مناجات امير (علیه السلام) در مسجد کوفه
حاج مهدی سماواتی @Salehi786
#مناجات_امیر درمسجدکوفه👆
نوای ملکوتی #حاج_مهدی_سماواتی
🌷مَولاَيَ يامَولاَي
أَنتَ المَولَى و أَنَا العَبد
و هَل يَرحَمُ العَبدَ إِلاَّ المَولَى🌷
🔻مولا! من کیم جز آنکه عبد تو ام
@Salehi786✨ @Tazker
نوای ملکوتی #حاج_مهدی_سماواتی
🌷مَولاَيَ يامَولاَي
أَنتَ المَولَى و أَنَا العَبد
و هَل يَرحَمُ العَبدَ إِلاَّ المَولَى🌷
🔻مولا! من کیم جز آنکه عبد تو ام
@Salehi786✨ @Tazker
مقاصد الرمل مقدم - کامل.pdf
19.3 MB
🔸 کتاب مقاصد الرمل 👆
اثر روان و ساده مرحوم حجت الاسلام سیدمحمدتقی مقدم
🔻آموزش #علم_رمل
🔸 @Salehi786 @SalehiBooks
اثر روان و ساده مرحوم حجت الاسلام سیدمحمدتقی مقدم
🔻آموزش #علم_رمل
🔸 @Salehi786 @SalehiBooks
رمل کبار.pdf
12.5 MB
🔸 کتاب رمل کُبّار 👆
ترجمه فارسی اثر صاحب المیزان، مرحوم علامه سیدمحمدحسین طباطبایی
🔻آموزش #علم_رمل
🔸 @Salehi786 @SalehiBooks
ترجمه فارسی اثر صاحب المیزان، مرحوم علامه سیدمحمدحسین طباطبایی
🔻آموزش #علم_رمل
🔸 @Salehi786 @SalehiBooks
🔸 #علامه_طباطبایی شبی در جلسه درس تعریف کرد:
🔻در جلسه ای که من حضور داشتم، شخصی که عالم به رمل بود، در مورد شخصی مورد سوال قرار گرفت. آن شخص رمل انداخت و اسم آن فرد را گفت. حضار که طلبه و روحانی بودند، از در انکار درآمدند و گفتند: چه بسیار افرادی با آن اسم باشند!
آن شخص مجددا رمل انداخت و اسم پدر آن فرد را هم گفت!
این دفعه هم روحانیون اشکال کردند که: چه بسیار کسی با این اسم و با این نام پدر موجود باشد!
آن شخص دوباره رمل انداخت و شغل آن فرد را هم گفت!
باز هم روحانی ها انکار و اشکال کردند که : بسا کسی باشد که اسمش و اسم پدرش آن باشد و شغلش هم همین باشد!
آن شخص یک بار دیگر رمل انداخت و این دفعه شماره تلفن منزل آن شخص را گفت!
این بار چون جای اعتراض نبود و اعتراض بی انصافی بود، حضار سکوت کردند!
گفتنی است علامه طباطبایی علم رمل را قبول داشت و در آن تألیف داشت (رمل کبار)، همچون مهارتش در دیگر علوم و فنون غریبه.
🔸@Salehi786
🔻در جلسه ای که من حضور داشتم، شخصی که عالم به رمل بود، در مورد شخصی مورد سوال قرار گرفت. آن شخص رمل انداخت و اسم آن فرد را گفت. حضار که طلبه و روحانی بودند، از در انکار درآمدند و گفتند: چه بسیار افرادی با آن اسم باشند!
آن شخص مجددا رمل انداخت و اسم پدر آن فرد را هم گفت!
این دفعه هم روحانیون اشکال کردند که: چه بسیار کسی با این اسم و با این نام پدر موجود باشد!
آن شخص دوباره رمل انداخت و شغل آن فرد را هم گفت!
باز هم روحانی ها انکار و اشکال کردند که : بسا کسی باشد که اسمش و اسم پدرش آن باشد و شغلش هم همین باشد!
