وطنیم
قوربانام من وطنین داغ داشینا
ذیروه لردن اری ین گوز یاشینا
قویمارام من وطنی اوز باشینا
جان دئسه جان وئره رم من وطنه
*
قوربانام من وطنین لاله سینه
گولونه ، سونبولونه ژاله سینه
دوزمه رم من وطنین ناله سینه
قان دئسه قان وئره رم من وطنه
*
قوربانام من وطنین ائللرینه
آنا دیلده دانیشان دیللرینه
قان تر ایله چالیشان اللرینه
دین و ایمان وئره رم من وطنه
***
وطنین تورپاغی دا جاندی منه
داماریمدا سولاری قاندی منه
وطنین هر یئری یکسان دی منه
باشیمی ایسته سه قوربان وئره رم
وطن اوغروندا یانیب جان وئره رم .
شیمشک-محمد حسین مبین
قوربانام من وطنین داغ داشینا
ذیروه لردن اری ین گوز یاشینا
قویمارام من وطنی اوز باشینا
جان دئسه جان وئره رم من وطنه
*
قوربانام من وطنین لاله سینه
گولونه ، سونبولونه ژاله سینه
دوزمه رم من وطنین ناله سینه
قان دئسه قان وئره رم من وطنه
*
قوربانام من وطنین ائللرینه
آنا دیلده دانیشان دیللرینه
قان تر ایله چالیشان اللرینه
دین و ایمان وئره رم من وطنه
***
وطنین تورپاغی دا جاندی منه
داماریمدا سولاری قاندی منه
وطنین هر یئری یکسان دی منه
باشیمی ایسته سه قوربان وئره رم
وطن اوغروندا یانیب جان وئره رم .
شیمشک-محمد حسین مبین
#دکتر_صمد_رسولی (۱۳۱۳-۱۳۹۸،تبریز)
نخستین فارغ التحصیل طب اطفال در ایران
دکتر صمد رسولی ۲۲ مرداد ماه ۱۳۱۳ هجری شمسی در تبریز دیده به جهان گشود، وی مدرک دکتر عمومی پزشکی را در دانشگاه علوم پزشکی تبریز و مدرک تخصص خود را از دانشگاه علوم پزشکی تهران اخذ کرد.
آن مرحوم از جمله اولین فارغ التحصیلان دوره دکترای تخصصی کودکان در ایران به شمار می رود.از افتخارات دکتر رسولی قرار گرفتن در زمره شاگردان دکتر قریب بنیانگذار طب اطفال ایران است.آن مرحوم از سال ۱۴۴۲ هجری شمسی به عنوان پزشک عمومی و از سال ۱۳۴۷ به عنوان متخصص بیماری های کودکان مشغول ارایه خدمت به شهروندان تبریزی بوده است.مرحوم دکتر رسولی در سال ۱۳۹۵ به عنوان پزشک برگزیده استان در رشته کودکان انتخاب شد همچنین وی دارنده چندین لوح تقدیر از سازمان نظام پزشکی استان و کشور است.این پزشک حاذق پیش از فوت قدیمی ترین متخصص کودکان در استان بوده اند و در استان هم جزء 5متخصص پیشکسوت طب اطفال از سال 47 محسوب می شد.
اخلاق مداری و مهارت پزشکی از وی پزشکی محبوب در میان تبریزیان ساخت.
دکتر رسولی در دوم خرداد ۱۳۹۸ دار فانی را وداع گفت.
@science_azerbaijan
نخستین فارغ التحصیل طب اطفال در ایران
دکتر صمد رسولی ۲۲ مرداد ماه ۱۳۱۳ هجری شمسی در تبریز دیده به جهان گشود، وی مدرک دکتر عمومی پزشکی را در دانشگاه علوم پزشکی تبریز و مدرک تخصص خود را از دانشگاه علوم پزشکی تهران اخذ کرد.
آن مرحوم از جمله اولین فارغ التحصیلان دوره دکترای تخصصی کودکان در ایران به شمار می رود.از افتخارات دکتر رسولی قرار گرفتن در زمره شاگردان دکتر قریب بنیانگذار طب اطفال ایران است.آن مرحوم از سال ۱۴۴۲ هجری شمسی به عنوان پزشک عمومی و از سال ۱۳۴۷ به عنوان متخصص بیماری های کودکان مشغول ارایه خدمت به شهروندان تبریزی بوده است.مرحوم دکتر رسولی در سال ۱۳۹۵ به عنوان پزشک برگزیده استان در رشته کودکان انتخاب شد همچنین وی دارنده چندین لوح تقدیر از سازمان نظام پزشکی استان و کشور است.این پزشک حاذق پیش از فوت قدیمی ترین متخصص کودکان در استان بوده اند و در استان هم جزء 5متخصص پیشکسوت طب اطفال از سال 47 محسوب می شد.
اخلاق مداری و مهارت پزشکی از وی پزشکی محبوب در میان تبریزیان ساخت.
دکتر رسولی در دوم خرداد ۱۳۹۸ دار فانی را وداع گفت.
@science_azerbaijan
#سیدالحکما_علی_مرعشی_تبریزی (۱)
#جلال_شایق
سیدالحکما شرفالدین سيدعلىبن سيدمحمد حسينى تبريزى از اطبای مهم دوره قاجار است که ابتکارات و تألیفات پزشکی وی در کنار سایر مقامات علمی، شایستۀ تدقیق میباشد . وی علاوه بر سیدالحکما به سیدالعلما و سیدالاطباء نیز شهرت داشته و صاحب ریحانه وی را سیدعلی شرفالدینبن حاج محمد منجم تاجر تبریزی، حسینی مرعشی معرفی و او را از اکابر علمای طراز اول آذربایجان میداند .
