هوالحکیم🌷محمدحسین صالحی
1.11K subscribers
2.07K photos
668 videos
571 files
1.79K links
﷽طلبه ای ساده
محضر اساتیدعظیم القدر
دکترای عرفان اسلامی
لیسانس نرم افزار
ارشدIT
برگزیده کشوری جشنواره علامه حلی
@msalehi
zil.ink/salehi786
شعر @Elaahy
مدیا @Tazker
نرم افزار @SalehiApps
لینک @SalehiLinks
کتب @SalehiBooks
پاسخ @mSalehi786

Eitaa.com/Salehy
Download Telegram
هوالحکیم🌷محمدحسین صالحی
eitaa.com/ahadith_ejtemai/79 👇
.
🏴  در رثای برادر عزیز تر از جانم، سید مصطفی مدرسی مصلّی

🖌 بخش نخست

🔰 سید مصطفای ما را همه می شناختند، البته همه ی همه نه! همه ی کسانی که دغدغه ی انقلاب اسلامی و مکتب امامین انقلاب و بسط توحید و ایجاد تمدن نوین اسلامی دارند، بالاخره روزی گذرشان به دکان آقا سید ما افتاده بود. اگر خودشان سراغش نمی رفتند سید ما سر وقت ایشان می رفت و سعی می کرد از ظرفیتشان برای حوزه ی انقلابی و تربیت طلبه ی عصر انقلاب استفاده کند.

🔰 سید مصطفای ما را همه می شناختند، البته همه ی همه نه! همه ی بچه های مدرسه ی معصومیه و دانشگاه شریف! ورودی سال 90 حوزه بود، از همان اول با پوشش و روحیه ی خاصش خیلی به چشم می زد، چندباری باهاش هم کلام شده بودم. آن سالها دأب این را داشتم که با دانشجویانی که از دانشگاه های مطرح به حوزه آمده اند بنشینم و از دغدغه و اهدافشان سوال کنم! با سید نشستم، دیدم عجب موجودی نابی است! حال و هوایش اصلا به نسل ما نمی خورد. ما در همه در زندگی شهری و دانشگاه رنگ غرب خورده بودیم، ولی سید ناب ناب بود، خالص خالص! گرد مدرنیته و تعفن غرب هیچ بر وجودش ننشسته بود! من در عجب بودم که این سید با این روحیه چگونه چهار سال در دانشگاه شریف وسط تهران درس خوانده!؟ به شوخی بهش می گفتم تو طلبه و با عمامه پا به این دنیا گذاشتی!

🔰 سید مصطفای ما را همه می شناختند، البته همه ی همه نه! همه ی کسانی که پای مکتب حکمت و عرفان و قرآن حضرات آیات یزدان پناه و عابدینی (حفظهما الله) رشد و نموّ یافته اند. از همان اوائل شیفته ی استاد فلاح (دام ظله) بود! البته شیفتگی او با ما فرق می داشت، او هر که را دوست داشت برایش هزینه می کرد، وقت می گذاشت و خدمتی انجام می داد، دلسوزانه کار می کرد و اساتید این دلسوزی و سخت کوشی و عشق به خدمت را در وجودش حس می کردند، در نتیجه همه دوستش داشتند. کمی که بیشتر آشنا شدیم ازش درخواست کردم بحثی با هم داشته باشیم، او گفت: درس های ما به هم نمی خورد! درس هایش را پرسیدم. تا گفت نهایه رو امسال مشغول هستم، گفتم من پارسال خودم نهایه را خواندم، ولی بحث نکردم! بیا با هم بحث کنیم. قبول کرد و با حسین آقای مسجدی عزیز بحث سه نفره ای را شروع کردیم. هر روز بالاسر حضرت معصومه (س) مباحثه داشتیم و بعدش با هم به درس خارج نهایه¬ی استاد یزدان پناه (حفظه الله) می رفتیم. یه روز سر بحث با یه حالت شرمندگی چند بار عذرخواهی کرد، گفت ببخشید حالم بد شده و باید چیزی بخورم! فکر کنم قندش افتاده بود! سریع از جیبش بسته ای خارج کرد و قدر عسل در دهانش گذاشت! من متحیر بودم که یه ذره عسل خوردن اینقدر عذرخواهی ندارد، ولی او ادب خودش را داشت. ذهن حادّی داشت، سر بحث وقتی قانع نمی شدم تند حرف می زد و رنگ چهره اش عوض می شد و شاید در تند حرف زدن قدری لهجه هم پیدا می کرد. اول بهش می گفتم سید سر بحث اینقدر عصبانی نشو! بعد دیدم نه! روحیه اش این است، برای هر چیزی که وقت می گذارد دلسوزانه و با جدیت کار می کند. آنچه من عصبانیت می پنداشتم درواقع قطره ای از شور و اشتیاق باطنی بود که جلوه ی ظاهری پیدا کرده بود. حکمت و عرفان را دوست داشت، ولی بیشتر می خواست از این شیر خالص، کره بگیرد لذا از همان ابتداء به دنبال امتداد حکمت و عرفان در صحنه ی سیاسی و اجتماعی بود.