آن شخص یک بار دیگر رمل انداخت و این دفعه شماره تلفن منزل آن شخص را گفت!
این بار چون جای اعتراض نبود و اعتراض بی انصافی بود، حضار سکوت کردند!
گفتنی است علامه طباطبایی علم رمل را قبول داشت و در آن تألیف داشت (رمل کبار)، همچون مهارتش در دیگر علوم و فنون غریبه.
🔸@Salehi786
Forwarded from هوالحکیم🌷محمدحسین صالحی
👆مهارت و تبحر #علامه_طباطبایی و استادشان #آیت_الله_قاضی بر علوم غریبه (رمل و جفر، کیمیا و...)
(منبع: زمهر افروخته، ص۳۰، ۳۱، و۱۳۹)
✨ @Salehi786 @SalehiBooks
(منبع: زمهر افروخته، ص۳۰، ۳۱، و۱۳۹)
✨ @Salehi786 @SalehiBooks
کفایة_الرمل_خودآموز_علم_رمل_ذهنی.pdf
3.2 MB
🔸کتاب کفایة الرمل👆 خودآموز علم رمل
اثر روان آیت الله سید محمدجواد ذهنی تهرانی
🔻آموزش #علم_رمل
🔸 @Salehi786 @SalehiBooks
اثر روان آیت الله سید محمدجواد ذهنی تهرانی
🔻آموزش #علم_رمل
🔸 @Salehi786 @SalehiBooks
◀️ موسسه فرهنگی #اندیشه_سعادت (ناشر کتاب ثمرات حیات -دروس اخلاق علامه طباطبایی-) منتشر کرد:
📘" ادب سیر " شرح نامه عرفانی از آیة الله سعادت پرور(ره) در آداب سیر و سلوک
📕" آئینه رخ دوست " شرح روایات امیرالمومنین علیه السلام در معرفت نفس
✍ دو اثر جدید از حجة الاسلام و المسلمین دکتر سید محمدجواد وزیری فرد (از شاگردان آیت الله سعادت پرور)
🌐 مراکز فروش کتب فوق و کتاب ثمرات حیات از کتب موسسه #اندیشه_سعادت :
📚خرید اینترنتی از سایت: www.ketabrah24.ir
📚قم: چهار راه شهداء، جنب دفتر آیة الله سبحانی، پلاک 592 " کلبه شروق "
📚قم: انتهای خیابان شهداء، جنب مصلای قدس، " انتشارات پژوهشکده باقر العلوم ع"
📚اصفهان: خیابان مسجد سید، بین چهار راه تختی و خیابان آیة الله طیب "کتابسرای فدک"
📚تبریز: ابتدای خیابان امام، جنب درب اصلی مصلای امام خمینی " کتابسرای دریا "
🔻 eitaa.com/nedaysaadat
🔸
@Salehi786
📘" ادب سیر " شرح نامه عرفانی از آیة الله سعادت پرور(ره) در آداب سیر و سلوک
📕" آئینه رخ دوست " شرح روایات امیرالمومنین علیه السلام در معرفت نفس
✍ دو اثر جدید از حجة الاسلام و المسلمین دکتر سید محمدجواد وزیری فرد (از شاگردان آیت الله سعادت پرور)
🌐 مراکز فروش کتب فوق و کتاب ثمرات حیات از کتب موسسه #اندیشه_سعادت :
📚خرید اینترنتی از سایت: www.ketabrah24.ir
📚قم: چهار راه شهداء، جنب دفتر آیة الله سبحانی، پلاک 592 " کلبه شروق "
📚قم: انتهای خیابان شهداء، جنب مصلای قدس، " انتشارات پژوهشکده باقر العلوم ع"
📚اصفهان: خیابان مسجد سید، بین چهار راه تختی و خیابان آیة الله طیب "کتابسرای فدک"
📚تبریز: ابتدای خیابان امام، جنب درب اصلی مصلای امام خمینی " کتابسرای دریا "
🔻 eitaa.com/nedaysaadat
