دکتر غلامحسین ابوالقاسمی فخری فرزند یعقوب در سال 1320 در اردبیل چشم به جهان گشود. تحصیلات مقدماتی و متوسطه را در اردبیل فرا گرفت و با بازگشت پدر به تبریز بقیه تحصیلات متوسطه را در این شهر ادامه داد و در سال 1339 موفق به کسب مدرک دیپلم گردید. در همان سال با شرکت در کنکور ورودی دانشگاه با رتبه بیست و هفتم در رشته مهندسی راه و ساختمان قبول شد و دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد پیوسته را که در آن زمان مجموعا چهار سال به طول می انجامید طی کرده و در سال 1343 فارغ التحصیل گردید. وی توانست بورس کسب و عازم فرانسه گردد. در ادامه تحصیلات خود در فرانسه در سال 1351 دكتري مهندسي خود را تحت نظر پروفسور سيسترنگ در دانشگاه شماره 6 پاريس با درجة خيلي عالي دريافت نمود. حدود دو سال در E.C مشغول تحقيق بود. از سال 1353 در دانشكدة فني دانشگاه تبريز مشغول تدريس در دروس مربوط به راه و ساختمان در رشته مهندسی عمران بوده است. استاد فخری بعد از انقلاب اسلامی سمت های مختلفی را بر عهده داشته است. وی در سال 1382 به درخواست خود باز نشسته شد.ترجمه قرآن کریم به زبان فرانسه از باقیات الصالحات اوست.
#امينالدوله_رشیدالدین_اوتاجي یا امين الدوله طبيب معروف به خواجه از پزشکان ارغون به همیاری #سعدالدوله وزیر و بعد از وزارت سعدالدوله، طبيب خاص او بود و در تواريخ نام وي آمده است، به ويژه زمانی که ارغون فريب يک جوکي هندي را خورد که با معجوني ميخواست ارغون را عمر جاودانه بخشد. امين الدوله و ديگران مخالفت کردند ولي اثري نداشت. جوکي معجون خويش را به سلطان به مدت ده روز خورانيد. برخي گويند معجون شامل زيتون و گوگرد بود و برخي نوشتهاند داراي طلا محلول و ابريشم و بزر البنج بود. چون سلطان معجون را خورد به دستور جوکي مدت چهل روز به چله نشت و در اين حال مزاجش متغير و رو به موت بود ناچار به امين الدوله رجوع کرد و امين الدوله وي را آب و هواي تازه تجويز و دستور داد از شهر خارج شود و به اين سبب حال ارغون اندکي بهبود يافت ولي جوکي دوباره به او برخي ادويه و سه جام شراب خوراند. مرض ارغون عود کرد و در نهايت جوکي مدعي شد که از زنان سلطان کسي او را چيز خور کرده است ولي زن مذکور مدعي شد که فقط جهت محبت شوهر تعويذي به او داده، القصه سلطان در راه ادعاي جوکي عمر خود را در اين ماجرا فنا ساخت و بمرد .
امین الدوله کتاب تقويم الصحه را در پزشکي نگاشته و تقديم ارغون کرده است. نسخ چندي از اين کتاب در دسترس است از آن جمله نسخه اي است در کتاب گرانسنگ سفينه تبريز که از اين کتاب به نام الجداول في الطب يا طب مجدول یاد شده است. اين کتاب را گاه به نامهای نزهه الملوك يا رساله در خواص نانها و ميوه ها و تخمها و آبها و گوشتها آوردهاند . کتاب ديگري به نام منافع و مضار و دفع المضار در فهرست نسخه هاي خطي کتابخانه عمومي آيت الله العظمي گلپايگاني به امين الدوله منسوب است که شايسته بررسي است . پسوند اتاجي نام امين الدوله احتمالاً میبایستی اشاره به لغت ترکي اتاچي به معناي پزشک باشد.
