@scifaiku
رها بر اقیانوس متان
چه می تواند باشد؟
تندیس یخین انسان؟
#اکالیپتوس_تنها
#سینا_سنجری
نمایشگاه کتاب
سالن شبستان
راهروی 17
غرفه 19
فصل پنجم
@scifaiku
رها بر اقیانوس متان
چه می تواند باشد؟
تندیس یخین انسان؟
#اکالیپتوس_تنها
#سینا_سنجری
نمایشگاه کتاب
سالن شبستان
راهروی 17
غرفه 19
فصل پنجم
@scifaiku
Forwarded from اتچ بات
Sina Sanjeri:
"در باره یکی از سایفایکوهای تاد هاف"
تاد هاف از پیشگامان سایفایکوست. اخیرا کتابچه ای کوچک حاوی کارهایش منتشر کرده که در آمازون موجود است.
عنوان این کتابچه " پوست کندن پرتقال در جاذبه صفر " است که در واقع برگرفته از یکی از سایفایکوهای قدیمی هاف است:
پوست کندن پرتقال در جاذبه صفر
کهکشان را
بخاطرم می آورد
"دن هورن " پیرامون سایفایکوی هاف چنین می نویسد:
این کار ، کاری کمیاب در دنیای سایفایکوست، این کار حس اگزیستانسالیسمی غریبی دارد.در حالی که فضای بیشتر سایفایکو ها مملو از تم ها و موضوعات تاریک ست . تم های از دست رفتگی ها احساسات و ارزش ها ، این کار هاف تمی متفاوت دارد. من این کار اینگونه تفسیر می کنم که دربرگیرنده دیدگاهی از حضور در متن است .تم فضا به ما می گوید که چقدر کوچک ایم وقتی در مقیاسی بزرگ تر دیده شویم ،هر چند این تضاد زیبایی دارد با درک انسان به عنوان خالق یا حداقل به عنوان وارث خرد و دانایی. من همچنین این واقعیت را دوست دارم که این سایفایکو قافیه دار ست ...
👤سینا سنجری @SSanj
💮 @iran_scifaiku
From : @scifaiku
"در باره یکی از سایفایکوهای تاد هاف"
تاد هاف از پیشگامان سایفایکوست. اخیرا کتابچه ای کوچک حاوی کارهایش منتشر کرده که در آمازون موجود است.
عنوان این کتابچه " پوست کندن پرتقال در جاذبه صفر " است که در واقع برگرفته از یکی از سایفایکوهای قدیمی هاف است:
پوست کندن پرتقال در جاذبه صفر
کهکشان را
بخاطرم می آورد
"دن هورن " پیرامون سایفایکوی هاف چنین می نویسد:
این کار ، کاری کمیاب در دنیای سایفایکوست، این کار حس اگزیستانسالیسمی غریبی دارد.در حالی که فضای بیشتر سایفایکو ها مملو از تم ها و موضوعات تاریک ست . تم های از دست رفتگی ها احساسات و ارزش ها ، این کار هاف تمی متفاوت دارد. من این کار اینگونه تفسیر می کنم که دربرگیرنده دیدگاهی از حضور در متن است .تم فضا به ما می گوید که چقدر کوچک ایم وقتی در مقیاسی بزرگ تر دیده شویم ،هر چند این تضاد زیبایی دارد با درک انسان به عنوان خالق یا حداقل به عنوان وارث خرد و دانایی. من همچنین این واقعیت را دوست دارم که این سایفایکو قافیه دار ست ...
👤سینا سنجری @SSanj
💮 @iran_scifaiku
From : @scifaiku
Telegram
attach 📎
Forwarded from سایفایکو (SciFaiku) (Sina Sanjari)
Forwarded from سایفایکو (SciFaiku) (Sina Sanjari)
Forwarded from رباعیات فارسی
از دور به جستجوی ما میآیند
گنگیم و به گفتگوی ما میآیند
ما گمشدگانیم و از آن سوی جهان
رؤیاهایی به سوی ما میآیند
#سینا_سنجری
(کتاب «وقتهای زمان» / انتشارات فصل پنجم)
✍️✍️✍️
دوستانتان را به کانال رباعيات زيبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
گنگیم و به گفتگوی ما میآیند
ما گمشدگانیم و از آن سوی جهان
رؤیاهایی به سوی ما میآیند
#سینا_سنجری
(کتاب «وقتهای زمان» / انتشارات فصل پنجم)
✍️✍️✍️
دوستانتان را به کانال رباعيات زيبای فارسی دعوت کنید!
