ذهنیت مثبت در میان همه تهدیدها، فرصت می یابد
و ذهن منفی در میان همه فرصت ها، تهدید می جوید
♦️@seemorghbook
و ذهن منفی در میان همه فرصت ها، تهدید می جوید
♦️@seemorghbook
👍11❤4
☕️قطعهای از کتاب
موری به طور تمام وقت روی صندلی چرخدار می نشست. و با این حال پر از فکر بکر و نکته بود. مطالبش را روی هر چه به دستش می رسید یادداشت می کرد.
باورهایش را به رشته تحریر در می آورد. درباره زندگی در سایه مرگ می نوشت :
«آن چه را می توانید انجام دهید و آن چه را نمی توانید بپذیرید»
«بپذیرید که گذشته هر چه بوده گذشته، گذشته را انکار نکنید» «بیاموزید تا خود و دیگران را ببخشایید»
«هرگز خیال نکنید فرصتی از دست رفته است»
📕#سه_شنبه_ها_با_موری
✍#میچ_آلبوم
♦️@seemorghbook
موری به طور تمام وقت روی صندلی چرخدار می نشست. و با این حال پر از فکر بکر و نکته بود. مطالبش را روی هر چه به دستش می رسید یادداشت می کرد.
باورهایش را به رشته تحریر در می آورد. درباره زندگی در سایه مرگ می نوشت :
«آن چه را می توانید انجام دهید و آن چه را نمی توانید بپذیرید»
«بپذیرید که گذشته هر چه بوده گذشته، گذشته را انکار نکنید» «بیاموزید تا خود و دیگران را ببخشایید»
«هرگز خیال نکنید فرصتی از دست رفته است»
📕#سه_شنبه_ها_با_موری
✍#میچ_آلبوم
♦️@seemorghbook
👍14❤4
بیطرفها اولین جنایتکارانند،
اکثریت خاموش، همان اکثریت جنایتکار است. آنها ظلم را میبینند اما آرامش مُفت را به خطر مبارزهی شرافتمندانه ترجیح میدهند.
♦️@seemorghbook
اکثریت خاموش، همان اکثریت جنایتکار است. آنها ظلم را میبینند اما آرامش مُفت را به خطر مبارزهی شرافتمندانه ترجیح میدهند.
♦️@seemorghbook
👍40👎4
📕#آنیوتا
✍#بوریس_پوله_وی
در جنگ جهانی دوم و نبرد روسیه با آلمانها، "آنیوتا" ۱۷ ساله یکی از افرادی هست که به عنوان پرستار در ماموریت جنگی به فرماندهی سروان "مچنتی" حضور دارد و در خلال نبرد، سروان مچنتی را از مرگ نجات می دهد؛ اما مچنتی بیناییش را از دست می دهد. عشق اين پرستار كوچك اندام، سروان را كه بينايي خود را از دست داده و مايوس شده است، به صحنه رندگي باز مي گرداند. ولي مچنتي گويي احساسش را باور ندارد و مي خواهد او را براي چندمين بار بيازمايد و آنيوتا را گويي براي هميشه از دست مي دهد و ...
♦️@seemorghbook
✍#بوریس_پوله_وی
در جنگ جهانی دوم و نبرد روسیه با آلمانها، "آنیوتا" ۱۷ ساله یکی از افرادی هست که به عنوان پرستار در ماموریت جنگی به فرماندهی سروان "مچنتی" حضور دارد و در خلال نبرد، سروان مچنتی را از مرگ نجات می دهد؛ اما مچنتی بیناییش را از دست می دهد. عشق اين پرستار كوچك اندام، سروان را كه بينايي خود را از دست داده و مايوس شده است، به صحنه رندگي باز مي گرداند. ولي مچنتي گويي احساسش را باور ندارد و مي خواهد او را براي چندمين بار بيازمايد و آنيوتا را گويي براي هميشه از دست مي دهد و ...
♦️@seemorghbook
👍6😢3
دستت را به من بده
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ريشههاي تو را دريافتهام
با لبانت براي همه لبها سخن گفتهام
و دستهايت با دستان من آشناست .