#جلال_شایق
@science_azerbaijan
امین الدوله کتاب تقويم الصحه را در پزشکي نگاشته و تقديم ارغون کرده است. نسخ چندي از اين کتاب در دسترس است از آن جمله نسخه اي است در کتاب گرانسنگ سفينه تبريز که از اين کتاب به نام الجداول في الطب يا طب مجدول یاد شده است. اين کتاب را گاه به نامهای نزهه الملوك يا رساله در خواص نانها و ميوه ها و تخمها و آبها و گوشتها آوردهاند . کتاب ديگري به نام منافع و مضار و دفع المضار در فهرست نسخه هاي خطي کتابخانه عمومي آيت الله العظمي گلپايگاني به امين الدوله منسوب است که شايسته بررسي است . پسوند اتاجي نام امين الدوله احتمالاً میبایستی اشاره به لغت ترکي اتاچي به معناي پزشک باشد.
#جلال_شایق
@science_azerbaijan
متن دستنویس کتاب اتاجی از نسخه منحصر به فرد کتاب سفینه تبریز
@science_azerbaijan
@science_azerbaijan
کانال تاریخ علم آذربایجان با هدف معرفی مفاخر علمی آذربایجانی و یا مفاخری که مدتی از زندگی خود را در آذربایجان سپری کرده اند فعالیت می کند و از مطالب مرتبط اهل فن در این خصوص استقبال می نماید۰
https://t.me/joinchat/AAAAAE1NYmmkPvJKO_4o6A
#تاریخ_علم_آذربایجان
https://t.me/joinchat/AAAAAE1NYmmkPvJKO_4o6A
#تاریخ_علم_آذربایجان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپی کوتاه سه بعدی بخشی از شهر دانشگاهی 700 ساله ربع رشیدی تبریز
Rab'e Rashidi Building / First International University In The World - Tabriz , Iran
This Building Made 700 Years Ago
AbilityX Studio
نقل از
@tabrizlinks
@science_azerbaijan
Rab'e Rashidi Building / First International University In The World - Tabriz , Iran
This Building Made 700 Years Ago
AbilityX Studio
نقل از
@tabrizlinks
@science_azerbaijan
پروفسور دکتر #یحیی_عدل در سال ۱۲۸۷ شمسی در تهران و در خانوادهای متمکن به دنیا آمد که از اعیان تبریز بودند. پدرش یوسف عدل (مکرم الملک و بعداً قائم مقام) بود که اکثرا حاکم ولایات میشد. تولد یحیی در زمان احمد شاه قاجار بود. پدرش در زمان ولیعهدی احمد شاه کفالت حکومت آذربایجان را داشته و در دورهی رضاخان، ۴ دوره وکیل مجلس میگردد. مادرش دختر مقتدر الدوله (پسر عباس میرزای ولیعهد) بوده است. پدر بزرگش حاج علی آقا معمم و مالک بود و میگویند پل آجی چای (تلخه رود) را در حوالی تبریز او احداث کرده است.
تحصیلات
در تبریز، وی ابتدا به مکتب خانه رفت و بعداً محضر مرحوم میرزا باقر خان حکمت ابتدایی را خواند. پدرش حاکم کرمانشاه شد و با خانواده به آنجا رفتند. در آنجا به دبیرستان رفت. بعد از مدتی پدر یحیی، او را به سفارش برادرش که در پاریس زندگی میکرد (عموی دکتر یحیی عدل) به همراه برادر ارشدش غلامرضا، به پاریس فرستاد.
مسافرت از راه تهران، انزلی، باکو، تفلیس، باطوم، استانبول و پاریس با کشتی و راه آهن در مدت ۴۰ روز طی شد. در پاریس در منزل خانمی که فرزندش را در جنگ اول بینالملل از دست داده بود، پانسیون شد. این خانم به شدت مراقب درس و تحصیل و تربیت دکتر یحیی بود به طوری که تا زمانی که این خانم زنده بود پروفسور هر ساله در مسیر سفرهایشان به خارج با ایشان ملاقات میکرد.
