAlloc و CreateFileMapping استفاده میکند.
در نتیجه، رفتار آن خیلی به برنامههای قانونی شبیه است و hunting مبتنی بر رفتار (behavioral detection) نیز چالش دارد.
۵. فرار از تحلیل استاتیک و دینامیک (Static & Dynamic Evasion)
با افزودن لایههای junk code و rerouting execution، ابزارهای تحلیل مثل IDA Pro یا Sandbox را گمراه میکند.
حتی بعضی نسخهها محیط اجرا را چک میکنند (Anti-VM)، اگر Sandbox یا VM باشد، اجرا نمیشوند یا رفتار جعلی نشان میدهند.
خلاصه ای بود از مقاله الستیک در لینک زیر
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://www.elastic.co/security-labs/taking-shellter?linkId=836491490
ابزار SHELLTER چگونه امنیت را دور میزند؟
۱. تزریق پویای بدافزار (Dynamic Shellcode Injection)
ابزار Shellter فایل اجرایی (exe) سالم و معتبری را برمیدارد و کد مخرب را به صورت داینامیک داخل آن تزریق میکند.
نقاط ورود (Entry point) را طوری تغییر میدهد که ابتدا کد خودش اجرا شود بعد برنامه اصلی.
این روش باعث میشود فایل نهایی از نظر ظاهری سالم و مثل فایل واقعی به نظر بیاید، حتی امضا (signature) و متادیتا هم حفظ میشود❗
۲. کد مخفی و تغییرشونده (Polymorphic Obfuscation)
کد مخرب دائماً خودش را تغییر میدهد (Polymorphic/Junk code) تا هیچ Signature ثابتی برای تشخیص وجود نداشته باشد.
ترکیبی از دستورات بیمعنی (NOPها، دستورات بیاثر) و تغییر ساختار shellcode باعث گیج شدن ابزارهای تحلیل و AV میشود.
۳. بارگذاری مرحلهای و رمزنگاری شده (Staged & Encrypted Payload)
کد مرحلهای (Staged): مرحله اول فقط loader است، اصل بدافزار بعداً و با شرایط خاص decrypt و اجرا میشود.
محتوا اکثراً Encode یا Encrypt شده. تا موقع اجرا شدن، چیزی از بدافزار به چشم AV نمیآید.
۴. استفاده از APIهای معمولی و رفتار عادی سیستم (Living off the Land)
برای اختصاص حافظه و اجرای shellcode، دقیقاً مثل نرمافزارهای معمول از APIهای ویندوز مثل VirtualAlloc و CreateFileMapping استفاده میکند.
در نتیجه، رفتار آن خیلی به برنامههای قانونی شبیه است و hunting مبتنی بر رفتار (behavioral detection) نیز چالش دارد.
۵. فرار از تحلیل استاتیک و دینامیک (Static & Dynamic Evasion)
با افزودن لایههای junk code و rerouting execution، ابزارهای تحلیل مثل IDA Pro یا Sandbox را گمراه میکند.
حتی بعضی نسخهها محیط اجرا را چک میکنند (Anti-VM)، اگر Sandbox یا VM باشد، اجرا نمیشوند یا رفتار جعلی نشان میدهند.
خلاصه ای بود از مقاله الستیک در لینک زیر
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
https://www.elastic.co/security-labs/taking-shellter?linkId=836491490
www.elastic.co
Taking SHELLTER: a commercial evasion framework abused in-the-wild
Elastic Security Labs detected the recent emergence of infostealers using an illicitly acquired version of the commercial evasion framework, SHELLTER, to deploy post-exploitation payloads.
❤5
جناب ملک نژاد ؛ امنیت یا شفافیت ؟
خروجی اگر ترور باشد دیگر شفافیت معنا ندارد
برادر من؛ با جان مردم بازی میکردی و امنیت کشور دست شما بوده
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
خروجی اگر ترور باشد دیگر شفافیت معنا ندارد
برادر من؛ با جان مردم بازی میکردی و امنیت کشور دست شما بوده
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
💯16
آکادمی آموزش روزبه 📚
جناب ملک نژاد ؛ امنیت یا شفافیت ؟ خروجی اگر ترور باشد دیگر شفافیت معنا ندارد برادر من؛ با جان مردم بازی میکردی و امنیت کشور دست شما بوده #آکادمی_روزبه مرکز تخصصی CISSP
👆👆🛑نقد عملکرد استارتاپ رسمیو
یکی از چالشیترین تقاطعهای امنیت اطلاعات، حریم خصوصی و دسترسی آزاد به دادهها در خصوص عملکرد شرکت رسمیو میتواند موضوع بحث باشد، که اتفاقاً مشابه همین مباحث در بسیاری از کشورها (مانند عدالتِ دادهها و توازن امنیت-شفافیت) مطرح شده است.
بیایید موضوع را از دو بخش بررسی کنیم: تحلیل انتقادی پروژه رسمیو و مفهوم آن در امنیت اطلاعات.
