Forwarded from اتچ بات
Sina Sanjeri:
"در باره یکی از سایفایکوهای تاد هاف"
تاد هاف از پیشگامان سایفایکوست. اخیرا کتابچه ای کوچک حاوی کارهایش منتشر کرده که در آمازون موجود است.
عنوان این کتابچه " پوست کندن پرتقال در جاذبه صفر " است که در واقع برگرفته از یکی از سایفایکوهای قدیمی هاف است:
پوست کندن پرتقال در جاذبه صفر
کهکشان را
بخاطرم می آورد
"دن هورن " پیرامون سایفایکوی هاف چنین می نویسد:
این کار ، کاری کمیاب در دنیای سایفایکوست، این کار حس اگزیستانسالیسمی غریبی دارد.در حالی که فضای بیشتر سایفایکو ها مملو از تم ها و موضوعات تاریک ست . تم های از دست رفتگی ها احساسات و ارزش ها ، این کار هاف تمی متفاوت دارد. من این کار اینگونه تفسیر می کنم که دربرگیرنده دیدگاهی از حضور در متن است .تم فضا به ما می گوید که چقدر کوچک ایم وقتی در مقیاسی بزرگ تر دیده شویم ،هر چند این تضاد زیبایی دارد با درک انسان به عنوان خالق یا حداقل به عنوان وارث خرد و دانایی. من همچنین این واقعیت را دوست دارم که این سایفایکو قافیه دار ست ...
👤سینا سنجری @SSanj
💮 @iran_scifaiku
From : @scifaiku
"در باره یکی از سایفایکوهای تاد هاف"
تاد هاف از پیشگامان سایفایکوست. اخیرا کتابچه ای کوچک حاوی کارهایش منتشر کرده که در آمازون موجود است.
عنوان این کتابچه " پوست کندن پرتقال در جاذبه صفر " است که در واقع برگرفته از یکی از سایفایکوهای قدیمی هاف است:
پوست کندن پرتقال در جاذبه صفر
کهکشان را
بخاطرم می آورد
"دن هورن " پیرامون سایفایکوی هاف چنین می نویسد:
این کار ، کاری کمیاب در دنیای سایفایکوست، این کار حس اگزیستانسالیسمی غریبی دارد.در حالی که فضای بیشتر سایفایکو ها مملو از تم ها و موضوعات تاریک ست . تم های از دست رفتگی ها احساسات و ارزش ها ، این کار هاف تمی متفاوت دارد. من این کار اینگونه تفسیر می کنم که دربرگیرنده دیدگاهی از حضور در متن است .تم فضا به ما می گوید که چقدر کوچک ایم وقتی در مقیاسی بزرگ تر دیده شویم ،هر چند این تضاد زیبایی دارد با درک انسان به عنوان خالق یا حداقل به عنوان وارث خرد و دانایی. من همچنین این واقعیت را دوست دارم که این سایفایکو قافیه دار ست ...
👤سینا سنجری @SSanj
💮 @iran_scifaiku
From : @scifaiku
Telegram
attach 📎
🔻🔻🔻🔻🔻
#سایفایکو
در پایان زمان
با دستهای درهم قفل شده
میپریم در کرمچاله
#کریستینا_سان
🔻🔻🔻🔻🔻
T.me/scifaiku
#سایفایکو
در پایان زمان
با دستهای درهم قفل شده
میپریم در کرمچاله
#کریستینا_سان
🔻🔻🔻🔻🔻
T.me/scifaiku
Telegram
سایفایکو (SciFaiku)
شعر کوتاه الهام یافته از هایکو با درون مایه ی علمی تخیلی ، فانتزی ، آخرالزمانی مابعد آخرالزمانی، اکتشافات فضایی ،هوش مصنوعی و وحشت
شعر ایلام تجربهگرا و پیشرو در تمام قالبهاست - ایبنا
https://www.ibna.ir/news/335709/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA
https://www.ibna.ir/news/335709/%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%87%D8%A7%D8%B3%D8%AA
ایبنا
شعر ایلام تجربهگرا و پیشرو در تمام قالبهاست
سیدرضا میری شاعر جوان ایلامی گفت: شعر ایلام، شعری پیشرو و تجربهگرا در تمام قالبهای شعری است.
