☕️قطعهای از کتاب
چطور باید زمان را متوقف کرد: بوسه
چطور باید در زمان سفر کرد: خواندن
چطور باید از زمان گریخت: موسیقی
چطور باید زمان را احساس کرد: نوشتن
چطور باید زمان را آزاد کرد: نفس کشیدن
📕#دلایلی_برای_زنده_ماندن
✍#مت_هیگ
♦️@seemorghbook
چطور باید زمان را متوقف کرد: بوسه
چطور باید در زمان سفر کرد: خواندن
چطور باید از زمان گریخت: موسیقی
چطور باید زمان را احساس کرد: نوشتن
چطور باید زمان را آزاد کرد: نفس کشیدن
📕#دلایلی_برای_زنده_ماندن
✍#مت_هیگ
♦️@seemorghbook
👍20❤5
انسانهای گرسنه
نه دین دارند
و نه ایمان...
و نه تفکری برای رها شدن
گرسنگی سرگذشت پریشان انسانهای است
که به جای عقلشان
با قلبشان تصمیم گرفتند
و این روزها
ما گرسنه ترین مردم جهانیم....
♦️@seemorghbook
نه دین دارند
و نه ایمان...
و نه تفکری برای رها شدن
گرسنگی سرگذشت پریشان انسانهای است
که به جای عقلشان
با قلبشان تصمیم گرفتند
و این روزها
ما گرسنه ترین مردم جهانیم....
♦️@seemorghbook
😢27👍17❤1👎1
📕#تاریخ_ایران_باستان
✍#اردشیر_خدادادیان
اردشیر خدادادیان نویسنده و تاریخنگار اهل ایران است. خدادادیان در سال ۱۳۲۰ در شهر اردکان متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطهٔ را در همان شهر گذراند و برای ادامهٔ تحصیل به تهران آمد و سپس راهی کشور آلمان شد. او در دانشگاه آزاد برلین در رشتهٔ تاریخ و ایرانشناسی ادامهٔ تحصیل داد و دکترای خود را در گرایش ایران باستان بهعنوان رشتهٔ اصلی و ادبیات و فلسفهٔ عرب و روانشناسی علوم تربیتی بهعنوان رشتههای فرعی کسب کرد. او مدتی را در دانشگاههای اروپا به تدریس تاریخ و تمدن ایران پرداخت و هماکنون استاد دانشگاه شهید بهشتی است. او درباره دوره های تاریخی ایران اطلاعات ارزنده ای دارد و با بیانی شیوا آن را به مخاطب ارائه می کند: «اردشیر از خانواده ای از حاکمان محلی فارس بود. بابک، پدرش که از قصد پسر برای توسعه دادن تخت و کلاه پادشاهی خبر داشت، نامه ای به اردوان پنجم نوشت و از او خواست تا پسر دیگرش، شاپور را حاکم آن منطقه کند. اما اردوان با یاغی خواندن او و پسرش به بابک جواب منفی داد. بابک در گذشت و شاپور به جای پدر نشسته و به برادر تاخت. او به صورت اتفاقی از دنیا رفت و اردشیر حاکم محلی شد.اردشیر از پارس نامه ای به اردوان نوشت و به او اعلان جنگ داد و در نامه خود خواست که زمان و مکان رویارویی با او را مشخص کند. اردشیر در این نامه او را به فرمانبرداری از خود فرا خواند.
