کتابخانه سیمرغ
73K subscribers
15.4K photos
1.18K videos
7.37K files
470 links
Download Telegram
خری به درختی بسته بود.
شیطان خر را باز کرد.
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد.
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و کشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید؛ عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را کشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای دراورد!
به شیطان گفتند چکار کردی؟!!!
گفت من فقط یک خر را رها کردم!

نتیجه: هرگاه میخواهی یک شهر را خراب کنی خران را ازاد کن!


♦️@seemorghbook
👍22👏4
من شیفته انسان‌هایی هستم که تنهایی‌شان را شناخته‌اند، با او حرف زده‌اند، چای خورده‌اند،
در آغوشش گرفته‌ و همچون گنجی گرانبها از آن مراقبت کرده و می‌کنند.
آنها انسان‌هایی رشد یافته‌اند که در آن‌ سوی وابستگی یعنی استقلال ایستاده‌اند و اگر روزی به کسی اجازه ورود به حریم تنهایی‌شان را بدهند، به این دلیل است که او را همچون تنهاییِ خود ارزشمند یافته‌اند و این بدان معناست که او نیز انسان رشد یافتهٔ دیگریست.

#عباس_ناظری

♦️@seemorghbook
👍175
شیخی پای منبر در مورد حلال و حرام صحبت میکرد و می گفت :
روزی سه تا دزد به خونه یک تاجر دینداری زدند و کلی پول و سکه رو روی خر صاحبخونه گذاشتن و زدن بیرون!!
تو مسیر دوتاشون دسیسه چیدن که سومی رو بکشن تا سهمشون بیشتر بشه و همین کارو هم کردن!!
بعدش آب و غذایی خوردن و باز راه افتادن که یه دفعه یکیشون خنجر کشید و رفیق دومیش رو هم کشت!!
شب که شد دزد آخر دلدرد شدیدی گرفت و بر اثر سمی که شریک قبلیش در غذایش ریخته بود، مُرد!!
الاغ که تنها مانده بود ، راه صاحبخونه را در پیش گرفت و بهمراه مال به خانه تاجر دیندار برگشت...
این یعنی مال حلال به صاحبش برمیگردد!!

مردم پای منبر صلواتی بلند فرستادند که، شخصى بلند شد و گفت:
ای شیخ!
تمام دزدا که مردند، پس جریان رو کی واستون تعریف کرده!؟؟ خره؟!

بعد از آنروز دیگر کسی شیخ را ندید...


♦️@seemorghbook
👍36😁23👎3
باز كن پنجره را
من تو را خواهم برد
به سر رود خروشان حیات
آب این رود به سر چشمه نمی گردد باز
بهتر آنست كه غفلت نكنیم از آغاز
باز كن پنجره را
صبح دمید

♦️@seemorghbook
👍8
صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود، با خودش گفت: "هییم! مثل این که امروز موهامو ببافم بهتره! و موهاشو بافت و روز خوبی داشت.

فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو روی سرش مونده بود. هیییم! امروز فرق وسط باز می کنم، این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت!

پس فردای اون روز تنها یک تار مو روی سرش بود اوکی، امروز دم اسبی می‌بندم، همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد.

روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود، فریاد زد: ایول! امروز دردسر مو درست کردن ندارم!

همه چیز به نگاه تو بر می گرده، می‌تونی از زندگی لذت ببری یا ازش ناامید بشی..

♦️@seemorghbook
👍223
یک نقاشی احمقانه بکش!
یک شعر «لی لی لولو» بگو!
یک آواز «لا لا لی لی» بخون!
توی آشپزخانه «دیرام درامی» برقص!
چیز جدیدی به جا بگذار
که قبلاً توی دنیا نبوده!

#شل_سیلور_استاین

♦️@seemorghbook
👍72👏2
قطعه‌ای از کتاب

امید تنها چیزی است که آدمیزاد لازم دارد. امید که نباشد، آدم دلسرد می‌شود. یاد دوره‌ای افتادم که نیواُرلئان بودم. و چند هفته، مدام، با روزی دو تا شکلات پنج سنتی سر می‌کردم تا بتوانم با خیال راحت بنشینم به نوشتن.
اما، متاسفانه، گرسنگی کشیدن، باعث اعتلای هنر نمی‌شود؛ سد راهش می‌شود. روح انسان توی شکمش ریشه دارد. آدم بعد از خوردن یک استیک شاهانه و نوشیدن نیم بطری ویسکی، خیلی بهتر می‌تواند بنویسد تا بعد از خوردن یک شکلات پنج سنتی. این افسانه‌هایی که راجع به هنرمندِ آس و پاس به‌ هم بافته‌اند، چرت وپرت است.

