🔲🖍 #ن_والقلم_ومایسطرون ......
قسم به قلم و هرانچه مینویسد....
۴۳ سال پیش در نیم روز ۲۴ تیر ۵۴ تثلیث شوم زر زور وتزویر همان که همواره در طول تاریخ با همدستی هم وبا نقاب ریا ودر پوستین دوست ومدافع خلق خدا شیره جان توده را در کام شیاطین میریختند، با جامی از زهر وحسد طومار سربلندی درخشش وپیشرفت ایل بزرگ کلهر را در هم پیچیدند وخلق خدا را از نبوغی شگفت انگیز از شهامتی به پهنای تاریخ و از قلمی چون تیغ که پاسدار حق خدا ومردم در زمین بود محروم ساخت .
وتا به امروز چشم روزگار در این خاک بلاخیز پناهی چون او برای خلق خدا وخانه ای همیشه باز وپربرکت برای این خلق پریشان ندیده است.
ودر اوج بی شرمی ،جهل ،ترس وقصاوت به خیال خود با گرفتن نفسهای این مرد یاد و تاثیر اورا هم از حافظه روزگار خواهند زدود.
چه خیال خامی و چه تقلای بی حاصلی....
🔻 #میرزاشفیعی نه مر ....
این نام درفرهنگ لغات اذهان غرب کشور،
پیر وجوان کلهر و کوره جان هر انسانی که هنوز انسانیت در درونش نفس میکشد و بر سر مردار خلق ننشسته است.
برابر است با:
صلح و دوستی ....
نبوغ و سیاست ....
سیاستی نه محافظه کارانه ودر خدمت خودبلکه بی پروا وصادق ودر خدمت احاد مردم....
خداوندگار قلم...
نه قلمی خود فروخته، قلمی که هر کلمه اش سدی باشد در برابر حق توده پریشان...
قلمی تیز و بران از گلویی همیشه فریاد ...
فریادی از دالانهای تو در توی انسانیت مظلوم در طول تاریخ...
قلمی که پاسداشت خون خدا بر روی خاک تیره است...
قلمی که مرکبش را از خون سرخ خویش پر کرده بود وبر تارک روزگار نقش حق مردم را میزد....
درروزگاری که تنی را توان نوشتن نامی نبود
اورا به قدر همگان اندیشه بود...
#رب_النوع_مسئولیت_پذیری ....
#رب_النوع_بخشش ...
تا جایی که حقوق نمایندگی خود را به خزانه برمیگرداند....
رب النوع مهمان نوازی....
دستی پرمهر و چشمانی گیرا وکلامی نافذ در نوازش مردمش...
رب النوع اراده...
اراده که هیچ قدرتی رویایی در هم شکستنش را نداشت ....
اراده ای که هیچ گاه سازش کار نبود ...
اراده ای که هیچ متاعی ان را تطمیع نکرد ...
اراده ای که هیچ گاه تسلیم نشد...
اراده ای که هیچ گاه در نرد سیاست با حب مقام و قدرت تضعیف نشد....
یکی بود اما بودنش همه بود برای کسانی که یکی هم نبودند...
نام تو همواره دستاویزی بوده وهست برای صلح الگویی برای مسئولیت پذیری...
زدون غبار کینه از دلها همانجا نام تو جلوتر از همه گام برمیدارد....
هرگاه قلمی الگویی میخواهد که به نرخ روز ننویسد خود رابه قامت راستین قلم تو تکیه میدهد...
حاشا که به صفته بی مقداری چون خان،که این روزها لق لقه زبان همه است موصوف باشی....
توهمانی که با زندگی و با مرگش به فرشتگان ثابت میکند که چرا باید بر انسان سجده کنند....
دست روزگار دگر هرگز چون تو پرورش نخواهد داد...
بازبان خلق همیشه سخن خواهی گفت...
با تپش قلب همه ازاد مردان خواهی زیست...
بعد از هر لبخند میان خشم وصلح خواهی خندید...
وراهت همیشه پر رهر رو خواهد بود...
ومزدوران جیره خوار همواره چهرشان چون بختشان از شنیدن نام تو تیره خواهد شد....
وتاریخ پابه پای تو وقدم به قدم نام تورا یدک خواهد کشید انجا که از ازل سرچشمه میگیرد و به ابد میریزد....
تو بوده ای ،هستی، خواهی بود. چرا که انسان راستین را پایانی نیست.از ازل تا به ابد گرم وگیرا چون فروغ چشمانت همان ها که طعنه به خورشید میزنند.
اری ،اری،
تو #میرزاشفیعی نه مر......
تیرماه 97
✍ #امیراحتشام_شفیعی_زرنه
📍| @salambarzarne
─═ई➖سلام بر زرنه➖ई═─
قسم به قلم و هرانچه مینویسد....