♦️@seemorghbook
✍#اردشیر_خدادادیان
اردشیر خدادادیان نویسنده و تاریخنگار اهل ایران است. خدادادیان در سال ۱۳۲۰ در شهر اردکان متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطهٔ را در همان شهر گذراند و برای ادامهٔ تحصیل به تهران آمد و سپس راهی کشور آلمان شد. او در دانشگاه آزاد برلین در رشتهٔ تاریخ و ایرانشناسی ادامهٔ تحصیل داد و دکترای خود را در گرایش ایران باستان بهعنوان رشتهٔ اصلی و ادبیات و فلسفهٔ عرب و روانشناسی علوم تربیتی بهعنوان رشتههای فرعی کسب کرد. او مدتی را در دانشگاههای اروپا به تدریس تاریخ و تمدن ایران پرداخت و هماکنون استاد دانشگاه شهید بهشتی است. او درباره دوره های تاریخی ایران اطلاعات ارزنده ای دارد و با بیانی شیوا آن را به مخاطب ارائه می کند: «اردشیر از خانواده ای از حاکمان محلی فارس بود. بابک، پدرش که از قصد پسر برای توسعه دادن تخت و کلاه پادشاهی خبر داشت، نامه ای به اردوان پنجم نوشت و از او خواست تا پسر دیگرش، شاپور را حاکم آن منطقه کند. اما اردوان با یاغی خواندن او و پسرش به بابک جواب منفی داد. بابک در گذشت و شاپور به جای پدر نشسته و به برادر تاخت. او به صورت اتفاقی از دنیا رفت و اردشیر حاکم محلی شد.اردشیر از پارس نامه ای به اردوان نوشت و به او اعلان جنگ داد و در نامه خود خواست که زمان و مکان رویارویی با او را مشخص کند. اردشیر در این نامه او را به فرمانبرداری از خود فرا خواند.
♦️@seemorghbook
👍19
قدیمیترین نشان شیر و خورشید مربوط به یک مهر ۲۴۰۰ ساله است .این لوح ظهور میترا در برابر اردشیر دوم هخامنشی را نشان میدهد که اردشیر دوم درحال نیایش "آناهیتا" که سوار بر شیر است. و در موزه آرمیتاژ روسیه نگهداری میشود.
♦️@seemorghbook
♦️@seemorghbook
❤21👍10👏1
رشد کردن دردناکه،
تغییر کردن دردناکه،
ولی هیچ چیز دردناکتر از
گیر کردن در جایی که
به آن تعلق نداری، نیست...
♦️@seemorghbook
تغییر کردن دردناکه،
ولی هیچ چیز دردناکتر از
گیر کردن در جایی که
به آن تعلق نداری، نیست...
♦️@seemorghbook
👍20❤2
〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰
من نمیدانم مردمی که هنوز روی خط کشی
کفِ خیابان نمیتوانند حریم و حرمت
همدیگر را نگاه دارند،دموکراسی را برای
چه میخواهند ...؟!
رعایت خط کشی که دیگر مربوط
به حکومت نیست،مربوط به استکبار
جهانی نیست...!
الفبای ساده دموکراسی، در همین خطوط
را بیجا قطع نکردن،پشت چراغ ایستادن،
به عابر پیادهی نگون بخت راه دادن و
سبقت بیجا نگرفتن است...!
#حسن_نراقی
♦️@seemorghbook
من نمیدانم مردمی که هنوز روی خط کشی
کفِ خیابان نمیتوانند حریم و حرمت
همدیگر را نگاه دارند،دموکراسی را برای
چه میخواهند ...؟!
رعایت خط کشی که دیگر مربوط
به حکومت نیست،مربوط به استکبار
جهانی نیست...!
الفبای ساده دموکراسی، در همین خطوط
را بیجا قطع نکردن،پشت چراغ ایستادن،
به عابر پیادهی نگون بخت راه دادن و
سبقت بیجا نگرفتن است...!
#حسن_نراقی
♦️@seemorghbook
👍45❤2
متنی بی نهایت زیبا👌
(منتسب به پروفسور سمیعی)
من درایران چیزهای عجیبی دیدم ....!
اینجا مثل آلمان پل عشق ندارد......!
از رز هلندی هم خبری نیست.....!
اینجا دوست داشتن یعنی کلاس گذاشتن برای همدیگر...!
مهربانی ات را می گذارند به حساب آویزان بودنت ..!