📕#هزار_پیشه

#چارلز_بوکفسکی

♦️@seemorghbook
👍182
اگر دستم رسد بر چرخ گردون
از او پرسم که این چین است و آن چون

یکی را میدهی صد ناز و نعمت
یکی را نان جو آلوده در خون

#باباطاهر

♦️@seemorghbook
👍213🔥1
سرمشق گمشده

ادگار مورن

♦️@seemorghbook
👍61
📕#سرمشق_گمشده_طبیعت_بشر

#ادگار_مورن

کتاب مورن با عنوان «سرمشق گمشده: طبیعت بشر» که کتاب شناخته شده و مهمی در زمینه ی انسان شناسی می باشد، اولین کتابی است که از او در ایران به ترجمه ی فارسی می رسد. این کتاب مقدمه ی کتب پنج جلدی «روش» مورن با نام های «طبیعتِ طبیعت»، «زندگیِ زندگی»، «شناختِ شناخت»، «شدنِ شدن» و انسانیتِ انسان» است.
مورن نطفه ی شکل گیری این کتاب را که در ابتدا قرار بوده است یک مقاله باشد، از گردهمایی CIEBAF می داند که در آن چهل پژوهشگر ازکشورهای مختلف در رشته های گوناگون برای بحث در رابطه با «وحدت انسان» شرکت داشتند.
کتاب مورن ترسیم کننده ی سیر تکوین نوع بشر از آغاز تا امروز است که با زبانی گیرا و نافذ نگاشته شده است. او در فصل «دانش بسته» می نویسد:
« سرنوشت ما به طور قطع در مقایسه با سرنوشت حیوانات از جمله نخستی ها، که ما آن ها را اهلی کرده، کاهش داده، سرکوب کرده، در بند کشیده یا محدود کرده ایم، سرنوشتی استثنایی است. ما برای خود شهرهایی از سنگ و آجر خلق کرده ایم، در فضا پرواز کرده ایم؛ چگونه باور کنیم که هر چند از طبیعت رانده شده ایم، ولی موجوداتی غیر طبیعی یا فوق طبیعی نیستیم؟

♦️@seemorghbook
👍132
نمیـدانـم چـرا
مـردم
حرف زدن با دهن پر را بد میدانند
امـا حـرف زدن بـا "مـغـز خالی"را
نـه!

#اورسن_ولز

♦️@seemorghbook
👍32
در زندگی باید یاد بگیرید روزهای خوب را بشمرید. باید آن‌ها را در جیبتان بگذارید و با خودتان حملشان کنید. پس امروز را در جیبم می‌گذارم و می‌خوابم.

📘#انجمن_قتل_پنجشنبه_ها

#ریچارد_ازمن

♦️@seemorghbook
👍101
یک موقعی یکی بودکه به همه لگد میزد و یکی بودکه به همه هدیه میداد.
بعد یکمدت اونیکه به همه لگد میزد دیگه به کسی لگد نمیزد و اونیکه به همه هدیه میداد دیگه به کسی هدیه نداد.
اونیکه به همه لگد میزد چون بکسی لگد نمیزد شد ادم خوبو اونیکه به همه هدیه میداد چون بکسی هدیه نمیداد شد ادم بد.

حکایت آدمهای دوروبرمون.

♦️@seemorghbook
👍25😁3
تو از آنچه باور داری شجاع تر، از آنچه به نظر میرسی قوی تر و از آنچه فکر میکنی باهوش تری.