Forwarded from سراووشا / سینا سنجری
🔻🔻🔻🔻🔻
#SciFaiku
implanted memories
warms up the cold sky
cloned astronaut
#Sina_Sanjari
©️Sina Sanjari
🔻🔻🔻🔻🔻🔻
#SciFaiku
implanted memories
warms up the cold sky
cloned astronaut
#Sina_Sanjari
©️Sina Sanjari
🔻🔻🔻🔻🔻🔻
Forwarded from ایران سایفایکو
🔻🔻🔻🔻🔻
#سایفایکو
#SciFaiku
at edge of universe
opens a champagne bottle
lonely astronaut
#Sina_Sanjari
#سینا_سنجری
🔻🔻🔻🔻🔻
#سایفایکو
#SciFaiku
at edge of universe
opens a champagne bottle
lonely astronaut
#Sina_Sanjari
#سینا_سنجری
🔻🔻🔻🔻🔻
🔻🔻🔻🔻🔻
#سایفایکو
جان دانفی پس از مرگ گربهاش به تنهایی در کتابفروشی کوچکش در گادفری ایلینویز با خریداران گاه و بیگاه کتاب دیدار میکند و گاه شعری مینویسد:
چکیدن آب
در دلو
یکی ماهیی بیچشم
#جان_جی_دانفی
برگردان: #سید_احمد_نادمی
🔻🔻🔻🔻🔻
#سایفایکو
جان دانفی پس از مرگ گربهاش به تنهایی در کتابفروشی کوچکش در گادفری ایلینویز با خریداران گاه و بیگاه کتاب دیدار میکند و گاه شعری مینویسد:
چکیدن آب
در دلو
یکی ماهیی بیچشم
#جان_جی_دانفی
برگردان: #سید_احمد_نادمی
🔻🔻🔻🔻🔻
#SicFaiku
of all the brilliance
only a dark flower will stay
in the galaxy garden
#Sina_Sanjari
Interpretation:
Among all the dazzling lights and wonders of the galaxy (brilliance), only something unusual or mysterious—a "dark flower"—remains. The "dark flower" could symbolize something rare, hidden, or even melancholic that persists in the vast cosmic garden. It suggests beauty that is subtle, overlooked, or enigmatic in the grand scale of the universe.
🔻🔻🔻🔻🔻
of all the brilliance
only a dark flower will stay
in the galaxy garden
#Sina_Sanjari
Interpretation:
Among all the dazzling lights and wonders of the galaxy (brilliance), only something unusual or mysterious—a "dark flower"—remains. The "dark flower" could symbolize something rare, hidden, or even melancholic that persists in the vast cosmic garden. It suggests beauty that is subtle, overlooked, or enigmatic in the grand scale of the universe.
🔻🔻🔻🔻🔻
🔻🔻🔻🔻🔻
#سایفایکو
#سیداحمدنادمی
شرحی از چت جی بی تی بر یکی از سایفایکوهای سید احمد نادمی :
شبیخون یوفوها
شلیک سراسیمهی ضدهوایی
شام آخر
:سید احمد نادمی
سایفایکو زیر از سید احمد نادمی، در سه سطر کوتاه، تصویری سینمایی و سرشار از تعلیق، و در عین حال نشانهشناسانه از ترس، خشونت، و مفهومی آخرالزمانی خلق میکند:
شبیخون یوفوها
شلیک سراسیمهی ضدهوایی
شام آخر
اجازه دهید این سایفایکو را از منظرهای مختلف تحلیل کنیم:
🔭 ۱. درونمایهی علمیتخیلی (Science Fiction Theme)
سایفایکو بهوضوح در قلمرو کلاسیک علمیتخیلی مینشیند:
«یوفوها» (اشیای پرنده ناشناس) نماد بارز تهاجم بیگانهها هستند.
