94222153.pdf
404 KB
مقدمه کتاب
مقدمه ای بر تاریخ طب و طبابت در آذربایجان
مقدمه ای بر تاریخ طب و طبابت در آذربایجان
[1393/01/24]
مقدمهای بر تاریخ دامپزشکی
این کتاب گزارش تلگراف گونه از تاریخ بیولوژی است که مطالب مربوط به دامپزشکی آن برجسته شده است.
چند مورد مطالعه عمیق تاریخی در خصوص دامپزشکی در ایران انجام شده است، خاصه کتاب دکتر حسن تاجبخش که به حق سنگ بنای مطالعات ایرانی و اسلامی تاریخ دامپزشکی در کشور است.
در این اثر تلاش شده است تا اطلاعات لازم در خصوص تاریخچه بیولوژی به ویژه دامپزشکی در ایران و جهان ارائه گردد، تاریخچهای که سیر تحول دامپزشکی را از ابتدای تمدن بشری تا عصر حاضر را در بر میگیرد.
این کتاب در دو فصل نگاشته شده است:
فصل اول- جهان باستان
سپیدهدم تاریخ و حیوانات
دامپزشکی و پزشکی قرون ابتدایی بشری
تمدن بین النهرین
تاریخ پزشکی و دامپزشکی دوران سومریان
قوم یهود
مصر باستان
هندوستان
دامپزشکی چین
دامپزشکی یونان
نظریه اخلاط چهارگانه
تمدن اسکندریه
دامپزشکی روم
ظهور جالینوس و پیشرفتهای طبی
دامپزشکی بیزانس
ایران باستان
اساطیر ایرانی
زرتشت و اوستا
هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان
فصل دوم- قرون وسطی
تمدن اسلامی
کتاب های دامپزشکی فارسی دوران اسلامی
کتابهای دامپزشکی ترکی دوران اسلامی
قرون وسطا در اروپا
عصر جدید
مقدمهای بر تاریخ دامپزشکی
این کتاب گزارش تلگراف گونه از تاریخ بیولوژی است که مطالب مربوط به دامپزشکی آن برجسته شده است.
چند مورد مطالعه عمیق تاریخی در خصوص دامپزشکی در ایران انجام شده است، خاصه کتاب دکتر حسن تاجبخش که به حق سنگ بنای مطالعات ایرانی و اسلامی تاریخ دامپزشکی در کشور است.
در این اثر تلاش شده است تا اطلاعات لازم در خصوص تاریخچه بیولوژی به ویژه دامپزشکی در ایران و جهان ارائه گردد، تاریخچهای که سیر تحول دامپزشکی را از ابتدای تمدن بشری تا عصر حاضر را در بر میگیرد.
این کتاب در دو فصل نگاشته شده است:
فصل اول- جهان باستان
سپیدهدم تاریخ و حیوانات
دامپزشکی و پزشکی قرون ابتدایی بشری
تمدن بین النهرین
تاریخ پزشکی و دامپزشکی دوران سومریان
قوم یهود
مصر باستان
هندوستان
دامپزشکی چین
دامپزشکی یونان
نظریه اخلاط چهارگانه
تمدن اسکندریه
دامپزشکی روم
ظهور جالینوس و پیشرفتهای طبی
دامپزشکی بیزانس
ایران باستان
اساطیر ایرانی
زرتشت و اوستا
هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان
فصل دوم- قرون وسطی
تمدن اسلامی
کتاب های دامپزشکی فارسی دوران اسلامی
کتابهای دامپزشکی ترکی دوران اسلامی
قرون وسطا در اروپا
عصر جدید
#مشاهیر_تبریز؛ #محسن_هشترودی
محسن هشترودی ( ۱۲۸۶ تبریز - ۱۳۵۵ تهران) #اندیشمند، #شاعر و #ریاضیدان ایرانی بود.
او در مدرسه دارالفنون در تهران تحصیل، و مدرک دکترای خود را در ریاضیات از دانشگاه سوربن در فرانسه دریافت کرد. پس از بازگشت به تهران، مقام استادی دانشسرای عالی، ریاست دانشگاه تبریز و ریاست دانشکده علوم دانشگاه تهران را عهدهدار بود. هشترودی از طرفداران سرسخت علوم پایه بود، به شعر و موسیقی و فلسفه علاقه داشت، و توانایی بیان مطالب علمی به زبان ساده را دارا بود. وی به عنوان یک متفکر منتقد پیشرو و ریاضیدان نامدار ایرانی، دارای اهمیت نمادین و شخصیتی اثرگذار در جامعه علمی معاصر ایران بودهاست.
هشترودی در طول زندگی حرفهای خود ارتباطش را با مجامع علمی بینالمللی حفظ کرد: وی در سال ۱۳۲۹ به عنوان نماینده دانشگاه تهران در کنگره بینالمللی ریاضیدانان هاروارد شرکت کرد، در مؤسسه مطالعات پیشرفته دانشگاه پرینستون و به درخواست ریاست مؤسسه اوپنهایمر به عضویت پذیرفته شد، و یک ترم پاییزی را نیز به تدریس در دانشگاه هاروارد پرداخت.
🔹هشترودی از پیشروان تفکر انتقادی در ایران بود. او تأکید زیادی بر اهمیت علوم پایه داشت تا جایی که شاخههای دیگر دانش مانند علوم اجتماعی و علوم انسانی را بیاهمیت و غیرعلمی میخواند. در همین حال فلسفه، هنر و عرفان را مکمل علم میدانست. وی بر این باور بود که «#علم» تنها نوع ارزشمند دانش، «#هنر» نگاهی ظریف به زندگی، و «#فلسفه» غایت معرفتشناسی است، و هیچیک بدون نوآوری و اصالت ارزشی ندارند.