🔸
@Salehi786
👌 #آمپر ظهور کمالات حقه ذات حقیقی انسان، و غلبه آن بر جریان باطل و ذات مجازی و سایه من موهوم
👆 #طرح_اولیه #اینفوگرافیک : نظام حب ذات (ذات حقیقی یا ذات موهوم) - سنت محوضت - نبرد حق و باطل
@Salehi786
👆 #طرح_اولیه #اینفوگرافیک : نظام حب ذات (ذات حقیقی یا ذات موهوم) - سنت محوضت - نبرد حق و باطل
@Salehi786
🔸طرح نهایی اینفوگرافیک👆
🔻«آمپر حرکت در مدار سنّت مُحوضَت»
- حرکت بسوی محض شدن در سعادت و شقاوت
- نظام حبّ ذات و دفاع از ذات (من الهی در برابر من موهوم)
- نبرد حق و باطل
🔸 @Salehi786
🔻«آمپر حرکت در مدار سنّت مُحوضَت»
- حرکت بسوی محض شدن در سعادت و شقاوت
- نظام حبّ ذات و دفاع از ذات (من الهی در برابر من موهوم)
- نبرد حق و باطل
🔸 @Salehi786
طرح_نهایی_نظام_حب_ذات_سنت_محوضت.png
1.8 MB
🔸طرح نهایی اینفوگرافیک👆 #png
🔻«آمپر حرکت در مدار سنّت مُحوضَت»
- حرکت بسوی محض شدن در سعادت و شقاوت
- نظام حبّ ذات و دفاع از ذات (من الهی در برابر من موهوم)
- نبرد حق و باطل
🔸 @Salehi786
🔻«آمپر حرکت در مدار سنّت مُحوضَت»
- حرکت بسوی محض شدن در سعادت و شقاوت
- نظام حبّ ذات و دفاع از ذات (من الهی در برابر من موهوم)
- نبرد حق و باطل
🔸 @Salehi786
3 طرح نهایی .rar
5.1 MB
🔸 #فایلPSD فشرده شده، لایه باز فتوشاپ، طرح نهایی اینفوگرافیک👆
🔻«آمپر حرکت در مدار سنّت مُحوضَت»
- حرکت بسوی محض شدن در سعادت و شقاوت
- نظام حبّ ذات و دفاع از ذات (من الهی در برابر من موهوم)
- نبرد حق و باطل
🔸 @Salehi786
🔻«آمپر حرکت در مدار سنّت مُحوضَت»
- حرکت بسوی محض شدن در سعادت و شقاوت
- نظام حبّ ذات و دفاع از ذات (من الهی در برابر من موهوم)
- نبرد حق و باطل
🔸 @Salehi786
هوالحکیم🌷محمدحسین صالحی
طرح_نهایی_نظام_حب_ذات_سنت_محوضت.png
تهیه جهت ارائه در دوره اسلام ناب۹۸👆👇
باسمه تعالي
#دوره_فطرت
#اسلام_ناب ۱۳۹۸
https://t.me/salehi786/3509
🔻جلسه اول تا سوم: (فطرت يا خلقت انساني)
*خلقت انسان، خلافت انسان، نفخ روح، تعليم اسماء، سجده و تمرد و بعد هبوط. آن هم هبوط هدايتي، نه هبوط عداوتي.
*از سجده ملائکه و تمرد شيطان، نبرد حق و باطل آغاز شد.
*پس از هبوط ، سفر انسان از اسفل سافلين که صفر وجود بود آغاز شد.
* شيطان در مقابل انسان با تمام توانايي هاي بيروني و دروني (نفس اماره) ايستاد. يک نبرد جدي درون و بيرون انسان.
* به فعليت رسيدن استعدادهاي انسان دائر مدار همين نبرد حق و باطل بود
چه استعدادهاي بيروني انسان(جهاد کبير يا جهاد صغير)، چه استعدادهاي دروني انسان(جهاد اکبر) هر دو در راستاي جهاد با شيطان است.
* اين نبرد با اختيار و اراده انسان شکل ميگيرد.