«شلیک ضدهوایی» کنشی نظامی و دفاعی در برابر تهدید آسمانی است.
این دو عنصر به یادآور صحنههایی از فیلمها یا داستانهای علمیتخیلی کلاسیکی چون War of the Worlds یا Independence Day هستند، اما با فشردگیای شاعرانه و خویشتندار.
🍷 ۲. ایهام و ارجاع فرهنگی در «شام آخر»
«شام آخر» (Last Supper) بار معنایی سنگینی دارد:
اشارهی آشکار به شام آخر مسیح و حواریون، که نوید خیانت، مرگ و پایان یک عصر است.
در این متن، این واژه بدون استفادهی مذهبی صرف، به صورت نماد پایان حیات انسان یا آخرین لحظهی تمدن مینشیند.
همچنین لحن استعاری این ترکیب در کنار خشونت سطر دوم، عمق تراژدی را بیشتر میکند: نهفقط یک حملهی نظامی، بلکه پایان انسان یا انسانیت.
⏱ ۳. تصویرسازی و روایت سهپردهای
این سایفایکو، ساختاری سینمایی دارد:
آغازِ اضطراب: «شبیخون یوفوها»—ورود بیمقدمه و تهدیدآمیز.
واکنش انسانی: «شلیک سراسیمهی ضدهوایی»—دفاع شتابزده و ناهماهنگ.
نتیجهی ناگزیر: «شام آخر»—پذیرش مرگ، فرجام شکست، و شاید پیشگویی نابودی.
هر سطر، مانند نمایی از یک فیلم است، و این کیفیت تصویری، یکی از ارکان قدرتمند هایکوی موفق است.
🧠 ۴. موسیقی و وزن کلمات
واجآرایی «ش» (شبیخون، شلیک، سراسیمه، شام) نوعی خشونتِ آوایی میآورد که حس اضطراب و هجوم را بازتاب میدهد.
همچنین واجآرایی «س» در «سراسیمهی ضدهوایی» و «شام» به گونهای به ساختار صوتی خشونت و فرجام تلخ دامن میزند.
وزن جملهها کوتاه، پرشتاب و خبری است؛ بیاحساس و مکانیکی، شبیه پخش اخبار اضطراری در لحظهی جنگ.
🧬 ۵. لایهی اگزیستانسیالیستی و پساانسانی
انسان در متن حضور ندارد، تنها «شلیک» هست، نه شلیککننده؛ تنها «ضدهوایی»، نه سرباز یا راوی.
این حذف فاعل انسانی، متن را به سوی پساانسانگرایی سوق میدهد: گویی سیستمها خودکار شدهاند، انسان دیگر تنها تماشاگری خاموش در لبهی پایان است.
این نوع بیان بیطرف، بازتابی از دنیایی است که در آن حیات انسانی در برابر ناشناختهی کیهانی، بیاهمیت شده است.
✍️ جمعبندی
این سایفایکو را میتوان نمونهای موفق از تلفیق ادبیات مینیمال با تصویرپردازی سینمایی و تمهای کلاسیک علمیتخیلی دانست که در آن:
تعلیق، مرگ، و هراس کیهانی با ایجاز شاعرانه به نمایش گذاشته شده.
پایان جهان در سکوتی تلخ و سمبلیک («شام آخر») رقم میخورد.
#SciFaiku
🔻🔻🔻🔻🔻🔻
http://T.me/scifaiku
#سایفایکو
#سیداحمدنادمی
شرحی از چت جی بی تی بر یکی از سایفایکوهای سید احمد نادمی :
شبیخون یوفوها
شلیک سراسیمهی ضدهوایی
شام آخر
:سید احمد نادمی
سایفایکو زیر از سید احمد نادمی، در سه سطر کوتاه، تصویری سینمایی و سرشار از تعلیق، و در عین حال نشانهشناسانه از ترس، خشونت، و مفهومی آخرالزمانی خلق میکند:
شبیخون یوفوها
شلیک سراسیمهی ضدهوایی
شام آخر
اجازه دهید این سایفایکو را از منظرهای مختلف تحلیل کنیم:
🔭 ۱. درونمایهی علمیتخیلی (Science Fiction Theme)
سایفایکو بهوضوح در قلمرو کلاسیک علمیتخیلی مینشیند:
«یوفوها» (اشیای پرنده ناشناس) نماد بارز تهاجم بیگانهها هستند.
