🔸کتاب «عوامل ورود به عالم بقیت اللهی»👇
🔻که در #مرحله۶ جلسه۵ مورد بحث قرارگرفت.
🔻دانلود کتاب از سایت ناشر👇
http://lobolmizan.ir/book/1377
🔻که در #مرحله۶ جلسه۵ مورد بحث قرارگرفت.
🔻دانلود کتاب از سایت ناشر👇
http://lobolmizan.ir/book/1377
lobolmizan.ir
عوامل ورود به عالم بقیت اللهی - لب المیزان
گروه فرهنگی المیزان، استاد اصغر طاهرزاده
🔶دوره #امامت_و_مهدویت
🔻 #مرحله_هفتم در #۳_جلسه
💐بحث «نحوه #ظهور_غیرمنتظره حجّت حق، بشرط معرفت و اقدام ما در #اقامه_حق»
✨کتاب مبانی معرفتی مهدویت
👇 #دانلود ۳صوت #مرحله_۷💐
@Salehi786✨ @SalehiLinks
🔻 #مرحله_هفتم در #۳_جلسه
💐بحث «نحوه #ظهور_غیرمنتظره حجّت حق، بشرط معرفت و اقدام ما در #اقامه_حق»
✨کتاب مبانی معرفتی مهدویت
👇 #دانلود ۳صوت #مرحله_۷💐
@Salehi786✨ @SalehiLinks
🔶دوره #امامت_و_مهدویت
🔻 #مرحله_هشتم در #۵_جلسه
💐بحث «معرفت انتظار»و بحث «اشراق #نور_ملکوت_امام و #هدایت_امری_امام برای سالکان»
✨اتمام کتاب«مبانی معرفتی مهدویت»
👇 #دانلود ۵صوت #مرحله_۸💐
@Salehi786
🔻 #مرحله_هشتم در #۵_جلسه
💐بحث «معرفت انتظار»و بحث «اشراق #نور_ملکوت_امام و #هدایت_امری_امام برای سالکان»
✨اتمام کتاب«مبانی معرفتی مهدویت»
👇 #دانلود ۵صوت #مرحله_۸💐
@Salehi786
🔶دوره #امامت_و_مهدویت
🔻 #مرحله_نهم در #۳_جلسه
💐«ظهور باطن،در فرج شخصی وعمومی» و«ضرورت وچگونگی #رجعت»
✨کتب آخرالزمان ظهورباطنیترین بعد هستی+رشحات البحار+ظهورنور
👇 #دانلود ۳صوت #مرحله_۹💐
@Salehi786
🔻 #مرحله_نهم در #۳_جلسه
💐«ظهور باطن،در فرج شخصی وعمومی» و«ضرورت وچگونگی #رجعت»
✨کتب آخرالزمان ظهورباطنیترین بعد هستی+رشحات البحار+ظهورنور
👇 #دانلود ۳صوت #مرحله_۹💐
@Salehi786
Forwarded from آیتاللە نصراللە شاەآبادی
◾️ " یا حسین " اسم اعظم الهی
🔻 دیدگاه مرحوم آیت الله العظمی میرزا محمدعلی شاه آبادی درباره اسم اعظم،
و روایت کامل آن در کتاب #حدیث_نصر (خاطرات آیت الله نصرالله شاه آبادی)
@NasrollahShahabadi
🔻 دیدگاه مرحوم آیت الله العظمی میرزا محمدعلی شاه آبادی درباره اسم اعظم،
و روایت کامل آن در کتاب #حدیث_نصر (خاطرات آیت الله نصرالله شاه آبادی)
@NasrollahShahabadi
Forwarded from آیتاللە نصراللە شاەآبادی
◾️اسم اعظم الهی
🔻مرحوم آیت الله حاج آقا نصرالله شاه آبادی:
🔹یک روز عصر یکی از علاقهمندان مرحوم پدر _ که نامش را فراموش کرده ام _ به همراه مرحوم حاج اسماعیل وفابخش _ برادر خانم پدر ما _ برای پرداخت وجوه نزد مرحوم پدر آمد و عرض کرد: «حاج آقا، من دو سال است که به مسجد شما نیامده ام. علت آن را نمیپرسید؟»
مرحوم پدر گفتند: «اگر به شما گفته بودم بیا و نمیآمدی، میپرسیدم، ولی چون برای آمدنت دعوت نکردم، از رفتنت هم نمیپرسم». او گفت: «علت نیامدنم این بود: شبی پای منبر شما بودم. وقتی از مسجد بیرون رفتم، شخصی از روحانیون از من پرسید: کجا بودی؟ گفتم: مسجد آقای شاهآبادی. گفت: آنجا میروی؟! آقای شاهآبادی توحید میگوید! و به گونهای گفت که من خیال کردم شما کفر میگویید؛ از آن شب دیگر نیامدم.
