ندای حقیقت را از گوشه انزوا به گوش خلایق رساندن،خود امرمهمی است.
وآگاه کردن مردم از بطلان عقاید پوچی که مایه سیه روزی آنان است،گام بزرگی است!
#ژان_راگ_روسو
♦️@seemorghbook
وآگاه کردن مردم از بطلان عقاید پوچی که مایه سیه روزی آنان است،گام بزرگی است!
#ژان_راگ_روسو
♦️@seemorghbook
👍24❤2👏1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
فردی فقیر که برای نگه داری روغن اندک خود خیک نداشت، روباهی شکار کرد و از پوست آن خیکِ روغن ساخت.
به او گفتند: پوست روباه حرام است.
او برای نظر خواهی نزد یک نفر مکتب دار رفت و سوال کرد.
مکتب دار عصبانی شد و گفت: تو نمی دانی که روباه حرام است؟
مرد گفت: ای داد و بیداد، بد شد!
مکتب دار پرسید: مگر چی شده؟
گفت: آقا، روغنی در آن است که برای حضرتعالی آورده ام.
مکتب دار گفت: جانور، روبه بوده یا روباه؟!
مرد گفت: نمی دانم. روبه چیست؟
مکتب دار گفت: حیوانی ست بسیار شبیه روباه، برو آن را بیاور، انشاالله روبه است.
انشاالله پاک است. بد به دل راه نده!
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
فردی فقیر که برای نگه داری روغن اندک خود خیک نداشت، روباهی شکار کرد و از پوست آن خیکِ روغن ساخت.
به او گفتند: پوست روباه حرام است.
او برای نظر خواهی نزد یک نفر مکتب دار رفت و سوال کرد.
مکتب دار عصبانی شد و گفت: تو نمی دانی که روباه حرام است؟
مرد گفت: ای داد و بیداد، بد شد!
مکتب دار پرسید: مگر چی شده؟
گفت: آقا، روغنی در آن است که برای حضرتعالی آورده ام.
مکتب دار گفت: جانور، روبه بوده یا روباه؟!
مرد گفت: نمی دانم. روبه چیست؟
مکتب دار گفت: حیوانی ست بسیار شبیه روباه، برو آن را بیاور، انشاالله روبه است.
انشاالله پاک است. بد به دل راه نده!
♦️@seemorghbook
👍34😁13😭4
نسیم دلکشی درجان صبح است
هزاران شعر در دیوان صبح است
دو فنجان چایی از عشق لبریز
بشو بیدار این فرمان صبح است
♦️@seemorghbook
هزاران شعر در دیوان صبح است
دو فنجان چایی از عشق لبریز
بشو بیدار این فرمان صبح است
♦️@seemorghbook
👍7❤1
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻌﻠﻢ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖ!
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺷﺘﺎﺏ ﻧﮑﻦ،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﺳﯽ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ،
ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻫﻢ
ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩﻩ!!
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺻﻼ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩﻩ!!
ﺷﺎﯾﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﻧﺪﻭﻫﺖ ﻧﯿﺰ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ!!
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺳﺨﺖ ﻧﯿﺴﺖ...
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﻫﻤﻪ ﻟﺤﻈﺎﺕ
ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ،
و ﺗﻮ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﯽ ﺗﺎﺑﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﯼ
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯽ...
♦️@seemorghbook
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﮐﻪ ﺷﺘﺎﺏ ﻧﮑﻦ،
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﺳﯽ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ،
ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻫﻢ
ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩﻩ!!
ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻢ ﺍﺻﻼ ﻣﻬﻢ ﻧﺒﻮﺩﻩ!!
ﺷﺎﯾﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﻧﺪﻭﻫﺖ ﻧﯿﺰ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ!!
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﯽ ﺳﺨﺖ ﻧﯿﺴﺖ...
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﺩ ﻫﻤﻪ ﻟﺤﻈﺎﺕ
ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ،
و ﺗﻮ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﯽ ﺗﺎﺑﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﯼ
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯽ...
♦️@seemorghbook
👍13❤4
آدمها به کفشها
بیشباهت نیستند !