«شلیک ضدهوایی» کنشی نظامی و دفاعی در برابر تهدید آسمانی است.
این دو عنصر به یادآور صحنههایی از فیلمها یا داستانهای علمیتخیلی کلاسیکی چون War of the Worlds یا Independence Day هستند، اما با فشردگیای شاعرانه و خویشتندار.
🍷 ۲. ایهام و ارجاع فرهنگی در «شام آخر»
«شام آخر» (Last Supper) بار معنایی سنگینی دارد:
اشارهی آشکار به شام آخر مسیح و حواریون، که نوید خیانت، مرگ و پایان یک عصر است.
در این متن، این واژه بدون استفادهی مذهبی صرف، به صورت نماد پایان حیات انسان یا آخرین لحظهی تمدن مینشیند.
همچنین لحن استعاری این ترکیب در کنار خشونت سطر دوم، عمق تراژدی را بیشتر میکند: نهفقط یک حملهی نظامی، بلکه پایان انسان یا انسانیت.
⏱ ۳. تصویرسازی و روایت سهپردهای
این سایفایکو، ساختاری سینمایی دارد:
آغازِ اضطراب: «شبیخون یوفوها»—ورود بیمقدمه و تهدیدآمیز.
واکنش انسانی: «شلیک سراسیمهی ضدهوایی»—دفاع شتابزده و ناهماهنگ.
نتیجهی ناگزیر: «شام آخر»—پذیرش مرگ، فرجام شکست، و شاید پیشگویی نابودی.
هر سطر، مانند نمایی از یک فیلم است، و این کیفیت تصویری، یکی از ارکان قدرتمند هایکوی موفق است.
🧠 ۴. موسیقی و وزن کلمات
واجآرایی «ش» (شبیخون، شلیک، سراسیمه، شام) نوعی خشونتِ آوایی میآورد که حس اضطراب و هجوم را بازتاب میدهد.
همچنین واجآرایی «س» در «سراسیمهی ضدهوایی» و «شام» به گونهای به ساختار صوتی خشونت و فرجام تلخ دامن میزند.
وزن جملهها کوتاه، پرشتاب و خبری است؛ بیاحساس و مکانیکی، شبیه پخش اخبار اضطراری در لحظهی جنگ.
🧬 ۵. لایهی اگزیستانسیالیستی و پساانسانی
انسان در متن حضور ندارد، تنها «شلیک» هست، نه شلیککننده؛ تنها «ضدهوایی»، نه سرباز یا راوی.
این حذف فاعل انسانی، متن را به سوی پساانسانگرایی سوق میدهد: گویی سیستمها خودکار شدهاند، انسان دیگر تنها تماشاگری خاموش در لبهی پایان است.
این نوع بیان بیطرف، بازتابی از دنیایی است که در آن حیات انسانی در برابر ناشناختهی کیهانی، بیاهمیت شده است.
✍️ جمعبندی
این سایفایکو را میتوان نمونهای موفق از تلفیق ادبیات مینیمال با تصویرپردازی سینمایی و تمهای کلاسیک علمیتخیلی دانست که در آن:
تعلیق، مرگ، و هراس کیهانی با ایجاز شاعرانه به نمایش گذاشته شده.
پایان جهان در سکوتی تلخ و سمبلیک («شام آخر») رقم میخورد.