من در ایران نتوانستم به کسی بفهمانم دوست داشتن را به حساب چیز دیگری مگذار ...!
ایرانیان جوانی نمی کنند پیر مرد و پیرزن های کم سن وسال بسیار دارند..!
ایرانیان عشق را با ماشین و لباس خوب انتخاب می کنند نه با نیت خوب !
ایران را دوست دارم،
امــــــــا ...
اینجا ادم همیشه دلگیر است
♦️@seemorghbook
(منتسب به پروفسور سمیعی)
من درایران چیزهای عجیبی دیدم ....!
اینجا مثل آلمان پل عشق ندارد......!
از رز هلندی هم خبری نیست.....!
اینجا دوست داشتن یعنی کلاس گذاشتن برای همدیگر...!
مهربانی ات را می گذارند به حساب آویزان بودنت ..!
من در ایران نتوانستم به کسی بفهمانم دوست داشتن را به حساب چیز دیگری مگذار ...!
ایرانیان جوانی نمی کنند پیر مرد و پیرزن های کم سن وسال بسیار دارند..!
ایرانیان عشق را با ماشین و لباس خوب انتخاب می کنند نه با نیت خوب !
ایران را دوست دارم،
امــــــــا ...
اینجا ادم همیشه دلگیر است
♦️@seemorghbook
👍17👎14👏4😢4❤3
☕️قطعهای از کتاب
تنها کاری که ازم بر می آمد این بود که مشت گره کرده ام را تکان بدهم و به این حقیقت فکر کنم که میل آدم ها به بردگی قابل باور نیست.
خدایا بعضی وقت ها چنان آزادی شان را پرت می کنند کنار انگار داغ است و دست شان را می سوزاند...
📕#جز_از_کل
✍#استیو_تولتز
♦️@seemorghbook
تنها کاری که ازم بر می آمد این بود که مشت گره کرده ام را تکان بدهم و به این حقیقت فکر کنم که میل آدم ها به بردگی قابل باور نیست.
خدایا بعضی وقت ها چنان آزادی شان را پرت می کنند کنار انگار داغ است و دست شان را می سوزاند...
📕#جز_از_کل
✍#استیو_تولتز
♦️@seemorghbook
👍19😢3
📕#برای_هر_مشکلی_راه_حل_معنوی_وجود_دارد
✍#وین_دایر
دکتر دایر در این کتاب سعی دارد تا دیدگاه خود را به خواننده منتقل کند که ما به جسم مادی و فانی خود محدود نیستیم، بلکه روحی نامحدود داریم و موجودی معنوی و ازلی هستیم که همیشه با پروردگار خود در ارتباطیم.او به خوانندهی خود میآموزد که به جای قربانی بودن باید شاهد حوادثی باشیم که در پیرامون ما اتفاق میافتد. او سعی دارد که توجه خواننده را به این واقعیت جلب کند که وقتی کسی به مشکل خود نیاندیشد، بلکه خود را به نیروی معنویت بسپارد، آن مشکل از طریق نیروهای معنوی حل میشود. دکتر دایر کتاب خود را در دو بخش تنظیم کرده است. بخش اول آن دارای شش فصل است که در آن به ذکر جزییات اصول بنیادین میپردازد. اصول بر این مبتنی است که راهحلهای معنوی برای هر مشکل و یا همه ی مشکلات، همیشه آماده و در دسترس است، فقط بایستی انرژیهای خود را از هر نوع آلودگی پاک و مبرا کنیم.
دومین بخش کتاب شامل فصلهای هفتم تا سیزدهم است که سر فصل هر یک از آنها را یکی از مشهورترین و قابل قبول ترین دعاهایی که در دسترس او بوده تشکیل داده است.