✒کتابهایی که او تالیف کرده عبارتند از:
جهان اندیشه، دانش و هنر
نظریه اعداد
سایهها (مجموعه شعر)
سیر اندیشه بشر
از مکانیک کلاسیک تا مکانیک کوانتیک
نقل از:
@tbzmodern
@science_azerbaijan
محسن هشترودی ( ۱۲۸۶ تبریز - ۱۳۵۵ تهران) #اندیشمند، #شاعر و #ریاضیدان ایرانی بود.
او در مدرسه دارالفنون در تهران تحصیل، و مدرک دکترای خود را در ریاضیات از دانشگاه سوربن در فرانسه دریافت کرد. پس از بازگشت به تهران، مقام استادی دانشسرای عالی، ریاست دانشگاه تبریز و ریاست دانشکده علوم دانشگاه تهران را عهدهدار بود. هشترودی از طرفداران سرسخت علوم پایه بود، به شعر و موسیقی و فلسفه علاقه داشت، و توانایی بیان مطالب علمی به زبان ساده را دارا بود. وی به عنوان یک متفکر منتقد پیشرو و ریاضیدان نامدار ایرانی، دارای اهمیت نمادین و شخصیتی اثرگذار در جامعه علمی معاصر ایران بودهاست.
هشترودی در طول زندگی حرفهای خود ارتباطش را با مجامع علمی بینالمللی حفظ کرد: وی در سال ۱۳۲۹ به عنوان نماینده دانشگاه تهران در کنگره بینالمللی ریاضیدانان هاروارد شرکت کرد، در مؤسسه مطالعات پیشرفته دانشگاه پرینستون و به درخواست ریاست مؤسسه اوپنهایمر به عضویت پذیرفته شد، و یک ترم پاییزی را نیز به تدریس در دانشگاه هاروارد پرداخت.
🔹هشترودی از پیشروان تفکر انتقادی در ایران بود. او تأکید زیادی بر اهمیت علوم پایه داشت تا جایی که شاخههای دیگر دانش مانند علوم اجتماعی و علوم انسانی را بیاهمیت و غیرعلمی میخواند. در همین حال فلسفه، هنر و عرفان را مکمل علم میدانست. وی بر این باور بود که «#علم» تنها نوع ارزشمند دانش، «#هنر» نگاهی ظریف به زندگی، و «#فلسفه» غایت معرفتشناسی است، و هیچیک بدون نوآوری و اصالت ارزشی ندارند.
✒کتابهایی که او تالیف کرده عبارتند از:
جهان اندیشه، دانش و هنر
نظریه اعداد
سایهها (مجموعه شعر)
سیر اندیشه بشر
از مکانیک کلاسیک تا مکانیک کوانتیک
نقل از:
@tbzmodern
@science_azerbaijan
معرّفی اثری در علم پزشکی از فضولی
یادداشتی از:
جلال شایق
مولانا حكيم ملامحمد فضولي از شعرا و مرثیه سرایان سده دهم هجري؛ حکیمی است متفكر و صاحب فضل كه در خانوادهاي شيعي در كربلا و به قولی در حله به دنيا آمده است. او خالق آثاري به سه زبان تركي، فارسي و عربي است.
سفرنامه روح که به رساله «حسن و عشق» و «صحت و مرض» نيز مشهور است، يکي از آثار منثور فضولي به فارسي است که نشانگر تسلط وی به علم طب است.
سفرنامه روح برای نخستين بار در مجله ارمغان به یاری مرحوم وحید دستگردی و مرحوم محمدعلی ناصح چاپ شده است.
خلاصه کتاب به نقل از مقدمه آن چنين است :
«روح در عالم جبروت متولد ميشود و چون ميل سفر و گشت و گذار ميکند به عالم ناسوت میافتد و هنگام دخول در بدن، چهار برادر دوقلو به نامهاي خون، صفرا، بلغم و سودا مييابد که مالک ملک تن بودند. در بدن با دختري موسوم به مزاج، که طبايع چهارگانه بدن را در تصرف داشت، ازدواج ميکند و از او صاحب فرزندي صحت نام ميشود
روح، با عيال و فرزند خود، در کشور بدن گردش ميکند. نخست به قلعهاي به نام دماغ ميرسد و در آنجا به محلههاي سامعه، باصره، شامّه، ذائقه، حس مشترک، خيال، متصرفه، وهم، حافظه و جز آن وارد ميشود. از اين قلعه راه به شهر جگر مييابد. در شهر جگر با غاذيه، ناميه، مولده، مصوره، جاذبه، ماسکه، هاضمه و دافعه آشنا ميشود و سپس به شهر دل ميرود در شهر دل با ساکنان آن شهر، اميد، خوف، محبت، عداوت، فرح و غم افت و خيز ميکند و در همان جا سکني ميگزيند. او اميد، فرح و محبت را نزد خود نگه ميدارد و خوف، عداوت و غم را از خود ميراند . روزگاري چهار برادر همزاد، بلغم، خون، سودا، صفرا، در اين شهر مهمانش ميشوند. اما با هم ميستيزند. گر چه روح ميکوشد آنان را آشتي دهد ولي عداوت با سپاهيان کين و حسد، خوف با سپاه حيرت، هراس و اضطراب؛ و غم با سپاه محنت، حرمان و حسرت به قلعه هجوم ميآورند که صحت را بربايند. در داخل قلعه، فرح از قشون حسن، محبت از قشون عشق، و اميد از قشون عقل مدد ميخواهند. حسن و عشق به ياري ميشتابند و سرانجام عقل با قشون خود خصم را مغلوب ميسازد و خوف و غم را اسير ميکند. در اين ميان عداوت متواري ميشود و مرض را به ياري ميطلبد. مرض نيز از سودا کمک ميخواهد و بدين گونه کشور تن از هم ميپراکند. روح به ياري عقل و با کمک پرهيز، سودا را از ميان بر ميدارد و خون، بلغم و صفرا را بيخاصيت ميکند و بدين گونه کشور تن، آرام ميگيرد. در پايان ماجرا، فرح، حسن را به شهر دل ميآورد و او نيز با خود شيوه ناز، عشوه، کرشمه و غمزه را به اين کشور وارد ميکند و ماجراهاي ديگري شروع ميشود».