@robaeeyat
@scifaiku
شهسوار کرانه خورشید
می خزد در حصار تاریکی
سال ها بعد خلق می گویند
اینک این : شهسوار تاریکی...
دو بیت از غزلی
#سینا_سنجری
@scifaiku
شهسوار کرانه خورشید
می خزد در حصار تاریکی
سال ها بعد خلق می گویند
اینک این : شهسوار تاریکی...
دو بیت از غزلی
#سینا_سنجری
@scifaiku
Forwarded from سایفایکو (SciFaiku) (Sina Sanjari)
@scifaiku
سقوط در سیاه چاله
با رویایی درخشان
از بهارهای زمین
#سینا_سنجری
#سایفایکو
از کتاب اکالیپتوس تنها
سینا سنجری
انتشارات فصل پنجم
سقوط در سیاه چاله
با رویایی درخشان
از بهارهای زمین
#سینا_سنجری
#سایفایکو
از کتاب اکالیپتوس تنها
سینا سنجری
انتشارات فصل پنجم
سایفایکو (SciFaiku) pinned «نفحات کهن(سینا سنجری) شعرهای سینا سنجری https://t.me/sanjarisina»
@scifaiku
سایفایکو (SciFaiku):
#سایفایکو
پرندگانی چند
از آنچه منم خواهد ماند
پرندگانی تاریک
#سینا_سنجری
#سایفایکو
@scifaiku
سایفایکو (SciFaiku):
#سایفایکو
پرندگانی چند
از آنچه منم خواهد ماند
پرندگانی تاریک
#سینا_سنجری
#سایفایکو
@scifaiku
Forwarded from سراووشا / سینا سنجری (Sina Sanjari)
#آونگ_فوکو
#امبرتو_اکو
#جان_دی
حاشیه نویسی بر آونگ فوکو
کازئوبون نوشته های کشف شده در املاک جان دی فوت شده را در دست می چرخاند و می پراکند.
جان دی بر کنگره های قصر الیزابت اول نشسته به حرکات کازئوبون می خندد.
کازئوبون : فرشتگان پس کجایید شما؟جان دی مرده.
جان دی با موناس هیروگلیفای خودش مشغول می شود. فرشته ای که چهره اش شباهت می برد به نخستین همسرش دستش را می گیرد که بیا برویم جان، دیر وقت است.
آونگ دوازده بار می نوازد.
#سینا_سنجری
#امبرتو_اکو
#جان_دی
حاشیه نویسی بر آونگ فوکو
کازئوبون نوشته های کشف شده در املاک جان دی فوت شده را در دست می چرخاند و می پراکند.
جان دی بر کنگره های قصر الیزابت اول نشسته به حرکات کازئوبون می خندد.
کازئوبون : فرشتگان پس کجایید شما؟جان دی مرده.
جان دی با موناس هیروگلیفای خودش مشغول می شود. فرشته ای که چهره اش شباهت می برد به نخستین همسرش دستش را می گیرد که بیا برویم جان، دیر وقت است.
آونگ دوازده بار می نوازد.
#سینا_سنجری
Forwarded from سراووشا / سینا سنجری (Sina Sanjari)
#جان_دی
#مریک_کازئوبون
حاشیه بر آونگ فوکوی امبرتو اکو
مریک کازئوبون نشانه ها را کنار هم می گذارد بلکه در میان شان ارتباطی پیدا کند. خطی که نشانه ها را به هم وصل کند و جهان را شکل ببخشد.
فروش چاپ اول میراث جان دی عالی بوده . گویی مردم بتازگی وارد عصر روشنایی شده هنوز دلبسته تاریکی اند.