⚖️ ۱) تحلیل انتقادی عملکرد رسمیو
الف) مزایا و انگیزهها
رسمیو با جمعآوری دادهها (کراول، ترکیب منابع پراکنده، بازیابی دادههای حذفشده یا ناقص) شفافیت بالاتری برای کسبوکارها ایجاد کرده است، مثلاً دسترسی به سوابق شرکتها، مدیران، و… که به شفافیت اقتصادی و اعتبارسنجی کمک میکند.
دادههای ثانویهای که روزنامه رسمی عمداً پنهان/حذف میکند را بازتولید یا ترکیب کرده است؛ این برای برخی گردشهای مالی و تصمیمگیری تجاری یک مزیت است.
ب) نقاط منفی و نقدهای امنیتی
حریم خصوصی افراد: علت اصلی حذف بخشی از دادهها توسط روزنامه رسمی، محافظت از اشخاص مهم بوده است: جلوگیری از شناسایی آسان مدیران ارشد، قضات، و… (بهویژه در مورد پروندههای ویژه یا پرخطر).
رسمیو با بازسازی و انتشار این دادهها، عملاً اقدامات روزنامه رسمی برای پنهانسازی یا حداقلسازی ریسک هدف قرار گرفتن افراد مهم را خنثی کرده است.
این موضوع میتواند تهدیدهایی مثل حملات مهندسی اجتماعی، سوءاستفاده دزدان هویت، اختلال خدمات، یا حتی سناریوهای ترور یا اخاذی (بخصوص برای مدیران سطح بالا و پرخطر) و حتی ترور را افزایش دهد.
مسئلهی مطابقت با قوانین حمایت از دادهها (مثلاً GDPR معادل داخلی آن)، شفافیت در اعلام منبع داده، رضایت افراد و حذف پروفایل در صورت اعتراض، هم مطرح است.
🔐 ۲) دستهبندی این بحث در حوزه امنیت اطلاعات
در طبقهبندی کلاسیک امنیت اطلاعات، این موضوع در قالب مفاهیم زیر قابل تحلیل است:
۱. Privacy vs. Security
جمعآوری و انتشار اطلاعات افراد (خصوصاً افراد پرخطر) بدون رعایت حداقل الزامات حفاظت از حریم خصوصی یا رضایت، در “بازی با مرز امنیت و شفافیت” قرار میگیرد.
۲. Threat Intelligence Exposure
فراهمسازی اطلاعات شناساییشده در سطح وسیع برای افراد خاص (VIP Exposure) عملاً به مخاطره انداختن OPSEC آنها (Operations Security: امنیت عملیات) است.
در مدل VIP Threat Modeling، هرگونه data aggregation که موقعیت، آدرس یا روابط قدرت را آشکارتر کند، یک تهدید محسوب میشود.
۳. Data Aggregation Risks
رویکرد رسمیو با کنار هم گذاشتن دادههای پراکنده و ساختن پروفایل جامع، یک نمونه مشخص از aggregation threat است؛ یعنی خطری که در تئوری امنیت اطلاعات با عنوان “aggregation vulnerability” شناخته میشود.
۴. Legal & Ethical Considerations
در جمعآوری، نگهداری و افشای دادهها، بحثهای قانونی (data protection law) و اخلاقی (سود عامه در مقابل آسیب به فرد) هم مطرح است که فراتر از حوزه فنی صرف است.
📋 جمعبندی و توصیه
قابل نقد بودن: عملکرد رسمیو از منظر امنیت اطلاعات، به خصوص در حوزه حفاظت از شخصیتهای حساس (VIP Protection) و حداقلسازی حملات هدفمند و ترور قابل نقد جدی است. هر پروژه Aggregator باید مکانیزمهای حذف دادههای حساس، امکان opt-out برای اشخاص و ارزیابی ریسک داشته باشد.
موضوع امنیتی: این بحث در دستهی OPSEC (امنیت عملیات)، Aggregation Risk و VIP Threat Modeling قرار میگیرد.
توصیه: لازم است رسمیو و پروژههایی از این جنس، علاوه بر رعایت قانون و دسته بندی اطلاعات ، یک چارچوب ethical و حداقل یک مکانیزم درخواست حذف (Right to be Forgotten) برای دادههای حساس پیادهسازی کنند؛ و همچنین با نهادهای مسئول هماهنگ باشند.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
✴️این مطلب پیرو تصویر پست قبل به نگارش در آمده است
یکی از چالشیترین تقاطعهای امنیت اطلاعات، حریم خصوصی و دسترسی آزاد به دادهها در خصوص عملکرد شرکت رسمیو میتواند موضوع بحث باشد، که اتفاقاً مشابه همین مباحث در بسیاری از کشورها (مانند عدالتِ دادهها و توازن امنیت-شفافیت) مطرح شده است.
بیایید موضوع را از دو بخش بررسی کنیم: تحلیل انتقادی پروژه رسمیو و مفهوم آن در امنیت اطلاعات.