♦️@seemorghbook
حرفت را به من بگو
قلبت را به من بده
من ريشههاي تو را دريافتهام
با لبانت براي همه لبها سخن گفتهام
و دستهايت با دستان من آشناست .
♦️@seemorghbook
👍13🔥3🥰2
موفقیت همیشگی نیست؛
شکست هم کشنده نیست..
تنها
یک چیز اهمیت دارد...
و آن هم شهامت
ادامه دادن است...
#وینستون_چرچیل
♦️@seemorghbook
شکست هم کشنده نیست..
تنها
یک چیز اهمیت دارد...
و آن هم شهامت
ادامه دادن است...
#وینستون_چرچیل
♦️@seemorghbook
💯14👍4🔥3❤1
یکی از صحبتهایی که مرا سرگرم میکند اظهارات دانشمندان مذهبی و دینی است که بطرزی موثر در مورد اراده و نقشه های خدا صحبت میکنند و چنان به گفته خود اعتقاد دارند که گویی ظهر آنروز با خدا ناهار خورده اند!
#موریس_مترلینگ
♦️@seemorghbook
#موریس_مترلینگ
♦️@seemorghbook
👍20😁8
بت های خود را فراموش کنید!
( بت های شما کسانی هستند که طرز فکر و باور و اندیشه و زندگی آنها را الگوی خود قرار می دهید) قهرمان خود باشید و هرگز نخواهید که مانند دیگری باشید .
#وین_دایر
♦️@seemorghbook
( بت های شما کسانی هستند که طرز فکر و باور و اندیشه و زندگی آنها را الگوی خود قرار می دهید) قهرمان خود باشید و هرگز نخواهید که مانند دیگری باشید .
#وین_دایر
♦️@seemorghbook
👍19👎2🔥1
📌 خودکشی دسته جمعی!
بلیط رفت و برگشت به نیویورک آمریکا شده بود،نزدیک ۴ هزار تومان!
برای ما که دانشجو بودیم،نصف بها حساب می کردند،یعنی ۱۹۵۰ تومان!
صبحانه و نهار و شام به همراه ویسکی درجه یک شیواز،آبجو،آب پرتقال،دسر شیرینی تازه،سالاد،میوه پرتقال و موز و سیب!
به مهماندارها می گفتیم ببخشید،انار دون کرده ندارید؟!
همیشه می گفتند انشالله بعدا!
خیلی وقت ها از هواپیما در نیویورک پیاده نمی شدیم،می گفتیم به کاپیتان بگوئید ما یک چرتی می زنیم تا برگردیم ایران!
اونهایی که با پرواز ۷۴۷ ایران ایر به نیویورک رفته بودند،می دانستند که
محل پارک هواپیماهای ایران ایر کنار پارکینگ پان آمریکن بود!
دوباره در برگشت چون ساعت ۱۰ صبح پرواز بود،قهوه با کیک،بعد آب پرتقال،بعد نهار و بعد از ظهر انواع مشروبهای ویسکی شیواز و آبجو و شراب تا وقت شام که سئوال می کردند استیک یا شنیتسل مرغ با سالاد فرانسوی؟!
بعد کمی چرت زدن و دوباره صبحانه و بعدش میوه و بعدش شراب قرمز با نهار همراه با دسر میوه موز و پرتقال و سیب!
اما آخرین باری که با پرواز مستقیم نیویورک به تهران داشتم برمی گشتم،آخرش خیلی بد بود!
مهماندار گفت مسافرین محترم،خانمها روسری ها رو سرتان کنید،رسیدیم!
از مهماندار پرسیدم روسری برای چی؟!
گفت انقلاب شده!
من آنقدر رفته بودم و آمده بودم،با تمامی مهماندارها رفیق شده بودم!
آخرین باری که پیاده شدم،یک مهماندار بود موهایش بور بود به اسم زری!
من رو صدا کرد و گفت پیاده شدی،انار دون کرده یادت نره!
هیچوقت متلکی که بارم کرد یادم نمیره!
ده سال گذشت!
با یک پرواز از تهران به مالزی با ایران ایر می رفتم!