#SciFaiku
🔻🔻🔻🔻🔻🔻
http://T.me/scifaiku
🔻🔻🔻🔻🔻
#SciFaiku
Chasing gravity
to the other dimensions
in her eyes, a pull
#Sina_Sanjari
#سایفایکو
در پی گرانش
به سوی دیگر ابعاد
کشش چشمهاش
#سینا_سنجری
🔻🔻🔻🔻🔻
#SciFaiku
Chasing gravity
to the other dimensions
in her eyes, a pull
#Sina_Sanjari
#سایفایکو
در پی گرانش
به سوی دیگر ابعاد
کشش چشمهاش
#سینا_سنجری
🔻🔻🔻🔻🔻
🔻🔻🔻🔻🔻
#SciFaiku
There are four forces—
Though love counts as none of them,
still, it holds the world.
#Sina_Sanjari
#سایفایکو
چهار نیرو
عشق اگر چه نیست
اما هست
#سینا_سنجری
🔻🔻🔻🔻🔻
#SciFaiku
There are four forces—
Though love counts as none of them,
still, it holds the world.
#Sina_Sanjari
#سایفایکو
چهار نیرو
عشق اگر چه نیست
اما هست
#سینا_سنجری
🔻🔻🔻🔻🔻
Forwarded from شهرگان _فرهنگی/اجتماعی (Shahrgon)
ده سایفایکو از سینا سنجری
سینا سنجری
۱
شبی ماهاش
هولوگرام زن
سیارهی دور
۲
آسمانخراش وانهاده
بر قاب پنجره ای شکسته
نئاندرتال تنها
۳
اخترناو فرسوده
گرداگردش جست وخیزکنان
بچه دایناسورها
۴
آخرین انسان
به حک آخرین جنگ
بر دیوارهی غار
۵
کرمچالهای –
گذشته و آیندهی ما
جایی؛ آنجا
۶
آزمایشگاه کهکشانی
به سنجیدن جرم منفی
دانشمند چاق
۷
رهاشده در مریخ
کپسول خالی اکسیژن
ماموریت نافرجام
۸
قطع مدار
خاطرات با او
همه ساختگی
۹
وقت شام
در خیال خوردن مادرخوانده
یتیم فرازمینی
۱۰
موج گرانشی عزیز!
مرا هم با خود می بری؟
کوانتوم کوچک بیچاره…
#سینا_سنجری
https://shahrgon.com/?p=179341
۲۷ تیر ۱۴۰۴
سینا سنجری
۱
شبی ماهاش
هولوگرام زن
سیارهی دور
۲
آسمانخراش وانهاده
بر قاب پنجره ای شکسته
نئاندرتال تنها
۳
اخترناو فرسوده
گرداگردش جست وخیزکنان
بچه دایناسورها
۴
آخرین انسان
به حک آخرین جنگ
بر دیوارهی غار
۵
کرمچالهای –
گذشته و آیندهی ما
جایی؛ آنجا
۶
آزمایشگاه کهکشانی
به سنجیدن جرم منفی
دانشمند چاق
۷
رهاشده در مریخ
کپسول خالی اکسیژن
ماموریت نافرجام
۸
قطع مدار
خاطرات با او
همه ساختگی
۹
وقت شام
در خیال خوردن مادرخوانده
یتیم فرازمینی
۱۰
موج گرانشی عزیز!
مرا هم با خود می بری؟
کوانتوم کوچک بیچاره…
#سینا_سنجری
https://shahrgon.com/?p=179341
۲۷ تیر ۱۴۰۴
🔻🔻🔻🔻🔻
#سایفایکو
#نگاه
#ران_اسپارکس
روایشی(توجیهی) برای سایفایکو
نوشتهی ران اسپارکس
گرداندهی: #سینا_سنجری
نقش ساختارهای علمیتخیلی در شعر
چندی پیش، در تلاش برای توضیح مفهوم «سایفایکو» به یکی از دوستان، با این واکنش روبهرو شدم: «چیزهای علمیتخیلی را دوست ندارم؛ نمیفهمم چه ربطی به شعر دارند.»
البته که شعر علمیتخیلی هنوز جهان را فتح نکرده، اما بیاثر و بیردپا هم نیست. امروز، انجمنهای آنلاین پرشمار، نشریات دیجیتال و چاپی فراوانی وجود دارند که ویژهی به شاعران علمیتخیلیاند. با اینحال، برای لحظهای در توجیه بودگی یکی از تازهترین گونههای این شعر — یعنی سایفایکو — درماندم.