۴۳ سال پیش در نیم روز ۲۴ تیر ۵۴ تثلیث شوم زر زور وتزویر همان که همواره در طول تاریخ با همدستی هم وبا نقاب ریا ودر پوستین دوست ومدافع خلق خدا شیره جان توده را در کام شیاطین میریختند، با جامی از زهر وحسد طومار سربلندی درخشش وپیشرفت ایل بزرگ کلهر را در هم پیچیدند وخلق خدا را از نبوغی شگفت انگیز از شهامتی به پهنای تاریخ و از قلمی چون تیغ که پاسدار حق خدا ومردم در زمین بود محروم ساخت .
وتا به امروز چشم روزگار در این خاک بلاخیز پناهی چون او برای خلق خدا وخانه ای همیشه باز وپربرکت برای این خلق پریشان ندیده است.
ودر اوج بی شرمی ،جهل ،ترس وقصاوت به خیال خود با گرفتن نفسهای این مرد یاد و تاثیر اورا هم از حافظه روزگار خواهند زدود.
چه خیال خامی و چه تقلای بی حاصلی....
🔻 #میرزاشفیعی نه مر ....
این نام درفرهنگ لغات اذهان غرب کشور،
پیر وجوان کلهر و کوره جان هر انسانی که هنوز انسانیت در درونش نفس میکشد و بر سر مردار خلق ننشسته است.
برابر است با:
صلح و دوستی ....
نبوغ و سیاست ....
سیاستی نه محافظه کارانه ودر خدمت خودبلکه بی پروا وصادق ودر خدمت احاد مردم....
خداوندگار قلم...
نه قلمی خود فروخته، قلمی که هر کلمه اش سدی باشد در برابر حق توده پریشان...
قلمی تیز و بران از گلویی همیشه فریاد ...
فریادی از دالانهای تو در توی انسانیت مظلوم در طول تاریخ...
قلمی که پاسداشت خون خدا بر روی خاک تیره است...
قلمی که مرکبش را از خون سرخ خویش پر کرده بود وبر تارک روزگار نقش حق مردم را میزد....
درروزگاری که تنی را توان نوشتن نامی نبود
اورا به قدر همگان اندیشه بود...
#رب_النوع_مسئولیت_پذیری ....
#رب_النوع_بخشش ...
تا جایی که حقوق نمایندگی خود را به خزانه برمیگرداند....
رب النوع مهمان نوازی....
دستی پرمهر و چشمانی گیرا وکلامی نافذ در نوازش مردمش...
رب النوع اراده...
اراده که هیچ قدرتی رویایی در هم شکستنش را نداشت ....
اراده ای که هیچ گاه سازش کار نبود ...
اراده ای که هیچ متاعی ان را تطمیع نکرد ...
اراده ای که هیچ گاه تسلیم نشد...
اراده ای که هیچ گاه در نرد سیاست با حب مقام و قدرت تضعیف نشد....
یکی بود اما بودنش همه بود برای کسانی که یکی هم نبودند...
نام تو همواره دستاویزی بوده وهست برای صلح الگویی برای مسئولیت پذیری...
زدون غبار کینه از دلها همانجا نام تو جلوتر از همه گام برمیدارد....
هرگاه قلمی الگویی میخواهد که به نرخ روز ننویسد خود رابه قامت راستین قلم تو تکیه میدهد...
حاشا که به صفته بی مقداری چون خان،که این روزها لق لقه زبان همه است موصوف باشی....
توهمانی که با زندگی و با مرگش به فرشتگان ثابت میکند که چرا باید بر انسان سجده کنند....
دست روزگار دگر هرگز چون تو پرورش نخواهد داد...
بازبان خلق همیشه سخن خواهی گفت...
با تپش قلب همه ازاد مردان خواهی زیست...
بعد از هر لبخند میان خشم وصلح خواهی خندید...
وراهت همیشه پر رهر رو خواهد بود...
ومزدوران جیره خوار همواره چهرشان چون بختشان از شنیدن نام تو تیره خواهد شد....
وتاریخ پابه پای تو وقدم به قدم نام تورا یدک خواهد کشید انجا که از ازل سرچشمه میگیرد و به ابد میریزد....
تو بوده ای ،هستی، خواهی بود. چرا که انسان راستین را پایانی نیست.از ازل تا به ابد گرم وگیرا چون فروغ چشمانت همان ها که طعنه به خورشید میزنند.
اری ،اری،
تو #میرزاشفیعی نه مر......
تیرماه 97
✍ #امیراحتشام_شفیعی_زرنه
📍| @salambarzarne
─═ई➖سلام بر زرنه➖ई═─
Telegram
attach 📎