کتابخانه سیمرغ
73.3K subscribers
15.3K photos
1.17K videos
7.36K files
465 links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبح از سفر سخت زمان مي آید
زانسوی زمین و آسمان می آید
شب را به فراسوی زمین رانده به خشم
صبحی که نفس نفس زنان می آید

♦️@seemorghbook
5
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹

اون سیبی که آدم توی باغ بهشت خورد یادت هست که تو کتاب مقدس اومده؟ میدونی تو اون سیب چی بود؟
منطق بود. منطق و چرندیات. چیز دیگه ای توش نبود.
بنابراین نکته ای رو که می‌خوام بگم اینه اگه میخوای اشیا رو همون طور که واقعاً هستن ببینی، باید اون سیبو بالا بیاری.
یعنی میگم اگه بالا بیاری اون وقت مانع هایی مث چوب و ماده دردسری برات ندارن. یه ریز سر و ته اشیا رو نمیبینی. 

#جی_دی_سلینجر 

♦️@seemorghbook
10👍1
آنچه ما را به نابودی می‌کشاند کسانی هستند
که برای انجام دادن کاری که ذاتاً نادرست است،
صادقانه، متعهدانه و با تمام وجود تلاش می‌کنند !


#ادوارد_دمینگ


♦️@seemorghbook
12👏5😢2
قطعه‌ای از کتاب

میان پنجاه هزار مردم شهر، یک نفر پیدا نمی‌شود که فریاد بزند و ناسزا بگوید.
می‌بینم می‌روند به بازار، روز می‌خورند، شب را می‌خوابند، حرف‌های بی‌مزه به هم می‌زنند، زناشویی می‌کنند، پیر می‌شوند، با چهره‌های گشاده مُرده‌های خودشان را به گور می‌سپارند!
ولی آن‌هایی که درد می‌کشند ما نمی‌بینیم، ما نمی‌شنویم و آن چه در زندگی ترسناک است می‌گذرد و کسی نمی‌داند که کجا در پس پرده نهان است.

📕#تمشک_تیغ_دار

#آنتوان_چخوف

♦️@seemorghbook
👍102
کشور من جایی‌ست که
در آن دانش آموزان را
تنبیه میکنند تا یاد بگیرند
خوب بنویسند
و هنگام بزرگسالی
به جرم خوب نوشتن
قلمهایشان را شکسته و
آنها را اعدام میکنند!

#خسرو_قشقایی

♦️@seemorghbook
👍37😢118
شیخ صفی و تبارش

احمد کسروی

♦️@seemorghbook
👍104
📕#شیخ_صفی_و_تبارش

#احمد_کسروی

بخشی از دیباچه کتاب :
همچنین شیخ صفی و پدرانش، تا آنجا که به راست شناخته میباشند، از بومیان آذربایجان و زبان ایشان آذری میبوده و ترکی که شاه اسماعیل با آن شعر میسروده سپس در آن خاندان رواج یافته. میباید گفت: از شیخ صفی تا شاه اسماعیل، که دویست سال کمابیش گذشته، در خاندان صفوی سه دگرگونی رخ داده:
1-شیخ سید نمیبوده و نبیرگان او سید شده‌اند.
2-شیخ سنی میبوده و نبیره او شاه اسماعیل شیعی سنی کُش درآمده.
3-شیخ فارسی زبان میبوده و بازماندگان او ترکی را پذیرفته‌اند.
درباره زبان جای شگفتی نیست. زیرا به شُوند پیشآمدهای تاریخی، سراسر آذربایجان زبان خود را، که آذری میبوده، از دست داده این خاندان هم پیروی کرده‌اند؛ درباره کیش هم، از زمان مغول در ایران شیعیگری رو به رواج میداشته و زمان به زمان هم فزونتر میگردیده صفویان نیز همرنگی نموده‌اند.تنها دشمنی بی اندازه شاه اسماعیل با سنیان شگفت مینمود و در خور جستجو میبود.