عدل در پاریس در یک مدرسه خصوصی مشهور دبستان و دبیرستان را تمام کرد و سپس وارد دانشگاه شد و در مدرسه پلیتکنیک که امتحان ورودی سختی هم داشت قبول شد. اما به توصیه عمویش، حبیب عدل، که در تهران به رادیولوژی مشغول بود، به طب رفت. چرا که عمویش او را نصحیت کرد که همواره شغل آزاد پیشه کن و به شغل دولتی وارد نشو و در آن زمان فقط دو شغل آزاد وجود داشت، حقوق و طب. لذا یحیی دانشکده پلیتکنیک را رها کرده و در سال ۱۹۲۸ وارد دانشکدهی پزشکی شد.
در ۱۹۳۱ در مسابقه اکسترنای پاریس شرکت کرد و موفق شد اکسترن شود. در ۱۹۳۴ در کنکور انترنی پذیرفته و انترن شد و او در طی ۴ سال انترنی نزد پروفسور گریگوار، جراح معروف و رئیس بخش جراحی و آناتومی پاریس، آنقدر خوب درخشید که از عدل خوشش آمد و او را رئیس درمانگاه خود کرد. پروفسور عدل چندین سال در رشته جراحی عمومی و اورولوژی مطالعه کرد. او در سال ۱۳۱۷ پایان نامه خود را درباره درمان آدنوپاتی سلی از تصویب گذراند و موفق به دریافت مدال نقره از دانشکده پاریس شد.
عدل در امتحان اگرگاسیون هم شرکت کرد ولی چون خارجی بود فرانسه اجازه استخدام در کادر دانشگاهی را نمیداد ولی به علت درخشش او و مساعدت پروفسور گرگوار، مادهای در قانون اضافه کردند و پروفسور «ژان گاسه» نیز نوبت پروفسوری خود را به او داد. لذا عدل به مقام پروفسوری رسید و به رغم اصرار فراوان به ماندن در فرانسه، در سال ۱۳۱۸ خورشیدی و درست یک ماه پیش از شروع جنگ جهانی دوم به ایران بازگشت و به خدمت نظام رفت.
بازگشت به وطن
در زمان بازگشت دکتر عدل، پروفسور «اوبرلین» فرانسوی را برای سامان دادن به وضع دانشکدهی پزشکی تهران استخدام کرده بودند و او عدل را برای تدریس انتخاب کرد.
وی ابتدا رئیس درمانگاه و بعد دانشیار شد و سپس بخش جراحی بیمارستان سینا را به او سپردند. دکتر اوبرلین پزشکان دیگری را نیز برای بخشهای دیگر معرفی نمودند از جمله: دکتر قریب برای اطفال، دکتر وکیلی برای داخلی، دکتر اقبال برای بیماریهای واگیردار، آقایان دکتر آهی، دکتر مصدق و دکتر صالح برای زنان و زایمان، دکتر هنجن برای جراحی، دکتر لقمان الملک برای مجاری ادرار، دکتر حبیبی برای آسیبشناسی، دکتر شیبانی و دکتر وارطانی برای خونشناسی و آزمایشگاه، آقایان دکتر گنجبخش، دکتر حکیم و دکتر نجمآبادی برای آناتومی، دکتر نعمتاللهی برای فیزیولوژی و دکتر فرهاد برای رادیولوژی.
رفت و آمد عدل با مقامات بلند کشور و دربار پهلوی او را تبدیل به شخصیتی سیاسی کرد و باعث شد تا بعد از کناره گیری اسدالله علم به دبیرکلی حزب مردم منصوب شود. او همچنین در سال ۱۳۴۲ به سناتوری مجلس سنای ایران رسید و تا چهار دوره این مقام را حفظ کرد.
