از درخت بیاموزیم!
برای بعضی ها باید ریشه بود،
تا امید به زندگی را به آنها بدهیم.
برای بعضی ها باید تنه بود،
تا تکیه گاه آنها باشیم.
برای بعضی ها باید شاخ و برگ بود،
تا عیب های آنها را بپوشانیم.
برای بعضی ها باید میوه بود،
تا طعم زندگی کردن را به آنها بیاموزیم نه زنده ماندن را…
♦️@seemorghbook
برای بعضی ها باید ریشه بود،
تا امید به زندگی را به آنها بدهیم.
برای بعضی ها باید تنه بود،
تا تکیه گاه آنها باشیم.
برای بعضی ها باید شاخ و برگ بود،
تا عیب های آنها را بپوشانیم.
برای بعضی ها باید میوه بود،
تا طعم زندگی کردن را به آنها بیاموزیم نه زنده ماندن را…
♦️@seemorghbook
👍17
منشی گفت کارتخوان نداریم، ۶٠ تومان از عابربانک بگیرید بیایید.
فاصلهی عابربانک تا مطب زیاد بود.
گفتم چرا دستگاه پُز ندارید؟
خانم منشی گفت خودت این را از آقای دکتر بپرس!
گفتم لابد برای فرار از مالیات است دیگر...
این جناب آقای دکتر مگر بورد تخصصش را از فرانسه نگرفته؟
آنجا یادش ندادند برای مالیات نباید مریضهایش را آواره کند؟
این مالیات مگر چند درصد از درآمد ایشان است؟!
فضا متشنج شد!
جناب دکتر سخنانم را شنید و از مطب آمد بیرون و به من گفت، من شما را ویزیت نمیکنم! لطفا" بروید بیرون!
من نرفتم.
جناب آقای پزشک به منشیاش گفت تا این آقا نرود مریضی را داخل نفرست!
پنج دقیقه گذشت، فقط پنج دقیقه!!
توی این پنج دقیقه چند تن از مریضها آمدند جلو و به من گفتند بهخدا حالمان خوب نیست، بروید بیرون بگذار ما هم به زندگیمان برسیم!
همه به من اعتراض کردند!!
هیچکسی اما به دکتر اعتراض نکرد!!
حس بدی به من دست داد.
حس بازندهها را داشتم.
به خودم گفتم رضا، از حقوق چه کسانی داری دفاع میکنی؟
برای کی و چه کسانی داری دستوپا میزنی؟
اینها یکیشان حتی حاضر نیست از تو حمایت کند!
زدم بیرون...
با خودم گفتم جداً برای چه کسانی داری دستوپا میزنی؟
این مردم...؟!
#رضا_جلودارزاده (نویسنده و روزنامهنگار)
♦️@seemorghbook
فاصلهی عابربانک تا مطب زیاد بود.
گفتم چرا دستگاه پُز ندارید؟
خانم منشی گفت خودت این را از آقای دکتر بپرس!
گفتم لابد برای فرار از مالیات است دیگر...
این جناب آقای دکتر مگر بورد تخصصش را از فرانسه نگرفته؟
آنجا یادش ندادند برای مالیات نباید مریضهایش را آواره کند؟
این مالیات مگر چند درصد از درآمد ایشان است؟!
فضا متشنج شد!
جناب دکتر سخنانم را شنید و از مطب آمد بیرون و به من گفت، من شما را ویزیت نمیکنم! لطفا" بروید بیرون!
من نرفتم.
جناب آقای پزشک به منشیاش گفت تا این آقا نرود مریضی را داخل نفرست!
پنج دقیقه گذشت، فقط پنج دقیقه!!
توی این پنج دقیقه چند تن از مریضها آمدند جلو و به من گفتند بهخدا حالمان خوب نیست، بروید بیرون بگذار ما هم به زندگیمان برسیم!
همه به من اعتراض کردند!!
هیچکسی اما به دکتر اعتراض نکرد!!
حس بدی به من دست داد.
حس بازندهها را داشتم.
به خودم گفتم رضا، از حقوق چه کسانی داری دفاع میکنی؟
برای کی و چه کسانی داری دستوپا میزنی؟
اینها یکیشان حتی حاضر نیست از تو حمایت کند!