چند دقیقه ای هواپیما از زمین بلند شده بود!
مهمانداری یک ظرف آب نبات جلوی من گرفت و گفت دونه اناری بردار!
پرسیدم زری تو هستی؟!
چرا این شکلی شده ای؟!
گفت نباید آرایش کنیم!
مسافران تحریک می شوند!
پرسیدم چیکار می کنی؟!
گفت سر مهماندار شدم،پرواز نیویورک که مالید،به جزیره پاتایا مسافر می زنیم یا کوالالامپور!
بعد گفت بگذار آب نبات بدم به این بدبخت ها،بهت میگم بیای انتهای هواپیما،آشپزخانه با هم صحبت کنیم!
چند دقیقه بعد صدایم کرد،گفت آب میخوری یا آب پرتقال؟!
گفتم آبجو!
گفت جو داریم،اما آبش رو نه!
گفت مرد،گذشت اون روزهایی که سه روز هیچی نمی خوردید،پرواز می کردید به نیویورک!
گفتم سالهاست که دنبال تو می گردم تا یک سوالی ازت بپرسم!
چرا اون روز به من گفتی پیاده شدی،انار دون شده بخور؟!
جواب داد من با پرواز همه جای دنیا می رفتم!
همه جور مسافری با هر ملیتی می دیدم!
مشخص بود ملتی که ۴ هزار تومن می دهند می روند نیویورک و برمی گردند و ۶ وعده غذا با ویسکی و آبجو و شراب و شامپاین و تکیلا رو قاطی با هم می خورند،بعد
کاسه انار دون شده هم می خواهند،بالاخره از خوشی زیاد خودشون رو خیس می کنند!
ظهر شده بود،مهماندار از من پرسید نهار کوکو سبزی می خورید یا کوکو سیب زمینی؟!
پرسیدم خانم با چی میدین این کوکو بره پایین؟!
گفت با آب معدنی!
و چقدر زود چهل سال گذشت!
یاد حرف ژیسکار دستن رئیس جمهور سابق فرانسه افتادم که گفت شورش ملت ایران در سال ۵۷ همچنان برای من معمایی مثل خودکشی نهنگ هاست که گاهی به شکل دسته جمعی و به دلایل نامعلومی اتفاق می افتد!
تاریخ هرگز ندیده ملتی با خود چنین کند و دست به خودکشی دسته جمعی بزند!!!
♦️@seemorghbook
بلیط رفت و برگشت به نیویورک آمریکا شده بود،نزدیک ۴ هزار تومان!
برای ما که دانشجو بودیم،نصف بها حساب می کردند،یعنی ۱۹۵۰ تومان!
صبحانه و نهار و شام به همراه ویسکی درجه یک شیواز،آبجو،آب پرتقال،دسر شیرینی تازه،سالاد،میوه پرتقال و موز و سیب!
به مهماندارها می گفتیم ببخشید،انار دون کرده ندارید؟!
همیشه می گفتند انشالله بعدا!
خیلی وقت ها از هواپیما در نیویورک پیاده نمی شدیم،می گفتیم به کاپیتان بگوئید ما یک چرتی می زنیم تا برگردیم ایران!
اونهایی که با پرواز ۷۴۷ ایران ایر به نیویورک رفته بودند،می دانستند که
محل پارک هواپیماهای ایران ایر کنار پارکینگ پان آمریکن بود!
دوباره در برگشت چون ساعت ۱۰ صبح پرواز بود،قهوه با کیک،بعد آب پرتقال،بعد نهار و بعد از ظهر انواع مشروبهای ویسکی شیواز و آبجو و شراب تا وقت شام که سئوال می کردند استیک یا شنیتسل مرغ با سالاد فرانسوی؟!
بعد کمی چرت زدن و دوباره صبحانه و بعدش میوه و بعدش شراب قرمز با نهار همراه با دسر میوه موز و پرتقال و سیب!
اما آخرین باری که با پرواز مستقیم نیویورک به تهران داشتم برمی گشتم،آخرش خیلی بد بود!
مهماندار گفت مسافرین محترم،خانمها روسری ها رو سرتان کنید،رسیدیم!