سیدالحکما در سال ۱۲۰۲ هجری قمری در کربلا چشم به جهان گشود هرچند برخی وی را متولد سال ۱۲۰۰ در نجف دانستهاند . نیز برخی وی را متولد تبریز قید میکنند. ایشان فرزند سیدنجمالدین محمد مرعشی حسینی حائری معروف به میرزا محمدخان فلکی فقیه، محدث، منجم و ریاضیدان میباشد که در شعر دستی داشته و مظلوم تخلص میکرده است. صاحب کتاب مفاخر آذربایجان وی را حاج سید محمد منجمباشی حسینی مرعشی معرفی میکند که گویا طبیب نیز بوده است.
تحصیلات مقدماتی ایشان در نجف اشرف بوده و مقدمات، فقه، اصول و حکمت را در همان شهر آموخته و سپس در تهران حکمت و اصول را نزد شیخ انصاری در تهران میآموزد وی را از شاگردان شیخ محمدحسن صاحب جواهر نیز گفتهاند . علت روی آوردن وی به علم طب را چنین نوشتهاند که روزی در تهران یکی از اقربا با بیاعتنایی از وی میپرسد چیزی شدهای؟ و این امر بر سید گران آمده و میگوید میروم علمی تحصیل کنم که مردم به من احتیاج داشته باشند و چیزی بشوم. البته برخی نیز عدم استقبال مردم تبریز از وی و معلوماتش را علت دلسردی سید و توجه او به طب میدانند .وی سپس برای تحصیل طب به اصفهان نزد میرزا حسن شیروانی از اطبای دوران محمدشاه و برادر حاجی ملا شریف شیروانی سفیر وقت ایران در استانبول رفته و به سبک قدما به تحصیل در طب مشغول میشود . مدت تحصیلات طبی وی را ۱۵ سال در اصفهان و سایر جاها نوشتهاند. پس از فراغت از تحصیل علم در اصفهان جهت تحصیل علوم غریبه عازم هندوستان شده و پس از ده سال توقف در هند دوباره به تهران مراجعت مینماید . همچنین نوشته آمده که وی فلسفه را نزد ملا هادی سبزواری در سبزوار تحصیلکرده است . با توجه به وجود دو رساله به نامهای رسالۀ مناظرۀ او با سیدحسین رفاعی در استانبول و سفرنامۀ استانبول و هندوستان در فهرستنوشتههای وی چنین برمیآید گویا سفری به استانبول داشته است.پس از مراجعت از هند مجدد به تهران و به قولی به تبریز بازگشته است . وی در محلۀ سرچشمۀ تهران به سبک قدما مطبی دایر و به درمان بیماران میپردازد. از جمله مراجعان همان مرده طعنهزنی بوده که از سر طعنه وی سید به طب روی آورده بود. نقل است که فرد مذکور دچار عارضهای شده و برای سید پیغام میفرستد که جهت معالجه وی به نزدش برود وی سید درخواست او رد کرده و از وی میخواهد به مطب او آید؛ چون ایشان را در مطب ملاقات و درمان میکند مرد از طعنه خود پشیمان میشود و سید میگوید: رفتم درسی خواندم که بتوانم احتیاج مردم را برطرف نمایم و دیگران محتاج من باشند (۶). ذکر است مدتی در مشهد مجاور بوده و مدتی در نزد حمزه میرزا عموی ناصرالدینشاه طبابت مینموده است. سپس جهت طبابت مظفرالدین شاه که مقام ولیعهدی در تبریز را داشته عازم تبریز شده و در آنجا مقام مییابد . ایشان در تبریز در محله راسته کوچه و کوئى که بعد به نام ایشان کوى سیدعلیخان حکیم مشهور شد اقامت داشتند و پهلوى کوى مسجدى ساختند که به مسجد سیدعلیخان حکیم شهرت یافت. پس از مرور زمان یکى از تجار تبریز معروف به اپیکچى آن مسجد را تعمیر نمود و به نام مسجد ایپکچى مشهور گردید. ولى در سال 1400 قمرى به جهت خیابانکشی آن کوى از بین رفت و باب بزرگى به مدرسۀ طالبیه از آن کوچه باز کردند اما مسجد در وسط خیابانى که تا سال 1409 تمام نشده بود همچنین باقى ماند. بعداً با تکمیل خیابانکشی مسجد نیز از بین رفت . هماکنون بقایایی آن کوی در تبریز به نام ایشان سیدعلی حکیم نامیده میشود که درواقع ورودی مدرسۀ طالبیۀ تبریز از راسته کوچه است.
@science_azerbaijan
#جلال_شایق
سیدالحکما شرفالدین سيدعلىبن سيدمحمد حسينى تبريزى از اطبای مهم دوره قاجار است که ابتکارات و تألیفات پزشکی وی در کنار سایر مقامات علمی، شایستۀ تدقیق میباشد . وی علاوه بر سیدالحکما به سیدالعلما و سیدالاطباء نیز شهرت داشته و صاحب ریحانه وی را سیدعلی شرفالدینبن حاج محمد منجم تاجر تبریزی، حسینی مرعشی معرفی و او را از اکابر علمای طراز اول آذربایجان میداند .
سیدالحکما در سال ۱۲۰۲ هجری قمری در کربلا چشم به جهان گشود هرچند برخی وی را متولد سال ۱۲۰۰ در نجف دانستهاند . نیز برخی وی را متولد تبریز قید میکنند. ایشان فرزند سیدنجمالدین محمد مرعشی حسینی حائری معروف به میرزا محمدخان فلکی فقیه، محدث، منجم و ریاضیدان میباشد که در شعر دستی داشته و مظلوم تخلص میکرده است. صاحب کتاب مفاخر آذربایجان وی را حاج سید محمد منجمباشی حسینی مرعشی معرفی میکند که گویا طبیب نیز بوده است.