کفشی که همیشه پایت را میزند ...
آدمی که همیشه آزارت میدهد ...
هیچ وقت نخواهد
فهمید تو چه دردی را ،
تحمل کردی تا با او همقدم باشی ...!
♦️@seemorghbook
بیشباهت نیستند !
کفشی که همیشه پایت را میزند ...
آدمی که همیشه آزارت میدهد ...
هیچ وقت نخواهد
فهمید تو چه دردی را ،
تحمل کردی تا با او همقدم باشی ...!
♦️@seemorghbook
👍10❤5
☕ قطعهای از کتاب
تشنه سکوت بودم .سکوت کامل،سکوت مطلق!
فکرمیکنی تاوقتی گوش شنیدن دارم وسری که خودبه خودانبوهی از هیاهوی گریزناپذیر زندگی تولید میکند ،میتوانم به آن دست پیدا کنم ؟ بنظرم سکوت ازمن می پرهیزد،مثل آب ساحل که ازماهی درمانده پرهیز میکند .
📕#نامه_به_فلیسه
✍#فرانتس_کافکا
♦️@seemorghbook
تشنه سکوت بودم .سکوت کامل،سکوت مطلق!
فکرمیکنی تاوقتی گوش شنیدن دارم وسری که خودبه خودانبوهی از هیاهوی گریزناپذیر زندگی تولید میکند ،میتوانم به آن دست پیدا کنم ؟ بنظرم سکوت ازمن می پرهیزد،مثل آب ساحل که ازماهی درمانده پرهیز میکند .
📕#نامه_به_فلیسه
✍#فرانتس_کافکا
♦️@seemorghbook
👍14
مظلومان تا ابد مظلوم باقی نمیمانند. اگر انرژی آنها از طريق بیخشونتی آزاد نشود، به خشونت روی میآورند؛اين يک تهديد نيست يک حقيقت تاريخی است!
#مارتین_لوترکینگ
♦️@seemorghbook
#مارتین_لوترکینگ
♦️@seemorghbook
👍25
📕#فرهنگ_امثال_فارسی
✍#یوسف_جمشیدی_پور
امثال، ضرب المثل ها، حکم، خرافات و فولکلورهای رایج و منسوخ
این کتاب برای مطالبی که گردآوری کرده از منابع زیر بهره برده است:
1. امثال و حکم مرحوم دهخدا
2. فرهنگ فرنودساد مرحوم سعید نفیسی
3. ضرب المثلهای فارسی و انگلیسی سلیمان حیم
4. داستانهای امثال سیدکمال الدین مرتضویان
5. فرهنگ لغات عامیانه، سیدمحمدعلی جمالزاده
6. برهان قاطع
7. فرهنگ امثال امیرقلی امینی
8. گلستان و بوستان سعدی
♦️@seemorghbook
✍#یوسف_جمشیدی_پور
امثال، ضرب المثل ها، حکم، خرافات و فولکلورهای رایج و منسوخ
این کتاب برای مطالبی که گردآوری کرده از منابع زیر بهره برده است:
1. امثال و حکم مرحوم دهخدا
2. فرهنگ فرنودساد مرحوم سعید نفیسی
3. ضرب المثلهای فارسی و انگلیسی سلیمان حیم
4. داستانهای امثال سیدکمال الدین مرتضویان
5. فرهنگ لغات عامیانه، سیدمحمدعلی جمالزاده
6. برهان قاطع
7. فرهنگ امثال امیرقلی امینی
8. گلستان و بوستان سعدی
♦️@seemorghbook
👍16
اگر میخواهی شخصیت واقعی یک انسان را بشناسی، به حرفهای دیگران که درباره او میزنند توجه نکن ببین که او درباره دیگران چطور صحبت میکند.
#لئو_تولستوی
♦️@seemorghbook
#لئو_تولستوی
♦️@seemorghbook
👏19👍10
بسیاری از انسانها افراد دیگری هستند ؛
تفکراتشان نظرات دیگران است ؛
در «تقلید» زندگی میکنند
و
احساساتشان را فقط نقلقول میکنند..!