🔸 تا اینکه چندی قبل خواب دیدم قیامت بر پا شده و عدهای در جهنم که مانند استادیومهای ورزشی پله پله بود، قرار داشتند و ردیف تا بالا نشستهاند و حلقههای آهنین به گردنشان بود و افرادی بودند که من آنها را میشناختم. در این حال وحشت و رعب، یکی از آنهایی که در آنجا بود و مرا میشناخت
و من هم او را میشناختم، گفت: فلانی، به دادمان برس. گفتم: اینجا چه کار
میتوانم بکنم؟ گفت: پیش آقای شاهآبادی برو و از ایشان ذکری بگیر که ما را نجات دهد. گفتم: آقای شاهآبادی را از کجا پیدا کنم؟ گفت: آن طرف باغ آقای شاهآبادی است.
دیدم باغ بزرگی است و وسط آن ساختمانی قرار دارد. وارد شدم، دیدم در اتاق بزرگی حضور دارید. سلام کردم و قضیه را برای شما نقل کردم.
🔹 شما یک قدری فکر کردید و سر بلند کرده، فرمودید: «به آنها بگو من ذکری اعظم از ذکر «یا حسین» سراغ ندارم. برگشتم و به آنها گفتم. همین که جمعیت شنیدند، همه با هم «یا حسین» کشیدند و از غل و زنجیر و گرفتاری نجات پیدا کردند. در همین حال، از وحشت از خواب بیدار شدم». مرحوم پدر به آن شخص فرمودند: هیچ بُعدی ندارد که یکی از اسامی اعظم پروردگار، «یا حسین» باشد.
#حدیث_نصر ص 193
@NasrollahShahabadi
🔻مرحوم آیت الله حاج آقا نصرالله شاه آبادی:
🔹یک روز عصر یکی از علاقهمندان مرحوم پدر _ که نامش را فراموش کرده ام _ به همراه مرحوم حاج اسماعیل وفابخش _ برادر خانم پدر ما _ برای پرداخت وجوه نزد مرحوم پدر آمد و عرض کرد: «حاج آقا، من دو سال است که به مسجد شما نیامده ام. علت آن را نمیپرسید؟»
مرحوم پدر گفتند: «اگر به شما گفته بودم بیا و نمیآمدی، میپرسیدم، ولی چون برای آمدنت دعوت نکردم، از رفتنت هم نمیپرسم». او گفت: «علت نیامدنم این بود: شبی پای منبر شما بودم. وقتی از مسجد بیرون رفتم، شخصی از روحانیون از من پرسید: کجا بودی؟ گفتم: مسجد آقای شاهآبادی. گفت: آنجا میروی؟! آقای شاهآبادی توحید میگوید! و به گونهای گفت که من خیال کردم شما کفر میگویید؛ از آن شب دیگر نیامدم.
🔸 تا اینکه چندی قبل خواب دیدم قیامت بر پا شده و عدهای در جهنم که مانند استادیومهای ورزشی پله پله بود، قرار داشتند و ردیف تا بالا نشستهاند و حلقههای آهنین به گردنشان بود و افرادی بودند که من آنها را میشناختم. در این حال وحشت و رعب، یکی از آنهایی که در آنجا بود و مرا میشناخت
و من هم او را میشناختم، گفت: فلانی، به دادمان برس. گفتم: اینجا چه کار
میتوانم بکنم؟ گفت: پیش آقای شاهآبادی برو و از ایشان ذکری بگیر که ما را نجات دهد. گفتم: آقای شاهآبادی را از کجا پیدا کنم؟ گفت: آن طرف باغ آقای شاهآبادی است.
دیدم باغ بزرگی است و وسط آن ساختمانی قرار دارد. وارد شدم، دیدم در اتاق بزرگی حضور دارید. سلام کردم و قضیه را برای شما نقل کردم.
🔹 شما یک قدری فکر کردید و سر بلند کرده، فرمودید: «به آنها بگو من ذکری اعظم از ذکر «یا حسین» سراغ ندارم. برگشتم و به آنها گفتم. همین که جمعیت شنیدند، همه با هم «یا حسین» کشیدند و از غل و زنجیر و گرفتاری نجات پیدا کردند. در همین حال، از وحشت از خواب بیدار شدم». مرحوم پدر به آن شخص فرمودند: هیچ بُعدی ندارد که یکی از اسامی اعظم پروردگار، «یا حسین» باشد.
#حدیث_نصر ص 193
@NasrollahShahabadi