خدمات ارزنده
دکتر عدل به همه همکاران بیمارستان دستور داده بود که هیچ بیماری را به دلیل نداشتن تخت خالی رد نکنند و حتی کف اتاق بخوابانند و به این ترتیب بیمارستان سینا، مرکز اورژانس پایتخت شد و یک واحد انتقال خون بنا کرد و چون مردم در آن زمان از اهدای خون اکراه داشتند، لذا نام و اسامی عدهیی که گروه خونیO داشتند را ثبت و از آنهاخون میخریدند. دکتر عدل اولین دورهی آسیستانی آزاد را برنامهریزی نمود و این دوره همانی است که امروزه رزیدنتی نامیده میشود و هر ساله ۴ نفر آسیستان (رزیدنت) برای جراحی سینا پذیرفته میشدند.
دکتر عدل هر ساله در تابستان به پاریس میرفت، کارهای نوین جراحی را سوغات میآورد و وسایل جراحی را با هزینهی خود خریده و
تحصیلات
در تبریز، وی ابتدا به مکتب خانه رفت و بعداً محضر مرحوم میرزا باقر خان حکمت ابتدایی را خواند. پدرش حاکم کرمانشاه شد و با خانواده به آنجا رفتند. در آنجا به دبیرستان رفت. بعد از مدتی پدر یحیی، او را به سفارش برادرش که در پاریس زندگی میکرد (عموی دکتر یحیی عدل) به همراه برادر ارشدش غلامرضا، به پاریس فرستاد.
مسافرت از راه تهران، انزلی، باکو، تفلیس، باطوم، استانبول و پاریس با کشتی و راه آهن در مدت ۴۰ روز طی شد. در پاریس در منزل خانمی که فرزندش را در جنگ اول بینالملل از دست داده بود، پانسیون شد. این خانم به شدت مراقب درس و تحصیل و تربیت دکتر یحیی بود به طوری که تا زمانی که این خانم زنده بود پروفسور هر ساله در مسیر سفرهایشان به خارج با ایشان ملاقات میکرد.
عدل در پاریس در یک مدرسه خصوصی مشهور دبستان و دبیرستان را تمام کرد و سپس وارد دانشگاه شد و در مدرسه پلیتکنیک که امتحان ورودی سختی هم داشت قبول شد. اما به توصیه عمویش، حبیب عدل، که در تهران به رادیولوژی مشغول بود، به طب رفت. چرا که عمویش او را نصحیت کرد که همواره شغل آزاد پیشه کن و به شغل دولتی وارد نشو و در آن زمان فقط دو شغل آزاد وجود داشت، حقوق و طب. لذا یحیی دانشکده پلیتکنیک را رها کرده و در سال ۱۹۲۸ وارد دانشکدهی پزشکی شد.
در ۱۹۳۱ در مسابقه اکسترنای پاریس شرکت کرد و موفق شد اکسترن شود. در ۱۹۳۴ در کنکور انترنی پذیرفته و انترن شد و او در طی ۴ سال انترنی نزد پروفسور گریگوار، جراح معروف و رئیس بخش جراحی و آناتومی پاریس، آنقدر خوب درخشید که از عدل خوشش آمد و او را رئیس درمانگاه خود کرد. پروفسور عدل چندین سال در رشته جراحی عمومی و اورولوژی مطالعه کرد. او در سال ۱۳۱۷ پایان نامه خود را درباره درمان آدنوپاتی سلی از تصویب گذراند و موفق به دریافت مدال نقره از دانشکده پاریس شد.
عدل در امتحان اگرگاسیون هم شرکت کرد ولی چون خارجی بود فرانسه اجازه استخدام در کادر دانشگاهی را نمیداد ولی به علت درخشش او و مساعدت پروفسور گرگوار، مادهای در قانون اضافه کردند و پروفسور «ژان گاسه» نیز نوبت پروفسوری خود را به او داد. لذا عدل به مقام پروفسوری رسید و به رغم اصرار فراوان به ماندن در فرانسه، در سال ۱۳۱۸ خورشیدی و درست یک ماه پیش از شروع جنگ جهانی دوم به ایران بازگشت و به خدمت نظام رفت.