تحصیلات مقدماتی ایشان در نجف اشرف بوده و مقدمات، فقه، اصول و حکمت را در همان شهر آموخته و سپس در تهران حکمت و اصول را نزد شیخ انصاری در تهران میآموزد وی را از شاگردان شیخ محمدحسن صاحب جواهر نیز گفتهاند . علت روی آوردن وی به علم طب را چنین نوشتهاند که روزی در تهران یکی از اقربا با بیاعتنایی از وی میپرسد چیزی شدهای؟ و این امر بر سید گران آمده و میگوید میروم علمی تحصیل کنم که مردم به من احتیاج داشته باشند و چیزی بشوم. البته برخی نیز عدم استقبال مردم تبریز از وی و معلوماتش را علت دلسردی سید و توجه او به طب میدانند .وی سپس برای تحصیل طب به اصفهان نزد میرزا حسن شیروانی از اطبای دوران محمدشاه و برادر حاجی ملا شریف شیروانی سفیر وقت ایران در استانبول رفته و به سبک قدما به تحصیل در طب مشغول میشود . مدت تحصیلات طبی وی را ۱۵ سال در اصفهان و سایر جاها نوشتهاند. پس از فراغت از تحصیل علم در اصفهان جهت تحصیل علوم غریبه عازم هندوستان شده و پس از ده سال توقف در هند دوباره به تهران مراجعت مینماید . همچنین نوشته آمده که وی فلسفه را نزد ملا هادی سبزواری در سبزوار تحصیلکرده است . با توجه به وجود دو رساله به نامهای رسالۀ مناظرۀ او با سیدحسین رفاعی در استانبول و سفرنامۀ استانبول و هندوستان در فهرستنوشتههای وی چنین برمیآید گویا سفری به استانبول داشته است.پس از مراجعت از هند مجدد به تهران و به قولی به تبریز بازگشته است . وی در محلۀ سرچشمۀ تهران به سبک قدما مطبی دایر و به درمان بیماران میپردازد. از جمله مراجعان همان مرده طعنهزنی بوده که از سر طعنه وی سید به طب روی آورده بود. نقل است که فرد مذکور دچار عارضهای شده و برای سید پیغام میفرستد که جهت معالجه وی به نزدش برود وی سید درخواست او رد کرده و از وی میخواهد به مطب او آید؛ چون ایشان را در مطب ملاقات و درمان میکند مرد از طعنه خود پشیمان میشود و سید میگوید: رفتم درسی خواندم که بتوانم احتیاج مردم را برطرف نمایم و دیگران محتاج من باشند (۶). ذکر است مدتی در مشهد مجاور بوده و مدتی در نزد حمزه میرزا عموی ناصرالدینشاه طبابت مینموده است. سپس جهت طبابت مظفرالدین شاه که مقام ولیعهدی در تبریز را داشته عازم تبریز شده و در آنجا مقام مییابد . ایشان در تبریز در محله راسته کوچه و کوئى که بعد به نام ایشان کوى سیدعلیخان حکیم مشهور شد اقامت داشتند و پهلوى کوى مسجدى ساختند که به مسجد سیدعلیخان حکیم شهرت یافت. پس از مرور زمان یکى از تجار تبریز معروف به اپیکچى آن مسجد را تعمیر نمود و به نام مسجد ایپکچى مشهور گردید. ولى در سال 1400 قمرى به جهت خیابانکشی آن کوى از بین رفت و باب بزرگى به مدرسۀ طالبیه از آن کوچه باز کردند اما مسجد در وسط خیابانى که تا سال 1409 تمام نشده بود همچنین باقى ماند. بعداً با تکمیل خیابانکشی مسجد نیز از بین رفت . هماکنون بقایایی آن کوی در تبریز به نام ایشان سیدعلی حکیم نامیده میشود که درواقع ورودی مدرسۀ طالبیۀ تبریز از راسته کوچه است.