سایفایکو شاخهایست که از هایکوی سنتی ژاپن ریشه گرفته است؛ شعری کوتاه، مینیمالیستی، و مبتنی بر دریافتهای حسی ملموس. ولی در راستایی دیگر. در سایفایکو، مضمون علمیتخیلی عنصری بنیادین است. اگر هایکو به جهان طبیعی میپردازد، سایفایکو مرزهای تخیل را میکاود.
با اندکی تأمل دریافتم که آن فرد در واقع از من نمیخواست سایفایکو یا حتی شعر علمیتخیلی را توجیه کنم؛ او اساساً در پی انکار ژانر علمیتخیلی در ادبیات بود. و برای پاسخدادن به این پرسش که شعر علمیتخیلی تا چه اندازه موجه است، ناگزیر باید کل این ژانر را توجیه میکردم.
ادبیات علمیتخیلی نقشی جدی در ادبیات، فرهنگ و زیست ما دارد؛ حضوری ریشهدار که به قرنها پیش بازمیگردد. «آرمانشهر» نوشتهٔ توماس مور در سال ۱۵۱۶، «آتلانتیس نو» از فرانسیس بیکن در ۱۶۲۸، و «فرانکنشتاین» مری شلی در ۱۸۱۷، نمونههایی بنیادین در تاریخ علمیتخیلیاند.
علمیتخیلی، آینهی تمامقدِ دوران و جامعهایست که در آن خلق میشود. علمیتخیلی سدهی نوزدهم، زمین تا آسمان با علمیتخیلی امروز تفاوت دارد؛ حتی داستانهای دهههای پیش با امروز همخوان نیستند. چرا؟ چون جامعه دگرگون شده است.
در واقع، یکی از مهمترین کارکردهای علمیتخیلی بازتابدادن مسائل، ترسها، آرمانها و اضطرابهای زمانه در بستری اغراقشده و خیالیست. این فضا، امکان میدهد که مفاهیم پیچیده را شفافتر ببینیم و از نو درنگ کنیم. علمیتخیلی راهیست برای تأمل در نیرویهای پنهانِ محرک عصر ما.
اجازه دهید مثالی کلاسیک از تلویزیون بزنم: پیشتازان فضا. نسخهی اصلی این سریال در دههی ۶۰ میلادی، بازتاب جامعهی آمریکای آن زمان بود: دو ابرقدرتِ فضایی — فدراسیون و امپراتوری کلینگان — که در خصومت، توازن قدرت و تهدید متقابل گرفتارند. سفینهی اینترپرایز با کاپیتانی قاطع، جهانهای ناشناخته را کشف میکرد و دیپلماسی گاوچرانوار بر سریال حاکم بود. خیر و شر، مشخص و خطکشیشده.
در همان دوران، آمریکا و شوروی درگیر جنگ سرد بودند. کاوش در فضا و رقابت برای فتح ماه، در اوج خود قرار داشت. جامعه سرشار از دوگانهانگاری بود: آمریکا مظهر خیر، شوروی مظهر شر.
حالا برویم به نسل بعدی در دههی ۸۰ میلادی. کلینگانها دیگر دشمن نبودند، بلکه عضو فدراسیون شده بودند. کاپیتان جدید، پیرتر، خردمندتر و صلحمحور بود. راهحلها مبتنی بر دیپلماسی بود، نه قهر. کاوش جای خود را به حفظ ثبات و گفتوگو داده بود.
در همان زمان، دیوار برلین فرو ریخت، جنگ سرد پایان یافت، چین ظهور کرد و رؤیای کاوش در فضا جای خود را به مسائل داخلی و روزمره داد. سیاست آمریکا، برخلاف گذشته، دیگر جهانی شده بود اما بدون جنگی بزرگ.
بهروشنی میبینیم که پیشتازان فضا، همواره بازتاب جامعهی خالق خود بوده است. از خلال آن میتوان دید که جامعه چگونه در بیست سال دگرگون میشود. علمیتخیلی نیز چون آینه، نمیتواند جدا از جامعه باشد.