⚖️ ۱) تحلیل انتقادی عملکرد رسمیو
الف) مزایا و انگیزهها
رسمیو با جمعآوری دادهها (کراول، ترکیب منابع پراکنده، بازیابی دادههای حذفشده یا ناقص) شفافیت بالاتری برای کسبوکارها ایجاد کرده است، مثلاً دسترسی به سوابق شرکتها، مدیران، و… که به شفافیت اقتصادی و اعتبارسنجی کمک میکند.
دادههای ثانویهای که روزنامه رسمی عمداً پنهان/حذف میکند را بازتولید یا ترکیب کرده است؛ این برای برخی گردشهای مالی و تصمیمگیری تجاری یک مزیت است.
ب) نقاط منفی و نقدهای امنیتی
حریم خصوصی افراد: علت اصلی حذف بخشی از دادهها توسط روزنامه رسمی، محافظت از اشخاص مهم بوده است: جلوگیری از شناسایی آسان مدیران ارشد، قضات، و… (بهویژه در مورد پروندههای ویژه یا پرخطر).
رسمیو با بازسازی و انتشار این دادهها، عملاً اقدامات روزنامه رسمی برای پنهانسازی یا حداقلسازی ریسک هدف قرار گرفتن افراد مهم را خنثی کرده است.
این موضوع میتواند تهدیدهایی مثل حملات مهندسی اجتماعی، سوءاستفاده دزدان هویت، اختلال خدمات، یا حتی سناریوهای ترور یا اخاذی (بخصوص برای مدیران سطح بالا و پرخطر) و حتی ترور را افزایش دهد.
مسئلهی مطابقت با قوانین حمایت از دادهها (مثلاً GDPR معادل داخلی آن)، شفافیت در اعلام منبع داده، رضایت افراد و حذف پروفایل در صورت اعتراض، هم مطرح است.
🔐 ۲) دستهبندی این بحث در حوزه امنیت اطلاعات
در طبقهبندی کلاسیک امنیت اطلاعات، این موضوع در قالب مفاهیم زیر قابل تحلیل است:
۱. Privacy vs. Security
جمعآوری و انتشار اطلاعات افراد (خصوصاً افراد پرخطر) بدون رعایت حداقل الزامات حفاظت از حریم خصوصی یا رضایت، در “بازی با مرز امنیت و شفافیت” قرار میگیرد.
۲. Threat Intelligence Exposure
فراهمسازی اطلاعات شناساییشده در سطح وسیع برای افراد خاص (VIP Exposure) عملاً به مخاطره انداختن OPSEC آنها (Operations Security: امنیت عملیات) است.
در مدل VIP Threat Modeling، هرگونه data aggregation که موقعیت، آدرس یا روابط قدرت را آشکارتر کند، یک تهدید محسوب میشود.
۳. Data Aggregation Risks
رویکرد رسمیو با کنار هم گذاشتن دادههای پراکنده و ساختن پروفایل جامع، یک نمونه مشخص از aggregation threat است؛ یعنی خطری که در تئوری امنیت اطلاعات با عنوان “aggregation vulnerability” شناخته میشود.
۴. Legal & Ethical Considerations
در جمعآوری، نگهداری و افشای دادهها، بحثهای قانونی (data protection law) و اخلاقی (سود عامه در مقابل آسیب به فرد) هم مطرح است که فراتر از حوزه فنی صرف است.
📋 جمعبندی و توصیه
قابل نقد بودن: عملکرد رسمیو از منظر امنیت اطلاعات، به خصوص در حوزه حفاظت از شخصیتهای حساس (VIP Protection) و حداقلسازی حملات هدفمند و ترور قابل نقد جدی است. هر پروژه Aggregator باید مکانیزمهای حذف دادههای حساس، امکان opt-out برای اشخاص و ارزیابی ریسک داشته باشد.
موضوع امنیتی: این بحث در دستهی OPSEC (امنیت عملیات)، Aggregation Risk و VIP Threat Modeling قرار میگیرد.
توصیه: لازم است رسمیو و پروژههایی از این جنس، علاوه بر رعایت قانون و دسته بندی اطلاعات ، یک چارچوب ethical و حداقل یک مکانیزم درخواست حذف (Right to be Forgotten) برای دادههای حساس پیادهسازی کنند؛ و همچنین با نهادهای مسئول هماهنگ باشند.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
✴️این مطلب پیرو تصویر پست قبل به نگارش در آمده است
👏6
آکادمی آموزش روزبه 📚
👆👆🛑نقد عملکرد استارتاپ رسمیو یکی از چالشیترین تقاطعهای امنیت اطلاعات، حریم خصوصی و دسترسی آزاد به دادهها در خصوص عملکرد شرکت رسمیو میتواند موضوع بحث باشد، که اتفاقاً مشابه همین مباحث در بسیاری از کشورها (مانند عدالتِ دادهها و توازن امنیت-شفافیت) مطرح…
نقدی بر انتقاد به نقد من به رسمیو
در یک نگاه کلی، استدلال «چون اطلاعات پراکنده در وب هست، پس ایراد گرفتن از جمعکننده (رسمیو) بیمعناست» یک مغالطهی رایج به نام «طبیعیسازی» (Appeal to Nature) یا «چون فلان چیز وجود دارد پس استفاده از آن ایرادی ندارد» است. در عمل اما چند نکته کلیدی هست که همچنان نقد من را معتبر و حتی ضروری میکند:
تجمیع (Aggregation) ریسک را چند برابر میکند
هر تکه داده بهتنهایی شاید کمخطر باشد، اما وقتی با سایر دادهها ترکیب شود، پروفایلی جامع و بسیار حساس ساخته میشود.