بازگشت به وطن
در زمان بازگشت دکتر عدل، پروفسور «اوبرلین» فرانسوی را برای سامان دادن به وضع دانشکدهی پزشکی تهران استخدام کرده بودند و او عدل را برای تدریس انتخاب کرد.
وی ابتدا رئیس درمانگاه و بعد دانشیار شد و سپس بخش جراحی بیمارستان سینا را به او سپردند. دکتر اوبرلین پزشکان دیگری را نیز برای بخشهای دیگر معرفی نمودند از جمله: دکتر قریب برای اطفال، دکتر وکیلی برای داخلی، دکتر اقبال برای بیماریهای واگیردار، آقایان دکتر آهی، دکتر مصدق و دکتر صالح برای زنان و زایمان، دکتر هنجن برای جراحی، دکتر لقمان الملک برای مجاری ادرار، دکتر حبیبی برای آسیبشناسی، دکتر شیبانی و دکتر وارطانی برای خونشناسی و آزمایشگاه، آقایان دکتر گنجبخش، دکتر حکیم و دکتر نجمآبادی برای آناتومی، دکتر نعمتاللهی برای فیزیولوژی و دکتر فرهاد برای رادیولوژی.
رفت و آمد عدل با مقامات بلند کشور و دربار پهلوی او را تبدیل به شخصیتی سیاسی کرد و باعث شد تا بعد از کناره گیری اسدالله علم به دبیرکلی حزب مردم منصوب شود. او همچنین در سال ۱۳۴۲ به سناتوری مجلس سنای ایران رسید و تا چهار دوره این مقام را حفظ کرد.
خدمات ارزنده
دکتر عدل به همه همکاران بیمارستان دستور داده بود که هیچ بیماری را به دلیل نداشتن تخت خالی رد نکنند و حتی کف اتاق بخوابانند و به این ترتیب بیمارستان سینا، مرکز اورژانس پایتخت شد و یک واحد انتقال خون بنا کرد و چون مردم در آن زمان از اهدای خون اکراه داشتند، لذا نام و اسامی عدهیی که گروه خونیO داشتند را ثبت و از آنهاخون میخریدند. دکتر عدل اولین دورهی آسیستانی آزاد را برنامهریزی نمود و این دوره همانی است که امروزه رزیدنتی نامیده میشود و هر ساله ۴ نفر آسیستان (رزیدنت) برای جراحی سینا پذیرفته میشدند.
دکتر عدل هر ساله در تابستان به پاریس میرفت، کارهای نوین جراحی را سوغات میآورد و وسایل جراحی را با هزینهی خود خریده و
به بیمارستان اهدا میکرد. او روش های نوین جراحی را نیز به جوانها آموزش میدادند و به علت نیاز مملکت به جراح عمومی تمام رشتهها اعم از جراحی عمومی، ریه قلب، استخوان، مغز و اعصاب و غیره را تعلیم میدادند. او همیشه میگفت که من نمیدانم این مرض من است یا حسن من که هرچه میدانم و بتوانم به شاگردانم باید یاد بدهم ، شما هم همینطور باشید. وی از دولت ایران و دول خارجی مدالها و نشانهای علمی زیادی گرفتند عضو آکادمی جراحی پاریس شدند. البته مقالات فارسی نیز از ایشان وجود داشت. وی بیهوشی به طریقه جدید را با استخدام متخصصین بیهوشی از خارج (دکتربوله) راهاندازی کرده و بسیاری از عملهای ناممکن را ممکن ساخت .به دستور ایشان در انستیتو پاستور سرمهای تزریقی را که امروزه مصرف میشود، به صورت غیر تب زا تهیه نمود.
