☕️ قطعهای از کتاب
روزی در پستوی اتاق پدربزرگم، ورقی فرسوده یافتم، به خط پدربزرگم.
کوچک بودم، به سختی نوشته را خواندم اما هیچ معنائی فهم نکردم.
مگر روزی که #زخم_جهل را، در جانِ خویش دانستم.
پدربزرگم نوشته بود :
تا زمانیکه باغِ وجود خود را مأوای درازگوشان کردهای، پرندەی جانت، شعور هیچ پروازی را
فهم نخواهد کرد.
📕 #فروهر
✍#میثرا_اشوان
♦️@seemorghbook
روزی در پستوی اتاق پدربزرگم، ورقی فرسوده یافتم، به خط پدربزرگم.
کوچک بودم، به سختی نوشته را خواندم اما هیچ معنائی فهم نکردم.
مگر روزی که #زخم_جهل را، در جانِ خویش دانستم.
پدربزرگم نوشته بود :
تا زمانیکه باغِ وجود خود را مأوای درازگوشان کردهای، پرندەی جانت، شعور هیچ پروازی را
فهم نخواهد کرد.
📕 #فروهر
✍#میثرا_اشوان
♦️@seemorghbook
👍23👏2