♦️@seemorghbook
20
🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹🔹

کوزه درون!؟

هر آدمی درون خود کوزه ای دارد
که با عقاید، باورها و دانشی که از محیط اطرافش می گیرد، پر می شود!
این کوزه اگر روزی پر شود ، یاد گرفتن آدمی تمام می شود ، نه که نتواند ، دیگر نمیخواهد چیز بیشتری یاد بگیرد!

پس تفکّر را کنار می گذارد و با تعصّب از کوزۀ باورهایش دفاع می کند و حتّی برای آن می میرد، امّا آدم غیر متعصّب تا لحظۀ مرگ در حال پر کردن کوزه و صدها بار
محتوای آن را تغییر داده است ....

اگر ما مدّتی است که افکارمان تغییر نکرده ، بدانیم که این مدّت فکر نکرده ایم،
آب هم اگر یکجا بماند فاسد میشود

♦️@seemorghbook
10👍8
🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀

تحقیقات روان‌شناسی نشان داده که وقتی انسان هیجان‌ زده می‌شود، عقل و خِرد او به "یک‌ سوم" افت پیدا می‌کند (چه مثبت و چه منفی، چه عاشق و چه عصبانی، پر از خشم و نفرت و يا محبت افراطی و ...)

یعنی اگر ما از درجه ۱۸۰ IQ (ضریب هوشی) برخوردار و جزو نوابغ باشیم، وقتی هیجان‌زده شویم، ضریب هوشی‌مان به ۶۰ می‌رسد (نُرمالِ ضریب هوشی، ۱۰۰ است) ،
یعنی مثل یک آدم عقب‌مانده تصمیم می‌گیریم ...!

خونسردی، آرامش و متانت و تصميم نگرفتن در لحظه های خشم و عصبانيت و يا عشق زياد، راهِ درست زندگی کردن و موفق و خوشبخت شدن است.

#دکتر_هلاکویی

♦️@seemorghbook
👍126


ﻛﺎﺋﻨﺎﺕ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﻧﻤﻴﻜﻨﺪ
ﺑﺮﻛﺖ ﻫﻢ ﻧﻤﻴﺒﺨﺸﺪ،
ﻛﻨﺘﺮﻝ ﻫﻢ ﻧﻤﻴﻜﻨﺪ،
ﻓﻘﻂ ﻋﻤﻠﺖ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ!
ﻛﺎﺋﻨﺎﺕ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﻌﺎﺷﻰ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ
ﺷﻤﺎ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯿﺪﻫﺪ.
ﺷﺎﺩ ﺑﻴﺎﻧﺪﻳﺸﻰ،،
ﺷﺎﺩﻣﺎﻧﻰ ﻧﺼﻴﺒﺖ ﻣﯿﺸﻮﺩ،
ﻣﻨﻔﻰ ﺑﻴﺎﻧﺪﻳﺸﻰ،،
ﺁﻧﭽﻪ ﻧﺼﻴﺒﺖ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻣﻨﻔﯽ ﺍﺳﺖ.
"ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﻛﻮﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻓﻌﻞ ﻣﺎ ﻧﺪﺍ
ﺳﻮﻯ ﻣﺎ ﺁﻳﺪ ﻧﺪﺍﻫﺎ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ."
ﺷﻚ ﻧﻜﻨﻴﺪ!
ﺍﻳﻦ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻛﺎﺋﻨﺎﺕ ﺍﺳﺖ....
ﺭﺍﺯ ﺁﺭﺍﻣﺶ، ﺩﺭ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩﻥ
ﺫﻫﻦ ﺍﺯ ﻧﮕﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎﺳﺖ ...


♦️@seemorghbook
23👍5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏شما را نمی‌دانم
اما من دلـم روشـن است
به اتفاق‌های خـوبِ در راه مانده
به تمام روزهای شیرین نیامده
به لبخندی که یک روز
بر دلمان می‌نشیند...