اما مهمتر از سرم آپایروژن و ابداعات جراحی و علمی ایشان، از مشخصههای بارز او تعلیم نکات اخلاقی به شاگردانش بود، بطوریکه وی به هیچکس بدی نمیکرد و بدگویی در باره کسی را قبول نمیکرد. گذشت زیادی داشت و از اعتبار علمی و اجتماعی خود که با جراحی اکثر رجال و صاحب منصبان و مقامات کشوری و لشکری و روحانی به دست آمده بود، برای رفع بسیاری از گرفتاریهایی که برای همکاران و اطباء پیدا می شد، استفاده کرده از حقوق حقه آنها نیز دفاع میکرد. در عوارض جراحی که برای شاگردان پیش میآمد، سینه خود را سپر کرده و مسئولیتها را خود به عهده میگرفت و در درمان عوارض حاصله مزدی دریافت نمیکرد.
اوصاف این مرد باهوش و نابغه توصیف ناپذیر است بطوریکه ایشان تا ۹۳ سالگی بدون لرزش دست و ناراحتی دید اعمال جراحی بسیار مشکل و بزرگ را انجام میداد. وی اهتمام زیاد داشت که شاگردان خوب را برای بهتر شدن کار و سوادشان به خارج بفرستد و توصیههای ایشان را همکاران فرانسویشان با جان و دل قبول میکردند.
پروفسور عدل در ۱۴ بهمن سال ۱۳۸۱ در سن ۹۴ سالگی با سابقه بیش از ۷۰ سال جراحی و آموزش و پرورش شاگردان بیشماری دیده از جهان فرو بست و با مراسمی کم نظیر تشییع شد
نقل از
http://www.mefda.ir/news/93918/نگاهی-به-زندگی-نامه-دکتر-یحیی-عدل-پدر-جراحی-نوین-و-علم-بیهوشی
@science_azerbaijan
اما مهمتر از سرم آپایروژن و ابداعات جراحی و علمی ایشان، از مشخصههای بارز او تعلیم نکات اخلاقی به شاگردانش بود، بطوریکه وی به هیچکس بدی نمیکرد و بدگویی در باره کسی را قبول نمیکرد. گذشت زیادی داشت و از اعتبار علمی و اجتماعی خود که با جراحی اکثر رجال و صاحب منصبان و مقامات کشوری و لشکری و روحانی به دست آمده بود، برای رفع بسیاری از گرفتاریهایی که برای همکاران و اطباء پیدا می شد، استفاده کرده از حقوق حقه آنها نیز دفاع میکرد. در عوارض جراحی که برای شاگردان پیش میآمد، سینه خود را سپر کرده و مسئولیتها را خود به عهده میگرفت و در درمان عوارض حاصله مزدی دریافت نمیکرد.
اوصاف این مرد باهوش و نابغه توصیف ناپذیر است بطوریکه ایشان تا ۹۳ سالگی بدون لرزش دست و ناراحتی دید اعمال جراحی بسیار مشکل و بزرگ را انجام میداد. وی اهتمام زیاد داشت که شاگردان خوب را برای بهتر شدن کار و سوادشان به خارج بفرستد و توصیههای ایشان را همکاران فرانسویشان با جان و دل قبول میکردند.
پروفسور عدل در ۱۴ بهمن سال ۱۳۸۱ در سن ۹۴ سالگی با سابقه بیش از ۷۰ سال جراحی و آموزش و پرورش شاگردان بیشماری دیده از جهان فرو بست و با مراسمی کم نظیر تشییع شد
نقل از
http://www.mefda.ir/news/93918/نگاهی-به-زندگی-نامه-دکتر-یحیی-عدل-پدر-جراحی-نوین-و-علم-بیهوشی
@science_azerbaijan
معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت
نگاهی به زندگی نامه دکتر یحیی عدل، پدر جراحی نوین و علم بیهوشی ایران
پروفسور یحیی عدل پدر جراح نوین ایران و علم بیهوشی در ایران است.
