کتابخانه سیمرغ
73.7K subscribers
15.5K photos
1.19K videos
7.38K files
460 links
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#امیر_کبیر در سلطان صاحبقران

معلوم نیست ایران را که باید حفظ کند ...
هر که را میبینی به لقمه حرام عادت کرده است ...

♦️@seemorghbook
👍348🔥2
چنین گفت زرتشت

فردریش نیچه
♦️@seemorghbook
😍8👍3🔥21👎1
📕#چنین_گفت_زرتشت

#فردریش_نیچه

«چنین گفت زرتشت» مشهورترین و بحث‌برانگیزترین اثر فریدریش نیچه، فیلسوف آلمانی است. این اثر با ترجمهٔ مسعود انصاری در انتشارات جامی چاپ شده است. چنین‌گفت زرتشت داستانی شاعرانه و فلسفی از نیچه است که شخصیت اصلی داستان آن هم‌نام یا خود «زرتشت» پیامبر است. در این کتاب مفاهیمی چون «ابرانسان» و «بازگشت جاودانه» بیان می‌شود.

درباره کتاب چنین گفت زرتشت

زرتشت پس از سال‌ها عزلت‌گزینی در کوه‌های آلپ به این اندیشه می‌افتد که شهد خرد خود را به انسان‌ها بچشاند. پس به شهر وارد می‌شود و سعی می‌کند مردم را ارشاد کند. اما هیچ‌کس به او گوش نمی‌دهد و تمام توجه مردم به بند‌بازی یک بندباز در شهر است. مردم که سخنان او را درک نمی‌کنند، مدام به او می‌خندند. زرتشت به این فکر می‌افتد که مانند مسیح برای خود حواریونی برگزیند تا بتواند گفتارهای خود را که رد کردن آرمان‌ها و ارزش‌های کهنه است در کتابی مقدس بیان کند و این اثر همان کتاب است.

♦️@seemorghbook
16👍5👏4
نمک نشناسی ...
مثل یک بیماریِ مزمن ...
شیوع پیدا کرده است بینِ مردم!
مهم نیست تو چقدر خودت را ...
خرجِ حالِ خوبشان کردی!
حالِشان که با تو خوب شد،...
دلیلِ حالِ بدت می شوند!
مهم نیست چقدر در گذشته کنارشان بودی!
می روند ...
و شیفته ی آدم های جدیدِ ِ...
زندگیِ شان می شوند.
مهم نیست تو چقدر دردشان را ...
به جان خریدی!
درد می زنند به جانَت...
مهم نیست چقدر بارِ تنهایی شان را ...
به دوش کشیدی!
در نهایت تنهایَت می گذراند....
لطفاً به فرزندانتان،
قدر شناس بودن را یاد دهید؛
این جا زخمِ خیلی ها ...
تازه ی همان نمک دانی ست ...
که شکست‌ !

♦️@seemorghbook
👍22👎1
مردم کشور من، با نفرت به صحنه
بوسیدن دو عاشق نگاه می‌کنند!
اما با اشتیاق برای صحنۀ اعدام
جمع می‌شوند...
با چنین مردمی
زندگی دردناک است...!

#فریدون_فرخزاد

♦️@seemorghbook
48👍20👏4👎1
لایق تو کسی نیست جز !
آنکسه که:
تو را انتخاب کند نه امتحان!
تو را حس کند نه اینکه لمست کند!
تو را بسازد نه اینکه بسوزاند!
تو را بخنداند نه اینکه بیازارد!
به یاد داشته باش ؛
هیچکس ارزش شکسته شدن،
ارزش هایت را ندارد..

♦️@seemorghbook
👍25
اگه دنبال کتابی هستی که اعتماد به نفستو بیره بالا اینارو بخون :

- موهبت کامل نبودن (برنه براون)
- درباب اعتماد به نفس (آلن دوباتن)
- جرأت داشته باش (فردیک فانژه)
- خودت را به فنا نده (گری جان بیشاپ)
- صورتت را بشور دختر جان (ریچل هالی)
- نیروی اعتماد به نفس (برایان تریسی)

♦️@seemorghbook
👍95
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠

شعرى زيبا از شاعرى ناشناس كه به اشتباه آن را به مولانا نسبت داده اند:

عاقبت خاك شود حسن جمال من و تو
خوب و بد مي گذرد واي به حال من و تو

قرعه امروز به نام من و فردا دگري
می خورد تير اجل بر پر و بال من و تو

مال دنيا نشود سد ره مرگ كسی
گيرم كه كل جهان باشد از آن من و تو

هر مرد شتربان اویس قرنی نیست
هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست

هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد
هر احمد و محمود رسول مدنی نیست

بر مرده دلان پند مده خویش میازار
زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست

جایی که برادر به برادر نکند رحم
بیگانه برای تو برادر شدنی نیست...!