عناصر طب سنتي در بستري عرفاني و در عين حال فلسفي در اين داستان تمثيلي موج میزند و نشان از آن دارد که هنوز در زمان صفويه طب سنتي، پيوندهاي محکمي با اخلاط اربعه داشته و موفق به خروج از سايه آن نشده است. نکته پایانی این است که بر اساس شواهد و قراین متن شناختی، فضولی در این اثر، متاثر از رساله مونس العشاق یا فی حقیقة العشق شیخ اشراق بوده است.
نقل از
@safinehyetabriz
@science_azerbaijan
یادداشتی از:
جلال شایق
مولانا حكيم ملامحمد فضولي از شعرا و مرثیه سرایان سده دهم هجري؛ حکیمی است متفكر و صاحب فضل كه در خانوادهاي شيعي در كربلا و به قولی در حله به دنيا آمده است. او خالق آثاري به سه زبان تركي، فارسي و عربي است.
سفرنامه روح که به رساله «حسن و عشق» و «صحت و مرض» نيز مشهور است، يکي از آثار منثور فضولي به فارسي است که نشانگر تسلط وی به علم طب است.
سفرنامه روح برای نخستين بار در مجله ارمغان به یاری مرحوم وحید دستگردی و مرحوم محمدعلی ناصح چاپ شده است.
خلاصه کتاب به نقل از مقدمه آن چنين است :
«روح در عالم جبروت متولد ميشود و چون ميل سفر و گشت و گذار ميکند به عالم ناسوت میافتد و هنگام دخول در بدن، چهار برادر دوقلو به نامهاي خون، صفرا، بلغم و سودا مييابد که مالک ملک تن بودند. در بدن با دختري موسوم به مزاج، که طبايع چهارگانه بدن را در تصرف داشت، ازدواج ميکند و از او صاحب فرزندي صحت نام ميشود
روح، با عيال و فرزند خود، در کشور بدن گردش ميکند. نخست به قلعهاي به نام دماغ ميرسد و در آنجا به محلههاي سامعه، باصره، شامّه، ذائقه، حس مشترک، خيال، متصرفه، وهم، حافظه و جز آن وارد ميشود. از اين قلعه راه به شهر جگر مييابد. در شهر جگر با غاذيه، ناميه، مولده، مصوره، جاذبه، ماسکه، هاضمه و دافعه آشنا ميشود و سپس به شهر دل ميرود در شهر دل با ساکنان آن شهر، اميد، خوف، محبت، عداوت، فرح و غم افت و خيز ميکند و در همان جا سکني ميگزيند. او اميد، فرح و محبت را نزد خود نگه ميدارد و خوف، عداوت و غم را از خود ميراند . روزگاري چهار برادر همزاد، بلغم، خون، سودا، صفرا، در اين شهر مهمانش ميشوند. اما با هم ميستيزند. گر چه روح ميکوشد آنان را آشتي دهد ولي عداوت با سپاهيان کين و حسد، خوف با سپاه حيرت، هراس و اضطراب؛ و غم با سپاه محنت، حرمان و حسرت به قلعه هجوم ميآورند که صحت را بربايند. در داخل قلعه، فرح از قشون حسن، محبت از قشون عشق، و اميد از قشون عقل مدد ميخواهند. حسن و عشق به ياري ميشتابند و سرانجام عقل با قشون خود خصم را مغلوب ميسازد و خوف و غم را اسير ميکند. در اين ميان عداوت متواري ميشود و مرض را به ياري ميطلبد. مرض نيز از سودا کمک ميخواهد و بدين گونه کشور تن از هم ميپراکند. روح به ياري عقل و با کمک پرهيز، سودا را از ميان بر ميدارد و خون، بلغم و صفرا را بيخاصيت ميکند و بدين گونه کشور تن، آرام ميگيرد. در پايان ماجرا، فرح، حسن را به شهر دل ميآورد و او نيز با خود شيوه ناز، عشوه، کرشمه و غمزه را به اين کشور وارد ميکند و ماجراهاي ديگري شروع ميشود».
عناصر طب سنتي در بستري عرفاني و در عين حال فلسفي در اين داستان تمثيلي موج میزند و نشان از آن دارد که هنوز در زمان صفويه طب سنتي، پيوندهاي محکمي با اخلاط اربعه داشته و موفق به خروج از سايه آن نشده است. نکته پایانی این است که بر اساس شواهد و قراین متن شناختی، فضولی در این اثر، متاثر از رساله مونس العشاق یا فی حقیقة العشق شیخ اشراق بوده است.
نقل از
@safinehyetabriz
@science_azerbaijan
noormags-سفرنامه_روح.pdf
162 KB
سفرنامه_روح.pdf
به نقل از مجله ارمغان.بخش اول
به نقل از مجله ارمغان.بخش اول
noormags-سفرنامه_روح2.pdf
313.1 KB
سفرنامه_روح2.pdf
به نقل از مجله ارمغان.بخش دوم
به نقل از مجله ارمغان.بخش دوم
دکتر سید محمدحسین مبین، پدر جذامیان ایران است سالهای بسیاری از هیج تلاشی در راستای رسیدگی به حال جذامیان محروم از زندگی دریغ نکرد.