@science_azerbaijan
#سیدالحکما_علی_مرعشی_تبریزی (۲)
#جلال_شایق
تالیفات
۱. قانون العلاج: این کتاب در زمینه پيشگيرى و درمان بیماریهای وبا و طاعون در بردارندۀ مجموعه اطلاعات علمى آن زمان دربارۀ اين دو بيمارى و راهكارهاى پيشگيرى و درمان آن و مراقبتهاى پزشكى مربوط در سال 1311 هجرى قمرى به درخواست والى خراسان، حشمتالدوله تألیف شده است. علیرغم پيشرفتهاى علمى روز و دگرگون شدن نگرش علمى نسبت به اين دو بيمارى كتاب مذكور هست براى محققان تاريخ پزشكى مىتواند مفید بوده و در محتواى كتاب نكات سودمندى وجود دارد كه میتواند زمينه هاى پژوهشهاى نوآور را براى پژوهشگران جامعنگر در درمان برخى عوارض جانبى بیماریها فراهم آورد. قانونالعلاج، از سيدعلى مرعشى تبريزى گویا در تبريز چاپ سنگیشده و نمونههايى بهصورت چاپ سنگى در كتابخانههاى مختلف كشور يافت مىشود . در سال 1382 كتاب ايشان توسط مؤسسۀ مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل و نیز نشر چوگان در شمارگان محدود منتشرشده است . ترجمۀ عربی کتاب به نام الوباء و علائمها و علاجها، توسط فرزند وی سيدمحمود مرعشى در قرن 14 انجام شده است. 2. زادالمسافرین: دربارۀ داروهاى بيمارىهاى بدن و دعاى آنها که در تهران چاپ سنگیشده است .3. تعليقه بر كتاب قانون ابنسینا: نام او در زمره شارحان قانون بوعلی سینا در بين كسانى كه در اواخر قرن نوزدهم ميلادى در خارج از هند درباره قانون کارکردهاند آمده است. گویا کتاب او نسخه خطی ناتمام است. 4. تعليقه بر كتاب شرحالاسباب و العلامات نفيسى (در طب) خطى- ناتمام. 5. - جنگ (نسخه ها- و مجربات در طب)- خطى6. رساله در عمل شمس (در علم كيميا)- خطى.7. شرح وجيزه شيخ بهایی (در علم درايه)- چاپ سنگى- تبريز 8. تاریخ تبریز 9. تعیین قبله 10. جامعالعلل 11. حاشیه بر جواهر 12. حاشیه بر شرح لمعه 13. حاشیه شرح منظومه سبزواری
14. حاشیه مکاسب شیخ مرتضی انصاری 15. حاشیه منتهی المقال در رجال 16. رساله در تعلیم خط کوفی و کیفیت نوشتن آن 17. رساله جدری 18. رساله جفر 19. رساله رمل 20. رساله زکام.21. رسالۀ مناظرۀ او با سیدحسین رفاعی در استانبول.22. سفرنامۀ استانبول و هندوستان.23. شرحالغاز و معمیات شرفالدین یزدی. 24. شرح انوارالملکوت علامه حلی. 25. شرح تشریح الافلاک شیخ بهایی. 26. شرح دعای سمات. 27. شرح طبالائمه. 28. شرح طب نبی ابوالعباس مستغفری.29. طلسمات و مثلثات و مربعات.30. کیفیت پر کردن صد اندر صد عددی
ابداعات
سیدالحکماء دانشمندی بسیار خلاق و نوآور بود، او با آنکه با طب اروپایی و اکتشافات و ادوات جدید پزشکی آن روزگار آشنایی نداشت، دست به ابتکاراتی زده است.
دندان مصنوعی: سیدالحکماء پیش از آمدن دندان مصنوعی از اروپا بدون ملاحظه نوع اروپایی به ایران، اقدام به ساخت یکدست دندان مصنوعی از عاج فیل برای معینالملک حاکم تبریز کرد که توسط فنری به لثه محکم میشد. وی برخلاف نوع اروپایی لثه آن را از لاک نساخت که موجب تغییر طعم غذا گردد . در میان دندانهای فک اعلی و فک اسفل یک فقره فناری تعبیه کرده بود که موقع باز کردن و بستن دهان بر به وفق دلخواه عمل مینمود و نیز تاریخ ساخت دندان نیز بر روی لثه حک شده بود . دندان مصنوعى مورد اشاره توسط مرجع فقيد حضرت آيتاللّه العظمى نجفى مرعشى رضواناللّه تعالى عليه (نوۀ مرحوم سیدالحکماء) به مرحوم دكتر محمود نجمآبادى براى اهدا به دانشكدۀ دندانپزشكى دانشگاه تهران تحويل داده شد. از ابتکارات دیگر او کاشت دندان در لثه طبیعی بود. دستگاه حجامت: وی وسيلۀ خاصى براى حجامت درست كرده بود كه بر حسب آنكه يك يا دو يا چند تيغ حجامت مورد لزوم باشد توسط دكمهاى اين كار انجام مىشد.عسل مصنوعی: منقول است که وی بر پایۀ اصول شیمیایی عسل مصنوعی تولید میکرده است . حکایتی عجیب و دور از ذهن از وی در ریحانه منقول است که در کتاب عقیقی نیز عیناً نقل میباشد؛ و آن تولید زنبورعسل مصنوعی است که نوشته آمده در ابتدا سفیدرنگ و بیحس و حرکت بوده و در اثر تابش آفتاب حس و حرکت یافته و به زنبور معمولی تغییر رنگ میداده است و اللهاعلم.
معروفترین شاگرد وی ميرزا عبدالحسينخان فيلسوفالدوله زنوزي يكي از اعيان پزشكان و اطباي نوآور آذربايجان در عصر خويش و مؤلف کتاب گرانسنگ مطرحالأنظار في تراجم أطباء الأعصار و فلاسفة الأمصار است که مقدمات علوم قديمه و طب را در تبريز نزد سید فراگرفته است
@science_azerbaijan
#جلال_شایق
تالیفات