یادنامه دکتر یحیی عدل
توضیح کتاب:
کتاب حاضر، دربردارندة شرح سرگذشت، احوال و خاطرات «پروفسور یحیی عدل»، بنیانگذار جرّاحی نوین در ایران، (1287 – 1381 ه . ش) است. این اثر به کوشش «دکتر حاجب مرتاض»، از شاگردان ممتاز پروفسور عدل به نگارش درآمده است. مطالب کتاب به زبانی ساده و روایی نقل شده و طیّ آن به دوران مختلف زندگی شخصی و علمی پروفسور اشاره شده است
@science_azerbaijan
توضیح کتاب:
کتاب حاضر، دربردارندة شرح سرگذشت، احوال و خاطرات «پروفسور یحیی عدل»، بنیانگذار جرّاحی نوین در ایران، (1287 – 1381 ه . ش) است. این اثر به کوشش «دکتر حاجب مرتاض»، از شاگردان ممتاز پروفسور عدل به نگارش درآمده است. مطالب کتاب به زبانی ساده و روایی نقل شده و طیّ آن به دوران مختلف زندگی شخصی و علمی پروفسور اشاره شده است
@science_azerbaijan
کتاب: پروفسور عدل، بنیانگذار جراحی نوین در ایران زمین
مؤلف: سیدعلیاکبر خدایی، نرگس جنتی، حاجب مرتاض
انتشارات: اندیشمندان یزد
https://www.gisoom.com/book/1987855/کتاب-پروفسور-عدل-بنیانگذار-جراحی-نوین-در-ایران-زمین/?utm_source=tg
@science_azerbaijan
مؤلف: سیدعلیاکبر خدایی، نرگس جنتی، حاجب مرتاض
انتشارات: اندیشمندان یزد
https://www.gisoom.com/book/1987855/کتاب-پروفسور-عدل-بنیانگذار-جراحی-نوین-در-ایران-زمین/?utm_source=tg
@science_azerbaijan
امروز گاهي به من ايراد ميگيرند و ميگويند تو به جراحان خيانت كردي. چون رسمي از اول گذاشتي كه جراح پول كم بگيرد خودشان را با ارتوپدها يا جراحان زنان و زايمان يا اعصاب مقايسه ميكنند. در واقع راست ميگويند ما آن روزها براي پول كار نميكرديم اصلا بلد نبوديم، نميدانستيم مريض براي اين است كه پول بدهد. فكر ميكرديم براي اين است كه خوب بشود. من به شاگردانم تقلب ياد ندادم. هيچكدام از شاگردانم بلد نيستند پول بگيرند
#یحیی_عدل
@science_azerbaijan
#یحیی_عدل
@science_azerbaijan
شمس العلما #ميرزاعلي_لعلي_ايرواني در سنه 1252 ه. ق در ايروان متولد و در بيست سالگي همراه پدر راهي تبريز شد و در راسته ميرزا جليل بازار تبريز مشغول گرديد. وي پس از فوت پدر به کسب علم و دانش روي آورده و در پزشکي شاگرد حکيم ابوالحسن حکیمباشی شده، سپس به استانبول مراجعه و از دانشگاه آن شهر درجه دکتري در پزشکي اخذ نمود. وي بعد از اتمام تحصيلات به تبريز آمد و در ديکباشي محله راسته کوچه مطبي داير نموده مشغول طبابت شد سپس به طبيبي مظفرالدين ميرزا رسيده و مدتي بعد به تهران رفت و ملازم ناصرالدين شاه شده در سفر فرنگ همراه او بود، بعد از آن از طرف دولت به چند مأموریت اعزام و بعد از زيارت عتبات عازم استانبول و از آنجا عازم تفليس گرديد و هم در آن شهر در اثر برونشيت مزمن دار فاني را وداع گفت. وي علاوه بر پزشکي در فن شعر فارسي و ترکي نيز سرآمد بود .
@science_azerbaijan
@science_azerbaijan
لعلی.pdf
2.5 MB
مقاله حاج حسین نخجوانی در خصوص لعلی حکیم
@science_azerbaijan
@science_azerbaijan