دکتر سید محمدحسینمبین در 13 آذرماه سال ۱۳۰۶ در محله چرنداب تبریز زاده شد.او که از همان ابتدا به ادبیات علاقه بسیاری داشت با تخلص "شیمشک" اشعار زیادی را به زبان ترکی آذربایجانی آفریده است. مبین توصیه برادرش در رشته بیماریهای پوست و آمیزشی دانشگاه تبریز تخصص گرفت و به بیماریابی جذام مشغول شد
در سال 1323 ریاست آسایشگاه جذامیان بابا باغی تبریز را برعهده گرفت. وی که دانشجوی دکتر گنجویان بود دلیل قبول این مسئولیت را تاثیر کتاب "در قلب سیاهان" آلبرت شوایتزر عنوان کرده است. سپس در سال 1338 کفیل آسایشگاه بابا باغی شد و در همین سال نیز با "دکتر نشاط وثوقی مراغهای"به شرط قبولی خدمت در آسایشگاه جذامیان بابا باغی ازدواج کرد و به مدت 50 سال یار و یاور یکدیگر بودند. ایشان ۶ مهر۹۴در سن۸۸سالگی درگذشت. پیکرش در جوار همسر و همرزمش در آرامگاه وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شد.
نقل از :
@Azar_anjoman
@shayegh_poem
دکتر سید محمدحسینمبین در 13 آذرماه سال ۱۳۰۶ در محله چرنداب تبریز زاده شد.او که از همان ابتدا به ادبیات علاقه بسیاری داشت با تخلص "شیمشک" اشعار زیادی را به زبان ترکی آذربایجانی آفریده است. مبین توصیه برادرش در رشته بیماریهای پوست و آمیزشی دانشگاه تبریز تخصص گرفت و به بیماریابی جذام مشغول شد
در سال 1323 ریاست آسایشگاه جذامیان بابا باغی تبریز را برعهده گرفت. وی که دانشجوی دکتر گنجویان بود دلیل قبول این مسئولیت را تاثیر کتاب "در قلب سیاهان" آلبرت شوایتزر عنوان کرده است. سپس در سال 1338 کفیل آسایشگاه بابا باغی شد و در همین سال نیز با "دکتر نشاط وثوقی مراغهای"به شرط قبولی خدمت در آسایشگاه جذامیان بابا باغی ازدواج کرد و به مدت 50 سال یار و یاور یکدیگر بودند. ایشان ۶ مهر۹۴در سن۸۸سالگی درگذشت. پیکرش در جوار همسر و همرزمش در آرامگاه وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شد.
نقل از :
@Azar_anjoman
@shayegh_poem
501__Her_QapidanMehemmed_Huseyn_.pdf
2.8 MB
یادنامه دکتر محمد حسین مبین
2448-Article Text-2450-1-10-20151003.pdf
662.1 KB
نظری اجمالی بر جذام در ایران- دکتر محمد حسین مبین
وطنیم
قوربانام من وطنین داغ داشینا
ذیروه لردن اری ین گوز یاشینا
قویمارام من وطنی اوز باشینا
جان دئسه جان وئره رم من وطنه
*
قوربانام من وطنین لاله سینه
گولونه ، سونبولونه ژاله سینه
دوزمه رم من وطنین ناله سینه
قان دئسه قان وئره رم من وطنه
*
قوربانام من وطنین ائللرینه
آنا دیلده دانیشان دیللرینه
قان تر ایله چالیشان اللرینه
دین و ایمان وئره رم من وطنه
***
وطنین تورپاغی دا جاندی منه
داماریمدا سولاری قاندی منه
وطنین هر یئری یکسان دی منه
باشیمی ایسته سه قوربان وئره رم
وطن اوغروندا یانیب جان وئره رم .
شیمشک-محمد حسین مبین
قوربانام من وطنین داغ داشینا
ذیروه لردن اری ین گوز یاشینا
قویمارام من وطنی اوز باشینا
جان دئسه جان وئره رم من وطنه
*
قوربانام من وطنین لاله سینه
گولونه ، سونبولونه ژاله سینه
دوزمه رم من وطنین ناله سینه
قان دئسه قان وئره رم من وطنه
*
قوربانام من وطنین ائللرینه
آنا دیلده دانیشان دیللرینه
قان تر ایله چالیشان اللرینه
دین و ایمان وئره رم من وطنه
***
وطنین تورپاغی دا جاندی منه
داماریمدا سولاری قاندی منه
وطنین هر یئری یکسان دی منه
باشیمی ایسته سه قوربان وئره رم
وطن اوغروندا یانیب جان وئره رم .
شیمشک-محمد حسین مبین
#دکتر_صمد_رسولی (۱۳۱۳-۱۳۹۸،تبریز)
نخستین فارغ التحصیل طب اطفال در ایران
دکتر صمد رسولی ۲۲ مرداد ماه ۱۳۱۳ هجری شمسی در تبریز دیده به جهان گشود، وی مدرک دکتر عمومی پزشکی را در دانشگاه علوم پزشکی تبریز و مدرک تخصص خود را از دانشگاه علوم پزشکی تهران اخذ کرد.
آن مرحوم از جمله اولین فارغ التحصیلان دوره دکترای تخصصی کودکان در ایران به شمار می رود.از افتخارات دکتر رسولی قرار گرفتن در زمره شاگردان دکتر قریب بنیانگذار طب اطفال ایران است.آن مرحوم از سال ۱۴۴۲ هجری شمسی به عنوان پزشک عمومی و از سال ۱۳۴۷ به عنوان متخصص بیماری های کودکان مشغول ارایه خدمت به شهروندان تبریزی بوده است.مرحوم دکتر رسولی در سال ۱۳۹۵ به عنوان پزشک برگزیده استان در رشته کودکان انتخاب شد همچنین وی دارنده چندین لوح تقدیر از سازمان نظام پزشکی استان و کشور است.این پزشک حاذق پیش از فوت قدیمی ترین متخصص کودکان در استان بوده اند و در استان هم جزء 5متخصص پیشکسوت طب اطفال از سال 47 محسوب می شد.
اخلاق مداری و مهارت پزشکی از وی پزشکی محبوب در میان تبریزیان ساخت.
دکتر رسولی در دوم خرداد ۱۳۹۸ دار فانی را وداع گفت.