یکی از پررنگترین تمهای علمیتخیلی امروز، فاصلهی عمیق اخلاق و فناوریست. رشد تکنولوژی، چنان شتابناک و پیچیده شده که بسیاری از مردم دیگر نه آن را میفهمند، نه حتی میشناسند. این تم از دیرباز در علمیتخیلی حضور داشته است؛ نمونهاش فرانکنشتاین مری شلی.
امروز، از شبیهسازی و سلاحهای زیستی گرفته تا تلسکوپهای فضایی، انرژی جایگزین، و زیستفناوری، انسان عادی اغلب فقط به نتایج اعتماد میکند، بیآنکه درک روشنی از فرایندها داشته باشد. چند نفر دقیقاً میدانند برق هستهای چگونه تولید و توزیع میشود؟ ایمان جای دانش را گرفته است.
این وضعیت، جامعه را دچار «کمپلکس فرانکنشتاین» کرده: ترس از اینکه دانش، بیپرسش و بیمهار پیش میرود. از همینرو، گرایشهایی به باورهای ماورایی، درمانهای طبیعی، طالعبینی و عرفان نوظهور سربرآوردهاند — گویی علم، حقیقتی کهن را فراموش کرده است.
ادبیات و رسانه هم بازتاب همین بیاعتمادیاند: از نابودگر و ماتریکس تا سیارهی میمونها، همهجا این تم به چشم میخورد. در ادبیات، آثار تری بروکس یا تالکین نیز همین مسیر را میپیمایند.
#سایفایکو
#نگاه
#ران_اسپارکس
روایشی(توجیهی) برای سایفایکو
نوشتهی ران اسپارکس
گرداندهی: #سینا_سنجری
نقش ساختارهای علمیتخیلی در شعر
چندی پیش، در تلاش برای توضیح مفهوم «سایفایکو» به یکی از دوستان، با این واکنش روبهرو شدم: «چیزهای علمیتخیلی را دوست ندارم؛ نمیفهمم چه ربطی به شعر دارند.»
البته که شعر علمیتخیلی هنوز جهان را فتح نکرده، اما بیاثر و بیردپا هم نیست. امروز، انجمنهای آنلاین پرشمار، نشریات دیجیتال و چاپی فراوانی وجود دارند که ویژهی به شاعران علمیتخیلیاند. با اینحال، برای لحظهای در توجیه بودگی یکی از تازهترین گونههای این شعر — یعنی سایفایکو — درماندم.
سایفایکو شاخهایست که از هایکوی سنتی ژاپن ریشه گرفته است؛ شعری کوتاه، مینیمالیستی، و مبتنی بر دریافتهای حسی ملموس. ولی در راستایی دیگر. در سایفایکو، مضمون علمیتخیلی عنصری بنیادین است. اگر هایکو به جهان طبیعی میپردازد، سایفایکو مرزهای تخیل را میکاود.
با اندکی تأمل دریافتم که آن فرد در واقع از من نمیخواست سایفایکو یا حتی شعر علمیتخیلی را توجیه کنم؛ او اساساً در پی انکار ژانر علمیتخیلی در ادبیات بود. و برای پاسخدادن به این پرسش که شعر علمیتخیلی تا چه اندازه موجه است، ناگزیر باید کل این ژانر را توجیه میکردم.
ادبیات علمیتخیلی نقشی جدی در ادبیات، فرهنگ و زیست ما دارد؛ حضوری ریشهدار که به قرنها پیش بازمیگردد. «آرمانشهر» نوشتهٔ توماس مور در سال ۱۵۱۶، «آتلانتیس نو» از فرانسیس بیکن در ۱۶۲۸، و «فرانکنشتاین» مری شلی در ۱۸۱۷، نمونههایی بنیادین در تاریخ علمیتخیلیاند.