از مهماندار پرسیدم روسری برای چی؟!
گفت انقلاب شده!
من آنقدر رفته بودم و آمده بودم،با تمامی مهماندارها رفیق شده بودم!
آخرین باری که پیاده شدم،یک مهماندار بود موهایش بور بود به اسم زری!
من رو صدا کرد و گفت پیاده شدی،انار دون کرده یادت نره!
هیچوقت متلکی که بارم کرد یادم نمیره!
ده سال گذشت!
با یک پرواز از تهران به مالزی با ایران ایر می رفتم!
چند دقیقه ای هواپیما از زمین بلند شده بود!
مهمانداری یک ظرف آب نبات جلوی من گرفت و گفت دونه اناری بردار!
پرسیدم زری تو هستی؟!
چرا این شکلی شده ای؟!
گفت نباید آرایش کنیم!
مسافران تحریک می شوند!
پرسیدم چیکار می کنی؟!
گفت سر مهماندار شدم،پرواز نیویورک که مالید،به جزیره پاتایا مسافر می زنیم یا کوالالامپور!
بعد گفت بگذار آب نبات بدم به این بدبخت ها،بهت میگم بیای انتهای هواپیما،آشپزخانه با هم صحبت کنیم!
چند دقیقه بعد صدایم کرد،گفت آب میخوری یا آب پرتقال؟!
گفتم آبجو!
گفت جو داریم،اما آبش رو نه!
گفت مرد،گذشت اون روزهایی که سه روز هیچی نمی خوردید،پرواز می کردید به نیویورک!
گفتم سالهاست که دنبال تو می گردم تا یک سوالی ازت بپرسم!
چرا اون روز به من گفتی پیاده شدی،انار دون شده بخور؟!
جواب داد من با پرواز همه جای دنیا می رفتم!
همه جور مسافری با هر ملیتی می دیدم!
مشخص بود ملتی که ۴ هزار تومن می دهند می روند نیویورک و برمی گردند و ۶ وعده غذا با ویسکی و آبجو و شراب و شامپاین و تکیلا رو قاطی با هم می خورند،بعد
کاسه انار دون شده هم می خواهند،بالاخره از خوشی زیاد خودشون رو خیس می کنند!
ظهر شده بود،مهماندار از من پرسید نهار کوکو سبزی می خورید یا کوکو سیب زمینی؟!
پرسیدم خانم با چی میدین این کوکو بره پایین؟!
گفت با آب معدنی!
و چقدر زود چهل سال گذشت!
یاد حرف ژیسکار دستن رئیس جمهور سابق فرانسه افتادم که گفت شورش ملت ایران در سال ۵۷ همچنان برای من معمایی مثل خودکشی نهنگ هاست که گاهی به شکل دسته جمعی و به دلایل نامعلومی اتفاق می افتد!
تاریخ هرگز ندیده ملتی با خود چنین کند و دست به خودکشی دسته جمعی بزند!!!
♦️@seemorghbook
👍64😢22👏7👎4❤3🤝1
خدا گويد:
تو ای زيباتر ازخورشيد زيبايم
تو ای والاترين مهمان دنيايم
بدان آغوش من باز است
شروع كن! يك قدم باتو
تمام گامهای مانده اش بامن
♦️@seemorghbook
تو ای زيباتر ازخورشيد زيبايم
تو ای والاترين مهمان دنيايم
بدان آغوش من باز است
شروع كن! يك قدم باتو
تمام گامهای مانده اش بامن
♦️@seemorghbook
👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر چیزی که بهت حس خوبی
نمیده پاک کن!
چه در فضای مجازی،
چه در زندگی و چه در ذهن....
رها شو!
♦️@seemorghbook
نمیده پاک کن!
چه در فضای مجازی،
چه در زندگی و چه در ذهن....
رها شو!
♦️@seemorghbook
👍15❤1
☕️قطعهای از کتاب
این کوری یک کوری واقعی نیست! کوری خرد و منطق است.
ما مخلوقات اهل عقل و تفکریم ولی عاقلانه رفتار نمیکنیم! میبینیم ولی تامل نمیکنیم وگرنه در این دنیا اینقدر شاهد گرسنگی و بدبختی نبودیم!