#اسکار_وایلد
♦️@seemorghbook
بسیاری از انسانها افراد دیگری هستند ؛
تفکراتشان نظرات دیگران است ؛
در «تقلید» زندگی میکنند
و
احساساتشان را فقط نقلقول میکنند..!
#اسکار_وایلد
♦️@seemorghbook
👍20❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاهکاری از #جرج_کارلین
“آمدنم بهر چه بود؟” سؤالی است که قرنها فلاسفه را دچار سردرگمی کرده.
پاسخ این سؤال ساده تر از آن چیزی است که فکر می کردند.
کارلین منتقد اجتماعی و نویسنده آمریکایی
♦️@seemorghbook
“آمدنم بهر چه بود؟” سؤالی است که قرنها فلاسفه را دچار سردرگمی کرده.
پاسخ این سؤال ساده تر از آن چیزی است که فکر می کردند.
کارلین منتقد اجتماعی و نویسنده آمریکایی
♦️@seemorghbook
👍13❤3👏3🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح یعنى صراحت ابراز عشق
به آنهایی که دوستشان داریم
امروز همه را دوست بدار
ببخش
ایمان داشته باش
ترسها را بیرون بریز
♦️@seemorghbook
به آنهایی که دوستشان داریم
امروز همه را دوست بدار
ببخش
ایمان داشته باش
ترسها را بیرون بریز
♦️@seemorghbook
❤10👍1
وقتی که طوفان در حال شدت گرفتن بود،
کاپیتان فهمید که کشتی در حال غرق شدن است.
کاپیتان فریاد زد :
« کسی توی این کشتی میدونه چجوری دعا بخونه !؟ »
یک نفر جلو آمد و گفت : بله کاپیتان من بلدم
کاپیتان گفت : « خیلی خوبه تو دعا بخون، بقیه هم جلیقه های نجات را میپوشند.»
یک جلیقه کـم داریم ...!
داستان کوتاه بود ...چقدر شبیه داستان ما بود..... ب ما میگن دعا بخونید خودشون جلیقه دارن.....
♦️@seemorghbook
کاپیتان فهمید که کشتی در حال غرق شدن است.
کاپیتان فریاد زد :
« کسی توی این کشتی میدونه چجوری دعا بخونه !؟ »
یک نفر جلو آمد و گفت : بله کاپیتان من بلدم
کاپیتان گفت : « خیلی خوبه تو دعا بخون، بقیه هم جلیقه های نجات را میپوشند.»
یک جلیقه کـم داریم ...!
داستان کوتاه بود ...چقدر شبیه داستان ما بود..... ب ما میگن دعا بخونید خودشون جلیقه دارن.....
♦️@seemorghbook
👍32❤2😁2
☕قطعهای از کتاب
همه ما نابینائیم، هر کداممان به نوعی. آدم های خسیس نابینا هستند چون فقط طلا را می بینند. آدم های ولخرج نابینا هستند چون امروزشان را می بینند. آدمهای کلاه بردار نابینا هستند، چون خدا را نمی بینند، آدم های شرافتمند نابینا هستند چون کلاه بردارها را نمی بینند. خود من هم نابینا هستم چون حرف می زنم اما نمی بینم که شما گوشهایی شنوا ندارید .
📕#مردی_که_میخندد
✍#ویکتور_هوگو
♦️@seemorghbook
همه ما نابینائیم، هر کداممان به نوعی. آدم های خسیس نابینا هستند چون فقط طلا را می بینند. آدم های ولخرج نابینا هستند چون امروزشان را می بینند. آدمهای کلاه بردار نابینا هستند، چون خدا را نمی بینند، آدم های شرافتمند نابینا هستند چون کلاه بردارها را نمی بینند. خود من هم نابینا هستم چون حرف می زنم اما نمی بینم که شما گوشهایی شنوا ندارید .
📕#مردی_که_میخندد
✍#ویکتور_هوگو
♦️@seemorghbook
👍30
خواب جزمیت و تعصب ،
خواب سنگینی است ...!