♦️@seemorghbook
👍16👎3
شاهپور دوم معروف به شکارچی اعراب

نهمین ‌پادشاه‌ ساسانی، بیشترین‌ زمان‌حکومت را داشت.وی هفتاد سال‌ بر ایران‌
حکومت ‌کرد و جالب ‌است ‌بدانید زمانیکه ‌در شکم ‌مادرش ‌بود به شاهی ‌رسید و بزرگان ‌تاج‌ را بر روی ‌شکم‌ مادرش ‌نهادند، بزرگ‌ قبایل‌ عربستان، ابن ‌مخلب‌ نام‌
داشت ‌وی ‌در زمانیکه‌ شاهپور هفت ‌ساله‌ بود به ‌ایران‌ حمله ‌کرد و بعد قتل‌ و غارت فراوان ‌،در همان‌ جنوب ‌ایران ۱۲۰۰۰۰ زن ومرد و کودک ‌را به اسیری‌ گرفت ‌تا‌ برده ‌و کنیز کند، بعد چند روز راهپیمایی ‌آذوقه ‌آنها‌ تمام‌ شد و وی ‌باکمال ‌بیرحمی‌،تمام ‌آنها را گردن ‌زد ‌و بکشورش ‌بازگشت، هفت ‌سال ‌بعد دوباره‌ به تصور‌ اینکه هنوز شاهپور بچه ‌است ‌و او میتواند با خیال ‌راحت‌ به غارت‌ بپردازد،تدارک ‌حمله ‌به ایران‌را ديد. اینبار شاپور خود سرداری ‌سپاه ‌را برعهده‌ گرفت‌ و جزو معدود دفعاتی‌است که شاه دستور میدهد ‌‌بهیچ ‌عنوان اسیر نمیگیریم، (در این ‌زمان‌ شاپور ۱۴‌ ساله‌است) شاپور سپاه‌ عرب ‌را بین‌ دجله ‌و فرات‌ گیر انداخته دستور تخریب‌ پلها را صادر نمود تا‌ هیچ عربی نتواند بگریزد؟ این جنگ‌‌ همانروز غروب‌ به پایان‌ رسید و از لشکر اعراب هیچکس سالم باقی‌ نماند بدستور شاپور ابن‌مخلب ‌را که قدی ‌بلند و بي قواره و صورتی آبله چرده بود ‌ ‌‌از بین زخمیها‌ پیدا کرده ‌نزد وی آوردند ‌ شاپور علت‌ حمله‌ را پرسید و‌ وی‌ علت‌ را گرسنگی ‌اعراب ‌و بچه‌ بودن‌ شاه ‌‌ عنوان ‌کرد، شاپور به وی‌ گفت‌ اگر اعلام ‌میکردید ما به شما‌ آذوقه ‌میدادیم! و در جواب ‌سوال شاهپور که‌ چرا دفعه ‌قبل‌ اسیران ‌راقتل‌ عام ‌کردید،گفت‌ خوراکمان ‌رو به پایان ‌بود‌ و نمیتوانستیم ‌آنها را سیر کنیم‌، شاپور پرسید؛ چرا آزادشان‌ نکردید که‌ بروند شاه‌ عرب ‌کمی ‌ درنگ کرد و در پاسخ ‌گفت‌ به فکرم ‌نرسید؟!؟!؟!‌
شاپور دستور داد شانه‌هایش ‌را سوراخ‌ کرده ‌و از آن ‌طنابی‌ گذرانده ‌و بر سر در شهر آویختند، و از آن‌ پس ‌دستور داد که‌ هر عربی‌ را در مرزهای ‌ایران‌ یافتند بهمین‌ روش‌ مجازات‌
کنند، و اینچنین ‌شد که‌ اعراب لقب ذوالاکتاف ‌را به‌ شاپور‌ دادند (یعنی‌:صاحب‌کتف‌ها)

♦️@seemorghbook
👏58👍127👎2🔥1🥰1😢1
زندگی
بارش عشق است
بر اندیشه ما
تابش دوست
برای همه وقت وهمه حال
زندگی خاطره امروز است
مانده
در طاقچه فرداها

♦️@seemorghbook
👍121👎1
آدم هایی که محبت میکنند کم یابند
آدم هایی که قدر محبت رو میدانند نایاب

♦️@seemorghbook
👍193
☕️قطعه ای از کتاب

انسانها نادان به دنیا می آیند نه احمق
آنها توسط آموزش اشتباه
احمق میشوند ...
درجوامع عقب افتاده
اکثر مردم اسیر باورهای غلط خود میباشند
اینها کورکورانه از عقاید و باورهای
خود دفاع میکنند
این آدمیان بزرگترین دشمن سعادت
و آزادی انسانها میباشند ... .

📕#جهانی_که_من_میشناسم

#برتراند_راسل

♦️@seemorghbook
👍19
بحث کردن با کسی که
به دلایل و استدلال
اعتقادی ندارد
بسیار شبیه به خوراندن
دارو به مرده است.

#توماس_پین

♦️@seemorghbook
👍192👏1