این همان «aggregation vulnerability» است: چیزی که در حالت پراکنده به سادگی قابل سوءاستفاده نیست، پس از جمعآوری هوشمندانه به یک بردار حمله قدرتمند بدل میشود.
«دسترسی عمومی» ≠ «استفاده بیحد و مرز»
صرفِ اینکه یک سند یا دادهای در سایتهای مختلف پیدا میشود، به معنای مجوز نشر دوباره و بیقید و شرط آن نیست.
اصول GDPR و قوانین داخلی مشابه میگویند حتی برای دادههایی که «عمومی» تلقی میشوند، باید مبنای قانونی (مثل رضایت موضوع داده یا ملاحظات موجه عمومی) وجود داشته باشد.
مسئولیتهای اخلاقی و OPSEC
روزنامه رسمی با حذف یا عدم انتشار برخی فیلدها (مکان، آدرس منزل، روابط نزدیک با افراد پرخطر و …)، عمداً یک لایه حداقلی حفاظتی برای VIPها و قضات و … ایجاد میکند.
وقتی استارتاپی مثل رسمیو آن لایه را خنثی میکند، مجدداً افراد را در معرض مهندسی اجتماعی، سرقت هویت یا حتی تهدیدهای فیزیکی قرار میدهد.
پروژههای aggregator وظیفه دارند مکانیزمهای کاهش مخاطره را پیاده کنند
امکان «درخواست حذف» (Right to be Forgotten)
فیلتر کردن خودکار اطلاعات حساس (آدرس منزل، شمارهی موبایل شخصی، سابقه پزشکی، و….)
اخطار به کاربر نهایی در مورد ریسکهای احتمالیِ دادههای حساس
شفافیت اقتصادی یا منافع کسبوکاری، اولویت را نباید بر حریم خصوصی و امنیت افراد بگذارد
حتی اگر شفافیت اقتصادی دستاورد خوبی باشد، باید بین «شفافیت برای عموم» و «افشای اطلاعات شخصی» تعادل برقرار شود.
بسیاری کشورها، از جمله اعضای اتحادیه اروپا، برای همین تعادل چارچوبهای قانونی و نظارتی تعریف کردهاند.
جمعبندی
استدلال «چون دادهها قبلاً آزاد بودند پس اشکالی ندارد» در سطح فلسفی یا منافع بیزینسی ممکن است قانعکننده باشد، اما در عمل نسبت به ریسک aggregation، مسئولیت قانونی/اخلاقی و نیاز به حفظ OPSEC افراد بسیار آسیبزننده است.
بنابراین نقد من کاملاً بهجا است: هر پروژهای که دادههای پراکنده را جمع میکند، باید سازوکارهای حذف اطلاعات حساس، اخذ رضایت و کنترل ریسک را حتماً در طراحی خود بگنجاند.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
در یک نگاه کلی، استدلال «چون اطلاعات پراکنده در وب هست، پس ایراد گرفتن از جمعکننده (رسمیو) بیمعناست» یک مغالطهی رایج به نام «طبیعیسازی» (Appeal to Nature) یا «چون فلان چیز وجود دارد پس استفاده از آن ایرادی ندارد» است. در عمل اما چند نکته کلیدی هست که همچنان نقد من را معتبر و حتی ضروری میکند:
تجمیع (Aggregation) ریسک را چند برابر میکند
هر تکه داده بهتنهایی شاید کمخطر باشد، اما وقتی با سایر دادهها ترکیب شود، پروفایلی جامع و بسیار حساس ساخته میشود.
این همان «aggregation vulnerability» است: چیزی که در حالت پراکنده به سادگی قابل سوءاستفاده نیست، پس از جمعآوری هوشمندانه به یک بردار حمله قدرتمند بدل میشود.
«دسترسی عمومی» ≠ «استفاده بیحد و مرز»
صرفِ اینکه یک سند یا دادهای در سایتهای مختلف پیدا میشود، به معنای مجوز نشر دوباره و بیقید و شرط آن نیست.
اصول GDPR و قوانین داخلی مشابه میگویند حتی برای دادههایی که «عمومی» تلقی میشوند، باید مبنای قانونی (مثل رضایت موضوع داده یا ملاحظات موجه عمومی) وجود داشته باشد.
مسئولیتهای اخلاقی و OPSEC
روزنامه رسمی با حذف یا عدم انتشار برخی فیلدها (مکان، آدرس منزل، روابط نزدیک با افراد پرخطر و …)، عمداً یک لایه حداقلی حفاظتی برای VIPها و قضات و … ایجاد میکند.