♦️@seemorghbook
14👍4


‏زندگی چیست؟
•داستایفسکی: جهنم است
•سقراط: امتحان است
•ارسطو: ذهن است
•نیچه: قدرت است
•فروید: مرگ است
•مارکس: ایده است
•پیکاسو: هنر است
•گاندی: عشق است
•شوپنهاور: رنج است
•راسل: رقابت است
•استیو جابز: ایمان است
•اینشتین: دانش است
•هاوکینگ: امید است
•کافکا:آغاز است


♦️@seemorghbook
👍176🤔2
☕️ قطعه‌ای از کتاب

‍ حقیقت آن است که مردم همیشه طالب دینی خواهند بود که با تصاویر ذهنی بیان شود و هاله ای از امر فرا طبیعی در اطراف آن باشد.آن ها علم را نمی خواهند،از آن وحشتی مرگبار دارند زیرا یک درس علم آن است که هر حیاتی حیات دیگر را می خورد و هر حیاتی فرو خواهد مرد.توده های مردم هرگز علم را نخواهند پذیرفت تا اینکه به آن ها بهشتی زمینی بدهد.تا زمانی که فقر هست خدایان خواهند بود.

📕#ماجراهای_فلسفه

#ویل_دورانت

♦️@seemorghbook
👍12👏2
چندیست بشر ز شر بت ساز رهاست
مشغول نزاع بر سر اثبات خداست

این کشتن و انتحار دانی که ز چیست؟
درد من و تو کنون بت ذهنی ماست


♦️@seemorghbook
👍31
عظمت بازیافته

♦️@seemorghbook
14👏4👎2
📕#عظمت_باز_یافته

کتاب عظمت‌بازیافته (انتشارات یونیورسال، 1355 شمسی) قصه‌ای است تصویری برای کودکان و نوجوانان که تاریخ معاصر ایران را از شهریور 1320 تا سال 1355 بنا بر روایت رسمی حکومت وقت و بر محور زندگی محمدرضا پهلوی نشان می دهد. تصویرگر کتاب طراحی بلژیکی به نام دینو آتاناسیو است.

♦️@seemorghbook
15👏1
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻

📖#حکایت

نقل است که شیخ الرئیس ابوعلی سینا وقتی از سفرش به جایی رسید اسب را بر درختی بست و کاه پیش او ریخت و سفره پیش خود نهاد تا چیزی بخورد . روستایی سوار سوار بر الاغ آنجا رسید .از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خود را به شیخ نهاد تا بر سفره نشیند.
شیخ گفت: خر را پهلوی اسب من مبند که همین دم لگد زند و پایش بشکند. روستایی آن سخن را نشنیده گرفت، با شیخ به نان خوردن مشغول گشت. ناگاه اسب لگدی زد. روستایی گفت: اسب تو خر مرا لنگ کرد.
شیخ ساکت شد و خود را لال ظاهر نمود. روستایی  او را کشان کشان نزد قاضی برد. قااضی از حال سوال کرد. شیخ هم چنان خاموش بود. قاضی به روستایی گفت: این مرد لال است؟
روستایی گفت: این لال نیست بلکه خود را لال ظاهر ساخته تا اینکه تاوان خر مرا ندهد. پیش از این با من سخن گفته.
قاضی پرسید : با تو سخن گفت؟
او جواب داد که: گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد بزند و پایش بشکند. قاضی خندید و بر دانش شیخ آفرین گفت.
شیخ پاسخی گفت که زان پس درزبان پارسی مثل گشت: جواب ابلهان خاموشی است.

#علی_اکبر_دهخدا

♦️@seemorghbook
👍238👏6😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دست خودم نیست
صبح که می‌شود، بی اختیار دنبال اتفاقات خوب می‌گردم
دنبال آدم‌های خوبی که حال خوبم را با لبخندهایشان به روزگارم سنجاق کنم
یک روز خوب اتفاق نمی‌افتد، ساخته می‌شود

♦️@seemorghbook
17