زدم بیرون...
با خودم گفتم جداً برای چه کسانی داری دستوپا میزنی؟
این مردم...؟!
#رضا_جلودارزاده (نویسنده و روزنامهنگار)
♦️@seemorghbook
👍94👏8🤨7❤5👎5😢4❤🔥1🔥1😁1
ابرها به آسمان تكيه میكنند،
درختان به زمين و
انسانها به مهربانی يكديگر...
بگذار امروز مهربانیت تکیه گاہ آدمهای بیشتری شود...
♦️@seemorghbook
درختان به زمين و
انسانها به مهربانی يكديگر...
بگذار امروز مهربانیت تکیه گاہ آدمهای بیشتری شود...
♦️@seemorghbook
👍14❤6😁1
دوستان واقعی، مثل صبح هستند
نمیشود تمام روز آنها را داشت،
اما مطمئنی که فردا، هفته بعد، و تا ابد هستند...
♦️@seemorghbook
نمیشود تمام روز آنها را داشت،
اما مطمئنی که فردا، هفته بعد، و تا ابد هستند...
♦️@seemorghbook
👍11❤6👏1
☕️قطعه ای از کتاب
پدر بزرگم میگفت : زندگی عجیب کوتاه است ..! حالا که گذشته را بیاد می آورم زندگی به نظرم چنان فشرده می آید که مثلا نمی فهمم چطور ممکن است جوانی تصمیم بگیرد با اسبش به دهکده ی بعدی برود ، امانترسد که مبادا قطع نظر از اتفاقات بد مدت زمان همین زندگی عادی و خوش و خرم ، کفایت چنین سفری را نکند ...؟!
📕#پزشک_دهکده
✍#فرانتس_کافکا
♦️@seemorghbook
پدر بزرگم میگفت : زندگی عجیب کوتاه است ..! حالا که گذشته را بیاد می آورم زندگی به نظرم چنان فشرده می آید که مثلا نمی فهمم چطور ممکن است جوانی تصمیم بگیرد با اسبش به دهکده ی بعدی برود ، امانترسد که مبادا قطع نظر از اتفاقات بد مدت زمان همین زندگی عادی و خوش و خرم ، کفایت چنین سفری را نکند ...؟!
📕#پزشک_دهکده
✍#فرانتس_کافکا
♦️@seemorghbook
👍12
بسیاری از تجاوزات که به آزادى هاى مردم مى شود، در انتخابات عمومى، با رأى خودِ مردم به تصویب رسیده است!
#اینیاتسیو_سیلونه
♦️@seemorghbook
#اینیاتسیو_سیلونه
♦️@seemorghbook
👍39👏10👎2🤨2❤1
📕#تحولات_فرهنگی_و_سیاسی_ایران
✍#علی_اصغر_حقدار
تاریخ معاصر ایران بر اساس برخورد با تمدن و فرهنگ مدرنیته ساخته شده است؛ نخستین برخوردها در یکصد سال پیش از استقرار مشروطیت و با جنگ های ایران و روسیه و تلاقی دیپلماتیک با بریتانیا به وجود آمد و تکانه های بعدی را رویدادهای مشروطیت پدیدار ساختند. یکصد سال گذشته- از بنیان اولین پارلمان و تدوین نخستین قانون اساسی- تاکنون مفاهیم، نهادها، رفتار، ایده ها و کنشهای آمیخته با اصول و لایه های مدرنیته در زمینه های اجتماعی- سیاسی و اقتصادی – فرهنگی کشورمان جریان داشته و با این حال نتوانسته اند به فرهنگی برآمده از واقعیات جامعه و نیازهای ایرانیان ارتقا یابند. داستان سیر اودیسه وار مدرنیته در ایران، هم چنان در راه و ایده ها و کنشهای آن، پروژه ای ناتمام بشمار می روند؛ آسیب شناسی این ناتمامی در سنجش عقلانی سنت و برخورد عملی با مدرنیته را می طلبد؛ زمینه ای که در بیشتر کارکردهای فرهنگی و سیاس – اجتماعی نادیده گرفته شده اند و دور نیست که اصرار بر این نادیدگی، فرهنگ ایران را از گردونه جهانی الگوهای زندگی و مفاهیم اندیشگی مدرنیته خارج سازد.