جان دی تکیه می دهد به صندلی قدیمی اش بیادگار آخرین مشورت های اش در حضور ملکه.
بی گمان شبکه تارهای عنکبوت در گوشه دفتر کارش که حالا محل فعالیت رابرت کاتن است به نشانه های مورد علاقه کازئوبون ربط دارد.
و نیز به حرکات جاودانی آونگ.
#سینا_سنجری
#مریک_کازئوبون
حاشیه بر آونگ فوکوی امبرتو اکو
مریک کازئوبون نشانه ها را کنار هم می گذارد بلکه در میان شان ارتباطی پیدا کند. خطی که نشانه ها را به هم وصل کند و جهان را شکل ببخشد.
فروش چاپ اول میراث جان دی عالی بوده . گویی مردم بتازگی وارد عصر روشنایی شده هنوز دلبسته تاریکی اند.
جان دی تکیه می دهد به صندلی قدیمی اش بیادگار آخرین مشورت های اش در حضور ملکه.
بی گمان شبکه تارهای عنکبوت در گوشه دفتر کارش که حالا محل فعالیت رابرت کاتن است به نشانه های مورد علاقه کازئوبون ربط دارد.
و نیز به حرکات جاودانی آونگ.
#سینا_سنجری
Forwarded from سراووشا / سینا سنجری (Sina Sanjari)
#جان_دی
#مریک_کازئوبون
#شهسوار_تاریکی
به طرز شگفت آوری گسترش یافته است جهان و آنچه در آن است .
اما مریک همچنان سر نخ ها را بدست گرفته تا چیزی فرو نریزد .
جان دی وارد می شود.
مریک چه می کنی؟
سلام استاد چیز مهمی نیست. فقط مانده ام این فرشته کوچولو اینبار به شما چه گفته.
کلی نشانه تازه این طرف و آنطرف املاک باقی مانده از شما پیدا کرده ام اما هیچ کدام ربطی به روایت فرشته کوچولوی حضرت استاد ندارد.
آه مریک مریک گمراه!
تو در تاریکی هستی . .. می فهمی؟
شما چه استاد ؟
می فهمید؟
.
#سینا_سنجری
#مریک_کازئوبون
#شهسوار_تاریکی
به طرز شگفت آوری گسترش یافته است جهان و آنچه در آن است .
اما مریک همچنان سر نخ ها را بدست گرفته تا چیزی فرو نریزد .
جان دی وارد می شود.
مریک چه می کنی؟
سلام استاد چیز مهمی نیست. فقط مانده ام این فرشته کوچولو اینبار به شما چه گفته.
کلی نشانه تازه این طرف و آنطرف املاک باقی مانده از شما پیدا کرده ام اما هیچ کدام ربطی به روایت فرشته کوچولوی حضرت استاد ندارد.
آه مریک مریک گمراه!
تو در تاریکی هستی . .. می فهمی؟
شما چه استاد ؟
می فهمید؟
.
#سینا_سنجری
Forwarded from سراووشا / سینا سنجری (Sina Sanjari)
#آونگ_فوکو
#رابرت_کاتن
#جان_دی
حاشیه های فوکویی
جان دی در سالن عمارت متروک قدم می زند. دست نویس هایش این سو و آنسو پراکنده اند. رابرت کاتن دست نویس ها را یکی یکی بر می دارد نگاهی می اندازد و به دقت روی هم می چیند.
جان دی می داند ترتیب دست نویس ها بهم خورده است و وقتی ترتیب بهم بخورد نتیجه می تواند فاجعه باشد اگر رابرت کاتن بخواهد از دست نویس ها به اکسیر اعظم برسد.
آه کازئوبون آه کازئوبون مهربان!
و نیز ترتیب وقایع را نمی دانی
نمی دانی ترتیب اشیا در سالن عمارت متروک نشانه چه حقیقت نهفته ای می تواند باشد.
تو تنها به کاغذها نگاه می کنی به کلمات و ترتیب جملات اما هر کلمه ای خود نشان کلمات دیگری که در کلماتی دیگر محو شده اند و آن کلمات خود راه به کلماتی دور و بکلی دیگر می برند و همین طور تا ابدالآباد.