۱. قانون العلاج: این کتاب در زمینه پيشگيرى و درمان بیماریهای وبا و طاعون در بردارندۀ مجموعه اطلاعات علمى آن زمان دربارۀ اين دو بيمارى و راهكارهاى پيشگيرى و درمان آن و مراقبتهاى پزشكى مربوط در سال 1311 هجرى قمرى به درخواست والى خراسان، حشمتالدوله تألیف شده است. علیرغم پيشرفتهاى علمى روز و دگرگون شدن نگرش علمى نسبت به اين دو بيمارى كتاب مذكور هست براى محققان تاريخ پزشكى مىتواند مفید بوده و در محتواى كتاب نكات سودمندى وجود دارد كه میتواند زمينه هاى پژوهشهاى نوآور را براى پژوهشگران جامعنگر در درمان برخى عوارض جانبى بیماریها فراهم آورد. قانونالعلاج، از سيدعلى مرعشى تبريزى گویا در تبريز چاپ سنگیشده و نمونههايى بهصورت چاپ سنگى در كتابخانههاى مختلف كشور يافت مىشود . در سال 1382 كتاب ايشان توسط مؤسسۀ مطالعات تاريخ پزشكى، طب اسلامى و مكمل و نیز نشر چوگان در شمارگان محدود منتشرشده است . ترجمۀ عربی کتاب به نام الوباء و علائمها و علاجها، توسط فرزند وی سيدمحمود مرعشى در قرن 14 انجام شده است. 2. زادالمسافرین: دربارۀ داروهاى بيمارىهاى بدن و دعاى آنها که در تهران چاپ سنگیشده است .3. تعليقه بر كتاب قانون ابنسینا: نام او در زمره شارحان قانون بوعلی سینا در بين كسانى كه در اواخر قرن نوزدهم ميلادى در خارج از هند درباره قانون کارکردهاند آمده است. گویا کتاب او نسخه خطی ناتمام است. 4. تعليقه بر كتاب شرحالاسباب و العلامات نفيسى (در طب) خطى- ناتمام. 5. - جنگ (نسخه ها- و مجربات در طب)- خطى6. رساله در عمل شمس (در علم كيميا)- خطى.7. شرح وجيزه شيخ بهایی (در علم درايه)- چاپ سنگى- تبريز 8. تاریخ تبریز 9. تعیین قبله 10. جامعالعلل 11. حاشیه بر جواهر 12. حاشیه بر شرح لمعه 13. حاشیه شرح منظومه سبزواری
14. حاشیه مکاسب شیخ مرتضی انصاری 15. حاشیه منتهی المقال در رجال 16. رساله در تعلیم خط کوفی و کیفیت نوشتن آن 17. رساله جدری 18. رساله جفر 19. رساله رمل 20. رساله زکام.21. رسالۀ مناظرۀ او با سیدحسین رفاعی در استانبول.22. سفرنامۀ استانبول و هندوستان.23. شرحالغاز و معمیات شرفالدین یزدی. 24. شرح انوارالملکوت علامه حلی. 25. شرح تشریح الافلاک شیخ بهایی. 26. شرح دعای سمات. 27. شرح طبالائمه. 28. شرح طب نبی ابوالعباس مستغفری.29. طلسمات و مثلثات و مربعات.30. کیفیت پر کردن صد اندر صد عددی
ابداعات
سیدالحکماء دانشمندی بسیار خلاق و نوآور بود، او با آنکه با طب اروپایی و اکتشافات و ادوات جدید پزشکی آن روزگار آشنایی نداشت، دست به ابتکاراتی زده است.
دندان مصنوعی: سیدالحکماء پیش از آمدن دندان مصنوعی از اروپا بدون ملاحظه نوع اروپایی به ایران، اقدام به ساخت یکدست دندان مصنوعی از عاج فیل برای معینالملک حاکم تبریز کرد که توسط فنری به لثه محکم میشد. وی برخلاف نوع اروپایی لثه آن را از لاک نساخت که موجب تغییر طعم غذا گردد . در میان دندانهای فک اعلی و فک اسفل یک فقره فناری تعبیه کرده بود که موقع باز کردن و بستن دهان بر به وفق دلخواه عمل مینمود و نیز تاریخ ساخت دندان نیز بر روی لثه حک شده بود . دندان مصنوعى مورد اشاره توسط مرجع فقيد حضرت آيتاللّه العظمى نجفى مرعشى رضواناللّه تعالى عليه (نوۀ مرحوم سیدالحکماء) به مرحوم دكتر محمود نجمآبادى براى اهدا به دانشكدۀ دندانپزشكى دانشگاه تهران تحويل داده شد. از ابتکارات دیگر او کاشت دندان در لثه طبیعی بود. دستگاه حجامت: وی وسيلۀ خاصى براى حجامت درست كرده بود كه بر حسب آنكه يك يا دو يا چند تيغ حجامت مورد لزوم باشد توسط دكمهاى اين كار انجام مىشد.عسل مصنوعی: منقول است که وی بر پایۀ اصول شیمیایی عسل مصنوعی تولید میکرده است . حکایتی عجیب و دور از ذهن از وی در ریحانه منقول است که در کتاب عقیقی نیز عیناً نقل میباشد؛ و آن تولید زنبورعسل مصنوعی است که نوشته آمده در ابتدا سفیدرنگ و بیحس و حرکت بوده و در اثر تابش آفتاب حس و حرکت یافته و به زنبور معمولی تغییر رنگ میداده است و اللهاعلم.
معروفترین شاگرد وی ميرزا عبدالحسينخان فيلسوفالدوله زنوزي يكي از اعيان پزشكان و اطباي نوآور آذربايجان در عصر خويش و مؤلف کتاب گرانسنگ مطرحالأنظار في تراجم أطباء الأعصار و فلاسفة الأمصار است که مقدمات علوم قديمه و طب را در تبريز نزد سید فراگرفته است
@science_azerbaijan
آیتالله العظمی مرعشی نجفی نوه سید الحکما تبریزی
@science_azerbaijan
@science_azerbaijan
#فيلسوفالدولهزنوزي (۱)
#جلال_شایق
ميرزا عبدالحسينخان فيلسوف الدوله زنوزي تبریزی زاده زنوزی الاصل است.
پدر ماجد فیلسوف الدوله آيت الله ميرزا محمدحسن زنوزي است که پس از تحصيلات در نجف به تبريز بازگشت و به تبليغ و معارف الهي پرداخت. از وی علاوه بر ميرزا عبدالحسينخان دو فرزند ذکور دیگر به نامهای آیت الله ميرزا ابوالحسن زنوزي و آيت الله حاج ميرزا رضي زنوزي به يادگار ماند كه هر دو از فضلا و دانشمندان بودند.ميرزا عبدالحسينخان به سال 1245 ش در تبريز به دنيا آمد. مقدمات علوم قديمه و طبّ را در تبريز آموخته و طي تحصيلات علمي و طبي خود در آذربايجان، از محضر #سيدالحكما_علی_مرعشی_تبریزی، و تعدادي ديگر از اطباي نامي وقت استفاده كرد و در هر دو قسمت طب علمي و عملي گامهاي مؤثري برداشت. سپس به تهران رفته و از محضر تولوزان طبيب فرانسوي خاصه ناصرالدین شاه قاجار، طب جديد را آموخت.