وقتی استارتاپی مثل رسمیو آن لایه را خنثی میکند، مجدداً افراد را در معرض مهندسی اجتماعی، سرقت هویت یا حتی تهدیدهای فیزیکی قرار میدهد.
پروژههای aggregator وظیفه دارند مکانیزمهای کاهش مخاطره را پیاده کنند
امکان «درخواست حذف» (Right to be Forgotten)
فیلتر کردن خودکار اطلاعات حساس (آدرس منزل، شمارهی موبایل شخصی، سابقه پزشکی، و….)
اخطار به کاربر نهایی در مورد ریسکهای احتمالیِ دادههای حساس
شفافیت اقتصادی یا منافع کسبوکاری، اولویت را نباید بر حریم خصوصی و امنیت افراد بگذارد
حتی اگر شفافیت اقتصادی دستاورد خوبی باشد، باید بین «شفافیت برای عموم» و «افشای اطلاعات شخصی» تعادل برقرار شود.
بسیاری کشورها، از جمله اعضای اتحادیه اروپا، برای همین تعادل چارچوبهای قانونی و نظارتی تعریف کردهاند.
جمعبندی
استدلال «چون دادهها قبلاً آزاد بودند پس اشکالی ندارد» در سطح فلسفی یا منافع بیزینسی ممکن است قانعکننده باشد، اما در عمل نسبت به ریسک aggregation، مسئولیت قانونی/اخلاقی و نیاز به حفظ OPSEC افراد بسیار آسیبزننده است.
بنابراین نقد من کاملاً بهجا است: هر پروژهای که دادههای پراکنده را جمع میکند، باید سازوکارهای حذف اطلاعات حساس، اخذ رضایت و کنترل ریسک را حتماً در طراحی خود بگنجاند.
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
👏10
وقتی میگویم در SOC دقیق باشیم یعنی چه؟
** از مجموعه مقالات : آنچه SOC های ایران بدان گرفتارند!!
وقتی یک هشدار اجرای مشکوک PowerShell را در سامانهی اسپلانک مشاهده میکنید، اگر به آن فقط به عنوان یک Event جداگانه نگاه کنید، میزان واقعی تهدید را درک نخواهید کرد. اما با تحلیل هوشمند و ردیابی زنجیره حمله، میتوانید سناریوهای چندمرحلهای و پیچیده را شناسایی کنید—که این دقیقاً همان نقطه تمایز یک SOC حرفهای مبتنی بر Threat Hunting نسبت به SOCهای صرفاً قاعدهمحور است.
مثال :
فرض کنید مهاجم ابتدا با یک آسیبپذیری در Exchange Server کد PowerShell را اجرا میکند (Initial Access و Execution). فقط این هشدار ثبت میشود:
powershell.exe -EncodedCommand <base64>
در نگاه اول، شاید این فقط اجرای یک اسکریپت باشد. اما با بررسی دقیقتر متوجه میشوید که:
ساعتی بعد، یک Scheduled Task جدید روی همان سرور ساخته شده (schtasks.exe /create ...)، که به PowerShell اشاره دارد (Persistence)
همزمان یک ارتباط Reverse Shell به سمت IP ناشناس در اینترنت برقرار شده (Command & Control)
فایلهای لاگ در آن سرور توسط یک اسکریپت پاکسازی یا تغییر یافتهاند (Defense Evasion)
نهایتاً چهار روز بعد، روی یکی از سرورهای Domain Controller همان نشانههای رفتاری (PowerShell، Task scheduling، ارتباط به خارج) دیده میشود (Lateral Movement & Privilege Escalation)
در این وضعیت، صرفاً داشتن یک rule ساده که بگوید «هر اجرای مشکوک PowerShell را هشدار بده» راهگشا نیست. یک هانتر (Threat Hunter) واقعی، این سیگنالهای پراکنده را به هم متصل میکند و میتواند زنجیره حمله (Kill Chain) را شناسایی و جلوی گسترش آن را در مراحل ابتدایی بگیرد.
در عمل، این شیوه تحلیل، SOC شما را از یک مرکز هشداردهی منفعل، به یک تیم شکار تهدید فعال و هوشمند ارتقا میدهد—جایی که شناسایی اجرای اولیه، دور زدن مکانیزمهای دفاعی و ایجاد ماندگاری مهاجم، همزمان کشف و مهار میشود. این همان تفاوت کار SOC حرفهای با رویکرد threat hunting و توسعهیافته نسبت به rule-based analysis است
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
** از مجموعه مقالات : آنچه SOC های ایران بدان گرفتارند!!
وقتی یک هشدار اجرای مشکوک PowerShell را در سامانهی اسپلانک مشاهده میکنید، اگر به آن فقط به عنوان یک Event جداگانه نگاه کنید، میزان واقعی تهدید را درک نخواهید کرد. اما با تحلیل هوشمند و ردیابی زنجیره حمله، میتوانید سناریوهای چندمرحلهای و پیچیده را شناسایی کنید—که این دقیقاً همان نقطه تمایز یک SOC حرفهای مبتنی بر Threat Hunting نسبت به SOCهای صرفاً قاعدهمحور است.