فرشته ای که چهره اش شباهت دوری می برد به نخستین همسرش دست جان دی را می گیرد و می گوید :
جان ! کلمات را بحال خود بگذار دیدی که موناس هیروگلیفا جامع اوصاف و کلمات است.
شب است دیر وقت است جان!
جان دی همراه فرشته پر می گشاید بر کنگره های قصر متروک و از آنجا سنگ قبر مریک کازئوبون را لحظه ای می نگرد و با چهره ای دیگر وارد عمارتی دیگر می شود.
فرشته از این رفت و آمد ها بدش نمی آید.
#سینا_سنجری
#مریک_کازئوبون
#جان_دی
#شهسوار_تاریکی
#رابرت_کاتن
#جان_دی
حاشیه های فوکویی
جان دی در سالن عمارت متروک قدم می زند. دست نویس هایش این سو و آنسو پراکنده اند. رابرت کاتن دست نویس ها را یکی یکی بر می دارد نگاهی می اندازد و به دقت روی هم می چیند.
جان دی می داند ترتیب دست نویس ها بهم خورده است و وقتی ترتیب بهم بخورد نتیجه می تواند فاجعه باشد اگر رابرت کاتن بخواهد از دست نویس ها به اکسیر اعظم برسد.
آه کازئوبون آه کازئوبون مهربان!
و نیز ترتیب وقایع را نمی دانی
نمی دانی ترتیب اشیا در سالن عمارت متروک نشانه چه حقیقت نهفته ای می تواند باشد.
تو تنها به کاغذها نگاه می کنی به کلمات و ترتیب جملات اما هر کلمه ای خود نشان کلمات دیگری که در کلماتی دیگر محو شده اند و آن کلمات خود راه به کلماتی دور و بکلی دیگر می برند و همین طور تا ابدالآباد.
فرشته ای که چهره اش شباهت دوری می برد به نخستین همسرش دست جان دی را می گیرد و می گوید :
جان ! کلمات را بحال خود بگذار دیدی که موناس هیروگلیفا جامع اوصاف و کلمات است.
شب است دیر وقت است جان!
جان دی همراه فرشته پر می گشاید بر کنگره های قصر متروک و از آنجا سنگ قبر مریک کازئوبون را لحظه ای می نگرد و با چهره ای دیگر وارد عمارتی دیگر می شود.
فرشته از این رفت و آمد ها بدش نمی آید.
#سینا_سنجری
#مریک_کازئوبون
#جان_دی
#شهسوار_تاریکی
Forwarded from سایفایکو (SciFaiku) (Sina Sanjari)
@scifaiku
Junkyard
the sudden emergence of lost astronaut
outdated TV
#Sina_Sanjari
#SciFaiku
انبار ضایعات
ظهور ناگهانی فضانورد گم شده
تلویزیون قدیمی
#سینا_سنجری
#سایفایکو
@scifaiku
Junkyard
the sudden emergence of lost astronaut
outdated TV
#Sina_Sanjari
#SciFaiku
انبار ضایعات
ظهور ناگهانی فضانورد گم شده
تلویزیون قدیمی
#سینا_سنجری
#سایفایکو
@scifaiku
Forwarded from سایفایکو (SciFaiku)
و این هم نوشته ای کوتاه از سید احمد نادمی در معرفی سایفایکو که چند سال قبل در مطبوعات بچاپ رسید:
دور دنيا با ادبيات
سايفايکو: ژانر علمي تخيلي

ژانر «علمی تخیلی» یکی از مهمترین گونههای هنر مدرن است که اگرچه با ادبیات داستانی نضج گرفته اما در همه هنرها ریشه دوانده است.
نقاشی، نمایش، معماری، موسیقی و بویژه سینما عرصههای بروز این ژانر را در خود دارند. هنر کلامی شعر نیز چند دهه است که این ژانر را به مثابه ادامهای بر شعرهایی که به علوم توجه دارند، پذیرفته است.