♦️@seemorghbook
✍#علی_اصغر_حقدار
تاریخ معاصر ایران بر اساس برخورد با تمدن و فرهنگ مدرنیته ساخته شده است؛ نخستین برخوردها در یکصد سال پیش از استقرار مشروطیت و با جنگ های ایران و روسیه و تلاقی دیپلماتیک با بریتانیا به وجود آمد و تکانه های بعدی را رویدادهای مشروطیت پدیدار ساختند. یکصد سال گذشته- از بنیان اولین پارلمان و تدوین نخستین قانون اساسی- تاکنون مفاهیم، نهادها، رفتار، ایده ها و کنشهای آمیخته با اصول و لایه های مدرنیته در زمینه های اجتماعی- سیاسی و اقتصادی – فرهنگی کشورمان جریان داشته و با این حال نتوانسته اند به فرهنگی برآمده از واقعیات جامعه و نیازهای ایرانیان ارتقا یابند. داستان سیر اودیسه وار مدرنیته در ایران، هم چنان در راه و ایده ها و کنشهای آن، پروژه ای ناتمام بشمار می روند؛ آسیب شناسی این ناتمامی در سنجش عقلانی سنت و برخورد عملی با مدرنیته را می طلبد؛ زمینه ای که در بیشتر کارکردهای فرهنگی و سیاس – اجتماعی نادیده گرفته شده اند و دور نیست که اصرار بر این نادیدگی، فرهنگ ایران را از گردونه جهانی الگوهای زندگی و مفاهیم اندیشگی مدرنیته خارج سازد.
♦️@seemorghbook
❤6👍3
زمان مانند یک رودخانه است…!
هرگز نمیتوانیم به یک آب، دو بار دست بزنیم،
زیرا آن جریان آبی که از مقابل ما گذشت، دیگر باز نخواهد گشت…
از هر لحظهی زندگیمان لذت ببریم…
♦️@seemorghbook
هرگز نمیتوانیم به یک آب، دو بار دست بزنیم،
زیرا آن جریان آبی که از مقابل ما گذشت، دیگر باز نخواهد گشت…
از هر لحظهی زندگیمان لذت ببریم…
♦️@seemorghbook
👍13👏3
یا زیاد کتاب بخوانید یا اصلا نخوانید.
کسانی که چند کتاب محدود خواندهاند به متوهمترین و خطرناکترین انسان تبدیل میشوند...
زیرا تعصب شدید روی دانش اندکشان پیدا میکن...
♦️@seemorghbook
کسانی که چند کتاب محدود خواندهاند به متوهمترین و خطرناکترین انسان تبدیل میشوند...
زیرا تعصب شدید روی دانش اندکشان پیدا میکن...
♦️@seemorghbook
👍35❤3👎2👏1
حرف مردم مثل جریان شدید آبه!
اگه در مقابلش بایستی خستت میکنن و اگه باهاشون همراهی کنی غرقت میکنن؛
پس نادیده بگیر و بگذر…
♦️@seemorghbook
اگه در مقابلش بایستی خستت میکنن و اگه باهاشون همراهی کنی غرقت میکنن؛
پس نادیده بگیر و بگذر…
♦️@seemorghbook
👍18👏2
میگویند همه با هم متحد شوند
تا دنیا عوض شود اما نمیفهمند
اگر همه با هم متحد می شدند
دیگر چهنیازی بهتغییر دنیا بود !!
#رومن_گاری
♦️@seemorghbook
تا دنیا عوض شود اما نمیفهمند
اگر همه با هم متحد می شدند
دیگر چهنیازی بهتغییر دنیا بود !!
#رومن_گاری
♦️@seemorghbook
👍25👏2
آب از سر او گذشته بود و ناامیدیاش در چنان اوجی که اندوه را تحقیر میکرد.