🔰 سید مصطفای ما را همه می شناختند، البته همه ی همه نه! همه ی کسانی که قبل از نماز صبح برای نماز شب و مناجات به حرم حضرت معصومه (س) مشرف می شدند و تا حوالی بین الطلوعین در حرم می ماندند. دأب هر روزه اش بود. سید ما اهل بکاء بود، عجیب در روضه ها گریه می کرد، یکبار در روضه کنار من نشسته بود، در تمام طول روضه داشتم به حال سید غبطه می خوردم، هم اشک داشت و هم ناله، هم زمزمه داشت و هم تجسم! عاشقانه گُر می گرفت، بهش گفتم سید عجب حالی در روضه داری! گفت: امین جان! دیگه پیش من نشین! شاید فکر می کرد بقیه که کنار او نیستند متوجه نمی شوند، ولی نمی شد در روضه نشست و به ضجه¬های سید توجه نکرد. سید ما سراسر شور و احساس بود، زبان شعر را بلد بود، اگر شعر خاصی را حفظ می کردم دوست داشتم اولین نفر برای سید بخوانم، یکبار خاطرم هست که در مسجد معصومیه نشته بودیم، شعری را با کلی آب و تاب خوانم سید گوش داد و پا به پای من گریه کرد، بعد گفت البته این شعر را شنیده بودم، ولی نگفتم تا حست خراب نشود! سید ما هم مناجاتی بود و هم خراباتی، جامع اضداد بود، همان قدر که اهل سجاده و مصلّی بود، خوش مشرب و خوش رو و خوش خنده بود، بعضی شوخی ها را فقط با او می‌شد طرح کرد.

💠 eitaa.com/ahadith_ejtemai
هوالحکیم🌷محمدحسین صالحی
eitaa.com/ahadith_ejtemai/79 👇
🖌 بخش دوم

🔰 سید مصطفای ما را همه می شناختند، البته همه ی همه نه! همه ی کسانی تو قم به دنبال مشاوری امین برای خروج از بن بست های طلبگی و حوزه بودند، همه ی کسانی که می خواستند از مباحث نظری صرف خارج شده و قدم در عرصه ی عینیت بگذارند. عجیب برای افراد شخصیت قائل بود و برای هر کس وقت می گذاشت. دغدغه مند بود، و این دغدغه اش را با تمام وجودش به انسان منتقل می کرد. شور عجیبی در کلماتش بود، بالاترین گواه صدق و صفای باطنش، چشمان قرمز و اشک زده و صورت سرخ و رگ های بیرون زده از گردنش بود. چقدر سعی داشت نگذارد ما انتزاعی باقی بمانیم! یکبار طرف مشورت دانشجویان پزشکی برای برگزاری اردو در قم قرار گرفته بودم، دعوت اصلی ام به سمت معنویت بود! وقتی به سید مصطفی گفتم، سریع موضع گرفت که دعوت به معنویت بدون کار تشکیلاتی و انقلابی آفت دارد، چون نمی توانند به تنهایی معنویت را نگه دارند! بعدش چند تا شاهد تاریخی برایم ذکر کرد، هر کس غیر از سید آن حرف ها را به من می زد امکان نداشت بپذیرم! سید تنها کسی بود که دوست داشتم مباحث کلان و راهی را که برای چند سال آینده در نظر گرفته ام برایش طرح کنم. چون هم خوب حوصله می کرد و هم خوب می شنید و هم خوب می فهمید و هم خوب نقد می کرد. این بشر دکترای آسیب شناسی داشت، به دلیل تجربه های فراوان و آشنایی با گروه های مختلف و افراد گوناگون، پختگی خاصی در کارهایش پیدا شده بود. آن زمان که ما سرمان فقط تو کتاب و بحث بود، سید با افراد گوناگون جلسات فکری برگزار می کرد. یکبار به شوخی گفتم: اطرافم کلی جلسات و نشست ها برگزار می شود ولی من فرصت نمی کنم هیچکدام را شرکت کنم! با جدیت جواب داد: امین جان! خیلی اشتباه می کنی، خیلی! می دانم سرت شلوغ است ولی اگر تو این جلسات شرکت نکنی فهم درستی از جامعه ی علمی و مسائل علمی و لبه های تولید دانش پیدا نخواهی کرد! حرفش حق بود.