🔻جلسه چهار: (دنيا و حب الذات)
*حقيقت نبرد حق و باطل، نبرد منِ موهوم با منِ واقعي بود. حق يعني منِ واقعي، منِ مطلق، منِ مرسل که انبياء معرفي ميکردند. و باطل همان منِ موهوم يا مراتب هبوط بود. همان چيزي که کفار و معاندين و ظالمين دنبال تحققش بودند.
*حتي اگر انبياء نبودند يا نباشند، درگيري از بين نميرود. اما اين سنخ درگيريها بين من هاي موهوم است. با حضور انبيا، درگيري ها و جنگ ها تبديل ميشود به نبرد منِ موهوم با منِ واقعي و حقيقي.
* هيچ زماني خالي از نبرد نيست. اما نبرد گاهي بين من هاي موهوم است، که در جايي که انبياء نقششان کمرنگ است، صورت ميگيرد. و گاهي نبرد بين حق و باطل با محوريت انبيا است.
- تعالي و اوج و عروج و برگشت در نبرد حق و باطل محقق ميشود.
- مسير برگشت مانند مسير آمدن است. (کما بدأکم تعودون) حقيقت عود و برگشت با نبرد حق و باطل محقق ميشود.
🔻 جلسه پنجم و ششم: (از انبیا تا ظهور)
در اين دايره انبيا، قله هاي حقانيت هستند در مقابل قله هاي باطل (طواغيت و ملأ و مترفين و ظالمين) اين تحيل تاريخ انساني را با محوريت انبيا تعريف ميکند.
*گلوگاهها و نقاط عطف تاريخ با حرکت انبياي اولوالعزم روشن ميشود.
- بالاترين نبرد حق و باطل در نظام بيروني و دروني در مکتب انبيا محقق شد.
- در بين رسل اولوالعزم، نبي ختمي به عنوان اوج نبرد حق و باطل بود.
- در عصر نبي ختمي بطلان شيطان به طور کامل آشکار شد. ديگر جايي نبود که باطل در سايه روشن بتواند حرکت بکند. باطل از جهت تعاليم ديني شناخته شد.
- اين عصر خودش تبديل به مراتبي ميشود که از خود بعثت آغاز شد. دوران بعثت دوران نبرد در تنزيل قرآن بود. نبرد با کفار و مشرکين بود براي تنزيل قرآن و اثبات حقانيت قرآن و اسلام بود.
- در دوران غدير نبرد بر سر تاويل قرآن شکل گرفت. صف بندي بين مومنين و غير مومنين ايجاد شد.
- در جريان عاشورا که تمام حق و تمام باطل به طور مصداقي محقق شد.
اگر در بعثت و غدير مرتبه کفر و ايمان خودشان را به شکل مفهومي نشان دادند، و در دوران غدير اين مسئله به مرتبه ايمان و غير ايمان رسيد، در جريان عاشورا تمام اين ها به شکل مصداقي تحقق پيدا کرد.
-حقيقت اربعين از نخستين اربعين تا کنون يک نهضت و فرهنگ زنده پويا، مهاجم واسلام مصداقي عيني است. اربعين نه معرفي مفهومي اسلام، بلکه چشيدن اسلام است. حتي براي هر کسي که هنوز مسلمان نشده است، نيز قابل چشيدن است.
- روايت پيرامون غيبت دو دسته کلی است
دسته اول : طولانی شدن غيبت به عنوان عقاب بیان شده است
دسته دوم: اصل غيبت به عنوان مرتبه ای ضروری و حتمی برای رجوع به حقيقت امام و انصراف توجه از نظام ماده به نظام روح (امر من امر الله؛ غيب من غيب الله، سرمن سر الله)
- سنت محوضت، تمحیص، تطهیر
سنتی است که خداوند در آن نظام انسان ها را تطهیر میکند
از حدود و نقصها پاک میشوند
مثل فقر، مریضی، موت و... در نظام فردی
و غیبت نبی یا ولی الهی، ابتلاءات و غربال مومنین ، محق و متراکم شدن خباثت کفار و... در نظام اجتماعی
- جايگاه انقلاب اسلامي، به عنوان اولين دوره اي که بعد از دوران پيامبر(ص) مردم به صورت عمومي، جريان حاکميت امر الهي را پذیرفتند و قيامی براي اقامه حاکميت الهي با پرچم غدير و آمادگي براي ظهورِ خليفه منصوب الهي را انجام دادند.