♦️@seemorghbook
✍#وین_دایر
دکتر دایر در این کتاب سعی دارد تا دیدگاه خود را به خواننده منتقل کند که ما به جسم مادی و فانی خود محدود نیستیم، بلکه روحی نامحدود داریم و موجودی معنوی و ازلی هستیم که همیشه با پروردگار خود در ارتباطیم.او به خوانندهی خود میآموزد که به جای قربانی بودن باید شاهد حوادثی باشیم که در پیرامون ما اتفاق میافتد. او سعی دارد که توجه خواننده را به این واقعیت جلب کند که وقتی کسی به مشکل خود نیاندیشد، بلکه خود را به نیروی معنویت بسپارد، آن مشکل از طریق نیروهای معنوی حل میشود. دکتر دایر کتاب خود را در دو بخش تنظیم کرده است. بخش اول آن دارای شش فصل است که در آن به ذکر جزییات اصول بنیادین میپردازد. اصول بر این مبتنی است که راهحلهای معنوی برای هر مشکل و یا همه ی مشکلات، همیشه آماده و در دسترس است، فقط بایستی انرژیهای خود را از هر نوع آلودگی پاک و مبرا کنیم.
دومین بخش کتاب شامل فصلهای هفتم تا سیزدهم است که سر فصل هر یک از آنها را یکی از مشهورترین و قابل قبول ترین دعاهایی که در دسترس او بوده تشکیل داده است.
♦️@seemorghbook
👍9❤3👎2
گاهی بادویدن برای
رسیدن به کسی،
نفسی برای ماندن در
کنار او نخواهی داشت!!!
پس با کسی بمان،
که نصف
راه را
به سمتت دویده باشد..
♦️@seemorghbook
رسیدن به کسی،
نفسی برای ماندن در
کنار او نخواهی داشت!!!
پس با کسی بمان،
که نصف
راه را
به سمتت دویده باشد..
♦️@seemorghbook
❤15👍7👎1🔥1
یا زیاد کتاب بخوانید یا اصلا نخوانید.
کسانی که چند کتاب محدود خواندهاند به متوهمترین و خطرناکترین انسان تبدیل میشوند...
زیرا تعصب شدید روی دانش اندکشان پیدا میکن...
♦️@seemorghbook
کسانی که چند کتاب محدود خواندهاند به متوهمترین و خطرناکترین انسان تبدیل میشوند...
زیرا تعصب شدید روی دانش اندکشان پیدا میکن...
♦️@seemorghbook
👍33💯4
تو کتاب مردی به نام اوه، فردریک بکمن یجا میگه؛
"عشق از دست رفته هنوز هم عشق است..
فقط شکلش عوض می شود، همین.
دیگر نمی توانی لبخند عشقت را ببینی
یا برایش غذا ببری یا موهایش را نوازش کنی و یا با او برقصی.
اما وقتی این حس ها ضعیف می شوند، حس های دیگر قدرت می یابند.
خاطرات! خاطرات شریکت می شوند.
تو آن را غذا می دهی. بغلش می کنی.
با آن می رقصی..."
کاملا طبیعیه که دلت برای کسی که روزی دوسش داشتی تنگ بشه...
ناراحت بشی، دلتنگ بشی...
پس فراموش نکن اشکالی نداره به خاطر چیزی ناراحت باشی که فکر کردی قبلا فراموشش کردی
♦️@seemorghbook
"عشق از دست رفته هنوز هم عشق است..
فقط شکلش عوض می شود، همین.
دیگر نمی توانی لبخند عشقت را ببینی
یا برایش غذا ببری یا موهایش را نوازش کنی و یا با او برقصی.
اما وقتی این حس ها ضعیف می شوند، حس های دیگر قدرت می یابند.
خاطرات! خاطرات شریکت می شوند.
تو آن را غذا می دهی. بغلش می کنی.
با آن می رقصی..."
کاملا طبیعیه که دلت برای کسی که روزی دوسش داشتی تنگ بشه...
ناراحت بشی، دلتنگ بشی...