🔰 سید مصطفای ما را همه می شناختند، البته همه ی همه نه! همه ی کسانی که به دنبال کار تشکیلاتی در بستر حوزوی یا دانشگاهی هستند. سید ما نه فقط تشکیلات می فهمید یا اخلاق تشکیلاتی می دانست یا روح تشکیلات را بلد بود، اصلا خودِ خودِ تشکیلات بود. بلد بود چگونه افراد را در موضع خودشان فعال کند، با همه مدارا کند و بدون آنکه افراد احساس کنند به اندیشه یا عملشان تعرّضی صورت گرفته است. تو جریان شناسی گروه های فعال در قم و تهران بی نظیر بود، آن هم نه شناسایی از دور و انتزاعی بلکه از نزدیک و کاملا عینی! در مورد هر گروه یا نحله ای در قم می خواستم اطلاع کسب کنم اولین طرف مشورت همیشه سید مصطفی بود، با هر کس هم که می خواستم ارتباط بگیرم اولین پُل همیشه خودش بود. با افرادی که شاید من ده دقیقه هم نتوانم فکرشان را تحمل کنم، سید رفیق بود! ما همیشه به لبه های اندیشه ی افراد و مواضع اختلاف توجه می کنیم، ولی سید به جان افراد و وجوه اشتراک نگاه می کرد. به شوخی بهش می گفتم سید! نگاه ما هنوز اصالت ماهوی است، ولی اصالت وجود در جان تو نشسته و طرز نگاهت را عوض کرده! در مباحثه با دوستان وقتی تند می شدم، اولین نفری که ترمز مرا می کشید سید مصطفی بود. امین جان! قدری آرام تر! مواظب باش قلمت کدورت در دل ها ایجاد نکند.

🔰 سید مصطفای ما را همه می شناختند، البته همه ی همه نه! همه ی کسانی که دنبال دوستی مهربان و دلسوز در فضای طلبگی بودند. سید بهترین رفیق بود، بهترین هم کلام، بهترین یار غار و دوست عزیز تر از جان! هر از گاهی بهش پیام می دادم سید جان! خیلی دلم برایت تنگ شده، قبل مرگم نفسی مهلت دیدار بده! بلافاصله می گفت دل منم خیلی برایت تنگ شده، کی فرصت داری همو ببنیم؟ هر دو سر شلوغ بودیم! یه بار مخش رو زدم که شام بیاد منزل ما با هم پیتزا بخوریم، آمد یک پیتزا هم آورد ولی خودش نخورد! هر کار کردم نخورد! گفت آمدم فقط کنارت باشم وگرنه الان هیچ میلی ندارم! تو بخور من از خوردن تو لذت می برم! این "جان" آخر اسم ها از زبانش نمی افتاد. امین جان! وحید جان! حسین جان! این جان فقط لفظ نبود، به راستی معنای ذیلش را قصد کرده بود، چرا که همه جان او بودند و او همه ی جانِ همه! این اواخر چقدر هر دو مشتاق بودیم مباحثه ی کتاب "فلسفه ی فرهنگ" استاد یزدان پناه رو با هم داشته باشیم بلکه یه راهی در جهت ارتقا و بسط اندیشه ی استاد در بستر اجتماعی ایجاد کنیم. اما چه حیف! تو ماندی و زمان ما را با خود دارد می برد! تو رفتی تا با معشوقانت هم کلام شوی و ما ماندیم و یک عمر حسرت و خاطره مجالست با تو!

💠 https://eitaa.com/ahadith_ejtemai
هوالحکیم🌷محمدحسین صالحی
eitaa.com/ahadith_ejtemai/79 👇
🖌 بخش پایانی

🔰 سید مصطفای ما را همه می شناختند، البته همه، همه ی او را نمی شناختند بلکه هر کسی از جهت و حیثیتی! بعضی به لباس ویژه و پوشش خاصش، بعضی به شور حسینی و ذهن داغش، بعضی به نماز شب و مناجات سحرش، بعضی به اندیشه ی راهبردی و عمق تفکرش، بعضی به حکمت و عرفان و مبانی عمیقش، بعضی به آرمان ها و اهداف عالی اش، بعضی به انتقادهای کوبنده و نگاه نافذش و بعضی به مهربانی و حس برادری اش و بعضی به خنده های زیبا و شوخ طبعی اش، بعضی به اشک و آه و سوز روضه اش، بعضی به دل رئوف و چشم دغدغه مندش! بعضی و بعضی و بعضی. برادر عزیز تر از جان ما هم سید بود، هم مصطفی بود، هم مدرّس بود و هم مصلّی! اینها همه البته خصال نیکوی سید ما بود، او همه بود و هیچ یک نبود، شاید او بهتر از همه خودش را وصف کرد او از ربیّون بود و إلی الله راغب.