و ما هستیم که باید با اراده خود، با تمام قوا در این حرکت تاریخ، در جبهه حق بمانیم و در حوادث و ابتلائات روز به روز تطهیر و تمحیص بیشتری بیابیم و چون امامین انقلاب، خود و دیگران را به سمت خود عالی و حقیقت عالم، ولی الله اعظم، سوق دهیم.
🔸
@Salehi786
#دوره_فطرت
#اسلام_ناب ۱۳۹۸
https://t.me/salehi786/3509
🔻جلسه اول تا سوم: (فطرت يا خلقت انساني)
*خلقت انسان، خلافت انسان، نفخ روح، تعليم اسماء، سجده و تمرد و بعد هبوط. آن هم هبوط هدايتي، نه هبوط عداوتي.
*از سجده ملائکه و تمرد شيطان، نبرد حق و باطل آغاز شد.
*پس از هبوط ، سفر انسان از اسفل سافلين که صفر وجود بود آغاز شد.
* شيطان در مقابل انسان با تمام توانايي هاي بيروني و دروني (نفس اماره) ايستاد. يک نبرد جدي درون و بيرون انسان.
* به فعليت رسيدن استعدادهاي انسان دائر مدار همين نبرد حق و باطل بود
چه استعدادهاي بيروني انسان(جهاد کبير يا جهاد صغير)، چه استعدادهاي دروني انسان(جهاد اکبر) هر دو در راستاي جهاد با شيطان است.
* اين نبرد با اختيار و اراده انسان شکل ميگيرد.
🔻جلسه چهار: (دنيا و حب الذات)
*حقيقت نبرد حق و باطل، نبرد منِ موهوم با منِ واقعي بود. حق يعني منِ واقعي، منِ مطلق، منِ مرسل که انبياء معرفي ميکردند. و باطل همان منِ موهوم يا مراتب هبوط بود. همان چيزي که کفار و معاندين و ظالمين دنبال تحققش بودند.
*حتي اگر انبياء نبودند يا نباشند، درگيري از بين نميرود. اما اين سنخ درگيريها بين من هاي موهوم است. با حضور انبيا، درگيري ها و جنگ ها تبديل ميشود به نبرد منِ موهوم با منِ واقعي و حقيقي.
* هيچ زماني خالي از نبرد نيست. اما نبرد گاهي بين من هاي موهوم است، که در جايي که انبياء نقششان کمرنگ است، صورت ميگيرد. و گاهي نبرد بين حق و باطل با محوريت انبيا است.
- تعالي و اوج و عروج و برگشت در نبرد حق و باطل محقق ميشود.
- مسير برگشت مانند مسير آمدن است. (کما بدأکم تعودون) حقيقت عود و برگشت با نبرد حق و باطل محقق ميشود.
🔻 جلسه پنجم و ششم: (از انبیا تا ظهور)
در اين دايره انبيا، قله هاي حقانيت هستند در مقابل قله هاي باطل (طواغيت و ملأ و مترفين و ظالمين) اين تحيل تاريخ انساني را با محوريت انبيا تعريف ميکند.
*گلوگاهها و نقاط عطف تاريخ با حرکت انبياي اولوالعزم روشن ميشود.
- بالاترين نبرد حق و باطل در نظام بيروني و دروني در مکتب انبيا محقق شد.
- در بين رسل اولوالعزم، نبي ختمي به عنوان اوج نبرد حق و باطل بود.
- در عصر نبي ختمي بطلان شيطان به طور کامل آشکار شد. ديگر جايي نبود که باطل در سايه روشن بتواند حرکت بکند. باطل از جهت تعاليم ديني شناخته شد.