@science_azerbaijan
نخستین فارغ التحصیل طب اطفال در ایران
دکتر صمد رسولی ۲۲ مرداد ماه ۱۳۱۳ هجری شمسی در تبریز دیده به جهان گشود، وی مدرک دکتر عمومی پزشکی را در دانشگاه علوم پزشکی تبریز و مدرک تخصص خود را از دانشگاه علوم پزشکی تهران اخذ کرد.
آن مرحوم از جمله اولین فارغ التحصیلان دوره دکترای تخصصی کودکان در ایران به شمار می رود.از افتخارات دکتر رسولی قرار گرفتن در زمره شاگردان دکتر قریب بنیانگذار طب اطفال ایران است.آن مرحوم از سال ۱۴۴۲ هجری شمسی به عنوان پزشک عمومی و از سال ۱۳۴۷ به عنوان متخصص بیماری های کودکان مشغول ارایه خدمت به شهروندان تبریزی بوده است.مرحوم دکتر رسولی در سال ۱۳۹۵ به عنوان پزشک برگزیده استان در رشته کودکان انتخاب شد همچنین وی دارنده چندین لوح تقدیر از سازمان نظام پزشکی استان و کشور است.این پزشک حاذق پیش از فوت قدیمی ترین متخصص کودکان در استان بوده اند و در استان هم جزء 5متخصص پیشکسوت طب اطفال از سال 47 محسوب می شد.
اخلاق مداری و مهارت پزشکی از وی پزشکی محبوب در میان تبریزیان ساخت.
دکتر رسولی در دوم خرداد ۱۳۹۸ دار فانی را وداع گفت.
@science_azerbaijan
#سیدالحکما_علی_مرعشی_تبریزی (۱)
#جلال_شایق
سیدالحکما شرفالدین سيدعلىبن سيدمحمد حسينى تبريزى از اطبای مهم دوره قاجار است که ابتکارات و تألیفات پزشکی وی در کنار سایر مقامات علمی، شایستۀ تدقیق میباشد . وی علاوه بر سیدالحکما به سیدالعلما و سیدالاطباء نیز شهرت داشته و صاحب ریحانه وی را سیدعلی شرفالدینبن حاج محمد منجم تاجر تبریزی، حسینی مرعشی معرفی و او را از اکابر علمای طراز اول آذربایجان میداند .
سیدالحکما در سال ۱۲۰۲ هجری قمری در کربلا چشم به جهان گشود هرچند برخی وی را متولد سال ۱۲۰۰ در نجف دانستهاند . نیز برخی وی را متولد تبریز قید میکنند. ایشان فرزند سیدنجمالدین محمد مرعشی حسینی حائری معروف به میرزا محمدخان فلکی فقیه، محدث، منجم و ریاضیدان میباشد که در شعر دستی داشته و مظلوم تخلص میکرده است. صاحب کتاب مفاخر آذربایجان وی را حاج سید محمد منجمباشی حسینی مرعشی معرفی میکند که گویا طبیب نیز بوده است.
تحصیلات مقدماتی ایشان در نجف اشرف بوده و مقدمات، فقه، اصول و حکمت را در همان شهر آموخته و سپس در تهران حکمت و اصول را نزد شیخ انصاری در تهران میآموزد وی را از شاگردان شیخ محمدحسن صاحب جواهر نیز گفتهاند . علت روی آوردن وی به علم طب را چنین نوشتهاند که روزی در تهران یکی از اقربا با بیاعتنایی از وی میپرسد چیزی شدهای؟ و این امر بر سید گران آمده و میگوید میروم علمی تحصیل کنم که مردم به من احتیاج داشته باشند و چیزی بشوم. البته برخی نیز عدم استقبال مردم تبریز از وی و معلوماتش را علت دلسردی سید و توجه او به طب میدانند .وی سپس برای تحصیل طب به اصفهان نزد میرزا حسن شیروانی از اطبای دوران محمدشاه و برادر حاجی ملا شریف شیروانی سفیر وقت ایران در استانبول رفته و به سبک قدما به تحصیل در طب مشغول میشود . مدت تحصیلات طبی وی را ۱۵ سال در اصفهان و سایر جاها نوشتهاند. پس از فراغت از تحصیل علم در اصفهان جهت تحصیل علوم غریبه عازم هندوستان شده و پس از ده سال توقف در هند دوباره به تهران مراجعت مینماید . همچنین نوشته آمده که وی فلسفه را نزد ملا هادی سبزواری در سبزوار تحصیلکرده است . با توجه به وجود دو رساله به نامهای رسالۀ مناظرۀ او با سیدحسین رفاعی در استانبول و سفرنامۀ استانبول و هندوستان در فهرستنوشتههای وی چنین برمیآید گویا سفری به استانبول داشته است.پس از مراجعت از هند مجدد به تهران و به قولی به تبریز بازگشته است . وی در محلۀ سرچشمۀ تهران به سبک قدما مطبی دایر و به درمان بیماران میپردازد. از جمله مراجعان همان مرده طعنهزنی بوده که از سر طعنه وی سید به طب روی آورده بود. نقل است که فرد مذکور دچار عارضهای شده و برای سید پیغام میفرستد که جهت معالجه وی به نزدش برود وی سید درخواست او رد کرده و از وی میخواهد به مطب او آید؛ چون ایشان را در مطب ملاقات و درمان میکند مرد از طعنه خود پشیمان میشود و سید میگوید: رفتم درسی خواندم که بتوانم احتیاج مردم را برطرف نمایم و دیگران محتاج من باشند (۶). ذکر است مدتی در مشهد مجاور بوده و مدتی در نزد حمزه میرزا عموی ناصرالدینشاه طبابت مینموده است. سپس جهت طبابت مظفرالدین شاه که مقام ولیعهدی در تبریز را داشته عازم تبریز شده و در آنجا مقام مییابد . ایشان در تبریز در محله راسته کوچه و کوئى که بعد به نام ایشان کوى سیدعلیخان حکیم مشهور شد اقامت داشتند و پهلوى کوى مسجدى ساختند که به مسجد سیدعلیخان حکیم شهرت یافت. پس از مرور زمان یکى از تجار تبریز معروف به اپیکچى آن مسجد را تعمیر نمود و به نام مسجد ایپکچى مشهور گردید. ولى در سال 1400 قمرى به جهت خیابانکشی آن کوى از بین رفت و باب بزرگى به مدرسۀ طالبیه از آن کوچه باز کردند اما مسجد در وسط خیابانى که تا سال 1409 تمام نشده بود همچنین باقى ماند. بعداً با تکمیل خیابانکشی مسجد نیز از بین رفت . هماکنون بقایایی آن کوی در تبریز به نام ایشان سیدعلی حکیم نامیده میشود که درواقع ورودی مدرسۀ طالبیۀ تبریز از راسته کوچه است.