◾️
امین اسداله زاده داریانی ٢٨ بهمن ١۴٠١
🔰 کانال احادیث اجتماعی
💠 https://eitaa.com/ahadith_ejtemai

🔸
@Salehi786
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️سخنان انگیزه‌ساز با سوز دل و دل‌نشین دوست و برادر عزیزم حجت‌الاسلام حمزه وطن‌فدا در رثای دوست و برادر عزیزمان مرحوم آقا #سید_مصطفی_مدرس👆

📌امروز جمعه ٢٨ بهمن ١۴٠١ در مراسم تشییع پیکر سیدمصطفی در امام‌زاده جعفر شهر یزد

▪️شب اول قبر آقا سیدمصطفای عزیزمان امشب، در شب مبعث حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) خواهد بود 😭
🔸
@Salehi786
▪️پیام تسلیت استاد حجت الاسلام و المسلمین محمد قمی، ریاست سازمان تبلیغات سراسر کشور 👇
◾️

بسم الله الرحمن الرحیم

◾️ انا لله و انا الیه راجعون ▪️

اولین بار نیست عزیزی از دست می‌دهم اما سختی‌اش برایم کم نشده؛ من که خود را از صاحبانِ عزا می‌شمارم و برادر از دست داده‌ام، باید برای پاره‌ی تنم پیام تسلیت بنویسم. در رثای صدیق مجاهد و سخت‌کوش و مهربانم آقاسیدمصطفای دوست‌داشتنی که رفتنش جگرم را سوزانده و بغض راه نفسم را تنگ کرده است. از میان مضامین بسیاری که جلوی چشمان اشک‌بارم جلوه‌نمایی می‌کنند، به اندکی بسنده می‌کنم؛ اولین بار در اواخر شهریور ۱۴ سال پیش در اردوی ورودی‌های دانش‌گاه صنعتی شریف که از دارالولایه محضر امام رئوف مشرف شده بود و از مهر همان سال در مسجد دانش‌گاه یا خوابگاه شهید شوریده‌ و دیگر مجال‌ها، از پرسش‌هایش سر کلاسِ درس و انگیزه‌ها و مسئله‌هایش در مقام مشاوره، بارها و بارها از سطح دغدغه‌های او به وجد آمده‌ام تا امروز که در ایام زیارتی، سمت نورِ شمس‌الشموس دوید و پرگرفت و آسمانی شد و منِ متحیر، سوگ‌مندانه؛ سیّد را ملحق به رفقا و شاگردان شهیدم می‌بینم و به عظمت مکتبی که هم‌چون ایشان، بسیار پرورش می‌دهد می‌اندیشم و سرزنش‌گر خویشم که هم‌چنان پای در گِل گرفتار مانده‌ام. سال‌ها به حسبِ ظاهر منِ کم‌ترین، مربّی‌اش بوده‌ام و اویی که از همه می‌آموخت، هوشمندانه و مؤدبانه در قالب مشاوره و سوال و رفتار، به من تذکر می‌داده و من از تخلق، ادب، بی‌تکلف‌بودن، نجابت، و دل‌سوزی‌اش دور از هر تعارفی درس‌ها گرفته‌ام. مهم‌ترین ویژگی این جوان مومن انقلابی و مبارز، اما، یقین او بود به حقانیت اسلام ناب و مکتب امام رضوان‌الله تعالی علیه و انقلاب عظیم اسلامی. بخشی از تجلیات این باورمندیِ با تمام وجود و به تبع، دغدغه‌مندی و دردمندیِ از عمق جان، حرارت و شور صادره از وجودش و گرمابخشی محافل حوزه و دانش‌گاه بود.
در زمانه‌ی جهادتبیین، تدوین و عرضه‌ی سطور مورد نیاز امروز از اسلام ناب بیش از پیش وجهه‌ی همّتِ او بود.
فقدان ناگهانیِ فاضل اندیشه‌ورز و محقق انقلابی، ضایعه‌ای تأسف‌برانگیز بود و برای جبرانش چشم به آسمان دوخته‌ام و به دادار جبّار برای تکوّن بسیج دانش‌جو و طلبه امید بسته‌ام.
رحلت این نهال قدکشیده‌ی بوستان ولایت را به خانواده‌ی شریف و پاک‌طینت او و عموی عالم و بزرگوار ایشان و نیز دوستان و هم‌سنگران وی، علی‌الخصوص به حضرت استاد فلاح شیروانی زیدعزه تسلیت عرض می‌کنم و برای همه‌ی بازماندگان، صبر و شکیبایی و استواری بر طریق‌ش مسئلت دارم و علوّ درجات را از حضرت حق خواستارم.