📘#خانه_ادریسیها
✍ #غزاله_علیزاده
♦️@seemorghbook
📘#خانه_ادریسیها
✍ #غزاله_علیزاده
♦️@seemorghbook
👍6
💮💮💮💮💮💮💮💮💮💮
روزگار به من آموخت که چیزی را،
بدست نخواهم آورد مگر اینکه
چیز دیگری را از دست بدهم .
گاهی برای بدست آوردن
باید بهای گزافی بپردازیم.
هیچگاه نمی شود همه چیز
را با هم داشت.
دنیا معامله گر سرسختی است
تا نگیرد نمی دهد.
گاهی باید گذشت از برخی گرفتن ها
چون ممکن است به بهای از دست دادن
قیمتی ترین ها بینجامد...
♦️@seemorghbook
روزگار به من آموخت که چیزی را،
بدست نخواهم آورد مگر اینکه
چیز دیگری را از دست بدهم .
گاهی برای بدست آوردن
باید بهای گزافی بپردازیم.
هیچگاه نمی شود همه چیز
را با هم داشت.
دنیا معامله گر سرسختی است
تا نگیرد نمی دهد.
گاهی باید گذشت از برخی گرفتن ها
چون ممکن است به بهای از دست دادن
قیمتی ترین ها بینجامد...
♦️@seemorghbook
👍22❤1
آزادی؟
کدامین آزادی؟
آزادی، اسبی ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می زنند
سرزمین؟
کدامین سرزمین؟
آن سرزمینی که هر روز به غارتش می برند؟
آن دشتی که برهوتش کرده اند
یا آن شاخه ای
که تخته ی تابوت شد؟
کدامین است؟
آن سنگ و آن خاک و آن چشمه و ریگی
که بند و زندان زاییده است؟
نمی دانم میهن کدام است!
آزادی کدام است،
نمی دانم!
آن جویباری که در روز روشن
سرچشمه اش را غارت کردید؟
آن معشوقه ای که در خواب
چشم هایش را دزدیدید؟
آن ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج بردید؟
یا آن ماهی
که شبِ چهارده اش را ربودید؟
آزادی، اسبی ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می زنند
#شیرکو_بیکس
♦️@seemorghbook
کدامین آزادی؟
آزادی، اسبی ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می زنند
سرزمین؟
کدامین سرزمین؟
آن سرزمینی که هر روز به غارتش می برند؟
آن دشتی که برهوتش کرده اند
یا آن شاخه ای
که تخته ی تابوت شد؟
کدامین است؟
آن سنگ و آن خاک و آن چشمه و ریگی
که بند و زندان زاییده است؟
نمی دانم میهن کدام است!
آزادی کدام است،
نمی دانم!
آن جویباری که در روز روشن
سرچشمه اش را غارت کردید؟
آن معشوقه ای که در خواب
چشم هایش را دزدیدید؟
آن ابری که پیش از باریدن
بارانش را به تاراج بردید؟
یا آن ماهی
که شبِ چهارده اش را ربودید؟
آزادی، اسبی ست خسته و لنگان
که هر روز گلوله بارَش می زنند
#شیرکو_بیکس
♦️@seemorghbook
👍37❤8👎1🤨1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سهراب میگه:
"به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم میگذرد
آنچنانی که فقط خاطرهها خواهد ماند
لحظهها عریانند
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز...!!
زندگی ذره كاهیست
كه كوهش كردیم...
زندگی نیست بجز حرف محبت به كسی
ورنه هر خار و خسی
زندگی کرده بسی...
♦️@seemorghbook
"به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم میگذرد
آنچنانی که فقط خاطرهها خواهد ماند
لحظهها عریانند
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز...!!
زندگی ذره كاهیست
كه كوهش كردیم...
زندگی نیست بجز حرف محبت به كسی
ورنه هر خار و خسی
زندگی کرده بسی...
♦️@seemorghbook
👍21❤5💋2👏1
بگذارید به نام انسان زندگی کنیم بگذارید آنهایی که در جست و جوی حقیقت طبیعت بودند و هرگز انسان های دیگر را اعدام نکردند را بیاد بیاوریم.
ستاره شناسان و شیمی دان ها هرگز زنجیرهای آهنین به هم نبافتند؟هرگز حفرهٔ تاریک زندان نساختند. زمین شناسان هرگز ابزاری برای شکنجه و آزار ابداع نکردند.