توجه شاعران به علوم از دیرباز و در اغلب فرهنگهای جهانی منجر به تولید آثاری شده است که جدای ارزشهای ادبی، از ارزشهای اسنادی برای آشنایی با علومی که در زمان تولید این آثار فراگیرتر بودهاند برخوردارند. مثلا توجه به هیات و نجوم در شعر شاعران ایرانی از اهمیت این دانش در جامعه سنتی ایرانی خبر میدهد. شعر «سایفایکو» یا «هایکوی علمی - تخیلی» که مانیفست آن را «تام برینک» در 1995 میلادی ارائه داد یکی از آخرین گونههایی است که از تلفیق شعر علمی- تخیلی و هایکوی ژاپنی ساخته شده است.
سایفایکو ساختارش را از هایکو و منظر خیالش را از خرده فرهنگ علمی تخیلی اخذ کرده است. مینیمالیسم، لحظهنگاری و بینش انسانی سه عنصر اصلی سایفایکو در مانیفست برینک است. در این شعر که غالبا خالی از استعاره و تمثیل است بهره ویژهای از تلمیح میبرد. مرجع تلمیح این گونه شعری را باید در آثار مشهور علمی تخیلی هنرهای دیگر، بویژه سینما جست. البته در این ارجاع، شعر سایفایکو با گشاده دستی از ژانرهای وحشت و فانتزی بهره میبرد. نمونههایی که در ادامه میخوانید، از جیمز پالمر است:
1
سیلان کوانتوم
میبردم به دنیایی دیگر
آنجا که هنوز با تو خواهم بود
2
نارسایی دستگاه اکسیژن
زنم را دور کرده از من
درختهایی بیشتر خواهم کاشت
3
پلوتون
گوی سنگی یخین
دورتر از دور از زمین
آونگان در تاریکی
4
هزاره عظما
فارغ از جنگ و زن
چشمه آبهای خنیاگر
5
خیابان را پایین میآید
زیر نگاه چشمهای سیال کرومی
دوستدار «برادر بزرگ» است
6
درخشش شهرهای گنبدنما
زیر نور تند خورشید
مطرودین فریاد میزنند:
بگذارید داخل شویم!
سیداحمد نادمی / شاعر و مترجم
دور دنيا با ادبيات
سايفايکو: ژانر علمي تخيلي

ژانر «علمی تخیلی» یکی از مهمترین گونههای هنر مدرن است که اگرچه با ادبیات داستانی نضج گرفته اما در همه هنرها ریشه دوانده است.
نقاشی، نمایش، معماری، موسیقی و بویژه سینما عرصههای بروز این ژانر را در خود دارند. هنر کلامی شعر نیز چند دهه است که این ژانر را به مثابه ادامهای بر شعرهایی که به علوم توجه دارند، پذیرفته است.
توجه شاعران به علوم از دیرباز و در اغلب فرهنگهای جهانی منجر به تولید آثاری شده است که جدای ارزشهای ادبی، از ارزشهای اسنادی برای آشنایی با علومی که در زمان تولید این آثار فراگیرتر بودهاند برخوردارند. مثلا توجه به هیات و نجوم در شعر شاعران ایرانی از اهمیت این دانش در جامعه سنتی ایرانی خبر میدهد. شعر «سایفایکو» یا «هایکوی علمی - تخیلی» که مانیفست آن را «تام برینک» در 1995 میلادی ارائه داد یکی از آخرین گونههایی است که از تلفیق شعر علمی- تخیلی و هایکوی ژاپنی ساخته شده است.