محمد قمی
🗓 جمعه ٢٨ بهمن ١۴٠١
◾️
@Salehi786
▪️پیام تسلیت استاد حجت‌الاسلام والمسلمین حمید ملکی، قائم مقام محترم مدیر حوزه های علمیه سراسر کشور 👇
◾️


◾️ إنا لله و انا الیه راجعون ◾️

با شنیدن این خبر، یکباره قلبم ایستاد و ذهنم ازکارافتاد.
احساس کردم دوران دفاع مقدس است و خبر شهادت یکی از دوستان بسیار عزیزم را شنیدم.
بوی شهادت از این خبر استشمام کردم. شهیدی از تبار عارفان عاشق، پاکبازان صادق، زاهدان بصیر، تیزهوشان عابد و مجاهدان شجاع اهل بیت و امام رئوف، دلباخته امام رضا، سرباز پاکباخته امام زمان، مطیع و شیفته امام خامنه‌ای.

خدایا شاهدی که دلم سوخت از این خبر، خدایا به پدر و مادرش صبر عنایت کن.
به پدر عزیز و مادر مهربانش و دوستان و اساتید تسلیت عرض میکنم.
خداوند این مصطفای اصطفا شده را با اجداد گرامش محشور فرماید.


حمید ملکی
🗓 جمعه ٢٨ بهمن ١۴٠١
◾️
@Salehi786
بسم الله
🔰 *دعا و زیارات مخصوص شب و روز مبعث*

🔸
🔸حتما امشب دعای مخصوص شب مبعث را که در مفاتیح الجنان هست با توجه به معانی و حقایق ملکوتیش بخوانید.

👌 با این دعا *معرفت و محبتِ «تجلی اعظم الهی در نبی‌خاتم محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله)»* را به جان بنوشید.

🔻دعایی که ابتدا به این👇 بیان است:

💥 *«اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُك بِالتَّجَلِّى الْأَعْظَمِ، فِى هٰذِهِ اللَّيْلَةِ مِنَ الشَّهْرِ الْمُعَظَّمِ، وَالْمُرْسَلِ الْمُكَرَّمِ، ...»* 👇

🌐 https://erfan.ir/m96 متن کامل دعا
🔸

🔸 همچنین در شب و روز مبعث، از افضل اعمال زیارت حضرت وصی و برادر پیامبر (صلی الله علیه و آله) *مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)* است.
👌 زیارت امام علی (علیه السلام) را هم با خواندن *«زیارت امین الله» و «زیارت رجبیه»* و هم با خواندن *«زیارت مخصوص ایشان در شب و روز مبعث»* 👇 بخوانید.

📌 *زیارت ویژۀ امیرالمؤمنین (علیه السلام) در شب و روز مبعث* 👇(به نقل مفاتیح الجنان از شیخ مفید و سیدبن طاووس و شهید اول)
🌐 https://erfan.ir/m230
🔸

📌 *زیارت رجبیه* | الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى أَشْهَدَنا مَشْهَدَ أَوْلِيائِهِ فِى رَجَبٍ، ... 👇
🌐 https://erfan.ir/m85
🔸

📌 *زیارت مخصوصه مبعث به نقل مزار قدیم* | السَّلامُ عَلَىٰ أَبِی الْأَئِمَّةِ وَ خَلِيلِ اَلنُّبُوَّةِ (مَعْدِنِ النُّبُوَّةِ) وَ اَلْمَخْصُوصِ بِالْأُخُوَّةِ، ... 👇
🌐 https://erfan.ir/m220
🔸
#مبعث
#اذکار
🔸
@SalehiBooks
@Salehi786
▪️امشب #نماز شب اول قبر بخوانیم برای زائرُالرضـا *مرحوم سیدمصطفی (علیرضا) مدرس مصلی*، که ایشان هم الان در ملکوتِ هستی و محضر اولیاء الرحمن محمدیّین (علیهم السلام) ما را یاد کنند و دعایمان کنند🙏
[چون اسمشان در شناسنامه سیدعلیرضا بود لذا در دعای آخر هم سیدمصطفی را می‌گویید و هم سیدعلیرضا] 👇