@science_azerbaijan
#جلال_شایق
سیدالحکما شرفالدین سيدعلىبن سيدمحمد حسينى تبريزى از اطبای مهم دوره قاجار است که ابتکارات و تألیفات پزشکی وی در کنار سایر مقامات علمی، شایستۀ تدقیق میباشد . وی علاوه بر سیدالحکما به سیدالعلما و سیدالاطباء نیز شهرت داشته و صاحب ریحانه وی را سیدعلی شرفالدینبن حاج محمد منجم تاجر تبریزی، حسینی مرعشی معرفی و او را از اکابر علمای طراز اول آذربایجان میداند .
سیدالحکما در سال ۱۲۰۲ هجری قمری در کربلا چشم به جهان گشود هرچند برخی وی را متولد سال ۱۲۰۰ در نجف دانستهاند . نیز برخی وی را متولد تبریز قید میکنند. ایشان فرزند سیدنجمالدین محمد مرعشی حسینی حائری معروف به میرزا محمدخان فلکی فقیه، محدث، منجم و ریاضیدان میباشد که در شعر دستی داشته و مظلوم تخلص میکرده است. صاحب کتاب مفاخر آذربایجان وی را حاج سید محمد منجمباشی حسینی مرعشی معرفی میکند که گویا طبیب نیز بوده است.
تحصیلات مقدماتی ایشان در نجف اشرف بوده و مقدمات، فقه، اصول و حکمت را در همان شهر آموخته و سپس در تهران حکمت و اصول را نزد شیخ انصاری در تهران میآموزد وی را از شاگردان شیخ محمدحسن صاحب جواهر نیز گفتهاند . علت روی آوردن وی به علم طب را چنین نوشتهاند که روزی در تهران یکی از اقربا با بیاعتنایی از وی میپرسد چیزی شدهای؟ و این امر بر سید گران آمده و میگوید میروم علمی تحصیل کنم که مردم به من احتیاج داشته باشند و چیزی بشوم. البته برخی نیز عدم استقبال مردم تبریز از وی و معلوماتش را علت دلسردی سید و توجه او به طب میدانند .وی سپس برای تحصیل طب به اصفهان نزد میرزا حسن شیروانی از اطبای دوران محمدشاه و برادر حاجی ملا شریف شیروانی سفیر وقت ایران در استانبول رفته و به سبک قدما به تحصیل در طب مشغول میشود . مدت تحصیلات طبی وی را ۱۵ سال در اصفهان و سایر جاها نوشتهاند. پس از فراغت از تحصیل علم در اصفهان جهت تحصیل علوم غریبه عازم هندوستان شده و پس از ده سال توقف در هند دوباره به تهران مراجعت مینماید . همچنین نوشته آمده که وی فلسفه را نزد ملا هادی سبزواری در سبزوار تحصیلکرده است . با توجه به وجود دو رساله به نامهای رسالۀ مناظرۀ او با سیدحسین رفاعی در استانبول و سفرنامۀ استانبول و هندوستان در فهرستنوشتههای وی چنین برمیآید گویا سفری به استانبول داشته است.پس از مراجعت از هند مجدد به تهران و به قولی به تبریز بازگشته است . وی در محلۀ سرچشمۀ تهران به سبک قدما مطبی دایر و به درمان بیماران میپردازد. از جمله مراجعان همان مرده طعنهزنی بوده که از سر طعنه وی سید به طب روی آورده بود. نقل است که فرد مذکور دچار عارضهای شده و برای سید پیغام میفرستد که جهت معالجه وی به نزدش برود وی سید درخواست او رد کرده و از وی میخواهد به مطب او آید؛ چون ایشان را در مطب ملاقات و درمان میکند مرد از طعنه خود پشیمان میشود و سید میگوید: رفتم درسی خواندم که بتوانم احتیاج مردم را برطرف نمایم و دیگران محتاج من باشند (۶). ذکر است مدتی در مشهد مجاور بوده و مدتی در نزد حمزه میرزا عموی ناصرالدینشاه طبابت مینموده است. سپس جهت طبابت مظفرالدین شاه که مقام ولیعهدی در تبریز را داشته عازم تبریز شده و در آنجا مقام مییابد . ایشان در تبریز در محله راسته کوچه و کوئى که بعد به نام ایشان کوى سیدعلیخان حکیم مشهور شد اقامت داشتند و پهلوى کوى مسجدى ساختند که به مسجد سیدعلیخان حکیم شهرت یافت. پس از مرور زمان یکى از تجار تبریز معروف به اپیکچى آن مسجد را تعمیر نمود و به نام مسجد ایپکچى مشهور گردید. ولى در سال 1400 قمرى به جهت خیابانکشی آن کوى از بین رفت و باب بزرگى به مدرسۀ طالبیه از آن کوچه باز کردند اما مسجد در وسط خیابانى که تا سال 1409 تمام نشده بود همچنین باقى ماند. بعداً با تکمیل خیابانکشی مسجد نیز از بین رفت . هماکنون بقایایی آن کوی در تبریز به نام ایشان سیدعلی حکیم نامیده میشود که درواقع ورودی مدرسۀ طالبیۀ تبریز از راسته کوچه است.