فیلسوفان تئوری های حقیقی و حقیقت را با سوزاندن همسایگانشان به مردم ارائه ندادند. آزاد اندیشان و دگراندیشان برجسته فقط برای نیکی مردمان و انسان ها زیسته اند.
#رابرت_گرین_اینگرسول
♦️@seemorghbook
ستاره شناسان و شیمی دان ها هرگز زنجیرهای آهنین به هم نبافتند؟هرگز حفرهٔ تاریک زندان نساختند. زمین شناسان هرگز ابزاری برای شکنجه و آزار ابداع نکردند.
فیلسوفان تئوری های حقیقی و حقیقت را با سوزاندن همسایگانشان به مردم ارائه ندادند. آزاد اندیشان و دگراندیشان برجسته فقط برای نیکی مردمان و انسان ها زیسته اند.
#رابرت_گرین_اینگرسول
♦️@seemorghbook
👍18❤2
بزرگی میگوید
موفقیت نتیجه ۳ عبارت است :
۱- تجربه دیروز
۲-استفاده امروز
۳-امید به فردا
ولی اغلب ما با این ۳ عبارت زندگی میکنیم :
۱- حسرت دیروز
۲- اتلاف امروز
۳-ترس از فردا
♦️@seemorghbook
موفقیت نتیجه ۳ عبارت است :
۱- تجربه دیروز
۲-استفاده امروز
۳-امید به فردا
ولی اغلب ما با این ۳ عبارت زندگی میکنیم :
۱- حسرت دیروز
۲- اتلاف امروز
۳-ترس از فردا
♦️@seemorghbook
👍19👏1
☕️ قطعهای از کتاب
- پدربزرگ... ما می تونیم یه روز آدم بشیم؟
- بله پسرم. در نسخ های قدیمی خصوصا در « گاونامه » اشاره شده که هر گاوی اگر عمیقا بفهمد که چقدر « گاو » است، در دم آدم خواهد شد.
- آدما چطور... می تونن گاو بشن؟
- بله پسرم، در همان کتاب نیز اشاره شده است که هرگاه آدمی « زیادی » بفهمد که آدم است، در دم گاو خواهد شد!
- حالا من شاید حالا حالاها نفهمم که چقدر گاوم... یه راه ساده تر واسه آدم شدن نداری پدربزرگ؟
- چرا پسرم. روش « ماسک چپانی »!
در این روش ماسکهایی است که مانند کله ی آدمیزاد ساخته شده اند و می توان شاخها را برید و ماسک را بر سر گذارد و به میان جماعت آدمی رفت.
- چه روش راحتی!
- بلی گوساله ی بابا! در میان آدمیانی که می بینی... فرقی نمی کند که در چه مقام و موقعیتی باشند... برخی اینچنین آدم شده اند!
📕#من_گوساله_ام
✍#بزرگمهر_حسینپور
♦️@seemorghbook
- پدربزرگ... ما می تونیم یه روز آدم بشیم؟
- بله پسرم. در نسخ های قدیمی خصوصا در « گاونامه » اشاره شده که هر گاوی اگر عمیقا بفهمد که چقدر « گاو » است، در دم آدم خواهد شد.
- آدما چطور... می تونن گاو بشن؟
- بله پسرم، در همان کتاب نیز اشاره شده است که هرگاه آدمی « زیادی » بفهمد که آدم است، در دم گاو خواهد شد!
- حالا من شاید حالا حالاها نفهمم که چقدر گاوم... یه راه ساده تر واسه آدم شدن نداری پدربزرگ؟
- چرا پسرم. روش « ماسک چپانی »!
در این روش ماسکهایی است که مانند کله ی آدمیزاد ساخته شده اند و می توان شاخها را برید و ماسک را بر سر گذارد و به میان جماعت آدمی رفت.
- چه روش راحتی!
- بلی گوساله ی بابا! در میان آدمیانی که می بینی... فرقی نمی کند که در چه مقام و موقعیتی باشند... برخی اینچنین آدم شده اند!
📕#من_گوساله_ام
✍#بزرگمهر_حسینپور
♦️@seemorghbook
👍19