🔴 #نماز_لیلة_الدفن :
▪️*برای مرحوم «سیدمصطفی (علیرضا)» ابن «سیداحمد»*
👇👇👇
🔸 #روش_اول: « در رکعت اول یک مرتبه سوره حمد و #۲_مرتبه سوره توحید (قل هو اللَّه)
و در رکعت دوم یک مرتبه سوره حمد و #۱۰_مرتبه سوره تکاثر را بخوانند.»
و بعد از سلام نماز بگوید:
« اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ وَ آلِ مُحمّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها اِلی قَبرِ *سیدعلیرضا المعروف بسیدمصطفی ابن سید احمد* »
🔸
🔸 #روش_دوم: «بعد از حمد #یک_مرتبه آیت الکرسی،
و رکعت دوم بعد حمد #۱۰_مرتبه سوره قدر»، بعد نماز :
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ وَ آلِ مُحمّدٍ وَ ابْعَثْ ثَوابَها اِلی قَبرِ *سیدعلیرضا المعروف بسیدمصطفی ابن سید احمد* »
🏴
🔴 @Salehi786
🌷عید سعید مبعث بر همه شما مبارک🌷

📌در ادامه، فایل صوتی سخنرانی امشب، در شب مبعث حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله)، شام جمعه ٢٨ بهمن ١۴٠١

💥 با عنوان *«مبعث، نقطه‌ی ارتباط و اتصال به حقیقت نور محمدیه (صلی الله علیه و آله)»* 👇

🌐 t.me/salehi786/5955 تلگرام

🌐 eitaa.com/salehy/2758 ایتا
مبعث نقطه‌ی ارتباط و اتصال به حقیقت نور محمدیه (صلی الله علیه و…
استاد صالحی | ٢۸ بهمن ١۴٠١
🔸 *مبعث، نقطه‌ی ارتباط و اتصال به حقیقت نور محمدیه*

🔈 #سخنرانی|صالحی
📌٢٨بهمن١۴٠١
🔸
🔸نکات معرفتی وسلوکی از:
🔸آیات قرآن که عیناً صفات الهی را محقق در خلق عظیم پیامبر(ص) می‌داند:

🔻 *رحمت*
بسم الله الرحمن الرحیم
و رحمتی وسعت کل شئ فسأکتبها للذین یتقون
وما ارسلناک الا رحمة للعالمین

🔻 *رئوف / رحیم / عزیز*
لقد تاب الله...إنه بهم رئوفٌ رحیم
لقد جاءکم رسولُ من انفسکم عزیزٌ... بالمؤمنین رئوفٌ رحیم
و لله العزّة و لرسوله

🔻 *کریم*
فانّ ربی غنیٌّ کریم
انه لقولُ رسولٍ کریم

🔻 *داعی / هادی*
والله یدعوا الی دارالسلام و یهدی من یشاء الی صراط مستقیم
و داعیاً الی الله باذنه
و إنک لتهدی الی صراط مستقیم

🔻 *ولـیّ*
الله ولیّ الذین آمنوا
النبی اولی بالمؤمنین
إنما ولیّکم الله و رسوله والذین آمنوا

🔻 *علیم*
علّمک ما لم تکن تعلم
کما ارسلنا الیکم رسولا...و يعلّمكم ما لم تکونوا تعلمون

🔻 *عظیم*
هو العلی العظیم
و إنک لعلی خلق عظیم
🔸
🔻حدیث پیامبر (ص) به جابر
نور نبی‌ّ شما، اولین خلق الهی‌ست که با آن تمام هستی و کل خیرات و روح انبیاء الهی خلق شد
noo.rs/X7qZo
🔻خلقت اهل بیت از همان نور
t.me/salehi786/5844
🔸
@Salehi786
هوالحکیم🌷محمدحسین صالحی
استاد صالحی | ٢۸ بهمن ١۴٠١ – مبعث نقطه‌ی ارتباط و اتصال به حقیقت نور محمدیه (صلی الله علیه و…
.
🔸دستورالعمل مجرب صلوات فتح که در انتهای جلسه خوانده شد👇

🔻صلوات فتح
(صلوات چهل‌بندی که در چهل صبح می‌خوانند)

📌چهل روز بعد نماز صبح، روح پیامبر (ص) را حاضر بدان و خطاب به ایشان این صلوات چهل‌بندی را بخوان. باذن الله حاجت‌روا می‌شوی👇

🌐 noor-s.site/vb/showthread.php?t=737

🌐 lib.eshia.ir/41772/7/235
(تفسیر روح البیان، ج‏۷ ص٢٣۵و٢٣۶)
🔸

📌و نیز این👇صلوات مشابه صلوات فتح

🌐 http://noo.rs/dzrDQ در المزار الکبیر

🌐 http://noo.rs/t486y در بحارالانوار

#اذکار
🔸
@SalehiBooks
@Salehi786
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸 نماهنگ «بلغ العُلی بکماله»

🌷
#عیدی مبعث | مدح پیامبر رحمت سیّدالأنبيا محمّد امین (صلی الله علیه وآله) و سیدالاوصیاء امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)