پس فراموش نکن اشکالی نداره به خاطر چیزی ناراحت باشی که فکر کردی قبلا فراموشش کردی
♦️@seemorghbook
👍23😢3❤2
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
گویند هلاکوخان مغول رو به خلیفه عباسی کرده و گفت: در هر اتاق از این قصر، ده کنیزک نازک بدن خزیدهاند، مگر تو چند زن میتوانی اختیار کنی؟
در مطبخت چند خوالیگر، طعام میپزند؟
از این سقفهای بلند و دیوارهای محکم و سراپردههای مخملین چه حاصل؟
من، هلاکو، سردار مغول از همان غذایی میخورم که سپاهیانم میخورند و بر همان اسب مینشینم که سربازانم مینشینند و بر همان زمین میخوابم که سربازانم میخوابند.
- شما که بسیاریتان عالمان دین هستید و مردان خدا، به این سردار بگویید که حکمران ظالم مسلمان را دوستتر میداریم یا حاکم کافری که به عدل حکومت کند؟
مجلس ساکت شد در سرتاسر صحن مستنصریه کسی سخن نمیگفت، هلاکو پرسشی مهم پرسیده بود، به راستی کدام یک از این دو، مردمان را نفع بیشتری میرساند؟ حکمرانی که دم از دین میزند اما بساط ظلم میگسترند و اسباب جور فراهم میکند یا حاکمی را که کافر است اما بر مردمان به عدالت و برابری حکم میکند. مجلس همچنان ساکت بود.
پیری از میانه صحن به پا خاست و گفت: های سردار فاتح مغول، پاسخ پرسش خود را از من بشنو، ما مسلمانان بغداد، حکمرانی حکمران عادل کافر را بر حکمرانی مسلمان ظالم ترجیح میدهیم و اگر این نبود، تو امروز به سادگی بر دارالخلافه مسلمین دست نمییافتی. بر ما حکمران کافری بگمار که به عدالت حکم براند. ما از حکومتی که به نام اسلام بر مسلمین ظلم کند، خستهایم....
♦️@seemorghbook
گویند هلاکوخان مغول رو به خلیفه عباسی کرده و گفت: در هر اتاق از این قصر، ده کنیزک نازک بدن خزیدهاند، مگر تو چند زن میتوانی اختیار کنی؟
در مطبخت چند خوالیگر، طعام میپزند؟
از این سقفهای بلند و دیوارهای محکم و سراپردههای مخملین چه حاصل؟
من، هلاکو، سردار مغول از همان غذایی میخورم که سپاهیانم میخورند و بر همان اسب مینشینم که سربازانم مینشینند و بر همان زمین میخوابم که سربازانم میخوابند.
- شما که بسیاریتان عالمان دین هستید و مردان خدا، به این سردار بگویید که حکمران ظالم مسلمان را دوستتر میداریم یا حاکم کافری که به عدل حکومت کند؟
مجلس ساکت شد در سرتاسر صحن مستنصریه کسی سخن نمیگفت، هلاکو پرسشی مهم پرسیده بود، به راستی کدام یک از این دو، مردمان را نفع بیشتری میرساند؟ حکمرانی که دم از دین میزند اما بساط ظلم میگسترند و اسباب جور فراهم میکند یا حاکمی را که کافر است اما بر مردمان به عدالت و برابری حکم میکند. مجلس همچنان ساکت بود.
پیری از میانه صحن به پا خاست و گفت: های سردار فاتح مغول، پاسخ پرسش خود را از من بشنو، ما مسلمانان بغداد، حکمرانی حکمران عادل کافر را بر حکمرانی مسلمان ظالم ترجیح میدهیم و اگر این نبود، تو امروز به سادگی بر دارالخلافه مسلمین دست نمییافتی. بر ما حکمران کافری بگمار که به عدالت حکم براند. ما از حکومتی که به نام اسلام بر مسلمین ظلم کند، خستهایم....
♦️@seemorghbook
👍65👎2❤1