سایفایکو ساختارش را از هایکو و منظر خیالش را از خرده فرهنگ علمی تخیلی اخذ کرده است. مینیمالیسم، لحظهنگاری و بینش انسانی سه عنصر اصلی سایفایکو در مانیفست برینک است. در این شعر که غالبا خالی از استعاره و تمثیل است بهره ویژهای از تلمیح میبرد. مرجع تلمیح این گونه شعری را باید در آثار مشهور علمی تخیلی هنرهای دیگر، بویژه سینما جست. البته در این ارجاع، شعر سایفایکو با گشاده دستی از ژانرهای وحشت و فانتزی بهره میبرد. نمونههایی که در ادامه میخوانید، از جیمز پالمر است:
1
سیلان کوانتوم
میبردم به دنیایی دیگر
آنجا که هنوز با تو خواهم بود
2
نارسایی دستگاه اکسیژن
زنم را دور کرده از من
درختهایی بیشتر خواهم کاشت
3
پلوتون
گوی سنگی یخین
دورتر از دور از زمین
آونگان در تاریکی
4
هزاره عظما
فارغ از جنگ و زن
چشمه آبهای خنیاگر
5
خیابان را پایین میآید
زیر نگاه چشمهای سیال کرومی
دوستدار «برادر بزرگ» است
6
درخشش شهرهای گنبدنما
زیر نور تند خورشید
مطرودین فریاد میزنند:
بگذارید داخل شویم!
سیداحمد نادمی / شاعر و مترجم
Forwarded from سراووشا / سینا سنجری (Sina Sanjari)
#شهسوار_تاریکی
حاشیه نویسی بر آونگ فوکو
کازئوبون حلق آویز همراه آونگ تاب می خورد. جان دی زیر آونگ درست در نقطه میانی ایستاده و دلتنگ گوشه و کنایه های کازئوبون است و نیز در حسرت اینکه چه شاگرد مستعدی را از دست داده است.
جان دی در آونگ خیره می شود و همراه آن می رود و می رود. جان دی پیش بینی می کرد که فوکو روزی آونگی بسازد و کازئوبون که هرگز جان دی را در دوران حیاتش درک نکرده بود روزی بر آن حلق آویز شود البته بگونه ای که ذره ای در نوسان ابدی آونگ خللی وارد نشود. تقسیم وزن و نیز طول اثر نیروی ناشی از وزن مرده متحرک بنحوی ست که نوسان مدام و یکنواخت آونگ را تضمین می کند.
این قسمت از طراحی آونگ کار جان دی است و نه فوکو.
فوکو نمی دانست روزگاری کازئوبون نامی بر آونگ آونگ می شود.
این حقیقت پیش بینی شده در کتاب های گمشده عصر تاریکی هرگز به رویت فوکو نرسیده بود.
فرشته ملازم جان دی زانو می زند و قدرت پیش بینی قدرت رویارویی با حقیقت را می ستاید.
وقت چای عصرانه است. جان دی می رود گاهی سر بر می گرداند و پیکر کازئوبون مفلوک را برانداز می کند پیکری حاشیه خورده از پرتوهای آفتاب عصر که از شیشه های رنگی عمارت بازتابانده می شود. آنگونه که گویی شکلی دیگر از حقیقت را به نمایش بگذارد. مرگ انسانی را در رفت و آند ابدی شیئی که کار دیگری ظاهرا ندارد جز نمایش تکرار.
#سینا_سنجری
حاشیه نویسی بر آونگ فوکو
کازئوبون حلق آویز همراه آونگ تاب می خورد. جان دی زیر آونگ درست در نقطه میانی ایستاده و دلتنگ گوشه و کنایه های کازئوبون است و نیز در حسرت اینکه چه شاگرد مستعدی را از دست داده است.
جان دی در آونگ خیره می شود و همراه آن می رود و می رود. جان دی پیش بینی می کرد که فوکو روزی آونگی بسازد و کازئوبون که هرگز جان دی را در دوران حیاتش درک نکرده بود روزی بر آن حلق آویز شود البته بگونه ای که ذره ای در نوسان ابدی آونگ خللی وارد نشود. تقسیم وزن و نیز طول اثر نیروی ناشی از وزن مرده متحرک بنحوی ست که نوسان مدام و یکنواخت آونگ را تضمین می کند.
این قسمت از طراحی آونگ کار جان دی است و نه فوکو.
فوکو نمی دانست روزگاری کازئوبون نامی بر آونگ آونگ می شود.
این حقیقت پیش بینی شده در کتاب های گمشده عصر تاریکی هرگز به رویت فوکو نرسیده بود.