🌱 با نوای #حسن_کاتب

⚡️بَلَغَ العُلَی بِکماله / کَشَفَ الدُّجَی بِجَماله
حَسُنَت جمیعُ خِصاله / صلّوا علیه و آله

🔸
@Salehi786
🔸 همین الان 👆در عید مبعث زیر قبه مبارکه و کنار ضریح مطهره مولا علی بن موسی الرضا المرتضی (علیه السلام) نائب الزیاره و دعاگوی همه شما و خانواده تان هستم

🔴 بسم الله الرحمن الرحیم
🙏 یَا لَطِیفُ أَدرِکنِی بِلُطفِکَ الخفی

🔸
@Salehi786
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸در این روزهای انتهایی ماه رجب که ماه ولایت و باب ورود به ماه شعبان المعظم و حرم پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) است:

هم‌نَفَس و همدل با ذکر و نَفَس‌های مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) شویم و جز خدا در حرم الهی نبینیم و لحظاتی با نَفَس‌های مولا بگوییم:

💥 *«یا هُـو، یا مَن هُـو، یا مَن لا هُـو إلا هُـو»*

#اذکار
🔸

📌کلیپ سخنان #استاد_فروغی در کانال فروغ توحید

تلگرام
🌐 t.me/forooghetohid/3038
ایتا
🌐 eitaa.com/forooghetohid/1414

🔸
@Salehi786
الان👆 سحرگاه بارگاه سلطان طوس، شمس الشموس، انیس النفوس، مولا علی بن موسی الرضا (علیه السلام)

ذره خاکم و در کوی توام جای خوش است
ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم
صوفی صومعه‌ی عالم قدسم، لیکن
حالیا دیر مغان است حوالت‌گاهم
پیر میخانه سحر جام جهان بینم داد
و اندر آن آئینه از حسن تو کرد آگاهم
بر سَرِ شمعِ قَدَت، شعلهْ صفت مى لرزم‌
گرچه دانم، که هواىِ تو کُشَد ناگاهم‌
مست بگذشتی و از حافظت اندیشه نبود
آه اگر دامن حسن تو بگیرد آهم
خوشم آمد که سحر خسرو خاور می‌گفت
با همه پادشهی بنده‌ی تورانشاهم (بند خراسان‌شاهم)

حافظ

🔸
@Salehi786
هوالحکیم🌷محمدحسین صالحی
Photo
بسم الله
🔸 شرح این ابیات حافظ:

🔻از کتاب جمال آفتاب، ج‌۷، ص١۵٩ الی ١۶٣
🔸

ذره خاکم و در کوی توام جای خوش است
ترسم ای دوست که بادی ببرد ناگاهم

اى دوست! چرا به خود نبالم که مرا به بندگى خود پذیرفته اى و در پیشگاهت مقامى خوش دارم، که‌:

الهى کَفى‌ بى‌عزّاً أن اَکونَ لک عبدا،
و کَفى‌ بى‌ فخراً أن تَکونَ لى رَبّا،
الهی أنتَ لى کما اُحِبّ فَوَفِّقنى لِما تُحِبّ.
(بار الها همین مرا بس که بنده تو باشم، و همین افتخار کفایتم مى کند که تو پروردگارم باشى! تو آنچنانى که دوست مى دارم، پس مرا آنچنان کن که دوست مى دارى.)

از آن بیم دارم که تند باد حوادث و پیشامدهاى روزگار از این نعمت پر ارزش و مقام و منزلت والا (یعنى بندگى) جدایم کند.

و ممکن است معنى این باشد که:
من ذرّه خاکى هستم، و انس با تو را خوش مى‌دارم، ترسم از آن است که نسیم‌هاى رحمتت به نیستى و نابودى‌ام کشد.
و در واقع با این بیان، اظهار اشتیاق به وصال و فناء خود مى نماید.

صوفىِ‌ صومعه‌ی عالَم قُدسم، لیکن‌
حالیا دیرِ مُغان است حوالتْ‌گاهم‌

کنایه از اینکه:
مُرغِ باغِ ملکوتم، نِیَم از عالَم خاک‌
چند روزى قفسى ساخته اند از بدنم‌
و نیز:
من شاهبازِ عالَم قُدسم، نه کِرْمِ خاک‌
من نیستم ز اهل زمین، آسمـــانى‌ام‌

و یا معنى این باشد که خداوند مرا از نور خود برگزید، و در مقامِ «لا اسم و لا رسمى» جاى داشتم، به عالَم‌ِ «إنّی جاعلٌ فی الأرض خلیفةً» بیاوردم، و تعلیم اسمائم فرمود، و مظهر اسماء و صفات، بلکه جامع کمالاتش قرار داد، و چند روزى به این مقام و منصبم بخواند و خلیفه‌ام نام برد، و سپس به منزل اصلى‌ام، که‌ «إنا لله و إنا إليه راجعون» و نیز «و أنَّ الی ربّکَ المنتهیٰ» هست باز توجّه داد.