پس از مراجعت به تبريز، طبق اصول طب جديد به معالجه بيماران پرداخت. چون مردي متدين و پرهيزگار و صاحب فضل بود، همه به وي مراجعه ميكردند و از طريق او به طب جديد اعتماد كردند. ساليان درازي در تبريز به طبابت پرداخت و كتابهاي ارزشمندي نيز تأليف كرد. او ابتدا به عنوان ركن الحكماء و سپس با لقب فيلسوفالدوله اشتهار يافت و سپس، طبيب معالج محمدعلي ميرزا وليعهد قاجار مقيم تبريز شد. او مدتي در تبريز رياست بهداري را عهدهدار بوده، در آن سمت نه تنها حقوق دريافت نميكرد، بلكه هزينه اداري و پذيرايي ارباب رجوع و كميسيون اطبّا را نيز كه در زمان او معمول بود، خود متكّفل بود. شادروان فيلسوفالدوله از بيچيزان و درماندگان دستگيري مينمود و از ايشان نه تنها مزد طبابت نميگرفت، بلكه دارو نيز مجّاني ميداد. وی هزینه کمیسیون اطبا را نیز خود متکلف بود. او پس از سالها طبابت در شهر تبريز و داشتن مراجعات بسيار، اندوختهاي براي خود نداشت و در آخر عمر با دست تهي و با قناعت و سختي به سر ميبرد. بعد از روي كار آمدن اطباي جديد و تحصيلكرده فرنگ، طبابت او در تبريز از رونق افتاد و در نتيجه به قم مهاجرت نمود . در قم رياست بيمارستان را بر عهده داشت.
#عقیقی_بخشایشی در کتاب #مفاخر_آذربایجان خویش از وی با عنوان پدر طب جدید آذربایجان نام می برد.
مهمترین اثر او کتاب مطرح الانظار في تراجم اطباء الاعصار و فلاسفةالامصار است که هيچ يك از آثار فيلسوفالدوله به اندازه مطرح الانظار في تراجم اطباءالاعصار مقبوليت و شهرت پيدا نكرد. اين كتاب كه به شيوه دايرهالمعارفي، زندگينامه مشاهير پزشكي و فلسفه را عرضه كرده، به سبب دقت و ظرافتي كه در تدوين و نگارش آن صورت گرفته، بسيار مورد توجه قرار گرفته است. بسياري از پژوهشگران تاريخ پزشكي با اطمينان خاطر، به نكات عرضه شده در اين كتاب 3 جلدي که تنها يک جلد آن منتشر شده است، استناد كرده و ميكنند. تقریباً ميتوان گفت كه تمام كتابهايي كه در پنجاه سال اخير به تاريخ پزشكي پرداختهاند به كتاب #مطرح_الانظار_في_تراجم_اطباء_الاعصار استناد كردهاند.
@science_azerbaijan
#جلال_شایق
ميرزا عبدالحسينخان فيلسوف الدوله زنوزي تبریزی زاده زنوزی الاصل است.
پدر ماجد فیلسوف الدوله آيت الله ميرزا محمدحسن زنوزي است که پس از تحصيلات در نجف به تبريز بازگشت و به تبليغ و معارف الهي پرداخت. از وی علاوه بر ميرزا عبدالحسينخان دو فرزند ذکور دیگر به نامهای آیت الله ميرزا ابوالحسن زنوزي و آيت الله حاج ميرزا رضي زنوزي به يادگار ماند كه هر دو از فضلا و دانشمندان بودند.ميرزا عبدالحسينخان به سال 1245 ش در تبريز به دنيا آمد. مقدمات علوم قديمه و طبّ را در تبريز آموخته و طي تحصيلات علمي و طبي خود در آذربايجان، از محضر #سيدالحكما_علی_مرعشی_تبریزی، و تعدادي ديگر از اطباي نامي وقت استفاده كرد و در هر دو قسمت طب علمي و عملي گامهاي مؤثري برداشت. سپس به تهران رفته و از محضر تولوزان طبيب فرانسوي خاصه ناصرالدین شاه قاجار، طب جديد را آموخت.
پس از مراجعت به تبريز، طبق اصول طب جديد به معالجه بيماران پرداخت. چون مردي متدين و پرهيزگار و صاحب فضل بود، همه به وي مراجعه ميكردند و از طريق او به طب جديد اعتماد كردند. ساليان درازي در تبريز به طبابت پرداخت و كتابهاي ارزشمندي نيز تأليف كرد. او ابتدا به عنوان ركن الحكماء و سپس با لقب فيلسوفالدوله اشتهار يافت و سپس، طبيب معالج محمدعلي ميرزا وليعهد قاجار مقيم تبريز شد. او مدتي در تبريز رياست بهداري را عهدهدار بوده، در آن سمت نه تنها حقوق دريافت نميكرد، بلكه هزينه اداري و پذيرايي ارباب رجوع و كميسيون اطبّا را نيز كه در زمان او معمول بود، خود متكّفل بود. شادروان فيلسوفالدوله از بيچيزان و درماندگان دستگيري مينمود و از ايشان نه تنها مزد طبابت نميگرفت، بلكه دارو نيز مجّاني ميداد. وی هزینه کمیسیون اطبا را نیز خود متکلف بود. او پس از سالها طبابت در شهر تبريز و داشتن مراجعات بسيار، اندوختهاي براي خود نداشت و در آخر عمر با دست تهي و با قناعت و سختي به سر ميبرد. بعد از روي كار آمدن اطباي جديد و تحصيلكرده فرنگ، طبابت او در تبريز از رونق افتاد و در نتيجه به قم مهاجرت نمود . در قم رياست بيمارستان را بر عهده داشت.