مثال :
فرض کنید مهاجم ابتدا با یک آسیبپذیری در Exchange Server کد PowerShell را اجرا میکند (Initial Access و Execution). فقط این هشدار ثبت میشود:
powershell.exe -EncodedCommand <base64>
در نگاه اول، شاید این فقط اجرای یک اسکریپت باشد. اما با بررسی دقیقتر متوجه میشوید که:
ساعتی بعد، یک Scheduled Task جدید روی همان سرور ساخته شده (schtasks.exe /create ...)، که به PowerShell اشاره دارد (Persistence)
همزمان یک ارتباط Reverse Shell به سمت IP ناشناس در اینترنت برقرار شده (Command & Control)
فایلهای لاگ در آن سرور توسط یک اسکریپت پاکسازی یا تغییر یافتهاند (Defense Evasion)
نهایتاً چهار روز بعد، روی یکی از سرورهای Domain Controller همان نشانههای رفتاری (PowerShell، Task scheduling، ارتباط به خارج) دیده میشود (Lateral Movement & Privilege Escalation)
در این وضعیت، صرفاً داشتن یک rule ساده که بگوید «هر اجرای مشکوک PowerShell را هشدار بده» راهگشا نیست. یک هانتر (Threat Hunter) واقعی، این سیگنالهای پراکنده را به هم متصل میکند و میتواند زنجیره حمله (Kill Chain) را شناسایی و جلوی گسترش آن را در مراحل ابتدایی بگیرد.
در عمل، این شیوه تحلیل، SOC شما را از یک مرکز هشداردهی منفعل، به یک تیم شکار تهدید فعال و هوشمند ارتقا میدهد—جایی که شناسایی اجرای اولیه، دور زدن مکانیزمهای دفاعی و ایجاد ماندگاری مهاجم، همزمان کشف و مهار میشود. این همان تفاوت کار SOC حرفهای با رویکرد threat hunting و توسعهیافته نسبت به rule-based analysis است
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
❤6
ISO_IEC 27031_2025.pdf
1.1 MB
مستندی که در جلسه اول دوره مدیریت بحران سایبری بررسی شد
✅ثبت نام دوره بعدی
از طریق واتس اپ و بله 09902857290
برگزاری دوره با تسهیلات ویژه شرکت هامون
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
جلسه دوم بحث عملیات فنی فارنزیک رو داریم
✅ثبت نام دوره بعدی
از طریق واتس اپ و بله 09902857290
برگزاری دوره با تسهیلات ویژه شرکت هامون
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
جلسه دوم بحث عملیات فنی فارنزیک رو داریم
👍3❤2
متریک ها در امنیت سایبری
چیستی و اهمیت
روزبه نوروزی
Www.Roozbeh.academy
متریک: دقیقا چه میکنیم و آیا خوب عمل میکنیم؟
چرا متریکها در امنیت سایبری حیاتی هستند؟
یک جمله معروف در مدیریت میگوید: “اگر نتوانی چیزی را اندازهگیری کنی، نمیتوانی آن را بهبود ببخشی.” این جمله دقیقاً قلب اهمیت متریکها در امنیت سایبری است. بدون اندازهگیری، تیمهای امنیتی در تاریکی عمل میکنند و نمیدانند تلاشهایشان چقدر مؤثر است، کجا ضعف دارند و منابع خود را باید در کجا سرمایهگذاری کنند.
دلایل کلیدی اهمیت متریکها عبارتند از:
1. ایجاد شفافیت و درک وضعیت فعلی (Visibility):
متریکها وضعیت واقعی امنیت سازمان شما را به تصویر میکشند. به جای اینکه بگویید “فکر میکنم وضعیت امنیتی ما خوب است”، میتوانید با داده صحبت کنید: “در ماه گذشته، تعداد آسیبپذیریهای حیاتی ما 15% کاهش یافته است.” این شفافیت به شما کمک میکند تا نقاط قوت و ضعف واقعی خود را بشناسید.
2. تصمیمگیری مبتنی بر داده (Data-Driven Decision Making):
🎯 به جای خرید جدیدترین و گرانترین ابزار امنیتی چون مُد شده است، متریکها به شما کمک میکنند تا سرمایهگذاریهای خود را هوشمندانه انجام دهید. برای مثال، اگر متریکها نشان دهند که 80% از حوادث امنیتی شما ناشی از حملات فیشینگ است، منطقی است که بودجه بیشتری را به آموزش آگاهیبخشی کاربران و تقویت امنیت ایمیل اختصاص دهید تا خرید یک فایروال جدید.