👌و شاید منظور از «مغان»، انبیاء و اولیاء معصوم الهی (علیهم السلام) باشند [و «دیرِ مغان» هم محضر و حرم مطهر اولیاء معصوم (علیهم السلام) باشد] ، یعنى:
حضرتِ محبوب مرا به عالم بشرى آورد، و براى تکمیل نفس خویشتنم، حوالت به محضر انبیاء و اولیاء معصوم (علیهم السلام) داد، تا از راه آنان، باز به منزلگاهِ «لا اسمى و لا رسمى» باز گردم.

پیر میخانه، سحر، جامِ جهان بینم داد
واندر آن آئینه، از حُسنِ تو کرد آگاهم‌

سحرگاهان، جامى از «شراب ولایت دوست» را از دست آن که واسطه فیض اوست، و خود، میخانه و یا کلیددار میخانه است، و تجلّى تام الهى است، گرفتم، یعنى از حضرت رسول الله (صلى الله علیه و آله)، و یا از مولا على (علیه السلام) [و نیز اولاد طاهرش از امامان معصوم (علیهم السلام) ]، که «الیوم اکملتُ لکم دینکم، و اتممت علیکم نعمتی» در باره‌اش نازل گردیده، و به منصبِ‌ «مَن کنتُ مولاهُ، فهذا علیٌّ مولاه» نائل گشته است.

اینجا بود که حقیقت عالم بر من روشن گشت، و جمال دوست را به حسن و زیبایى در آن شخصیتی که وجودش «جام شراب ولایت الهی» است مشاهده نمودم (یعنی در شخصیت رسول الله -صلى الله علیه و آله- و علىّ [و اولاد معصومش] -علیهم السلام-).

و یا بخواهد بگوید: «پیر میخانه»، یعنی حضرت رسول الله (صلى الله علیه و آله) و یا على [و اولاد معصومش] (علیهم السلام)، حقیقتِ نوری خود را، که مظهر اتمّ کمالات حضرت دوستند، به من نمایاندند و از حُسن و زیبایى تو آگاهم نمودند.


بر سَرِ شمعِ قَدَت، شعلهْ صفت مى لرزم‌
گرچه دانم، که هواىِ تو کُشَد ناگاهم‌

محبوبا! دانسته‌ام هر که هواى تو را به سر گیرد، به فنای خود دست زده؛ امّا نمى‌توانم هواى تو از سر بیرون کنم، و به پاى قامت و جمالت نسوزم و نلرزم؛ چون فانی‌ام خواهى ساخت. آن قدر به پیشگاهت خواهم ایستاد و سوخت، تا به مقام فنا گرایم و مرا بپذیرى.

بخواهد بگوید:
الهی! و الحقنی بنور عزّک الأبهَج فَأَکونَ لک عارفا، و عن سواک منحرفا، و منک خائفاً مراقبا، یا ذا الجلال و الاکرام.
(بار الها! و مرا به درخشانترین نور مقام عزّتت بپیوند تا عارف تو بوده، و از غیر تو رو گردانده و تنها از تو خائف و مراقب‌ باشم، اى صاحب بزرگوارى و کرامت!)

مست بگذشتى و از حافظت اندیشه نبود
آه! اگر دامنِ حُسن تو بگیرد آهم‌

اى دوست! به خود و جمال خود مى بالى (و حق است که ببالى)، مى‌گذرى و نظرى به این خسته دل نمى کنى. روزى شود که آهِ آتش‌بارِ من دامن حُسن و جمال تو را بگیرد، و به وصالت برسد. گله‌اى است عاشقانه.

در جایى مى گوید:
دوتا شدم چو کمان از غم ونمى گویم‌
هنوز ترک کمان ابروان تیر انداز
هزار دیده به روى تو ناظرند و تو خود
نظر به روى کسى بر نمى‌کنى از ناز

خوشم آمد که سحر، خسرو خاور مى گفت:
با همه پادشهى، بنده‌ی تورانْ‌شاهم‌

منظور از «خسرو خاور» خورشید است که بر عالم روشنایى مى بخشد و حکومت مى نماید. شاید بخواهد با این بیان به عظمت ملک «توران‌شاه» [یعنی صاحب مقام ولایت] اشاره کند، که: شمس و خورشید هم بنده‌ی به فرمان اوست و بر ملک او مى‌تابد.
🔸
@Salehi786