#عقیقی_بخشایشی در کتاب #مفاخر_آذربایجان خویش از وی با عنوان پدر طب جدید آذربایجان نام می برد.
مهمترین اثر او کتاب مطرح الانظار في تراجم اطباء الاعصار و فلاسفةالامصار است که هيچ يك از آثار فيلسوفالدوله به اندازه مطرح الانظار في تراجم اطباءالاعصار مقبوليت و شهرت پيدا نكرد. اين كتاب كه به شيوه دايرهالمعارفي، زندگينامه مشاهير پزشكي و فلسفه را عرضه كرده، به سبب دقت و ظرافتي كه در تدوين و نگارش آن صورت گرفته، بسيار مورد توجه قرار گرفته است. بسياري از پژوهشگران تاريخ پزشكي با اطمينان خاطر، به نكات عرضه شده در اين كتاب 3 جلدي که تنها يک جلد آن منتشر شده است، استناد كرده و ميكنند. تقریباً ميتوان گفت كه تمام كتابهايي كه در پنجاه سال اخير به تاريخ پزشكي پرداختهاند به كتاب #مطرح_الانظار_في_تراجم_اطباء_الاعصار استناد كردهاند.
@science_azerbaijan
#فيلسوفالدولهزنوزي (۲)
#جلال_شایق
فيلسوفالدوله در تأليف اين اثر دايرهالمعارف گونه، رنج فراواني برده و كوشيده است اطباي شرق و غرب را استقصا و گردآوري نمايد. گويا آن مرحوم در تأليف اين اثر در آخر عمر به سر برده است كه توفيق پيدا نكرده است مجلدات دوم و سوم آن را تأليف يا به چاپ برساند. اين كتاب شامل شرح حال چهارصد و شش تن از حكما و اطباي جهان ميباشد. او در آغاز كتاب مطرحالانظار در فلسفه پيدايش كتاب خود پس از مقدماتي اين چند بيت شعر حكمتآميز را ميآورد(۵).
حكمت آنست كه از آن دل و جان پر نور است/ جان همان موسي و حكمت قبس، دل طور است/به مثل جان چو عروسي است و حكمت زيور /آن بياين، زحرم خانه قدسي دور است/منكر حكمت كوري است و حكمت خورشيد/كور اگر منكر خورشيد بود، معذور است/مرد بيحكمت اگر مُرد تو هيچ مپُرس/ كو كه مغضوبم اگر همچو كسي مغفور است(۴).
کتاب از سه مقدمه تشکیل میشود و سپس مؤلف وارد مبحث اصلی یعنی نگارش تراجم پزشکان از قدیم الایام تا روزگار مؤلف میپردازد که البته این بخش به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده است. مطالب مطرح شده در این سه مقدمه به قرار زیر است:
۱. در بیان فضل حکمت و ترجیح آن بر سایر علوم و آیات و اخباری که در این باب وارد شده است.
۲. در تاریخ و کیفیت حدوث صناعت طب و اول شیوع آن در اقطار عالم.
۳. در علو مرتبه حکماء و اندرز مبتدئین از اطباء(۱).
دیگران بسیار از این کتاب استفاده کرده اند فی المثل سیریل الگود در خصوص تردید انتصاب کتاب نبض به ابن سینا و تعلق آن به ابن مسکویه به نظر فیلسوف الدوله استناد و آن را تایید می نماید.
آثار دیگر او
مفتاح الادويه؛ معرفة السموم (مطبوع)؛ تاریخ تبریز؛حاشيه اقليدس؛ الجذامية؛ در سبب جذام و معالجه آن؛ گریپ (رساله در مرض انفلونزا) است
وفات:
حکیم فیلسوف الدوله سالهای پایانی عمر را از قم به مشهد رفت و در سال 1360 ق، مصادف با 1320 ش در آنجا وفات یافت.
@shayegh_poem
#جلال_شایق
فيلسوفالدوله در تأليف اين اثر دايرهالمعارف گونه، رنج فراواني برده و كوشيده است اطباي شرق و غرب را استقصا و گردآوري نمايد. گويا آن مرحوم در تأليف اين اثر در آخر عمر به سر برده است كه توفيق پيدا نكرده است مجلدات دوم و سوم آن را تأليف يا به چاپ برساند. اين كتاب شامل شرح حال چهارصد و شش تن از حكما و اطباي جهان ميباشد. او در آغاز كتاب مطرحالانظار در فلسفه پيدايش كتاب خود پس از مقدماتي اين چند بيت شعر حكمتآميز را ميآورد(۵).
حكمت آنست كه از آن دل و جان پر نور است/ جان همان موسي و حكمت قبس، دل طور است/به مثل جان چو عروسي است و حكمت زيور /آن بياين، زحرم خانه قدسي دور است/منكر حكمت كوري است و حكمت خورشيد/كور اگر منكر خورشيد بود، معذور است/مرد بيحكمت اگر مُرد تو هيچ مپُرس/ كو كه مغضوبم اگر همچو كسي مغفور است(۴).
کتاب از سه مقدمه تشکیل میشود و سپس مؤلف وارد مبحث اصلی یعنی نگارش تراجم پزشکان از قدیم الایام تا روزگار مؤلف میپردازد که البته این بخش به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده است. مطالب مطرح شده در این سه مقدمه به قرار زیر است:
۱. در بیان فضل حکمت و ترجیح آن بر سایر علوم و آیات و اخباری که در این باب وارد شده است.