- اين عصر خودش تبديل به مراتبي ميشود که از خود بعثت آغاز شد. دوران بعثت دوران نبرد در تنزيل قرآن بود. نبرد با کفار و مشرکين بود براي تنزيل قرآن و اثبات حقانيت قرآن و اسلام بود.
- در دوران غدير نبرد بر سر تاويل قرآن شکل گرفت. صف بندي بين مومنين و غير مومنين ايجاد شد.
- در جريان عاشورا که تمام حق و تمام باطل به طور مصداقي محقق شد.
اگر در بعثت و غدير مرتبه کفر و ايمان خودشان را به شکل مفهومي نشان دادند، و در دوران غدير اين مسئله به مرتبه ايمان و غير ايمان رسيد، در جريان عاشورا تمام اين ها به شکل مصداقي تحقق پيدا کرد.
-حقيقت اربعين از نخستين اربعين تا کنون يک نهضت و فرهنگ زنده پويا، مهاجم واسلام مصداقي عيني است. اربعين نه معرفي مفهومي اسلام، بلکه چشيدن اسلام است. حتي براي هر کسي که هنوز مسلمان نشده است، نيز قابل چشيدن است.
- روايت پيرامون غيبت دو دسته کلی است
دسته اول : طولانی شدن غيبت به عنوان عقاب بیان شده است
دسته دوم: اصل غيبت به عنوان مرتبه ای ضروری و حتمی برای رجوع به حقيقت امام و انصراف توجه از نظام ماده به نظام روح (امر من امر الله؛ غيب من غيب الله، سرمن سر الله)
- سنت محوضت، تمحیص، تطهیر
سنتی است که خداوند در آن نظام انسان ها را تطهیر میکند
از حدود و نقصها پاک میشوند
مثل فقر، مریضی، موت و... در نظام فردی
و غیبت نبی یا ولی الهی، ابتلاءات و غربال مومنین ، محق و متراکم شدن خباثت کفار و... در نظام اجتماعی
- جايگاه انقلاب اسلامي، به عنوان اولين دوره اي که بعد از دوران پيامبر(ص) مردم به صورت عمومي، جريان حاکميت امر الهي را پذیرفتند و قيامی براي اقامه حاکميت الهي با پرچم غدير و آمادگي براي ظهورِ خليفه منصوب الهي را انجام دادند.
و ما هستیم که باید با اراده خود، با تمام قوا در این حرکت تاریخ، در جبهه حق بمانیم و در حوادث و ابتلائات روز به روز تطهیر و تمحیص بیشتری بیابیم و چون امامین انقلاب، خود و دیگران را به سمت خود عالی و حقیقت عالم، ولی الله اعظم، سوق دهیم.
🔸
@Salehi786
Telegram
هوالحکیم🌷محمدحسین صالحی
🔸طرح نهایی اینفوگرافیک👆
🔻«آمپر حرکت در مدار سنّت مُحوضَت»
- حرکت بسوی محض شدن در سعادت و شقاوت
- نظام حبّ ذات و دفاع از ذات (من الهی در برابر من موهوم)
- نبرد حق و باطل
🔸 @Salehi786
🔻«آمپر حرکت در مدار سنّت مُحوضَت»
- حرکت بسوی محض شدن در سعادت و شقاوت
- نظام حبّ ذات و دفاع از ذات (من الهی در برابر من موهوم)
- نبرد حق و باطل
🔸 @Salehi786
Forwarded from روح و ریحان🌸اشعار الهی
بسم الله #ریحان ۳۵
🔸 سه شعر زیبا از سه شاعر در جواب هم (صنعت ادبی تضمین)
🔻 #سعدی >> #حافظ >> #فیض_کاشانی
سعدی: «من از آن روز که در بند توام آزادم»
حافظ: «زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم»
فیض: «دم به دم از تو غمی میرسد و من شادم»
🔸
1⃣ غزل ۳۷۱ دیوان سعدی👇
«من از آن روز که دربندِ تواَم آزادم»
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
همه غمهای جهان هیچ اثر مینکند
در من از بس که به دیدار عزیزت شادم
خرم آن روز که جان میرود اندر طلبت
تا بیایند عزیزان به مبارک بادم
من که در هیچ مقامی نزدم خیمهی انس
پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم
دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ
یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم
به وفای تو کز آن روز که دلبند منی
دل نبستم به وفای کس و در نگشادم
تا خیال قد و بالای تو در فکر من است
گر خلایق همه سروَند چو سرو آزادم
به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی
وین عجبتر که تو شیرینی و من فرهادم
دستگاهی نه که در پای تو ریزم چون خاک
حاصل آنست که چون طبل تهی پربادم
مینماید که جفای فلک از دامن من
دست کوته نکند تا نکند بنیادم
ظاهر آنست که با سابقهی حکم ازل
جهد سودی نکند، تن به قضا دردادم
ور تحمّل نکنم جور زمان را چه کنم
داوری نیست که از وی بستاند دادم
دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفت
وقت آنست که پرسی خبر از بغدادم
هیچ شک نیست که فریاد من آن جا برسد
عجب ار صاحب دیوان نرسد فریادم
سعدیا حب وطن گر چه حدیثیست صحیح
نتوان مُرد به سختی که من این جا زادم
سعدی
🔸
🌸 @Elaahy ✨ @Salehi786
💎 در ادامه👇جواب جناب حافظ (عليه الرحمة) در تضمین به مصراع اول شعر سعدی
🔸 سه شعر زیبا از سه شاعر در جواب هم (صنعت ادبی تضمین)
🔻 #سعدی >> #حافظ >> #فیض_کاشانی
سعدی: «من از آن روز که در بند توام آزادم»
حافظ: «زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم»
فیض: «دم به دم از تو غمی میرسد و من شادم»
🔸
1⃣ غزل ۳۷۱ دیوان سعدی👇
«من از آن روز که دربندِ تواَم آزادم»
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
همه غمهای جهان هیچ اثر مینکند
در من از بس که به دیدار عزیزت شادم
خرم آن روز که جان میرود اندر طلبت
تا بیایند عزیزان به مبارک بادم
من که در هیچ مقامی نزدم خیمهی انس
پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم
دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ
یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم
به وفای تو کز آن روز که دلبند منی
دل نبستم به وفای کس و در نگشادم
تا خیال قد و بالای تو در فکر من است
گر خلایق همه سروَند چو سرو آزادم
به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی
وین عجبتر که تو شیرینی و من فرهادم
دستگاهی نه که در پای تو ریزم چون خاک
حاصل آنست که چون طبل تهی پربادم
مینماید که جفای فلک از دامن من
دست کوته نکند تا نکند بنیادم
ظاهر آنست که با سابقهی حکم ازل
جهد سودی نکند، تن به قضا دردادم
ور تحمّل نکنم جور زمان را چه کنم
داوری نیست که از وی بستاند دادم
دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفت
وقت آنست که پرسی خبر از بغدادم
هیچ شک نیست که فریاد من آن جا برسد
عجب ار صاحب دیوان نرسد فریادم
سعدیا حب وطن گر چه حدیثیست صحیح
نتوان مُرد به سختی که من این جا زادم
سعدی
🔸
🌸 @Elaahy ✨ @Salehi786
💎 در ادامه👇جواب جناب حافظ (عليه الرحمة) در تضمین به مصراع اول شعر سعدی
Forwarded from روح و ریحان🌸اشعار الهی
بسم الله #ریحان ۳۶
🔸جواب حافظ به تضمین از شعر سعدی👇
🔸
2⃣ غزل ۳۱۶ دیوان حافظ 👇
«زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم»
ناز بنیاد منه تا نبری بنیادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شهرهی شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
می مخور با دگران تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم
چهره را آب مده تا ندهی بر بادم
چون فلک سیر مکن تا نکشی حافظ را