علمیتخیلی، آینهی تمامقدِ دوران و جامعهایست که در آن خلق میشود. علمیتخیلی سدهی نوزدهم، زمین تا آسمان با علمیتخیلی امروز تفاوت دارد؛ حتی داستانهای دهههای پیش با امروز همخوان نیستند. چرا؟ چون جامعه دگرگون شده است.
در واقع، یکی از مهمترین کارکردهای علمیتخیلی بازتابدادن مسائل، ترسها، آرمانها و اضطرابهای زمانه در بستری اغراقشده و خیالیست. این فضا، امکان میدهد که مفاهیم پیچیده را شفافتر ببینیم و از نو درنگ کنیم. علمیتخیلی راهیست برای تأمل در نیرویهای پنهانِ محرک عصر ما.
اجازه دهید مثالی کلاسیک از تلویزیون بزنم: پیشتازان فضا. نسخهی اصلی این سریال در دههی ۶۰ میلادی، بازتاب جامعهی آمریکای آن زمان بود: دو ابرقدرتِ فضایی — فدراسیون و امپراتوری کلینگان — که در خصومت، توازن قدرت و تهدید متقابل گرفتارند. سفینهی اینترپرایز با کاپیتانی قاطع، جهانهای ناشناخته را کشف میکرد و دیپلماسی گاوچرانوار بر سریال حاکم بود. خیر و شر، مشخص و خطکشیشده.
در همان دوران، آمریکا و شوروی درگیر جنگ سرد بودند. کاوش در فضا و رقابت برای فتح ماه، در اوج خود قرار داشت. جامعه سرشار از دوگانهانگاری بود: آمریکا مظهر خیر، شوروی مظهر شر.
حالا برویم به نسل بعدی در دههی ۸۰ میلادی. کلینگانها دیگر دشمن نبودند، بلکه عضو فدراسیون شده بودند. کاپیتان جدید، پیرتر، خردمندتر و صلحمحور بود. راهحلها مبتنی بر دیپلماسی بود، نه قهر. کاوش جای خود را به حفظ ثبات و گفتوگو داده بود.
در همان زمان، دیوار برلین فرو ریخت، جنگ سرد پایان یافت، چین ظهور کرد و رؤیای کاوش در فضا جای خود را به مسائل داخلی و روزمره داد. سیاست آمریکا، برخلاف گذشته، دیگر جهانی شده بود اما بدون جنگی بزرگ.
بهروشنی میبینیم که پیشتازان فضا، همواره بازتاب جامعهی خالق خود بوده است. از خلال آن میتوان دید که جامعه چگونه در بیست سال دگرگون میشود. علمیتخیلی نیز چون آینه، نمیتواند جدا از جامعه باشد.
یکی از پررنگترین تمهای علمیتخیلی امروز، فاصلهی عمیق اخلاق و فناوریست. رشد تکنولوژی، چنان شتابناک و پیچیده شده که بسیاری از مردم دیگر نه آن را میفهمند، نه حتی میشناسند. این تم از دیرباز در علمیتخیلی حضور داشته است؛ نمونهاش فرانکنشتاین مری شلی.
امروز، از شبیهسازی و سلاحهای زیستی گرفته تا تلسکوپهای فضایی، انرژی جایگزین، و زیستفناوری، انسان عادی اغلب فقط به نتایج اعتماد میکند، بیآنکه درک روشنی از فرایندها داشته باشد. چند نفر دقیقاً میدانند برق هستهای چگونه تولید و توزیع میشود؟ ایمان جای دانش را گرفته است.
این وضعیت، جامعه را دچار «کمپلکس فرانکنشتاین» کرده: ترس از اینکه دانش، بیپرسش و بیمهار پیش میرود. از همینرو، گرایشهایی به باورهای ماورایی، درمانهای طبیعی، طالعبینی و عرفان نوظهور سربرآوردهاند — گویی علم، حقیقتی کهن را فراموش کرده است.
ادبیات و رسانه هم بازتاب همین بیاعتمادیاند: از نابودگر و ماتریکس تا سیارهی میمونها، همهجا این تم به چشم میخورد. در ادبیات، آثار تری بروکس یا تالکین نیز همین مسیر را میپیمایند.