@science_azerbaijan
#سیدالحکما_علی_مرعشی_تبریزی (۲)
#جلال_شایق
تالیفات
۱. قانون العلاج: این کتاب در زمینه پيشگيرى و درمان بیماریهای وبا و طاعون در بردارندۀ مجموعه اطلاعات علمى آن زمان دربارۀ اين دو بيمارى و راهكارهاى پيشگيرى و درمان آن و مراقبتهاى پزشكى مربوط در سال 1311 هجرى قمرى به درخواست والى خراسان، حشمتالدوله تألیف شده است. علیرغم پيشرفتهاى علمى روز و دگرگون شدن نگرش علمى نسبت به اين دو بيمارى كتاب مذكور هست براى محققان تاريخ پزشكى مىتواند مفید بوده و در محتواى كتاب نكات سودمندى وجود دارد كه میتواند زمينه هاى پژوهشهاى نوآور را براى پژوهشگران جامعنگر در درمان برخى عوارض جانبى بیماریها فراهم آورد. قانونالعلاج، از سيدعلى مرعشى تبريزى گویا در تبريز چاپ سنگیشده و نمونههايى بهصورت چاپ سنگى در كتابخانههاى مختلف كشور يافت مىشود . در سال 1382 كتاب ايشان توسط مؤسسۀ مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل و نیز نشر چوگان در شمارگان محدود منتشرشده است . ترجمۀ عربی کتاب به نام الوباء و علائمها و علاجها، توسط فرزند وی سيدمحمود مرعشى در قرن 14 انجام شده است. 2. زادالمسافرین: دربارۀ داروهاى بيمارىهاى بدن و دعاى آنها که در تهران چاپ سنگیشده است .3. تعليقه بر كتاب قانون ابنسینا: نام او در زمره شارحان قانون بوعلی سینا در بين كسانى كه در اواخر قرن نوزدهم ميلادى در خارج از هند درباره قانون کارکردهاند آمده است. گویا کتاب او نسخه خطی ناتمام است. 4. تعليقه بر كتاب شرحالاسباب و العلامات نفيسى (در طب) خطى- ناتمام. 5. - جنگ (نسخه ها- و مجربات در طب)- خطى6. رساله در عمل شمس (در علم كيميا)- خطى.7. شرح وجيزه شيخ بهایی (در علم درايه)- چاپ سنگى- تبريز 8. تاریخ تبریز 9. تعیین قبله 10. جامعالعلل 11. حاشیه بر جواهر 12. حاشیه بر شرح لمعه 13. حاشیه شرح منظومه سبزواری
14. حاشیه مکاسب شیخ مرتضی انصاری 15. حاشیه منتهی المقال در رجال 16. رساله در تعلیم خط کوفی و کیفیت نوشتن آن 17. رساله جدری 18. رساله جفر 19. رساله رمل 20. رساله زکام.21. رسالۀ مناظرۀ او با سیدحسین رفاعی در استانبول.22. سفرنامۀ استانبول و هندوستان.23. شرحالغاز و معمیات شرفالدین یزدی. 24. شرح انوارالملکوت علامه حلی. 25. شرح تشریح الافلاک شیخ بهایی. 26. شرح دعای سمات. 27. شرح طبالائمه. 28. شرح طب نبی ابوالعباس مستغفری.29. طلسمات و مثلثات و مربعات.30. کیفیت پر کردن صد اندر صد عددی
ابداعات
سیدالحکماء دانشمندی بسیار خلاق و نوآور بود، او با آنکه با طب اروپایی و اکتشافات و ادوات جدید پزشکی آن روزگار آشنایی نداشت، دست به ابتکاراتی زده است.
دندان مصنوعی: سیدالحکماء پیش از آمدن دندان مصنوعی از اروپا بدون ملاحظه نوع اروپایی به ایران، اقدام به ساخت یکدست دندان مصنوعی از عاج فیل برای معینالملک حاکم تبریز کرد که توسط فنری به لثه محکم میشد. وی برخلاف نوع اروپایی لثه آن را از لاک نساخت که موجب تغییر طعم غذا گردد . در میان دندانهای فک اعلی و فک اسفل یک فقره فناری تعبیه کرده بود که موقع باز کردن و بستن دهان بر به وفق دلخواه عمل مینمود و نیز تاریخ ساخت دندان نیز بر روی لثه حک شده بود . دندان مصنوعى مورد اشاره توسط مرجع فقيد حضرت آيتاللّه العظمى نجفى مرعشى رضواناللّه تعالى عليه (نوۀ مرحوم سیدالحکماء) به مرحوم دكتر محمود نجمآبادى براى اهدا به دانشكدۀ دندانپزشكى دانشگاه تهران تحويل داده شد. از ابتکارات دیگر او کاشت دندان در لثه طبیعی بود. دستگاه حجامت: وی وسيلۀ خاصى براى حجامت درست كرده بود كه بر حسب آنكه يك يا دو يا چند تيغ حجامت مورد لزوم باشد توسط دكمهاى اين كار انجام مىشد.عسل مصنوعی: منقول است که وی بر پایۀ اصول شیمیایی عسل مصنوعی تولید میکرده است . حکایتی عجیب و دور از ذهن از وی در ریحانه منقول است که در کتاب عقیقی نیز عیناً نقل میباشد؛ و آن تولید زنبورعسل مصنوعی است که نوشته آمده در ابتدا سفیدرنگ و بیحس و حرکت بوده و در اثر تابش آفتاب حس و حرکت یافته و به زنبور معمولی تغییر رنگ میداده است و اللهاعلم.