رام شو تا بدهد طالع فرخ دادم
شمع هر جمع مشو، ورنه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
«من از آن روز که در بند توام آزادم»
🔸
🌸 @Elaahy ✨ @Salehi786
💎در ادامه👇جواب علامه فیض کاشانی (رحمةالله علیه) در تضمین به مصراع اول شعر حافظ
🔸جواب حافظ به تضمین از شعر سعدی👇
🔸
2⃣ غزل ۳۱۶ دیوان حافظ 👇
«زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم»
ناز بنیاد منه تا نبری بنیادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافراز که از سرو کنی آزادم
شهرهی شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
می مخور با دگران تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم
چهره را آب مده تا ندهی بر بادم
چون فلک سیر مکن تا نکشی حافظ را
رام شو تا بدهد طالع فرخ دادم
شمع هر جمع مشو، ورنه بسوزی ما را
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
«من از آن روز که در بند توام آزادم»
🔸
🌸 @Elaahy ✨ @Salehi786
💎در ادامه👇جواب علامه فیض کاشانی (رحمةالله علیه) در تضمین به مصراع اول شعر حافظ
Forwarded from روح و ریحان🌸اشعار الهی
🔸 بسم الله #ریحان ۳۷
🔸جواب فیض کاشانی به تضمین شعر حافظ👇
🔸
3⃣ غزل ۵۹۳ دیوان فیض👇
«دم به دم از تو غمی میرسد و من شادم»
بند بر بند من افزاید و من آزادم
عید قربان من آندم که فدای تو شوم
عید نوروز که آئی به مبارک بادم
یاد آن روز که دل بردی و جان میرقصید
کاش صد جان دگر بر سر آن میدادم
مرغ دل داشت هوای تو در اقلیم اَلَست
کرد پروازی و در دام بلا افتادم
گر نگیری تو مرا دست در آیم از پای
نرسی گر تو به جایی نرسد فریادم
آهی ار سر دهم از پای در آرد آهم
گریه بنیاد کنم سیل کند بنیادم
زدن تیشه بر این کوه مرا پیشه شده است
بیستونیست فراق تو و من فرهادم
یاد من خواه بکن خواه مکن مختاری
لیکن ای دوست تو هرگز نروی از یادم
میشوم پیر و جوان میشودم در سر عشق
بهر عشق تو مگر مادر گیتی زادم
گاه ویرانم و از خویش بود ویرانیم
گاه آباد و ز معماری تو آبادم
داد از تو به تو آرم که نباشد جایز
فیض را اینکه به بیگانه رساند دادم
این جواب غزل حافظ خوش لهجه که گفت:
«زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم»
🔸
🌸 @Elaahy ✨ @Salehi786
🔸جواب فیض کاشانی به تضمین شعر حافظ👇
🔸
3⃣ غزل ۵۹۳ دیوان فیض👇
«دم به دم از تو غمی میرسد و من شادم»
بند بر بند من افزاید و من آزادم
عید قربان من آندم که فدای تو شوم
عید نوروز که آئی به مبارک بادم
یاد آن روز که دل بردی و جان میرقصید
کاش صد جان دگر بر سر آن میدادم
مرغ دل داشت هوای تو در اقلیم اَلَست
کرد پروازی و در دام بلا افتادم
گر نگیری تو مرا دست در آیم از پای
نرسی گر تو به جایی نرسد فریادم
آهی ار سر دهم از پای در آرد آهم
گریه بنیاد کنم سیل کند بنیادم
زدن تیشه بر این کوه مرا پیشه شده است
بیستونیست فراق تو و من فرهادم
یاد من خواه بکن خواه مکن مختاری
لیکن ای دوست تو هرگز نروی از یادم
میشوم پیر و جوان میشودم در سر عشق
بهر عشق تو مگر مادر گیتی زادم
گاه ویرانم و از خویش بود ویرانیم
گاه آباد و ز معماری تو آبادم
داد از تو به تو آرم که نباشد جایز
فیض را اینکه به بیگانه رساند دادم
این جواب غزل حافظ خوش لهجه که گفت:
«زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم»
🔸
🌸 @Elaahy ✨ @Salehi786