📕#کوری
✍#ژوزه_ساراماگو
♦️@seemorghbook
این کوری یک کوری واقعی نیست! کوری خرد و منطق است.
ما مخلوقات اهل عقل و تفکریم ولی عاقلانه رفتار نمیکنیم! میبینیم ولی تامل نمیکنیم وگرنه در این دنیا اینقدر شاهد گرسنگی و بدبختی نبودیم!
📕#کوری
✍#ژوزه_ساراماگو
♦️@seemorghbook
👍14❤1
هر قدر در برابر خفت و ظلم سرتعظیم فرود آورید،
همانقدر بر شجاعت و جسارت ستمکاران افزوده خواهد شد!
سکوت در برابر ستمکار، بدترین ستم و بزرگترین خیانت است!
شرافت و عزت خود را قربانی ترس و کاهلی نکنید.
♦️@seemorghbook
همانقدر بر شجاعت و جسارت ستمکاران افزوده خواهد شد!
سکوت در برابر ستمکار، بدترین ستم و بزرگترین خیانت است!
شرافت و عزت خود را قربانی ترس و کاهلی نکنید.
♦️@seemorghbook
👍31
📕#درد_جاودانگی
✍#میگل_داونامونو
سرشت سوگناک زندگی
این کتاب از میان بیش از 50 شاهکار ادبی-کلامی اونامونو، فیلسوف، متکلم و نویسنده شهیر اسپانیایی،به بیست زبان مختلف ترجمه شده است.
در این کتاب مباحث غامض فلسفی و شرح سیره و سلوک اونامونو بیان می شود.
اونامونو بر این باور است که انسان جدید راه خویش را گم کرده و نمی داند در کجاست و برای چه زندگی می کند.
وی این کتاب را با تأسی از رمان دن کیشوت اثر "سروانتس" به رشته تحریر درآورده است.
♦️@seemorghbook
✍#میگل_داونامونو
سرشت سوگناک زندگی
این کتاب از میان بیش از 50 شاهکار ادبی-کلامی اونامونو، فیلسوف، متکلم و نویسنده شهیر اسپانیایی،به بیست زبان مختلف ترجمه شده است.
در این کتاب مباحث غامض فلسفی و شرح سیره و سلوک اونامونو بیان می شود.
اونامونو بر این باور است که انسان جدید راه خویش را گم کرده و نمی داند در کجاست و برای چه زندگی می کند.
وی این کتاب را با تأسی از رمان دن کیشوت اثر "سروانتس" به رشته تحریر درآورده است.
♦️@seemorghbook
👍12
کاش ناشناخته می ماندند ؛
آدم هایی که فکر می کردیم بهترین اند !
آن هایی که رویِ معرفتشان حساب کرده بودیم .
کاش سر از کارشان در نمی آوردیم ،
آن رویِ سکه شان را نمی دیدیم ،
نقابشان را کنار نمی زدیم .
کاش تصوراتمان را ،
اعتمادمان را ،
آرامشمان را ؛
خراب نمی کردیم !
#نرگس_صرافیان_طوفان
♦️@seemorghbook
آدم هایی که فکر می کردیم بهترین اند !
آن هایی که رویِ معرفتشان حساب کرده بودیم .
کاش سر از کارشان در نمی آوردیم ،
آن رویِ سکه شان را نمی دیدیم ،
نقابشان را کنار نمی زدیم .
کاش تصوراتمان را ،
اعتمادمان را ،
آرامشمان را ؛
خراب نمی کردیم !
#نرگس_صرافیان_طوفان
♦️@seemorghbook
👍18❤3🔥1🤔1
فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت. استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.
شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد.
استاد به او گفت: آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی ؟
شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد اما متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند.
استاد به شاگرد گفت: همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه...!
♦️@seemorghbook
شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد.
استاد به او گفت: آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی ؟
شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد اما متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که : اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند.
استاد به شاگرد گفت: همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه...!
♦️@seemorghbook
👍32👏4🔥2😁1