هر کس از این خواب بیدار شود ،
به بیدار کردن دیگران می پردازد ؛
ای کاش خفتگان ، با او دشمنی نکنند !
♦️@seemorghbook
خواب سنگینی است ...!
هر کس از این خواب بیدار شود ،
به بیدار کردن دیگران می پردازد ؛
ای کاش خفتگان ، با او دشمنی نکنند !
♦️@seemorghbook
👍20
📕#تاریخ_گیتی_گشا
✍#محمدصادق_موسوس_اصفهانی
تاریخ گیتیگشا (بخش اول کتاب) نوشتهٔ میرزا محمدصادق موسوی اصفهانی (با تخلص نامی) است. او که رویدادنگار کریمخان زند بود، از سوی کریمخان و جعفرخان زند، برادرزادهٔ کریم خان، به نوشتن تاریخ سلسلهٔ زندیه مأمور شد. رویدادهای مربوط به جعفرخان و دوران پس از آن به دست عبدالکریم ابن علی رضا الشریف و علیرضا شیرازی تکمیل شده است.
رویدادهای یادشده در کتاب شامل شورشهای داخلی ایران در برابر کریمخان، پیروزیهای او در استرآباد، آذربایجان، ارومیه و مبارزات تقیخان درانی است. افزون بر این گاه به روابط خاندان زند با کشورهای دیگر مانند برخورد با هلندیها و همچنین عثمانیها اشاره شده است. سرانجام نوشتههای نامی با بیان رویدادهای سالهای آخر سدهٔ ۱۲ ه.ق. و بازگشت کریمخان به اصفهان پایان میگیرد.
تاریخ گیتیگشا از مهمترین و معتبرترین اسناد تاریخی زندیه است، زیرا نویسندهٔ آن بسیاری از وقایعی را که خود شاهد آنها بوده، بدون کم و کاست، بیان کرده یا رویداد را از خاطرات و دیدهها و نوشتههای میرزا محمدحسین فراهانی وزیر، گفته است. نثر این کتاب سست و متکلفانه و به شیوهٔ مرسوم برخی تاریخنویسان پس از صفویه، همراه با کنایات و استعارهها و تشبیهات فراوان و جملات زاید است، به طوری که خواننده رشتهٔ کلام را از دست میدهد.
♦️@seemorghbook
✍#محمدصادق_موسوس_اصفهانی
تاریخ گیتیگشا (بخش اول کتاب) نوشتهٔ میرزا محمدصادق موسوی اصفهانی (با تخلص نامی) است. او که رویدادنگار کریمخان زند بود، از سوی کریمخان و جعفرخان زند، برادرزادهٔ کریم خان، به نوشتن تاریخ سلسلهٔ زندیه مأمور شد. رویدادهای مربوط به جعفرخان و دوران پس از آن به دست عبدالکریم ابن علی رضا الشریف و علیرضا شیرازی تکمیل شده است.
رویدادهای یادشده در کتاب شامل شورشهای داخلی ایران در برابر کریمخان، پیروزیهای او در استرآباد، آذربایجان، ارومیه و مبارزات تقیخان درانی است. افزون بر این گاه به روابط خاندان زند با کشورهای دیگر مانند برخورد با هلندیها و همچنین عثمانیها اشاره شده است. سرانجام نوشتههای نامی با بیان رویدادهای سالهای آخر سدهٔ ۱۲ ه.ق. و بازگشت کریمخان به اصفهان پایان میگیرد.
تاریخ گیتیگشا از مهمترین و معتبرترین اسناد تاریخی زندیه است، زیرا نویسندهٔ آن بسیاری از وقایعی را که خود شاهد آنها بوده، بدون کم و کاست، بیان کرده یا رویداد را از خاطرات و دیدهها و نوشتههای میرزا محمدحسین فراهانی وزیر، گفته است. نثر این کتاب سست و متکلفانه و به شیوهٔ مرسوم برخی تاریخنویسان پس از صفویه، همراه با کنایات و استعارهها و تشبیهات فراوان و جملات زاید است، به طوری که خواننده رشتهٔ کلام را از دست میدهد.
♦️@seemorghbook
👍16