3. سنجش پیشرفت و بازگشت سرمایه (Measuring Progress & ROI):
📈 چگونه میفهمید که ابزار جدیدی که خریدهاید یا کمپین آموزشی که برگزار کردهاید، مؤثر بوده است؟ با متریکها؛ شما میتوانید وضعیت را قبل و بعد از یک اقدام خاص مقایسه کنید. برای مثال، میتوانید “نرخ کلیک روی لینکهای فیشینگ شبیهسازی شده” را قبل و بعد از یک دوره آموزشی اندازهگیری کنید. این به شما کمک میکند تا بازگشت سرمایه (ROI) اقدامات امنیتی خود را به مدیران نشان دهید.
4. ارتباط مؤثر با مدیران و ذینفعان (Communication):
📊 مدیران ارشد و اعضای هیئت مدیره زبان فنی امنیت را متوجه نمیشوند، اما زبان اعداد، نمودارها و روندها را به خوبی درک میکنند. متریکها به شما این امکان را میدهند که ریسکهای امنیتی و نیازهای خود را به زبانی قابل فهم برای آنها ترجمه کنید. به جای گفتن “ما به یک سیستم SIEM نیاز داریم”، میتوانید بگویید: “در حال حاضر، میانگین زمان شناسایی یک نفوذ در شبکه ما 90 روز است. با پیادهسازی این سیستم، میتوانیم این زمان را به کمتر از 2424 ساعت کاهش دهیم و ریسک مالی ناشی از نشت اطلاعات راX% کم کنیم.”
5. انطباق با قوانین و استانداردها (Compliance):
بسیاری از مقررات و استانداردها (مانند GDPR، HIPAA یا PCI-DSS) سازمانها را ملزم میکنند تا نشان دهند که اقدامات امنیتی لازم را انجام دادهاند. متریکها بهترین مدرک برای اثبات این انطباق هستند. به عنوان مثال، میتوانید با ارائه متریک “پوشش اسکن آسیبپذیری” نشان دهید که 99% از داراییهای شبکه به طور منظم اسکن میشوند.
6. حرکت از رویکرد واکنشی به پیشگیرانه (Proactive vs. Reactive):
متریکها به شما کمک میکنند تا روندها را قبل از اینکه به یک بحران تبدیل شوند، شناسایی کنید. اگر میبینید که “تعداد تلاشهای ناموفق برای ورود به سیستم” به طور ناگهانی در حال افزایش است، میتوانید قبل از وقوع یک حمله موفق، اقدامات پیشگیرانه انجام دهید.
برخی از مهمترین متریکهای امنیت سایبری
متریکها باید هوشمندانه انتخاب شوند. جمعآوری صدها متریک بیفایده است. بهتر است روی تعداد کمی متریک کلیدی که مستقیماً با اهداف کسبوکار شما مرتبط هستند، تمرکز کنید. در اینجا برخی از مهمترین متریکها در دستهبندیهای مختلف آورده شدهاند:
🛡️ دسته ۱: مدیریت آسیبپذیری (Vulnerability Management)
این متریکها نشان میدهند که سازمان شما با چه سرعتی آسیبپذیریها را شناسایی و رفع میکند.
میانگین زمان رفع آسیبپذیری (Mean Time to Remediate - MTTR):
چه چیزی را اندازه میگیرد؟ میانگین زمان از لحظه شناسایی یک آسیبپذیری تا لحظهای که به طور کامل رفع (مثلاً با نصب پچ) میشود.
چرا مهم است؟ این یکی از حیاتیترین متریکهاست. هرچه این زمان کوتاهتر باشد، فرصت کمتری در اختیار مهاجمان برای سوءاستفاده از آن ضعف قرار میگیرد. معمولاً این متریک بر اساس شدت آسیبپذیری (حیاتی، بالا، متوسط) تفکیک میشود.
پوشش اسکن آسیبپذیری (Vulnerability Scan Coverage):
چه چیزی را اندازه میگیرد؟ چه درصدی از کل داراییهای شناختهشده (سرورها، لپتاپها، …) در سازمان به طور منظم توسط اسکنرهای آسیبپذیری بررسی میشوند.
پایان بخش اول
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
بخش دوم در پست بعد👇👇
چیستی و اهمیت
روزبه نوروزی
Www.Roozbeh.academy
متریک: دقیقا چه میکنیم و آیا خوب عمل میکنیم؟
چرا متریکها در امنیت سایبری حیاتی هستند؟
یک جمله معروف در مدیریت میگوید: “اگر نتوانی چیزی را اندازهگیری کنی، نمیتوانی آن را بهبود ببخشی.” این جمله دقیقاً قلب اهمیت متریکها در امنیت سایبری است. بدون اندازهگیری، تیمهای امنیتی در تاریکی عمل میکنند و نمیدانند تلاشهایشان چقدر مؤثر است، کجا ضعف دارند و منابع خود را باید در کجا سرمایهگذاری کنند.
دلایل کلیدی اهمیت متریکها عبارتند از:
1. ایجاد شفافیت و درک وضعیت فعلی (Visibility):
متریکها وضعیت واقعی امنیت سازمان شما را به تصویر میکشند. به جای اینکه بگویید “فکر میکنم وضعیت امنیتی ما خوب است”، میتوانید با داده صحبت کنید: “در ماه گذشته، تعداد آسیبپذیریهای حیاتی ما 15% کاهش یافته است.” این شفافیت به شما کمک میکند تا نقاط قوت و ضعف واقعی خود را بشناسید.