معروفترین شاگرد وی ميرزا عبدالحسينخان فيلسوفالدوله زنوزي يكي از اعيان پزشكان و اطباي نوآور آذربايجان در عصر خويش و مؤلف کتاب گرانسنگ مطرحالأنظار في تراجم أطباء الأعصار و فلاسفة الأمصار است که مقدمات علوم قديمه و طب را در تبريز نزد سید فراگرفته است
@science_azerbaijan
#جلال_شایق
تالیفات
۱. قانون العلاج: این کتاب در زمینه پيشگيرى و درمان بیماریهای وبا و طاعون در بردارندۀ مجموعه اطلاعات علمى آن زمان دربارۀ اين دو بيمارى و راهكارهاى پيشگيرى و درمان آن و مراقبتهاى پزشكى مربوط در سال 1311 هجرى قمرى به درخواست والى خراسان، حشمتالدوله تألیف شده است. علیرغم پيشرفتهاى علمى روز و دگرگون شدن نگرش علمى نسبت به اين دو بيمارى كتاب مذكور هست براى محققان تاريخ پزشكى مىتواند مفید بوده و در محتواى كتاب نكات سودمندى وجود دارد كه میتواند زمينه هاى پژوهشهاى نوآور را براى پژوهشگران جامعنگر در درمان برخى عوارض جانبى بیماریها فراهم آورد. قانونالعلاج، از سيدعلى مرعشى تبريزى گویا در تبريز چاپ سنگیشده و نمونههايى بهصورت چاپ سنگى در كتابخانههاى مختلف كشور يافت مىشود . در سال 1382 كتاب ايشان توسط مؤسسۀ مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل و نیز نشر چوگان در شمارگان محدود منتشرشده است . ترجمۀ عربی کتاب به نام الوباء و علائمها و علاجها، توسط فرزند وی سيدمحمود مرعشى در قرن 14 انجام شده است. 2. زادالمسافرین: دربارۀ داروهاى بيمارىهاى بدن و دعاى آنها که در تهران چاپ سنگیشده است .3. تعليقه بر كتاب قانون ابنسینا: نام او در زمره شارحان قانون بوعلی سینا در بين كسانى كه در اواخر قرن نوزدهم ميلادى در خارج از هند درباره قانون کارکردهاند آمده است. گویا کتاب او نسخه خطی ناتمام است. 4. تعليقه بر كتاب شرحالاسباب و العلامات نفيسى (در طب) خطى- ناتمام. 5. - جنگ (نسخه ها- و مجربات در طب)- خطى6. رساله در عمل شمس (در علم كيميا)- خطى.7. شرح وجيزه شيخ بهایی (در علم درايه)- چاپ سنگى- تبريز 8. تاریخ تبریز 9. تعیین قبله 10. جامعالعلل 11. حاشیه بر جواهر 12. حاشیه بر شرح لمعه 13. حاشیه شرح منظومه سبزواری
14. حاشیه مکاسب شیخ مرتضی انصاری 15. حاشیه منتهی المقال در رجال 16. رساله در تعلیم خط کوفی و کیفیت نوشتن آن 17. رساله جدری 18. رساله جفر 19. رساله رمل 20. رساله زکام.21. رسالۀ مناظرۀ او با سیدحسین رفاعی در استانبول.22. سفرنامۀ استانبول و هندوستان.23. شرحالغاز و معمیات شرفالدین یزدی. 24. شرح انوارالملکوت علامه حلی. 25. شرح تشریح الافلاک شیخ بهایی. 26. شرح دعای سمات. 27. شرح طبالائمه. 28. شرح طب نبی ابوالعباس مستغفری.29. طلسمات و مثلثات و مربعات.30. کیفیت پر کردن صد اندر صد عددی
ابداعات
سیدالحکماء دانشمندی بسیار خلاق و نوآور بود، او با آنکه با طب اروپایی و اکتشافات و ادوات جدید پزشکی آن روزگار آشنایی نداشت، دست به ابتکاراتی زده است.
دندان مصنوعی: سیدالحکماء پیش از آمدن دندان مصنوعی از اروپا بدون ملاحظه نوع اروپایی به ایران، اقدام به ساخت یکدست دندان مصنوعی از عاج فیل برای معینالملک حاکم تبریز کرد که توسط فنری به لثه محکم میشد. وی برخلاف نوع اروپایی لثه آن را از لاک نساخت که موجب تغییر طعم غذا گردد . در میان دندانهای فک اعلی و فک اسفل یک فقره فناری تعبیه کرده بود که موقع باز کردن و بستن دهان بر به وفق دلخواه عمل مینمود و نیز تاریخ ساخت دندان نیز بر روی لثه حک شده بود . دندان مصنوعى مورد اشاره توسط مرجع فقيد حضرت آيتاللّه العظمى نجفى مرعشى رضواناللّه تعالى عليه (نوۀ مرحوم سیدالحکماء) به مرحوم دكتر محمود نجمآبادى براى اهدا به دانشكدۀ دندانپزشكى دانشگاه تهران تحويل داده شد. از ابتکارات دیگر او کاشت دندان در لثه طبیعی بود. دستگاه حجامت: وی وسيلۀ خاصى براى حجامت درست كرده بود كه بر حسب آنكه يك يا دو يا چند تيغ حجامت مورد لزوم باشد توسط دكمهاى اين كار انجام مىشد.عسل مصنوعی: منقول است که وی بر پایۀ اصول شیمیایی عسل مصنوعی تولید میکرده است . حکایتی عجیب و دور از ذهن از وی در ریحانه منقول است که در کتاب عقیقی نیز عیناً نقل میباشد؛ و آن تولید زنبورعسل مصنوعی است که نوشته آمده در ابتدا سفیدرنگ و بیحس و حرکت بوده و در اثر تابش آفتاب حس و حرکت یافته و به زنبور معمولی تغییر رنگ میداده است و اللهاعلم.
معروفترین شاگرد وی ميرزا عبدالحسينخان فيلسوفالدوله زنوزي يكي از اعيان پزشكان و اطباي نوآور آذربايجان در عصر خويش و مؤلف کتاب گرانسنگ مطرحالأنظار في تراجم أطباء الأعصار و فلاسفة الأمصار است که مقدمات علوم قديمه و طب را در تبريز نزد سید فراگرفته است
@science_azerbaijan