♦️@seemorghbook
23👍9😁2👎1
آرزو دارم؛خورشید، رهایت نکند
غم و اندوه صدایت نکند
و تو را از دل آنکس که دلت در تن اوست
حضرت دوست جدایت نکند

♦️@seemorghbook
16👍3
ما روزهای سختمان را بدون یاریِ آدم‌ها پشت‌سر گذاشتیم.
ما خودمان با دست‌های خودمان دیوارهای سرد و سنگین مقابلمان را شکافتیم و به روزنه‌های امّید رسیدیم.
ما خودمان هم‌درد و انگیزه‌ی روزهای سخت خودمان بودیم و رسیدن روزهای خوب را به خودمان وعده دادیم و طاقت آوردن را از خودمان وعده گرفتیم و طاقت آوردیم.
ما روزهای سخت را یک‌تنه حریف شدیم، یک‌تنه جنگیدیم، یک‌تنه درد کشیدیم و درد، از ما آدم دیگری ساخت.
دیگران اما؛ هیچ‌گاه نفهمیدند چرا این آدم از یک جایی به بعد سکوت کرد و شبیه به قبل نشد...

#نرگس_صرافیان_طوفان

♦️@seemorghbook
😢105👍4👏3
بهترین آدما کسانی هستند که
به زندگیت میان و باعث میشن
تو خورشید رو جایی ببینی
که ابر دیده بودی،
ادمایی که خیلی بهت باور دارن،
باعث میشن توام به خودت باور
پیدا کنی،
ادمایی که به سادگی تو رو برای خودت
بودنت دوست دارن.

♦️@seemorghbook
👍13😍21
☕️قطعه‌ای از کتاب

روزی سگی داشت در چمن علف می خورد.
سگ دیگری از کنار چمن گذشت.
چون این منظره را دید تعجب کرد و ایستاد.
آخر هرگز ندیده بود که سگ علف بخورد!
ایستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می خوری؟!
سگی که علف می خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت:
من؟ من سگ قاسم خان هستم!
سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت:
سگ حسابی! تو که علف می خوری؛ دیگه چرا سگ قاسم خان؟
اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز یک چیزی؛
حالا که علف می خوری دیگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش..!!

📕#زمستان_بی_بهار

#ابراهیم_یونسی

♦️@seemorghbook
👍24👏4😁31
سادگیم را... .
یکرنگیم را...
به حماقتم نگذار...
انتخاب کرده ام که ساده باشم و دیگران را دور نزنم...
وگرنه دروغ گفتن وبد بودن و آزار و فریب دیگران آسان ترین کار دنیاست...
بلد بودن نمیخواهد...
دوره.
دوره ى گرگهاست.....
مهربان که باشی. می پندارند دشمنی!
گرگ که باشی. خيالشان راحت می شود از خودشانى!
ما تاوان گرگ نبودنمان را می دهیم...

#احمد_شاملو

♦️@seemorghbook
👍38👏9
نبرد مادرید

دان کورزمان

♦️@seemorghbook
👍5
📕#نبرد_مادرید

#دان_کورزمان

ماجرای مادرید در اولین ماه های جنگ داخلی اسپانیا یکی از تکان دهنده ترین، هولناک ترین و از جهاتی بااهمیت ترین حماسه های تاریخی دوران معاصر بشمار می رود.
ماجرای این جنگ داخلی به ماه ژوئیه سال 1936 بر می گردد و آن درست همان زمانی بود که ژنرال فرانکو ترتیب دخالت ارتش متمایل به راست را علیه رژیم جمهوری که سیاستی متمایل به چپ داشت، داد و آن را به قیام و شورش واداشت.
نقطه اوج بحران، با حمله قوای شورشی به مادرید و بر سر تصرف این شهر آغاز شد. در حالیکه رهبران سیاسی مردم، در معرکه درهم ریختگی و اغتشاش فراگیر، شهر را ترک کرده و آنها را تنها گذارده بودند. با این وجود مردم نومیدانه، ولی مصمم و قاطع جنگ را ادامه دادند.
هیچکدام از صدها کتاب تاریخی و تحقیقی که تاکنون در مورد این جنگ داخلی هولناک به رشته تحریر درآمده است، به نکات و مسایل انسانی، آن چنان که این کتاب پرداخته، اشاره ای نداشته است.

♦️@seemorghbook
👍131😁1
پشت زیباترین لبخند
بیشترین رازها نهفته است؛
زیباترین چشم بیشترین اشک ها
را ریخته و مهربان ترین قلب بیشترین دردها را کشیده است...

♦️@seemorghbook
13👍6
ما از هیتلر و ارتش آریایی شکست نخوردیم

ولـی یک آریایی کچل فقط با یک خودنویس

ما را شکست داد و از سرزمینش بیرون کرد.

گوشه‌ای از نطق درباره دکتر مصدق

#وینستون_چرچیل

@seemorghbook
👍35👎14👏4
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠

مرداب های الکل
با آن بخارهای گس مسموم
انبوه بی تحرک روشنفکران را
به ژرفنای خویش کشیدند
و موش های موذی
اوراق زرنگار کتب را
در گنجه های کهنه جویدند
خورشید مرده بود
خورشید مرده بود،و فردا
در ذهن کودکان
مفهوم گنگ گمشده ای داشت
آنها غرابت این لفظ گنگ را
با لکه ی درشت سیاهی
در مشقهای خود تصویر می کردند.

#فروغ_فرخزاد

♦️@seemorghbook
👍122