2. تصمیمگیری مبتنی بر داده (Data-Driven Decision Making):
🎯 به جای خرید جدیدترین و گرانترین ابزار امنیتی چون مُد شده است، متریکها به شما کمک میکنند تا سرمایهگذاریهای خود را هوشمندانه انجام دهید. برای مثال، اگر متریکها نشان دهند که 80% از حوادث امنیتی شما ناشی از حملات فیشینگ است، منطقی است که بودجه بیشتری را به آموزش آگاهیبخشی کاربران و تقویت امنیت ایمیل اختصاص دهید تا خرید یک فایروال جدید.
3. سنجش پیشرفت و بازگشت سرمایه (Measuring Progress & ROI):
📈 چگونه میفهمید که ابزار جدیدی که خریدهاید یا کمپین آموزشی که برگزار کردهاید، مؤثر بوده است؟ با متریکها؛ شما میتوانید وضعیت را قبل و بعد از یک اقدام خاص مقایسه کنید. برای مثال، میتوانید “نرخ کلیک روی لینکهای فیشینگ شبیهسازی شده” را قبل و بعد از یک دوره آموزشی اندازهگیری کنید. این به شما کمک میکند تا بازگشت سرمایه (ROI) اقدامات امنیتی خود را به مدیران نشان دهید.
4. ارتباط مؤثر با مدیران و ذینفعان (Communication):
📊 مدیران ارشد و اعضای هیئت مدیره زبان فنی امنیت را متوجه نمیشوند، اما زبان اعداد، نمودارها و روندها را به خوبی درک میکنند. متریکها به شما این امکان را میدهند که ریسکهای امنیتی و نیازهای خود را به زبانی قابل فهم برای آنها ترجمه کنید. به جای گفتن “ما به یک سیستم SIEM نیاز داریم”، میتوانید بگویید: “در حال حاضر، میانگین زمان شناسایی یک نفوذ در شبکه ما 90 روز است. با پیادهسازی این سیستم، میتوانیم این زمان را به کمتر از 2424 ساعت کاهش دهیم و ریسک مالی ناشی از نشت اطلاعات راX% کم کنیم.”
5. انطباق با قوانین و استانداردها (Compliance):
بسیاری از مقررات و استانداردها (مانند GDPR، HIPAA یا PCI-DSS) سازمانها را ملزم میکنند تا نشان دهند که اقدامات امنیتی لازم را انجام دادهاند. متریکها بهترین مدرک برای اثبات این انطباق هستند. به عنوان مثال، میتوانید با ارائه متریک “پوشش اسکن آسیبپذیری” نشان دهید که 99% از داراییهای شبکه به طور منظم اسکن میشوند.
6. حرکت از رویکرد واکنشی به پیشگیرانه (Proactive vs. Reactive):
متریکها به شما کمک میکنند تا روندها را قبل از اینکه به یک بحران تبدیل شوند، شناسایی کنید. اگر میبینید که “تعداد تلاشهای ناموفق برای ورود به سیستم” به طور ناگهانی در حال افزایش است، میتوانید قبل از وقوع یک حمله موفق، اقدامات پیشگیرانه انجام دهید.
برخی از مهمترین متریکهای امنیت سایبری
متریکها باید هوشمندانه انتخاب شوند. جمعآوری صدها متریک بیفایده است. بهتر است روی تعداد کمی متریک کلیدی که مستقیماً با اهداف کسبوکار شما مرتبط هستند، تمرکز کنید. در اینجا برخی از مهمترین متریکها در دستهبندیهای مختلف آورده شدهاند:
🛡️ دسته ۱: مدیریت آسیبپذیری (Vulnerability Management)
این متریکها نشان میدهند که سازمان شما با چه سرعتی آسیبپذیریها را شناسایی و رفع میکند.
میانگین زمان رفع آسیبپذیری (Mean Time to Remediate - MTTR):
چه چیزی را اندازه میگیرد؟ میانگین زمان از لحظه شناسایی یک آسیبپذیری تا لحظهای که به طور کامل رفع (مثلاً با نصب پچ) میشود.
چرا مهم است؟ این یکی از حیاتیترین متریکهاست. هرچه این زمان کوتاهتر باشد، فرصت کمتری در اختیار مهاجمان برای سوءاستفاده از آن ضعف قرار میگیرد. معمولاً این متریک بر اساس شدت آسیبپذیری (حیاتی، بالا، متوسط) تفکیک میشود.
پوشش اسکن آسیبپذیری (Vulnerability Scan Coverage):
چه چیزی را اندازه میگیرد؟ چه درصدی از کل داراییهای شناختهشده (سرورها، لپتاپها، …) در سازمان به طور منظم توسط اسکنرهای آسیبپذیری بررسی میشوند.
پایان بخش اول
#آکادمی_روزبه
مرکز تخصصی CISSP
بخش دوم در پست بعد👇👇
❤5👍3