فرشته ملازم جان دی زانو می زند و قدرت پیش بینی قدرت رویارویی با حقیقت را می ستاید.
وقت چای عصرانه است. جان دی می رود گاهی سر بر می گرداند و پیکر کازئوبون مفلوک را برانداز می کند پیکری حاشیه خورده از پرتوهای آفتاب عصر که از شیشه های رنگی عمارت بازتابانده می شود. آنگونه که گویی شکلی دیگر از حقیقت را به نمایش بگذارد. مرگ انسانی را در رفت و آند ابدی شیئی که کار دیگری ظاهرا ندارد جز نمایش تکرار.
#سینا_سنجری
Forwarded from سراووشا / سینا سنجری (Sina Sanjari)
#شهسوار_تاریکی
سال هزار و هشتصد و پنجاه و یک است. کره ای به جرم تقریبی بیست و هشت کیلوگرم ساخته شده از سرب که با برنج اندود شده است در انتهای طنابی به طول شصت و هفت متر از سقف پانتئون پاریس آویزان است.
محور تاب آونگ در هر ساعت تقریبا یازده و سه دهم درجه در جهت عقربه های ساعت می چرخد. یعنی دایره ای کامل را در کمتر از سی و دو ساعت طی می کند.
جان دی تقریبا سی و دو ساعت می شو که در آونگ خیره بود و در آخرین قطرات خون قربانی که از آونگ می چکید و البته در دوران ابدی آونگ تاثیری نداشت. آونگ برایش فرقی نمی کرد خون چه کسی بر سطح کنسرواتوار پاریس بریزد یا نریزد. آونگ سرگرم انجام وظیفه خود بود.
و نیز جان دی که همراه فرشتگان ملازم یک بار دیگر به دیدار آونگ آمده بود.
گاهی فکر می کنم این روایت ها روایت نیرنگ آونگ است از سال هزار و هشت صد و پنجاه و یک تا کنون یا پیش از آن وقتی رابرت کاتن در املاک باقی مانده جان دی فقید در جست و جوی نشانه های ارتباط با فرشتگان می گشت.
گاهی فکر می کنم این همه روایت نیرنگ آونگ است یا آونگ نیرنگ. زیرا ما همه با هم داریم می چرخیم. هر بیست و چهار ساعت یک دور کامل می زنیم. جان دی دانسته بود و بهمین دلیل فکر ساخت آونگ را در مغز فوکو جا انداخت.
#سینا_سنجری
سال هزار و هشتصد و پنجاه و یک است. کره ای به جرم تقریبی بیست و هشت کیلوگرم ساخته شده از سرب که با برنج اندود شده است در انتهای طنابی به طول شصت و هفت متر از سقف پانتئون پاریس آویزان است.
محور تاب آونگ در هر ساعت تقریبا یازده و سه دهم درجه در جهت عقربه های ساعت می چرخد. یعنی دایره ای کامل را در کمتر از سی و دو ساعت طی می کند.
جان دی تقریبا سی و دو ساعت می شو که در آونگ خیره بود و در آخرین قطرات خون قربانی که از آونگ می چکید و البته در دوران ابدی آونگ تاثیری نداشت. آونگ برایش فرقی نمی کرد خون چه کسی بر سطح کنسرواتوار پاریس بریزد یا نریزد. آونگ سرگرم انجام وظیفه خود بود.
و نیز جان دی که همراه فرشتگان ملازم یک بار دیگر به دیدار آونگ آمده بود.
گاهی فکر می کنم این روایت ها روایت نیرنگ آونگ است از سال هزار و هشت صد و پنجاه و یک تا کنون یا پیش از آن وقتی رابرت کاتن در املاک باقی مانده جان دی فقید در جست و جوی نشانه های ارتباط با فرشتگان می گشت.
گاهی فکر می کنم این همه روایت نیرنگ آونگ است یا آونگ نیرنگ. زیرا ما همه با هم داریم می چرخیم. هر بیست و چهار ساعت یک دور کامل می زنیم. جان دی دانسته بود و بهمین دلیل فکر ساخت آونگ را در مغز فوکو جا انداخت.
#سینا_سنجری