۲. در تاریخ و کیفیت حدوث صناعت طب و اول شیوع آن در اقطار عالم.
۳. در علو مرتبه حکماء و اندرز مبتدئین از اطباء(۱).
دیگران بسیار از این کتاب استفاده کرده اند فی المثل سیریل الگود در خصوص تردید انتصاب کتاب نبض به ابن سینا و تعلق آن به ابن مسکویه به نظر فیلسوف الدوله استناد و آن را تایید می نماید.
آثار دیگر او
مفتاح الادويه؛ معرفة السموم (مطبوع)؛ تاریخ تبریز؛حاشيه اقليدس؛ الجذامية؛ در سبب جذام و معالجه آن؛ گریپ (رساله در مرض انفلونزا) است
وفات:
حکیم فیلسوف الدوله سالهای پایانی عمر را از قم به مشهد رفت و در سال 1360 ق، مصادف با 1320 ش در آنجا وفات یافت.
@shayegh_poem
ميرزا #اسمعيلطبيباهري به سال 1234 خورشيدی (هفتم شعبان 1276 قمری) در يك خانواده اصيل و فاضل كه نسل اندر نسل به امر طبابت مي پرداخته اند، در شهرستان اهر، چشم به جهان گشود. پدر حكيم باشي، ميرزا محمد صادق طبيب و جد بزرگوارشان نيز به شغل طبابت مي پرداخته اند. همچنين آن مرحوم برادركوچكتري بنام «ميرزا ابراهيم طبيب اهري» ملقب به «فخرالاطبا» داشته كه در شهرستان هريس به طبابت مشغول بوده است. ميرزا اسمعيل همزمان با طي تحصيلات مقدماتي در نزد علما و فضلاء منطقه و يادگيري اصول اوليه طب سنتي در نزد پدر، بنابه اهميت خط و خوشنويسي در آن زمان به طور جدي به يادگيري اين هنر اصيل ايراني پرداختند. در دوره جواني موفق به ادامه تحصيل در رشته طب به سبك جديد در مدرسه دارالفنون تهران مي شود. ميرزا پس از اتمام تحصيلات خود و كسب اجازه طبابت، جهت خدمت به اهالي منطقه و بنا به تقاضاي مرحوم حاجي ميرآقا بني هاشم از علماي منطقه و پشت گرمي ايشان، به شهرستان اهر بازگشته و تا آخر عمر شريفشان به مداوا و معالجه بيماران مشغول و مامور مي گردد. در سال 1305 هجري قمری در پي معالجه حاذقانه و ماهرانه بيماري مظفر الدين ميرزا، با ثبوت مراتب صداقت، علم و اطلاع و قابليت ايشان با يك حكم رسمي حكومتی، «حكم حكيم باشيگري منطقه قراجه داغ» به آن مرحوم اعطا مي شود. در سال 1340 قمري طي حكم دولتي، از طرف #فيلسوفالدولهزنوزی ، رياست اداره بهداشت و درمان منطقه ارسباران به ميرزا محول گرديد تا به حفاظت و مراقبت از امور بهداشتی كوشش نمايد. ميرزا پس از فراغت از تحصيل و باز گشت به اهر، با داير كردن مطبي در خانه اجدادي اش، کار طبابت خود را شروع مي كند. در طبقه بالايي اين مطب، خود مشغول طبابت و معالجه مريضان مي شوده و بعدا در طبقه پاييني آن، كه پنجره اي رو به كوچه داشت، داروخانه اي داير مي گردد كه در آن يكي از شاگردانش بنام مرحوم ميرزا محمد حكيم، به نسخه پيچي و تحويل دارو مي پردازد .
@science_azerbaijan
@science_azerbaijan
#معرفی_کتاب
مدیریت بهداشت، درمان، آموزش پزشکی و تامین اجتماعی در ربع رشیدی تبریز [کتاب]/ / حسین جباری بیرامی، با همکاری فریبا بخشیان
@science_azerbaijan
مدیریت بهداشت، درمان، آموزش پزشکی و تامین اجتماعی در ربع رشیدی تبریز [کتاب]/ / حسین جباری بیرامی، با همکاری فریبا بخشیان
@science_azerbaijan
تاریخ علم آذربایجان
https://t.me/science_azerbaijan
https://t.me/science_azerbaijan
Telegram
تاریخ علم آذربایجان
Admin: @Jalalshayegh
تصحیح جدید کتاب عیون الانباء فی طبقات الاطباء همراه با ترجمهٔ انگلیسی متن با نظارت خانم امیلی ساویج اسمیت استاد بازنشسته دانشگاه آکسفورد.
این تصحیح قرار است در پنج مجلد توسط انتشارات بریل منتشر گردد در حال حاضر جلد اول آن به شکل الکترونیک آماده انتشار شده است. قطعا انتشار این تصحیح انتقادی همراه با توضیحاتی که همراه متن منتشر میگردد تاثیر زیادی در مطالعات تاریخ پزشکی خواهد گذاشت. عیون الانباء از منابع منحصر بفرد در مطالعات مربوط به پزشکی دورهٔ اسلامی می باشد.
@science_azerbaijan
این تصحیح قرار است در پنج مجلد توسط انتشارات بریل منتشر گردد در حال حاضر جلد اول آن به شکل الکترونیک آماده انتشار شده است. قطعا انتشار این تصحیح انتقادی همراه با توضیحاتی که همراه متن منتشر میگردد تاثیر زیادی در مطالعات تاریخ پزشکی خواهد گذاشت. عیون الانباء از منابع منحصر بفرد در مطالعات مربوط به پزشکی دورهٔ اسلامی می باشد.
@science_azerbaijan